دروتئوس

معرف

نویسنده و احکامیِ یونانی قرن اول میلادی که در تکوین احکام نجوم، چه در یونان و چه در دورة اسلامی، تأثیر چشمگیری داشت
متن
دروتئوس ، نویسنده و احکامیِ یونانی قرن اول میلادی که در تکوین احکام نجوم، چه در یونان و چه در دورة اسلامی، تأثیر چشمگیری داشت. مطالعه دربارة دروتئوس در میراث علوم اسلامی به دو برهة زمانی تقسیم‌پذیر است: پیش و پس از آنکه دیوید پینگری ، مهم‌ترین کتاب او را به عربی منتشر کرد (لایپزیگ 1976). در مرحلة نخست، براساس کوششهای متعدد اشتگمان کمابیش آگاهیهایی، به‌ویژه دربارة آثار او و ترجمه‌های مختلف این آثار (از جمله یونانی، لاتینی و عربی)، به‌دست آمد که مهم‌ترین آنها در گزارش سزگین (ج 7، ص 32ـ38) آمده‌است. اگرچه پینگری ضمن انتشار کتاب دروتئوس (← ادامة مقاله) آگاهیهای دقیقی دربارة زمان زندگی دروتئوس به‌دست نداده‌است، تحلیل این کتاب اطلاعاتی دربارة ترجمه‌های پیش از اسلام آن، عمق دانسته‌های احکام نجومی مؤلف و چگونگی استناد بسیاری از دانشمندان دورة اسلامی در اختیار ما قرار می‌دهد.آگاهیهای ما دربارة زندگی دروتئوس اندک و برآمده از دو دسته از منابع، غربی (به‌ویژه آرای دانشمندان یونانی و یهودی) و دورة اسلامی، است. در منابع غربی، او به دروتئوس صیدایی (اهل صیدا در لبنان) مشهور است (← اشتاین اشنایدر ، ص 339؛ اشتگمان، 1939، ص 2). اما در منابع دورة اسلامی، دروتئوس به چند موضع جغرافیایی مختلف منسوب شده‌است (← ادامة مقاله). یکی از مهم‌ترین نشانه‌ها دربارة زمان زندگی او محاسبات چند طالع نجومی (= زایچه) است که در مهم‌ترین اثر باقیمانده از او آمده‌است. این طالعها را متعلق به سالهای 13 تا 36 میلادی دانسته‌اند (← ایربی ـ ماسیه و کایزر ، ص 95ـ96؛ قس اولمان ، ص280؛ سزگین، ج 7، ص 32، که این دورة زمانی را 12 تا 34 میلادی ذکر کرده‌اند). دیگر اطلاع ما از دورة زندگی دروتئوس نوشته مورخی یهودی با نام فلاویوس یوسفوس (ﺣ 38ـ100م) است که از فردی به نام دروتئوس فرزند ناتائل یاد می‌کند. این گزارش براساس نامه‌ای از سال 45 میلادی است که در آن از دروتئوس و چند شخص دیگر نام برده شده‌است (← ج 9، ص 397 و یادداشت g). اما نمی‌توان به‌صراحت، دروتئوس مذکور در کتاب یوسفوس را همان شاعر و منجم قرن اول میلادی دانست (← زندگی‌نامه علمی دانشوران،ذیل"Dorotheus of Sidon"). علاوه‌برآن، یوسفوس در کتابش از چند دروتئوس یاد می‌کند (← ج 6، ص 525، 527، ج 7، ص 47، نیز ← ج 9، ص 654). اگرچه نوشته‌های موجود منجمان و مورخان دورة اسلامی دربارة دروتئوس در به‌دست‌آوردن تاریخ دقیق زندگی او چندان مؤثر نیست، کمابیش نشان‌دهندة ذهنیت این افراد دربارة دروتئوس و تأثیر عمیق او بر رواج احکام نجوم دورة اسلامی است. ماشاءاللّه یهودی* (منجم قرن دوم) دورة زندگی دروتئوس را بین افلاطون (متوفی 347ق م) و ذیمقراطیس (متوفی ﺣ 370ق م) دانسته‌است (← سزگین، ج 7، ص 32). براساس ترتیبی که بندار دامغانی (قرن ششم) از دانشمندان یونانی در ابتدای کتاب خود آورده (← گ 1پ)، دروتئوس بین والنس / والیس (ستاره‌شناس یونانی) و بطلیموس (سدة دوم میلادی) قرار گرفته‌است. به‌نظر می‌رسد مهم‌ترین نوشتة دورة اسلامی که بتوان آن را گزارشی از دوران زندگی دروتئوس دانست نوشتة ابن‌عبری (ص 139ـ140) باشد که دروتئوس را همعصر یولیانوس کافر، امپراتور روم (متوفی 363م)، و معاصر دیوفانتوس (قرن سوم میلادی) دانسته‌است (نیز ← اشتگمان، 1939، ص 2).دربارة خاستگاه دروتئوس آرای مختلفی در نوشته‌های دورة اسلامی وجود دارد. او را دورینوس سریانی (← ابن‌ندیم، ص300؛ شهرزوری، ج 1، ص 38)، ذروثیوس رومی (قفطی، ص 184)، ذزویثوس اسکندرانی (حاجی‌خلیفه، ج 1، ستون 34)، یونانی (← دروتئوس، اصول‌الموالید، گ 15پ) و مصری (← دروتئوس، 1976، ص 3؛ کراوزه ، ص440) نامیده‌اند. از دیگر سو، نام دروتئوس نیز در متون مختلف دورة اسلامی به‌صورتهای گوناگون ضبط شده‌است، از جمله ذروثیوس (← ابن‌ندیم، ص 328؛ قفطی، همانجا)، دورینوس (شهرزوری، همانجا)، درینوس (ابن‌حائک، ص70)، دورتیوش (مسعودی مروزی، گ 101ر)، دامانیوس (کندی، ص 36) و دروبیوس (دروتئوس، فی بیان الافرادات، گ 1پ). حتی در اثری واحد نیز نام او به‌صورتهای مختلف ضبط شده‌است، از جمله ابن‌ندیم که از او به‌صورتهای ذورثیوس (همانجا) و دورموس (ص300)، ابن‌هَبَنتا (قرن چهارم) به‌صورتهای دَرتِنوس (ج 1، ص 289) و دورویثوس (ج 2، ص60)، و ابن‌ابی‌الرجال (متوفی 432) که از وی به‌صورتهای ذروئیوس (گ 55پ) و ذرایئوس (گ 133ر) یاد کرده‌اند (برای گزارشی از صورتهای مختلف نام دروتئوس براساس متون یونانی، عبری، لاتین و عربی ← اشتگمان، 1939، ص 1).تا پیش از ورود آرای دروتئوس به جهان اسلام، از رواج آرا و استفاده از نوشته‌های او بین چند دانشمند تمدن دورة یونانیمآبی خبر داریم، به‌ویژه هفایستیون تبسی (ستاره‌شناس یونانی، تولد ﺣ 381م) که در کتاب آپوتلسمتیک بسیاری از نوشته‌های دروتئوس را به یونانی برگردانده‌است (← همو، 2000، ص 14ـ15، که نوشته‌های دروتئوس براساس نقل‌قول ابن‌ابی‌الرجال را با متن یونانی ترجمة هفایستیون مقایسه کرده، درحالی‌که اشتگمان به متن اصلی و ترجمة عربی نوشته دروتئوس دسترسی نداشته‌است؛ نیز ← سزگین، ج 7، ص 34). فیرمیکوس ماترنوس (قرن چهارم میلادی) نیز از آرای دروتئوس بسیار استفاده کرده، با این تفاوت که فیرمیکوس نوشته‌های دروتئوس را به لاتینی ترجمه کرده‌است (برای آگاهی بیشتر دربارة این ترجمه‌ها ← اشتگمان، 1943، ص 113ـ120). بخشی دیگر از نوشته‌های دروتئوس از طریق ترجمة آثار او در روم شرقی باقی مانده‌است، از جمله ترجمه‌های رتوریوس (سدة ششم میلادی) و تئوفیل (← همو، 1939، ص30ـ31). باتوجه به اینکه اصل نوشته‌های یونانی دروتئوس باقی نمانده‌است (← سزگین، ج 7، ص 33)، مقایسة نوشته‌های دروتئوس در آثار دورة اسلامی (اعم از ترجمة عربی یا نقل‌قولهای دانشمندان دورة اسلامی) با آثار باقیمانده از او در نوشته‌های دانشمندان متقدم الگوی مناسبی برای سنجش صحت و اصالت نوشته‌های دروتئوس به‌شمار می‌آید.دربارة چگونگی ورود آثار دروتئوس به میان مسلمانان و ترجمه‌های مختلف و احتمالی آثار او آرای گوناگونی وجود دارد که می‌توان آنها را به دو دسته تقسیم کرد: ترجمة مستقیم از یونانی به عربی و ترجمه از یونانی به پهلوی و از پهلوی به عربی (که به‌نظر می‌رسد دست‌کم در مورد یکی از آثار به‌جای مانده از دروتئوس صادق باشد؛ برای بحث در زمینة چگونگی ترجمة این آثار ← سزگین، ج 7، ص 34ـ35؛ نیز ← ادامة مقاله). اشارة ابن‌ندیم (ص300) به نقل از ابوسهل فضل‌بن نوبخت، به ترجمة آثاری از دروتئوس (به‌همراه چند دانشمند دیگر از جمله بطلمیوس) به دستور شاپور اول (ﺣک : 241ـ272م) از یونانی به پهلوی (فارسی میانه)، و نوشتة دیگر ابن‌ندیم (ص 328) و قِفطی (ص 184)، که عمربن فَرُّخان طبری* (متوفی ﺣ 200) را مترجم و مفسر این آثار می‌دانند، از جمله قراین وجود ترجمه‌ای پهلوی پیش از رواج ترجمه عربی آثار دروتئوس است (نیز ← )دایرة‌المعارف دانشمندان قدیم علوم طبیعی( ، ذیل "Pahlavi, translations into"، که طبری را مترجم پهلوی به عربی کتاب دروتئوس می‌داند). اما سزگین که چاپ پینگری از مهم‌ترین کتاب باقیمانده از دروتئوس را در اختیار نداشته، بر این نظر پافشاری کرده‌است که آثار دروتئوس مستقیماً از یونانی به عربی ترجمه شده‌اند (← ج 7، ص 34ـ35)، حال آنکه در متن عربی کتاب دروتئوس واژه‌های پهلوی متعددی وجود دارد (از جمله ← دروتئوس، 1976، ص 81 ، 87 ، 120، 126، نیز ← مقدمة پینگری، ص XVI ، که فهرستی از این واژه‌ها را تهیه کرده‌است). بسیاری از این واژه‌ها در متون متأخرتر نجوم یا احکام نجوم دورة اسلامی جای خود را به واژه‌های عربی با همان معنی داده‌اند. وجود این واژه‌ها در کتاب دلیل دیگری بر وجود ترجمه‌ای پهلوی از آن است (قس زادان فرخ اندرزگر، مقدمة چارلز بورنت و احمد حمدی ، ص 301، که فهرستی از واژه‌های پهلوی به نقل از زادان فرخ اندرزگر در متن بندار دامغانی تهیه کرده‌اند؛ گزارش بورنت و حمدی از مجموعه نقل‌قولهای زادان فرخ در همین متن (← زادان فرخ اندرزگر، ص360ـ398)، نشانة وجود متنی دیگر در احکام نجوم به زبان پهلوی و ترجمة آن به عربی است). از دیگر سو، در سراسر متن عربی کتاب دروتئوس بارها دربارة منازل قمر، ماه و ویژگیهای احکام نجومی آن بحث شده، اما نام منازل قمر نیامده‌است (برای نمونه ← دروتئوس، 1976، ص 14، 18). در مقابل، به‌عنوان نمونه ابن‌ابی‌الرجال یکی از مهم‌ترین ناقلان آرای دروتئوس، نامهای عربی منازل ماه را ذکر کرده‌است (← گ 250ر). این تفاوت نیز قرینه دیگری بر وجود متنی از آثار دروتئوس پیش از رواج ترجمة عربی آنهاست. همچنین، از دیگر نشانه‌ها بر وجود روایتی پهلوی از این کتاب ذکر دو زایچه در بخش سوم کتاب اصول‌الموالید (دربارة این کتاب ← ادامة مقاله) اوست که یکی متعلق به 20 اکتبر 281 (← دروتئوس، 1976، ص 88) و دیگری 26 فوریه 381 (همان، ص 83)، در دوران ساسانیان (ﺣک : 226ـ652م)، است، درحالی‌که هر دو زایچه از دوران زندگی دروتئوس بسیار فاصله دارند و غیرممکن است که او آنها را استخراج کرده‌باشد (برای آگاهی درباره این دو طالع ← همان، مقدمه پینگری، ص XV).دیگر اثر عربی باقیمانده از دروتئوس، فی‌بیان‌الافرادات، نیز کمابیش به‌لحاظ ادبی و زبانی همانند اصول‌الموالید است وشاید اثر دوم از جمله آثار دروتئوس باشد که مستقیماً از یونانی به عربی ترجمه شده‌اند (← سزگین، ج 7، ص 34ـ35).آثار. در میان نوشته‌های دورة اسلامی چند فهرست از آثار دروتئوس وجود دارد، از جمله نوشتة ابن‌ندیم (همانجا)، و دیگر، نوشتة قفطی (همانجا) که کمابیش تکرار نوشته‌های ابن‌ندیم است. ابن‌عبری (ص140) نیز تنها به تعدد آثار دروتئوس اشاره کرده‌است. ابن‌ندیم و قفطی گزارشی از مهم‌ترین کتاب عربی دروتئوس که از آن به کتاب‌الخمسة یاد کرده‌اند، داده‌اند. این دو آثاری دیگر را نیز نام برده‌اند؛ اما عنوان و محتوایی که برای این آثار ذکر کرده‌اند، با دیگر آثار باقیمانده از او (به‌جز یک مورد ← ادامة مقاله) تطبیق نمی‌کند. به‌جز اینها، دیگر فهرست آثار او در متون احکام نجوم دورة اسلامی نوشتة ماشاءاللّه یهودی است (← سزگین، ج 7، ص 32ـ33) که با نوشته‌های قفطی و ابن‌ندیم و نیز با آثار به‌جامانده از دروتئوس منطبق نیست. براین اساس، یا نوشته‌های دیگری منسوب به دروتئوس در جهان اسلام وجود داشته که به‌دست ما نرسیده، یا ماشاءاللّه یهودی اطلاعات نادرستی را به دروتئوس منسوب کرده‌است (← سزگین، ج 7، ص 33، پانویس 2).1) کتاب‌الخمسه یا اصول‌الموالید، مهم‌ترین و حجیم‌ترین اثر ترجمة عربی دروتئوس، شامل پنج گفتار دربارة احکام نجوم است و عناوین این گفتارها، که ابن‌ندیم و قفطی ذکر کرده‌اند، همان عناوین موجود در نسخه‌های خطی باقیمانده از کتاب و نیز متن چاپ پینگری است (برای آگاهی از این عناوین براساس دستنویس موجود در ترکیه ← کراوزه، ص400؛ دانش‌پژوه، ج 1، ص 434؛ و براساس دستنویس موجود در تهران ← منزوی، ج 1، ص200). بااین‌حال، نوشتة سزگین (ج 7، ص 37) در معرفی نخستین اثر دروتئوس نیز نه معرفی تمام مجموعه بلکه چند سطر آغاز کتاب اول از مجموعه پنج‌گانه است (قس دروتئوس، 1976، ص 3). به‌نظر می‌رسد متن یونانی این مجموعه اشعاری از دروتئوس دربارة احکام نجوم بوده که از بین رفته‌است (← اشتگمان، 1939، ص 6ـ12). نخستین عنوانی که ابن‌ندیم (همانجا) و قفطی (همانجا) برای کتاب الخمسه ذکر کرده‌اند، درواقع برگردان عربی عنوان یونانی کتاب (e) است (← اولمان، ص280؛ نیز ← سزگین، ج 7، ص 33، پانویس 2)، اگرچه نه در نسخه‌های خطی موجود، نه در متن چاپی و نه در ترجمه‌های مختلف موجود از این کتاب، عنوان ذکر نشده‌است (← منزوی، همانجا، که کتاب را اصول‌الموالید و ناظر به موضوع بخش اول از پنج‌گانه معرفی کرده‌است؛ نیز ← درایتی، ج 1، ص 1132، که همین عنوان را از معرفی منزوی آورده‌است). عنوان انتخابی پینگری براساس ترجمة لاتین کتاب (Carmen astrologicum) نیز ناظر به محتوای کتاب (احکام نجوم) است. در ترجمه‌های لاتین، عنوان کتاب )رازها( آمده‌است (← حایک، ص580؛ لوکلر ، ج 2، ص 492؛ اشتاین اشنایدر، ص340).ابن‌ندیم (همانجا) و قفطی (همانجا) مترجم یا مفسر عربی کتاب را عمربن فرّخان طبری دانسته‌اند (نیز ← دروتئوس، 1976، مقدمة پینگری، ص XIV، که او نیز طبری را مترجم کتاب می‌داند). این کتاب را می‌توان از مهم‌ترین منابع احکام نجوم دورة اسلامی به‌شمار آورد که تأثیر آن در بسیاری از متون احکام نجوم دورة اسلامی (فارسی و عربی) دیده می‌شود (دربارة استفاده‌کنندگان از آرای دروتئوس ← ادامة مقاله). هر کتاب شامل چند باب است. کتاب اول (از مجموعه پنج‌گانه) در 27 باب دربارة موالید، زایچه موالید و امور مربوط به این زایچه از جمله سعادت آن، اوضاع برادران و خواهران، مقدار مال و مانند آن؛ کتاب دوم در 32 باب دربارة ازدواج و فرزندان صاحب طالع؛ کتاب سوم در دو باب، توضیح دربارة دو عنوان از مهم‌ترین عوامل و مفاهیم احکام نجومی، هیلاج و کدخدا؛ کتاب چهارم در یک باب دربارة گردش سالهای (تحویل سنین) مولود؛ و کتاب پنجم در 43 باب دربارة مسائل مختلف مربوط به مولود از جمله قیمت کالاها، چگونگی خرید زمین و چهارپا و غیره، موقعیت و چگونگی و هنگام سفر رفتن یا دلایل انصراف از سفر، بهترین هنگام برای اقدام به ساختن کشتی و به آب انداختن آن، چگونگی و هنگام پرداختن به معالجه بیماریهای مختلف و موضوعاتی از این دست است. به‌جز چند مورد، در هیچ جای کتاب منابع دروتئوس ذکر نشده‌است. اسمها و استنادهای موجود در کتاب نیز ممکن است افزوده‌های دیگران باشد. از جمله در کتاب چهارم، به هنگام بحث دربارة تحویل سنین، دروتئوس از دانشمندان نخستین در مصر و بابل سخن به‌میان آورده (← ص90) و در ادامة همان بخش (ص 91) و باب پنجم از کتاب پنجم (ص 109) از والنس نقل‌قول شده‌است. درحالی‌که در ترجمه‌ای عربی از اثری متعلق به والنس، از دروتئوس نام برده شده‌است (← سزگین، ج 7، ص 32)؛ باب 41 از کتاب پنجم (ص 152ـ157) به‌طور کامل از شخصی به نام قیطرنوس سدوالی (؟) گرفته شده‌است که اطلاع دیگری از او دردست نیست. اختلافهای کوچکی بین متن چاپ پینگری و نسخه‌های تازه‌یاب از این کتاب (عموماً دربارة تطور معنی واژه‌ها و اصطلاحات در طول زمان) دیده می‌شود، از جمله اینکه در چاپ پینگری (ص 106) برجهای مستویه و در نسخة خطی موجود در ایران (← گ 73پ) برجهای مستقیم ذکر شده‌اند.2) فی‌بیان الافرادات رسالة دیگر دروتئوس به عربی، همانند دیگر آثار باقیمانده از او، دربارة احکام نجوم است. نام این رساله از واژة فارسی «فَردار»، از اصطلاحهای احکام نجوم، گرفته شده که این واژه در متن رساله (گ 1پ) نیز به‌کار رفته‌است. در این رساله نیز به مترجم و منابع احتمالی آن اشاره‌ای نشده‌است. اگرچه عنوان کتاب فی بیان الافرادات است، می‌توان آن را به دو بخش غیرمتجانس تقسیم کرد: بخش اول (گ 1پ) گزارش کوتاهی است از فردار/ افرادات و تقسیم آن بر اجرام هفت‌گانه؛ و بقیه کتاب (گ 1پ ـ 27پ) دربردارندة توضیحاتی مفصّل است دربارة احکام نجوم شامل احکام تربیع اجرام، استقبال آنها و همچنین دلالتهای بسیاری از احکام نجوم، از جمله دلالت بر جنگ (گ 13پ ـ 12پ)، و عاقبت اسیران و زندانیان (گ 16ر ـ 17ر). تمام این روابط احکام نجومی را می‌توان در توصیف فردار هر شخص به‌کار گرفت. این فردار را احکامیان دورة اسلامی متعلق به ایرانیان دانسته‌اند (در مقابل نوع دیگر آن که متعلق به یونانیان و بابلیان دانسته شده‌است؛ برای آگاهی دربارة انواع این فردارها ← بخاری، ص 23ـ25). در سراسر کتاب، یازده زایچه نجومی نیز وجود دارد که جملگی به بیان رخدادهای نجومی مربوط به احکام نجومیِ طرح شده در مسائل کتاب می‌پردازند.برای نخستین‌بار در 1272/ 1856 یونگ و دخویه (ج 3، ص 81) گزارشی دربارة این کتاب به دست دادند. دیگر آگاهی ما دربارة آن، گزارش اشتگمان (1943، ص 113ـ114) است که به بررسی بخشی از محتویات آن پرداخته‌است (نیز ← همان، ص 121ـ122). ویتکام (ج 1، ص 374) جدیدترین گزارش از این کتاب را به‌دست داده‌است.3) مِنْ کتاب ذروثیوس السادس عشر فی الاسعار، اثری دیگر از دروتئوس به عربی، که جزو مجموعه‌ای از احکام نجوم به‌همراه آرای بسیاری از احکامیان و ستاره‌شناسان یونانی (چون ریمِس، هرمس و بطلمیوس) و دورة اسلامی (چون ماشاءاللّه منجم، ابن‌حسیب و کِندی) جمع‌آوری شده‌است. این رسالة کوتاه (گ 123ر ـ 124ر) دربارة نحوة پیش‌بینی قیمت اجناس از جمله جواهر، فلزها (چون آهن) و حیوانات براساس تحویل سنین است. ابن‌ندیم (ص 328) و قفطی (ص 184)، موضوع کتاب شانزدهم دروتئوس را تحویلُ سِنی الموالید و مترجم یا مفسر آن را عمربن فرّخان طبری دانسته‌اند؛ لذا باتوجه به شباهت موضوعی این رساله با رساله‌ای که در مجموعه‌ای با موضوع تحویل سنین درج شده‌است، به نظر می‌رسد این رساله بخشی باقیمانده از کتاب شانزدهم مذکور در فهرست ابن‌ندیم و کتاب قفطی باشد.تأثیر آرای دروتئوس دست‌کم تا قرن ششم، که به نظر می‌رسد آخرین احکامیان دورة اسلامی به‌طور مستقیم به متن عربی آثار او ارجاع می‌دهند، دیده می‌شود. میزان ارجاع و استفاده فراوان از آرای احکام نجومی او بین نخستین نسل از ستاره‌شناسان و عالمان احکام نجوم دورة اسلامی نشان‌دهندة اهمیت و تأثیر او بر تکوین احکام نجوم دورة اسلامی است. ماشاءاللّه یهودی، همعصر عمربن فرّخان طبری، نخستین نقل‌قولها از دروتئوس را در آثار خود آورده‌است (← سزگین، ج 7، ص 106). طبری، مترجم آثار او به عربی، در کتاب احکام نجومی خود، الموالید، در موارد متعدد (برای نمونه ← ص 3، 9ـ10، 15ـ16، 25، 27، 32، 37ـ38) از دروتئوس نقل‌قول کرده‌است. ابوعلی خیاط* (قرن دوم و سوم) نیز دست‌کم در دو کتاب خود، الموالید (← سزگین، ج 7، ص 121ـ122) و المسائل المستدَلُّ علیها من البیوت الاثنَیْ عَشَرَ و الکواکبِ السبعةِ (همان، ج 7، ص 121؛ برای آگاهی بیشتر دربارة این کتاب ← آلوارت ، ج 5، ص 274، که آن را سرّالعمل معرفی کرده‌است) به دروتئوس پرداخته‌است. سهل‌بن بِشْر، ریاضی‌دان یهودی و عالم احکام نجوم (قرن سوم)، نقل‌قولهای مفصّلی از دروتئوس در کتاب خود دربارة احکام نجوم (دربارة این کتاب ← سزگین، ج 7، ص 125ـ126؛ اشتگمان، 1942، ص 15) آورده‌است (← اشتگمان، 1942، ص 35ـ58، که عبارتهای نقل‌شده از سهل‌بن بشر را با ترجمة لاتین آن در روم شرقی و در بعضی موارد با ترجمة یونانی متن دروتئوس مقایسه کرده و در ادامه (ص 59ـ 82) به توضیح و وصف واژه‌هایی که سهل به‌کار برده، برابرهای دو ترجمه و نیز تفاوتهای مفهومی متنهای سه‌گانة عربی، یونانی و لاتین پرداخته‌است). از جمله کسانی که در کتاب خود از دروتئوس نقل‌قولهایی آورده‌اند، اینها هستند : ابویوسف یعقوب‌بن علی قصرانی (قرن سوم) در کتاب المسائل فی علم احکام النجوم (← سزگین، ج 7، ص 138؛ برای آگاهی بیشتر دربارة این کتاب ← آلوارت، ج 5، ص 275ـ276، که نام آن را القیصرانی بمعرفة المسائل و المعانی ذکر کرده‌است)؛ ابن‌هبنتا (ج 1، ص 289ـ290، 293، 352، ج 2، ص60، 63، 66، 129، 157، 233)؛ ابن‌حائک (متوفی قرن چهارم) در دو کتاب الجوهرتین (ص70) و سرائرالحکمة فی علم النجوم (← کینگ ، ج 2، بخش 2، ص 697؛ دربارة این کتاب ← ادامة مقاله)؛ ابوالسَقْر عبدالعزیزبن عثمان قبیصی (متوفی ﺣ 380؛ ص 64، 68، 70، 74، 76)؛ و ابوسعید احمدبن عبدالجلیل سجزی (متوفی 414) در کتاب الزایجات فی استخراج الهیلاج و الکدخذاه (گ 23).به‌نظر می‌رسد در قرن پنجم ابن‌ابی‌الرجال بیش از همة دانشمندان و عالمان احکام نجومِ پیش از خود به آرای دروتئوس استناد کرده‌باشد (برای نمونه ← ص 55، 80 ، 98، 109، 132ـ133، 167، 250، 253). نقل‌قولهای او عیناً از کتاب اصول الموالید بوده (قس ابن‌ابی‌الرجال، ص 252؛ دروتئوس، 1976، ص 125)، اگرچه از دروتئوس و به‌ویژه مقایسة آرای او با دیگر دانشمندان، چه یونانی و چه غیریونانی، انتقاد کرده‌است (برای نمونه ← ص 133، که آرای دروتئوس را دربارة کدخدا با آرای بطلمیوس در همین زمینه مقایسه کرده‌است؛ نیز ← ص250ـ253، که منازل قمر را بنابه توصیف دروتئوس با همین مفهوم نزد هندیان مقایسه کرده‌است؛ برای آگاهی بیشتر از تأثیرپذیری ابن‌ابی‌الرجال از دروتئوس ← اشتگمان، 1935، ص 6ـ13؛ اشتگمان، (1935، ص 15ـ 25) بخشی از نقل‌قولهای ابن‌ابی‌الرجال از دروتئوس را نقل و با ترجمة یونانی هفایستیون مقایسه کرده‌است). به‌نظر می‌رسد آخرین نقل‌قولها در حوزة احکام نجوم از دروتئوس متعلق به قرن ششم باشد. ابوسعیدبن منصور بندار دامغانی در کتاب اقاویل‌المنجمین فی احکام تحاویل سِنی‌الموالید، که مجموعه‌ای شامل نقل‌قولهای چند تن از دانشمندان مختلف (از جمله هرمس، والنس و بطلمیوس) دربارة احکام نجوم است، بیش از دویست عبارت کوتاه و بلند را از دروتئوس، کاملاً برابر آنچه در اصول‌الموالید آمده (قس بندار دامغانی، ص 102، 168 به‌ترتیب با دروتئوس، 1976، ص90، 92)، ذکر کرده‌است (برای دیگر نقل‌قولهای بندار دامغانی از دروتئوس ← ص 22ـ23، 92، 108، 113، 118، 150، 166). در میان فارسی‌نویسان احکام نجوم اسلامی نیز محمدبن مسعود مسعودی‌مروزی (متوفی 420)، منجم ایرانی، در کفایة‌التعلیم (گ 101ر) در ذکر طریقة استخراج هَیْلاج از دروتئوس نقل‌قول کرده‌است.به‌رغم پژوهشها دربارة دروتئوس و جایگاه او به‌ویژه در تکوین احکام نجوم دورة اسلامی هنوز نمی‌توان به‌درستی دربارة این جایگاه نظر داد. به‌نظر می‌رسد یکی از اصلی‌ترین راههای آشنایی احکامیان دورة اسلامی با بسیاری از نخستین اصطلاحات احکام نجومی، همچون کدخدا و هیلاج (← دروتئوس، 1976، ص 81 ـ89)، آثار دروتئوس باشد. ابن‌حائک در سرائرالحکمة در فصل مجزایی به چگونگی وصف تسییر به روش دروتئوس پرداخته‌است (← کینگ، همانجا). باتوجه به اینکه دروتئوس پیش از بطلمیوس می‌زیسته‌است و تا پیش از این، آرای او نخستین منبع شناسایی تسییر در نجوم دورة اسلامی بوده‌است (← تسییر*)، به‌نظر می‌رسد اثر دروتئوس از نخستین منابع دراین‌باره باشد (برای آگاهی بیشتر دربارة آرای دروتئوس پیرامون تسییر ← کاسولراس ، ص 83ـ84، 166ـ167).منابع : ابن‌ابی‌الرجال، البارع فی احکام النجوم، نسخة خطی کتابخانة مجلس شورای اسلامی، ش 6333؛ ابن‌حائک، کتاب الجوهرتین العتیقتین المائعتین من الصفراء و البیضاء ]الذهب و الفضة[، چاپ احمد فؤادپاشا، قاهره 1425/2004؛ ابن‌عبری، تاریخ مختصرالدول، چاپ انطون صالحانی، لبنان 1403/1983؛ ابن‌ندیم (تهران)؛ ابن‌هبنتا، المغنی فی احکام النجوم، ج 1، چاپ عکسی از نسخة خطی کتابخانة ظاهریه دمشق، ش 9354، ج 2، چاپ عکسی از نسخة خطی کتابخانة دولتی باواریا مونیخ، ش 852 arab، چاپ فؤاد سزگین، فرانکفورت 1407/1987؛ علی‌شاه‌بن محمد بخاری، احکام‌الاعوام، نسخة خطی کتابخانة ملی جمهوری اسلامی ایران، ش 3667؛ ابوسعیدبن منصور بندار دامغانی، اقاویل‌المنجمین فی احکام تحاویل سنی الموالید، نسخة خطی کتابخانة ملی جمهوری اسلامی ایران، ش 1112؛ حاجی‌خلیفه؛ سیمون حایک، تَعَرَّبَتْ... و تَغَرَّبَتْ او نَقلُ الحضارة العربیة الی المغرب، جونیه، لبنان 1987؛ محمدتقی دانش‌پژوه، فهرست میکروفیلم‌های کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران، ج 1، تهران 1348ش؛ مصطفی درایتی، فهرستواره دستنوشت‌های ایران (دنا)، تهران 1389ش؛ دروتئوس، اصول‌الموالید، نسخة خطی کتابخانه مرکز دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی، ش 2/466؛ همو، فی‌بیان الافرادات، نسخة خطی کتابخانة دانشگاه لیدن، ش 1/ 891 .Or؛ همو، من کتاب ذروثئوس السادس عشر فی‌الاسعار، نسخة خطی کتابخانة مجلس شورای اسلامی، ش 6452؛ زادان فرخ اندرزگر، «النصوص المنسوبة الی زادانفروخ الاندرزغر فی مجموع اقاویل الحکماء المنجمین لابی سعید منصوربن علی بندارالدامغانی»، با مقدمه و ترجمه انگلیسی چارلز بورنت و احمد حمدی،Zeitschrift f(r Geschichte der Arabisch-Islamischen wissenschaften, vol.7 (1992);احمدبن عبدالجلیل سجزی، کتاب الزایجات فی استخراج الهیلاج و الکدخذاه، نسخة خطی کتابخانة مجلس شورای اسلامی، ش 174؛ محمدبن محمود شهرزوری، نزهة‌الارواح و روضة‌الافراح فی تاریخ الحکماء و الفلاسفة، چاپ خورشید احمد، حیدرآباد، دکن 1396/1976؛ عمربن فرخان طبری، کتاب‌الموالید، نسخة خطی کتابخانة مرکزی آستان قدس رضوی، ش 5599؛ علی‌بن یوسف قفطی، تاریخ‌الحکماء و هو مختصرالزوزنی المسمی بالمنتخبات الملتقطات من کتاب اخبارالعلماء باخبار الحکماء، چاپ یولیوس لیپرت، لایپزیگ 1903؛ محمدبن یوسف کندی، فضائل مصر، چاپ ابراهیم احمد عدوی و علی محمد عمر، قاهره 1391/1971؛ دیوید آنتونی کینگ، فهرس المخطوطات العلمیة المحفوظة بدار الکتب المصریة، قاهره 1981ـ1986؛ محمدبن مسعود مسعودی مروزی، کفایة‌التعلیم فی صناعة التنجیم، نسخة خطی کتابخانة مجلس شورای اسلامی، ش 1/6157؛ احمد منزوی، فهرست نسخه‌های خطی مرکز دائرة‌المعارف بزرگ اسلامی، ج 1، تهران 1377ش؛W. Ahlwardt, Verzeichniss der arabischen Handschriften der Königlichen Bibliothek zu Berlin, Berlin 1887-1899; Josep Casulleras, La astrologia de los matemáticos: la matemática aplicada a la astrologia a través de la obra de Ibn Muád de Jaén, Barcelona 2010; Dictionary of scientific biography, Supplement I, ed. Charles Coulston Gillispie, New York: Charles Scribner's Sons, 1981, s.v. "Dorotheus of Sidon" (by David Pingree); Dorotheus, Dorothei Sidonii Carmen astrologicum: interpretationem Arabicam in linguam Anglicam versam una cum Dorothei fragmentis et Graecis et Latinis, ed. David Pingree, Leipzig 1976; The Encyclopedia of ancient natural scientists, ed. Paul T. Keyser and Georgia L. Irby-Massie, London: Routledge, 2008, s.v. "Pahlavi, translations into (200-900CE)" (by Antonio Panaino); Georgia Irby-Massie and Paul T. Keyser; Greek science of the Hellenistic era, London 2002; Pieter de Jong and Michael Jan De Goeje, Catalogus codicum Orientalium Bibliothecae Academiae Lugduno Batavae, vol.3, Leiden 1865; Flavius Josephus, Josephus, London 1926-1981; Max Krause, "Stambuler Handschriften islamischer Mathematiker", Quellen und Studien zur Geschichte der Mathematik, Astronomie und Physik pt. B: study 3 (1936); Lucien Leclerc, Histoire de la médecine arabe, New York 1971; `Abd al-`Azīz ibn `Utmān Qabīsī, Al-Qabīsī (Alcabitius): the introduction to astrology, editions of the Arabic and Latin texts and an English translation [by] Charles Burnett, Keiji Yamamoto, and Michio Yano, London 2004; Fuat Sezgin, Geschichte ; Viktor des arabischen Schrifttums, Leiden 1967- Stegemann, Beiträge zur Geschichte der Astrologie: Der griechische Astrologe Dorotheos von Sidon und der arabische Astrologe Abu'l-Hasan `Ali ibn Abi'r-Riğāl, genannt Albohazen, Heidelberg, 1935; idem, Die Fragmente des Dorotheos von sidon, Heidelberg 1939; idem, Dorotheos von Sidon und das sogenannte Introductorium des Sahl ibn Bišr, Prag 1942; idem, "Dorotheos von Sidon und Firmicus Maternus: Ein Beitrag zur Bewertung der Quellenexcerpte in den Matheseis", Hermes, vol.78, no.2 (1943); Moritz Steinschneider, Die arabischen Ubersetzungen aus dem Griechischen, Graz 1960; Manfred Ullmann, Die Nature-und geheimwissenschaften im Islam, Leiden 1972; Jun Just Witkam, Inventory of the Oriental manuscripts of the library of the University of Leiden, vol.1, Leiden 2007.
نظر شما
مولفان
فرید قاسمل ,
گروه
رده موضوعی
جلد 17
تاریخ 93
وضعیت چاپ
  • چاپ شده