باب (۴)

معرف

در، دروازه.
متن

باب (4)، در، دروازه. این موضوع، ذیل دو عنوان بررسی میشود: 1) مساجد؛ 2) استحکامات نظامی.

1) مساجد و مقابر و امثال آنها. تا پایان قرن سوم، مساجد فاقد درهای بزرگ بود. مدخل همۀ مساجد، اعم از بزرگ و کوچک، درِمستطیل شکلی در دیوار محوطه بود؛ مانند مدخل مسجدِقَصرالحَیْر الشرقی (110)، مسجدِ جامعِ حَرّان که مدخل آن در فاصلۀ سالهای 126ـ133 بنا شده است، مسجد قرطبه (170)، مسجد عَمرو (212)، دو مدخل مسجد جامع قیروان که تاریخ بنای آنها 221 است، مسجد بُوفَتاتا در سُوسه (223ـ226)، مسجد جامع سوسه (236)، مسجد جامع سامَرّا (234ـ237)، مسجد جامع اَبُودُلَف (247)، مسجد ابن طُولون (263ـ265). نخستین درِبزرگ از آنِ مسجدی بود که فاطمیان در 308 هنگام بنیانگذاری شهر مهدیه در کنار خلیج قابِس ساختند. معماری این دروازه یقیناً ملهم از طاق نصرتهای رومی است که در شمال افریقا تعداد آنها در 308 احتمالاً بسیار بیشتر از امروز بوده است.

بانی این نوع در، در مصر فاطمیان بودند، و نمونۀ آن طاق سردر مسجد الحاکم است که در 393 ساخته شده و بسیار با ابهت تر از نمونۀ اصلی است (باعمق 16ر6 و عرض 50 ر15 متر در مقایسه با 8*30 متری مهدیه). مسجد الاَقْمَر (519) با ابعادی بسیار کوچکتر و مسجد بَیْبَرس (665ـ667) در اندازهای بسیار بزرگ (83ر18* 86ر8 متر) درهایی از همین نوع دارند. دو طرف درِمسجدِ بیبرس با سه دهانۀ طاقنما تزیین شده است و حال آنکه تعداد این طاقنماهای جناحی درمسجدِاَلْحاکم دو و در مسجد مهدیه یکی بود.

در عین حال، شکل جدیدی از در نیز که اصطلاحاً درِ مقرنس خوانده میشود در همان اوقات در شام ساخته شد. نخستین نمونۀ آن مدخل مدرسۀ شادبخت (589) در حلب است (تصویر3). بعدها نمونههای خوب دیگری نیز مانند رباط ناصری (635) در حلب و جامِع التوبه در دمشق (632) ساخته شد.

درمصراین قسم در، اول بار در مدرسۀ بیبرس (662) و سپس در مدرسه و مقبرۀ زینالدین یوسف (698) احداث شد، ولی تا نیمۀ دوم قرن هشتم عمومیت نیافت، زیرا از اوایل قرن هشتم ابنیۀ متعددی برجای مانده که فاقد این نوع در است.

مبدأ ایجاد این گونه درهای زیبا و باشکوه را نمیتوان بدقت مشخص کرد، زیرا آثار مراحل اولیۀ تکامل آنها ظاهراً از میان رفته است. با اینهمه محتمل است که منشأ طرح آنها درهای طاقدار، مانند سردرهای جانبی بیت الخَلیفَه در سامَرّا، بوده باشد. مدخل این بنا، درگاهیِ طویلی است که سقف نیم گنبدی آن بر دو گوشوار متکی است. واضح است که چون بعدها این طرح به شام منتقل شد گوشوارها جای خود را به عناصری داد که در معماری آن سامان برای نگه داشتن گنبد به کار میرفت. از مقایسۀ نخستین نمونۀ موجود، یعنی طاقنمای مدخلِ مدرسۀ شادبخت، با لچکیهای گنبد مقابل محراب مشهدالحسین درحلب (608)، که تقریباً در همان زمان ساخته شده است، میتوان دریافت که این تبدیل عملاً صورت گرفته است. در هر دو مورد به روش معمول در شام، رجهای افقی، که با طاقچه هایی تزیین شده و هریک کمی جلوتر از دیگری است، درست در داخل زاویه قرار میگیرند.

درایران نخستین درها، مثل سردرِ مقبرۀ چهل دخترانِ دامغان (446) و گنبد سرخ مراغه (542) و مقبرۀ مؤمنه خاتون در نخجوان (582)، همگی مدخلی دارند مستطیل شکل با سردری قوسی که در فرورفتگی کم عمق و مستطیل شکلی قرار گرفته است. ظاهراً مرحلۀ بعد تبدیل سردرِقوسی به یک طاق کم عمق مقرنس کاری بوده که سردرِ مقبرههای برجی شکل خیاو(مشکین شهر) و سلماس از نمونههای آن است. در قرن هشتم، سردرها معمولاً به شکل طاقنمای قوسی مرتفع ساخته میشد و شبیه «لیوان» کوچکی بود که نیمه گنبدی متکی بر لچکیهای مقرنس کاری شده آن را میپوشاند (ولی با نوع مصری بکلی متفاوت بود) که از آن جمله است خانقاه نطنز (704)؛ مقبرۀ بایزید در بسطام (713)؛ مسجد جامع ورامین (723ـ726)؛ مقبرة باباقاسم* در اصفهان (741)؛ مسجد جامع کرمان (750)؛ مسجد پامنارِ کرمان (794). در پایان قرن نهم در بلخ به سردرِ قابل توجه مقبرۀ ابونصر پارسا برمیخوریم که کاملاً از سطح نما بیرون زده است. در قسمت وسط، طاقنمای قوسی مرتفعی قرار دارد که برطبق معمول مدخل آن از درعقب است، اما دو طرفِ در به اندازۀ 45 درجه اُریب شده است، و هر طرف دارای دو طبقه است و هر طبقه ایوانی با طاق جناغی دارد.

این سردر را بحق میتوان سرمشق اصلی درهای بزرگ هندی چون «بلند دروازه» در فتحپُور سِکْری (1010/1602) و درِاصلی مسجد جامع دهلی (1054ـ 1068/1644ـ1658) به حساب آورد.

دراستانبول، درهای مساجد معمولاً از سطح دیوار کمی پیشتر آمده و درگاهی تشکیل داده که آن را طاق مقرنس کاری شدۀ بسیار بلندی متشکل از طاقچههای بسیار کوچک میپوشاند. مسجد سلطان بایزید (906ـ911) و مسجد سلطان سلیم (929) و مسجد شاهزاده (955) و چند مسجد دیگر درهایی از این نوع دارند.

درشمال افریقا، درهای مساجد معمولاً پیش آمده و نمایان است، ولی از روی آنها به جای طاق برجسته (مثل سر در مسجد مهدیه)، طرّۀ ظریف و کندهکاری شدهای قرار دارد که بر دستکهایی استوار است و روی آن بام شیب داری هست که با سفال پوشیده شده است؛ مانند سردر مسجد شهر فاس.

2) دژها و استحکامات. نخستین درهای دژهای نظامی مسلمانان مدخلهای ساده و مستقیمی بود که بر بالای آن یک باروی مزغلدار و در دو طرف آن یک جفت برجِ نیمگرد قرار داشت؛ مانند مدخل صحن کوچک و چهار درِ صحنِ بزرگ قَصرالحَیْرِ شرقی که در 110 به فرمان هشام خلیفه ساخته شد.

اما از دوران تأسیس شهر بغداد در زمان منصور در 145ـ147، نوع جدیدی از دروازه با دهلیز خمدار ابداع شد که در ساختمان چهار دروازۀ حصار خارجی شهر به کار بسته شد. خطیب بغدادی دربارۀ این دروازه مینویسد: «کسی که از دروازۀ خراسان وارد شهر میشد ابتدا به سمت چپ میپیچید و داخل دالان مستطیل شکلی (دهلیز آزاج) میشد که 20 ارش عرض و 30 ارش طول آن بود و طاقی از آجر داشت. مدخل این دالان در ضلع کوچکتر مستطیل و محل خروج در ضلع بزرگتر آن قرار داشت و به یک رَحَبَه (صحن) میرسید ... در انتهای رحبه، دروازۀ دوم قرار داشت که مدخل شهر بود» (ج 1، ص 74). در اینجا تنها یک بار پیچیدن به سمت چپ ذکر شده و چون شخص پس از آن وارد صحنی میشد که دروازۀ اصلی در انتهای آن واقع بود ناچار جهت اولیه میبایست عمود بر جهت خروج بوده باشد و بدین ترتیب مسلم شود که مدخل اصلی میبایست در دیوارۀ جانبی برجِ مجاور دروازه قرار داشته باشد.غالباً گفته میشود که استحکامات دورۀ روم شرقی در شمال افریقا دروازههایی با دهلیز خمدار دارند، ولی اغراق نیست اگر گفته شود که حتی یک نمونه از اینگونه دروازهها را در هیچیک از آثار عهد یوستی نیانوس یا قبل از آن، در شمال افریقا یا رم یا خودِ قسطنطنیه یا هیچ نقطۀ دیگری از قلمرو روم شرقی نمیتوان یافت (رجوع کنید به مقالۀ نویسنده در گزارش آکادمی بریتانیا، ج 38، ص 101ـ105). اولین دهلیز ورودی خمدار در معماری روم شرقی، دروازۀ جنوبی حصار درونی آنقره (آنکارا) است که براساس یک کتیبه، در 245 به فرمان میخائیل سوم بنا شده است. احتمال میرود که این طرح را بنی عباس (که از شمال شرقی آمده بودند) از ناحیۀ جیحون بدینجا منتقل کرده باشند، زیرا در اکتشافاتی که به سرپرستی تالستوف در آن مناطق به انجام رسیده، آثاری از استحکامات متعلق به دوران قبل از اسلام به دست آمده است. قدیمترین آنها جَنْباس قلعه، در فاصلة تقریباً 50 کیلومتری رودخانه، در محلی که اکنون بایر مانده است قرار دارد و قلعهای است به ابعاد 200*170 متر که از خشت خام ساخته شده و دیوارهای آن با 10 متر ارتفاع هنوز برجاست و دارای یک دهلیز ورودی خمدار است (رجوع کنید به فیلد و تالستوف، ج 6، ص 150).

دهلیز خمدار ورودی را در زبان عربی «باشُوره» میگویند. وصف مقریزی از بابِ زُوَیْلَه در قاهره این معنی را کاملاً روشن میسازد: «... او (بَدْرالجَمالی)، به خلاف آنچه در ساختمان دروازههای قلاع مرسوم است، باشوره بنا نکرد، و آن عبارت است از یک عطف (= خمیدگی) که در معبر ورودی قلعهها ترتیب میدهند تا در وقت هجوم محاصره کنندگان، مانع تصرف آن شود و ورود دسته جمعی سواره نظام را غیرممکن سازد» (ج 2، ص 206).

بنابراین، «باشوره» معمولاً از اجزاءِ اصلی دروازه بوده است (مانند تمام نمونههای ورودیهای خمدار). باوجود این، گاهی نیز یک ورودی مستقیم قدیمی، مانند باب الشرقی در دمشق، بعدها با اصلاحاتی به ورودی خمدار تبدیل میشد. این دروازه در اصل از نوع دروازههای سه دهانۀ معمول رومی بوده، اما فن کرِمِر (ح 1850) دریافت که دهانۀ وسطی و جنوبی با کشیدن دیواری مسدود شده و ضمیمهای (که دیرزمانی است از بین رفته) در مقابل دهانۀ شمالی ساخته شده بوده تا کسانی که وارد میشوند ناچار از مسیری با یک زاویۀ قائمه بگذرند. با این توضیح، مقصود مقریزی را از باشورههای مدخل باب النصر و باب الفتوح میتوان درک کرد، هرچند که این دو باشوره در قرن نهم از میان رفتهاند. این باشوره ها ظاهراً ضمایمی بودهاند که در دورههای بعد برای جبران نقیصۀ ورودیهای مستقیم در مقابل دروازههای اصلی ساخته شدهاند، چنانکه در دمشق نیز چنین کردهاند. اینکه گفتیم که در دورههای بعد این قسمتها را ساختهاند از آن روست که بر روی بنای این دروازه که بخوبی باقی مانده است هیچ اثری که حاکی از ویران شدن قسمتی از ساختمان باشد موجود نیست. از سوی دیگر، هرجا که ذکری از باشوره به میان آید (مثلاً در مورد سُبَیْبَه در نزدیکی بَنیاس) و مدخلِ دروازه دارای یک «عطف» باشد، نباید فرض کرد که لزوماً بنای دیگری درمقابل آن ساخته بودهاند.

ورودی خمدار با همۀ مزایایی که داشت از آن زمان به بعد، به صورت قاعدۀ کلی درنیامد. حتی منصور خود در بنای رَقِّه، که چند سال بعد ساخته شد، از این طرح استفاده نکرد، و معمارِ آن، طرحِ «ورودی کج» را انتخاب کرد (رجوع کنید به کرسول، ج 2، ص 38ـ45).

قلعۀ معروف اُخَیضِر (تصویر 12) که در اواخر قرن دوم ساخته شده دروازههای بسیار عظیم داشته است. طاق ورودی که سه متر عرض دهانۀ آن است به اندازۀ 91 سانتیمتر از دو برج ربع دایرۀ دو طرف آن عقب نشسته است. در هر دو طرف دروازه، چسبیده به کنارۀ داخلی برجها، شیار عمیقی به عرض 20 سانتیمتر مستقیم تا بالا امتداد دارد که حاکی از وجود قبلی درِمعلّقی در این قسمت است. پشت این طاقِ ورودی و در فاصلۀ 95/1 متری آن، سردرِ دیگری قرار دارد و در فاصلۀ این دو، دهلیزی است به پهنای 3 و عمق 95ر1 متر که درعرض طاقِ نیمگرد آن، سه شکاف به عرض 17 سانتی متر بالای دیوارهای دوطرف تعبیه شده است (طرح 1). در صورتی که قلعۀ اخیضر در معرض حمله قرار میگرفت، درِ معلق بالا کشیده میشد، و در نتیجه گروهی از سربازان دشمن به قصد شکستن درِعقبی وارد آستانۀ بیرونی میشدند. سپس با اشارۀ افرادی که از شکافهای سقف مراقب بودند، در معلق پایین میافتاد و تیر و سرب مذاب یا روغن جوشان بر سر مهاجمان که در پایین به دام افتاده بودند فرو میریخت. ممکن نبود مهاجمان به دروازه نزدیک شوند و این چنین در دام مرگ نیفتند.

بهترین سردرهای قرن پنجم سه در از دورۀ فاطمیان در قاهره به اسامی باب النّصر و باب الفُتُوح (تصویر 11) و باب زَوَیلَه است که در 480ـ485 به فرمان بدرالجمالی ساخته شد، ولی اینها از نوع «ورودی مستقیم»اند نه خمدار. در هرسه مورد، در دلِ ایوانِ طاقداری جای گرفته که در طرفین آن دو برج با نمای منحنی قرار دارد. در انتهای طاق شکافی است که از آنجا و از روی سکویی در طبقۀ بالای طاق، مهاجمانی را که با دژکوب به دروازه حمله کرده بودند به تیر میبستند.

ولی طی دو قرن بعد، در جریان جنگهای صلیبی، براثر تجارب نظامی فراوانی که به دست آمد، استفاده از ورودی خمدار بسرعت عمومیت یافت. صلاحالدین ایوبی در استحکامات خود همواره از این نوع درها استفاده میکرد. نمونۀ آن، درِ قلعۀ جَنْدی در شبه جزیره سینا (ساخته شده در 578) و نیز سه دروازۀ محوطۀ شمالی ارگ قاهره (572ـ579) و همچنین دروازههای آن بخش از حصار قاهره که به دستور او بنا شد (تصویر 13) دیده میشود. ورودیِ خمدار به دلیل مزایایی که داشت با چنان اقبالی مواجه شد که قبل از پایان قرن ششم در اقصی نقاط سرزمینهای غرب اسلامی معمول شد، و از نمونههای آن دروازۀ قصبۀ اُودایۀ شهر رباط را در مغرب میتوان نام برد.

از قرن هفتم، سه دروازه از این نوع قابل ذکر است: قلعة النّجْم در کنار فرات (605ـ612) و دو دروازه در بغداد، یکی باب طلسم (که ترکها در حال عقب نشینی در 1336/1918 آن را منفجر کردند) و دیگری باب الوُسْطانی.

نمونۀ عالی ورودی خمدار، دروازۀ المَلِک الظاهر در ارگ حَلَبْ است که ساختمان آن بنابر گفتۀ ابن شدّاد در 611 به پایان رسید و دالان ورودی آن لااقل پنج پیچ قائمه دارد (تصویر 14 و طرح 2).

منابع: احمدبن علی خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، بیروت [بیتا.]؛ احمدبن علی مقریزی، الخطط، لبنان [بیتا.]؛

K.A.C. Creswell, A short account of early Muslim architecture, London 1959; Field, Tolstov, in Ars Islamica; Andr Godard, et al, Athār- é Irān; Alfred von Kremer, Topographie von Damascus; Arthur Upham Pope, ed. A Survey of Persian art, Tehran 1977; Friedrich Paul Theodor Sarre, Denkmäler ; H. Terrasse, La mosque des Andalous

/ک .ا.س .کرسول (د.اسلام)/

نظر شما
مولفان
ک .ا.س .کرسول , د.اسلام ,
گروه
هنرومعماری ,
رده موضوعی
جلد 1
تاریخ 1375
وضعیت چاپ
  • چاپ شده