تجریدالاعتقاد ، کتابی در علم کلام به عربی از خواجهنصیرالدین طوسی (متوفی 672). این کتاب از کتابهای مهمی است که در تبیین عقاید امامیه نگاشته شده و به گفتة برخی، اولین آنها به حساب میآید (مدرس رضوی، ص 423). بهعقیدة آقابزرگطهرانی (ج 3، ص 353)، خواجهنصیر در ابتدای این اثر، آن را تحریرالعقاید نامیده، اما بعدها این کتاب به اسامی دیگری همچون تجریدالاعتقاد ، تجریدالعقائد ، و تجرید الکلام اشتهار یافته است (فکرت، ص 104؛ منزوی و دانشپژوه، ج 3، ص 315؛ برای نقد نظر آقابزرگطهرانی رجوع کنید بهعلامه حلّی، مقدمة حسنزاده آملی، ص 17ـ 18). بعضی احتمال دادهاند که خواجه عنوان تجریدالاعتقاد را تحتتأثیر کتاب التجرید قاضی عبدالجبار معتزلی برگزیده است (مقدس اردبیلی، مقدمة عابدی، ص 19). کسانی نیز معتقدند که این کتاب از خود خواجهنصیر نیست (برای نمونه رجوع کنید به تفتازانی، ج 5، ص 267؛ قس سبزواری، ج 1، ص 174). این کتاب دارای شش «مقصد» (بخش) است که بترتیب عبارتاند از: امور عامه، جواهر و اعراض، اثبات صانع و صفات او، نبوت، امامت، معاد.خواجهنصیر این کتاب را برخوردار از بهترین اسلوب و مشتمل بر دیدگاهها و اعتقاداتی که با برهان برای وی اثبات گردیده، معرفی کرده است (علامه حلّی، مقدمة حسنزاده آملی، ص20)؛ به این ترتیب، برخلاف برخی کتابهای او که صرفاً تبیین نظریات عدهای از بزرگان است ــ همچون حل مشکلات الاشارات در شرح اشارات و تنبیهات ابنسینا و دفاع از آن در مقابل انتقادات فخرالدین رازی و کتاب مَصارع المُصارع در دفاع از دیدگاههای ابنسینا در مقابل اشکالات شهرستانی ــ این کتاب حاوی آرای خاص وی است. بعضی معتقدند که خواجه بعد از نقد کتاب المحصَّل فخررازی، تجرید را تألیف کرد تا افراد برای تحصیل حق بهجای المحصل به آن رجوع کنند (علامه حلّی، مقدمة حسنزاده آملی، ص 4)، زیرا خواجهنصیر در مقدمة تلخیص المحصل گفته است که همتهای عالی برای تحصیل حق از طریق تحقیق رویگردان شده و دیگر کتابی قابل اعتماد و مشتمل بر اصول متقن اندیشه وجود ندارد و اینکه کسانی میپندارند کتاب المحصل فخررازی این خلا را پر کرده، چنین نیست و آن کتاب مشحون از اندیشههای باطل و لذا غیرقابل اعتماد است (نصیرالدین طوسی، 1359 ش، ص 1ـ2). از آنجا که خواجه بعد از مواجهه با آرای فخررازی در بحث امامت دریافت که اشکالات وی را در یک اثر فلسفی نمیتوان پاسخ داد، به تدوین تجریدالاعتقاد همت گماشت.تجریدالاعتقاد به جهت رویکرد خاص آن به فلسفه و کلام، نقطة عطفی در تاریخ کلام محسوب میشود. خواجهنصیر در این کتاب میان فلسفة مشائی و کلام شیعی تلفیقی به وجود آورده که سبب نزدیکی هرچه بیشتر فلسفه و کلام در میان متفکران شیعه شده است ( رجوع کنید بهمطهری، ج 2، ص 68؛ احمدی، ص 224؛ داوری، ص 119). پس از خواجه کسانی مانند قاضی عضدالدین ایجی (متوفی 756) در کتاب المواقف و تفتازانی (متوفی 792) در کتاب المقاصد در این جهت از او پیروی کردهاند. برخی مباحث این کتاب بهگونهای است که مبنا بودن آن را برای جریانات فکری مهمی همچون حکمت متعالیه موجه میسازد (مثلاً رجوع کنید به نصیرالدین طوسی، 1407، ص 22ـ73). آنچه خواجه در تجریدالاعتقاد آورده است مطابق با اعتقادات شیعی امامی است؛ اگرچه وی در بعضی کتابهای خود همچون تلخیصالمحصل (ص 421) برخی اعتقادات امامیه، از جمله بداء، را به نوعی انکار کرده است و از این جهت بزرگانی چون صدرالدین شیرازی (ص 378) و علامه مجلسی (ج 4، ص 123) از او انتقاد کردهاند.میزان اهتمام خواجه به بحث امامت با تمایلات شیعی در عناوینی چون اثبات امامت حضرت علی علیهالسلام و بیان مطاعن خلفای نخستین و عدم صلاحیت ایشان برای خلافت رسول خدا و ادلة قطعی افضل بودن امام علی علیهالسلام و نص بر امامت ائمة اثناعشر علیهمالسلام و حکم محاربان آنها (نصیرالدین طوسی، 1407، ص 367ـ 398) به حدی است که عدهای از اندیشمندان غیرشیعه در نقد این بخش از مباحث او سخت بر خواجه تاخته و جانب انصاف را چندان نگه نداشتهاند ( رجوع کنید به حاجیخلیفه، ج 1، ستون 346). به این ترتیب، این سخن که تجرید خواجه متأثر از اصول اعتقادی فرقههایی غیر از شیعة امامی است ( د. اسلام ، چاپ دوم، ذیل «طوسی، نصیرالدین. 2»)، معتبر نیست. همچنین در افکار فلسفی نباید خواجه را تابع محض ابنسینا دانست، زیرا آرای او در کتاب تجرید در موارد متعددی با آرای ابنسینا سازگار نیست، از جمله آنکه وی مکان را بُعد میداند نه سطح (نصیرالدین طوسی، 1407، ص 152)، به حدوث عالم اجسام معتقد است نه قدم آن (همان، ص170)، ادلة اثبات وجود عقل مفارق را ناکافی و قابل ایراد میداند (همان، ص 176) و معتقد است که مادةالمواد، جسم مطلق است نه هیولا، و برهان اثبات هیولا قابل نقد است (همان، ص150). همچنین خواجه در مباحث توبه و وجوب اسقاط عقاب به واسطة آن نیز با بسیاری از متکلمان معتزلی مخالفت کرده است (همان، ص 422ـ424).ویژگی دیگر این کتاب اختصار فوقالعادة آن است. خواجهنصیر در بسیاری از کتابهای خود، از جمله قواعد العقائد و اوصاف الاشراف و حتی شرح الاشارات و اساس الاقتباس ، بنا را بر اختصار گذاشته بوده، ولی این خصوصیت در تجرید به حدی است که شمسالدین محمود اصفهانی آن را از «اَلغاز» (چیستانها) به حساب آورده است (قوشچی، ص 3؛ حاجیخلیفه، همانجا). در این کتاب، برخلاف دیگر کتابهای کلامی پیش از آن، مبحث معاد بعد از مبحث نبوت آمده است. پیش از خواجه بحث معاد ــ به سبب ارتباط بحث وعد و وعید و ثواب و عقاب با صفات حقتعالی و بویژه بحث عدل خداوند ــ قبل از نبوت و امامت طرح میگردید، اما در تجرید مباحث نبوت و امامت ارتباط نزدیکی با مباحث عدل الاهی پیدا نکرده و توجه خواجه در آنها برخلاف پیشینیانش، بیشتر معطوف به لطف الاهی است (نصیرالدین طوسی، 1407، ص 348، 362). به هر حال، این ابتکار خواجه در تنظیم مباحث کلامی امامیه در ساختار کتابهای کلامیِ بعد از او تأثیر فراوان نهاد. خواجه مدتها بعد از تدوین مباحث کلامی در تجرید مباحث منطق را نیز به اختصار تدوین کرد که به تجریدالمنطق شهرت یافت و بزرگانی چون علامه حلّی (متوفی 726) آن را شرح کردهاند.تجریدالاعتقاد از ارزشمندترین و محکمترین و در عین حال مختصرترین متون کلامی شیعی بهشمار میآید و بهسبب همین ویژگیها از زمان تألیف شهرت یافته و دانشمندان فرقههای مختلف اسلامی شروح و حواشی متعددی به فارسی و عربی بر آن نگاشتهاند (کنتوری، ص 97). قضاوتهای شارحان در بارة این کتاب نشان میدهد که خواجه در اقدام خود کاملاً موفق بوده است (برای نمونه رجوع کنید به قوشچی، ص 2). ظاهراً اولین شرح تجرید را معروفترین شاگرد خواجه، علامه حلّی، تدوین کرد، این شرح، کشفالمراد فی شرح تجریدالاعتقاد نام دارد و برخی معتقدند که اگر علامه آن را نمینوشت، شاید مقصود دقیق خواجه از مباحث این اثر هیچگاه روشن نمیشد (آقابزرگطهرانی، ج 3، ص 353؛ علامه حلّی، مقدمه حسنزاده آملی، ص 3). آقابزرگطهرانی (ج 3، ص 352ـ354، ج 6، ص 64ـ70) و حاجیخلیفه (ج 1، ستون 346ـ351) و دیگران (مثلاً رجوع کنید به انوار، ج 7، ص 357، ج 8 ، ص 360ـ361، ج 9، ص 308، ج 10، ص 290ـ291، 297ـ 298؛ فاضل، ج 2، ص 571، 618ـ619، ج 3، ص 767، 774، 807 ـ 808، 815، 864 ـ 866، 872، 895؛ نسخههای خطی ، ج 5، ص 3، 22، 37، 211، 213، 299، 594 ـ 595؛ منزوی و دانشپژوه، ج 4، ص 175ـ 185) شمار زیادی از شروح و تعلیقات و حواشی تجرید را معرفی کردهاند. در برخی از این شروح و حواشی به بررسی نقادانة نظریات خواجه پرداخته شده است. از جملة معروفترین و قدیمترین شروح این اثر عبارتاند از: تعرید الاعتماد فی شرح تجرید الاعتقاد ، اثر شیخ شمسالدین محمد اسفراینی بیهقی (متوفی 746)؛ تسدید یا تشیید القواعد فی شرح تجرید العقاید ، معروف به شرح قدیم، اثر شمسالدین محمودبن عبدالرحمانبن احمد عامی اصفهانی (این شرح در مقایسه با شرح فاضل قوشچی، «قدیم» نامیده شده، نه به سبب قدیمترین بودن آن، همچنانکه خود شارح در ابتدا به شرح علامه حلّی و اسفراینی بیهقی اشاره کرده است)؛ شرح فاضل قوشچی (متوفی 879) که به شرح جدید شهرت یافته است. از جمله شروح متأخر، شرح ملاعبدالرزاقبن علیبن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (متوفی 1051) است که به لحاظ دقت و تفصیل و تطبیق آرا، دارای ویژگیهایی است. شرح قدیم و شرح جدید تجرید دارای حواشی و تعلیقات مهمی است، از جمله: حاشیة محقق جرجانی (متوفی 816) بر شرح قدیم، به نام حاشیة تجرید (حاجیخلیفه، ج 1، ستون 347)؛ حاشیة قدیم و حاشیة جدید و حاشیة أجدّ ، هر سه از جلالالدین محمد دوانی (متوفی 908؛ فاضل، ج 2، ص 571؛ نسخههای خطی ، ج 5، ص 594) و دو حاشیه از صدرالدین محمد دشتکی شیرازی (متوفی 948؛ حسینی، ج 3، ص 238ـ239). مجموع سه حاشیة دوانی و دو حاشیة صدرالدین ــ که ایرادات و اعتراضات این دو تن نسبت به حواشی یکدیگر بر شرح جدید است ــ به طبقات الجلالیة و الصدریة معروف شده است. جالب توجه است که پس از مرگ صدرالدین، فرزند او میرغیاثالدین منصور حسینیدشتکی (متوفی 949) به جای پدر، جواب آخرین اشکالات دوانی را در حاشیة دیگری بر شرح تجرید تدوین کرد ( رجوع کنید به حاجیخلیفه، ج 1، ستون 350). این حاشیهها که بر شرح جدید نوشته شدهاند، اهمیت بسیاری دارند و موردتوجه اندیشمندان مختلف شیعه و سنّی قرار گرفته و سبب مناقشات کلامی و حتی فلسفی فراوانی گردیدهاند. همچنین نقدها و شروح فراوانی بر آنها نوشته شده است ( رجوع کنید بهآقابزرگ طهرانی، ج 6، ص 64ـ71).تجریدالاعتقاد برای اولین بار همراه با شرح علامه حلّی در 1311 چاپ شد (وندایک، ص 197) از این کتاب چاپهای مختلفی موجود است که از میان چاپهای منقح آن میتوان به تصحیح محمدجواد حسینی جلالی که در 1407 در قم منتشر شد اشاره کرد. از میان چاپهای مختلف کشفالمراد نیز میتوان چاپ حسن حسنزاده آملی را که در همان سال در قم، به چاپ رسید ذکر نمود. این کتاب به قلم ابوالحسن شعرانی به فارسی ترجمه و شرح شده است.منابع: آقابزرگطهرانی؛ احمد احمدی، «اجمالی از سیر فلسفة اسلامی بعد از ابنرشد»، در فلسفه در ایران: مجموعه مقالات فلسفی ، تهران: حکمت، ?] 1358 ش [ ؛ عبداللّه انوار، فهرست نسخ خطی کتابخانة ملی ، تهران 1343ـ 1358 ش؛ مسعودبن عمر تفتازانی، شرح المقاصد ، چاپ عبدالرحمان عمیره، قاهره 1409/1989، چاپ افست قم 1370ـ1371 ش؛ حاجیخلیفه؛ احمد حسینی، فهرست نسخههای خطی کتابخانة عمومی حضرت آیةاللّهالعظمی نجفی مرعشی مدّظلّهالعالی ، قم 1354ـ1374 ش؛ رضا داوری، «پیدایش و بسط علم کلام»، در فلسفه در ایران: مجموعه مقالات فلسفی ؛ هادیبن مهدی سبزواری، اسرارالحکم ، چاپ ح. م. فرزاد، تهران 1361 ش؛ محمدبن ابراهیم صدرالدین شیرازی، شرح اصول الکافی ، چاپ سنگی تهران 1391؛ حسنبن یوسف علامه حلّی، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد ، چاپ حسن حسنزاده آملی، قم 1407؛ محمود فاضل، فهرست نسخههای خطی کتابخانة دانشکدة الهیات و معارف اسلامی مشهد ، تهران 1355ـ1361 ش؛ محمد آصف فکرت، فهرست الفبائی کتب خطی کتابخانة مرکزی آستان قدس رضوی ، مشهد 1369 ش؛ علیبن محمد قوشچی، شرح تجریدالعقائد ، چاپ سنگی تهران 1285؛ اعجاز حسینبن محمدقلی کنتوری، کشفالحجب و الاستار عن اسماء الکتب و الاسفار ، قم 1409؛ مجلسی؛ محمدتقی مدرس رضوی، احوال و آثار خواجه نصیرالدین طوسی ، تهران 1354 ش؛ مرتضی مطهری، آشنائی با علوم اسلامی ، ج 2، تهران 1369 ش؛ احمدبن محمد مقدس اردبیلی، الحاشیة علی الهیات الشرح الجدید للتجرید ، چاپ احمد عابدی، قم 1375 ش؛ علینقی منزوی و محمدتقی دانشپژوه، فهرست کتابخانة مدرسة عالی سپهسالار ، ج 3، تهران 1340 ش، ج 4، تهران 1346 ش؛ نسخههای خطی: نشریة کتابخانة مرکزی دانشگاه تهران ، ج 5، زیرنظر محمدتقی دانشپژوه، تهران 1346 ش؛ محمدبن محمد نصیرالدین طوسی، تجریدالاعتقاد ، ضمن کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد ، تألیف علامه حلّی، چاپ حسن حسنزاده آملی، قم 1407؛ همو، تلخیص المحصّل ، چاپ عبداللّه نورانی، تهران 1359 ش؛ ادوارد وندایک، کتاب اکتفاء القنوع بماهو مطبوع ، چاپ محمدعلی ببلاوی، مصر 1313/1896، چاپ افست قم 1409؛EI 2 , " A l - T ¤u ¦s ¦â, Nas ¦â¤r A l-D ¦ân. 2: As theologian and philosopher" (by H. Daiber).