روضات الجنات

معرف

اثرى در شرح‌حال‌نگارى به عربى، نوشته سيدمحمدباقر خوانسارى*، عالم امامى (متوفى ۱۳۱۳).
متن

روضات الجنّات، اثرى در شرح حال نگارى به عربى، نوشته سيدمحمدباقر خوانسارى*، عالم امامى (متوفى ۱۳۱۳). روضات الجنات فى احوال العلماء و السادات شهرت بسيار دارد و مهم ترين تأليف خوانسارى است. اين اثر از كتابهاى ارزنده در تراجم و شرح حال، و آكنده است از آگاهيهاى گوناگون تاريخى، رجالى، فقهى، حديثى، كلامى و ادبى. كتاب روضات الجنات در تقسيم بندى مؤلف به چهار جلد تقسيم شده است؛ جلد اول مشتمل بر مقدمه و حرف همزه تا آخر جيم، جلد دوم حرف حاء تا آخر ظاء، جلد سوم حرف عين تا آخر حرف لام و جلد آخر حرف ميم تا آخر ياء. خوانسارى شرح حال عالمان شيعه و اهل سنّت را به صورت جداگانه آورده و در ذكر نام افراد، ترتيب حروف اسامى آنها را بدون درنظرگرفتن نام پدر آورده است. او طبقه رجالى افراد را نيز در نظر گرفته و مثلا ابراهيم بن محمدبن سعيد ثقفى (متوفى ۲۸۳) را بر ابراهيم بن على كفعمى (متوفى ۹۰۵) مقدّم داشته است. هرچند اين قاعده را در همه موارد رعايت نكرده و شرح حال احمدبن اسماعيل جزايرى (متوفى ح ۱۱۵۰) را بر شرح حال احمدبن محمد بحرانى (متوفى ۱۱۰۲) مقدّم داشته است در حالى كه براساس تاريخ درگذشت، ترتيب ذكر آنها بايد به عكس باشد ( خوانسارى، چاپ روضاتى، ج ۱، مقدمه، ص ۱۵ـ۱۶). افزون بر اين، خوانسارى در ترتيب الفبايى و درج شرح حال افرادى كه نامشان دو بخشى و مركّب از كلمه محمد در آغاز و يك اسم يا لقب ديگر است، مانند محمدامين و محمدباقر و محمدتقى، نام محمد را در نظر نگرفته و اين افراد را ذيل ترتيب الفبايى نام دوم معرفى كرده است (مثلا در چاپ اسماعيليان، محمدامين استرآبادى در ج ۱، ص ۱۲۰، محمدباقر مجلسى در ج ۲، ص ۷۸، محمدتقى مجلسى در ج ۲، ص ۱۱۸؛ براى موارد مشابهِ اين گونه از ترتيب تراجم  ← آقابزرگ طهرانى، طبقات اعلام الشيعة، مجلدات الكرام البررة و نقباءالبشر). بنابر تصريح مؤلف (چاپ اسماعيليان، ج ۲، ص ۱۰۹)، وى بيش از ده سال را صرف نوشتن اين كتاب كرده، اما تدوين و تجديدنظر مؤلف در آن، حدود پنجاه سال طول كشيده است (همان، چاپ روضاتى، ج ۱، مقدمه، ص ۱۳). باتوجه به طولانى بودن اين زمان، تفاوتهايى ميان شرح حالها مشاهده مى شود، چنان كه مؤلف در برخى از آنها براى پرهيز از اطناب، از پرداختن تفصيلى به شرح حال افراد خوددارى كرده، اما در مواردى نيز به اين روش پايبند نبوده است (براى نمونه  ← چاپ اسماعيليان، ج ۱، ص ۱۱۴ـ:۱۱۹ شرح حال خواجويى، ص ۱۲۰ـ:۱۳۹ شرح حال استرآبادى). همچنين، مطالبى را بعدها به شرح حال افراد افزوده است. مطالبى كه به خط مؤلف بر اصل كتاب افزوده شده و در حواشى نسخه هاى خطى كتاب روضات آمده اند، مؤيد اين سخن است (همان، چاپ روضاتى، ج ۱، مقدمه، ص ۱۳). كتاب در ۳۱ باب و مشتمل بر ۷۵۹ شرح حال است، ضمن آنكه در بسيارى از زندگينامه ها، شرح حال يك يا چند تن ديگر را نيز ذكر كرده است (براى نمونه  ← چاپ اسماعيليان، ج ۳، ص ۲۵۲ـ۲۵۳، ۲۸۸). در نسخه مُسوَّده اين كتاب به خط مؤلف، او نخست، رقمهايى را براى شرح حالها در نظر گرفته، اما پس از زيادشدن آنها، براى سهولت در جابه جايى عناوين و زياد و كم كردن مطالب در حين كار، از آن ارقام صرف نظر كرده است (همان، چاپ روضاتى، ج ۱، مقدمه، ص ۲۲). تأليف و بازنگرى مجلد اول روضات در ۲۵ محرّم ۱۲۷۱ پايان يافت. مجلد دوم در ۱۴ شعبان ۱۲۶۳، مجلد سوم در ۲۲ جمادى الاولى ۱۲۸۴ و مجلد چهارم در ۲ ذيحجه ۱۲۸۶ پايان يافت (معلم حبيب آبادى، ج ۳، ص ۸۰۸ـ۸۰۹). خوانسارى براى نوشتن اين اثر از منابع بسيارى استفاده كرده است. اغلب اين منابع بخشى از كتابخانه خانوادگى وى بوده كه در نسلهاى متوالى گردآورى شده بوده است ( روضاتى، ۱۳۷۸ش، ص ۹۳، ۹۶ـ۱۱۵). مهم ترين منبع خوانسارى در نقل شرح احوال عالمان شيعه، كتاب رياض العلماء و حياض الفضلاء* تأليف ميرزاعبداللّه افندى (متوفى حـ۱۱۳۰) است. خوانسارى در موارد متعددى با تصريح به استفاده از اين كتاب مطالبى از آن نقل كرده است (روضاتى، ۱۳۷۸ش، ص ۹۵؛ براى نمونه  ← چاپ اسماعيليان، ج ۱، ص ۳۲، ۲۷۳ـ۲۷۴، ج ۴، ص ۵، ۷، ۱۲، ۱۹۰، ج ۵، ص ۳۴۴ـ۳۴۶). در مواردى نيز با وجود بهره گيرى از اين كتاب اشاره اى به نام آن نكرده است ( نجفى اصفهانى، ص ۲۳). بعد از رياض العلماء، ديگر منابع مهم خوانسارى در ذكر شرح حال عالمان اماميه، عبارت اند از: لؤلؤة البحرين فى الاجازة لقُرَّتَىِ العيْنَيْن تأليف شيخ يوسف بن احمد بحرانى* (متوفى ۱۱۸۶؛ براى نمونه  ← همان چاپ، ج ۱، ص ۲۵، ۷۱، ج ۴، ص ۱۷، ۱۲۲، ج ۵، ص ۳۴۶ـ۳۴۷)؛ امل الآمل* حرّ عاملى (متوفى ۱۱۰۴؛ براى نمونه  ← خوانسارى، چاپ اسماعيليان، ج ۱، ص ۲۹، ۶۵، ج ۸، ص ۸۳، ۱۴۴ـ۱۴۵) و مجالس المؤمنين قاضى نوراللّه شوشترى* (متوفى ۱۰۱۹؛ براى نمونه  ← همان، ج۱، ص۲۶۴، ۲۹۳، ج۸، ص۴ـ۶). همچنين خوانسارى از ديگر آثار رجالى اماميه در مواضع مختلف بهره برده است، مثلا از رسالة فى آل اَعْيَنِ ابوغالب زُرارى (متوفى ۳۶۸؛ براى نمونه  ← همان، ج ۱، ص ۴۶ـ۴۷)؛ معالم العلماءِ ابن شهرآشوب (متوفى ۵۸۸؛ براى نمونه  ← همان، ج ۱، ص ۶۵، ج ۸، ص ۱۹۵)؛ فوائدالرجالية علامه بحرالعلوم (متوفى ۱۲۱۲؛ براى نمونه  ← همان، ج ۱، ص ۶۱ـ۶۲)؛ حاوى الاقوال فى معرفة الرجالِ عبدالنبى جزايرى (متوفى ۱۰۲۱؛ براى نمونه  ← همان، ج ۱، ص ۶۱)؛ مناقب الفضلاء فى رياض العلماءِ سيدمحمدحسين خاتون آبادى (متوفى ۱۱۵۱؛ براى نمونه  ← همان، ج ۱، ص ۳۳، ۱۱۵)؛ منتهى المقال فى احوال الرجالِ ابوعلى حائرى* (متوفى ۱۲۱۵ يا ۱۲۱۶؛ براى نمونه  ← همان، ج ۴، ص ۱۶، ۶۹ـ۷۰)؛ و ايجازالمقال فى علم الرجالِ فرج اللّه حُوَيزى (قرن يازدهم؛ براى نمونه  ← همان، ج ۴، ص ۴۰ـ۴۲، ۶۹، ۱۱۷). خوانسارى همچنين برخى اطلاعات را درباره رجال اماميه از منابع غيررجالى گرفته است، نظير الدرالمنثور من الخبر المأثورِ و غيرالماثور شيخ حسن بن جبعى عاملى (متوفى ۱۱۰۳ و از نوادگان شهيدثانى؛ براى نمونه  ← همان، ج ۷، ص۴۰ـ۴۴)؛ العقد الحسينى يا العقد الطهماسبىِ حسين بن عبدالصمد حارثى* (متوفى ۹۸۴؛ براى نمونه  ← همان، ج ۱، ص ۱۳۹ـ ۱۴۰)؛ صحيفة الصفا اثر ميرزامحمدبن عبدالنبى اخبارى (متوفى ۱۲۳۲؛ براى نمونه  ← همان، ج ۸، ص۱۶۰، ۱۶۸)؛ الردّ على المتعصّبِ العنيد المانع مِنْ ذمِّ اليزيد ابن جوزى (متوفى ۵۹۷؛ براى نمونه  ← همان، ج ۸، ص ۱۴)؛ سُلّم السماوات ابوالقاسم كازرونى (براى نمونه  ← همان، ج ۵، ص ۳۰۵ـ۳۰۷)؛ حدائق المقرّبينِ سيدمحمدصالح خاتون آبادى (متوفى ۱۱۲۶؛ براى نمونه  ← همان، ج ۱، ص ۸۱ـ۸۲، ج ۴، ص ۳۶۲) و منابع بسيار ديگر. خوانسارى در مواردى هم رساله اى را به طور كامل آورده، چنان كه در شرح حال ابن ميثم بحرانى (متوفى ۶۷۹)، رساله السُلافة البهية فى الترجمة الميثمية تأليف شيخ سليمان بن عبداللّه بحرانى (متوفى ۱۱۲۱) را به تمامى نقل كرده است ( همان، ج ۷، ص ۲۱۷ـ۲۲۱؛ نيز  ← آقابزرگ طهرانى، ج ۱۲، ص ۲۱۱ـ۲۱۲). در شرح حال اديبان و نحويان اهل سنّت، مهم ترين منبع خوانسارى، كتاب بُغية الوعاة فى طبقات اللغويين و النحاة جلال الدين عبدالرحمان سيوطى* (متوفى ۹۱۱) بوده كه خوانسارى تقريبآ همه متن آن را به تفاريق در كتاب خود نقل كرده است (براى نمونه  ← خوانسارى، چاپ اسماعيليان، ج ۱، ص ۱۵۹ـ۱۶۲،۲۹۰، ۳۱۸ـ۳۱۹). در مواردى خوانسارى فقط با ذكر عبارت «قال الحافظ السيوطى فى طبقات النحاة» (براى نمونه  ← همان، ج ۸، ص ۳۱)، «قال صاحب البغية» (براى نمونه  ← همان، ج ۵، ص ۸۹، ۱۱۷) شرح حال برخى از عالمان اهل سنّت را از كتاب سيوطى نقل كرده است. او (چاپ اسماعيليان، ج ۵، ص ۵۶) در ضمن شرح حال سيوطى، به بهره گيرى خود از آثار وى نيز تصريح كرده است. همچنين از كتاب وفيات الاعيان ابن خَلّكان (متوفى ۶۸۱؛ براى نمونه  ← همان، ج ۳، ص ۸۵، ۸۷، ج ۴، ص ۳۲، ۳۹، ج ۸، ص ۲۴، ۲۶، ۳۶)؛ الملل و النحلِ شهرستانى (متوفى ۵۴۸؛ براى نمونه  ← همان، ج ۸، ص ۱۸۸ـ۱۹۰) و اسرارالعبادة از همو ( همان، ج ۸، ص ۲۷) و منابع ديگرى بهره جسته است. اهميت اصلى كتاب روضات الجنات از حيث تاريخى ـ رجالى، اطلاعات مهمى است كه درباره عالمان شيعه در دوره بعد از سقوط صفويه (حك : ۹۰۷ـ۱۱۳۵) تا زمان تأليف آن به ويژه نزاع ميان اخباريان و اصوليان، در بردارد (براى نمونه  ← همان، ج۱، ص ۹۲ـ۹۴، ۱۹۸ـ۱۹۹، ۳۹۹ـ۴۱۱، ج ۳، ص۲۶۰ـ ۲۶۱،۳۵۰ـ۳۵۲، ج ۵، ص ۲۳۳ـ۲۳۶، ۳۶۹ـ۳۷۰،۳۸۰ـ۳۸۱). برخى از اين عالمان، مشايخ خوانسارى بوده اند (براى نمونه  ← همان، ج ۱، ص ۳۴ـ۴۲، ۹۵ـ۱۰۱). خوانسارى ضمن بيان شرح حال برخى از عالمان امامى، مباحث ديگرى را نيز بررسى كرده است. مثلا، در شرح حال محمدامين استرآبادى (متوفى ۱۰۳۶) با بهره گيرى از كتاب فوائدالمدنيه ( همان، ج ۱، ص ۱۲۱ـ۱۲۷، ۱۳۱ـ۱۳۲) و دانشنامه شاهى او ( همان، ج ۱، ص۱۲۰ـ۱۲۱، ۱۳۷) و كتاب مُنية الممارسين از شيخ عبداللّه سماهيجى (متوفى ۱۱۳۵؛  ← همان، ج ۱، ص ۱۲۷ـ۱۳۰) به تفصيل درباره اخبارى گرى سخن گفته است. خوانسارى (چاپ اسماعيليان، ج ۱، ص ۳۴۵ـ۳۶۴)، بحث مفصّلى در ضمن شرح حال ابن حجر عسقلانى (متوفى ۸۵۲)، درباره كتاب الصواعق المحرقة وى آورده كه در حقيقت، خود، اثرى مستقل در نقد اين كتاب است. نمونه ديگر، بحث از تصوف و ديدگاههاى عالمان شيعه درباره آن در ضمن شرح حال حسين بن منصور حلاج است ( همان، ج ۳، ص ۱۰۷ـ۱۵۰). خوانسارى (چاپ اسماعيليان، ج ۸، ص ۱۶۰) در شرح حال قاضى نوراللّه شوشترى، دانشمند نامبردار شيعه و مؤلف آثار مهم كلامى و جز آن از جمله مجالس المؤمنين، به او انتقاد كرده است كه او عده اى از اديبان و عارفان را امامىمذهب معرفى كرده و حال آنكه به عقيده خوانسارى آنها شيعه نبوده اند و در جايى ديگر (ج ۸، ص ۶۰) گفته است كه بدين جهت به شوشترى شيعه تراش لقب داده اند. خوانسارى از نسخه هاى خطى كهن و ارزشمندى نيز كه در اختيار داشته، ضمن اشاره به ويژگيهاى آنها، مطالبى نقل كرده است (براى نمونه  ← همان، ج ۱، ص ۶۷ـ۶۸، ۷۲ـ۷۳). مهم ترين مثال از اين دست، نسخه اى كهن از رسالة القشيرية تأليف عبدالكريم بن هوازن قُشَيْرى (متوفى ۴۶۵) به كتابت مجدالدين بن المؤيد بغدادى به تاريخ ۵۸۲ است ( همان، ج ۵، ص ۹۶ـ۹۷). خوانسارى در مواردى از اين رساله نقل كرده است (براى نمونه  ← همان، ج ۳، ص ۴ـ۵، ۱۳ـ۱۴، ۱۱۵ـ۱۲۲، ج ۵، ص ۹۷ـ۹۸). از ديگر موارد جالب توجه كتاب، نقل خوانسارى از برخى آثارى است كه او از آنها نسخه اى در اختيار داشته است. از اين شمار است كتاب الاعلام تأليف عبدالرحمان بن احمد اندلسى (متوفى ۵۸۱؛  ← همان، ج ۵، ص ۴۵ـ۴۸)؛ تاريخ اصفهان نوشته مفضل بن سعدبن حسين مافَرّوخى ( همان، ج ۱، ص ۷ـ۱۷)؛ اوائل سيوطى ( همان، ج ۴، ص ۱۷۳ـ۱۸۶) و رسالة مناظرات مع الفاضل الهروى از ابن ابى الجمهور احسايى ( همان، ج ۵، ص ۲۳ـ۲۶) كه با عنوانهاى ديگرى نيز معروف است. روضات الجنات از زمان انتشار مورد توجه قرار گرفته و يكى از منابع نامه دانشوران ناصرى* بوده است (روضاتى، ۱۳۳۲ش، ص ۸۹). همچنين سيدحسن امين عاملى در اعيان الشيعة*، آقابزرگ طهرانى در الذريعة الى تصانيف الشيعة* و زِرِكلى* در الاعلام از اين كتاب بهره برده اند (همان، ص۹۰ـ۹۱؛ نيز  ← معلم حبيب آبادى، ج ۳، ص ۸۰۹ـ۸۱۱). كتاب روضات الجنات، نخستين بار در يك مجلد رحلى و به صورت سنگى در تهران در ۱۳۰۴ چاپ شد (معلم حبيب آبادى، ج ۳، ص۸۱۰). سيدمحمدعلى روضاتى* با بهره گيرى از نسخه هاى خطى اين كتاب، از جمله نسخه هاى دستنويس مؤلف ( خوانسارى، چاپ روضاتى، ج ۱، مقدمه، ص ۱۷ـ۱۹) تصميم به چاپ انتقادى آن داشت، اما فقط يك مجلد از آن را منتشر كرد. چاپ متداول اين كتاب به كوشش اسداللّه اسماعيليان در هشت جلد در تهران در ۱۳۹۰ـ ۱۳۹۲ منتشر شده است. محمدباقر ساعدى ترجمه فارسى آن را با عنوان زندگى مشاهير دانشمندان اسلامى از صدر اسلام تا زمان مؤلف در هشت جلد در تهران در ۱۳۵۶ش منتشر كرده است. كتاب روضات الجنات فهرست ندارد و اين امر استفاده از آن را مشكل كرده است. براى رفع اين كاستى، كارهاى مختلفى انجام شده است ( روضاتى، ۱۳۳۲ش، ص ۹۴؛ معلم حبيب آبادى، ج ۳، ص ۸۱۳ـ۸۱۵). سيدمحمدمهدى موسوى، كتاب احسن الوديعة فى تراجم أشهر مشاهير مجتهدى الشيعة را در دو جلد به عنوان مستدرك روضات الجنات تأليف كرده است. سيدعبدالحجة بلاغى (متوفى ۱۳۵۶ش) ايرادها و تعليقات استاد خود، محمدرضا نجفى اصفهانى مسجدشاهى، را بر روضات الجنات با عنوان اَغلاط الروضات در جزوه اى مختصر در تهران در ۱۳۶۸ منتشر كرده است (نيز  ← روضاتى، ۱۳۳۲ش، ص ۹۴ـ۹۵؛ د.اسلام، چاپ دوم، ذيل «خوانسارى، سيدميرزا محمدباقر»).

منابع : آقابزرگ طهرانى؛ محمدباقربن زين العابدين خوانسارى، روضات الجنات فى احوال العلماء و السادات، چاپ اسداللّه اسماعيليان، قم ۱۳۹۰ـ۱۳۹۲؛ همان، ج ۱، چاپ محمدعلى روضاتى، تهران ۱۳۴۱ش؛ محمدعلى روضاتى، دو گفتار پيرامون گوشه هايى از احوال و آثار علماء بزرگ خوانسار مهاجر به اصفهان و سيرى در اجازه نامه ها، قم ۱۳۷۸ش؛ همو، زندگانى حضرت آية اللّه چهارسوقى، حاوى شرح حال بيش از يكصد نفر رجال قرون اخيره، اصفهان ?]۱۳۳۲ش[؛ محمدعلى معلم حبيب آبادى، مكارم الآثار، ج ۳، اصفهان ۱۳۵۱ش؛ محمدرضا نجفى اصفهانى، كتاب اعلاط الروضات، با فهرست و اضافات عبدالحجة بلاغى، تهران ۱۳۶۸؛

EI۲, s.v. "Khw¦ans¦ar¦ â, Sayyid M¦ ârz¦a Mu¤hammad B¦a¤kir" (by Abdul-Had¦ â Hairi).

/ الهه هاديان رسنانى /

نظر شما
مولفان
گروه
قرآن و حدیث ,
رده موضوعی
جلد 20
تاریخ 94
وضعیت چاپ
  • چاپ شده