دانیال، یکی از پیامبران بزرگ و مهم بنیاسرائیل. دانیال واژهای است عبری مرکّب از «دان» و «ئیل» (خدا)، به معنای «خدا داوری یا تبرئه کردهاست» یا «خدا داور من است» ()دانشنامه معیار کتاب مقدس(؛ د. جودائیکا ، ذیل "Daniel"). در عهد قدیم به چهار شخص با نام دانیال اشاره شدهاست: 1) یکی از پسران داوود که ظاهراً در جوانی از دنیا رفتهاست (← کتاب اول تواریخ ایام، :3 1)، 2) فردی از لاویان از خاندان ایتامار که از مُهرکنندگان عهد بود (کتاب عزرا، 8 :2؛ کتاب نحمیا، 10: 6)، 3) شخصی حکیم و بسیار درستکار که در کنار نوح و ایوب از او نام برده شدهاست (کتاب حزقیالنبی، 14:14،20)، 4) پیامبری در زمان بُختُنَصَّر* و شخصیت اصلی و نویسندة کتاب دانیال در عهد قدیم ()دانشنامه معیار کتاب مقدس(؛ د.جودائیکا، همانجاها). در عهد جدید فقط یک بار در انجیل متی (15:24) به دانیالنبی اشاره شدهاست.برای اطلاع از شرحاحوال دانیالنبی مهمترین منبع همان کتاب دانیال است (دربارة این کتاب و انتساب آن به دانیال ← ادامة مقاله). در این کتاب، شرحاحوال دانیال از جوانی او آغاز شدهاست، که پس از تصرف اورشلیم و اسارت بنیاسرائیل به دست بختنصّر به همراه سه تن دیگر برای خدمت در دربار وی به بابل برده میشود (← کتاب دانیالنبی، باب 1). از کتاب دانیال (1: 3) برمیآید که او از تبار پادشاهان و بزرگان بنیاسرائیل بودهاست؛ البته دربارة نسب او چیزی در کتاب دانیال نیامدهاست. فقط در کتاب اشعیاءنبی (39 :5ـ7)، که حادثة اسارت قوم یهود به دست بختنصّر پیشبینی شده، آمدهاست که برخی از پسران حِزقیا، پادشاه یهودا، به بابل و دربار بختنصّر برای خدمت برده خواهند شد. بنابراین، ممکن است دانیال پسر حزقیا یا از اخلاف او باشد. به هر روی، او بهسبب شرافت خانوادگی و نیز صفات ممتاز دیگر برای خدمت در دربار بختنصّر انتخاب شد (← کتاب دانیالنبی، 1: 4).دانیال طی مدتی که در دربار تحت تعلیم بود، از خوردن و آشامیدن غذایی که بختنصّر برای او و همراهانش مقرر کرده بود پرهیز کرد و به همین سبب خداوند به او حکمت و علم تعبیر خواب عطا کرد (همان، 1: 8 ـ17؛ نیز ← هلی ، ص 341).دانیال بهدنبال تعبیر خواب بختنصّر نزد وی عزیز گشت و به حکومت بابل گماشته شد (کتاب دانیالنبی، 2: 24ـ49). او همچنین در زمان حکومت بَلْشصَّر، از اخلاف بختنصّر، بهعنوان حاکم سوم در قلمرو پادشاهی بابل برگزیده شد. اعطای این مقام به او به سبب خواندن نوشتهای بود که دستی از غیب آن را بر روی دیوار قصر نوشت و حکیمان، جادوگران و منجمان از فهم آن عاجز بودند (← همان، باب 5).دانیال یکی از وزرای داریوش مادی نیز بود که بهسبب حسد والیان و دیگر وزرای داریوش در چاه شیران افکنده شد. به سلامت بیرون آمدن اعجازگونه او از این چاه محبوبیت او را نزد پادشاه بیشتر کرد، چندان که داریوش خدای دانیال را ستود (← همان، باب 6).کتاب دانیال شامل دوازده باب است که آن را به دو بخش میتوان تقسیم کرد. شش باب نخست دربارة حوادث تاریخی زمان دانیال، از جمله آزمونهای الهی دانیال و همراهان او و تعبیر خوابهای بختنصّر است که همه به صیغة سوم شخص بیان شدهاست. شش باب دوم شامل چهار واقعه است که مضمونی آخرالزمانی دارد و به صیغه اول شخص و از زبان دانیال بیان شدهاست. شاید مهمترین واقعه در این بخش مکاشفة دانیال دربارة روز بازپسین و حوادث آن ایام و پادشاهی مقدسان یا به تعبیر دقیقتر فرمانروایی «پسر انسان» باشد که سلطنتش زوالناپذیر خواهد بود؛ دانیال مأمور شد تا این مکاشفه را در کتابی تا روز بازپسین ممهور و مکتوم نگاه دارد (← د.جودائیکا، ج 5، ستون 1277ـ1281؛ هلی، ص 345ـ353).ربانیون دورة تلمودی و آبای کلیسای مسیحی در انتساب این کتاب به دانیال تردید نکردهاند، اما تحقیقات جدید نشان میدهد که انتساب آن به دانیال قطعی نیست و زمان تألیف آن را حدود چهارصد سال پس از دانیال در دورة مَکّابیان دانستهاند. از جمله موجبات این تردیدها ناهماهنگی حوادث تاریخی ذکر شده در آن با دیگر منابع است. همچنین بخشهایی از متن به زبان آرامی و سایر قسمتها به زبان عبری نوشته شدهاست. در این تحقیقات گاه نه از کتابی یکپارچه بلکه از دو نوشته متعلق به دو دورة مختلف سخن گفتهاند که کاتبی آنها را به هم آمیختهاست (← هلی، ص340ـ341؛ کتاب مقدس. عهد عتیق. اسفار مجعوله، ص 637ـ639؛ )دانشنامة معیار کتاب مقدس(، ج 1، ص 861 ـ 865؛ د. جودائیکا، ج 5، ستون 1281ـ1288).در قرآن کریم نامی از دانیال برده نشده، اما در برخی تفاسیر در ضمن بیان حکایت خرابی بیتالمقدس به دست بختنصّر به دانیال و برخی حوادث زندگی او اشاره شدهاست (برای نمونه ← قمی، ذیل بقره: 259؛ طبری، جامع، ذیل اسراء: 7؛ ثعلبی، الکشف و البیان، ذیل اسراء: 4ـ8). بنابر قولی از ابنعباس، مراد از «اصحابالاُخدود» در سوره بروج عدهای از بنیاسرائیل است که دانیال و همراهان او را در آتش افکندند (← طبری، جامع؛ ثعلبی، الکشف و البیان، ذیل بروج: 4؛ نیز ← ابنبابویه، ج 1، ص 226). طباطبائی (ذیل کهف: 83 ـ102) نیز در بحث از هویت ذوالقرنین* به یکی از رؤیاهای دانیال (← کتاب دانیالنبی، 8 :1ـ9) اشاره کرده و تعبیر آن (همان، 8 :20) را شاهدی در تأیید قولی دانستهاست که ذوالقرنین را همان کورش هخامنشی میداند.در منابع اسلامی، دانیال در شمار پیامبران بنیاسرائیل نام برده شدهاست (برای نمونه ← مسعودی، ج 1، ص120؛ ماوردی، ص 88) و او را از نسل حزقیال/ حزقیل* دانستهاند (← ابنحبیب، ص390؛ ابنکثیر، ج 2، ص 38؛ ابنخلدون، ج 2، ص 136)، که ممکن است تصحیف حزقیا باشد. همچنین دانیال را از فرزندان یوفیهم یا یویقیم از پادشاهان بنیاسرائیل برشمردهاند (← یعقوبی، ج 1، ص 65؛ مسعودی، ج 1، ص 117)، که ممکن است تصحیف یهویاقیم، پادشاه یهودا در زمان اسارت بنیاسرائیل، باشد.در تواریخ اسلامی، بهجز دانیالنبی، از دانیال دیگری سخن رفتهاست که از او با تعبیر «دانیال اکبر» در مقابل «دانیال اصغر» (دانیالنبی) یاد میشود. به گزارش این منابع، دانیال اکبر یا دانیال بزرگ حکیمی از بنیاسرائیل بود که ویرانی بیتالمقدس را به دست بختنصّر به خواب دید و گفتهاند که دانیالنبی از اعقاب او بودهاست (برای نمونه ← مقدسی، ج 1، ص480؛ بوشنجی، ص 351؛ ابنکثیر، همانجا). احتمالاً او همان دانیالی است که در کنار نوح و ایوب در کتاب حزقیالنبی (:14 14، 20) از او یاد شدهاست (دربارة این موضوع و نیز آشفتگی گزارشهای منابع اسلامی راجع به این دو دانیال ← د.اسلام، چاپ دوم، ذیل مادّه).بیشتر حکایات و اطلاعاتی که غالب مورخان اسلامی (برای نمونه ← طبری، تاریخ، سلسلة 1، ص 665، 667ـ668؛ ابناثیر، ج 1، ص 265ـ268؛ ابنکثیر، ج 2، ص 38، 325) و نیز کتابهای قصصالانبیاء (برای نمونه ← ثعلبی، قصصالانبیاء، ص 302ـ305؛ قطب راوندی، 1409ب، ص 225ـ228؛ بوشنجی، ص 351ـ357) دربارة زندگی دانیال در اختیار ما قرار میدهند به دورة اسارت او در دربار بختنصّر، که حدود نود سال به طول انجامید، و حوادث آن دوره، بهویژه تعبیر خواب بختنصّر، مربوط میشود. بخش عمدهای از داستانهای مربوط به دانیال در این منابع برگرفته از کتاب دانیال است که البته در روایت پارهای از حکایات با کتاب دانیال اختلاف دارد. بخشی از این حکایات از وَهْببن مُنَبّه، از یهودیان مسلمانشده در صدر اسلام نقل شدهاست. مجلسی (ج 14، ص 367ـ370) ضمن نقل حکایات وهب دربارة دانیال آنها را معتبر ندانستهاست.در برخی منابع حدیثی نیز مواردی از وقایع زندگی دانیال آمدهاست (برای نمونه ← ابنبابویه، ج 1، ص 157ـ158، 226؛ طوسی، ص300). همچنین دربارة مضامین وحی شده به دانیال، پیام خدا به دانیال بهواسطه داوود علیهالسلام، شیوة خاص او در اقرار گرفتن از شهود در امر قضا و تعبیر خواب او روایاتی ذکر شدهاست (← کلینی، ج 1، ص 35، ج 2، ص 435ـ436، ج 7، ص 426ـ427؛ مجلسی، ج 14، ص371).به نقل برخی منابع تاریخی، هنگام فتح شوش به دست اعراب مسلمان ابوموسی اشعری جسد دانیال را در خانهای یافت و به دستور عمر بر آن نماز گزارد و سپس پیکر او را به خاک سپرد. گویا مردم شوش برای رفع خشکسالی و قحطی به این جسد توسل میجستند (برای نمونه ← ابنقتیبه، ص 49؛ بلاذری، ص 367ـ368؛ ابناعثم کوفی، ج 2، ص 273ـ274؛ ذهبی، ج 3، ص 492). بنابر حدیثی نبوی، دانیال از خدا خواسته بود تا امت محمد صلیاللّهعلیهو آلهوسلم او را به خاک بسپارند (ابنکثیر، ج 2، ص 41؛ نیز برای اطلاعات تفصیلی دربارة مقبرة دانیال در شوش ← ادامة مقاله).در منابع اسلامی به کتاب دانیال اشاره شدهاست (← ابنندیم، ص 25) و آن را سرشار از بشارت به ظهور پیامبر اسلام دانسته (فخررازی، ج 12، ص 47) و بخشهای مرتبط با این موضوع را نقل کردهاند (قطب راوندی، 1409الف، ج 1، ص 75، 78ـ79؛ فخررازی، ج 3، ص 38ـ39). گفتنی است بنابر نقل منابع هنگام یافتن جسد دانیال در شوش، کتابی را نیز همراه او پیدا کردند (برای نمونه ← ذهبی؛ ابنکثیر، همانجاها).چند تألیف دربارة ملاحم با عنوان کتاب ملحمة دانیال، باقی ماندهاست که موضوع آنها پیشگویی آینده و آخرالزمان براساس پدیدههای نجومی و آسمانی است (← کولبرگ، ص 142ـ 143؛ نیز ← آقابزرگ طهرانی، ج 22، ص 201ـ202). از کسانی که مطالبی با چنین مضامینی را به نقل از کتاب دانیال در آثارشان آوردهاند، ابوالحسین احمدبن جعفر مشهور به ابنمُنادی (متوفی 336) است (← ص 59ـ111). او در دو بخش از الملاحم خود ابتدا اعتبار کتاب دانیال را بررسی کرده و سپس دربارة نشانههای آخرالزمان و حوادث آن سخن گفتهاست (دربارة او و کتابش ← صادقی، ص 15ـ16). قطب راوندی در قصصالانبیاء (ص 233ـ 237) احکام نجومی روزهایی از ماه محرّم و گرفتِ خورشید و ماه را به نقل از کتاب دانیال آوردهاست. مجلسی (ج 55، ص 330ـ334) ضمن اینکه عین این مطالب را از قطب راوندی نقل کرده، در مقدمة بحارالانوار (ج 1، ص 22) کتاب ملحمه منسوب به دانیال را در زمرة منابعش برشمردهاست. همچنین حبیش تفلیسی، عالم قرن ششم، کتابی با نام ملحمه دانیال دارد که گویا همین کتاب در 1346ش با انتساب نادرست به علامه مجلسی با عنوان ملهمه در تهران به چاپ رسیدهاست (← صادقی، ص 17؛ نیز ← حبیش تفلیسی*). این کتاب به زبان فارسی و اطلاعات آن براساس ماههای سریانی است. مؤلف در مقدمة کتاب (ص 3) نوشتهاست که حکیمانی چون هرمز، بوذرجمهر و جاماسب از کتاب دانیال استفاده کردهاند. او همچنین اظهار کرده که امام صادق علیهالسلام نسخة مختصری از این کتاب تدوین کردهاست (نیز برای کتابهای ملحمه ← آقابزرگ طهرانی، همانجا).ابنطاووس تألیفی با عنوان «کتاب دانیال المختصر من کتاب الملاحم» که احتمالاً تحریفشده عنوان «الکتاب المختصر من کتابالملاحم لدانیال» است ــ در اختیار داشته و از آن مطلبی را نقل کردهاست حاکی از گرویدن دنیاطلبانه برخی اشخاص به پیامبر اسلام (ص 114). گفته میشود این تألیفْ تحریری شیعی از کتاب دانیال است و با دیگر نسخههای خطی بهجا مانده از ملحمه دانیال تفاوت دارد (در این باره و نیز برای بحثی دربارة تألیفات ملاحم منسوب به دانیال ← کولبرگ، همانجا).در کتابهای مرتبط با تعبیر خواب و رؤیا از جمله در کاملالتعبیر حبیش تفلیسی سخنان دانیال نقل شدهاست (← حبیش تفلیسی*؛ نیز ← حاجیخلیفه، ج 2، ستون 1379ـ 1380، 1405). همچنین فالنامهای به عنوان قرعةالانبیاء و نیز کتابی در علم رمل به دانیال نسبت داده شدهاست و گفتهاند این علم از معجزات اوست (← ابنندیم، ص 376؛ حاجیخلیفه، ج 1، ستون 912؛ آقابزرگ طهرانی، ج 13، ص 41، ج 17، ص 77).منابع : علاوه بر کتاب مقدس؛ آقابزرگ طهرانی؛ ابناثیر؛ ابناعثم کوفی، کتاب الفتوح، چاپ علی شیری، بیروت 1411/1991؛ ابنبابویه، کمالالدین و تمامالنعمة، چاپ علیاکبر غفاری، قم 1363ش؛ ابنحبیب، کتاب المُحَبَّر، چاپ ایلزه لیشتن اشتتر، حیدرآباد، دکن 1361/ 1942، چاپ افست بیروت ]بیتا.[؛ ابنخلدون؛ ابنطاووس، کشفالمَحَجَّة لثمرة المُهْجَة، چاپ محمد حسون، قم 1375ش؛ ابنقتیبه، المعارف، چاپ ثروت عکاشه، قاهره 1969؛ ابنکثیر، البدایة و النهایة، بیروت 1411/ 1990؛ ابنمُنادی، الملاحم، چاپ عبدالکریم عُقیلی، ]بیروت [1418/ 1998؛ ابنندیم (تهران)؛ بلاذری (بیروت)؛ ابوالحسنبن هیصم بوشنجی، قصصالانبیا، ترجمه محمدبن اسعدبن عبداللّه حنفی تستری، چاپ عباس محمدزاده، مشهد 1384ش؛ احمدبن محمد ثعلبی، قصصالانبیاء، المسمی عرائسالمجالس، بیروت: المکتبة الثقافیة، ]بیتا.[؛ همو، الکشف و البیان، المعروف تفسیر الثعلبی، چاپ علی عاشور، بیروت 1422/2002؛ حاجیخلیفه؛ ذهبی؛ هادی صادقی، «کتاب دانیال»، کتاب ماه دین، سال 9، ش 1ـ 2 (آبان و آذر 1384)؛ طباطبائی؛ طبری، تاریخ (لیدن)؛ همو، جامع؛ محمدبن حسن طوسی، الامالی، قم 1414؛ محمدبن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، قاهره ]بیتا.[، چاپ افست تهران ]بیتا.[؛ سعیدبن هبةاللّه قطب راوندی، الخرائج و الجرائح، قم 1409الف؛ همو، قصصالانبیاء، چاپ غلامرضا عرفانیانیزدی، بیروت 1409ب؛ علیبن ابراهیم قمی، تفسیر القمی، چاپ طیب موسوی جزائری، قم 1404؛ کتاب مستطاب (ملهمه) ]منسوب به[ محمدباقربن محمدتقی مجلسی، تهران : اسلامیه، 1346ش؛ کتاب مقدس. عهد عتیق. اسفار مجعوله، کتابهایی از عهد عتیق: کتابهای قانونی ثانی، براساس کتاب مقدس اورشلیم، ترجمه پیروز سیار، تهران 1380ش؛ کلینی؛ علیبن محمد ماوردی، اعلامالنبوة، چاپ محمد معتصمباللّه بغدادی، بیروت 1407/1987؛ مجلسی؛ مسعودی، مروج (پاریس)؛ مطهربن طاهر مقدسی، آفرینش و تاریخ، مقدمه، ترجمه و تعلیقات از محمدرضا شفیعیکدکنی، تهران 1374ش؛ هنری هلی، راهنمای کتاب مقدس، ترجمة جسیکا باباخانیان، سابرینا بدلیان، و ادوارد عیسیبیک، هلند 2000؛ یعقوبی، تاریخ؛Encyclopaedia Judaica, Jerusalem 1978-1982, s.vv. "Daniel", "Daniel, book of" (by Harold Louis Ginsberg); EI2, s.v. "Dāniyāl" (by G. Vajda); The International standard Bible encyclopedia, ed. Geoffrey W. Bromiley, Michigan: William B. Eerdmans, 1979-1988, s.v. "Daniel" (by R. D. Wilson and R. K. Harrison), "Daniel, book of" (by R. K. Harrison); Etan Kohlberg, A medieval Muslim scholar at work: Ibn Tāwūs and his library, Leiden 1992.بقعة دانیال. این بقعه در شهر شوش، بر کرانة رود شاوور قرار دارد و از مهمترین زیارتگاههای خوزستان است. در منابع جغرافیایی، به قبر دانیال نبی در بستر رود کرخه یا شاوور اشاره شده (برای نمونه ← ابنحوقل، ص 255؛ اصطخری، ص 91؛ مقدسی، ص 407؛ حدودالعالم، ص 139؛ نیز ← اقتداری، ج 1، بخش 1، ص 98)، اما نشانه یا کتیبهای که این موضوع را اثبات کند، بهدست نیامدهاست.بهنظر برخی باستانشناسان، بنای اولیة بقعه متعلق به قرن نهم است (← راست، ص 128) هرچند بنیامین تطیلی (قرن ششم؛ ص 322) از وجود کنیسهای بر آن خبر دادهاست. زیارتگاه دانیال نبی از آنرو که در منطقه باستانی شوش بوده، توجه باستانشناسان و سیاحان بسیاری را جلب کردهاست، از جمله اورل استاین (ص 141) که این زیارتگاه را کهن دانسته ولی دلیلی بر یهودیبودن آن نیافتهاست. ویلیام اوزلی نیز در 1231/ 1816 از این بنا دیدن کرده و از گنبد آن به عنوان میل مقدّس یاد کردهاست (← اقتداری، ج 1، بخش 1، ص 97). راولینسون هم در قرن سیزدهم/ نوزدهم این بنا را دیده و آن را جدید دانسته و از استفاده مصالح خرابههای شوش، از جمله سنگهای مرمر، که بقعه با آنها سنگفرش شدهبود، گزارش دادهاست (← ص 83). ظاهراً بعضی دیگر از اشیای بهدست آمده از منطقة شوش به این زیارتگاه منتقل شدهاند، از جمله آتشدانی از دورة سلوکی (اقتداری، ج 1، بخش 1، ص 99)، که مورگان* آن را کشف کرد (باستانی پاریزی، ص 135).دیولافوا (ص 640ـ641) گزارش مفصّلتر و تصاویری از این بقعه بهدست دادهاست. او بنای بقعه را بسیار ساده، از خشت و گل، با گنبد مخروطیشکل، اتاقهایی در دو طرف آن برای استراحت نگهبانان آنجا و چوپانان، و پردههای حصیری برای محافظت در مقابل آفتاب وصف کرده و سادگی این بنا را با جمعیت زائران آن متناسب ندانستهاست.بنای فعلی بقعه پس از وقوع سیل و تخریب بنای قدیمی، در 1287 (اقتداری، ج 1، بخش 1، ص 97) زیرنظر ملاحسین معمار و شیخ جعفر شوشتری* ساخته شدهاست (نجمالدوله، ص 120؛ نوبان و ایمانینامور، ص 218). این ساختمان دارای دو صحن است. ورودی بنا با سردر کاشیکاری شده، در جانب شرقِ صحن کوچکتر قرار دارد. صحن دوم در پشت این صحن است و در سه جانب شمالی، جنوبی و شرقی، ایوانهایی دارد. دو ایوان شمالی و جنوبی کاربری نمازخانه دارند.اتاقهای اطراف صحن درگذشته جهت اقامت زوار مورد استفاده بودهاست. در دو طرف ایوان شرقی، که محل ورود به بقعه است، دو مناره با تاریخ 1330 قرار دارد که اثر استاد جواد، فرزند معمار این آرامگاه است. منارهها و سردر تزیینات کاشیکاری دارند. در همین ایوان، کفشکن قرار گرفتهاست. در اطراف کفشکن، کتیبهای با تاریخ 1342 و زیارتنامهای حک شده بر سنگ با تاریخ 1347، دیده میشود (اقتداری، ج 1، بخش 1، ص 98ـ 99؛ نوبان و ایمانینامور، ص 217ـ 218).اتاق اصلی بقعه که ضریح در آن قرار دارد، مربعی به ضلع هفت متر با سقف آیینهکاری است (اقتداری، همانجا). پیهای این اتاق، قطور و بهشیوة معماری منطقة خوزستان است. دیوارها تزیینات گچبری دارند و در وسط اتاق، ضریحی از جنس برنج قرار گرفته که در بخش فوقانی چهار طرف آن، اشعاری نَقْر شدهاست (نوبان و ایمانینامور، ص 217). در زیرزمین، سردابی به ابعاد 7×3 متر با سقف ضربی و گچاندود واقع است و مقبرهای پوشیده با سنگهای زردرنگ در وسط آن دیده میشود. این سرداب از جانب جنوبی از طریق یک راهرو، به کنار رودخانة شاوور راه دارد (اقتداری، ج 1، بخش 1، ص 97ـ98).گنبد اتاق بقعه بر روی ساقة هشت گوشی است که نورگیرهایی بر روی آن دیده میشود (همان، ج 1، بخش 1، ص 99). گنبد از نوع اُرچین یا دندانهدار، شبیه کلهقند، و شامل چندطبقه است که به شکل مقرنس به نظر میآید و در رأس آن، چهار گلوله فلزی (توغ) دیده میشود (همانجا؛ نوبان و ایمانینامور، ص 218). ساخت این نوع گنبد در عراق و جنوب ایران متداول است. نمونههای مشابه این گنبد در ایران، گنبد بقعة علی گُتْوَند، شاخُراسون (شاه خراسان) و محمدبن زید در شوشتر (← اقتداری، ج 1، بخش 1، تصاویر595ـ597)، و در عراق، مقبرة ستّه زُبَیده در بغداد و امام دُر در سامراست. برخی ساخت اینگونه گنبدها را برگرفته از شیوة بنای زیگوراتها دانستهاند (← گدار ، ص 183ـ184؛ فیلون ، ص 247ـ251).منابع : ابنحوقل؛ اصطخری، ترجمة فارسی؛ احمد اقتداری، دیار شهریاران، ]تهران [1353ـ1354ش؛ محمدابراهیم باستانی پاریزی، «ابنیه دختر ـ قلعه دختر کرمان»، مجلة باستانشناسی، ش 1 و 2 (بهار و تابستان 1338)؛ بنیامینبن یونه تطیلی، رحلة بنیامینالتطیلی، ترجمها عنالنصالعبری و علق علی حواشیها و کتب ملاحقها عزرا حداد، چاپ عبدالرحمان عبداللّه شیخ، ابوظبی 2002؛ حدودالعالم؛ ژان راشل ماگر دیولافوا، سفرنامه مادام دیولافوا: ایران و کلده، ترجمه و نگارش علیمحمد فرهوشی، تهران 1361ش؛ نیکلا راست، «قبر یعقوببن لیث: تعیین محل وفات و دفن مؤسس سلسله صفاریان»، یادگار، سال 5، ش 4 و 5 (آذر ـ دی 1327)؛ هنری کرزیک راولینسون، سفرنامه راولینسون: گذر از زهاب به خوزستان، ترجمة سکندر اماناللهی بهاروند، تهران 1362ش؛ آندره گدار، طاقهای ایرانی، ترجمة کرامتاللّه افسر، تهران 1369ش؛ مقدسی؛ عبدالغفاربن علیمحمد نجمالدوله، سفرنامه خوزستان، چاپ محمد دبیرسیاقی، تهران 1341ش؛ مهرالزمان نوبان و سیروس ایمانینامور، «نظری اجمالی به شوش و علل توسعه و گسترش آن در قرن حاضر»، میراث فرهنگی، ش 12 (تابستان و پاییز 1373)؛Helen Philon, "Iraq", in Architecture of the Islamic world, ed. George Michell, London: Thames and Hudson, 1984; Aurel Stein, Old routes of western Īrān, New York [1969].