پنگان‌
معرف
له‌اي‌ براي‌ سنجش‌ زمان‌ با انواع‌ مختلف‌، كه‌ عمدتاً براي‌ سنجش‌ زماني‌ آب‌ در كشاورزي‌ تا اوايل‌ قرن‌ چهاردهم‌ به‌كار مي‌رفته‌ است‌
متن
پَنگان‌ ، وسيله‌اي‌ براي‌ سنجش‌ زمان‌ با انواع‌ مختلف‌، كه‌ عمدتاً براي‌ سنجش‌ زماني‌ آب‌ در كشاورزي‌ تا اوايل‌ قرن‌ چهاردهم‌ به‌كار مي‌رفته‌ است‌. پنگان‌ در قديمترين‌ واژه‌نامة‌ زبان‌ فارسي‌، لغت‌فرس‌ (اسدي‌ طوسي‌، ص‌ 397)، و در ادب‌ فارسي‌ (براي‌ نمونه‌ رجوع كنيد به مولوي‌، ج‌ 1، ص‌ 152؛ ناصرخسرو، ص‌ 188، 415) به‌ معناي‌ تشت‌، طاس‌ و كاسه‌ آمده‌، اما در ادب‌ فارسي‌ به‌عنوان‌ ابزاري‌ براي‌ اندازه‌گيري‌ زمان‌ نيز به‌كار رفته‌ است‌ (براي‌ نمونه‌ رجوع كنيد به شمس‌ منشي‌، ص‌ 237؛ ناصرخسرو، ص‌ 83، 211؛ سنايي‌، ص‌ 431). اين‌ واژه‌ در معناي‌ اخير، به‌ صورتهاي‌ متعددي‌ معرّب‌ شده‌ است‌، از جمله‌ بنكان‌ (ابن‌ساعاتي‌، ص‌ 74)؛ فنجان‌ (كردي‌ نيشابوري‌، ص‌ 167)؛ فنجال‌ (دوزي‌ ، ج‌2، ص‌ 291)؛ بنكامات‌ (جاحظ‌، ج‌ 2، ص‌ 294) و بناكيم‌ (ابن‌اكفاني‌، ص‌ 87) هر دو جمعِ بنكام‌ ؛ منجان‌ (ابن‌جبير، ص‌ 190)؛ منقانه‌ ، منقاله‌ ، منغالة‌ و مكانة‌ (دوزي‌، ج‌ 2، ص‌ 625).1) وسيلة‌ سنجش‌ زمان‌ . پنگان‌ كاسه‌اي‌ عموماً مسي‌ بوده‌ كه‌ در انتهاي‌ آن‌ سوراخي‌ وجود داشته‌ است‌. اين‌ كاسه‌ را در ظرفي‌ بزرگتر و پر آب‌ قرار مي‌داده‌اند، هربار پرشدن‌ كاسة‌ كوچكتر، گذشتن‌ يك‌ واحد زماني‌ را نشان‌ مي‌داده‌ است‌ (شمس‌ منشي‌، همانجا). با استناد به‌ كتابي‌ از ارشميدس‌ (ح 287ـ 212 ق‌م‌) دربارة‌ پنگان‌ ــ كه‌ ترجمة‌ عربي‌آن‌دردست‌است‌( رجوع كنيد به ادامة‌ مقاله‌، بخش‌ سوم‌) ــ سابقة‌ استفاده‌ از اين‌ وسيله‌ به‌ يونان‌ باستان‌ مي‌رسد. در لِيلاوَتي‌ * ، كتاب‌ مشهور رياضي‌ از آثار قديم‌ هندي‌ نوشتة‌ بهاسكرا /بهاسكرا چاريا (1114ـ ح 1185)، نيز روايتي‌ دربارة‌ پنگان‌ وجود دارد (ص‌ 3ـ4) كه‌ نشان‌ مي‌دهد اين‌ وسيله‌ در سدة‌ ششم‌ در هند به‌ كار مي‌رفته‌ است‌. در حوزة‌ تمدن‌ اسلامي‌، مطالب‌ بسياري‌ دربارة‌ پنگان‌ نوشته‌ شده‌ است‌، از جمله‌ جاحظ‌ (متوفي‌ 255) مي‌نويسد كه‌ مسلمانان‌ براي‌ تعيين‌ وقت‌، در روز از اسطرلاب‌ و در شب‌ از بنكامات‌ استفاده‌ مي‌كنند (همانجا). محمودبن‌حسين‌ معروف‌ به‌ كشاجم‌، شاعر عرب‌ (متوفي‌ 360)، نيز در ابياتي‌ طرز كار اين‌ وسيله‌ را وصف‌ كرده‌ و نام‌ آن‌ را به‌صورت‌ بياتكا آورده‌ است‌ (حُصري‌، ج‌ 2، ص‌ 443).نام‌ پنگان‌ در علوم‌ دورة‌ اسلامي‌، گاهي‌ به‌طور عام‌ به‌ همة‌ انواع‌ ساعتهاي‌ آبي‌ اطلاق‌ مي‌شده‌ است‌ ( رجوع كنيد به ساعت‌ * ). در طبقه‌بندي‌ علوم‌ اسلامي‌، ساخت‌ و كاربرد پنگان‌ و ديگر انواع‌ ساعتهاي‌ آبي‌ جزو «علم‌ البنكامات‌» ــ كه‌ از فروع‌ علم‌ هندسه‌ به‌ شمار مي‌آمده‌ ــ بوده‌ است‌ (طاشكوپري‌زاده‌، ج‌ 1، ص‌ 354). علم‌البنكامات‌ را چنين‌ تعريف‌ كرده‌اند: علمي‌ كه‌ با شناختن‌ و به‌كار بردن‌ ابزار آن‌، زمان‌ اندازه‌گيري‌ مي‌شود و هدف ازآن‌آگاهي ازاوقات‌نمازونيايشهاي‌شبانه‌،ونظروتأمل‌در امور مملكت‌ و رعيت‌ ــ كه‌ با وقت‌ و زمان‌ ارتباط‌ پيدا مي‌كرده‌ ــ بوده‌ است‌ (حاجي‌خليفه‌، ج‌ 1، ستون‌255). كساني‌ كه‌ به‌ پنگان‌ و علم‌البنكامات‌ مي‌پرداخته‌اند، «فنجامييّن‌»لقب‌ داشته‌اند و مانند دبيران‌ و منجمان‌ و ديگر شاغلان‌ دولتي‌، مستمري‌ مي‌گرفته‌اند (صابي‌، ص‌ 19). مهمترين‌ كاربرد پنگان‌، در كشاورزي‌ و هنگام‌ تقسيم‌ آب‌ بوده‌ است‌ ( رجوع كنيد به ادامة‌ مقاله‌، بخش‌ دوم‌)، اما در گذشته‌ در رصدخانه‌ها نيز براي‌ سنجش‌ وثبت‌ زمان‌ از آن‌ استفاده‌ مي‌شده‌ است‌. تقي‌الدين‌ دمشقي‌ (متوفي‌ 993)، بنيانگذار رصدخانة‌ استانبول‌، بنكام‌ را در رديف‌ وسايل‌ رصد آورده‌ است‌، ازينرو علاءالدين‌ منصور شيرازي‌، شاعر سدة‌ دهم‌، در ميان‌ آلات‌ رصدي‌ رصدخانة‌ استانبول‌، از بنكام‌ ياد كرده‌ است‌ (محقق‌، ص‌ 523). عبدالعلي‌ بيرجندي‌ * نيز در كتاب‌ شرح‌ التذكرة‌ في‌الهِيئة‌ ، پنگان‌ را وسيله‌اي‌ براي‌ سنجش‌ زمان‌ و هربار پرشدن‌ آن‌ را برابر يك‌ساعت‌، يك‌ بيست‌وچهارم‌ طول‌ شبانه‌روز، دانسته‌ است‌ (حسن‌زادة‌ آملي‌، ج‌ 1، ص‌ 447).منابع‌: ابن‌ اكفاني‌، نخب‌ الذخائر في‌ احوال‌ الجواهر ، چاپ‌ انستاس‌ ماري‌ كرملي‌، قاهره‌ 1939، چاپ‌ افست‌ ] بي‌تا. [ ؛ابن‌جبير، رحلة‌ ابن‌جبير ، بيروت‌ ] بي‌تا. [ ؛ ابن‌ ساعاتي‌، علم‌ الساعات‌ و العمل‌ بها ، چاپ‌ محمد احمد دهمان‌، دمشق‌ ?] 1401/1981 [ ؛ علي‌بن‌ احمد اسدي‌ طوسي‌، لغت‌ فرس‌ ، چاپ‌ عباس‌ اقبال‌، تهران‌ 1319ش‌؛ بهاسكرا، ليلاوتي‌ ، ترجمه‌ از سانسكريت‌ توسط‌ ابوالفيض‌ فيضي‌، كلكته‌ 1827؛ عمروبن‌ بحر جاحظ‌، كتاب‌ الحيوان‌ ، چاپ‌ عبدالسلام‌ هارون‌، مصر ] تاريخ‌ مقدمه‌ 1385/1965 [ ، چاپ‌ افست‌ بيروت‌ 1969؛ مصطفي‌بن‌ عبدالله‌ حاجي‌خليفه‌، كشف‌ الظنون‌ ، بيروت‌ 1410/1990؛ حسن‌ حسن‌زاده‌ آملي‌، دروس‌ هيئت‌ و ديگر رشته‌هاي‌ رياضي‌ ، قم‌ 1372ش‌؛ ابراهيم‌بن‌ علي‌ حصري‌، زهرالا´داب‌ و ثمرالالباب‌ ، چاپ‌ زكي‌ مبارك‌، بيروت‌ ] بي‌تا. [ ؛ مجدودبن‌ آدم‌ سنايي‌، حديقة‌ الحقيقة‌ و شريعة‌ الطريقة‌ ، چاپ‌ مدرس‌ رضوي‌، تهران‌ 1359ش‌؛ محمدبن‌ هندوشاه‌ شمس‌ منشي‌، صحاح‌ الفرس‌ ، چاپ‌ عبدالعلي‌ طاعتي‌، تهران‌ 1355ش‌؛ هلال‌بن‌ مُحسَّن‌ صابي‌، الوزراء،أوتحفة‌الامراءفي‌تاريخ‌الوزراء،قاهره‌1958؛احمدبن‌مصطفي‌طاشكوپري‌زاده‌،مفتاح‌ السعادة‌ و مصباح‌ السيادة‌ ، بيروت‌ 1405/1985؛ يعقوب‌بن‌ احمد كردي‌نيشابوري‌،كتاب‌البلغه‌:فرهنگ‌عربي وفارسي‌،چاپ‌ مجتبي‌ مينوي‌ و فيروز حريرچي‌، تهران‌ 1355ش‌؛ مهدي‌ محقق‌، «رصدخانة‌ استانبول‌ از زبان‌ علاءالدين‌ منصور شيرازي‌»،دريكي‌قطرة‌ باران‌: جشن‌نامة‌ استاد دكتر عباس‌ زرياب‌ خوئي‌ ، چاپ‌ احمد تفضلي‌، تهران‌ 1370ش‌؛ جلال‌الدين‌ محمدبن‌ محمد مولوي‌،مثنوي‌ معنوي‌ ، تصحيح‌ رينولد ا. نيكلسون‌، چاپ‌ نصرالله‌ پورجوادي‌، تهران‌ 1363ش‌؛ ناصرخسرو، ديوان‌ ، چاپ‌ مجتبي‌ مينوي‌ و مهدي‌ محقق‌، تهران‌ 1353ش‌؛R. Dozy, Supplإment aux dictionnaires arabes , Paris 1927.2) كاربردپنگان‌ براي‌ سنجش‌ زماني‌آب‌ در كشاورزي‌ . سنجش‌ آب‌ براي‌ استفاده‌هاي‌ كشاورزي‌ در ايران‌، دو روش‌ عمده‌ داشته‌ است‌: سنجش‌ زماني‌ و سنجش‌ حجمي‌. پنگان‌ يكي‌ از ابزارهاي‌ سنجش‌ زماني‌ آب‌ بوده‌ و رايجترين‌ شيوة‌ سنجش‌ حجمي‌آب‌،استفاده‌ازروش‌سنگ‌ياسنگ‌آب‌بوده‌ است‌ (براي‌ آگاهي‌ از شيوة‌ سنجش‌ حجمي‌ آب‌ رجوع كنيد به صفي‌نژاد، 1359 ش‌، ص‌ 124ـ134). شايد بتوان‌ استفاده‌ از پنگان‌ را رايجترين‌ روش‌ سنجش‌ زماني‌ آب‌ در ايران‌ به‌ شمار آورد. روش‌ ديگر سنجش‌ زماني‌ آب‌ در ايران‌، استفاده‌ از شاخص‌ آفتابي‌ در روز و زيرنظر داشتن‌ حركت‌ بعضي‌ ستارگان‌ خاص‌ در شب‌ بوده‌ است‌ (براي‌ آگاهي‌ از بعضي‌ مناطق‌ ايران‌ كه‌ از اين‌ روشها استفاده‌ مي‌كرده‌اند رجوع كنيد به همان‌، ص‌ 186ـ220).استفاده‌ از پنگان‌ براي‌ سنجش‌ آب‌ مورد نياز كشاورزي‌ در ايران‌، عمدتاً در مناطق‌ كم‌ آب‌ و خشك‌ مركز، شرق‌ و تاحدي‌ جنوب‌ شرقي‌ گزارش‌ شده‌ است‌. جلال‌ آل‌ احمد (ص‌ 36ـ37) نمونة‌ ديگر استفاده‌ از روشهاي‌ زماني‌ سنجش‌ آب‌ در مناطق‌ مركزي‌ ايران‌ را گزارش‌ كرده‌ است‌؛ در اين‌ روش‌ ـ كه‌ با روش‌ پنگان‌ متفاوت‌ اما نزديك‌ به‌ آن‌ است‌ ـ براي‌ سنجش‌ زمان‌، از مدت‌ زمان‌ خالي‌ شدن‌ آب‌ از ظرفي‌ با حجمي‌ معين‌، استفاده‌ مي‌شده‌ است‌.يكي‌ از قديمترين‌ منابعي‌ كه‌ در آن‌ به‌كاربرد پنگان‌ براي‌ تقسيم‌ آب‌ اشاره‌ شده‌ است‌، مفاتيح‌العلوم‌ نوشتة‌ محمد خوارزمي‌ است‌ كه‌ در آن‌ از وسيله‌اي‌ به‌نام‌ بُست‌ ياد شده‌ و او ده‌بُست‌ را معادل‌ يك‌ فنكال‌ دانسته‌ است‌ (ص‌ 69). به‌ نوشتة‌ لمتون‌ (1933، ص‌ 666)، در قرن‌ دهم‌ در اصفهان‌ از پنگان‌ براي‌ تقسيم‌ آب‌ كشاورزي‌ استفاده‌ مي‌شده‌ است‌. او (همانجا) ذكر كلمة‌ «طاق‌» ( رجوع كنيد به ادامة‌ مقاله‌) در طومار شيخ‌بهائي‌ * (ص‌ 24) را دليل‌ استفاده‌ از پنگان‌ دانسته‌ است‌.شاردن‌ (متوفي‌ 1125/1713)، جهانگرد فرانسوي‌، نيز هنگام‌ وصف‌ اوضاع‌ كشاورزي‌ در ايران‌، نوشته‌ است‌ كه‌ ايرانيان‌ براي‌ تقسيم‌ آب‌ كشاورزي‌ از پنگان‌ استفاده‌ مي‌كنند (ج‌ 4، ص‌ 3ـ4). اما در سدة‌ چهاردهم‌، با رواج‌ ساعتهاي‌ مكانيكي‌، استفاده‌ از پنگان‌ در ايران‌ متروك‌ شده‌ است‌ (حكمت‌ يغمائي‌، ص‌ 301؛ يزداني‌، ص‌ 176). در دورة‌ رواج‌ استفاده‌ از پنگان‌ در ايران‌، در نقاط‌ مختلف‌ اسامي‌ گوناگوني‌ به‌ آن‌ اطلاق‌ مي‌شده‌ و مدت‌ زمان‌ پرشدن‌ پنگان‌ نيز، حتي‌ در نواحي‌ كاملاً نزديك‌ به‌هم‌، متفاوت‌ بوده‌ است‌ ( رجوع كنيد به جدول‌).در بسياري‌ از مناطق‌، يك‌ پنگان‌ به‌ واحدهاي‌ كوچكتري‌ تقسيم‌ مي‌شده‌ است‌. اين‌ واحد كوچكتر را در روستاي‌ بياذه‌، از توابع‌ خور و بيابانك‌، «اَس‌ گَرد» يا «دَس‌ گرد» مي‌ناميده‌اند (حكمت‌ يغمائي‌، ص‌ 306). در روستاي‌ فراخي‌ در حاشية‌ غربي‌ كويرنمك‌، يك‌ فنجان‌ به‌ دو بخش‌ به‌نام‌ «دونه‌» تقسيم‌ مي‌شده‌است‌ (صفي‌نژاد، 1359 ش‌، ص‌ 166)، اما مهمترين‌ واحد كوچكتر از پنگان‌، «دانگ‌» نام‌ داشته‌ كه‌ يك‌ ششم‌ پنگان‌ بوده‌ است‌. اين‌ تقسيم‌بندي‌ در نواحي‌ مختلف‌ ايران‌ رواج‌ داشته‌ است‌، از جمله‌ در اصفهان‌ (همان‌، ص‌ 86) و جنوب‌ خراسان‌ (تابنده‌، ص‌ 71). در بعضي‌ مناطق‌، پنگان‌ به‌ هشت‌ واحد كوچكتر نيز تقسيم‌ مي‌شده‌ است‌ (نقوي‌، ص‌ 123).هنگام‌ استفاده‌ از اين‌ روش‌ براي‌ آبياري‌، اين‌ واحد زماني‌ به‌ واحدهاي‌ بزرگتري‌ نيز تعميم‌ مي‌يافته‌ و عموماً اين‌ تعميم‌ به‌ يك‌ شبانه‌روز، يعني‌ واحدي‌ براي‌ گردش‌ نوبت‌ آبياري‌ زمينها، ختم‌ مي‌شده‌ است‌ (براي‌ آگاهي‌ از بعضي‌ شيوه‌هاي‌ گردش‌ شبانه‌روزي‌ آبياري‌ رجوع كنيد به صفي‌نژاد، 1359 ش‌، ص‌ 147ـ172؛ همو، 1365 ش‌، ص‌ 189ـ200؛ نيز رجوع كنيد به آبياري‌ * ). در نائين‌، هر چهار فنجان‌، واحد بزرگتري‌ به‌نام‌ «قُله‌» تشكيل‌ مي‌داده‌ و شبانه‌روز به‌ 240 فنجان‌ تقسيم‌ مي‌شده‌ است‌ (صفي‌نژاد، 1359 ش‌، ص‌ 145). در جنوب‌ خراسان‌، هر شش‌ فنجان‌ واحد بزرگتري‌ به‌ نام‌ «گَرده‌» تشكيل‌ مي‌داده‌ و هر شبانه‌روز 324 فنجان‌ بوده‌ است‌ (يزداني‌، ص‌ 175). اين‌ مقدار در فردوس‌ 450 فنجان‌ (ياحقي‌ و بوذرجمهري‌، ص‌ 196) و در گناباد 171 فنجان‌ (تابنده‌، ص‌ 71) بوده‌ است‌. اما مهمترين‌ واحد بزرگتر از فنجان‌، «طاق‌» نام‌ داشته‌ و تعداد طاقها در نواحي‌ مختلف‌ ايران‌، بسته‌ به‌ زمان‌ پر شدن‌ پنگان‌، متفاوت‌ بوده‌ است‌. براي‌ نمونه‌ در اردستان‌ و نيريز هر 72 پنگان‌ يك‌ طاق‌ (صفي‌نژاد، 1359 ش‌، ص‌ 79ـ81؛ محمدحسن‌ بهرامي‌، ص‌ 39) و در قم‌ هر 135 فنجان‌ يك‌ طاق‌ (ابن‌الرضا، ص‌ 250، پانويس‌ 1) را تشكيل‌ مي‌داده‌ است‌.ظرف‌ بزرگتري‌ كه‌ پنگان‌ در آن‌ غوطه‌ور مي‌شده‌، نامهاي‌ گوناگون‌ داشته‌ است‌، از جمله‌ در خور و بيابانك‌ آن‌ را «كَوار» (هنري‌، ص‌ 67)، در روستاي‌ فراخي‌ در حاشية‌ غربي‌ كوير نمك‌ «تشته‌» (صفي‌نژاد، 1359 ش‌، ص‌ 169)، در ميبد «گاديشه‌» (جانب‌ اللهي‌، 1365 ش‌، ص‌ 179) و در توابع‌ سمنان‌ «دبه‌» (سعيدي‌، ص‌ 57) مي‌ناميده‌اند. در ميبد وسيله‌اي‌ به‌نام‌ «تياره‌» براي‌ امتحان‌ كردن‌ و يكسان‌ نمودن‌ زمان‌ پرشدن‌ پنگانهاي‌ منطقه‌، وجود داشته‌ است‌ (جانب‌اللهي‌، 1365ش‌، ص‌180).در نقاط‌ مختلف‌ ايران‌، براي‌ شمارش‌ دفعات‌ پرشدن‌ پنگان‌ ــ كه‌ سهمية‌ آب‌ زمين‌ هر كشاورز را نشان‌ مي‌داده‌ است‌ ــ از تعداد مشخصي‌ ريگ‌ يا سنگ‌ استفاده‌ مي‌شده‌ است‌ (صفي‌نژاد، 1359 ش‌، ص‌ 144؛ همايوني‌، ص‌ 31ـ32). در بعضي‌ مناطق‌ روشهاي‌ ديگري‌ نيز وجود داشته‌ است‌، از جمله‌ در اطراف‌ قم‌ از پانزده‌ دانة‌ تسبيح‌ (مرتضوي‌، ص‌ 120) و در ميبد از وسيلة‌ خاصي‌ به‌ نام‌ «قاتمه‌» (جانب‌اللهي‌، 1365ش‌، ص‌179) استفاده‌ مي‌شده‌است‌. در بعضي‌ مناطق‌، براي‌ بيرون‌ آوردنِ پنگانِ پر از آب‌ و دوباره‌ قرار دادن‌ ظرف‌ خالي‌ بر سطح‌ آب‌، آيين‌ خاصي‌ وجود داشته‌ است‌، از جمله‌ تكان‌ دادن‌ پنگان‌ خالي‌ (صفي‌نژاد، 1359ش‌، ص‌ 144) و به‌ زبان‌ آوردن‌ كلماتي‌ خاص‌ (جانب‌ اللهي‌، 1365ش‌، همانجا).نام‌ كسي‌ كه‌ آب‌ كشاورزي‌ را با پنگان‌ تقسيم‌ مي‌كرده‌ است‌، در نقاط‌ مختلف‌، فرق‌ مي‌كرده‌ است‌، از جمله‌ در گناباد وي‌ را «مؤلف‌» (تابنده‌، ص‌ 72)، در فردوس‌ «كيّال‌» (ناظمي‌، ص‌ 45)، در اردستان‌ و تفت‌ «سرطاق‌» (صفي‌نژاد، 1359 ش‌، ص‌ 81؛ دريايي‌، ص‌ 22) و در توابع‌ سمنان‌ «سربلوك‌» (سعيدي‌، ص‌ 48) مي‌ناميده‌اند.گاهي‌ هنگام‌ استفاده‌ از پنگان‌ براي‌ خريد و فروش‌ آب‌، تقلب‌ مي‌شده‌ كه‌ همايوني‌ (ص‌ 32) به‌ نمونه‌هايي‌ از آن‌ اشاره‌ كرده‌ است‌.منابع‌: جلال‌آل‌ احمد، تات‌نشينهاي‌ بلوك‌ زهرا ، تهران‌ 1353ش‌؛ حسين‌ ابن‌الرضا، قم‌: از نظر اجتماعي‌ ـ اقتصادي‌ ، قم‌ ?] 1365ش‌ [ ؛ ايرج‌ افشار، يادگارهاي‌ يزد ، ج‌2، تهران‌ 1354ش‌؛ تقي‌ بهرامي‌، فرهنگ‌ روستايي‌ يا، دائرة‌المعارف‌ فلاحتي‌ ، تهران‌ 1316ـ1317ش‌؛ محمدحسن‌ بهرامي‌، «بررسي‌ نظامهاي‌ آبياري‌ سنتي‌ فلاحتي‌ ني‌ريز فارس‌»، پايان‌نامة‌ ليسانس‌، دانشكدة‌ علوم‌ اجتماعي‌ دانشگاه‌ تهران‌، 1358ش‌؛ محمود بيهقي‌، سبزوار شهر ديرينه‌هاي‌ پايدار ، مشهد 1370ش‌؛ نصرالله‌ پورافكاري‌، «شيوه‌هاي‌ سنتي‌ تقسيم‌ آب‌ در ايران‌»، هنر و مردم‌ ، سال‌17، ش‌193 (آبان‌ و آذر 1358)؛ سلطانحسين‌ تابنده‌، تاريخ‌ و جغرافي‌ گناباد ، تهران‌ 1348ش‌؛ محمدسعيد جانب‌ اللهي‌، «نظام‌ تقسيم‌ و حسابرسي‌ و خريد و فروش‌ آب‌ در آبياري‌ سنتي‌ ميبد»، فصلنامة‌ تحقيقات‌ جغرافيائي‌ ، سال‌5، ش‌2 (تابستان‌ 1369)؛ همو، «نظامهاي‌ سنتي‌ سنجش‌ زمان‌ براي‌ تقسيم‌ آب‌ در ميبد»، فصلنامة‌ تحقيقات‌ جغرافيائي‌ ، سال‌1، ش‌1 (تابستان‌ 1365)؛ عبدالكريم‌ حكمت‌ يغمائي‌، بر ساحل‌ كوير نمك‌ ، تهران‌ 1370ش‌؛ محمدبن‌ احمد خوارزمي‌، كتاب‌ مفاتيح‌ العلوم‌ ، چاپ‌ فان‌ فلوتن‌، ليدن‌ 1968؛ عباس‌ دريايي‌، «آب‌ و آبياري‌ و اثرات‌ اجتماعي‌ و اقتصادي‌ ناشي‌ از آن‌ در شهر تفت‌»، پايان‌نامة‌ ليسانس‌، دانشكدة‌ علوم‌ اجتماعي‌ دانشگاه‌ تهران‌، 1354ش‌؛ زين‌العابدين‌ سعيدي‌، «نظامهاي‌ آبياري‌ در واحدهاي‌ كار زراعي‌ هنگام‌ اصلاحات‌ ارضي‌ در لاسجرد»، پايان‌نامة‌ ليسانس‌، دانشكدة‌ علوم‌ اجتماعي‌ دانشگاه‌ تهران‌، 1354ـ 1355 ش‌؛ ژان‌ شاردن‌، سياحتنامة‌ شاردن‌ ، ترجمة‌ محمد عباسي‌، تهران‌ 1335ـ1345 ش‌؛ محمدبن‌ حسين‌ شيخ‌ بهائي‌، طومار شيخ‌ بهائي‌ ، چاپ‌ كاظم‌ سميعي‌، اصفهان‌ ?] 1307ش‌ [ ؛ پرويز صالحي‌ رزوه‌، «نظام‌ زمينداري‌ و آبياري‌ هنگام‌ اصلاحات‌ ارضي‌ در منطقة‌ روستايي‌ فريدن‌»، پايان‌نامة‌ ليسانس‌، دانشكدة‌ علوم‌ اجتماعي‌ دانشگاه‌ تهران‌، 1354ـ 1355ش‌؛ جواد صفي‌نژاد، «مطالعه‌اي‌ پيرامون‌ تغيير مدار گردش‌ آب‌ و اثرات‌ اقتصادي‌ و اجتماعي‌ حاصل‌ از آن‌»، در مجموعه‌ مقالات‌ سمينار جغرافي‌ ، ش‌1، چاپ‌ محمدحسين‌ پاپلي‌ يزدي‌، مشهد 1365ش‌؛ همو، نظامهاي‌ آبياري‌ سنتي‌ در ايران‌ ، تهران‌ 1359ش‌؛ آن‌ كاترين‌ سواين‌ فورد لمتون‌، مالك‌ و زارع‌ در ايران‌ ، چاپ‌ منوچهر اميري‌، تهران‌ 1362ش‌؛ فضل‌الله‌ مرتضوي‌، «بررسي‌ اقتصادي‌ ـ اجتماعي‌ شيوة‌ مقاسمه‌ واحد كار زراعي‌ و سيفي‌كاري‌ روستاي‌ حاجي‌آباد لك‌ها (قم‌)»، پايان‌نامة‌ ليسانس‌، دانشكدة‌ علوم‌ اجتماعي‌ دانشگاه‌ تهران‌، 1356ش‌؛ عليرضا ناظمي‌، «كشت‌ سنتي‌ در باغستان‌ فردوس‌»، پايان‌نامة‌ ليسانس‌، دانشكدة‌ علوم‌ اجتماعي‌ دانشگاه‌ تهران‌، 1355ش‌؛ نقيب‌ نقوي‌، «روش‌ آبياري‌ سنتي‌ در نهبندان‌ و قناتهاي‌ آن‌»، فصلنامة‌ تحقيقات‌ جغرافيائي‌ ، سال‌4، ش‌3 (پاييز 1368)؛ صادق‌ همايوني‌، فرهنگ‌ مردم‌ سروستان‌ ، تهران‌ 1348ـ1349ش‌؛ مرتضي‌ هنري‌، «تقسيم‌ آب‌ در خور»، مجلة‌ مردم‌شناسي‌ و فرهنگ‌ عامة‌ ايران‌ ، سال‌1، ش‌1 (1353ش‌)؛ محمد جعفر ياحقي‌ و خديجه‌ بوذرجمهري‌، فردوس‌/ تون‌: تاريخ‌ و جغرافيا ، مشهد 1374ش‌؛ لطف‌الله‌ يزداني‌، «ويژگيهاي‌ قنوات‌ خراسان‌ جنوبي‌ و مسائل‌ مربوط‌ به‌ تقسيم‌ آب‌ آن‌»، در مجموعه‌ مقالات‌ سمينار جغرافي‌ ، ش‌1، چاپ‌ محمد حسين‌ پاپلي‌ يزدي‌، مشهد 1365ش‌؛A. K. S. Lambton, "The regulation of the waters of the Za ¦ yande Rud", Bulletin of the School of Oriental ( and African ) Studies , IX (1939).3) آثار اسلامي‌ كه‌ در آنها از پنگان‌ ياد شده‌ است‌. آثاري‌ كه‌ در آنها پنگان‌ شرح‌ داده‌ شده‌ است‌، دو دسته‌اند: 1) كتابهايي‌ دربارة‌ علوم‌ مختلف‌، بويژه‌ علم‌الحيل‌، كه‌ در بخشي‌ از آنها دربارة‌ پنگان‌ مطالبي‌ آمده‌ است‌؛ 2) كتابهايي‌ كه‌ به‌ پنگان‌ و انواع‌ آن‌ اختصاص‌ دارند. برخي‌ از كتابهاي‌ دستة‌ اول‌ عبارت‌اند از: كتاب‌الاربعين‌ ، نوشتة‌ امام‌ محمد غزالي‌ (متوفي‌ 505)، كه‌ در آن‌ به‌ ساخت‌ پنگان‌ اشاره‌ شده‌ است‌ (ص‌ 30ـ31)؛ الجامع‌ بين‌العلم‌ والعمل‌ ، تأليف‌ بديع‌الزمان‌ جَزَري‌ (متوفي‌ 602)، كه‌ در نوع‌ (بخش‌) اول‌ آن‌ (ص‌ 216ـ217) استفاده‌ از پنگان‌، انواع‌ آن‌ و به‌طور كلي‌ ساعتهاي‌ آبي‌ بتفصيل‌ شرح‌ داده‌ شده‌ است‌؛ علم‌الساعات‌ والعمل‌ بها ، تأليف‌ ابن‌ ساعاتي‌ (متوفي‌ ح 617)، كه‌ در آن‌ ساخت‌ ساعتهاي‌ آبي‌ گوناگون‌ از جمله‌ پنگان‌ آمده‌ است‌ (ص‌ 74ـ82)؛ الطُرُق‌ السنِيَّة‌ في‌ الا´لات‌ الروحانيّة‌ تأليف‌ تقي‌الدينِ دمشقي‌ * (متوفي‌ 993). در ميان‌ دانشمندان‌ اسلامي‌، تقي‌الدين‌ بيش‌ از ديگران‌ اين‌ ابزار را بررسي‌ كرده‌ است‌. وي‌ علاوه‌ بر تأليف‌ كتابي‌ اختصاصي‌ دربارة‌ پنگان‌ ( رجوع كنيد به ادامة‌ مقاله‌)، در چند بخش‌ الطرق‌ السنيّة‌ ، ابزارهاي‌ مكانيكي‌ را كه‌ به‌ ساعتها (بنكامات‌) مربوط‌ مي‌شوند، بتفصيل‌ شرح‌ داده‌ است‌ (احمد يوسف‌ حسن‌، ص‌ 34). حاجي‌خليفه‌ (ج‌ 1، ستون‌256) اين‌ كتاب‌ را جزو آثاري‌ كه‌ دربارة‌ علم‌البنكامات‌ نوشته‌ شده‌، آورده‌ است‌. تنها نسخة‌ خطي‌ اين‌ كتاب‌، در كتابخانة‌ چستر بيتي‌ ايرلند وجود دارد (آربري‌ ، ج‌ 7، ص‌ 73ـ 74) و احمد يوسف‌ حسن‌، تصوير آن‌ را در كتاب‌ خود، تقي‌الدين‌ والهندسة‌ الميكانيكية‌ العربية‌ ، به‌چاپ‌ رسانده‌ است‌ (ص‌ 76ـ 168).در ميان‌ رسايلي‌ كه‌ اختصاصاً دربارة‌ پنگانها نوشته‌ شده‌اند ــ گذشته‌ از كتابي‌ در صنعت‌ پنگان‌ كه‌ ابن‌نديم‌ (ص‌ 563) آن‌ را به‌ ابوعبدالله‌ محمد بن‌ حسن‌ شطوي‌ نسبت‌ داده‌ است‌ ــ رساله‌اي‌ منسوب‌ به‌ ارشميدس‌ قديمترين‌ اثر موجود در اين‌باره‌ است‌. از اين‌ رساله‌، دو ترجمة‌ عربي‌ در دست‌ است‌: ترجمة‌ قديمتر به‌ نام‌ عمل‌ صندوق‌ الساعات‌ كه‌ در مجموعه‌اي‌ خطي‌ متعلق‌ به‌ قرن‌ ششم‌ در سوريه‌ نگهداري‌ مي‌شود (عبدالحميد حسن‌، ص‌ 8) و ترجمة‌ جديدتر به‌ نام‌ في‌ عمل‌ بنكامات‌ متعلق‌ به‌ قرن‌ هشتم‌ يا نهم‌ كه‌ چند نسخة‌ خطي‌ از آن‌ در كتابخانة‌ ملي‌ پاريس‌ (سلان‌، ص‌ 437) و كتابخانه‌هاي‌ موزة‌ بريتانيا و بودليان‌ در انگلستان‌ (ويدمان‌ و هاوزر ، ج‌3، ص‌ 1629) وجود دارد. محمداحمد دهمان‌ هردو ترجمه‌ را در كتاب‌ علم‌الساعات‌ والعمل‌ بها به‌چاپ‌ رسانده‌ است‌ (ابن‌ساعاتي‌، ص‌ 294ـ359). ويدمان‌ و هاوزر ترجمة‌ جديد اين‌ رساله‌ را به‌ آلماني‌ برگردانده‌اند كه‌ در 1336/ 1918 با عنوان‌ > «ساعت‌ ارشميدس‌ و دو ابزار ديگر» < ، و بارديگر در > مجموعه‌ مقالات‌ دربارة‌ تاريخ‌ علوم‌ عربي‌ و اسلامي‌ < (ج‌ 3، ص‌ 1629ـ1669) به‌ چاپ‌ رسيده‌ است‌. علاوه‌ بر رسالة‌ ارشميدس‌، رسالة‌ كوتاهي‌ به‌ نام‌ مقالة‌ في‌ البنكام‌ (شيرواني‌، ج‌ 5، ص‌ 1783) يا مقالة‌ في‌ عمل‌البنكام‌ (كراوزه‌ ، ص‌ 479) تأليف‌ ابن‌هيثم‌ (سدة‌ چهارم‌) دربارة‌ پنگانها وجود دارد. از اين‌ رساله‌ تاكنون‌ دو نسخه‌ در تركيه‌، در كتابخانه‌هاي‌ فاتح‌ جامع‌ و عاطف‌ افندي‌ استانبول‌ (همانجا) و يك‌ نسخه‌ در ايران‌ در كتابخانة‌ وزيري‌ يزد (شيرواني‌، همانجا) شناسايي‌ شده‌ است‌. رسالة‌ كوتاهي‌ به‌نام‌ الاعلام‌ بِشدّالمَنكام‌ ، تأليف‌ شمس‌الدين‌ محمدبن‌ ابي‌الفتح‌ صوفي‌ (متوفي‌ 950) نيز دربارة‌ پنگان‌ است‌ كه‌ از آن‌ نسخه‌اي‌ در واتيكان‌ (ماتويفسكايا و روزنفلد، ج‌ 1، ص‌ 526) و نسخه‌اي‌ در كتابخانة‌ مجلس‌ شوراي‌ اسلامي‌ در ايران‌ (حائري‌، ج‌ 23، ص‌ 13) موجود است‌. حاجي‌ خليفه‌ (همانجا) به‌ رساله‌اي‌ از تقي‌الدين‌ دمشقي‌ به‌ نام‌ الكواكب‌الدُّرّية‌ في‌ وضع‌ بنكامات‌ الدورية‌ ياد كرده‌ كه‌ بروكلمان‌ ( > ذيل‌ < ، ج‌ 2، ص‌ 484) آن‌ را نام‌ ديگر رسالة‌ في‌ علم‌ البنكامات‌ تقي‌الدين‌ دانسته‌ است‌. نسخه‌هايي‌ از رسالة‌ في‌ علم‌البنكامات‌ در پاريس‌ (سلان‌، ص‌ 439)، انگلستان‌ و تركيه‌ (احمد يوسف‌ حسن‌، ص‌ 26) وجود دارد، و سويم‌ تكه‌لي‌ متن‌ عربي‌ آن‌ را در كتاب‌ > تقي‌الدين‌ و ساعت‌ در امپراتوري‌ عثماني‌ در سدة‌ شانزدهم‌ < ، منتشر كرده‌ است‌.منابع‌: ابن‌ساعاتي‌، علم‌ الساعات‌ و العمل‌ بها ، چاپ‌ محمد احمد دهمان‌، دمشق‌ ?] 1401/1981 [ ؛ ابن‌ نديم‌، الفهرست‌ ، چاپ‌ ناهد عباس‌ عثمان‌، دوحه‌ 1985؛ ابي‌العزّبن‌ اسماعيل‌ جزري‌، الجامع‌ بين‌ العلم‌ و العمل‌ في‌ صناعة‌ الحيل‌ ، چاپ‌ احمد يوسف‌ حسن‌، حلب‌ 1979؛ مصطفي‌بن‌ عبدالله‌ حاجي‌ خليفه‌، كشف‌ الظنون‌ ، بيروت‌ 1410/1990؛ عبدالحسين‌ حائري‌، فهرست‌ كتابخانة‌ مجلس‌ شوراي‌ اسلامي‌ ، ج‌23، تهران‌ 1376ش‌؛ احمد يوسف‌ حسن‌، تقي‌الدين‌ و الهندسة‌ الميكانيكية‌ العربية‌؛ مع‌ كتاب‌ الطرق‌ السنية‌ في‌ الا´لات‌ الروحانية‌ ، حلب‌ 1976؛ عبدالحميد حسن‌، فهرس‌ مخطوطات‌ دارالكتب‌ الظاهرية‌: الفلسفة‌ و المنطق‌ و آداب‌ البحث‌ ، دمشق‌ 1970؛ محمد شيرواني‌، فهرست‌ نسخه‌هاي‌ خطي‌ كتابخانة‌ وزيري‌ يزد ، ج‌5، تهران‌ 1358ش‌؛ محمدبن‌ محمد غزالي‌، كتاب‌ الاربعين‌ ، ترجمة‌ برهان‌الدين‌ حمدي‌، تهران‌ 1368ش‌؛A. J. Arberry, The Chester Beathy Library: a handlist of the Arabic manuscripts , vol. VII, Dublin 1964; Carl der Brockelmann, Geschichte arabischen Litteratur , Leiden 1943-1949, Supplementband , 1937-1942; Max Krause, "Stambuler Handschriften islamischer Mathematiker", Quellen und Studien zur Geschichte der Mathematik, Astronomie und Physik , Pt. B, vol. 3 (1936); G. P. i Matvievskaya and B. A. Rozenfeld, Matematiki astronomi musulmanskogo srednevekovya i ikh trudi , Moscow 1983; M. Le Baron de Slane, Catalogue des manuscrits arabes , Paris 188-1895; Eilhard Wiedemann and Fritz Hauser, Gesammelte Schriften Zur arabisch-islamischen Wissenschaftsgeschichte , vol. 3, Frankfurt 1984.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

مهدي‌ محقق

فريد قاسملو

فريد قاسملو

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده