دایرة المعارف اسلام

معرف

دایرة‌المعارف اسلام، دایرة‌المعارفی در حوزه اسلام و فرهنگ و تمدن مسلمانان، منتشر شده در لیدن هلند.

متن

دایرةالمعارف اسلام، دایرةالمعارفی در حوزة اسلام و فرهنگ و تمدن مسلمانان، منتشر شده در لیدن هلند. این دایرةالمعارف که در این مقاله و در دانشنامة جهان اسلام از آن با نام اختصاری د. اسلام یاد میشود، سه ویرایش دارد. ویرایش اول با بیش از نه هزار مقاله، عنوانی فرعی داشت که انتشارات بریل لیدن و اتو هاراسویتس لایپزیگ آلمان در چهار جلد اصلی (۱۹۱۳ـ۱۹۳۶/ ۱۲۹۲ـ ۱۳۱۵ش) و یک جلد تکمله(۱۹۳۸/ ۱۳۱۷ش) همزمان به زبانهای آلمانی ، فرانسه و انگلیسی چاپ و منتشر کردند. همة مؤلفان ویرایش اول اروپایی غیرمسلمان بودند و هیئت سرویراستاران آن متشکل بود از: مارتین تئودور هوتسما،تامس واکر آرنلد ، رنه باسه ، هارتمان ، آرنت یان ونسینک ، لوی پروونسال ، هامیلتون راسکین گیب و ویلهلم هفنینگ . خلاصهای از ویرایش اول نیز در ۱۹۵۳/ ۱۳۳۲ش با مقالاتی که بیشتر درونمایة فقهی و تاریخی داشتند، باعنوان >خلاصه دایرةالمعارف اسلام< به زبان انگلیسی منتشر شد و در ۱۹۷۴ و ۱۹۹۱/ ۱۳۵۳ و ۱۳۷۰ش تجدید چاپ گردید. مقالههای ویرایش اول هنوز اعتبار کافی دارند و ازاینرو، بریل در ۱۹۸۷/ ۱۳۶۶ش آن را در نُه مجلد تجدید چاپ کرد. تألیف ویرایش دوم، باعنوان ویرایش جدید و بدون عنوان فرعی، فقط به زبانهای انگلیسی و فرانسه، از ۱۹۵۴/ ۱۳۳۳ش شروع شد و ابتدا، هر جلد در قالب جزوههایی و پس از تکمیل، بهصورت مجلد منتشر گردید.انتشار مجموع مجلدات ویرایش دوم د. اسلام بیش از چهل سال به درازا کشید، چنان که جلد اول، شامل حروف A تا B در ۱۹۶۰/ ۱۳۳۹ش و جلد آخر (یازدهم) شامل حروف W تا Z در ۲۰۰۲/ ۱۳۸۱ش منتشر شد. جلد دوازدهم نیز باعنوان تکمله در ۲۰۰۴/ ۱۳۸۳ش انتشار یافت. در انتشار سه جلد نخست، انتشارات لوزاک لندن با بریل مشارکت کردهبود. در طول سالهای انتشار ویرایش دوم، فهرستنامههایی در ۱۹۷۹/ ۱۳۵۸ش ناظر به جلدهای یکم تا سوم، در ۱۹۸۹/ ۱۳۶۸ش ناظر به جلدهای یکم تا پنجم و جزوههای یکم تا ششم تکمله هر دو زیرنظر پیرسن ، در ۱۹۹۱/ ۱۳۷۰ش ناظر به جلدهای یکم تا ششم و همان جزوههای تکمله زیر نظر وان دونزل به دو زبان فرانسه و انگلیسی، و در ۱۹۹۹/ ۱۳۷۸ش ناظر به جلدهای یکم تا نهم همراه با شرح واژگان فقط به انگلیسی منتشر شد. در نهایت، فهرستنامهای از کل ویرایش دوم در یک جلد فقط به انگلیسی زیرعنوان جلد سیزدهم در ۲۰۰۹/ ۱۳۸۸ش چاپ شد. در ویرایش دوم، ترکیبی از مؤلفان اروپایی و امریکایی غیرمسلمان، ایرانی و عرب و ترک و هندی و پاکستانی مسلمان حضور داشتند؛ مثلاً در جلد اول ۶۶ نفر از ۳۴۳ مؤلف، در جلد سوم ۷۶ نفر از ۳۱۲ مؤلف و در جلد پنجم، ۵۳ نفر از ۳۵۳ مؤلف مسلماناند یا تبار عربی دارند. سرویراستاری ویرایش دوم برعهده اینان بود: گیب، پروونسال، یوهانس هندریک کرامرس ، یوزف شاخت* ، برنارد لوئیس ، شارل پلّا* ، ویکتور مناژ ، وان دونزل، جرالد هاوتینگ، کلیفورد ادموند باسورث ، و پری بیرمن (← د.اسلام، صفحات حقوقی ویرایش اول و دوم؛ ویکفیلد ، ص ۲۲۸ـ ۲۲۹؛ اشمیتکه ، ص ۲۴۷؛ براکِت ، ص ۸۴ ـ ۸۶؛ باسورث، ص ۱۰۱ـ ۱۰۳).ویرایش سوم د. اسلام از ۲۰۰۷/ ۱۳۸۶ش آغاز شده و قرار است هر سال چهار جزوة دویست صفحهای با تمرکز بر مطالعة اسلام در قرن چهاردهم/ بیستم، بهویژه مناطق کمترشناخته شده مثل آسیای جنوبشرقی و صحرای افریقا و با توجه ویژه به مسائل اقلیتهای مسلمان در همة کشورهای غیرمسلمان، منتشر شود. ویرایش سوم زیرنظر چهار سرویراستار است: گودرون کرمر ، اِوِرِت راوسون ، جان ناواس و دِنیس ماترینگ و قرار است ظرف پانزده سال به پایان برسد (د. اسلام، چاپ سوم، ج ۱، مقدمه، ص vi, v؛ نیز ← دایرةالمعارف اسلام، چاپ سوم ، ۲۰۱۲).تحلیل ساختار، محتوا و روش (با تأکید بر ویرایشهای اول و دوم).چون ایجاز از اختصاصات هر اثر دایرةالمعارفی است، تعداد واژگان هر مقاله با اهمیت آن و اطلاعات و پژوهشهای موجود تناسب دارد. ازاینرو ممکن است، مدخلی در د. اسلام بهسبب دستیابی به دادههای جدیدتر علاوه بر ویرایش اول، در تکمله، ویرایش دوم و احتمالاً ویرایش سوم نیز مقاله داشتهباشد. عکس این نیز ممکن است پیش آید، یعنی مطلب جدیدی دربارة موضوعی پیدا نشود و آنچه در ویرایش اول آمده همچنان معتبر باشد و ازاینرو مقاله جدید نوشته نشود. بعضی مقالهها مثل پارهای از مقالات فقهی یوزف شاخت و مقالههایی که مینورسکی دربارة ایران یا آرنتیانونسینک دربارة فرقههای اسلامی نوشتهاند، صرفاً بهلحاظ منبع در ویرایش دوم بهروز شدهاند (← باسورث، ص ۱۰۱ـ۱۰۳). برای اجتناب از طولانیشدن مقالهها در د. اسلام فهرستی از منابع اولیة پربسامد و نام اختصاری مجلات آمدهاست و آثاری که با دورة زمانی مشخصی چاپ میشوند (مثلاً گاهنامهها)، در دو فهرست جداگانه و مؤلفان و دانشگاههای محل کار آنان در ابتدای هر جلد در ویرایش دوم معرفی شدهاند. علاوه بر آن، نام آنان در انتهای هر مقاله پس از فهرست منابع درج شدهاست. به دلایلی از جمله انتخاب یک روش معیّن و احتمالاً اعتماد به نویسنده، غالب مقالهها دارای ارجاعات درونمتنی نیستند و به درج فهرست منابع در انتها اکتفا شدهاست. ازجمله ویژگیهای فهرست منابع در همة ویرایشها، تبعیت از یکی از الگوهای رایج بینالمللی است، اما گاهی سرویراستاران با فقدان مشخصات کتابشناختی در آن دسته از کتابهای چاپ کشورهای اسلامی که بدون تاریخ، بدون محل نشر و بدون ناشر بودند، مواجه شدند و برای هر یک از این حالتها علائم خاصی استفاده کردند. برای ضبط دقیق کلمات عربی، فارسی، ترکی، اردو و سیریلی نظام آوانگاری طراحی شد. این نظام خاص که در اول هر جلد معرفی شدهاست، در بسیاری مواقع بیش از آنکه به سود خواننده انگلیسیزبان باشد، به خوانندة ناآشنا در شناخت ضبط صحیح کلمه و شناخت لحن دیگر ملل مسلمان کمک میکند. در این نظام علاوهبر حروف، صداها نیز با حرف ضبط شدهاند و رعایت لحنهای مختلف مسلمانان کار آوانگاری را دشوار کرده و ازاینرو مبنای اولیة سرویراستاران لهجة عربی و سپس ترکی بودهاست. هرچند این امر، قرائت بعضی کلمات را برای فارسیزبانان نامأنوس ساختهاست (برای مثال : مذاکَرات، مُشارَکَت، کَیخسرو، قُبرُس، نَورُوز). همچنین چون در دورة چاپ د.اسلام، تا دهة ۱۹۷۰/۱۳۵۰ش کار حروفچینیکتابها و مجلات با ماشین تحریر و بدون برنامه رایانهای انجام میشد، طبیعی بود که غلطهای مطبعی در هر اثری پیدا شود و از اینرو در صفحات اولیه هر جلد غلطهای مطبعی و صورت صحیح آنها ذکر شدهاند.در ساخت محتوای هر دو ویرایش، مدخلها، نقش اصلی را دارند. تعداد مدخلها و به تبع آن، میزان محتوا در ویرایش اول و دوم بهطور چشمگیر متفاوت است. دربارة چگونگی انتخاب و طراحی اولیة مدخلها در حدود صد سال قبل، گزارشی بهدست نیامد اما طبق فهرستنامه ویرایش دوم د.اسلام که در ۲۰۰۹/ ۱۳۸۸ش منتشر شد، طرح کلی این دایرةالمعارف شناخت همة جنبههای اسلام از جمله آورنده، بستر جغرافیایی و تاریخی، تحولات تاریخی و بسطدهندگان آموزههای اسلامی و فرهنگ مسلمانان است و در تهیة مدخلها، جنبههای فوق درنظر گرفته شدهاست. شخص پیامبر اکرم در ذیل مقالههایی چون محمد، سیرَه، معراج، اُمّی، و عصمت، و در مقالههایی مانند عبداللّهبن عبدالمطلب، آمِنَه، خدیجَه، فاطمَه، عایشَه، حَلیمَه، حَفصَه، ماریَه، مَیمونَه، صَفیَه و سوده بنت زَمْعَه، بستگان پیامبر معرفی شدهاند. همچنین، علاوهبر مدخل صحابه، حدود شصت تن از آنان از جمله خلفای راشدین مقالههای مستقل دارند (برای اسامی آنها ← ج ۱۳، ص ۱۰۰). چهار مدعی پیامبری نیز بهعنوان مخالفان پیامبر مقاله دارند: حامیم، مُسَیلَمَه، سَجاح و طُلَیحَه.معرفی بستر تاریخی و جغرافیایی پیش از پیدایش اسلام با مقالههایی ناظر به این دوره، مانند جزیرةالعرب، جاهلیة، اله؛ معرفی حدود بیست بت چون ذوالخُلَصاء، هُبَل، نار، اِساف، اللات و مَنات؛ معرفی افرادی سرشناس چون بکربن وائل، حاجببن زُرارَة، قُصَیّ و قُسّبن صاعده؛ معرفی فرقههای یهودی و مسیحی ساکن مکه و مدینه مانند یعقوبیان صورت گرفتهاست. در معرفی هر یک از تمدنهای مهم چون مصر، ایران و ترکیه بخشهایی به دورة پیشاز اسلام این تمدنها اختصاص یافتهاست.معرفی درونمایة آموزههای اسلامی بخشهای زیادی از این دایرةالمعارف را بهخود اختصاص دادهاست. علاوهبر مدخل قرآن، مدخلهای دیگری چون سوره، آیه، بسمَله، مُصحَف، مُقطَّعات، اِعجاز، اُمُّالکتاب، مُعَوَّذتین و مُسبّحات به معرفی قرآن اختصاص یافتهاست. حدود شصت اصطلاح قرآنی مانند حنیف، فرقان، حق، رزق، فقیر، حزب و فتنه مقاله مستقل دارند. در معرفی سنّت، علاوهبر مدخل سنّت، حدیث، حدیث قدسی، اصولالحدیث، خبر و خبرالخاصه (خبر واحد) مدخلاند. یکی از بلندترین مقالات خود مقاله «اسلام» است. از دیگر مقالات در این زمینه میتوان از مقالات اعتقادی مثل عقیده، توحید، نبوت، شرک، شَفاعه، آخرت، برزخ، قیامه، شهاده، و مقالات فقهی مثل فقه، شریعه، قصاص، عرف، ارث، کافر، مُرتد، روزه، حج، وضو، نماز، زیارت، عبادت، زکات و جهاد، و مقالات اخلاقی مثل ادب، اخلاق، محاسن و مساوی، تحسین و تقبیح نام برد. باورهای مردم عادی نیز در ذیل مدخلهایی چون ماشاءاللّه، سِحر، نِیرَنج، رُقعه، چشمزخم، دیو و غول بررسی شدهاند.چون در این دایرةالمعارف جغرافیا و تاریخ همة جهان اسلام مدنظر بودهاست، تاریخ خلفا از صدر اسلام تا فروپاشی نظام خلافت عثمانی در ۱۳۰۲ش/ ۱۹۲۴ در ذیل مدخلهای خلیفَه، خَلافت و هریک از خلفا بررسی شدهاست. همة تمدنهای قدیم مثل ایران، مصر، عثمانی، در ذیل همین نامها و نیز ذیل مدخلهای سلسلههای مختلف و اشخاص مشهور این تمدنها، کشورهای جدیدالتأسیس قرنهای سیزدهم و چهاردهم، فرقههای مختلف اسلامی، اعلام و اصطلاحات تاریخی و جغرافیایی گزارش شدهاند و تحولات دورة جدید کموبیش در همة کشورهای اسلامی ذیل مدخلهای دُستور (قانون اساسی)، المجلّه (اولین قانون مدنی در برخی کشورهای اسلامی)، مَجلِس، مَحکَمَه، صِحافَه، جَریدَه، مَطبعَه، امتیازات، تنظیمات، اصلاح، آزادی، بَلَدیَه و حزب و نیز ذیل نامهای افراد تأثیرگذار در این تحولات بررسی شدهاست.شاید بهجرأت بتوان گفت دوسوم د. اسلام به معرفی بسطدهندگان آموزههای اسلامی و معرفی افراد تأثیرگذار اختصاص یافتهاست. بسیاری از تابعین، بعضی امامان شیعی زیدی، اسماعیلی و همة امامان اثناعشری، قُرّاء مشهور قرآن، بسیاری از محدّثان، مشهورترین فقها و متکلمان مسلمان پیش و پس از پیدایش مذاهب رسمی فقهی و کلامی تا دورة معاصر، مشهورترین فیلسوفان، مورخان، فهرستنگاران، عالمان علوم طبیعی، عرفا، شاعران، موسیقیدانان، و آوازخوانان مناطق اسلامی در سدههای مختلف و گاهی آثار برجستة این عالمان مقاله مستقل دارند. همچنین، غیرمسلمانان و کسانی که تغییر آیین دادند و در بسط آموزههای اسلامی تأثیرگذار بودند، مانند یهودیان و مسیحیان ساکن مناطق اسلامی مثل کعبالاحبار، عبداللّهبن سلام، و ابنمیمون مدخل دارند. مراکز و مکانهای گسترش این علوم نیز معرفی شدهاند.معرفی جنبههای مختلف فرهنگ و تمدن مسلمانان با این مدخلها محقق شدهاست: مدخلهای مربوط به آداب و رسوم مثل عادت، ادب، عرف، تنظیمالنسل؛ مشاغل مثل کاتب، عَطار، بقّال، طبّاخ، تمّار، طحّان؛ معرفی انواع غذاها، میوهها و نوشیدنیها؛ سبک و ابزارهای معماریهای مساجد، منارهها، قبرها و بناهای شهری؛ مدخلهای مربوط به موسیقی مثل غناء، مقام، ایقاع، دف، نفیر، و نای؛ گلها و گیاهان و درختهایی که در مناطق اسلامی موردتوجه قرار گرفتهاند مثل نرجس، سوسن، جُلنار، و اَبنوس و نخل.همة مدخلها در د.اسلام با حروف انگلیسی و به زبان اصلی (یعنی زبانی که در فرهنگ اسلامی بهکار میرود مثل عربی، فارسی، ترکی و مانند آن) آوانگاری شدهبودند و ازاینرو، برای خوانندة انگلیسیزبان غیرمتخصص در مطالعات اسلامی یافتن مقاله موردنظر سخت بود. مثلاً اگر خواننده میخواست بداند در فرهنگ اسلامی در باب زَلزَله چه گفته شدهاست، باید ابتدا به فرهنگ لغت مراجعه میکرد و معادل earthquake در زبان عربی را مییافت و سپس با کمک فهرستنامه (نمایه) به د. اسلام مراجعه میکرد یا اگر خواننده میخواست بداند مسلمانان دربارة فیلسوف یونانی Ptolemaeus چه گفتهاند یا چه برداشتی داشتهاند باید از بخش نمایه نام رایج او در فرهنگ اسلامی یعنی بطلمیوس را پیدا و به این مدخل مراجعه کند. البته در موارد فراوانی هم با نظام ارجاع این اِشکال برطرف شده مثلاً اگر خوانندة مذکور دربارة مفهوم ازل یا ابد یا قِدَم در فرهنگ اسلامی بخواهد مطلبی از د.اسلام بداند به کلمة eternity مراجعه میکند و در آنجا میبیند که به کلمه «ابد» ارجاع داده شدهاست و در ذیل "eternity of the world" به «اَبَد و قِدَم»، ولی این راه حل عمومیت ندارد. این اِشکال در ویرایش اول و دوم تا قبل از آنکه فهرستنامة کامل چاپ شود، حدود صد سال، وجود داشت، اما در جلد سیزدهم، دو نوع فهرست برای خوانندگان طراحی شد. در بخش اول فهرست (ج ۱۳، ص ۱ـ۱۳۵)، عناوینی به زبان و ترتیب الفبای انگلیسی طراحی شدند و آنگاه تقریباً عنوان همة مقالهها ذیل این عناوین جای گرفتند و طبیعی است که یک مقاله در ذیل چند عنوان قرار گیرد. در بخش دوم (ص ۱۳۶ـ۵۹۲)، اصطلاحات موجود در د.اسلام هریک در یک یا چند سطر تعریف شدهاند و نشانی مکانهایی که خواننده میتواند مطالب موردنظر خود را در دوازده جلد دیگر بیابد، ذکر شدهاست. در این فهرست نیز، اصطلاحات براساس آوانگاری فارسی، عربی، و ترکی الفبایی شدهاند و باز برای خوانندة انگلیسیزبان یافتن معنای اصطلاح موردنظر آسان نیست. مثلاً تعریف قهر و قدرت خداوند در ذیل قاهریّت آمده و انگلیسیزبان باید ابتدا معادل عربی omnipotence را بداند تا بتواند به تعریف دست پیدا کند؛ و اگر به دانستن اطلاعاتی بیشتر مایل بود به مدخلهایی مثل فعل (مباحث کلامی)، اللّه، و قرآن مراجعه کند. اما در ویرایش سوم د. اسلام این اشکال رفع شده و مبنای ضبط مدخلها زبان انگلیسی است، برای مثال مقالة «الف لیله و لَیلَه» در ویرایش اول (ج۱، ص ۲۵۲ـ۲۵۶)، تکمله ویرایش اول (ص۱۷ـ۲۱)، ویرایش دوم (ج ۱، ص ۳۵۸ـ۳۶۴) ذیل همین نام و در ویرایش سوم، ذیل "Arabian Nights"(ج ۱، ص ۱۳۷ـ ۱۴۵) آمدهاست.روشهای مطالعات اسلامی در غرب و به تبع آن، روش نگارش این مقالات بهصورت دایرةالمعارفی از اهمیت خاصی برخوردار است. بهطور خلاصه، میتوان گفت روش بهکار رفته در د.اسلام در دو سطح قابل بررسی است: یکی در سطح گردآوری اطلاعات و دادهها و دیگری، در مقام تبیین و نتیجهگیری. در سطح اول، ترجیح منابع اولیة کهن بر منابع متأخر یک اصل پایدار است، یعنی هرچه قدیمتر، اصیلتر. بهعلاوه، نگاه انتقادی به منابع اولیه و تردید در وثاقت آنها، پای ثابتِ دیگرِ تحقیق است. در انتخاب منابع دست دوم و چندم نیز، اصل پایدار چنین است: هرچه تحقیق جدیدتر بهتر. اولین منابع نوشتهشده در تاریخ اسلام و اولین روایات مکتوب (با سه مِلاک شهرت، سازگاری با فرضیة ابتدایی محقق و انسجام درونمتنی) بر منابع بعدی که احتمال بازسازی در آنها قوی است، اولویت دارند. درنتیجه، ملاکهای پذیرفتهشده گروههای مسلمان در صحت و سقم سند و راوی مورد توجه قرار نمیگیرند. در سایة همین روش، بیشتر علاقة مستشرقان متقدم تا قبل از سه دهة اخیر به زبانشناسی تاریخی یا فیلولوژی، تحقیقات تاریخی، شناخت نسخههای خطی و تشکیک در وثاقت متون مقدس اسلامی معطوف است تا دانستن درونمایة آموزههای اسلامی. در سطح دوم، یعنی در مقام تبیین، روش تحقیق و نگارش مقالهها در د.اسلام بیشتر مبتنی بر نگاه اثباتگرایانه (پوزیتیویستی) به تاریخ و گاهی ترکیبی از این روش با روش پدیدارشناسی است. ازاینرو، در د.اسلام تاریخ، زبانشناسی تاریخی و نگاه تاریخی وزنة سنگین و همیشهحاضر در همة مقالههاست. باتوجه به این روش، میتوان گفت غالب مقالات تاریخی، صرف نظر از برخی نقدها که در شیوة گزینش منابع و شیوة استنتاجها بر آنها وارد است، قوّت خوبی دارند، برخلاف مقالات مفهومی که چنین نیستند، یا به این دلیل که موضوع مورد علاقة مؤلف نبوده، یا آنکه به اندازة اهمیت و تأثیری که، در نظر مؤلف، آن موضوع در تاریخ اندیشة اسلامی داشتهاست و بدون توجه به خاستگاه نظری آن، مورد توجه قرارگرفتهاند (نیز ← مطالعات اسلامی*).زمینهها و انگیزههای انتشار. سند بااهمیتی دربارة انگیزههای اولیه طراحان این اثر وجود ندارد. حتی ویرایشهای اول و دوم د. اسلام دارای مقدمه نیستند تا بتوان به آنان استناد کرد. در چاپ دوم ویرایش اول (۱۹۸۷/ ۱۳۶۶ش، سخن ناشر)، افزایش علاقه به دانستن در باب اسلام و فرهنگ اسلامی در قرن نوزدهم/ سیزدهم و اوایل قرن بیستم/ چهاردهم دلیل نیاز به تألیف اثری دایرةالمعارفگونه دربارة اسلام، بهعنوان انگیزة انتشار معرفی شدهاست. پس از انتشار د. اسلام هم مقالههای بسیار کمی دربارة این اثر و انگیزههای طراحان آن منتشر شدهاست. اما، د. اسلام را میتوان ثمرة اسلامشناسی غربیان، یا بهمعنای وسیعتر کلمه، ثمره شرقشناسی* آنان در قرنهای هجدهم و نوزدهم/ دوازدهم و سیزدهم دانست که در زمینههای فرهنگی و اقتصادی میتواند منبع موثقی برای آنان باشد (← دائرةالمعارف الاسلامیة، چاپ اول، ۱۹۳۳، ج ۱، مقدمه، ص ۴؛ دانشنامة ایران و اسلام، ج ۱، مقدمه یارشاطر، ص ۱۰؛ براکت، ص ۸۴ ـ۸۶). با مراجعه به علایم اختصاری نام مجلاتی که از مقالههای آنها در تدوین د. اسلام استفاده شده، میتوان فهمید که در زمینههای مختلف مطالعات اسلامی قبلاً مقالاتی در طول این دو قرن چاپ شده بودهاست و دستاندرکاران د. اسلام با همکاری متخصصان هر رشته درصدد برآمدند تا حاصل مطالعات پیشین و به تعبیر براکت (ص ۸۴)، بایگانی مرکزی خود را به شکل نظاممند ارائه کنند. تاریخ شروع انتشار پارهای از این مجلات مانند >مجله آسیایی< ، >مجله انجمن خاورشناسی آلمان< و >مجله خاورمیانه< به دهههای اول قرن نوزدهم/ سیزدهم بازمیگردد.در ۱۸۹۲/ ۱۳۱۰ در نهمین همایش بینالمللی شرقشناسان ، پیشنهاد تألیف و انتشار د. اسلام عرضه و تصویب شد و کمیتة دوازده نفرهای برای پیگیری این کار تشکیل یافت. از سوی دیگر، با تدوین و انتشار اولین دایرةالمعارفها در زمینههای دینی در غرب مثل >دایرةالمعارف دین و اخلاق< (چاپ ۱۹۰۸ـ ۱۹۲۶/ ۱۳۲۶ـ۱۳۴۴) ویراستة جیمز هیستینگز ، >دین در گذشته و حال< (چاپ ۱۹۰۹ـ۱۹۱۳/ ۱۳۲۷ـ۱۳۳۲) و >دایرةالمعارف کاتولیک< (چاپ ۱۹۰۷ـ۱۹۱۸/ ۱۳۲۵ـ ۱۳۳۶)، الگوهای مناسب و تجربههای ارزشمندی پیشِ روی مؤلفان و سرویراستاران د. اسلام قرار گرفت (← بریتانیکا، ج ۱۸، ص ۳۷۸؛ د. اسلام، چاپ دوم، ذیل "Mawsü`a.۴"؛ اسعدی، ص ۱۶۱).میتوان گفت انگیزة اصلی طراحان د. اسلام حرکت در همان چهارچوب اهداف اصحاب دایرةالمعارف یعنی تدوین و ارائة منسجم دانش بشری بود. نیاز به راهنمای دربردارنده اطلاعات کامل، موثق و قابلدسترسی سریع به همة جنبههای اسلام، وجود د. اسلام را در هر ویرایش از نظر پدیدآورندگان آن توجیه میکرد. مثلاً در ویرایش اول، مقالات بسیاری دربارة هند، شمال افریقا و اندونزی وجود دارد. بهاینسبب که بریتانیا، فرانسه و هلند در این مناطق مستعمره، کارشناسانی داشتند که برای آنها مقاله بنویسند و این مقالات در ویرایش دوم به لحاظ منابع و محتوا بهروز شدهاند (← باسورث، ص ۱۰۱ـ۱۰۳؛ د.اسلام، چاپ سوم، ج ۱، مقدمه، ص v). درعینحال، باید توجه داشت که ویرایشها هر کدام مکمل دیگریاند و با رجوع به یکی نمیتوان از دیگری بینیاز شد. تصمیم برای تهیه ویرایش دوم در بیست و یکمین کنگره بینالمللی شرقشناسان در ۱۹۴۸/ ۱۳۲۷ش در پاریس گرفته شد (اسعدی، ص ۱۷۱).برخی مسلمانان که عموماً به مطالعات شرقشناسی بدبین بودهاند، انگیزههای دیگری چون اهداف استعماری و نقد آموزههای اسلامی را برای طراحان د. اسلام برشمردهاند. ازاینرو، آنان ابتدا مواجههای منفی و سپس مواجههای انتقادی با این اثر داشتهاند. در اینجا، به مواجهههای منفی در تفسیر انگیزههای شرقشناسان اشاره و در بخش پیامدها، مواجهه انتقادی آنان گزارش میشود.یک دلیل مواجهة منفی این بود که با توجه به وضع جوامع مسلمان در ابتدای قرن چهاردهم/ بیستم، دولتهای استعمارگری چون فرانسه، هلند و بریتانیا به شناخت نظاممند و دایرةالمعارفی از فرهنگ و تمدن مسلمانان، بهویژه مستعمرات خود، نیاز ضروری داشتند. طبیعی است اثری که در پاسخ به نیازهای این دولتها تولید میشد، در نظر مسلمانان موجه نبود. گسترش قلمرو حکومت عثمانی تا قلب اروپا یکی از نگرانیهای اروپاییان بود و همین که نسبت مدخلهای مربوط به فرهنگ عثمانی، ترکیه و شمال افریقا در د. اسلام از مدخلهای عربی و فارسی بیشتر است، خود نشانهای است بر اینکه اهداف صرفاً علمی در طراحی د. اسلام وجود نداشتهاست (← دانشنامة ایران و اسلام، ج ۱، همان مقدمه، ص ۲۱).دلیل دیگر مواجهة منفی مسلمانان با د. اسلام به تفاوت در روش مطالعه اسلام بازمیگردد (← بخش پیشین مقاله). بهنظر مسلمانان، روش غیرمسلمانان در مطالعة اسلام بهلحاظ اعتقادی با باورهای رایج مؤمنان از دینشان سازگار نیست. گفتنی است مطالعات اسلامی تا قرن سیزدهم/ نوزدهم کمتر صبغه دانشگاهی داشت و غالباً کشیشان مسیحی، که اسلام را بزرگترین رقیب خود میدانستند، آن را پیگیری میکردند. این گروه میخواستند ضمن تعیین موقعیت حوادث تاریخ اسلام در سیر تمدن بشری، با نقد متون و با تحلیلهای تاریخی، وامگیریهای فرهنگ و تمدن مسلمانان از سایر ادیان و تمدنهای همجوارشان را آشکار و آموزههای اسلامی را تحقیر کنند. در این مسیر، نظریههای آنان از نظر مسلمانان گاهی مردود، گاهی مغرضانه و گاهی کار نویسندگان یهودی تلقی میشد (← اسعدی، ص ۱۵۶، ۱۵۹ـ۱۶۰؛ ابراهیم عوض، ص۸ ـ۹؛ جاناحمدی، ص ۱۷۴، ۱۸۱، ۲۴۴).پیامدها. با انتشار د. اسلام، غالب مجامع علمی مسلمانان این کار بزرگ را ستودند، هرچند گاهی خطاهای فاحش در مطالب، ضبط اسامی، تاریخهای تولد و درگذشت اشخاص وجود داشت. این اثر با توجه به وسعت گسترة مطالبش و روش ویژه نگارش آنها، دیدگاهها و مدخلهای همة گروههای اسلامی را در برنداشت و از اینرو هر گروه مسلمان به انتخاب یا فراموششدن بعضی مدخلها معترض بودند. بهعلاوه، انتقادهای محتواییِ بهحقی بر بعضی مقالهها وارد بود (← دائرةالمعارف الاسلامیة، چاپ اول، ۱۹۳۳، ج۱، مقدمه، ص ۶؛ حمیداللّه ، ص ۲۴۴؛ دانشنامة ایران و اسلام، ج ۱، همان مقدمه، ص ۱۹ـ۲۲؛ قُرشی، ص ۲۵؛ دایرةالمعارف تشیع، ج ۱، مقدمة صدرحاج سیدجوادی، فانی، و خرمشاهی، ص شانزده ـ هفده؛ دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج۱، مقدمة موسوی بجنوردی، ص هشت). شاید مهمترین امتیاز این اثر در این است که بستری برای آشنایی و گفتگوی غیرخصمانه مذاهب اسلامی در نقاط مختلف جهان برای خود مسلمانان فراهم کرد. با رجوع به این اثر، هریک از فرقههای اسلامی میتوانند از عقاید دیگر گروههای مسلمان کموبیش اطلاعات بیطرفانهای بهدست آورند. ازاینرو، در مواجهة اولیه با این اثر، بعضی کشورهای اسلامی خواستند آن را ترجمه کنند ولی پس از اطلاع از نواقصش، تصمیم گرفتند به ترجمة بیشتر مقالههای آن، استفاده از عناوین مدخلها و تألیف مقالاتی با حفظ الگوهای د.اسلام، دست بزنند. پیشگامان این سیاست ابتدا مصریان، سپس ترکها، پاکستانیها و در آخر ایرانیان بودند. بعدها، فراخوانی برای تهیة نسخة اندونزیایی این اثر داده شد ولی به مرحلة عمل نرسید. تفصیل فرایند ترجمه و تبدیل آن به رویکردی انتقادی به د.اسلام و تهیة دایرةالمعارفهای جایگزین به سبک آن در اینجا، متناسب با حجم مقاله بررسی میشود.مصریان از ۱۳۱۲ش/ ۱۹۳۳ با هدف ایجاد وحدت فرهنگی در عالم اسلامی بهویژه در جهان عرب، ویرایش اول د.اسلام را با تکیه بر نسخة انگلیسی و فرانسه باعنوان دایرةالمعارف الاسلامیة ترجمه کردند. کار ترجمه زیر نظر احمد شِنتَناوی، ابراهیم زکی خورشید*، محمد ثابت فَندی و عبدالحمید یونس انجام شد (صفحه عنوان چاپ اول، ۱۹۳۳؛ موجز دائرةالمعارف الاسلامیة، مقدمة سمیر سرحان، ص ز). هر کدام از مقالهها که حاوی خطا یا به نظر سرویراستاران ناقص بود، در پانویسها یا بهعنوان تکمله یا مقالة مستقل، یکی از متخصصان مطالبی به آن اضافه میکرد، مثل مقالههای «تفسیر قرآن»، «سنّت» و «سیره» نوشتة امینالخولی؛ مقالههای «انجیل»، «انصار» و «براق» نوشتة احمد محمد شاکر و مقالة «تصوف» نوشتة مصطفی عبدالرازق و «سهروردی و حکمةالاشراق» نوشتة محمدمصطفی حلمی یا مثل پانویسهای مقالههایی مانند ا(همزه)، آبان، ابراهیم. این مرحله از کار ترجمه تا ابتدای حرف «ع» (عارفی باشا) در پانزده جلد پیش رفت (دائرةالمعارف الاسلامیة، چاپ دوم، ۱۹۶۹، ج۱، مقدمة چاپ دوم)، اما از ۱۳۴۸ش/ ۱۹۶۹ با نگاهی به ویرایش دوم د.اسلام و ملاحظه مدخلهای جدید، ترجمة مجددی زیر نظر همان سرویراستاران و همکاران جدید آغاز شد. این بار، ترجمه از حرف الف تا «ح» بیشتر پیش نرفت و کار در شانزده جلد متوقف شد. گفته میشود کار ترجمه مدخلها تا حرف «ی» در دستور کار پارهای از دانشگاههای مصر قرار دارد. بهرغم اشتیاقی که در جهان عرب برای ترجمه د.اسلام وجود داشت، با توجه به وسعت کار در ویرایش دوم و نیز درگذشت پیشگامان ترجمه و سرویراستاران عرب، این حرکت ادامه پیدا نکرد تا اینکه در نیمههای دهة ۱۳۷۰ش/ ۱۹۹۰، به اهتمام شیخسلطانبن محمد قاسمی، عضو مجلس اعلای امارات متحده عربی، و همکاری دو ناشر مصری حرکت نویی برای ترجمه آغاز شد. این بار دستاندرکاران به سرپرستی سَمیر سَرحان، مدخلهای بااهمیت را از ویرایش اول و دوم انتخاب و ترجمه کردند و بسیاری از مدخلهای مربوط به نام شعرا، اماکن و اشخاص در جلدهای اولیه ویرایش دوم را که به نظر آنان مهم نبودند، حذف کردند. مقالات ترجمه شده به ترتیب الفبای عربی چاپ شدند. در پارهای از مقالات، همان توضیحات انتقادی ترجمة اول در پانویسها وجود دارد و اگر در چاپ اول نام مؤلف مقاله (مثل مقالة ابنمسکویه) بهطور سهوی درج نشدهبود، این اشکال در چاپ جدید هم تکرار شد. این ترجمه در ۳۲ جلد همراه با یک جلد نمایه اعلام، اماکن و حوادث تاریخی، در (۱۴۱۸ـ۱۴۱۹) ۱۳۷۷ش/ ۱۹۹۸ باعنوان موجزُ دائرةالمعارف الاسلامیة منتشر شد (موجز دائرةالمعارف الاسلامیة، همان مقدمه، ص زـ ح، مقدمة ناشر، ص ک). در نگاه اول به متن مقدمه سرویراستاران و ناشر نمیتوان فهمید معیار اهمیت در انتخاب یا حذف مدخلها چه بودهاست. نیز نمیتوان فهمید مقالاتی که در ویرایش دوم د. اسلام بعد از ۱۳۷۶ش/ ۱۹۹۷، چاپ شدند (حرف T تا Z)، بهکلی نادیده گرفتهشدهاند و باید این نکته را از سال نشر مقالههای مذکور دریافت. در سراسر جلدها، بر خواننده معلوم نیست مقالهها از کدام ویرایش د.اسلام انتخاب شدهاند؛ مثلاً مقاله «یهود» را از ویرایش اول، «آدم» را از ویرایش دوم و «ابرهه» را از هر دو ویرایش گرفتهاند. در کنار نام مؤلفان اصلی، در بعضی مدخلها مثل یهود، آمِر باحکاماللّه، آمنه، و ابنحزم، نام مترجم عربی اضافه شدهاست. بینظمیها و اغلاط مطبعی دیگری نیز در صفحات حقوقی این اثر دیده میشود.در ترکیه، با صلاحدید وزارت معارف و زیرنظر دانشکدة ادبیات دانشگاه استانبول ، ترجمة ویرایش اول د.اسلام به زبان ترکی در ۱۳۱۹ش/ ۱۹۴۰ آغاز شد و در ۱۳۶۷ش/ ۱۹۸۸ در سیزده جلد به پایان رسید. مقالهها بهترتیب الفبای ترکی لاتینی منتشر شدند. ابتدا قرار بود همة مدخلها بدون دخل و تصرف ترجمه شوند و مسئولیت مطالب آن برعهدة مؤلفان باشد، اما با پیشرفت کار و معلوم شدن پارهای از اشتباههای کوچک و بزرگ و فقدان پارهای از مدخلهای لازم، مقرر گردید مطالب انتقادی و تکمیلی را گروهی از مؤلفان بهصورت ذیل، تکمله یا مقاله مستقل آماده کنند (د.ا. ترک، ج ۱، صXVIII- XVII). در جلد نخست د. اسلام، دربارة بعضی اشخاص زنده مقاله نوشته شد ولی بعد تصمیم سرویراستاران تغییر کرد و فقط برای درگذشتگان مقاله نوشتند. مترجمان ترک از ابتدا همه مقالات اشخاص زنده را حذف کردند (همان، ج ۱، ص XIX). در عمل، متولیان تدوین د.ا. ترک علاوهبر ترجمه، مقالات مستقلی چون «آتاتورک»، «وِرد» و «ذوالنون»، تألیف کردند ولی بر کمتر مقالهای ذیل، تکمله یا انتقاد نوشتند.از ۱۳۶۲ش/ ۱۹۸۳، مؤسسة دایرةالمعارف اسلام اوقاف دینی ترکیه وابسته به اوقاف دینی ترکیه ، با هدف تألیف دایرةالمعارفی اسلامی در قلمروهای مختلف مطالعات اسلامی و فرهنگ و تمدن مسلمانان، باعنوان >دایرةالمعارفاسلام اوقاف دینی ترکیه< تشکیل شد. متولیان این مؤسسه با همکاری محققان مسلمان غیرترک، با الگوگرفتن از د. اسلام لیدن ۰۰۰،۲۲ مدخل انتخاب کردند. جلد اول آن در ۱۳۶۷ش/ ۱۹۸۸ در استانبول منتشر شد و با اینکه از ابتدا پیشبینی سی جلد شده بود، تا ۱۳۹۱ش/ ۲۰۱۲ جلد چهلویکم آن تا حرف s منتشر شدهاست. ترجمة عربی و انگلیسی این اثر در دستور کار قرار دارد (← وودهِد ، ص ۳۱۴ـ۳۱۶).ترجمة د. اسلام به اردو را محققان پاکستانی دانشگاه پنجاب و لاهور از ۱۳۲۹ش/ ۱۹۵۰ آغاز کردند و چون با شروع جنگ جهانی دوم، زبان اردو از زبانهای رسمی پاکستان حذف شدهبود، تا ۱۳۳۸ش/ ۱۹۵۹ آمادهسازی مقدمات آن به طول انجامید (د. اردو، تکمله، ج ۱، مقدمه محمود حسن عارف، ص ۲، ۵؛ حمیداللّه، ص ۲۴۴). با انتشار ویرایش دوم د. اسلام، در ۱۳۳۹ش/ ۱۹۶۰ سرویراستاران پاکستانی به سرپرستی محمد شفیع تصمیم گرفتند ترکیبی از ویرایش اول و دوم د. اسلام را انتخاب کنند و در مواردی که به نظر آنان مقالهها نقص دارد یا اصلاً نوشته نشدهاست، یا دست به تألیف مقاله بزنند یا خواننده را به تکمله ارجاع دهند و کار ترجمه را متوقف نکنند. آنها تجربة ترجمة ترکی و عربی را پیش روی خود داشتند و میتوانستند نسخه خود را بهتر از آنان تنظیم کنند. در ۱۳۴۳ش/ ۱۹۶۴، جلد اول ترجمه باعنوان اردو دائرهمعارف اسلامیه بهترتیب الفبای اردو در لاهور منتشر شد. مقالههای ترجمه شده علاوهبر نام مؤلف و مترجم، علامت * را در ابتدای مقاله دارد و مقالههای تألیفی نام مؤلف و علامت (. این اثر در ۱۳۷۲ش/ ۱۹۹۳ در ۲۳ جلد و یک جلد فهرست با عنوان جلد ۲۴ به پایان رسید. پس از آن، تدوین تکمله، این بار هم حاوی مقالههای ترجمهای و تألیفی، آغاز گردید و تاکنون دو جلد از آن چاپ شدهاست. جلد اول شامل «آب» تا «افراغه» در ۱۳۸۱ش/ ۲۰۰۲ و جلد دوم از «افرنج» تا «بیون» در ۱۳۸۷ش/ ۲۰۰۸ است. پاکستانیها برآناند که سرویراستاران د. اسلام میتوانند در نسخة جدید خود از اصلاحات و مقالات تألیفی آنان استفاده کنند (← خالدی ، ص ۷۹ـ۸۱؛ حمیداللّه، ص ۲۴۶ـ۲۴۷؛د.اردو، تکمله، ج ۱، همان مقدمه، ص ۱ـ۶).در ایران، ابتدا تصمیم بر ترجمة صرف د. اسلام بود ولی با تشکیل هیئت علمی به سرپرستی احسان یارشاطر، بنابر تدوین دایرةالمعارفی ایرانی گذاشته شد، با نام دانشنامة ایران و اسلام، حاوی ترجمة منتخبی از مقالههای ویرایش اول و دوم د. اسلام و مقالههای تألیفی با تأکید بر معرفی فرهنگ ایران. جزوه اول در ۱۳۵۴ش با مقدمهای در معرفی روش کار و از مدخل ارجاعی «آب» و مقاله «آبادان» منتشر شد و جزوههای بعدی با شمارهصفحههای مسلسل تا ۱۲۴۶، در نُه شماره و با مقاله نیمهتمام «احمدبن حنبل» منتشر گردید و با پیروزی انقلاب اسلامی روند کار متوقف شد. در ۱۳۶۰ش، بنگاه ترجمه و نشر کتاب جزوة دهم را از ادامة ابنحنبل تا مقالة نیمهتمام «اخوانالمسلمین» تا صفحه ۱۳۶۶ با مقدمهای منتشر کرد و در مقدمه آن اظهار شد که د. اسلام از انحراف و غرضورزی مصون نیست و ازاینرو، مطالب این شماره با تغییراتی چاپ شدهاست. البته واضح است که ذکر نکردن موارد و مواضع تغییر یافته، به بیاعتمادی مراجعهکننده به این جزوه، بهمثابه یک متن ترجمهشده، انجامید. این روند هم ادامه پیدا نکرد و آخرین نسخة دانشنامة ایران و اسلام (شمارة یازدهم) را در ۱۳۷۰ش انتشارات علمی فرهنگی تا صفحة ۱۴۸۶ با مقالة نیمه تمام «اردبیل» منتشر کرد. از ۱۳۶۱ش، توقف انتشار دانشنامه ایران و اسلام و خلأ آشکار دایرةالمعارفی معتبر و پاسخگوی محققان، بهویژه دربارة معارف و فرهنگ و تمدن ایران و جهان اسلام، زمینة شکلگیری و تأسیس چند دایرةالمعارف را پدید آورد که از این میان، سه دایرةالمعارف پیشگام بودند: دایرةالمعارف تشیع، دایرةالمعارف بزرگ اسلامی و دانشنامة جهان اسلام. این سه با تضادهایی در رویکرد، ساختار و نحوة نگارش و با الگوگیری از د.اسلام و نگاه انتقادی به آن آغاز شدند و اینک هریک در میانة راه قرار دارند (← دایرةالمعارف تشیع*؛ دایرةالمعارف بزرگ اسلامی*؛ دانشنامه جهان اسلام* در ضمیمة دانشنامه). گفتنی است احسان یارشاطر از سرویراستاران دانشنامه ایران و اسلام در پی مهاجرت به امریکا تصمیم گرفت دایرةالمعارفی به زبان انگلیسی و با الگوی د.اسلام باعنوان ایرانیکا* تدوین کند و این اثر نیز در میانة راه است.تفاوت عمده بین د. اسلام و دایرةالمعارفهایی که به تبع آن در جهان اسلام شکل گرفتند، علاوهبر تفاوت در رویکرد، در روش تدوین است. در د. اسلام، مؤلفان حاصل مطالعات جدیدی را که در قالب کتاب و مقاله قبلاً منتشر شده، مطابق تعریف دایرةالمعارف، بهصورت نظاممند و موجز در اختیار خواننده میگذاشتند و بهندرت مقالهها حاوی نظریه یا پژوهشی جدید بودند، اما بسیاری از مقالات تألیفی دایرةالمعارفهای جهان اسلام باتوجه به فقدان پیشینة کافی پژوهشی تدوین میشوند و بنابراین مؤلف غالباً خود باید پژوهشگر نیز باشد. همین عامل و کمبود مؤلفان کافی که با شیوة نگارش مقالات دایرةالمعارفی آشنا باشند، موجب سختی و کندی کار تولید میشود (برای اطلاع از تفاوتهای روشی و ساختاری دیگر ← مطالعات اسلامی*).منابع : ابراهیم عوض، دائرةالمعارف الاسلامیة الاستشراقیة : اضالیل و اباطیل، ]قاهره[ ۱۴۱۹/۱۹۹۸؛ اردو دائرهمعارف اسلامیه، تکمله، لاهور ۱۴۲۳/۲۰۰۲ـ ؛ مرتضی اسعدی، مطالعات اسلامی در غرب انگلیسیزبان: از آغاز تا شورای دوم واتیکان (۱۹۶۵م)، تهران ۱۳۸۱ش؛ فاطمه جاناحمدی، تصویر پیامبر صلیاللّهعلیهوآله و حضرت زهرا علیهاالسلام در دائرةالمعارف اسلام (ترجمه و نقد)، ]ترجمة مدخلها[: حسین مسعودی، قم ۱۳۸۸ش؛ دانشنامة ایران و اسلام، زیرنظر احسان یارشاطر، تهران ۱۳۵۴ـ۱۳۷۰ش؛ دائرةالمعارف الاسلامیة، ]بیروت[: دارالفکر، ?] ۱۹۳۳[؛ همان، قاهره: دارالشعب، ?] ۱۹۶۹[؛ دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیرنظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران ۱۳۶۷ش ـ ؛ دایرةالمعارف تشیع، زیرنظر احمد صدر حاج سیدجوادی، کامران فانی، و بهاءالدین خرمشاهی، تهران ۱۳۸۰ش؛ محمدحسین قُرشی، «تاریخچة دایرةالمعارفنگاری در جهان»، کیهان فرهنگی، ش ۱۲۷ (خرداد و تیر ۱۳۷۵)؛ موجز دائرةالمعارف الاسلامیة، ترجمة نخبة من أساتذه الجامعات المصریة و العربیة، شارجه : مرکزالشارقة للابداع الفکری، ۱۴۱۸ـ ۱۴۱۹؛Clifford Edmund Bosworth, "Report on the Encyclopaedia of Islam", Bulletin (British Society for Middle Eastern studies), vol. ۵, no. ۲ (۱۹۷۸); Adrian Brockett, "[Review of] Encyclopaedia of Islam, new edition, vol. v: Khe- Mahi", in ibid, vol. ۱۶, no. ۱ (۱۹۸۹); EI۱; EI۲, s.v."Mawsū`a .۴: The Encyclopaedia of Islam, first edition" (by E. van Donzel); EI۳; Encyclopaedia of Islam three, ۲۰۱۲. Retrieved Mar. ۱۳, ۲۰۱۲, from www. brill. n۱/EI۳; Muhammed Hamidullah, "The Urdu edition of the Encyclopaedia of Islam", Die Welt des Islams, vol. ۶, no.۱-۴ (۱۹۵۹-۱۹۶۱); İA; A.N. Khalidi, "[Review of] Urdu Encyclopaedia of Islam", Islamic culture, XXXVI, no. ۱(Jan.۱۹۶۲); The New Encyclopaedia Britannica, Chicago ۱۹۸۵, Macropaedia, s.v. "Encyclopaedias and dictionaries. encyclopaedias" (by Robert L. Collison and Warren E. Preece); Sabine Schmidtke, "[Review of] The Encyclopaedia of Islam. CD. Rom edition [version ۱.۰]. Leiden: Brill, ۱۹۹۹", Die Welt des Islams, vol. ۴۱, no. ۲ (Jul. ۲۰۰۱); TDVİA; Colin Wakefield, "[Review of] The Encyclopaedia of Islam, new edition/ Encyclope(die de l&#۳۹;islam, nouvelle edition: index to volumes/ des tomes I-VI , and to the Supplement, fascicules/et du Supplément, livraisons ۱-۶ by E. van Donzel", British journal of Middle Eastern studies, vol. ۱۹, no. ۲ (۱۹۹۲); Christine Woodhead, "[Review of] Turkiye Diyanet Vakfi Islam ansiklopedisi (Turkish Religious Foundation encyclopaedia of Islam)", in ibid, vol. ۲۴, no. ۲ (Nov. ۱۹۹۷).

نظر شما
مولفان
سعید عدالت نژاد ,
گروه
رده موضوعی
جلد 17
تاریخ 93
وضعیت چاپ
  • چاپ شده