حِلْیَةُالاَولیاء (نام کامل آن: حلیةالاولیاء و طبقاتُ الْاَصفیاء) کتابیبه عربی در شرححال حدود هفتصد تن از صحابه بزرگ پیامبر صلیاللّهعلیهوآلهوسلم و نیز عابدان و عارفان از صدر اسلام تا زمان مؤلف، نوشته احمدبن عبداللّه، مشهور به ابونُعَیمِ اصفهانی*، حافظ و محدّث قرن چهارم و پنجم.درباره نام این کتاب، در منابع اختلاف اندکی هست. اسماعیلپاشا بغدادی (ج 1، ستون 75) آن را حلیةالاولیاء و بهجةالاصفیاء نامیده است. حلیه در لغت به معنای زیور است (ابنمنظور، ج 3، ص 311). این کتاب چنان مشهور است که در منابع متقدم و متأخر، گاه مؤلفِ آن را «صاحب حلیةالاولیاء» خواندهاند (مثلا رجوع کنید به ابنخلَّکان، ج 1، ص 91، ج 3، ص 297، ج 4، ص 292؛ خوانساری، ج 1، ص 273؛ سرکیس، ج 1، ستون 351). خوانساری (همانجا) برآن است حلیةالاولیاء متضمن احادیثی در مناقب حضرت علی علیهالسلام است که در کتابهای دیگر یافت نمیشود. آقابزرگ طهرانی (ج 7، ص 81) این کتاب را در فهرست تصانیف شیعه یاد کرده است. نوری (ص 108ـ 109) از میرزا عبداللّه افندی مؤلف ریاضالعلما نقل میکند که محمدباقر مجلسی، ابونعیم را از اجداد خود و از شیعیان دانسته است.به نوشته ابونعیم اصفهانی (ج 1، ص 3ـ4)، انگیزه وی تألیف کتابی بوده است که در آن نام جماعتی از صحابه و تابعان و تابعانِ تابعان و ناسکان و بعضی از روایات و سخنان آنان آمده باشد. وی همه آنان را از اعلام صوفیه و پیشوایان ایشان دانسته است. ابونعیم اصفهانی افراد مذکور در حلیةالاولیاء را به پنج طبقه تقسیم، و مقام معنوی و محامد اخلاقی آنان را گزارش کرده است: طبقه نخست، در شرح حال امیرمؤمنان علیهالسلام و سه خلیفه اول (رجوع کنید به ج 1، ص 28ـ87)؛ طبقه دوم در معرفی سایر صحابه که در رتبه پس از خلفا قرار داشتند (ج 1، ص 87 ـ 337)؛ طبقه سوم در شرححال اهل صفّه (ج 1، ص 337ـ385، ج 2، ص 1ـ39)؛ طبقه چهارم درباره زنان ناسکه از صحابه، که با شرححال حضرت زهرا سلاماللّه علیها و همسران پیامبر آغاز شده است (ج 2، ص 39ـ79)؛ و طبقه پنجم درباره تابعان و تابعانِ تابعان است که از مهمترین آنها حسن بصری است (ج 2، ص 79ـ389). بخش اعظم حلیةالاولیاء به شرح احوال تابعان تابعانی میپردازد که در شمار فقها و محدّثان حکیم، امرای زاهد و عرفای بزرگ بودهاند از جمله نام سه امام شیعیان: امام زینالعابدین (رجوع کنید به ج 3، ص 133ـ145)، امام محمدباقر (ج3، ص180ـ192) و امام جعفر صادق علیهمالسلام (ج 3، ص192ـ 206)؛ محدّث شیعی، طاوسبن کیسان (ج 4، ص 3ـ 23)؛ خلیفه اموی، عمربن عبدالعزیز (ج 5، ص 253ـ 353)؛ مؤسس فقه مالکی، مالکبن انس (ج 6، ص 316ـ 356) مؤسس فقه حنبلی، احمدبن حنبل (ج 9، ص 161ـ 234) و عرفای بزرگی مانند: ابراهیم ادهم (ج 7، ص 367ـ395)، فضیلبن عیاض (ج 8، ص 84ـ140)، ذوالنون مصری (ج 9، ص 321ـ 395)، بایزید بسطامی (ج 10، ص 33ـ 42) و یحییبن معاذ (ج 10، ص 51ـ70).ابونعیم در تألیف حلیةالاولیاء از بسیاری از احادیث و روایاتِ زنان و مردان صحابی درباره افراد، صفات مؤمنان و مسائل فقهی بهره برده و از قول مشایخ نیز مواعظ و نصایحی را مطرح کرده است. حلیةالاولیاء منبع بسیاری از کتابهای بعدی بوده است. مؤلفان شیعه از آن به عنوان منبعی برای نقل فضائل حضرت علی و دیگر امامان علیهمالسلام استفاده کردهاند (مثلا رجوع کنید به ابنشهرآشوب، ج 1، ص 9؛ بهاءالدین اربلی، ج 1، ص 91). به گفته کولبرگ (ص 78؛ پانویس50)، از آنجا که سیدبن طاوس از حلیةالاولیاء در کتابهای خود نقل قول کرده است، روشن میگردد که محافل شیعه با این اثر آشنا بودهاند. ابشیهی در المستطرف فی کلّ فنّ مستظرف (ج 1، ص 251) و ابنحجر عسقلانی در لسانالمیزان (ج 2، ص 406، ج 4، ص 118) از حلیةالاولیاء بهره بردهاند. زرکلی این کتاب را جزو منابع خود در تألیف الاعلام (ج 8، ص 302) معرفی کرده است. به گزارش آقابزرگ طهرانی (ج 13، ص 314ـ315، ج 22، ص 364)، احمدبن علی ماجدی در شرح بخشی از الشافیه ابوفراس و میرزامحمد کشمیری دهلوی در المنتخبات من الکتب الکثیرة لإهل السنة، از حلیةالاولیاء استفاده کردهاند. به سبب اهمیت احادیثی که ابونعیم در این کتاب نقل کرده و مقامی که وی نزد محدّثان داشته، بلوشی نیز در تصحیح طبقات المحدثین باصبهان تألیف عبداللّهبن محمد ابوالشیخ از حلیةالاولیاء استفاده کرده است (رجوع کنید به ج 1، مقدمه، ص 126). بنابه گزارش حاجیخلیفه (ج1، ستون 689، ج 2، ستون 1080) و آقابزرگ طهرانی (ج 7، ص 81)، ابنجوزی (متوفی 597) این کتاب را خلاصه کرده و آن را صفةُالصفوة نامیده و در تلخیص آن افراط کرده است. همچنین آنگونه که از گزارش حاجیخلیفه (ج 1، ستون 689) برمیآید، محمدبن حسن حسینی هم این کتاب را، با رعایت جانب اعتدال، خلاصه کرده است. از این دو اختصار، صفةالصفوة در چهار جزء در حیدرآباد چاپ شده است (همان، ج 2، ستون1080). احمدبن محمد مَقَّری (ج 5، ص 429) کتاب انوارالیقین فی شرح حدیث اولیاءاللّه المتقین، نوشته ابنمرزوق، را شرحِ نخستین حدیثِ کتاب حلیةالاولیاء دانسته است.درباره اهمیت حلیةالاولیاء گفتهاند که این کتاب را در زمان حیات ابونعیم به نیشابور بردند و در آنجا به چهارصد دینار فروختند (رجوع کنید به ذهبی، ج 3، ص 1094؛ ابنعماد، ج 3، ص 245). ابنخلّکان (ج 1، ص 91) آن را از بهترین کتابها دانسته است (نیز رجوع کنید به ذهبی، همانجا؛ سرکیس، ج 1، ستون 351). صدیق حسنخان (ج 2، ص 375) مطالعه حلیةالاولیاء را به کسانی که میخواهند از احوال و مقامات اولیا و صالحان مؤمن آگاه شوند، توصیه کرده است.از حلیةالاولیاء انتقادهایی نیز شده است. مثلا، ابنجوزی (ج 1، ص 21ـ31) در سیزده مورد از ابونعیم انتقاد کرده است، از جمله در تکرار اخبار، اطاله احادیث، ذکر احادیث باطل و نسبت تصوف به صحابه (نیز رجوع کنید به حاجیخلیفه، ج 1، ستون 689).حلیةالاولیاء در 1311ش/1932 در قاهره، و در 1346ش/ 1967 براساس نسخه خطی مدرسه احمدیه حلب و مطابقت آنبا نسخه خطی موجود در الازهر مصر، در ده مجلد به چاپ رسید (زرکلی، همانجا؛ ابونعیم اصفهانی، مقدمه خانجی، ص 1). پس از آن نیز بارها در بیروت چاپ شده است. کمال یوسف الحوت فهرست آن را فراهم کرده و این فهرست نیز بارها به همراه حلیةالاولیاء به چاپ رسیده است.منابع: آقابزرگ طهرانی؛ محمدبن احمد ابشیهی، المستطرف فی کلّ فنّ مستظرف، چاپ مفید محمد قمیحه، بیروت 1406/1986، چاپ افست قم 1368ش؛ ابنجوزی، صفةالصفوة، چاپ محمود فاخوری و محمدرواس قلعهجی، بیروت 1399/1979؛ ابنحجر عسقلانی، لسان المیزان، حیدرآباد، دکن 1329ـ1331، چاپ افست بیروت 1390/1971؛ ابنخلّکان؛ ابنشهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، چاپ هاشم رسولی محلاتی، قم ]بیتا.[؛ ابنعماد؛ ابنمنظور؛ عبداللّهبن محمد ابوالشیخ، طبقات المحدثین باصبهان و الواردین علیها، چاپ عبدالغفور عبدالحق حسین بلوشی، بیروت 1407ـ1408/ 1987ـ1988؛ ابونعیم اصفهانی، حلیةالاولیاء و طبقات الأصفیاء، چاپ محمدامین خانجی، بیروت 1387/1967؛ اسماعیل بغدادی، هدیةالعارفین، ج 1، در حاجیخلیفه، ج 5؛ علیبن عیسی بهاءالدین اربلی، کشف النعمة فی معرفة الائمة، چاپ هاشم رسولی محلاتی، بیروت 1401/1981؛ حاجیخلیفه؛ خوانساری؛ محمدبن احمد ذهبی، کتاب تذکرة الحفاظ، حیدرآباد، دکن 1376ـ1377/ 1956ـ1958، چاپ افست بیروت ]بیتا.[؛ خیرالدین زرکلی، الاعلام، بیروت 1980؛ یوسف الیان سرکیس، معجم المطبوعات العربیّة و المعرّبة، قاهره 1346/1928، چاپ افست قم 1410؛ صدیق حسنخان، ابجدالعلوم، ج 2، بیروت 1395؛ احمدبن محمد مَقَّری، نفحالطیب، چاپ احسان عباس، بیروت 1388/1968؛ حسینبن محمدتقی نوری، الفیضالقدسی قی ترجمة العلامة المجلسی، در مجلسی، ج 102؛Etan Kohlberg, A medieval Muslim scholar at work: Ibn Tawus and his library, Leiden 1992.