رشدیه، مدارس

معرف

عنوان عمومى مدارس متوسطه به سبك اروپايى در قلمرو عثمانى در دوره تنظيمات*.
متن

رشديه، مدارس، عنوان عمومى مدارس متوسطه به سبك اروپايى در قلمرو عثمانى در دوره تنظيمات*. تا پيش از دوره تنظيمات، آموزش در قلمرو عثمانى بنابر سنّت آموزشى رايج در قلمرو اسلامى، در دو سطح كلى ابتدايى و عالى در مكتب و مدرسه صورت مىگرفت (← احساناوغلو[1] ، ص367ـ 371؛ چمبرز[2] ، ص440). پس از آغاز تغييرات در نظام آموزشى عثمانى در سطوح عالى كه با تأسيس مدارس نظامى مانند «مهندسخانه بحرى همايون» و «مهندسخانه برّى همايون» صورت گرفته بود (سارىقايا[3] ، ص 51ـ52)، بهتدريج لزوم تغييرات در آموزش ابتدايى نيز مطرح شد. تمركز آموزش ابتدايى بر مقدمات علوم دينى و تسلط شيوههاى سنّتى بر آن موجب شده بود تا فارغالتحصيلان اين مدارس داراى توانايى علمى لازم براى ورود به نهادهاى تعليمى عالى جديد نباشند (← سُمل[4] ، ص 15ـ17، 19ـ20). افزونبراين، اقتباس نظام آموزشى غربى كه مبتنى بر سه مقطع ابتدايى، متوسطه و عالى بود، ايجاد مقطع متوسطه در نظام آموزشى عثمانى را ضرورت مىبخشيد (← ارگين[5] ، ج 2، ص 383؛ سارىقايا، ص 54). ازاينرو، در اواخر سلطنت محمود دوم (حك : 1223ـ1255)، «مجلس نافعه» لايحه «اصلاح و تنظيم مكاتب صبيانيه» را تدوين كرد كه بهتصويب سلطان عثمانى رسيد. اين لايحه آشكارا به نظام آموزش غربى روى آورده بود و براساس آن، مكتبهاى موجود بايد در قالب نظام جديد سازماندهى و تعليموتربيت كلاسى جايگزين تعليم انفرادى رايج در مكاتب صبيان مىشد (توركؤنه[6] ، ص 684). بدينترتيب، بهمنظور پركردن خلأ ميان مكاتب صبيان و آموزشگاههاى عالىِ غالبآ نظامى، مدارس ديگرى با سطحى بالاتر از سطح مكاتب صبيان و براى تربيت و آمادهكردن دانشآموز براى آموزشگاههاى عالى مذكور برپا شد (← شاو[7] ، ج 2، ص 107؛ زورخر[8] ، ص 62). اين مدارس، در ابتدا بهمناسبت آنكه مكاتب صبيان به «صنف اول» معروف بودند، «صنف ثانى» ناميده شدند. با توجه به اينكه فارغالتحصيلان اين نوع مدارس در زمان بهپايانرساندن اين مقطع تحصيلى به سن رشد مىرسيدند، پس از مدتى به خواست سلطانمحمود دوم، عنوان «رشديه» بدانها اطلاق شد (ارگين، ج 2، ص 384). بهمنظور پيشبردن امور تأسيس و راهاندازى اينگونه مدارس نيز اداره مكاتب رشديه (مكاتب رشديه نظارتى) تشكيل شد (احساناوغلو، ص 254، 448؛ د.ا.د.ترك، ذيل مادّه). نظر ديگر درباره تأسيس مدارس رشديه اين است كه مدارس مذكور در زمان سلطانعبدالمجيد (حك : 1255ـ1277)، جانشين محمود دوم، تأسيس شدند. بر اين اساس، پس از صدور فرمان تنظيمات در اوايل سلطنت عبدالمجيد و در شعبان 1255 (← تنظيمات*)، با توجه به پيوند تنگاتنگ بين تحقق اصلاحات و امر تعليم و تربيت، اين سلطان عثمانى با صدور دستخطى خطاب به صدراعظم و وزرا در 1261 (د.ا.د.ترك، ج40، ص 5)، فرمان تأسيس مدارسى را صادر كرد كه تأمينكننده آموزش علوم و فنون باشند (← كارال[9] ، ج 5، ص 182؛ ديويسون[10] ، ص 296). كمى بعد، مجلس معارف موقت متشكل از هفت تن از دولتمردان اصلاحطلب غربگرا، چون عالىبيگ و فؤادافندى، بهمنظور فراهمآوردن مقدمات اجراى اين فرمان تشكيل شد و طرحى تفصيلى مبتنى بر سه مقطع تحصيلى كه نوعى گرتهبردارى از نظام آموزشى رايج در اروپا بود، تهيه و پيشنهاد كرد (← عَليّه، ص 42ـ43، 48ـ49؛ ارگين، ج 2، ص440ـ441). در همين دوره، قانونى بهتصويب رسيد كه بهموجب آن مقرر شد در كنار مدارس سنّتى، مدارس ابتدايى و متوسطه (رشديه) و دارالفنون عرفى تحتنظر «مجلس دايمى معارف عموميه» تشكيل و اداره شود (← كارال، ج 5، ص 182ـ183). ازاينرو، نخستين مدرسه رشديه در 1263 (يولآليجى[11] ، ص 286؛ آلكان[12] ، ص 26) در سايه تلاش ويژه كمالافندى، ناظر (مدير) «مكاتب عموميه» كه براى مطالعه درباره نظام آموزش و پرورش غربى به انگليس، فرانسه و آلمان اعزام شده بود (← ديويسون، همانجا)، در استانبول تأسيس شد. در اين مدرسه براساس اصول جديد، در كنار عربى و فارسى، حساب، جغرافى، تاريخ عثمانى و مبادى علوم ديگر نيز تدريس مىشد. موفقيت چشمگير شاگردان نخستين مدرسه رشديه در امتحانات پايان سال تحصيلى، كه در بابعالى و در حضور شخص سلطان و دولتمردان برجسته برگزار شد، زمينه مناسبى براى افزايش تعداد رشديهها فراهم آورد و در طول يك سال چهار مدرسه رشديه ديگر تأسيس شد. توفيق شاگردان رشديههاى پنجگانه در آزمون پايان سال تحصيلى بعد، كه باز در حضور سلطان برگزار شد، بيش از پيش زمينه گسترش كمّى و كيفى مدارس رشديه را فراهم آورد (← عليّه، ص50؛ ارگين، ج 2، ص 444).

دوره تحصيل در رشديهها بنابه تغييرات هرازگاهى آييننامهها، دو، سه يا چهار سال بود (← احساناوغلو، ص 331، 336، 455ـ456). اندكى پس از گشايش نخستين مدرسه رشديه، نخستين «دارالمعلمين رشدى» نيز بهمنظور تربيت معلم براى رشديههاى پسران، در 1264 در استانبول گشوده شد و ضمن آنكه با گذشت زمان بر شماره آنها افزوده شد، تغييرات و تحولاتى در برنامه و ساختار آنها صورت گرفت (← عليّه، ص 51، 59؛ ارگين، ج 2، ص 571ـ587؛ احساناوغلو، ص 457ـ460). نخستين رشديه دخترانه (اناث رشديهسى) هم در 1275 تأسيس گرديد (اورتايلى[13] ، ص 188؛ يولآليجى، همانجا؛ ارگين، ج 2، ص 457ـ459). بهعلت فقدان زنان معلم، معلمان مرد سالمند در اين مدرسه نوبنياد تدريس مىكردند. ازاينرو، نخستين دارالمعلمات بهمنظور تربيت زنان معلم براى مدارس رشديه دخترانه در 1287 در استانبول تأسيس شد و شمار آنها با گذشت زمان در سراسر قلمرو عثمانى افزايش يافت (← ارگين، ج 2، ص 668ـ685؛ احساناوغلو، ص460ـ461). علاوهبر رشديههاى معمول و اناث، مدارس رشديه نظامى (مكاتب رشديه عسكريه) هم بهمنظور تأمين نيازهاى مؤسسات آموزشى و ادارى ارتش عثمانى، از 1292 به بعد داير شد. شمار اينگونه مدارس نظامى در 1294 در استانبول به نُه باب (آلكان، ص 31) و در سال تحصيلى 1324ـ1325 در عثمانى به 25 باب رسيد (← احساناوغلو، ص 439؛ يولآليجى، همانجا؛ ارگين، ج 2، ص 501ـ507). مدارس رشديه از زمان آغاز تأسيس آنها رشد كمّى چشمگيرى داشتند. درحالىكه در 1269 در قلمرو عثمانى نُه مدرسه رشديه وجود داشت، در 1286 شماره آنها به 87 باب رسيده بود (يولآليجى، همانجا). تعداد اين نوع مدارس در 1293 به 423 باب افزايش يافته بود و حدود بيستهزار تن در اين مدارس تحصيل مىكردند (احساناوغلو، ص455). در 1300، در قلمرو عثمانى 460 باب مدرسه رشديه فعاليت مىكردند و حدود سىهزار دانشآموز در آنها مشغول تحصيل بودند (همان، ص 455ـ456؛ براى تفصيل در آمار اين رشديهها تا آستانه اعلان مشروطيت دوم عثمانى در 1326 ← همان، ص 456). شكلگيرى و توسعه رشديهها در دورهاى صورت گرفت كه حكومت عثمانى، با اعمال اصلاحاتى در عرصههاى مختلف، ازجمله در آموزشوپرورش همگانى، براى احياى قدرت و نفوذ پيشين تلاش مىكرد. رشديهها بهرغم همه علل و عوامل بازدارنده، مانند مقاومت نهادها و عناصر سنّتى و محافظهكار، فقدان امكانات مالى، كمبودِ معلم و تجربه درخور (← يولآليجى، همانجا؛ شاو، ج 2، ص 106)، از نظر ايجاد تحول در نظام تعليموتربيت عثمانى و بهرهمندكردن نوجوانان از سوادآموزى و دانشاندوزى نوين، جايگاه ويژهاى در تاريخ آموزش دوره عثمانى دارد (← د.ا.د.ترك، ذيل مادّه). رجال سياسى و نظامى و فرهنگى بسيارى از ميان تحصيلكردگان رشديهها ظهور كردند، ازجمله حسين حلمىپاشا و طلعتپاشا*، از صدراعظمهاى عثمانى و احمد مدحتافندى*، ابوضياء توفيق* و خالد ضياء* عشاقىزاده از روزنامهنگاران و نويسندگان معروف عثمانى (← پاكالين[14] ، ذيل مادّه). باوجوداين، مدارس رشديه تنها تا اواخر دوره عثمانى به فعاليت خود ادامه دادند. با اجراى «قانون موقت تدريسات ابتدائيه» در 1331 و قرارگرفتن بيشتر مدارس رشديه زير چتر مدارس مقطع ابتدايى، كه دوره آموزشى آن به شش سال افزايش يافته بود، اين مدارس عملا به تاريخ پيوستند و تنها شمارى از رشديههاى نمونه (نمونه رشديهلرى) تا اعلان جمهورى تركيه (1302ش/ 1923) به موجوديت خود ادامه دادند (د.ا.د.ترك، همانجا). در ايران، ميرزاحسن تبريزى، كه در حدود 1298 بهمنظور فراگرفتن شيوه نوين آموزگارى رهسپار عثمانى شده و حدود دو سال به مطالعه و كارآموزى درباره چگونگى كاركرد نظام نوين آموزش و پرورش در آن كشور، پرداخته بود، پس از بازگشت براى ترويج آموختههاى خويش، ابتدا مدرسهاى به نام رشديه در ايروان و سپس مدارسى به همان نام در تبريز و مشهد و تهران بنياد نهاد. در سايه تلاش وى در اين زمينه، وى به رشديه معروف شد (← كسروى، ص40ـ41؛ نيز ← رشديه*).

منابع : فاطمه عَليّه، احمدجودتپاشا و زمانى، استانبول 1332؛ احمد كسروى، تاريخ مشروطه ايران، تهران 1346ش؛

Mehmet Ö. Alkan, "Osmanlâ imparatorlug§ u’nda modernleíme ve eg§ itim", Türkiye araítirmalari literatür dergisi, vol.6, no.12 (2008); Richard L. Chambers, "The education of a nineteenth-century Ottoman âlim, Ahmed Cevdet Paía", International journal of Middle East studies, vol.4, no.4 (Oct. 1973); Roderic H. Davison, "Westernized eduction in Ottoman Turkey", The Middle East journal, vol.15, no.3 (summer 1961); Osman Nuri Ergin, Türkiye maarif tarihi, Iè stanbul 1939-1943; Ekmeleddin Iè hsano§glu, "Ottoman educational and scholarly-scientific institutions", in History of the Ottoman state, society & civilisation, ed. Ekmeleddin Iè hsanog§ lu, vol.2, Iè stanbul: Research Centre for Islamic History, Art and Culture (IRCICA), 2002; Enver Ziya Karal, Osmanli tarihi, vol.5, Ankara 1999; Iè lber Ortaylâ, èImparatorlu§gun en uzun yüzyili, èIstanbul 2004; Mehmet Zeki Pakalân, Osmanli tarih deyimleri ve terimleri sözlü§gü, Iè stanbul 1971-1972; Yaíar Sarâkaya, Medreseler ve modernleíme, Iè stanbul 1997; Stanford J. Shaw, History of the Ottoman empire and modern Turkey, Cambridge 1985; Selçuk Akíin Somel, The modernization of public educationinthe Ottoman empire, 1839-1908: Islamization, autocracy and discipline, Leiden 2001; TDVIèA , s.vv. "Rüídiye" (by Cemil Öztürk), "Tanzimat" (by Ali Akyâldâz); Mümtaz’er Türköne, "Tanzimat ne zaman baíladâ?" in Türkler, ed. Hasan Celâl Güzel, Kemal Çiçek, and Salim Koca, vol.14, Ankara: Yeni Türkiye Yayânlarâ, 2002; M. Emin Yolalâcâ, "XIX. yüzyâl ve sonrasâ Osmanlâ devleti’nde eg§ itim ve ög§ retim kurumlarâ", in Osmanli, ed. Güler Eren, vol.5, Ankara: Yeni Türkiye Yayânlarâ, 1999; Erik Jan Zürcher, Turkey: a modern history, London 2004.

/ رحيم رئيسنيا /

1. èIhsano§glu 2. Chambers 3. Sarâkaya 4. Somel 5. Ergin 6. Türköne 7. Shaw 8. Zürcher 9. Karal 10. Davison 11. Yolalâcâ 12. Alkan 13. Ortaylâ 14. Pakalân

نظر شما
مولفان
رحیم رئیس نیا ,
گروه
تاریخ اجتماعی ,
رده موضوعی
جلد 19
تاریخ 93
وضعیت چاپ
  • چاپ شده