بقیع الغرقد (جنة البقیع / بقیع )

معرف

نخستین‌ و کهنترین‌ گورستان‌ اسلامی‌ مدینه‌

متن

بقیع الغَرقَد (جنة البقیع/ بقیع)، نخستین و کهنترین گورستان اسلامی مدینه. این کلمه، نخست بر قطعه زمینی اطلاق میشد که در اصل نوعی گیاه تیغدار به نام «غرقد» آن را پوشانده بود. سپس آن را از خارها پاک کردند و به دفن مسلمانانی که در مدینه درمیگذشتند اختصاص دادند. چندین «بقیع» دیگر از همین نوع در مدینه وجود داشت، اما آن که گورستان شد، در منتهیالیه جنوب شرقی این شهر نزدیک حرم حضرت پیغمبر صلّیاللّهعلیهوآلهوسلّم و بیرون باروی شهر که اینک ویران است قرار دارد. یکی از دروازههای شهر که همان بابالبقیع باشد به جانب این گورستان باز میشود ( رجوع کنید به نقشة مدینه که کایتانی در > سالنامة اسلام < ، ج ۲، ص ۱۷۳ انتشار داده است) ] در سالهای اخیر بر اثر گسترش شهر، بقیع در داخل شهر قرار گرفته و محوّطة مسجد نبوی توسعه یافته و مسجد و قبرستان با خیابانی از هم جدا میشوند. [ نخستین کس از مهاجرین که در آن به خاک سپرده شد، عثمانبن مَظعون، صحابی پیغمبر بود که در سال دوم هجرت وفات یافت. ] ولی به نوشتة ابنعبدالبرّ (ج ۱، ص ۸۱)، بین مهاجران و انصار در این باره اختلاف بوده و انصار اولین مدفون در بقیع را اسعد * بن زراره، از اصحاب بیعت عقبة * اولی&۳۹; و ثانیه و متوفی پیش از غزوة بدر، میدانستهاند. همچنین آخرین صحابی پیامبر صلّیاللّهعلیهوآلهوسلّم را که در مدینه درگذشت و در بقیع به خاک سپرده شد، سهلبن سعد ساعدی، متوفای ۹۱ میدانند. گویا هر یک از قبایل مدینه بخشی از این زمین را به خود اختصاص دادند، همچنانکه در زمانهای بعدی قسمت پیرامون قبور امامان شیعه علیهمالسلام بیشتر در اختیار شیعیان و بقیة قبرستان به پیروان سایر مذاهب اسلامی اختصاص داشته است. البته در منطقة اصلی قبرستان، که محل دفن بزرگان صحابه و امامان اهلبیت بوده، دفن مردگان انجام نمیشود. [ دختران حضرت رسول، پسر نوزادش ابراهیم، همسرانش (امهات المؤمنین) و نیز بازماندگانش همه، به استنثای امام حسین علیهالسلام، در آنجا مدفوناند. اما محل دقیق قبر فاطمة زهرا علیهاالسلام نیز مورد گفتگوست. ] مسعودی به مناسبت یادکردِ وفات امام صادق علیهالسلام، به سنگ مرمری که بر روی آن نام حضرت زهرا علیهاالسلام و چهار تن از امامان شیعه نوشته شده بوده است، اشاره میکند (ج ۳، ص ۲۹۷). [ . از جملة صحابه و تابعین که در آنجا مدفوناند، این کسان را میتوان نام برد: جعفربن ابیطالب، برادرش عقیل، عثمانبن عفّان، مالکبن أَنس و استادش نافع، حلیمة سعدیه ـ دایة پیغمبر ـ و عباس عموی آن حضرت. کمکم، دفن شدن، در آن گورستان میان اهلالبیت و ائمه و مقدسین مایة شرف و افتخار گردید ] در کتب سیره آمده است که حضرت رسول صلّیاللّهعلیه وآلهوسلّم در یکی از آخرین شبهای زندگی به بقیع رفتند و برای مدفونان در آن استغفار کردند (حلبی، ج۳، ص ۳۴۳). شاید این اقدام رسول خدا ـ که به گفتة خودشان از طرف خدا به آن مأمور بودند ـ در این گرایش مؤثر بوده باشد. [ .روی مقبرة اعیان وفیات، گنبدها و بارگاههای بزرگی ساختند، مثلاً گنبد مقبرة امام حسن علیهالسلام و عباس، بنا به قول ابنجبیر، بسیار مرتفع بود. ]

ابنبطوطه (ج ۱، ص ۱۲۸) در نیمة اول قرن هشتم، بقیع را چنین دیده است: قبر مالکبن انس با گنبدی کوچک، قبر ابراهیم با گنبدی سپید، مقبرهای متعلق به همسران پیغمبر، مقبرة عباس وامام حسن علیهماالسلام با گنبدی بلند و محکم، قبر خلیفة سوم با گنبدی بزرگ و قبر فاطمه بنت اسد در نزدیکی آن. صَفَدی (ج ۴، ص ۱۰۳، ج ۱۱، ص ۱۲۷) اشاره کرده که مدفن چهار امام شیعه و عباس عموی پیامبر اکرم دارای گنبد بوده است. فرهاد میرزا قاجار در ۱۲۹۳ (ص ۱۷۰ـ ۱۷۳، ۱۹۰) و محمدحسینخان فراهانی در ۱۳۰۳ (ص ۲۲۸ـ ۲۳۴) بقیع را چنین وصف کردهاند: بقعهای پیرامون قبور چهار امام علیهمالسلام و عباس و قبر منسوب به حضرت زهرا با یک پرده گلابتوندوز بر ضریح حضرت زهرا اهدایی سلطان احمد عثمانی در ۱۱۳۱، بقعهای بر روی قبور دختران پیامبر و بقعهای بر روی قبور همسران آن حضرت و بقعههای دیگر. [ . اما بورکهارت که پس از به قدرت رسیدن وهابیان از آن دیدن کرده، ملاحظه کرده که بقیع به صورت یکی از حقیرترین گورستانهای شرق درآمده است. این گورستانمانند مقبرة حمزه در اُحُد، یا نخستین مسجد اسلام در قبا که از محلههای حومة شهر است، در شمار مکانهای مقدسی است که حاجیان زیارت آنها را از اعمال عبادی یدانند.در زمان حیات حضرت رسول صلّیاللّهعلیهوآلهوسلّم، بقیع بسیار کوچک بود، قبر عثمانبن عفان و حلیمة سعدیه در درون حصار آن قرار نداشت. عثمان نخست در حَشّ کوکب مدفون بود که بعدها، بنیامیه آن را به بقیع افزودند. نیز تعدادی از کسانی که به هنگام اشغال مدینه به دست امویان کشته شدند ] رجوع کنید به واقعة حَرّه * [ در محدودهای مدفوناند که آن خود خارج حصار کنونی بقیع قرار دارد.

گنبدها و بناهایی که در ۱۲۲۱ نخستین دستههای وهابی ویران کردند، به دستور عبدالحمید دوم سلطان عثمانی مرمت گردید، اما در ۱۳۴۴ دوباره به دست امیرمحمد حاکم مدینه و به دستور پدرش عبدالعزیز آلسعود ویران شد ] پیش از این اقدام و به منظور پیشگیری از اعتراضات مسلمانان دنیا و خصوصاً شیعیان، قاضیالقضاة حکومت سعودی، عبداللهبن سلیمانبن بلیهد، شخصاً به مدینه رفت و با نامهای رسمی نظر علمای مدینه را دربارة ساختن بنا بر قبور جویا شد. در پاسخِ نامه، که گفته میشود با اجبار و تهدید همراه بوده است، به حرمت بنا بر قبور، و نیز موقوفه بودن بقیع (مَسْبله) اشاره شده است. در پی انتشار این پاسخ، بقیع ویران شد که اعتراض شدید مسلمانان را در پی داشت. به نوشتة سیّدمحسن امین عاملی (ص ۶۰) اقدام پادشاه سعودی علمای مذهبی و مقامات دولتی ایران را نگران کرد و هیئتی رسمی راهی حجاز شد و گزارشی از کارهای انجام شده تهیه کرد. [ . همچنین اضطرابات شدیدی در هند پدید آمد و هیئتی به نمایندگی از آنجا به مکه رفت تا شدیداً به این اقدام اعتراض کند. با اینهمه سلطان تسلیم خواستههای آنان نشد و هنوز هم مقابر بدون گنبد و بارگاهاند. روی قبرها سنگهایی نصب کردهاند که نه نوشتهای دارند و نه کتیبهای. روتر که در ۱۳۰۵ ش، یعنی اندکی پس از دومین غلبة وهابیان از گورستان دیدن کرده، آن را به ویرانههای شهری تشبیه میکند که گرفتار زلزله شده است. در ۱۳۳۳ ش ] بر اثر فشار مراجع دینی و اقدامات سیاسی [ به دستور سعودبن عبدالعزیز گذرگاههایی از سیمان ساختند تا آمد و شد زائران را تسهیل کند. ] در زمان فیصلبن عبدالعزیز نیز درِ بزرگی برای آن تهیه شد و سالها بعد سایهبانی در ضلع غربی بقیع تعبیه شد. علاوه بر آن، چند تن از علمای اسلامی دربارة ادعاهای وهابیان نسبت به تخریب قبور، و از جمله بقیع، کتابهایی نوشتند که از آن جمله است: کشف الارتیاب نوشتة سیدمحسن امین عاملی؛ دعوی الهدیالیالدرع فی الافعال و التقوی ، نوشتة محمد جواد بلاغی، و نیز: «معجم ما الفّه علماء الاسلام رداً علی الوهّابیّه» در مجلة تراثنا ، سال چهارم، (شوال ۱۴۰۹، ش ۱۷. [ .

منابع: ابنبطوطه، سفرنامةابنبطوطه ، ترجمة محمدعلی موحد، تهران ۱۳۶۱ ش؛ ابنجبیر، رحلةابنجبیر ، چاپ دخویه، لیدن ۱۹۰۷، ص ۱۹۵ به بعد؛ ابنعبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب ، چاپ علی محمد بجاوی، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲؛ ابننجار، اخبار مدینةالرسول ، مکه ۱۳۶۶/۱۹۴۷، ص ۱۲۷ـ۱۳۰؛ محسن امین، کشفالارتیاب ، تهران ۱۳۴۷؛ عبدالقدّوس انصاری، آثارالمدینةالمنوّرة ، دمشق ۱۳۵۳/۱۹۳۴؛ محمدلبیب بتنونی، الرحلة الحجازیة ، قاهره ۱۳۲۹، ص ۲۵۶ـ۲۵۷؛ علیبنابراهیم حلبی، السّیرة الحلبیّة ، بیروت ] بیتا. [ ؛ علیبنعبدالله سمهودی، وفاءالوفا ، قاهره ۱۳۲۶/۱۹۰۸، ص ۷۸ـ۱۰۴؛ خلیلبنایبک صفدی، کتاب الوافی بالوفیات ، ویسبادن ۱۳۸۱ ـ ۱۴۰۸/ ۱۹۶۲ ـ ۱۹۸۸؛ احمدبن عبدالحمید عباسی، عمدةالاخبار فی مدینة المختار ، دمشق ۱۳۷۱/۱۹۵۱،ص ۹۳ـ۱۰۲؛ عبدالحقبنسیفالدین عبدالحق دهلوی، جذبالقلوبالیدیارالمحبوب ، کانپور ۱۳۱۱/۱۸۹۳، ص ۱۴۹ـ۱۷۳؛ یوسف عبدالرزاق، معالم دارالهجرة ، قاهره ] بیتا. [ ، ص ۲۹۷ـ۲۹۹؛ محمدحسینبنمهدی فراهانی، سفرنامة میرزامحمدحسین حسینی فراهانی ، چاپ مسعود گلزاری، تهران ۱۳۶۲ ش؛ فرهاد میرزا قاجار، سفرنامة فرهاد میرزا معتمدالدوله ، چاپ اسماعیل نواب صفا، تهران۱۳۶۶ ش؛ ابوبکربنحسین مراغی، تحقیقالنصرة ، مدینه ۱۳۷۴/۱۹۵۵، ص ۱۲۳ـ۱۲۹ و فهرست؛ علیبنحسین مسعودی، مروجالذّهب و معادن الجوهر ، چاپ محمد محییالدین عبدالحمید، قاهره ۱۳۸۴ـ ۱۳۸۵/ ۱۹۶۴ـ۱۹۶۵؛ محمدبناحمد مطری، التعریف بمااَنَسَتِ الحُجرة من معالم دارالهجرة ، دمشق ۱۳۷۲/۱۹۵۲، ص ۳۶ـ۴۰؛ عبدالسلام ندوی، تاریخ الحرمینالشریفین (به زبان اردو)، پندی بهاءالدین ۱۳۴۲/۱۹۳۲، ص ۲۰۹، ۲۱۸؛Burckhardt, Travels in Arabia, London ۱۸۲۹,  , ۲۲۲-۲۲۶; R. F. Burton, Pilgrimage to el-Medinah and Meccah, London ۱۸۵۵,  , ۳۰۰-۳۲۰; Leone Caetani, Annali dell&۳۹; Islam, Milano ۱۹۰۵-۱۹۲۶; E. Rutter, The Holy cities of Arabia , New York ۱۹۲۸,  , ۲۵۶ ff.; A. J. Wensinck, Mohammed en de Joden te Medina, Leiden ۱۹۰۸, ۱۵; Wدstenfeld, Geschichte der Stadt Medina, Gخttingen ۱۸۶۰, ۱۴۰ ff.

نظر شما
مولفان
ونسینک و بزمی انصاری ( د. اسلام ) و [حسن طارمی ] ,
گروه
رده موضوعی
جلد 3
تاریخ 93
وضعیت چاپ
  • چاپ شده