خیالی بخارایی، شاعر فارسیزبان قرن نهم. در هیچیک از منابع نام و نسب و تاریخ تولد وی نیامده است. او در بخارا به دنیا آمد (سامی، ذیل «خیالی») و در همانجا پرورش یافت. درگذشت او در بخارا بود و مدفنش نیز آنجاست (نوائی، ص 12ـ13؛ مدرس تبریزی، ج 2، ص 198). خیالی مدتی هم در هرات زندگی کرد (سامی، همانجا؛ نفیسی، ج 1، ص300) و از اینرو بعضی وی را خیالیهروی نامیدهاند (← واله داغستانی، ج 1، ص240؛ هدایت، ص 132)، از وی با عنوان خیالی سمرقندی نیز یاد شده (← هلالی جغتایی، ص 177، پانویس) که ظاهراً نادرست است. تاریخ درگذشت وی را حدود 850 ذکر کردهاند (←براون ، ج 3، ص 471؛ آقابزرگ طهرانی، ج 9، قسم 1، ص 309؛ خیالی بخارایی، مقدمة دولتآبادی، ص بیستوشش)، اما نفیسی (همانجا) مرگ وی را در 870 دانسته است.خیالی معاصر الغبیگ (متوفی 853)، پسر بزرگ شاهرخ تیموری، بود. الغبیگ اهل علم و ادب و دربارش مجمع شعرا و دانشمندان زمانه بوده است (دولتشاه سمرقندی، ص 644؛ یارشاطر، ص 51). خیالی و شاعرانی چون بدخشی سمرقندی*، عصمت بخاری*، بَرَندَق خجندی* به دربار الغبیگ رفتوآمد داشتند (سامی؛ یارشاطر، همانجاها). خیالی شاگرد عصمت بخاری بود و همراه شاعرانی مانند بساطیسمرقندی* و رستم خوریانی در مجلس وی حضور مییافت (دولتشاه سمرقندی، همانجا؛ نوائی، ص 12؛ خواندمیر، ص 38).به سبب وجود شاعران دیگر با تخلص خیالی (← دولتشاه سمرقندی، ص 761)، تذکرهنویسان اشعار آنها را به یکدیگر نسبت دادهاند، چنانکه در دیوان موجود خیالی بخارایی (ص 28، 122، 131) غزلیاتی وجود دارد که ابیاتی از آن را صبا در تذکره روز روشن (ص 251) ذیل شرححال خیالی خجندی آورده است؛ غزل دیگری نیز به خیالی نسبت داده شده است که احتمالاً از خیالی خجندی است، زیرا شاعر در بیت پایانی آن، خود را «بلبل باغ خجند» خوانده است (←خیالی بخارایی، ص 105ـ106). البته در توجیه انتساب این غزل به خیالی بخارایی گفته شده است که دلیل انتخاب این تشبیه، ارادت شاعر به کمال خجندی* است. گویا این دو خیالی که در تذکره روز روشن شرححال هریک از آن دو، بهطور جداگانه آمده است، یکی تصور شدهاند (← خیالی بخارایی، همان مقدمه، ص بیستوسه). صدیق حسنخان مؤلف شمع انجمن، به اشتباه وی را حیاتی بخاری نامیده و او را از سه شاعری که تخلص حیاتی داشتهاند، برتر دانسته است. همچنین ابیات دیوانِ او را حدود سه تا چهار هزار بیت نقل کرده است (ص 118). هرچند شهرت خیالی به دلیل شاعری اوست، اما وجود مضامین عرفانی در اشعارش باعث شده تا تذکرهنویسان وی را سالکی موحد (هدایت، همانجا) و مردی درویش طبیعت (صبا، همانجا) بدانند و سخنان او را درویشانه و پاکیزه بخوانند (دولتشاه سمرقندی، همانجا). همچنین در تذکرهها از استعداد و طبع خوش وی و اخلاق و رفتار نیکویش سخن رفته است (برای نمونه ← دولتشاه سمرقندی؛ نوائی، همانجاها).عمده شهرت خیالی به سبب سرودن غزل عرفانی مشهوری است با مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه/ خلقی به تو مشغول و تو غایب ز میانه» (← ص240ـ241). تقریباً در تمام تذکرههایی که نامی از خیالی در آنها آمده، ابیاتی از این غزل به عنوان نمونه شعر وی آمده است (برای نمونه ← جامی،ص 107؛ خواندمیر؛ هدایت؛ سامی، همانجاها). اختلاف در ضبط ابیات این غزل در تذکرهها نیز دلیل دیگری است بر رواج و شهرت آن در میان مردم و تأثیر آن بر شاعران پس از او. چنانکه بهنظر غلامحسین جواهری (شیخبهائی، مقدمه، ص و)، تنها شعر دارای شور و حال و زیبایی از بهاءالدین عاملی* معروف به شیخبهائی، تضمین او از غزل خیالی بخارایی است که بیشتر اهل ذوق آن را ازبردارند (دربارة این مخمّس ← آینده، ج 3، ش 14ـ16، بهمن و اسفند 1324، ص 719ـ724). حبیب خراسانی نیز از دیگر کسانی است که تحتتأثیر این شعر خیالی و تضمین معروف شیخبهائی اشعاری در موضوع توحید محض دارد (← ص 195، 206؛ نیز ← حبیب خراسانی*). این غزل به اشتباه، در دیوان هلالی جغتایی*، شاعر معاصر خیالی، با اندکی اختلاف و با تخلص هلالی چاپ شده است که البته از نظر سبک با اشعار هلالی تفاوت دارد (← ص 177 و پانویس). دیوان اشعار خیالی شامل 3 قصیده، یک مسمط، 355 غزل، 3قطعه و 8 رباعی است و مفردات آن حدود 23 بیت است که مجموعاً بالغ بر حدود 071،2 بیت میشود. دو قصیدة وی یکی در ستایش پروردگار است و دیگری در مدح عصمت بخاری که فضل و هنر و حسن کلام و دیگر فضائل وی را میستاید (←ص 9ـ22). تأثیر زبان، ترکیبات و تصاویر اشعار خاقانی در قصاید او آشکار است (برای نمونه ←ص 3ـ9) و در این قصاید از موضوعات و تلمیحات تازه خبری نیست. موضوع غزلها همان عشق و هجران است، اما تلاش شاعر برای یافتن مضامین تازه که از خلال برخی ابیات دریافت میشود، نشانة ظهور سبکی نو در شعر است که بعدها به سبک هندی مشهور شد (خیالی بخارایی، دیباچة منوچهر مرتضوی، ص ز؛ یارشاطر، ص 115؛ نیز ← خیالی بخارایی، ص 28ـ29، 80 ، 100). البته گاه اصرار بر یافتن مضامین باریک، از لطف و تأثیر شعر وی کاسته و باعث شده است تا سادگی و روانی خود را به کلی از دست بدهد (برای نمونه ←ص 29، 105، و جاهای دیگر). خیالی در غزلیاتش از شاعران پیش از خود نظیر سعدی، خواجوی کرمانی، حافظ و امیرخسرو دهلوی تأثیر پذیرفته است (← خیالی بخارایی، مقدمة دولتآبادی، ص سیوچهار ـ چهلویک؛ نیز ← همان، ص 92، 101، 240ـ241). بهگفتة تذکرهنویسان دیوانش در ماوراءالنهر، بدخشان، ترکستان و خراسان شهرت داشتهاست (برای نمونه ← دولتشاهسمرقندی؛ سامی، همانجاها).در منابع موجود اشارهای به مذهب خیالی نشده، اما در مسمّطی که در مدح حضرت علی علیهالسلام سروده (← ص 17ـ20) و نیز ابیاتی که در آنها از امام حسن و امام حسین علیهماالسلام یاد کرده است (← ص 8) نشانههایی دالّ بر تشیع او وجود دارد. همچنین عصمت بخاری نیز مسمطی در مدح امامرضا علیهالسلام (← ص 502ـ507) و ترکیببندی در مدح چهارده معصوم (← ص 517ـ528) دارد که نشانه تشیّع اوست و باتوجه به مناسبات نزدیک آن دو احتمال میرود که هر دو شیعه بودهاند. عزیز دولتآبادی دیوان خیالی بخارایی را در آبان 1352 تصحیح و در تبریز منتشر کرده است.منابع: آقابزرگ طهرانی؛ ادوارد گرانویل براون، تاریخ ادبی ایران، ج 3، ترجمه و حواشی علیاصغر حکمت، تهران 1357ش؛ عبدالرحمانبن احمد جامی، بهارستان، چاپ اسماعیل حاکمی، تهران 1367ش؛ حبیباللّهبن محمدهاشم حبیب خراسانی، دیوان، چاپ علی حبیب، تهران ]1353ش[؛ خواندمیر؛ خیالی بخارایی، دیوان، چاپ عزیز دولتآبادی، تبریز 1352ش؛ دولتشاه سمرقندی، تذکرةالشعراء، چاپ ادوارد براون، لیدن 1319/ 1901، چاپ افست تهران1382ش؛ شمسالدینبنخالد سامی، قاموسالاعلام، چاپ مهران، استانبول 1306ـ1316/ 1889ـ 1898؛ محمدبن حسین شیخ بهائی، کلیات اشعار و آثار فارسی شیخ بهاءالدین محمدالعاملی مشهور به شیخ بهائی، چاپ غلامحسین جواهری، ]تهران، بیتا.[؛ محمدمظفر حسینبن محمد یوسفعلی صبا، تذکره روز روشن، چاپ محمدحسین رکنزاده آدمیت، تهران 1343ش؛ صدیق حسنخان، شمع انجمن، چاپ سنگی بهوپال 1293؛ عصمت بخاری، دیوان، چاپ احمد کرمی، تهران 1366ش؛ محمدعلی مدرستبریزی، ریحانةالادب، تهران 1369ش؛ سعید نفیسی، تاریخ نظم و نثر در ایران و در زبان فارسی تا پایان قرن دهم هجری، تهران 1363ش؛ امیرعلیشیر نوائی، تذکره مجالسالنفائس، ]ترجمه فارسی[، چاپ علیاصغر حکمت، تهران 1363ش؛ علیقلیبن محمدعلی واله داغستانی، ریاضالشعراء، ج 1، چاپ شریف حسین قاسمی، رامپور 2001؛ رضاقلیبن محمدهادی هدایت، تذکره ریاضالعارفین، چاپ ابوالقاسم رادفر و گیتا اشیدری، تهران 1385ش؛ بدرالدین هلالی جغتایی، دیوان هلالی جغتائی، با شاه و درویش و صفات العاشقین او، چاپ سعید نفیسی، تهران 1368ش؛ احسان یارشاطر، شعر فارسی در عهد شاهرخ (نیمة اول قرن نهم)، یا، آغاز انحطاط در شعر فارسی، تهران 1334ش.