سازمان حج و زیارت

معرف

سازمانها يا نهادهاى متولى برگزارى و ساماندهى مراسم حج و عمره و زيارت مرقد پيامبر اكرم صلى‌اللّه‌عليه‌وآله‌وسلم در كشورهاى‌اسلامى در دوره‌معاصر.
متن

سازمان حج و زيارت، سازمانها يا نهادهاى متولى برگزارى و ساماندهى مراسم حج و عمره و زيارت مرقد پيامبر اكرم صلى اللّه عليه وآله وسلم در كشورهاى اسلامى در دوره معاصر. پيش از دوره جديد، معمولا حكومتهاى كشورهاى اسلامى سرپرستى براى حاجيان تعيين مى كردند كه اميرالحاجّ* نام داشت و معمولا از ميان افراد شناخته شده دينى، سياسى يا نظامى انتخاب مى شد (← يعقوبى، ج ۲، ص ۲۱۳، ۲۶۷ـ۲۶۸، ۲۸۱؛ نيز ← دوغان، ص ۵۷، ۲۲۶ـ۲۲۹؛ حج*، بخش :۲ مباحث تاريخى). برخى منابع فقهى خصوصيات و وظايف خاصى براى اميرالحاجّ ذكر كرده اند (← محقق حلّى، قسم ۱، ص ۱۸۸؛ شهيد اول، ج ۱، ص ۵۰۹ـ۵۱۲). سفر حج چند ماه پيش از ذيحجه* از مسيرهاى مختلف آغاز مى شد. مسلمانها از راههاى مصر، آناطولى، شام، يمن و جَبَلْ (بغداد، بصره يا نجف) و مسير دريايى به مكه مى رفتند؛ مسير ايرانيان اغلب از راه جبل بود. كاروانهاى حج (مَحْمِل) نيز براساس مسير رسيدن به مكه نام گذارى مى شد، مانند محمل مصر و عراق. براى حجاج ايرانى محمل خراسان و شيراز نيز در منابع ذكر شده است كه با توجه به مسير عبورى آنان از عراق براى زيارت عتبات عاليات، اين حجاج اغلب با محمل عراق وارد مكه مى شدند. برخى حجاج ايرانى به صورت مستقل و از ساير مسيرهاى زمينى و دريايى راهى سفر حج مى شدند (← جزيرى، ج ۱، ص ۲۵۰، ۳۴۱، ۴۱۱؛ دوغان، ص ۲۰، ۳۳ـ۳۴). در دوره فاطميان (حك : ۲۹۷ـ۵۶۷) و عثمانيان (حك : ح ۶۹۹ـ۱۳۴۲ (۱۳۰۰ش)) و نيز برخى حاكمان مكه، از حجاج مالياتهاى غيررسمى با عنوانهاى مُكُوسْ، اُخُوَّه يا خاوه براى تأمين امنيت آنها اخذ مى شد؛ در دوره قاجار (حك : ۱۲۱۰ـ ۱۳۴۴)، كه عثمانيان امور حج را برعهده داشتند، بعد از پرداخت ماليات براى حجاج، اجازه عبور (برگه امريه) صادر مى شد؛علاوه بر ماليات، برخى پادشاهان ايران سالانه مبالغى به عنوان هديه براى شريف مكه مى فرستادند (← زنديه و كامگار، ص ۱۶۱ـ۱۶۲؛ ناصرى طاهرى، ص۱۲۱؛ كورشون[۱] ، ص ۱۲؛ دوغان، ص۳۱۰). اين مقاله مشتمل است بر سازمان حج و زيارت در : ۱) ايران ۲) آسياى مركزى و قفقاز ۳) تركيه ۴) كشورهاى عرب ۵) افريقاى مسلمان غيرعرب ۶) شبه قاره هند و جنوب شرقى آسيا الف) افغانستان ب) پاكستان ج) بنگلادش د) هند ه ) اندونزى و) مالزى ز) برونئى دارالسلام

۱) ايران. سفر حج، كه براى ايرانيان اغلب همراه با سفر به عتبات عاليات بود، با دشواريهاى بسيارى مانند نبود امنيت راههاى مواصلاتى و كمبود آب انجام مى گرفت. اختلافات مذهبى نيز گاهى در روزهاى برگزارى مراسم حج مشكلاتى براى حجاج ايجاد مى كرد؛ به همين سبب حاكمان، براى حفظ امنيت و آسايش حجاج، اقداماتى مى كردند؛ مانند حفر چاه در مسيرهاى حج، گسترش مناسبات سياسى و اقتصادى با حجاز و نيز پرداخت مبالغى به حاكمان مكه يا رؤساى قبايل براى تأمين امنيت حجاج. در برخى سالها به سبب مشكلات سياسى با حاكمان مكه، كاروانى از ايران به حج اعزام نشده است (← استرآبادى، ص ۵۹۸ـ ۵۹۹؛ جعفريان، ۱۳۸۸ش، ج ۲، ص ۱۵۲۶، ۱۵۴۰، ۱۵۷۶ـ ۱۵۷۹؛ عبدالباسط بدر، ج ۳، ص ۱۳). تشكيل وزارت خارجه در دوره قاجار و تأسيس سفارتخانه و كنسولگرى ايران در قلمرو حكومت كشورهاى مختلف، به ويژه عثمانى و مصر، در سازماندهى اعزام حجاج مؤثر بود. در سالهاى پايانى حكومت قاجار، امور مربوط به حج را سفارت ايران در قاهره انجام مى داد. در ۱۳۰۳ش منتخب الدوله سرپرست اتباع ايرانى در عربستان معرفى شد. پس از تسلط آل سعود* بر حجاز (عربستان) و هم زمان با فاجعه تخريب مزارات امامان شيعه و قبور بسيارى از صحابيان و علما در بقيع (شوال ۱۳۴۴) كه هم زمان با آغاز حكومت پهلوى اول (حك : ۱۳۰۴ـ۱۳۲۰ش) روى داد، بيشتر مسلمانان در اعتراض به اين رفتار حكومت سعودى رفتن به حج را تحريم كردند. علماى شيعه نيز از شيعيان خواستند كه به حج نروند و در نتيجه، حكومت اعزام حجاج را به مدت سه سال ممنوع كرد (← صنيع الدوله، ص ۵۲۷ـ۵۲۸؛ قره گزلو همدانى، ص ۲۶۰، ۳۰۱؛ احمدى، ص ۴۸ـ۴۹، ۵۷ـ۵۹). پس از رفع تحريم، عهدنامه مودّت بين ايران و عربستان در ۱۳۰۸ش به امضاى نمايندگان دو كشور رسيد؛ براساس آن دولت عربستان موظف به رعايت حقوق حجاج ايرانى در زمان برگزارى مراسم حج بود. پس از انعقاد عهدنامه مودّت، امور مربوط به حجاج را سفارت ايران در عربستان انجام مى داد. از ۱۳۱۸ش با تعطيل شدن سفارت ايران در عربستان (ظاهرآ به سبب مشكلات مالى ايران و عربستان، سفارت ايران تعطيل شد و كنسولگرى اجراى امور را به عهده گرفت)، سفارت ايران در قاهره مسئوليت امور حجاج ايرانى را برعهده گرفت. از ۱۳۲۴ تا ۱۳۲۷ش، اعزام حجاج به مكه به سبب قطع مناسبات سياسى ايران و عربستان انجام نمى شد. دليل اين امر، اعدام زائر ايرانى بيمار به نام ابوطالب يزدى به تهمت اهانت به كعبه، به دستور قاضى عربستانى و قطع روابط با اين كشور از سوى دولت ايران بود. در ۱۳۲۹ش، هيئت وزيران در تصويب نامه «راجع به تقاضاى زائرين بيت اللّه» مقرر كرد كه شهربانيها مجازند براى حجاج گذرنامه صادر كنند (← ايران. قوانين و احكام، ۱۳۸۸ش الف، ص ۸۳۹؛ احمدى، ص ۶۶، ۶۹ـ۷۱، ۷۹ـ۸۶). در آن زمان براى تسهيل در سفر حج، عده اى براى راهنمايى حاجيان (با نام حَمَله دار) اداره امور زائران مكه را برعهده گرفتند. آنان اغلب داراى وسايل نقليه اى مانند اتوبوس بودند و با گرفتن هزينه سفر، مسئوليت حمل و نقل و تأمين محل سكونت حجاج را در زمان برگزارى مراسم حج برعهده داشتند (← سلطانى مقدم، ص ۱۸، ۲۱ـ۲۲؛ توكلى بينا، ص ۱۴۹). بى برنامگى و گزارشهاى مختلف از وضع نامناسب حجاج ايرانى در سفر به مكه باعث شد تا مسئولان سازماندهى اين سفرها را آغاز كنند. كميسيون حج و زيارت نخستين تشكيلات رسمى رسيدگى كننده به امور حجاج بود كه دولت با تصويب آيين نامه هاى امور حج در ۱۳۳۳ش و ۱۳۳۸ش تشكيل داد. اين كميسيون به استطاعت مالى و توانايى جسمى زائران رسيدگى مى كرد و گواهينامه خاصى براى آنان صادر مى نمود. سپس شهربانى گذرنامه يا پروانه حج را با اخذ مداركى مانند رسيد وديعه گذارى نزد بانك ملى صادر مى كرد. شهربانى تعداد حجاج داراى گذرنامه را به وزارت امور خارجه و وزارت كشور اعلام مى نمود، تا سفارت ايران در عربستان تمهيدات اقامتى زائران را انجام دهد. وزارت بهدارى به تناسب تعداد حجاج، عده اى پزشك و پرستار به كميسيون حج معرفى مى كرد تا همراه كاروان حجاج ايرانى در عربستان حضور يابند. جابه جايى زائران در محدوده زمانى مشخص و از راههاى هوايى، دريايى و زمينى صورت مى گرفت. همچنين، سامان دهى به فعاليت راهنمايان حج، هم زمان با تشكيل كميسيون حج و زيارت انجام شد؛ تأييد صلاحيت افراد متقاضى راهنمايى حج برعهده فرمانداريها بود. فرمانداريها افراد واجد شرايط را با توجه به «آيين نامه كميسيون دائمى حج»، براى دريافت پروانه راهنمايى حج، به وزارت كشور معرفى مى كردند. راهنمايان حجِ داراى پروانه از وزارت كشور، به مردم معرفى مى شدند و هر كدام با توجه به نوع وسيله نقليه، ظرفيت مشخصى براى پذيرش حجاج داشتند (← ايران. قوانين و احكام، ۱۳۸۹ش الف، ص ۱۱۰۰ـ۱۱۰۱؛ همو، ۱۳۸۹ش ب، ص ۲۱۹۰ـ۲۱۹۱؛ سلطانى مقدم، ص ۲۱ـ۲۳، ۴۷ـ۴۸). باوجود تمهيدات قانونى، ناهماهنگيها و مشكلات زيادى براى زائران ايرانى هنگام برگزارى مراسم حج ايجاد مى شد؛ بنابراين از ۲ ارديبهشت ۱۳۵۱، همه امور حج به سازمان اوقاف منتقل گرديد. شوراى عالى حج و زيارت مركّب از مسئولان حج مانند معاونان وزارت بهدارى، وزارت كشور و دادگسترى در اداره اوقاف تشكيل شد تا سازماندهى سفر حجاج تحت نظارت آنان صورت پذيرد. با تصويب قانون اوقاف در ۱۳۵۴ش، اداره امور حج به طور رسمى به سازمان اوقاف واگذار شد (← ايران. قوانين و احكام، ۱۳۹۲ش، ص ۶۱۵۷؛ سلطانى مقدم، ص ۳۶ـ۴۵). پس از پيروزى انقلاب اسلامى، در ۱۳۵۸ش شوراى انقلاب اسلامى لايحه قانونى تشكيل سازمان حج و زيارت وابسته به وزارت ارشاد ملى و انتقال كليه امور حج و زيارت را از سازمان اوقاف به اين سازمان تصويب كرد. براساس آن، اركان اصلى سازمانْ شوراى عالى حج، شوراى مديريت و هيئت بازرسان است. همچنين، آيين نامه نحوه انتخاب و حدود وظايف و اختيارات اركان اصلى سازمان حج و زيارت در ۱۳۵۹ش در شوراى انقلاب تصويب شد. در اين مصوبه، اعضاى شوراى عالى حج و وظايف و اختيارات آنها براى اجراى مناسب فريضه حج تعيين شده بود. نظارت بر سفر به اماكن مقدس مانند عراق و سوريه نيز برعهده اين سازمان قرار داشت. عزل و نصب رئيس شوراى مديريت حج بر عهده وزير ارشاد ملى بود (← ايران. قوانين و احكام، ۱۳۵۸ش، ص ۴۰۶ـ۴۰۷؛ «آيين نامه نحوه انتخاب و حدود وظائف و اختيارات اركان اصلى سازمان حج و زيارت»، ۱۳۹۵ش). در ۱۳۶۳ش، با ادغام اداره اوقاف و سازمان حج ــكه وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى بودــ سازمان حج و اوقاف و امور خيريه شكل گرفت. آيين نامه اجراى اين قانون در ۱۳۶۵ش به تصويب دولت رسيد. هماهنگى اجراى مراسم حج برعهده شورايى متشكل از نمايندگان سازمانهاى مرتبط با برگزارى آن مانند سازمان حج و اوقاف و امور خيريه، وزارت بهداشت، امور خارجه و جمعيت هلال احمر* قرار گرفت (← ايران. قوانين و احكام، ۱۳۶۶ش، ص ۲۲ـ۳۹؛ همو، ۱۳۸۸ش ب، ص ۶۴۵ـ۶۴۶). در ۱۳۷۰ش، شوراى عالى ادارى، سازمان حج و زيارت را از سازمان اوقاف و امور خيريه مستقل كرد. آخرين قانون حاكم بر سازمان حج و زيارت، كه سازمانى وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى است، مصوبه شوراى عالى ادارى «راجع به اهداف و وظايف سازمان حج و زيارت» در ۱۳۸۴ش است. براساس اين مصوبه، كه براى ايجاد انسجام در ساختار تشكيلاتى سازمان حج و زيارت تصويب شده است، مهم ترين وظيفه اين سازمان سياست گذارى، نظارت، هدايت و اداره امور حج (تمتع و عمره مفرده)، زيارت عتبات عاليات و نيز اجراى مصوبات شوراى عالى حج است. اركان اصلى سازمان حج و زيارت عبارت اند از: ۱) شوراى عالى حج و زيارت، كه به رياست رئيس جمهور است، و اعضاى آن وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى، نماينده مقام رهبرى در امور حج و زيارت، وزراى مرتبط با برگزارى حج (مانند وزير امورخارجه و وزير بهداشت و درمان)، فرمانده نيروى انتظامى كشور و رئيس سازمان حج و زيارت اند؛ ۲) نماينده ولىّ فقيه در امور حج و زيارت؛ ۳) رئيس سازمان حج و زيارت؛ و ۴) حساب رسان سازمان حج و زيارت (← كريمى واقف، ص ۲۹۸؛ سازمان حج و زيارت، ۱۳۷۶ش، ص ۱۴ـ۱۵، ۱۸؛ ميقات حج، ش ۸۳، بهار ۱۳۹۲، ص ۱۹۷ـ ۱۹۸؛ ناظمى اردكانى و مؤذنيان، ص ۱۸۷). شوراى عالى حج و زيارت به عنوان عالى ترين مرجع تصميم گيرى در حوزه حج و زيارت به بررسى و تصويب برنامه هاى راهبردى و تصويب شيوه هاى اجرايى سازمان در امور حج مى پردازد. همچنين، ميزان وجوه دريافتى از زائران و نحوه مصرف آن و صدور مجوز فعاليت كارگزاران امور حج (دفاتر خدمات زيارتى) و نيز لغو يا تعليق آن از فعاليتهاى اين شورا است. دومين ركن سازمان، نماينده ولىّ فقيه است كه سياست گذارى و ساماندهى امور فرهنگى و سياسى حج را برعهده دارد. نماينده ولىّ فقيه در امور حج و زيارت سرپرست حجاج ايرانى است و بر روند خدمت رسانى به زائران نظارت مى كند. سومين ركن سازمان، رئيس سازمان حج و زيارت است كه از معاونان وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى است و وزير وى را انتخاب مى كند. مسئولان اجرايى حج به سرپرستى رئيس سازمان حج و زيارت، ساماندهى امور انتقال و اعزام زائران به عربستان، اسكان، تغذيه و حمل ونقل زائران در عربستان و برافراشتن چادرهاى حجاج ايرانى در عرفات و منا را به عهده دارند. امور درمانى حج مانند دايركردن درمانگاهها و بيمارستانهاى ايرانى برعهده مركز پزشكى حج و زيارت از زيرمجموعه هاى جمعيت هلال احمر است. دفترهاى سازمان حج و زيارت در شهرهاى مكه و مدينه به عنوان بعثه جمهورى اسلامى ايران شناخته مى شوند (← ايران. قوانين و احكام، ۱۳۸۸ش ب، ص ۷۵۹ـ۷۶۰؛ ناظمى اردكانى و مؤذنيان، ص ۱۸۸ـ۱۹۱؛ براى اسامى و احكام انتصاب نمايندگان ولىّ فقيه و سرپرستان حج پس از انقلاب اسلامى ← ناظمى اردكانى و مؤذنيان، ص ۱۳۴ـ۱۴۷). به اين ترتيب، سازمان حج و زيارت از دو قسمت اصلى نمايندگى ولىّ فقيه در امور حج و زيارت و رياست سازمان و واحدهاى تابعه آن تشكيل شده است (← كريمى واقف، ص ۲۹۸، ۴۵۹). حوزه نمايندگى ولىّ فقيه در امور حج و زيارت مسئول امور فرهنگى و تبليغى و سياسى حج است و با برگزارى آزمونهاى خاصى به گزينش روحانيان مرد و زن براى كاروانهاى اعزامى مى پردازد. همچنين، برگزارى دوره هاى آموزشى براى زائران در ايران و عربستان و نيز برپايى مراسم برائت از مشركين* در مراسم حج تمتع، ارتباط با مسئولان امور حج و علما و بزرگان ساير كشورهاى اسلامى و برگزارى نشستهاى مختلف براى آشنايى با آموزه هاى دينى از ديگر فعاليتهاى نمايندگى ولىّ فقيه در حج و زيارت است. مركز تحقيقات حج از نهادهايى است كه در حوزه نمايندگى ولىّ فقيه در ۱۳۷۰ش در قم تأسيس شده و با كسب مجوز از شوراى گسترش آموزش عالى در ۱۳۸۹ش به پژوهشكده حج و زيارت ارتقا يافته است. انتشار هشتصد عنوان كتاب، نشر فصلنامه ميقات حج به فارسى و ميقات الحج به عربى و نيز نشر دانشنامه حج و حرمين شريفين از فعاليتهاى اين پژوهشكده است (← محمدى رى شهرى، ۱۳۷۳ش، ص ۱۶۶، ۱۷۰؛ جعفريان، ۱۳۸۳ش، ص ۶۳ـ ۶۵؛ ناظمى اردكانى و مؤذنيان، ص ۱۹۸ـ۱۹۹؛ نصر اصفهانى، ص ۱۰۶؛ براى وظايف روحانيان كاروانها ← سازمان حج و زيارت، ۱۳۸۹ش، ص ۱۱ـ۲۴). مسئول اجرايى زيارت اماكن مقدس، سازمان حج و زيارت و واحدهاى تابعه آن است. اين سازمان به گروه بندى حجاج، تهيه مسكن و غذا و هدايت آنان و نظارت بر اجراى امور حج مى پردازد. همچنين، بازرسىِ عملكرد شركتها و كاروانها و ايجاد هماهنگى ميان بخشهاى مختلف اجرايى امور حج و زيارت كشور ميزبان و شركتهاى تابع آن، مديريت امور حمل ونقل هوايى، درون شهرى و برون شهرى در طول سفر، از ديگر مسئوليتهاى اين سازمان است. پس از آزادى عراق از رژيم بعث و فراهم شدن امكان سفر زيارتى به عتبات عراق، اداره امور زيارتى اماكن مقدس در عراق برعهده يكى از معاونتهاى سازمان حج و زيارت (معاونت عتبات عاليات) و شركت مركزى سراسرى كارگزاران ايران (شمسا) قرار گرفت. شركت شمسا در ۱۳۸۴ش آغاز به كار كرد. امور اجرايى آن مانند تهيه مقدمات سفرهاى زيارتى (اسكان، تغذيه) در چارچوب سياستها و برنامه ريزيهاى سازمان حج و زيارت انجام مى شود. برنامه هاى فرهنگى مانند اعزام روحانيان كاروان زيارتى عتبات عاليات نيز تحت سرپرستى نمايندگى ولىّ فقيه در امور حج و زيارت اجرا مى گردد. سازماندهى سفر زيارتى به سوريه برعهده دفاتر خدمات زيارتى است و سازمان حج و زيارت بر فعاليت آنها نظارت دارد، از ۱۳۹۰ش، اعزام زائر به سوريه به دليل ناامنى ناشى از جنگ داخلى و منطقه اى ممنوع شده است (← ناظمى اردكانى، ص ۱۹۰ـ۱۹۴؛ كريمى واقف، ص ۴۵۹). آمار دقيقى از تعداد حجاج ايرانى پيش از انقلاب اسلامى در دست نيست. پس از انقلاب اسلامى تعداد حجاج اعزامى حج تمتع با توجه به سطح مناسبات سياسى با عربستان سعودى متفاوت بوده است. براى نمونه ۰۰۰،۶۰ زائر در ۱۳۵۸ش، ۰۰۰،۹۶ زائر در ۱۳۶۶ش، ۵۰۰،۸۵ زائر در ۱۳۷۸ش و ۰۰۰،۶۴ زائر ايرانى در ۱۳۹۴ش عازم حج تمتع شدند. سازمان حج و زيارت نيز سالانه در حدود شش صدهزار تن به عمره مفرده اعزام مى كند. رئيس سازمان حج و زيارت تعداد زائران عتبات عاليات را حدود دو ميليون تن در سال اعلام كرده است (← محمدى رى شهرى، ۱۳۷۸ش، ص ۱۶۰؛ توكلى بينا، ص ۱۵۲؛ سازمان حج و زيارت، ۱۳۷۶ش، ص ۷ـ۸؛ همشهرى آنلاين، ۳۱ تير ۱۳۹۴). در پى كشتار شمارى از حجاج ايرانى در ۱۳۶۶ش و متعاقب آن قطع مناسبات سياسى با ايران از سوى دولت عربستان سعودى، اعزام زائران در سالهاى ۱۳۶۷ تا ۱۳۶۹ش صورت نپذيرفت. در آن سال، مأموران دولت سعودى با حمله به حجاج ايرانى حاضر در مراسم برائت از مشركين در شهر مكه عده اى را به شهادت رساندند. طبق آمار رسمى در اين حادثه، كه به جمعه خونين مكه نيز شهرت يافت، ۴۱۳ تن شهيد و ۰۰۰، ۴ تن مجروح شدند. بار ديگر نيز در حج تمتع ۱۳۹۴ش در مسير رمى جمرات در منطقه منا به سبب بسته بودن مسير عبور و مرور حجاج، بيش از دوهزار تن از حاجيان كشورهاى مختلف و ۴۶۵ زائر ايرانى شهيد و تعدادى ديگر نيز زخمى شدند. دولت عربستان سعودى، پس از اين واقعه از قبول مسئوليت امتناع كرد و عملا با كارشكنى مديران ذى ربط، در ۱۳۹۵ش، اعزام زائران حج صورت نپذيرفت (← وحيد دستجردى، ص ۲۲۴ـ۲۲۵؛ حيدرى و حسينى، ص ۸۵ـ۸۶؛ خبرگزارى تسنيم، ۱۳۹۴ش؛ نيز ← برائت از مشركين*).

منابع : «آيين نامه نحوه انتخاب و حدود وظائف و اختيارات اركان اصلى سازمان حج و زيارت ]مصوب ۱۳۵۹ش[»، پايگاه اطلاعات قوانين و مقررات كشور، ۱۳۹۵ش.

Retrieved Feb.۲۲, ۲۰۱۷, from www.dastour.ir/brows/?id= ۱۰۸۱۹۲;

حميد احمدى، روابط ايران و عربستان در سده بيستم (دوره پهلوى)، تهران ۱۳۸۶ش؛ محمدمهدى بن محمدنصير استرآبادى، درّه نادره: تاريخ عصر نادرشاه، چاپ جعفر شهيدى، تهران ۱۳۴۱ش؛ ايران. قوانين و احكام، مجموعه قوانين سال ۱۳۵۸، تهران: روزنامه رسمى، ]۱۳۵۸ش[؛ همو، مجموعه قوانين سال ۱۳۶۵، تهران: روزنامه رسمى، ?]۱۳۶۶ش[؛ همو، مجموعه قوانين و مقررات سالهاى (۱۳۳۰ـ ۱۳۲۱ هجرى شمسى)، تهران: روزنامه رسمى، ۱۳۸۸ش الف؛ همو، مجموعه قوانين و مقررات سالهاى (۱۳۳۵ـ ۱۳۳۱ هجرى شمسى)، تهران: روزنامه رسمى، ۱۳۸۹ش الف؛ همو، مجموعه قوانين و مقررات سالهاى (۱۳۴۰ـ۱۳۳۶هجرى شمسى)، تهران : روزنامه رسمى، ۱۳۸۹ش ب؛ همو، مجموعه قوانين و مقررات سالهاى (۱۳۵۵ـ۱۳۵۴هجرى شمسى)، تهران: روزنامه رسمى، ۱۳۹۲ش؛ همو، مجموعه قوانين و مقررات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، تهران ۱۳۸۸ش ب؛ ابوالفضل توكلى بينا، «حج گزارى در سالهاى آغازين انقلاب»، ميقات حج، ش ۵۴ (زمستان ۱۳۸۴)؛ عبدالقادربن محمد جزيرى، الدرر الفرائد المنظمة فى اخبار الحاج و طريق مكة المعظمة، چاپ محمد حسن محمد حسن اسماعيل، بيروت ۱۴۲۲/۲۰۰۲؛ رسول جعفريان، باكاروان صفا: گزارش حج سال ۱۳۸۲، تهران ۱۳۸۳ش؛ همو، سياست و فرهنگ روزگار صفوى، تهران ۱۳۸۸ش؛ بهرام حيدرى و محمد حسينى، «تأملى بر ساز و كارهاى حقوقى حل و فصل مسالمت آميز اختلاف ايران و عربستان درخصوص فاجعه منا»، در بررسى ابعاد حقوقى فاجعه منا، ]تهران[: پژواك عدالت، ]بى تا.[؛ خبرگزارى تسنيم، ۱۳۹۴ش.

Retrieved Feb.۱۹, ۲۰۱۷, from https://www. tasnimnews. com/fa/news/۱۳۹۴/۰۷/۰۹;

اسرا دوغان، تاريخ حج گزارى ايرانيان، تهران ۱۳۸۹ش؛ حسن زنديه و معصومه كامگار، «زمينه ها و موانع برگزارى حج از سوى ايران و عثمانى در دوره صفويه»، تاريخ اسلام، سال ۱۵، ش ۱ (بهار ۱۳۹۳)؛ سازمان حج و زيارت. مركز تحقيقات حج، شرح وظايف روحانيون و مديران كاروانهاى حج ( ۱۳۸۹)، تهران ۱۳۸۹ش؛ همو، شرح وظايف مديران و عوامل خدماتى ( ۱۳۷۶)، تهران ۱۳۷۶ش؛ حميده سلطانى مقدم، برگزارى حج در دوره پهلوى، تهران ۱۳۹۳ش؛ محمدبن مكى شهيد اول، الدروس الشرعية فى الفقه الامامية، ج ۱، مشهد ۱۳۸۵ش؛ مرتضى قلى بن على قلى صنيع الدوله، رساله در اصلاح امور، در رسائل سياسى عصر قاجار، ج ۱، چاپ غلامحسين زرگرى نژاد، تهران: كتابخانه ملى جمهورى اسلامى ايران، ۱۳۸۰ش؛ عبدالباسط بدر، التاريخ الشامل للمدينة المنورة، مدينه ۱۴۱۴/۱۹۹۳؛ عبداللّه بن مصطفى قلى قره گزلو همدانى، مجموعه آثار حاجى عبداللّه خان قراگوزلو امير نظام همدانى، چاپ عنايت اللّه مجيدى، تهران ۱۳۸۲ش؛ رضا كريمى واقف، دانشنامه حج، تهران ۱۳۹۲ش؛ جعفربن حسن محقق حلّى، شرائع الاسلام فى مسائل الحلال و الحرام، چاپ محمدصادق شيرازى، تهران ۱۴۰۹؛ محمد محمدى رى شهرى، «در نشستى با نماينده محترم ولى فقيه در امور حج و زيارت: مهمترين ويژگى هاى حج سال ۱۳۷۸»، ميقات حج، ش ۲۸ (تابستان ۱۳۷۸)؛ همو، «گفتگو با نماينده محترم ولى فقيه در امور حج و زيارت، پيرامون حج»، همان، ش ۱۰ (زمستان ۱۳۷۳)؛ عبداللّه ناصرى طاهرى، فاطميان در مصر، قم ۱۳۷۹ش؛ مهدى ناظمى اردكانى و محمدرضا مؤذنيان، حج و زيارت در آيينه قوانين و مقررات و احكام صادره، ]تهران[ ۱۳۹۰ش؛ اباذر نصراصفهانى، «كتاب هاى منتشرشده پژوهشكده حج و زيارت در پاييز ۱۳۹۱»، ميقات حج، ش ۸۱ (پاييز ۱۳۹۱)؛ سيف اللّه وحيد دستجردى، «سخنان دبيركل جمعيت هلال احمر در جمع خبرنگاران داخلى و خارجى به كشتار خونين مكه»، مشكوة، ش ۱۵ (تابستان ۱۳۶۶)؛ همشهرى آنلاين، ۳۱ تير ۱۳۹۴.

Retrieved Feb.۲۲, ۲۰۱۷, from www.hamshahrionline.ir/ details/۳۰۱۷۲۱/Economy/Transport۱;

يعقوبى، تاريخ؛

Zekeriya Kuríun, Necid ve A h¤ sa’da Osmanli hâkimiyeti: Vehhabiª hareketi ve Suud Devleti’nin ortaya çikiíi, Ankara ۱۹۹۸.

/ مهتاب مردفرد /

۲) آسياى مركزى و قفقاز. حج گزارى همواره مسئله اى دشوار پيش روى مسلمانان آسياى مركزى و قفقاز بوده است؛ تا پيش از تسلط روسيه تزارى بر اين سرزمين، دورى مسافت، نبود وسيله مناسب سفر و امنيت موجب محدوديت سفر به مكه بود. در سده دهم/ شانزدهم، تأسيس حكومت شيعه مذهب صفويان در ايران، كه كوتاه ترين و مناسب ترين راه سفر به مكه براى مردم آسياى مركزى و قفقاز بود، و تشديد اختلاف ايرانيان و ازبكها، وضع را دشوار كرد (← نورتازينا[۲] ، ص ۸۷۰ـ۸۷۲؛ آلپارگو[۳] و همكاران، ص ۴۰۳ـ۴۰۴؛ براى نمونه اى از گزارش اين سفرها ← محمدحكيم خان، ۲۰۰۶). باوجوداين، مسلمانان آسياى مركزى همواره سهم معيّنى از حجاج داشته اند و تسلط نظام تزارى بر قفقاز و آسياى مركزى و سياستهاى اين حكومت براى كاهش شمار حجاج چندان مؤثر نبود. طبق برآورد كنسول روسيه در جده، در ۱۳۱۰/ ۱۸۹۳، حجاجِ قلمرو امپراتورى تزارى، پس از ايران و هند، در اكثريت بودند و سهم عمده در اين گروه نيز به حجاج قفقاز و تركستان اختصاص داشت (براور[۴] ، ص ۵۷۱ـ ۵۷۲، ۵۷۵). تأسيس راه آهن ماوراى خزر در اواخر قرن سيزدهم/ نوزدهم امكان سفر حج را براى بسيارى از مسلمانان آسياى مركزى و قفقاز فراهم آورد (همان، ص ۵۷۹؛ نيز ← راه آهن*، بخش :۲ قفقاز و آسياى مركزى). البته اين وضع ديرى نپاييد و تسلط اتحاد جماهير شوروى با نظام كمونيستى و سياست مهار و سركوب مسلمانان، به ويژه از دهه ۱۳۱۰ش/ ۱۹۳۰، به مانعى به مراتب جدّى تر در برابر مشتاقان سفر حج بدل شد (← روسيه*، مسلمانان). از اواخر دوره حاكميت نظام كمونيستى و به ويژه پس از اصلاحات ميخائيل سرگيوچ گورباچف[۵] فضا براى مسلمانان مساعدتر شد و با فروپاشى اين نظام، در دهه ۱۳۷۰ش/ ۱۹۹۰ بارديگر زمينه فعاليتهاى دينى و مذهبى براى مسلمانان آسياى مركزى و قفقاز فراهم گرديد (← اديب خالد[۶] ، ص ۱۲۲؛ يونسوف[۷] ، ص ۱۶۵ـ۱۶۶؛ جبارى، ص ۳۱۳ـ۳۱۷). از اين زمان به بعد، شمار متقاضيان سفر حج در كشورهاى آسياى مركزى پيوسته افزايش يافت (اديب خالد، ص ۱۳۹؛ كرنل[۸] ، ص ۲۵؛ كالينز[۹] ، ص ۲۱). در ۱۳۷۱ش/ ۱۹۹۲، پنج هزار تن از ازبكستان به سفر حج رفتند در حالى كه در طول دهه ۱۳۶۰ش/ ۱۹۸۰، ميانگين سالانه زائران ۲۵ تن بود (كاپيسانى[۱۰] ، ص ۱۲۴). به طور كلى در دهه ۱۳۷۰ش/ ۱۹۹۰، در حدود ۰۰۰،۵۳ تن از مسلمانان آسياى مركزى به سفر حج رفتند و در اين سفر با مذاهب و عقايد و پاره اى مسائل نوپديد در جامعه اسلامى آشنا شدند كه در برخى از موارد به تعديل آموزه هاى اسلامى سنّتى آنان انجاميد (سالموربكوا[۱۱] و يمليانوا[۱۲] ، ص۲۲۰). اسلام كريموف، رئيس جمهور ازبكستان، در دوره پس از استقلال سياست آزادى مذهبى را درپيش گرفت. به طورى كه اموال مساجد را بازگرداند و فعاليت حوزه هاى علميه را مجاز اعلام كرد. او نه تنها زمينه حمايت مالى از سفر حج را فراهم آورد، بلكه خود، كه زمانى كمونيست بود، به سفر حج رفت (كالينز، ص ۱۵). بااين همه، ميراث حكومتهاى تزارى و شوروى در زمينه امور دينى و حج هنوز در آسياى مركزى و قفقاز باقى است (لنز ـ ريمان[۱۳] ، ص ۱۹۶؛ ولترز[۱۴] ، ص ۱۱). باوجود جمعيت بسيار متقاضيان سفر حج، امروزه در هيچ يك از اين كشورها نهاد مستقلى كه در قالب سازمان با سازوكارى معيّن مسئول امور حج و زيارت باشد، وجود ندارد. بااين حال، نهادهايى نيمه رسمى امور حج و زيارت را سازماندهى مى كنند (← يونسوف، ص ۲۷۴، ۲۸۶). وضع قفقاز در اين زمينه با آسياى مركزى متفاوت است؛ در جمهورى آذربايجان، با اكثريت شيعيان، تشكيلاتى با عنوان اداره مسلمانان قفقاز[۱۵] مسئول امور دينى مسلمانان، ازجمله حج و زيارت، است. پيشينه تأسيس اين نهاد به سالهاى آغاز تسلط نظام تزارى بر قفقاز بازمى گردد (← جبارى، ص ۶۶، ۳۰۵ـ۳۱۱؛ شرى[۱۶] ، ص ۴ـ۵)، اما فعاليت آن زيرنظارت دولت و براساس نظام نامه اى معيّن از ۱۳۲۸ش/ ۱۹۵۹ آغاز شده است. با اينكه اداره مسلمانان قفقاز در باكو* استقرار دارد، دامنه شمول اختيارات آن فراتر از جمهورى آذربايجان* است و مسائل دينى مسلمانان گرجستان، ارمنستان و قفقاز شمالى را نيز پوشش مى دهد (اداره مسلمانان قفقاز، ۲۰۰۹، ص ۲). رسيدگى به امور حج و زيارت از وظايف اين تشكيلات است كه زيرنظر شيخ الاسلام كل قفقاز انجام مى پذيرد. با توجه به شمار زياد شيعيان جمهورى آذربايجان، امور مربوط به زيارت آستانهاى مقدس شيعيان در ايران و عراق نيز در حيطه وظايف اين نهاد است (همو، ۲۰۱۲). ۴۰۰،۲ تن آذربايجانى در ۱۳۹۴ش/ ۲۰۱۵ عازم سفر حج شده اند. سهميه حجاج آذربايجانى در ۱۳۹۵ش/ ۲۰۱۶، به سبب مشكلات اقتصادى ۱۵۰۰ تن اعلام شده است و ثبت نام صرفآ در اداره مذكور انجام مى شود (خبرگزارى آپا[۱۷] ، ۲۰۱۶). در كشورهاى آسياى مركزى امور حج و زيارت زيرنظر دولت و با همكارى و نظارت تشكيلات دينى مفتيات* سامان مى گيرد (كبك[۱۸] و اسن گلديف[۱۹] ، ص ۱۳؛ لنز ـ ريمان، ص ۱۹۶ـ۱۹۷، ۲۰۶؛ ولترز، ص ۱۱ـ۱۲، ۱۶ـ۱۷). شكل گيرى اين تشكيلات، كه درواقع شورايى رسمى از روحانيان و زير نظارت دولت است، نتيجه سياستهاى تمركزگرايانه دوره تزارى و شوروى در قبال مسلمانان روسيه، قفقاز و آسياى مركزى است (← فرانك[۲۰] ، ص ۱۰۲ـ۱۰۶؛ كاپيسانى، ص ۱۲۶؛ بنيگسن[۲۱] و ويمبوش[۲۲] ، ص ۱۴ـ۱۵). تا پيش از ۱۳۷۰ش/ ۱۹۹۱، امور دينى مسلمانان آسياى مركزى زيرنظر مفتيات مركزى، مستقر در تاشكند* اداره مى شد، اما پس از فروپاشى نظام شوروى و استقلال جمهوريهاى آسياى مركزى، در هريك از اين جمهوريها نظام مفتيات با ساختارى مستقل شكل گرفت كه تاكنون مسئوليت امور دينى مسلمانان، ازجمله امر حج و زيارت، را برعهده دارد (كاپيسانى، ص ۱۲۶ـ۱۲۷؛ يمليانوا، ص ۵۳). در دهه اخير، نگرانى از بنيادگرايى و تقويت جنبشهاى اسلام گرا در سياست گذارى دولتهاى آسياى مركزى در قبال حج تأثيرگذار بوده است. به طورى كه اين دولتها از بيم گرايش حجاج به گروههاى اسلام گراى افراطى، تعداد مسافران به مكه را به شدت كاهش داده اند (لنز ـ ريمان، ص ۱۷ـ۱۸). تقريبآ همه اين دولتها كه ماهيتى سكولار دارند، به شدت بر رفتار دينى اتباع مسلمان خود، ازجمله حج گزارى آنان، نظارت مى كنند (روتار[۲۳] ، ۲۰۰۶؛ فيتزپاتريك[۲۴] ، ۲۰۱۷). در همه اين كشورها شوراى مفتيات در امور حج همكارى نزديكى با دولت دارد و همواره به محدودكردن شمار متقاضيان حج و فساد و ويژه خوارى متهم شده كه سبب كاهش اعتبار اين نهاد دينى شده است (مك گلينچى[۲۵] ، ص ۸؛ لنز ـ ريمان، ص ۲۰۵؛ ولترز، ص ۱۶ـ۱۷). اعمال محدوديت در اعزام حجاج اين كشورها كاملا مشخص است. با وجود جمعيت ۰۰۰، ۰۰۰،۲۷ نفرى مسلمانانِ ازبكستان و به رغم تقاضاى فزاينده براى سفر حج، در سالهاى اخير، شمار حجاج كاهش يافته است. اين محدوديت به سبب نظارت شديد دولت و شوراى مفتيات در صدور گذرنامه و نيز هزينه نسبتآ زياد آن است. طبق آمار مفتيات ازبكستان، هر سال حدود چهار هزار تن از مسلمانان اين كشور سفر حج انجام داده اند (راساناياگام[۲۶] ، ص ۶۱؛ بايرام[۲۷] ، ۲۰۱۷؛ روتار، ۲۰۰۶) كه در ۱۳۹۵ش/ ۲۰۱۶، اين تعداد ۲۰۰،۵ تن بوده است (ازديلى[۲۸] ،۲۰۱۶). در تاجيكستان نيز مقررات محدودكننده اى براى سفر حج وضع شده است و دولت شرط سنى ۳۵ سال را به چهل سال افزايش داده است (اوراسيانت[۲۹] ، ۲۰۱۶). دولت تركمنستان* در سالهاى اخير سفر حج را به شدت محدود و مردم را به زيارت اماكن زيارتى درون كشور تشويق كرده است (اودل[۳۰] ، ص ۶). مفتيات تركمنستان زيرنظارت دولت است و اين امر به ويژه در صدور گذرنامه براى حجاج بروز يافته است؛ چنان كه در فاصله سالهاى ۱۳۸۴ش/ ۲۰۰۵ تا ۱۳۸۷ش/ ۲۰۰۸ سالانه ۱۸۸ تن، يعنى كمتر از ۵% سهميه پنج هزار تنى كه دولت سعودى براى تركمنستان درنظر گرفته است، عازم سفر حج شده اند و در ۱۳۸۸ش/ ۲۰۰۹ دولت تركمنستان به متقاضيان اجازه شركت در حج را نداد (>موارد نقض آزادى دين و عقيده در تركمنستان<[۳۱] ، ص ۸، ۲۷؛ نيز ← كورلى[۳۲] ، ۲۰۱۴). در قزاقستان نيز كه طبق آمار ۱۳۹۰ش/ ۲۰۱۱، چهارهزار تن سهميه داشته است، شمار حاجيان در سالهاى اخير بين ۵۰۰،۲ تا ۰۰۰،۴ تن بوده است (سيسن بكوا[۳۳] ، ۲۰۱۱). منابع : ولى جبارى، شيعيان جمهورى آذربايجان، قم ۱۳۸۹ش؛ محمدحكيم خان، منتخب التواريخ، ج ۲، چاپ يايوئى كاواهارا و كوئيچى هانه دا، توكيو ۲۰۰۶؛

Adeeb Khalid, Islam after communism: religion and politics in Central A sia, Berkeley, Calif. ۲۰۰۷; Mehmet Alpargu, Serkan Yazici, and Fikrettin Yavuz, "Arduous journey to Hedjaz: Turkestani pilgrims, the caliph and Istanbul (۱۶th-۲۰th centuries)",A nkara Üniversitesi Dil ve Tarih-Co§grafya Fakültesi dergisi, vol. ۵۴, no. ۱ (۲۰۱۴); Apa X•b•rimiz Var, ۲۰۱۶. Retrieved Apr. ۹, ۲۰۱۷, from m.apa.az/ en/azerbaijani-news/ azerbaijan_religion_news/ azerbaijan- announces -hajj -flight -schedule-۲۰۱۶; Mushfig Bayram, "Uzbekistan: Haj pilgrims still strictly controlled and restricted", Religioscope, ۲۰۱۷. Retrieved Apr. ۹, ۲۰۱۷, from english.religion.info/۲۰۰۷/۱۲/۲۷/ uzbekistan-haj-pilgrims-still-strictly- controlled- andrestricted; Alexandre Bennigsen and S. Enders Wimbush, Muslims of the Soviet Empire: a guide, London ۱۹۸۵; Daniel Brower, "Russian roads to Mecca: religious tolerance andMuslim pilgrimage in the Russian Empire", Slavic review, vol.۵۵, no.۳ (autumn ۱۹۹۶); Giampaolo R. Capisani,Thehandbook of Central A sia: a comprehensive survey of the new republics, London ۲۰۰۰; Kathleen Collins, Islamic revivalism and political attitudes in Uzbekistan, Seattle ۲۰۰۷; Felix Corley, "Turkmenistan: eleven - year wait on Haj pilgrimage list?" Forum ۱۸ news service, ۲۰۱۴. Retrieved Apr.۹, ۲۰۱۷, from www.forum۱۸.org/archive.php?article-ide= ۱۹۸۸; Svante E. Cornell, The politicization of Islam in A zerbaijan, Washington, D.C. ۲۰۰۶; Eurasianet.org, ۲۰۱۶. Retrieved Apr.۹, ۲۰۱۷, from www.eurasianet.org/ node/۷۶۸۴۱; Catherine A. Fitzpatrick, "Uzbekistan: authorities restrict Muslims’ travel to Mecca, religious art", Eurasianet. org, ۲۰۱۱. Retrieved Apr.۹, ۲۰۱۷, from www.eurasianet.org/ node/۶۴۴۹۷; Allen J. Frank, Muslim religious institutions in Imperial Russia: the Islamic world of Novouzensk district and the Kazakh Inner Horde, ۱۷۸۰-۱۹۱۰, Leiden ۲۰۰۱; Dmitry Kabak and Almaz Esengeldiev, Freedom of religion and belief in the Kyrgyz Republic: overview of the legislation and practice, Bishkek ۲۰۱۱; Kathrin Lenz- Raymann, Securitization of Islam: a vicious circle, counter-terrorism and freedom of religion in Central A sia, Bielefeld ۲۰۱۴; Eric McGlinchey, Islamic revivalism and state failure in Kyrgyzstan, Seattle ۲۰۰۹; N. D. Nurtazina, "Islam and the role Hajj in the history of Kazakhstan", Middle-East journal of scientific research, vol.۱۵, no.۶ (۲۰۱۳); Emily Jane O’Dell, Government sanctioned shrine visitation in Turkmenistan, New York ۲۰۱۱; Qafqaz Müs•lmanlarâ Iè dar•si, ۲۰۰۹. Retrieved Apr.۸, ۲۰۱۷, from www.qafqazislam.com/userfiles/ nizamname.pdf; idem, ۲۰۱۲. Retrieved Apr. ۹, ۲۰۱۷, fromwww. qafqazislam. com; Johan Rasanayagam, Islam in post-Soviet Uzbekistan: the morality of the experience, Cambridge ۲۰۱۱; Igor Rotar, "Uzbekistan: state bars Haj pilgrims from pilgrimage", Forum ۱۸ news service, ۲۰۰۶; Retrieved Apr.۸, ۲۰۱۷, from www.forum۱۸.org/ archive. php? article-id=۸۸۴; Zumrat Salmorbekova and Galina Yemelianova, "Islam and Islamism in the Ferghana Valley", in Radical Islam in the former Soviet Union, ed. Galina Yemelianova, London: Routledge, ۲۰۱۰; Zhuldyz Seisenbekova, "Hajj will be $۳۰۰ more expensive for Muslims from Kazakhstan in ۲۰۱۱", Tengri news, ۲۰۱۷. Retrieved Apr.۸ ,۲۰۱۷,from https://en.tengrinews.kz/ religion/Hajj-will-be-۳۰۰- more- expensive-for- Muslimsfrom- Kazakhstan-۵۰۴۷; Dana Sherry, "Mosque and state in the Caucasus, ۱۸۲۸-۱۸۴۱", Caucasus and Central A sia newsletter, no. ۴ (summer ۲۰۰۳); UzDaily, ۲۰۱۶. Retrieved Apr.۹, ۲۰۱۷, from www. uzdaily.com/articlesid- ۳۵۰۶۰.htm; Violations of freedom of religion or belief in Turkmenistan: a systematic challenge to Human Rights commitments, New York: Open Society Foundation, ۲۰۱۰; Alexander Wolters, The state and Islam in Central A sia: administering the religious threat or engaging Muslim communities?, Göttingen ۲۰۱۴; Galina Yemilianova, "Islam in Russia: an historical perspective", in Islam in Post-Soviet Russia: public and private faces, London: RoutledgeCurzon, ۲۰۰۳, Arif Yunusov, Islam in A zerbaijan, Baku ۲۰۰۴.

/ جواد مرشدلو /

۳) تركيه. در نخستين سالهاى دوره جمهورى تركيه به سبب اوضاع بد اقتصادى مردم، سفرهاى حج به شدت كاهش يافت. در دوره تك حزبى (۱۳۰۲ـ۱۳۲۴ش/۱۹۲۳ـ۱۹۴۵) بى اعتنايى به آموزش و فعاليتهاى دينى از جانب دولت نيز در اين زمينه تأثير بسيارى داشت و دولتهاى وقت به سبب وضع نامناسب اقتصادى تقاضاى مردم براى سفر حج را رد مى كردند. شمار اندكى از شهروندان ترك از طريق كشورهاى ديگر به حج مشرف مى شدند. در دوره چندحزبى در ۱۳۲۵ش/ ۱۹۴۶، حزب جمهورى خواه خلق* (حزب حاكم) با انتقادهاى فراوانى مواجه شد، ازجمله اجراى نادرست و ناقص نظام لائيسم و مترادف دانستن آن با بى دينى، محدودكردن آزادى اعتقاد و دين، بستن مدارس دينى و ايجاد مانع براى سفر حجاج. ازاين رو حزب جمهورى خواه خلق به ناچار نظام نامه داخلى و برنامه هاى حزبى خود را تغيير داد و براى جلب نظر مردم طرحهايى مانند آزادى سفر حج و بازگشايى مدارس دينى را اجرايى كرد (د. ا. ترك، ج ۱۲، ص ۴۰۳ـ]۴۰۴؛ باى ايگيت[۳۴] ، ص ۴۷[). در ۱۳۲۶ش/۱۹۴۷، سفرهاى حج گروهى آزاد شد و استقبال مردم از آن نيز بسيار زياد بود، اما دولت آن را برنامه ريزى و سازماندهى نمى كرد ]ارسوى[۳۵] ، ص ۳۶ـ ۳۷[. در آن دوره، مسافران حج از سه مسير مختلف عازم سفر مى شدند : مسير اول عبور از كشورهاى سوريه، فلسطين و اردن بود، اما خرابى راه آهن حجاز* بعد از جنگ جهانى اول* (۱۳۳۲ـ ۱۳۳۷/۱۹۱۴ـ۱۹۱۸) و تعميرنشدن آن باعث شد تا حجاج با كاميون از اين مسير عبور كنند كه با مشكلات فراوانى مواجه مى شدند. همچنين، با اشغال فلسطين و آغاز مناقشه ميان صهيونيستها و مسلمانان فلسطين ديگر اين راه چندان امن نبود؛ مسير دوم دريايى بود كه با عبور از آبراهه سوئز به جده مى رسيد. اين مسير امن و ارزان ده روز طول مى كشيد؛ مسير سوم هوايى بود كه با پرواز به اردن يا لبنان انجام مى شد و از آنجا به جده مى رفتند (دونمز[۳۶] ، ص ۶۴). پس از سالها ممنوعيت سفرهاى حج، از ۱۳۲۶ش/ ۱۹۴۷ هزاران شهروند مسلمان از مسيرهاى مختلف به سفر حج عازم شدند، اما دولت در ساماندهى حجاج هيچ اقدامى نكرد؛ اين امر باعث شد تا شهروندان تركيه با دشواريهاى جدّى مواجه شوند و مشكلاتشان بعد از بازگشت حجاج در مطبوعات نيز انعكاس يافت (← تونجا[۳۷] ، ص ۲۳۷). بى توجهى دولت به مشكلات حجاج در گمركهاى مرزى و بدرفتارى با آنان در عربستان باعث انتقادهاى شديد احزاب مخالف و مطبوعات به دولت گرديد و مخالفان خواستار محاكمه مجرمان شدند، اما دولت اقدام قانونى در اين زمينه انجام نداد و سال بعد با مطرح كردن مشكل كمبود ارز، سفرهاى حج را دوباره ممنوع كرد. با فشار احزاب مخالف بار ديگر از ۱۳۲۸ش/۱۹۴۹ سفرهاى حج آزاد شد. در همان سال برخى روزنامه ها مانند ينى صباح، حريت، وطن (براى پوشش اخبار حجاج ترك) خبرنگارانى به عربستان اعزام كردند (اشرف اديب[۳۸] ، ص ۱۸۱؛ ]باى ايگيت، ص ۴۹؛ ارسوى، ص ۳۷[). بعد از پيروزى حزب دموكرات* در ۲۴ ارديبهشت ۱۳۲۹/۱۴ مه ۱۹۵۰، عبادات دينى در تركيه آزاد شد. وضع مالى مردم نيز تا حدودى بهبود يافت و شمار حجاج ترك افزايش يافت و در مديريت سفرهاى حج نيز اقداماتى صورت گرفت. هيئت دولت با هدف تسهيل سفر حجاج كميسيونى متشكل از نمايندگان وزارت خانه ها تشكيل داد. اين كميسيون در ۱۷ فروردين ۱۳۳۲/ ۶ آوريل ۱۹۵۳ فرمانى درباره سفرهاى حج تنظيم كرد كه در آن به موضوعاتى مانند محلّ سكونت، گذرنامه، وسايل حمل و نقل، بهداشت و سلامت حجاج توجه شده بود. در ۲۱ خرداد ۱۳۳۴/ ۱۱ ژوئن ۱۹۵۵ با صدور فرمان جديد، فرمان پيشين ملغا و سفرهاى حج از راه زمينى ممنوع شد و حجاج فقط از مسير دريايى و هوايى مجاز به سفر بودند. در ۱۸ دى ۱۳۴۶/ ۸ ژانويه ۱۹۶۸ با تصويب قانونى، وزارت خانه هاى كشور، امور خارجه، دارايى، بهداشت، گمرك، مسكن، راه و ترابرى، گردشگرى، امور روستايى و ساير وزارت خانه هاى مرتبط، با همكارى هلال احمر تركيه موظف به همكارى در زمينه حج شدند. در ۱۷ شهريور ۱۳۵۳/ ۸ سپتامبر ۱۹۷۴، با تصويب قانونى سازمان ديانت تركيه* نيز عضو كميسيون حج شد و كميسيون دائم حج متشكل از نمايندگان وزارت خانه هاى كشور، امور خارجه، بهداشت، سازمان ديانت و سازمان هلال احمر تشكيل شد ]ارسوى، ص ۳۷ـ ۳۸[. سفرهاى حج در فاصله (۱۳۲۹ تا ۱۳۵۸ش/۱۹۵۰ـ۱۹۷۹) با مديريت وزارت كشور و همكارى نهادهاى ذى ربط انجام مى شد. در اين دوره، شهروندان ترك با مشكلات جدّى ادارى درخصوص گذرنامه، برگه سلامت، ارز و رواديد مواجه بودند. از سوى ديگر، برخى شركتهاى مسافرتى خصوصى كه كارگزار سفرهاى حج بودند، مشكلاتى براى حجاج ايجاد مى كردند؛ بنابراين در ۱۳۵۶ش/ ۱۹۷۷ براى پايان دادن به اين مشكلات، برنامه ريزى و اجراى برخى سفرهاى حج با همكارى و نظارت سازمان ديانت به بنياد ديانت تركيه[۳۹] واگذار شد. در دو سال ابتداى اجراى اين طرح گمان مى رفت كه اين امر باعث ايجاد رقابت ]و بهبود كيفيت[ سفرها مى شود، اما چنين نشد و درنتيجه با تصويب هيئت وزيران در ۶ ارديبهشت ۱۳۵۸/ ۲۶ آوريل ۱۹۷۹ مديريت سفرهاى حج به سازمان ديانت محول گشت و مسافرت از راه دريا نيز ممنوع شد. رياست كميسيون حج در ۲۲ خرداد ۱۳۵۹/ ۱۲ ژوئن۱۹۸۰ به اين سازمان واگذار شد و در فاصله ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۷ش/۱۹۷۹ـ۱۹۸۸ ساماندهى سفرهاى حج در انحصار سازمان ديانت بود. پوشش واحد حجاج و اهداى قربانيها به كشتارگاههاى زير نظارت بانك توسعه اسلامى از مهم ترين اقدامات اين دوره بود. با افزايش سفرهاى غير قانونى حجاج، بار ديگر موضوع مديريت حج در هيئت دولت مطرح شد و در ۲۵ آبان ۱۳۶۷/ ۱۶ نوامبر ۱۹۸۸ مقرر گرديد مديريت حج همچنان برعهده سازمان ديانت باشد و با تأييد كميسيون حج شركتهاى مسافرتى معتبر نيز در برگزارى سفرهاى حج مشاركت كنند. اين تصميم مشكلاتى ميان سازمان ديانت و وزارت گردشگرى درباره نظارت بر فعاليت شركتهاى مسافرتى به وجود آورد، اما در نهايت با تأييد مجدد هيئت دولت، سازمان ديانت عهده دار اين مسئوليت شد ]باى ايگيت، ص ۵۰ـ۵۲؛ ارسوى، ص ۳۸، ۴۰ـ۴۱، ۴۳[. ]در فاصله ۱۳۶۷ تا ۱۳۸۹ش/ ۱۹۸۸ـ۲۰۱۰، در سازماندهى سفرهاى حج تغييرات چندانى صورت نگرفت، اما با تصويب قانونى درباره فعاليتها و وظايف سازمان ديانت در ۱۰ تير ۱۳۸۹/ اول ژوئيه ۲۰۱۰، در مديريت سازماندهى و اعزام حجاج نيز تغييراتى داده شد و با تأسيس اداره كل حج كليه امور حج به اين اداره واگذار گرديد. اداره كل خدمات تمتع، اداره كل خدمات عمره، اداره كل آموزش حج و اداره كل هماهنگى و ارتباطات ميان نهادها، چهار بخش اصلى اين نهاد است (سازمان ديانت ]تركيه[[۴۰] ، ۲۰۱۳). براساس آخرين آمار رسمى در ۱۳۹۴ش/ ۲۰۱۵، در تركيه ۷۷۳،۵۹ تن به حج تمتع و ۶۵۶،۴۳۴ تن به عمره اعزام شده اند (همو، ۲۰۱۶، ص ۴۷، ۴۹)[.

منابع :

[Mehmet Bayyi§git, Sosyo-kültürel yönleriyle Türkiye’de hac olayi, Ankara ۱۹۹۸; Diyanet èIíleri Baíkanlâ§gâ [Türkiye] , faaliyet raporu ۲۰۱۵, Ankara ۲۰۱۶; idem (website), ۲۰۱۳. Retrieved Apr.۱۹, ۲۰۱۷, from www.diyanet.gov.tr]; Ali Ulvi Dönmez, "Hac için bilinmesi elzem bilgiler", Sebilürreíad, vol.۱, no.۴ (۱۹۴۸); [Seyfeddin Ersoy, "Dünü ve bugünü ile Türkiye’de Hac Organizasyonu", in Türkiye’de Hac Organizasyonu Sempozyumu: tebli§g ve müzakereler, ۷-۹ Temmuz ۲۰۰۶, Ankara: Diyanet Iíleri Baíkanlâg§ â, ۲۰۰۷]; Eíref Edib, "Hacca giden Türk gazetecileri", in ibid, vol.۳, no.۶۱ (۱۹۴۹); Iè A , s.v. "Türkler: cumhuriyet devri" (by Kemal Karpat); Ömer Tunca, "Hac yasaklanabilir mi?", Sebilürreíad, vol.۱, no.۱۵ (۱۹۴۸).

/ كمال گوران[۴۱] ، تلخيص از د.ا.د.ترك /

۴) كشورهاى عرب. سفر حج از كشورهاى عربى به مكه، از ديرباز، به دليل نبود دولت مركزى قدرتمند، سازماندهى مشخصى نداشت و حجاج عمدتآ به صورت فردى يا گروهى (خانوادگى) در قالب كاروانها به حج مى رفتند. استفاده از كشتى بخار در قرن سيزدهم/ نوزدهم شمار حجاج را افزايش داد. حكومتها نيز گاهى براى انتقال حجاج اقداماتى جزئى انجام مى دادند؛ مثلا، حكومت علويان* در مغرب براى حمايت از حجاج در مقابل زياده خواهيها و كم كاريهاى بازرگانان متولى نقل و انتقال حجاج، مداخله و كشتيهاى لازم براى حمل ونقل آنها را اجاره كرد و براى تضمين امنيت و سلامت حجاج تعهداتى از بازرگانان گرفت (← محمدصادق باشا، ص ۳۵ـ۴۱؛ بزاز، ص ۶۴ـ۷۲، ۹۰ـ۹۱؛ سرحدى، ص ۱۵۸). استعمارگران نيز با سيطره بر بعضى از سرزمينهاى اسلامى، در سازماندهى سفر حج مداخله كردند؛ مثلا، در قرن سيزدهم/ نوزدهم مؤسسه هاى حمل ونقل فرانسوى انتقال دريايى حجاج تونسى را بر عهده گرفتند. همچنين، دولت فرانسه درصدد بود امتياز انتقال حج گزاران تونس را كاملا در اختيار گيرد. در نيمه دوم قرن سيزدهم/ نوزدهم كشتيهاى شركتهاى باربرى فرانسوى و انگليسى انتقال حجاج را بدون رعايت حداقلهاى ايمنى و بهداشتى انجام مى دادند (← رشاد محيى الدين امام، ص ۱۷۸؛ بزاز، ص ۷۳ـ۷۸). در اوايل سده گذشته، اعزام حجاج الجزاير كاهش قابل ملاحظه اى يافت و فرانسويها موانع زيادى بر سر راه حجاج قرار دادند. آنها با نگرانى از تبليغ حجاج الجزايرى در مراسم حج بر ضداستعمار فرانسه و گرايش به افكار آزادى خواهانه در تعامل با ديگر مسلمانان، به بهانه پيشگيرى از انتقال بيمارى، مدتى حج را ممنوع كردند (براوئر[۴۲] ، ص۱۱۰ـ۱۱۱؛ بوابة الجزائر، ۲۰۱۵؛ بزاز، ص ۷۸ـ۸۲). تأسيس راه آهن حجاز در ۱۳۲۶/ ۱۹۰۸ موجب افزايش شمار حجاج شد (ابوديه، ص۶۰ـ۶۲؛ رشاد محيى الدين امام، ص ۱۷۹؛ نيز ← حجاز*، راه آهن). با اين حال، سازماندهى و مديريت دولتى بر امور حج در دوره ملك عبدالعزيزبن سعود*، بنيان گذار كشور عربستان سعودى، آغاز شد. او در ۱۳۰۵ش/ ۱۹۲۶ نظامنامه اى براى سازماندهى مراسم حج تدوين و منتشر كرد كه بر پايه آن، ديگر مالياتى از حجاج گرفته نمى شد. او همچنين در ۱۳۲۵ش/ ۱۹۴۶ اداره حج (مديرية الحج) را براى سازماندهى نوين امور حج تأسيس كرد. اين اداره با گسترش وظايف و شعبه هاى آن، در ۱۳۴۰ش/ ۱۹۶۱ در زمان ملك فيصل بن عبدالعزيز* به وزارت حج و عمره (وزارة الحج و العمرة) تبديل شد. استقلال و شكل گيرى كشورهاى عربى در قرن چهاردهم/ بيستم و افزايش حجاج و نياز آنان به خدمات مناسب، سازماندهى سفر حجاج را در دستوركار دولتهاى عربى قرار داد. در حال حاضر، وظيفه مديريت امور حج و اعزام زائران در بيشتر كشورهاى عربى بر عهده وزارت اوقاف و امور اسلامى است. در اين ميان، لبنان، الجزاير و عراق نهادها و سازمانهاى مستقلى براى مديريت امور حج دارند (لانگ[۴۳] ، ص ۵۲ـ۵۳؛ عادل عوض، ص ۹؛ نيز ← ادامه مقاله). سفر به مكه پس از جنگ مصر و اسرائيل در ۱۳۵۲ش/ ۱۹۷۳ كه افزايش قيمت نفت را در پى داشت رونق چشمگيرى يافته. در اين دوره، امكان سفر هوايى با هزينه مناسب براى عموم مردم بر گسترش سفر حج و نوع سازماندهى آن تأثير بسيارى داشت؛ به طورى كه شمار حجاج از ۰۰۰،۲۵۰ تن در ۱۳۴۳ش/ ۱۹۶۴ به ۰۰۰،۹۰۰ تن در ۱۳۵۴ش/ ۱۹۷۵ رسيد كه ۶۰% آنان به صورت سفر هوايى عازم عربستان مى شدند. بيشترين سهميه حجاج براى هر كشور در اين دوره ۰۰۰، ۱۰۰ تن بود كه شمار حاجيان عراق، مصر و يمن شمالى در آن دوره به اين عدد رسيد. در دهه ۱۳۶۰ش/ ۱۹۸۰ به دليل كاهش قيمت نفت، شمار حجاج كشورهاى صادركننده نفت و كشورهاى وابسته به سرمايه گذاريهاى خارجى مانند لبنان، اردن و فلسطين به ميزان درخور توجهى كاهش يافت. در سالهاى اخير، دولت سعودى كوشيده است زيرساختها و امكانات رفاهى و پزشكى حج را توسعه دهد؛ بااين همه، مديريت اين اجتماع دو سه ميليونى كارآمدى لازم را نداشته و برخى حوادث تلخ در ايام حج تلفات انسانى گسترده پيش آورده است، از آن جمله است آتش سوزى منا در ۱۳۵۴ش/۱۹۷۵ (بيانچى[۴۴] ، ص ۵۱ـ۵۲؛ مك لافلين[۴۵] ، ص ۲۴۲). يكى از مهم ترين اين حوادث از نظر شمار قربانيان در سرزمين منا، در ۲ مهر ۱۳۹۴/ ۲۴ سپتامبر ۲۰۱۵ و در روز عيد قربان رخ داد. در اين فاجعه، حدود هشت هزار تن از حجاج كه شمارى از آنان (۴۶۲ تن) ايرانى بودند، براثر ازدحام و گرماى شديد و كوتاهى در امدادرسانى، جان سپردند (نجاتى، ص ۱۳۷). مديريت ضعيف مقامات سعودى در وقوع اين حادثه، انتقادات زيادى از سرتاسر جهان را به دنبال داشت (← هوبارد[۴۶] ، ۲۰۱۵؛ مور[۴۷] ، ۲۰۱۵). همچنين آيت اللّه خامنه اى، رهبر جمهورى اسلامى ايران، با صدور پيامى، «مديريت غلط و اقدامات ناشايسته» را عامل اين فاجعه دانستند (← پايگاه اطلاع رسانى دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت اللّه العظمى خامنه اى، ۱۳۹۴ش). با توجه به وقوع فاجعه منا، سال بعد شمار حجاج از سه ميليون تن به حدود ۸۶ر۱ ميليون كاهش يافت. در آن سال (۱۳۹۵ش) به سبب كارشكنيهاى دولت سعودى، ايرانيان فرصت حضور در مراسم حج را نيافتند (راجحى، ۲۰۱۶؛ خبرگزارى دانشجويان ايران (ايسنا)، ۱۳۹۵ش). سازماندهى حجاج خارجى در عربستان سعودى از طريق يكى از مهم ترين بخشهاى وزارت حج به نام هيئت هماهنگ كننده مؤسسات طوايف مختلف (الهيئة التنسيقية لمؤسسات أرباب الطوائف) انجام مى شود. اين هيئت مؤسسه هايى را براى مسلمانان مناطق مختلف جهان تأسيس كرده است. يكى از آنها (مؤسسه ملى راهنمايان حجاج كشورهاى عربى (المؤسسة الأهلية لمطوِّفى حجّاج الدول العربية) است كه در ۱۳۶۴ش/ ۱۹۸۵ تأسيس شد (وزارة الحج و العمرة ]عربستان سعودى[، ۲۰۱۶). حجاج اعزامى به عربستان به دو دسته تقسيم مى شوند: حجاجى كه از طريق نهادها و بعثه هاى رسمى به مكه سفر مى كنند (۸۰% حجاج) و حجاجى كه از سوى شركتهاى سياحتى راهى مراسم حج مى شوند (همانجا). وظايف و فعاليتهاى بعثه هاى حج كشورهاى عربى در عربستان اينهاست: اجاره مسكن مورد نياز و نظارت بر اسكان حجاج شركتهاى سياحتى، انعقاد قرارداد تهيه غذا و حمل ونقل حجاج، ارائه خدمات پزشكى و بهداشتى و راهنمايى حجاج و نظارت بر اجراى مناسك حج (← عمليات اجرايى حج در كشور جمهورى عربى مصر، ص ۸۷ـ۹۱، ۱۱۱ـ۱۱۶؛ عمليات اجرايى حج در كشور جمهورى دموكراتيك خلق الجزاير، ص ۳۷ـ۴۱؛ عمليات اجرايى حج در كشور سلطنت عمان، ص ۳۸ـ۵۷). حج سياحتى گران ترين حج در كشورهاى عربى است و متقاضيان سهميه اين حج از طريق مؤسسه ها و شركتهاى گردشگرى به عربستان اعزام مى شوند. نهادهاى متولى امور حج شركتهاى مسافرتى حجاج را بر اساس نيازهاى موجود تعيين و سهميه مقرّر را ميان آنان توزيع مى كنند (← عمليات اجرايى حج در كشور جمهورى عربى مصر، ص ۳۶ـ۳۸؛ عمليات اجرايى حج در كشور جمهورى دموكراتيك خلق الجزاير، ص ۳۱). سازمان همكارى اسلامى* در ۱۳۶۷ش/ ۱۹۸۸ براى نظام مند كردن سهميه حجاج هر كشور، بنا به درخواست كشورهاى اسلامى، سهميه حج هريك از كشورهاى اسلامى را براساس تقسيم ميزان جمعيت آن كشور بر تعداد مسلمانان جهان تعيين كرد. بااين همه، عربستان سعودى به كشورهايى همچون كشورهاى حوزه خليج فارس كه مناسبات خوبى با آنها دارد، سهميه اضافى مى دهد؛ مثلا سهميه حجاج كشور عمان باتوجه به جمعيت آن نبايد از چهارهزار تن بيشتر باشد، اما سهميه اين كشور حدود چهارده هزار تن تعيين شده است. در ۱۳۹۲ش/ ۲۰۱۳ نيز سازمان همكارى اسلامى به سبب عمليات عمرانى در اماكن مقدس مكه و مدينه، كاهش ۲۰% سهميه حجاج كشورهاى اسلامى را تصويب كرد، بااين همه، شمار حجاج عمان به ۲۰۰،۱۱ تن رسيد كه باز هم بيشتر از سهميه واقعى اين كشور بود (← منظمة التعاون الاسلامى، ۱۹۸۸؛ عمليات اجرايى حج در كشور سلطنت عمان، ص ۱۲؛ بوابة الشروق، ۲۰۱۳؛ بيانچى، ص ۵۱، ۲۵۸؛ مك لافلين، ص ۲۴۲). در كشورهاى عربى سهميه حج بين بخشهاى مختلف جامعه توزيع مى شود، اما سهميه هاى ويژه اى نيز براى بعضى از اشخاص و گروهها در نظر مى گيرند، مثلا، دولت مصر براى مسئولان بلندپايه و مقامات برجسته سياسى و نظامى، استادان و كاركنان وزارت آموزش عالى سهميه خاصى در نظر گرفته است (عمليات اجرايى حج در كشور جمهورى عربى مصر، ص ۱۹ـ۲۰). دولت الجزاير نيز سهميه حج آن كشور را به دو بخش حج رسمى (دولتى) و حج سياحتى (گردشگرى) تقسيم مى كند. حج رسمى زيرنظر وزارت امور دينى و اوقاف انجام مى شود، اما حج سياحتى را شركتهاى گردشگرى واجد شرايط، با نظارت مستقيم وزارت امور دينى و اوقاف و وزارت گردشگرى اجرا و سازماندهى مى كنند؛ معمولا ۷۰% سهميه به حج رسمى و ۳۰% ديگر به حج گردشگرى تعلق مى گيرد (عمليات اجرايى حج در كشور جمهورى دموكراتيك خلق الجزاير، ص ۱۵). در سوريه با توجه به سهميه محدود اين كشور، دولت هيچ سهميه اى براى ادارات، سازمانها، دانشگاهها و ديگر نهادها در نظر نمى گيرد («حج گزارى در كشور سوريه»، ص ۲۰۲). در سودان سهميه حج ميان ايالتهاى اين كشور توزيع مى شود و هر ايالت سهميه مخصوص به خود را دارد (سودان. وزارة الارشاد و الاوقاف، ص ۱). همچنين در بيشتر كشورها، اعزام به حج از طريق قرعه كشى صورت مى گيرد و سالخوردگان و كسانى كه براى اولين بار قصد سفر به مكه دارند، در اولويت اند؛ براى نمونه، در مصر ۱۰% سهميه حج به سالمندان بالاى هفتاد سال اختصاص دارد (← محمد بشير شريف، ص ۱۸۱؛ عمليات اجرايى حج در كشور جمهورى عربى مصر، ص ۲۲). در مرحله ثبت نام حجاج، افزون بر ارائه مدارك لازم و تعهدنامه ها، معاينه هاى پزشكى، احراز توانايى جسمانى و واكسيناسيون نيز انجام مى شود (← سرحدى، ص ۱۵۹ـ۱۶۰؛ عمليات اجرايى حج در كشور جمهورى عربى مصر، ص۲۷ـ۲۹). هزينه سفر حج در كشورهاى عربى متفاوت است و نهادهاى متولى مراسم حج با توجه به مسافت و امكانات سفر مبالغى از حجاج دريافت مى كنند. بعضى از كشورها نيز تعيين هزينه را به شركتهاى سياحتى واگذار مى كنند؛ براى نمونه، در امارات متحده عربى شركتهاى سياحتى ميزان هزينه را به هيئت عمومى امور اسلامى و اوقاف (الهيئة العامة للشؤون الإسلامية و الأوقاف) پيشنهاد مى كنند و اين هيئت نرخ نهايى را مشخص مى كند. در عراق هزينه سفر حج را هيئت عالى حج و عمره، و در مغرب كميته پادشاهى حج (اللجنة الملكية للحج) وابسته به وزارت اوقاف و امور اسلامى تعيين مى كند (نسرين عزالدين، ۲۰۱۶). با توجه به افزايش سالانه هزينه سفر حج، گروهى از دولتهاى عربى تسهيلات خاصى براى حجاج در نظر گرفته اند؛ براى نمونه دولت الجزاير معادل ۵۰% تا ۱۰۰% افزايش هزينه حج در مقايسه با سال قبل را به عنوان يارانه پرداخت مى كند (عمليات اجرايى حج در كشور جمهورى دموكراتيك خلق الجزاير، ص ۴۲ـ۴۳). آموزش حجاج از مهم ترين وظايف نهادهاى متولى حج در جهان عرب است و بر آن بسيار تأكيد مى شود؛ مثلا، در لبنان آموزش حجاج از يك ماه قبل از سفر آغاز مى شود و در هر كاروان يك روحانى مناسك را آموزش مى دهد («حج گزارى در كشور لبنان»، ص ۱۹۵ـ۱۹۶). در مصر نيز وزارت اوقاف و امور دينى تعدادى از روحانيان مورد تأييد خود و الازهر را همراه كاروانهاى حجاج اعزام مى كند، و وزارت گردشگرى نيز هر سال تعدادى روحانى و مبلّغ مذهبى را همراه كاروانهاى سياحتى خود به مكه مى فرستد (عمليات اجرايى حج در كشورهاى جمهورى عربى مصر، ص ۱۰۷ـ۱۰۸). وزارت اوقاف سوريه مدتى قبل از آغاز موسم حج، كتابهاى راهنماى سفر حج را ميان زائران توزيع مى كند، و مديران كاروانهاى آن از سوى وزارت اوقاف گزينش مى شوند و در طول حج رسيدگى به امور زائران را بر عهده دارند و با توجه به تحصيلاتى كه در زمينه فقه و الهيات دارند، مناسك حج را به زائران آموزش مى دهند («حج گزارى در كشور سوريه»، ص ۲۰۶) در بعضى از كشورها مانند سودان به آموزش كاركنان نهادهاى متولى حج و ارتقاى سطح علمى و آموزشى آنان نيز توجه مى شود (سرحدى، ص ۱۶۲). در بعضى از كشورها، نهادهايى اختصاصى براى امور حج ايجاد شده است. مثلا در الجزاير، وزارت امور دينى و اوقاف (وزارة الشؤون الدينية و الاوقاف) مسئوليت ساماندهى مراسم حج را برعهده داشت، اما به سبب ناهماهنگى و اختلال در سازماندهى اعزام حجاج، به دستور رئيس جمهور اين كشور در ۱۳۸۶ش/ ۲۰۰۷، ديوان ملى حج و عمره (الديوان الوطنى للحج و العمرة) تأسيس شد كه زير نظر وزارت امور دينى و اوقاف، به استقلال فعاليت مى كند (← عمليات اجرايى حج در كشور جمهورى دموكراتيك خلق الجزاير، ص ۱۱ـ۱۳). در عراق نيز پس از سقوط رژيم بعث، در ۱۳۸۴ش/ ۲۰۰۵ هيئت عالى حج و عمره (الهيئة العليا للحج و العمرة) تأسيس شد. اين هيئت زير نظر دولت فعاليت مى كند و رئيس دولت رياست آن را مستقيمآ برمى گزيند. اين هيئت براى عرضه خدمات مطلوب به زائران، ۲۲ دفتر در سراسر عراق داير كرده است (جمهورية العراق رئاسة الوزراء، ۲۰۱۱). در لبنان نيز وظيفه سازماندهى امور حجاج را هيئت نظارت بر امور حج و عمره (هيئة رعاية شؤون الحج و العمرة) برعهده دارد كه زيرنظر هيئت وزيران فعاليت مى كند و يكى از مهم ترين وظايف آن ايجاد هماهنگى بين نهادهاى مختلفى است كه به نوعى در اين زمينه دخيل اند (الجمهورية اللبنانية رئاسة مجلس الوزراء، ۲۰۱۷). نهادهاى متولى حج در جهان عرب به پاره اى ضعفهاى مديريت امور حج و احيانآ استفاده نابجا از قدرت و نفوذشان متهم اند. دولتهاى عربى در امور حج بسيار مداخله مى كنند و با بهره برداريهاى ناعادلانه و اعطاى امتيازهاى اقتصادى در زمينه مديريت حج ثروت و نفوذ زيادى كسب كرده اند. نهادهاى متولى حج نيز در نتيجه ائتلاف با دولتمردان و قدرتهاى حاكم با گسترش ساختار و كاركنان خود و جذب درآمدهاى كلان، مؤسسه هاى عظيم و با نفوذى شده اند (← بيانچى، ص۷۰ـ۷۵). منابع : سعد ابوديه، «الدور التاريخى للخط الحديدى الحجازى»، المورخ العربى، سال ۱۵، ش ۳۹ (۱۴۰۹)؛ محمدامين بزاز، «حج گزارى در كشور مغرب (سده نوزدهم)»، ]ترجمه[ حميدرضا آژير، ميقات حج، ش ۴۴ (تابستان ۱۳۸۲)؛ بوابة الجزائر، ۲۰۱۵.

Retrieved Apr. ۱۶, ۲۰۱۷, from www.algeriagate.info/ ۲۰۱۵/ ۰۸/france-hajj- prohibition.html;

بوابة الشروق، ۲۰۱۳.

Retrieved Apr. ۱۶, ۲۰۱۷, from www.echoroukonline. com/ ara/articles/۱۷۱۴۸۱.html;

پايگاه اطلاع رسانى دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت اللّه العظمى خامنه اى، ۱۳۹۴ش.

Retrieved May ۸, ۲۰۱۷,from farsi.khamenei.ir/message - content?id=۳۰۸۷۲;

جمهورية العراق رئاسة الوزراء الهيئة العليا للحج و العمرة، ۲۰۱۱.

Retrieved Apr. ۱۶, ۲۰۱۷, from www.hajj.gov.iq/default. aspx;

الجمهورية اللبنانية رئاسة مجلس الوزراء هيئة رعاية شؤون الحج و العمرة، ۲۰۱۷.

Retrieved Apr. ۱۶, ۲۰۱۷, from web.hajjand umrah. gov.lb;

«حج گزارى در كشور سوريه»، ميقات حج، ش۵۰ (زمستان ۱۳۸۳)؛ «حج گزارى در كشور لبنان»، در همان، ش ۴۳ (بهار ۱۳۸۲)؛ خبرگزارى دانشجويان ايران (ايسنا)، ۱۳۹۵ش.

Retrieved Apr. ۱۶, ۲۰۱۷, from www.isna.ir/news/ ۹۵۰۶۲۴۱۵۳۰۰;

اسلام راجحى، «حصص الدول فى الحجِ.. ازمة متجددة و مطالبات باعادة النظر و عدالة التوزيع»، الخليج الجديد، ۲۰۱۶.

Retrieved May.۸, ۲۰۱۷, from www.thenewkhalij.org/ar/ node/۴۶۳۹۳;

رشاد محيى الدين امام، «الوثائق و المخطوطات العربية لتاريخ الجزيرة العربية فى تونس»، در دراسات تاريخ الجزيرة العربية، كتاب :۱ مصادر تاريخ الجزيرة العربية، چاپ عبدالقادر محمود عبداللّه، سامى صقّار، و ريچارد مورتل، ج ۲، رياض: مطبوعات جامعة الرياض، ۱۳۹۹/۱۹۷۹؛ مهدى سرحدى، «حج گزارى در سودان»، ميقات حج، ش ۶۱ (پاييز ۱۳۸۶)؛ سودان. وزارة الارشاد و الاوقاف. الادارة العامة للحج و العمرة، ضوابط و ترتيبات حج ۱۴۳۷ ه ، خرطوم ۱۴۳۷؛ عادل عوض، «الحج بين زمنين..من الشقادف الى المسار الالكترونى»، الحج و العمرة، ش ۸۵۲ (جمادى الآخره ۱۴۳۷)، وزارة الحج و العمرة ]عربستان سعودى[، ۲۰۱۶.

Retrieved Apr. ۱۶, ۲۰۱۷, from www.haj.gov.sa/ arabic/ MediaCenter/ HajjUmrahMagazine/ archive/ ۰۶۱۴۳۷/ Pages/ default.aspx;

عمليات اجرايى حج در كشور جمهورى دموكراتيك خلق الجزاير، تهيه و تنظيم معاونت امور بين الملل حوزه نمايندگى ولىّفقيه در امور حج و زيارت، به كوشش محمدرضا باقرى، تهران: مشعر، ۱۳۹۳ش؛ عمليات اجرايى حج در كشور جمهورى عربى مصر، تهيه و تنظيم معاونت امور بين الملل حوزه نمايندگى ولىّفقيه در امور حج و زيارت، به كوشش محمدرضا باقرى، تهران: مشعر، ۱۳۹۳ش؛ عمليات اجرايى حج در كشور سلطنت عمان، تدوين پژوهشكده حج و زيارت، به كوشش محمدرضا باقرى، تهران: مشعر، ۱۳۹۴ش؛ محمد بشير شريف، «حج گزارى در تونس»، ]ترجمه [مهدى سرحدى، ميقات حج، ش ۵۹ (بهار ۱۳۸۶)؛ محمدصادق باشا، رحلة مشعل المحمل: رسالة فى سير الحاج المصرى برًّا، ۱۲۹۷ه / ۱۸۸۰م، چاپ فائز رويلى، بيروت ۱۴۳۵/۲۰۱۴؛ منظمة التعاون الاسلامى، ۱۹۸۸.

Retrieved Apr. ۱۶, ۲۰۱۷, from ww۱.oic-oci.org/ arabic/ conf/fm/۱۷/۱۷th-icfm- political- a.htm# س-۲۱/ ۱۷ قرار رقم;

محمدسعيد نجاتى، «نگاهى به تاريخ منا و حوادث آن» ميقات حج، ش ۹۳ (پاييز ۱۳۹۴)؛ نسرين عزالدين، «تكلفة الحج فى الدول العربية.. فهل بلدك باهظة الثمن؟»، سيدى، ۲۰۱۶.

Retrieved Apr. ۱۶, ۲۰۱۷, from www.sayidy.net/ article/ ۴۵۸۵۶/?

;سفر ـ و سياحة/ تكلفة ـ الحج ـ فى ـ الدول ـ العربية ـ فهل ـ بلدك ـ باهظة ـ الثمن وزارة الحج و العمرة ]عربستان سعودى[، ۲۰۱۶.

Retrieved Apr. ۱۶, ۲۰۱۷,from www.haj.gov.sa/ arabic/ Businesssector/ Pages/coordinationcommittee. aspx; Robert R. Bianchi, Guests of God: pilgrimage and politics in the Islamic world, Oxford ۲۰۰۴; Benjamin Claude Brower, "The colonial Hajj: France and Algeria, ۱۸۳۰-۱۹۶۲", in The Hajj: collected essays, ed. Venetia Porter and Liana Saif, London: The British Museum, ۲۰۱۳; Ben Hubbard, "Hajj tragedy inflames Schisms during a pilgrimage designed for unity", The New York Times, Sept. ۲۵, ۲۰۱۵. Retrieved May.۸, ۲۰۱۷, from https://www.nytimes.com/۲۰۱۵/۰۹/۲۶/world/ middleeast/ hajj- stampede-mecca-saudi-arabia.html?-r=o &-r=۰; David Edwin Long, The Hajj today: a survey of the contemporary Makkah pilgrimage, Albany, N.Y. ۱۹۷۹; Map News, ۲۰۱۵. Retrieved Apr. ۱۶, ۲۰۱۷, from www.mapnews.com/ ۱۴۹۶۷۹۹; Seán McLounghlin, "Organizing Hajj-going from contemporary Britain: a changing industry, pilgrim markets and the politics of recognition", in The Hajj: collected essays, ibid. Jack Moore, "What caused the Hajj tragedy", Newsweek, Sept. ۲۴, ۲۰۱۵. Retrieved May.۸, ۲۰۱۷, from europe. newsweek.com/what-caused-hajj-tragedy-۳۳۳۵۶۶.

/ محمد مالكى /

۵) افريقاى مسلمان غيرعرب از ديرباز سفرحج يكى از عوامل مهم انتقال تعاليم و فرهنگ و تمدن اسلامى از حجاز و مصر به قاره افريقاى زير صحرا بوده است. حجاج در طول سفرشان با آداب و رسوم و فرهنگ و علوم اسلامى آشنا مى شدند و پس از بازگشت به ترويج اين آموزه ها مى پرداختند. حج گزارى در افريقا به عواملى ازجمله موقعيت جغرافيايى، پيوندهاى مذهبى، اوضاع سياسى، امنيت جاده ها، توانايى و امكانات شخصى و ارتباطات تجارى، پژوهشى و سياسى بستگى داشته است. در قرن سيزدهم/ نوزدهم، حجاج بيشتر كسانى بودند كه با انگيزه هاى دينى، تجارى و سياسى به حج مى رفتند. در برخى مناطق افريقا، استقرار دولتهاى جهادى سبب ثبات و امنيت در بيشتر اين سرزمينها و افزايش سفر حج شد و وقوع جنگهاى مذهبى و گسترش سيطره استعمارى در ساحل غربى نيز نتوانست در كاهش سفر حج تأثير درخور توجهى داشته باشد. بنابراين، دولتهاى استعمارى كوشيدند اين نيروى مذهبى را زير سيطره خود درآورند (← لوكوك[۴۸] ، ص ۱۹۲ـ۱۹۳، ۱۹۶؛ تريمينگام[۴۹] ، ص ۸۶). زمامداران دولتهاى استعمارى از اينكه موسم حج عرصه تبادل افكار و آرمانهاى ضداستعمارى ميان مسلمانان شده بود، ناخرسند بودند و به بهانه هايى مانند جلوگيرى از بيماريهاى همه گير، نبود بودجه كافى، مبارزه با قاچاق و منازعات مرزى، حج را ممنوع يا به شدت محدود مى كردند. مثلا تا پيش از جنگ جهانى اول (۱۳۳۲ـ۱۳۳۶/ ۱۹۱۴ـ۱۹۱۸)، مقامات فرانسوى حج را غيرقانونى اعلام كردند و هر زائرى را كه مى كوشيد مخفيانه به حج برود، دستگير مى كردند. ازاين رو، سفر به حج به شدت كاهش يافت. بااين حال، در طول جنگ جهانى، به ويژه پس از آنكه سلطان عثمانى، مسلمانان را به نبرد با غربيها فراخواند، دولتهاى استعمارى فرانسه، ايتاليا و بريتانيا، ناگزير براى خنثا كردن احساسات مسلمانان طرفدار عثمانى، سفر زيارتى به مكه را آزاد كردند (>← دايرة المعارف جديد افريقا<[۵۰] ، ذيل "Pilgrimages, Islamic"). در اين دوره، دولتهاى استعمارى در افريقا براى سازماندهى امور حج، اقداماتى انجام دادند. انگليسيها در دهه ۱۳۱۰ش/ ۱۹۳۰ طرح حاجيان نيجريايى[۵۱] را بنيان نهادند كه براساس آن، با حاكمان محلى در نيجريه و با ديگر دولتهاى استعمارى در سودان و چاد مذاكره كردند تا ضمن بهينه سازى جاده هاى حج، گذرنامه هاى حجاج را بررسى و از داشتن هزينه سفر اطمينان حاصل كنند. اما اين طرح به دليل نفوذپذير بودن مرزهاى نيجريه، افريقاى غربى فرانسه[۵۲] و سودان موفقيت اندكى داشت. در دهه ۱۳۳۰ش/ ۱۹۵۰، دولتهاى استعمارى براى ساماندهى حمل ونقل حجاج، از خطوط هوايى بهره گرفتند، كه سفر زمينى را از طريق سودان كاهش داد (فالولا[۵۳] و هيتون[۵۴] ، ص ۲۴۷ـ۲۴۸؛ كولمن[۵۵] و السنر[۵۶] ، ص ۶۸). پس از جنگ جهانى دوم (۱۳۱۸ـ۱۳۲۴ش/ ۱۹۳۹ـ۱۹۴۵)، در افريقاى غربى زير نفوذ فرانسه نيز خطوط هوايى در سفرهاى حج براى شمار اندكى از مقامات عالى رتبه افريقايى به كار گرفته شد. در دهه ۱۳۳۰ش/ ۱۹۵۰، ارائه اين خدمات گسترده تر شد و به چند هزار زائر در سال رسيد (تريمينگام، ص ۸۷، پانويس ۴؛ لوكوك، ص ۱۹۷). پس از استقلال كشورهاى افريقايى، مديريت حج در اختيار دولتهاى مستقل قرار گرفت و آنها امور حج را در چهارچوب مورد نظر خود سازماندهى كردند. در دوره استعمار در بيشتر مواقع درخواست رسمى براى حج با پيچيدگيهاى ادارى همراه بود، اما پس از استقلال، حج به تدريج غير دولتى شد. در دهه ۱۳۵۰ش/ ۱۹۷۰، شمارى از بازرگانان كشور مالى، مديريت پروازهاى حج را برعهده گرفتند كه در كاهش هزينه ها تأثيرگذار بود. از دهه ۱۳۶۰ش/ ۱۹۸۰، مديريت سفرهاى حج تا حدودى به بخش خصوصى واگذار شد و به تدريج شركتهاى مسافرتى تخصصى عهده دار ارائه خدمات متنوعى در زمينه هاى ادارى، مسافرتى و اسكان شدند (لوكوك، ص ۲۰۱ـ۲۰۲). در نيجر، در سالهاى اخير با افزايش درخواستها براى حج، بسيارى از شركتهاى تخصصى براى سازماندهى امور حج شكل گرفت و حكومت عربستان سعودى با درخواست دولت نيجر، سهميه سالانه حج اين كشور را در ۱۳۸۹ش/ ۲۰۱۰ به ده هزار تن افزايش داد (ادريسه[۵۷] و ديكالو[۵۸] ، ص ۲۵۳). بااين همه، در برخى از كشورها، مانند نيجريه، انگيزه صاحبان شركتهاى مسافرتى خصوصى براى به دست آوردن سود بيشتر سبب افزايش هزينه ها و كاهش امكانات رفاهى شد. بنابراين دولت در سطوح منطقه اى و فدرال، مداخله در امور اساسى حج و نظارت بيشتر بر شركتهاى مسافرتى خصوصى را ضرورى تشخيص داد. در حال حاضر، كميسيون ملى حج نيجريه امور حج را زيرنظر رياست جمهورى برعهده دارد (← كميسيون ملى حج نيجريه[۵۹] ، ۲۰۱۷؛ بيانجى[۶۰] ، ۲۰۱۶، ص ۱۳۸ـ۱۳۹). به طور معمول، ميزان حج گزارى در افريقاى زير صحرا نزديك به ميانگين بين المللى است. اين كشورها حدود ۱۰% مسلمانان جهان را دارند و در مقايسه با كل حج گزاران، به همين نسبت حج گزار در اين كشورها وجود دارد. اما مقوله حج در غرب افريقا، در مقايسه با شرق افريقا، داراى اهميت بيشترى است و حج گزارى در اين دو منطقه اختلاف بسيار دارد (بيانچى، ۲۰۰۴، ص ۶۱). سه دليل اصلى افزايش شمار حجاج در منطقه غرب افريقا عبارت اند از: ۱) گرايش به اسلام. با افزايش متصرفات دولتهاى جهادى، گرايش به اسلام بيشتر شد و از اوايل قرن چهاردهم شدت بيشترى يافت. شمار مسلمانان حتى زير سيطره حاكمان استعمارى و با وجود شرايط سخت، افزايش درخور توجهى داشته است و مسلمانان در بسيارى از مناطق، نيروى سياسى و فرهنگى با نفوذى به شمار مى روند؛ ۲) نظام كلان جمعيتى و اقتصادى. در اواخر قرن سيزدهم/ نوزدهم ظهور دولتهاى جهادى در منطقه غرب افريقا و گسترش سيطره استعمار كه با اوضاع اقليمى نامساعد، خشكسالى و قحطى همراه بود، جغرافياى سياسى، اجتماعى و اقتصادى منطقه را دستخوش تغيير كرد. ايجاد زيرساختهاى حمل ونقل جديد، به ويژه راه آهن، تأكيد بر محصولات كشاورزى خاص و سياست گذاريهاى استعمار در مورد نيروى كار، ازجمله لغو برده دارى، به شكل گيرى طبقه اى از كارگران كشاورزى انجاميد. در پى شكل گيرى اين طبقه نوين اجتماعى همراه با ساخت و گسترش شبكه حمل ونقل جديد، تقاضاى سفر حج افزايش يافت؛ ۳) پيوند جغرافيا و قانون اسلامى. مطابق آموزه هاى مذهب مالكى كه بيشتر مسلمانان در غرب افريقا از آن تبعيت مى كنند، براى استطاعت حج فقط سلامت جسم و امن بودن راه كفايت مى كند و هر فرد بايد بدون درنظرگرفتن مسافت طولانى (حتى بدون مركب و پياده) و استطاعت مالى عازم حج شوند. آنها مى توانند در طول سفر براى تأمين هزينه و تداركات حج، پيشه اى اختيار كنند. ازاين رو، حج گزارى در افريقاى غربى با مهاجرت نيروى كار درآميخت و فرد حتى بدون داشتن هزينه سفر، مستطيع به شمار مى آمد (← لوكوك، ص ۱۸۹ـ ۱۹۱؛ نيكسون[۶۱] ، ص ۶۶ـ۶۸؛ درباره وجوب استطاعت مالى در حج ← حج*). سفر حج در شرق افريقا در ابتدا به صورت فردى و گروهى صورت مى گرفت. دولت زنگبار از ۱۳۰۵ش/ ۱۹۲۶ سفر حجاج را با كمك رهبران مذاهب و رؤساى گروهها زيرنظر دولت سازماندهى كرد. در اين منطقه، سفر به مكه عمدتآ از راه دريا انجام مى شد. سفرهاى هوايى حجاج شرق افريقا از دهه ۱۳۲۰ش/ ۱۹۴۰ آغاز شد كه در ابتدا به سبب هزينه زياد، شمار اندكى از حجاج از اين طريق به عربستان مى رفتند؛ اما از دهه ۱۳۶۰ش/ ۱۹۸۰، سفر هوايى اصلى ترين راه سفر به حج شد (زيدى، ۲۰۱۶). در شرق افريقا، با وجود امكانات بيشتر مسلمانان و نزديكى موقعيت آنها به مكه، حج گزارى بسيار كمتر است. بسيارى از مسلمانانِ اين منطقه از نسل مهاجران هندى و از اسماعيليه پيرو آقاخان*اند كه با پايبندى بر سنّتهايشان، بيشتر بر جوامع خودشان تمركز دارند و تمايل اندكى به حج گزارى دارند. افزون براين، سفر حج در شرق افريقا با موانع سياسى دشوارى مواجه است. در اين مناطق، مسلمانان از نظر نژادى و مذهبى در اقليت اند و زير سيطره سياست بازيهاى حاكمان قرار دارند. البته، برخى از مسلمانان در اين منطقه بر اين مشكلات غلبه كرده اند؛ مثلا، در كنيا و موريس[۶۲] در پى همكارى تجار مهاجر با سياستمداران ملى گرا حج گزارى رشد يافت. در اوگاندا، عيدى امين* تلاش كرد از طريق واگذارى مناصب حكومتى و حج رايگان، غيرمسلمانان را به اسلام جذب كند، اما پس از سقوط حكومتش، مسلمانان از اوگاندا طرد شدند (تالياكوتسو[۶۳] ، ص ۱۱۴ـ۱۱۸؛ بيانچى، ۲۰۰۴، ص ۶۲ـ۶۳). در بسيارى از كشورهاى افريقايى، حج گزارى به طور فزاينده اى به سرنوشت كالاهاى خاص در بازار بين المللى وابسته است. براى نمونه، در سنگال بادام زمينى، در نيجريه نفت و در افريقاى جنوبى طلا، سبب شده اند تا جاده حج با مسير صادراتى منطبق شود. بنابراين، گرايش به حج در افريقا بيانگر ميزان توانايى حكومتها در ساماندهى بازارهاى كالا و حمايت از مصرف كنندگان در مواقع بروز اختلالات بوده است. براى نمونه، ثَبات نسبى حج در سنگال، پيامد اهتمام حزب سوسياليست حاكم در حمايت از صادرات بادام زمينى بوده است. همچنين، دولت اين كشور براى حمايت از قدرت خريد در حومه شهرها و بهره بردارى از نفوذ گروههاى صوفى كه بر انتخابات در اين مناطق سيطره داشتند، كمكهايى عرضه كرد. دو رئيس جمهور اين كشور، لئوپولد سدار سنگور*[۶۴] و عبدو ديوف[۶۵] ، چندين دهه به رهبران صوفى براى كسب درآمدهاى پايدار و برقرارى سفر زيارتى حج تضمين مى دادند كه تركيب اين دو سياست در زمينه حج و كشاورزى سبب تداوم حكومت سوسياليستها در سنگال شد (بيانچى، ۲۰۰۴، ص ۶۱ـ۶۲؛ نيز ← نيكسون، ص ۶۵). برخلاف سنگال، حج گزارى در كشورهاى نيجريه و افريقاى جنوبى به سبب تكانه هاى بازارهاى نفت و طلا به صورت ناپايدار رونق گرفت. در نيجريه تا ۱۳۴۰ش/ ۱۹۶۱، هر سال حدود نه هزار تن به حج مى رفتند كه با افزايش قيمت نفت در دهه ۱۳۵۰ش/ ۱۹۷۰ اين تعداد به صد هزار تن در سال رسيد. اما در دوره حكومت نظاميان در دهه هاى ۱۳۶۰ش/ ۱۹۸۰ و ۱۳۷۰ش/ ۱۹۹۰، سفر حج محدود شد و به طور ميانگين به بيست هزار حاجى در سال كاهش يافت. باوجود اين، پس از آنكه جامعه مسلمانان بر نيمه شمالى كشور سيطره يافت و بيشتر مناصب عالى نظامى در اين منطقه در اختيار مسلمانان قرار گرفت، سازوكارى از شوراهاى حج با محوريت دولت بنيان گرفت كه حتى در دوران بحران اقتصادى به عرضه خدمات اساسى و كمكهاى مالى مى پرداخت. در اين كشور در ۱۳۷۸ش/ ۱۹۹۹ با استقرار دولت غيرنظامى، شمار حاجيان در ۱۳۸۴ش/ ۲۰۰۵ بار ديگر به بيش از پنجاه هزار تن افزايش يافت. مسلمانان در افريقاى جنوبى اقليت كوچكى را تشكيل مى دهند كه بيشتر در كيپ تاون[۶۶] و دوربان[۶۷] متمركزند و آنها حتى پس از فروپاشى آپارتايد[۶۸] (جدانژادى)، مجبور بودند براى حج بدون حمايت مالى دولت سفر كنند (فالولا و هيتون، ص ۲۴۸؛ بيانچى، ۲۰۰۴، ص ۶۲). از ديگر كاركردهاى حج در افريقا، افزون بر ايجاد حس اتحاد و همبستگى جهانى ميان مسلمانان، امكان گسترش طريقتهاى صوفى و انجمنهاى دينى است و رهبران و بنيان گذاران طريقتهاى مختلف در بسيارى از كشورهاى مسلمان افريقايى از طريق حج با برادران دينى پيوند برقرار مى كنند. براى نمونه، حاجيان با كسب مجوز از شيوخ مشهور شاذليه* و احمديه در سودان، صالحيه* در سومالى و تِجانيه* در نيجريه و سنگامبيا، به ترويج اين طريقتها و تبليغ براى آنها مى پردازند. درواقع، يكى از مؤلفه هاى مهم شناخت تاريخ سياسى، فرقه ها و مذاهب و جريانهاى فكرى اسلامى در افريقا به پيوندى كه حجاج ميان مكه و ساير مناطق جهان اسلام برقرار كرده اند، بازمى گردد. در اوضاع كنونى در افريقا، اهميت حج به طور فزاينده اى بيشتر مى شود و سالانه بيش از سيصد ميليون افريقايى مسلمان از نظر مالى مستطيع مى شوند (← >دايرة المعارف جديد افريقا<، همانجا؛ تريمينگام، ص ۸۸). منابع : عيسى زيدى، «طرق الحج من شرق افريقيا الى مكة المكرمة فى القرن العشرين، الايجابيات والتحديات: زنجبار نموذجآ»، جامعة افريقيا العالمية، ۲۰۱۶.

Retrieved Mar.۷, ۲۰۱۷, from dspace.iua.edu.sd/bitstream/ ۱۲۳۴۵۶۷۸۹/ ۹۲۰/۱/الحج۲۰%عیسی.pdf; Robert R. Bianchi, "The Hajj by air", in The Hajj: pilgrimage in Islam, ed. Eric Tagliacozzo and Shawkat M. Toorawa, New York: Cambridge University Press, ۲۰۱۶; idem, Guests of God: pilgrimage and politics in the Islamic world, Oxford ۲۰۰۴; Simon Coleman and John Elsner, Pilgrimage: past and present in the world religions, Cambridge ۱۹۹۵; Toyin Falola and Matthew M. Heaton, A history of Nigeria , Cambridge ۲۰۰۸; Abdourahmane Idrissa and Samuel Decalo, Historical dictionary of Niger, Lanham, Md. ۲۰۱۲; Baz Lecocq, "The Hajj from west Africa from a global historical perspective (۱۹th and ۲۰th centuries)", A frican diaspora, vol.۵, no. ۲ (۲۰۱۲); National Hajj Commission of Nigeria, ۲۰۱۷. Retrieved Mar. ۱۲, ۲۰۱۷, from nigeriahajjcom.gov.ng/content/ tour-operator- ۲۰۱۶۱۴۳۷ ah; New encyclopedia of A frica, ed. John Middleton, Detroit: Thomson, ۲۰۰۸, s.v. "Pilgrimages, Islamic" (by Ismail H. Abdalla); Sam Nixon, "A longing for Mecca: the trans-Saharan Hajj and the caravan towns of west Africa", in The Hajj: collected essays, ed. Venetia Porter and Liana Saif, London: The British Museum, ۲۰۱۳; Eric Tagliacozzo, "The Hajj by sea", in The Hajj: pilgrimage in Islam, ibid; J. Spencer Trimingham, Islam in west A frica, Oxford ۱۹۶۱.

/ اصغر صادقى يكتا /

۶) شبه قاره هند و جنوب شرقى آسيا

الف) افغانستان. افغانها تا پيش از تشكيل كشور افغانستان از دو مسير اصلى به حج مى رفتند. يكى از راه دريا و به همراه حاجيان هندى از طريق شهرهاى كَراچى و بمبئى، و ديگرى از ايران (← مالكى و سعدالدين اونال، ص ۷۳ـ۷۵؛ دانشنامه حج و حرمين شريفين، ج ۳، ص ۲۱ـ۲۲). به علاوه در آغاز سده چهاردهم، برخى از حاجيان افغان از راه دريا به استانبول و از آنجا به مصر يا بيروت و سپس، از طريق درياى سرخ به جَدّه مى رفتند. در همين سده، شمار حاجيان افغان سالانه حدود دويست تا ششصد تن گزارش شده است. در اين دوره، سازماندهى امور اين حاجيان را در عربستان انگليسيها انجام مى دادند (فراهانى، ص ۱۷۳؛ مجدى كردستانى، ص ۵۶۴؛ دانشنامه حج و حرمين شريفين، ج ۳، ص ۲۲). در دهه هاى اخير، حاجيان افغان عمدتآ از خطوط هوايى و از كابل، قندهار، مزار شريف و هرات به عربستان سفر مى كنند (دوپرى[۶۹] ، ص ۹۸؛ آدامك[۷۰] ، ص ۱۸۶؛ دانشنامه حج و حرمين شريفين، ج ۳، ص ۲۲ـ۲۳). حج گزارى مردم افغانستان به سبب اوضاع نابسامان سياسى و جنگهاى دائم، فاقد سازمان و برنامه منسجم بود، اما پس از پايان حكومت طالبان* و تشكيل دولت جديد و ايجاد سازمان حج و زيارت در وزارت ارشاد، حج و اوقاف، سازوكارى بهتر براى سفر حاجيان فراهم شد. اين سازمان رسيدگى به امور دينى و مذهبى و نيز برنامه ريزى براى اعزام حاجيان را برعهده دارد و سالانه حدود سى هزار تن را به سفر حج اعزام مى كند (جمهورى اسلامى افغانستان. وزارت ارشاد، حج و اوقاف، ۱۳۹۵ش؛ دانشنامه حج و حرمين شريفين، ج ۳، ص ۲۳). سازمان حج و زيارت افغانستان از طريق دفاتر و نمايندگيهاى خود در برخى از شهرها، ثبت نام و سازماندهى حاجيان را انجام مى دهد. در شهرستانهايى (وُلُسواليها) كه دفتر سازمان وجود ندارد، در موسم حج مراكز موقت براى ثبت نام حاجيان داير مى شود (← وردك[۷۱] و همكاران، ص ۳۹ـ۴۰؛ >«راهبرد بخش امور دينى ]افغانستان[»<[۷۲] ، ص ۲۶، ۳۰، ۴۱ـ۴۸). پس از ثبت نام متقاضيان، مراسم قرعه كشى براى انتخاب حاجيان برگزار مى شود و حاجيان در كاروانهاى دولتى و خصوصى به مكه اعزام مى شوند. كاروانهاى دولتى صرفآ به اعزام و اسكان زائران مى پردازند، اما كاروانهاى خصوصى با دريافت هزينه بيشتر، تأمين غذا و ساماندهى امور درمانى را نيز برعهده مى گيرند. سازمان حج و زيارت حاجيان را در گروههاى دويست نفرى دسته بندى مى كند. در سالهاى گذشته، حاجيان افغان در محلى به نام رباط افغانها، در نزديكى مسجدالحرام، اسكان داده مى شدند اما در سالهاى اخير، اين مكان را دولت عربستان تعطيل و تخريب كرده است. حاجيان افغانستانى به دو دسته شيعه و سنّى تقسيم مى شوند و هر دسته روحانيان خاص خود را دارد. اهل سنّت بيشتر از فرودگاههاى افغانستان و شيعيان از ميقاتهاى حج عربستان مُحرم مى شوند (دانشنامه حج و حرمين شريفين، ج ۳، ص ۲۴).

منابع : جمهورى اسلامى افغانستان. وزارت ارشاد، حج و اوقاف، ۱۳۹۵ش.

Retrieved Mar. ۵, ۲۰۱۷, from http://mohia.gov.af/ fa;

دانشنامه حج و حرمين شريفين، تهيه و تدوين پژوهشكده حج و زيارت، تهران: مشعر، ۱۳۹۲ش ـ ، ذيل «افغانستان» (از عبدالمجيد ناصرى داودى)؛ محمدحسين بن مهدى فراهانى، سفرنامه مكه، در سفرنامه هاى حج قاجارى، چاپ رسول جعفريان، ج ۵، تهران: نشر علم، ۱۳۸۹ش؛ سليمان عبدالغنى مالكى و سعدالدين اونال، تاريخ الحج من خلال الحجاج المعمرين: دراسة تاريخية، ميدانية، مكه : وزارة التعليم العالى، ]بى تا.[؛ عبدالمجيد مجدى كردستانى، سفرنامه مكه و عتبات، در سفرنامه هاى حج قاجارى، همان؛

Ludwig W. Adamec, Historical dictionary of A fghanistan, Lanham, Md. ۲۰۱۲; Louis Dupree, A fghanistan, Hanover, N. H. ۱۹۸۰; "Religious affairs sector strategy ۱۳۸۷-۱۳۹۱ (۲۰۰۷/۰۸-۲۰۱۲/۱۳)", Islamic Republic of Afghanistan, Ministry of Economy, ۲۰۰۷, Retrieved Mar. ۵, ۲۰۱۷, from http://moec.gov.af/Content/files/Religious%۲۰ Affairs%۲۰ Sector%۲۰ Strategy%۲۰-%۲۰ English. pdf; Mirvays Vardak, Idrees Zaman, and Kanishka Nawabi, The role and functions of religious civil society in A fghanistan: case studies from Sayedabad & Kunduz, [Kabul] ۲۰۰۷ (electronic format). Retrieved Mar. ۵, ۲۰۱۷, from https://s۳.amazonaws.com/ berkley -center/ ۰۷۰۷۰۱CPAURole Function Religious Civil Society Afghanistan.pdf.

/ سعيد شيرازى /

ب) پاكستان. پيشينه حج گزارى مسلمانان پاكستان تا پيش از تجزيه هند در ۱۳۲۶ش/ ۱۹۴۷، با حج گزارى مسلمانان هند مشترك است. مسلمانان ساكن در منطقه سند (پاكستان كنونى) از طريق دريا از بندر ديبل[۷۳] (كراچى) به بندر خرمشهر و سپس به بصره سفر مى كردند و از طريق كويت به مدينه مى رفتند. همچنين، از طريق پنجاب به خيبر و سپس از راه زمينى به بغداد و حجاز سفر مى كردند (مالكى و سعدالدين اونال، ص ۷۶؛ دانشنامه حج و حرمين شريفين، ج ۵، ص ۳). ساماندهى امور حج در پاكستان برعهده دولت و سازمان حج، وابسته به وزارت امور دينى[۷۴] ، است («حج گزارى حاجيان پاكستانى»، ص ۱۷۴). در دوره ذوالفقار على بوتو*، چهارمين رئيس جمهور پاكستان (۲۹ آذر ۱۳۵۰ ـ ۱۴ تير ۱۳۵۶/ ۲۰دسامبر ۱۹۷۱ـ ۵ ژوئيه ۱۹۷۷)، به ساماندهى امور حج توجه بسيار شد و شمار حاجيان پاكستانى افزايش يافت. مناسبات دوستانه بوتو با دولت عربستان سعودى موجب رشد سه تا چهاربرابرى شمار حاجيان شد (بيانچى[۷۵] ، ص ۷۷ـ۷۸، ۸۵ـ۸۶). در دوره پرويز مشرّف، دهمين رئيس جمهور پاكستان (۳۰ خرداد ۱۳۸۰ ـ ۲۸ مرداد ۱۳۸۷/ ۲۰ ژوئن ۲۰۰۱ ـ ۱۸ اوت ۲۰۰۸)، به امور حج بيشتر توجه شد. در اين دوره، اداره امور حج موظف شد سهميه حج را ميان استانهاى مختلف پاكستان، به نسبت ساكنان آن، تقسيم كند (همان، ص ۱۱۱). طبق قانون، هيچ محدوديتى در تعداد سفرهاى شهروندان پاكستانى به حج وجود ندارد. ثبت نام خواستاران حج به صورت متمركز انجام مى شود و آنان درصورت انصراف، نمى توانند سهميه خود را به ديگرى واگذار كنند. ادارات، سازمانهاى دولتى و دانشگاههاى پاكستان هرساله براى اعزام متقاضيان حج سهميه ويژه دارند («حج گزارى حاجيان پاكستانى»، ص ۱۷۵؛ دانشنامه حج و حرمين شريفين، ج ۵، ص ۷). دولت پاكستان در شهرهاى مكه و مدينه، دفاتر نمايندگى دائم دارد. وظيفه اسكان حاجيان برعهده اين دفاتر است. بااين حال، تأمين هزينه غذا و تهيه وسيله حمل ونقل برعهده خود حج گزار است («حج گزارى حاجيان پاكستانى»، ص ۱۷۵ـ۱۷۷، ۱۸۰؛ دانشنامه حج و حرمين شريفين، همانجا). اندكى پيش از اعزام حاجيان، وزارت امور دينى براى آنان دوره هاى فشرده غيرمتمركز و محلى آموزشهاى بهداشتى و زيارتى برگزار مى كند. وزارت امور دينى همچنين بسيارى از نيروهاى آموزش ديده را براى خدمت رسانى به حج گزاران، به عربستان اعزام مى كند. اين افراد تا پايان سفر حج، زير نظر بخش سازمان حجِ وزارت امور دينى، فعاليت مى كنند. وزارت امور دينى كتابچه هايى نيز درباره حج به زبان اردو چاپ و در ميان حاجيان منتشر مى كند. بعثه پاكستان در همه ايام حج به صورت منظم با مجريان و كارگزاران خود در تماس است و امور حج گزاران را ساماندهى مى كند. به علاوه، كمى پيش از اعزام حاجيان، حدود هزار تن از نيروهاى درمانى و بهداشتى پاكستان، براى خدمت رسانى به حج گزاران، در شهرهاى مكه و مدينه مستقر مى شوند («حج گزارى حاجيان پاكستانى»، ص ۱۷۸ـ۱۸۰؛ دانشنامه حج و حرمين شريفين، ج ۵، ص ۶ـ۸؛ پاكستان. وزارت امور دينى[۷۶] ، ص ۱۸). سازمان حج پاكستان براى نظارت بهتر بر امور حج، افرادى را به عربستان اعزام مى كند. اين افراد در طول ۳۵ روز اقامت در عربستان، بر عملكرد مسئولان اجرايى و كارگزاران حج نظارت مى كنند و درنهايت، به وزارت امور دينى گزارش مى دهند. بر عملكرد مالى مجريان نيز حساب رسان سازمان حج و زيارت نظارت مى كند. در ۱۳۹۲ش/ ۲۰۱۳ و ۱۳۹۵ش/ ۲۰۱۶، سهميه حج پاكستان ۳۶۸،۱۴۳ تن بوده است («حج گزارى حاجيان پاكستانى»، ص۱۸۰؛ پاكستان. وزارت امور دينى، ص ۲).

منابع : «حج گزارى حاجيان پاكستانى»، ميقات حج، ش ۳۶ (تابستان ۱۳۸۰)؛ دانشنامه حج و حرمين شريفين، تهيه و تنظيم پژوهشكده حج و زيارت، تهران: مشعر، ۱۳۹۲ش ـ؛ سليمان عبدالغنى مالكى و سعدالدين اونال، تاريخ الحج من خلال الحجاج المعمرين: دراسة تاريخية، ميدانية، مكه: وزارة التعليم العالى، ]بى تا.[؛

Robert R. Bianchi, Guests of God: pilgrimage and politics in the Islamic world, Oxford ۲۰۰۴; Pakistan. Ministry of Religious Affairs, "Hajj policy and plan: Ministry of Religious Affaris & Interfaith Harmony Govenment of Pakistan", Government of Pakistan, Ministry of Religious Affairs, ۲۰۱۶. Retrieved Apr. ۱۷, ۲۰۱۷, from www.hajjinfo.org/ hajj/ uploads/۲۰۱۶۰۴۱۸- hajjpolicy.pdf.

/ محمد عباسى /

ج) بنگلادش. پس از گسترش اسلام در منطقه بنگال*/ بنگاله، مسلمانان اين منطقه به برقرارى ارتباط با جزيرة العرب اهتمام داشتند و براى برگزارى مناسك حج از راه دريا و خشكى سفر مى كردند. همچنين، مكه از ديرباز براى مسلمانان اين منطقه يكى از مراكز مهم فراگيرى آموزشهاى اسلامى بوده است. حاجى شريعت اللّه (متوفى ۱۲۵۶)، رهبر جنبش فرائضيه در بنگال، از دانش آموختگان در مكه بود (دانشنامه حج و حرمين شريفين، ج ۴، ص ۲۴۷ـ۲۴۹؛ احمدخان[۷۷] ، ص ۲۷۲ـ۲۷۷؛ نيز ← فرائضيّه*، جنبش). بااين حال، طولانى بودن مسير بنگال تا مكه و سختيهاى سفر به جزيرة العرب موجب مى شد كه مردم اين منطقه در مقايسه با ديگر مناطق شبه قاره هند، كمتر موفق شوند به مكه بروند. در دوره سلطه انگليسيها بر بنگال و رونق سفرهاى دريايى، بر شمار حج گزاران بنگالى افزوده شد. آنها عمدتآ از كلكته به بمبى و از آنجا، با كشتى به مكه سفر مى كردند. پس از تجزيه شبه قاره هند در ۱۳۲۶ش/ ۱۹۴۷، بنگلادش با عنوان پاكستان شرقى ضميمه پاكستان شد. آمارى دقيق از شمار حاجيان بنگال شرقى در دوره الحاق به پاكستان در دست نيست. در اين دوره، اعزام حاجيان بنگلادشى را وزارت امور دينى[۷۸] دولت پاكستان برعهده داشت. اين زائران، همانند ديگر حج گزاران پاكستانى، از طريق كَراچى و با كشتى به جَدّه سفر مى كردند (← بيانچى[۷۹] ، ۲۰۰۴، ص ۲۷۸؛ دانشنامه حج و حرمين شريفين، ج ۴، ص۲۵۰). از زمان استقلال بنگلادش (۱۳۵۰ش/ ۱۹۷۱) تا ۱۳۵۹ش/ ۱۹۸۰، مسئوليت اعزام حاجيان برعهده وزارت آموزش وپرورش[۸۰] و سپس وزارت ورزش، فرهنگ و دين[۸۱] بود. در ۱۳۵۹ش/ ۱۹۸۰ و با تأسيس وزارت امور دينى، ساماندهى امور حج برعهده مديريت حج بنگلادش[۸۲] گذاشته شد كه زير نظر وزارت امور دينى فعاليت مى كند و دفترهايى در داكا و جده و مكه دارد (← وزارت امور دينى بنگلادش[۸۳] ، ۲۰۱۷؛ درگاه مديريت حج بنگلادش[۸۴] ، ۲۰۱۷). در نخستين سالهاى استقلال بنگلادش، اعزام حاجيان در انحصار دولت بود، اما پس از تأسيس شركتهاى مسافرتى، بخش خصوصى نيز با نظارت وزارت امور دينى، در اين زمينه فعال شد و درنتيجه بر شمار حج گزاران افزوده شد؛ هرچند، فعاليت اين شركتها براى اداره حج بنگلادش مشكلات مالى ايجاد كرد. هزينه اعزام به حج از طريق سازمان مديريت حج، براى همگان ثابت است، اما هزينه اعزام از طريق شركتهاى مسافرتى خصوصى به ازاى امكانات و نوع و مقدار خدمات، متفاوت است. همچنين، واگذارى يا انتقال سهميه حج دولتى ممنوع است و متقاضيان درصورت انصراف، وجوه پرداختى را پس مى گيرند. براى حج گزاران، گذرنامه ويژه حج صادر مى شود. به منظور اعطاى خدمات بهتر به حاجيان، هرسال شمارى از مديران دولتى و پزشكان بنگلادشى به عربستان اعزام مى شوند (دانشنامه حج و حرمين شريفين، ج ۴، ص ۲۵۲؛ >«گزارش نهايى قانون پيشنهادى مديريت حج بنگلادش»<[۸۵] ، ص ۳ـ۶). از زمان استقلال بنگلادش، اعزام حاجيان فقط از راه هوايى صورت مى گرفت، اما از ۱۳۸۹ش/ ۲۰۱۰، به سبب كمبود امكانات، مسير دريايى نيز افزوده شد (دانشنامه حج و حرمين شريفين، همانجا). يكى از مشكلات اداره حج بنگلادش، خوددارى برخى از حج گزاران از بازگشت به بنگلادش و اشتغال غيرقانونى در عربستان است. پس از بحران مالى جهان در ۱۳۸۶ـ۱۳۸۷ش/ ۲۰۰۷ـ۲۰۰۸، اين معضِل بيشتر رخ نموده و آمار حاجيان بنگلادشى كه به اميد يافتن شغل به عربستان مى روند، افزايش چشمگير يافته است. دولت بنگلادش براى مقابله با اين مشكل، به ساماندهى شركتهاى خصوصى و لغو امتياز برخى از آنها پرداخته است (← >«گزارش نهايى قانون پيشنهادى مديريت حج بنگلادش»<، همانجا؛ بيانچى، ۲۰۱۶، ص ۱۴۲ـ۱۴۳). منابع : دانشنامه حج و حرمين شريفين، تهيه و تدوين پژوهشكده حج و زيارت، تهران: مشعر، ۱۳۹۲ش ـ، ذيل «بنگلادش» (از محمد نور عالم)؛

Muin-ud-DinAhmadKhan,"Religious reform movements of the Muslims", in History of Bangladesh, ۱۷۰۴-۱۹۷۱, ed. Sirajul Islam, vol.۳, Dhaka: Asiatic Society of Bangladesh ۱۹۹۲; Bangladesh Hajj Management Portal, ۲۰۱۷. Retrieved Feb. ۲۸, ۲۰۱۷, from www.hajj.gov.bd; Robert R. Bianchi, Guests of God: pilgrimage and politics in the Islamic world, Oxford ۲۰۰۴; idem, "The Hajj by air", in The Hajj: pilgrimage in Islam, ed. Eric Tagliacozzo and Shawkat M. Toorawa, New York: Cambridge University Press, ۲۰۱۶; "Final report on a proposed law relating to the Hajj management in Bangladesh", Law Commission- Bangladesh, ۲۰۱۷. Retrieved Feb. ۲۸, ۲۰۱۷, from www. lawcommissionbangladesh. org/reports/۸۶.pdf; Ministry of Religious Affairs-Bangladesh, ۲۰۱۷. Retrieved Feb.۲۸, ۲۰۱۷, from www.mora.gov.bd/site/page/۹f۵۶۱۸۴۶-۱e۵۳- ۴۸۳۱- ۸f۵۹-c۳d۳۴c۲c۶۹۳۹/nolink/ Bangladesh-Haj-Office -Jeddah.

/ سعيد شيرازى /

د) هند. حجاج هند اغلب از طريق لكهنو/ لكنو به پنجاب و خيبر و سپس از راه زمينى، به بغداد و حجاز سفر مى كردند (← مالكى و سعدالدين اونال، ص ۷۶). از دو بندر اصلى سورَت و بمبئى نيز از راه دريا به حج مى رفتند (كميته حج هند[۸۶] ، ۲۰۰۹). وزارت امور خارجه هند[۸۷] و كميته مركزى حج[۸۸] ــكه در ۱۳۰۶ش/۱۹۲۷ در بمبئى تأسيس گرديد و در ۱۳۸۱ش/ ۲۰۰۲ به كميته حج[۸۹] تغيير نام دادــ برنامه هاى مرتبط با حج را ساماندهى مى كنند. در عربستان نيز، سركنسولگرى هند در شهر جَدّه، سرپرستى حجاج هندى را برعهده دارد («حج گزارى در كشور هندوستان»، ص ۱۸۶؛ كميته حج هند، ۲۰۰۹). سهميه حج بر اساس جمعيت مسلمانان در ايالتهاى مختلف تعيين مى شود. هر فرد مجاز است تا پنج نوبت به سفر حج برود. از متقاضيان حج به صورت غيرمتمركز ثبت نام مى شود و پس از آن، واگذارى سهميه به ديگران غيرمجاز است. آنان فقط اجازه دارند سهميه خود را به افرادى منتقل كنند كه در نوبت تشرف قرار گرفته اند. براى سازمانها و اداره هاى دولتى سهميه اى خاص درنظر گرفته شده است («حج گزارى در كشور هندوستان»، ص ۱۸۶ـ ۱۸۷؛ كميته حج هند، ۲۰۰۹). سركنسولگرى هند، از سوى كميته حج، مسئول تهيه اقامتگاه حاجيان است اما تأمين هزينه غذا و تهيه وسيله حمل ونقل برعهده خود حج گزاران است («حج گزارى در كشور هندوستان»، ص ۱۸۹ـ۱۹۰). در موسم حج، وزارت امور خارجه و دولت هند حدود ۱۵۰ تَن را با عنوان «مقام حج»، به عربستان اعزام مى كنند. اين افراد وظيفه نظارت بر امور حج را برعهده دارند. مديران امور حج، پزشكان، پرستاران و خدمتگزاران و مقامات حج، مجموعآ بعثه هندوستان را تشكيل مى دهند. مهم ترين وظيفه بعثه همكارى با مسئولان حج در عربستان، مراقبت از زائران و تأمين نيازهاى پزشكى آنهاست. خدمتگزاران به زائران را كميته هاى حج ايالتى انتخاب مى كنند و عملكرد آنها را كميته حج و وزارت امور خارجه ارزيابى مى كنند. همچنين، براى نظارت بر عمليات حج، دولت هند ناظرانى برمى گزيند كه تحت نظر سركنسولگرى هند در جدّه فعاليت مى كنند (همان، ص ۱۹۲ـ۱۹۳). منابع : «حج گزارى در كشور هندوستان»، ميقات حج، ش ۴۵ (پاييز ۱۳۸۲)؛ سليمان عبدالغنى مالكى و سعدالدين اونال، تاريخ الحج من خلال الحجاج المعمرين: دراسة تاريخية، ميدانية، مكه: وزارة التعليم العالى، ]بى تا.[؛

Haj Committee of India, ۲۰۰۹. Retrieved Apr. ۱۵, ۲۰۱۷, from www.hajcommittee.gov. in.

/ محمد عباسى /

ه ) اندونزى. مسلمانان مجمع الجزاير اندونزى به رغم دورى از مكه، همواره به انجام دادن مناسك حج اهتمام داشته اند. به علاوه، مكه از ديرباز براى مسلمانان اندونزى يكى از مراكز مهم فراگيرى آموزشهاى اسلامى بوده است. عالمان و صوفيان اندونزيايى نظير سونان گونونگ جاتى (از اولياى نه گانه جاوى)، حمزه فَنْصورى*، عبدالرئوف سينگكيلى* و محمديوسف مقصّرى*، هريك براى فراگيرى علوم اسلامى مدتى ساكن حجاز بودند (← بروئينسن[۹۰] ، ص ۲۰۸ـ۲۱۲). بندر آچه نقطه آغاز و پايان سفر دريايى حجاج مجمع الجزاير اندونزى بود و به سرمبى مكه[۹۱] يا ايوان مكه شهرت داشت (← همان، ص ۲۱۳؛ آچه*). نخستين سازماندهى براى امور حج در اندونزى در دوره تسلط هلنديها (۱۲۱۴ـ۱۳۶۱ (۱۳۲۱ش)/ ۱۸۰۰ـ۱۹۴۲) صورت گرفت. هلنديها به رغم پرهيز از سياسى شدن اسلام در اندونزى، با برگزارى مناسك اسلامى مانند حج، چندان مخالفت نداشتند (← فيلى[۹۲] و همكاران، ص ۴۳). جنگهاى داخلى ميان جاويها و هلنديها در اوايل دوره استعمار (۱۲۴۰ـ ۱۲۴۵/ ۱۸۲۵ـ۱۸۳۰؛ ← جاوه*)، موجب بروز مشكلاتى در ساماندهى امور حاجيان شد. در اواخر سده سيزدهم/ نوزدهم نيز، فقدان سازماندهى و نظارت كافى بر امور حجاج از سوى دولت هلند، مشكلاتى براى آنها ايجاد كرد. ازاين رو، دولت هلند ساماندهى امور حج را به شركتى هلندى به نام كنگسى تيگا[۹۳] واگذار كرد، كه متشكل از سه شركت كشتيرانى هلندى بود (جنيدى[۹۴] و همكاران، ص ۷۳، ۷۵). اين شركت وظيفه نقل وانتقال حجاج در مسير بين اندونزى و جزيرة العرب را برعهده داشت. از ۱۳۲۴ش/ ۱۹۴۵، طرح سهميه بندى حجاج اجرا شد و ساماندهى امور حج تا ۱۳۲۸ش/ ۱۹۴۹ (سال اعلام استقلال كامل اندونزى) همچنان در اختيار شركت هلندى كنگسى تيگا بود (گوگسوى[۹۵] ، ص ۱۶۱). پس از استقلال اندونزى تا پايان دوره رياست جمهورى سوكارنو* (۱۳۴۵ش/ ۱۹۶۷)، مديريت امور حج به بخش خصوصى واگذار شد و اين امور با عقد قراردادهايى برعهده گروهى از تاجران و شركتهاى مسافرتى وابسته به احزاب دينى نظير نهضت العلماء اندونزى*، ماشومى* و محمديه* قرار گرفت (جنيدى و همكاران، ص ۷۳، ۷۵، ۸۱؛ بيانچى[۹۶] ، ص ۱۷۹)؛ اما سوهارتو* كه شركتهاى خصوصى را گرفتار فساد مالى مى دانست، در دوره رياست جمهورى خود (۱۳۴۶ـ۱۳۷۶/ ۱۹۶۷ـ۱۹۹۸)، درصدد دولتى كردن امور حج برآمد و شركتهاى دولتى را جايگزين شركتهاى مسافرتى خصوصى كرد. پس از دولتى شدن امور حج، همه مسئوليتها برعهده وزارت امور دينى قرار گرفت و معاونت حج در اين وزارتخانه تشكيل شد. به اين ترتيب، منابع مالى حاصل از ثبت نام حجاج در اختيار دولت قرار گرفت. اصلاحات سوهارتو در وزارت امور دينى و بهبود اوضاع سياسى و مالى اندونزى سبب شد تا از ۱۳۶۵ش/ ۱۹۸۶ شمار حجاج اندونزيايى افزايش يابد. درنتيجه، درآمد حاصل از آن به يكى از منابع مالى مهم دولت بدل شد (← جنيدى و همكاران، ص ۷۶؛ بيانچى، ص۱۸۰، ۱۸۴ـ۱۸۵)؛ اما با ظهور مجدد برخى نشانه هاى فساد مالى در ساختار اجرايى امور حج، مسئوليت اجرا و نظارت بر حج به «كميسيون نظارت بر حج اندونزى»[۹۷] واگذار شد (جنيدى و همكاران، همانجا). افزايش درخواست مردم براى سفر حج موجب شد كه دولت به فكر ايجاد تشكيلات منسجم ترى براى ساماندهى امور حج بيفتد. ازاين رو، سازمانى به نام اداره كل حج و عمره[۹۸] در وزارت امور دينى تشكيل شد. انتخاب اعضاى هيئت مديره و «مديريت مالى صندوق سرمايه حج»[۹۹] و تصويب هزينه هاى حج در اين اداره كل، همگى زير نظر مستقيم رئيس جمهور صورت مى گيرد. وظيفه اداره كل حج و عمره در اندونزى، تدوين و اجراى سياستها و معيارهاى فنى در زمينه سازماندهى امور حج و عمره، به خصوص مديريت صندوق سرمايه حج، است (← وزارت امور دينى جمهورى اندونزى[۱۰۰] ، ۲۰۱۷؛ وزارت امور دينى جمهورى اندونزى. اداره كل امور حج و عمره[۱۰۱] ، ۲۰۱۶). جمهورى اندونزى در ميان كشورهاى حج گزار، طبق تفاهم نامه ۱۳۶۵ش/ ۱۹۸۶ با عربستان سعودى، معمولا هر سال بيشترين سهميه حاجيان را دارد (وزارت امور دينى جمهورى اندونزى. اداره كل امور حج و عمره، ۲۰۱۶؛ عثمان عمر[۱۰۲] و همكاران، ص ۲۹). با توجه به افزايش ميزان بيمارى و مرگ ومير حجاج اندونزيايى در هنگام انجام دادن مناسك حج، از ۱۳۸۷ش/ ۲۰۰۸، اداره كل حج و عمره با همكارى وزارت بهداشت آن كشور كوشيده است تا مقررات دقيق تر و كارآمدترى در زمينه خدمات پزشكى و بهداشتى به حاجيان، پيش از اعزام و در هنگام برگزارى مناسك، تدوين و اجرا كند (← >«علل مرگ و مير حجاج اندونزيايى»<[۱۰۳] ، ص ۱ـ۶). منابع : مارتين ون بروئينسن، «سفر مردم نوسانتارا (اندونزى) به مكه: اواخر قرن ۱۹ و اوايل قرن ۲۰»، ترجمه ماريا تنگ، ميقات حج، ش ۵۸ (زمستان ۱۳۸۵)؛ اسماعيل حقى گوگسوى، «سياست هاى دولت هلند در مورد حج (۱۹۴۹ـ۱۹۴۶م = ۱۳۲۸ـ۱۳۲۵ش)»، ترجمه بلال خاكى، ميقات حج، ش ۵۹ (بهار ۱۳۸۶)؛

Robert R. Bianchi, Guests of God: pilgrimage and politics in the Islamic world, Oxford ۲۰۰۴; "Causes of mortality for Indonesian Hajj pilgrims: comparison between routine death certificate and verbal autopsy findings", Plos One, vol.۸, no.۸ (Aug. ۲۰۱۳); Greg Fealy, Virginia Hooker, and Sally White, "Indonesia", in Voices of Islam in Southeast A sia: a contemporary sourcebook, compiled and edited by Greg Fealy and Virginia Hooker, Singapore: Institute of Southeast Asian Studies, ۲۰۰۶; Rahmat Junaidi et al., "Policy design in professionalismbased implementation of Hajj pilgrimage": IOSR journal of humanities and social science, vol. ۱۹, no. ۱, version ۱۲ (Feb. ۲۰۱۴); Kementerian Agama Republik Indonesia, ۲۰۱۷. Retrieved Mar.۵, ۲۰۱۷, from https://www. kemenag. go.id; Kementerian Agama RI. Direktorat Jenderal Penyelenggaraan Haji dan Umrah, ۲۰۱۶. Retrieved Mar.۵, ۲۰۱۷, from haji.kemenag.go.id/v۳; Usman Umar et al., "Implementation of good governance in order to improve service quality Hajj in west Jakarta religious ministries", Scientific research journal, vol.۲, no. ۱ (Jan. ۲۰۱۴).

/ فائزه رحمان /

و) مالزى. پيش از تشكيل كشور مالزى در ۱۳۳۶ش/ ۱۹۵۷، مسلمانان مالايى علاوه بر انجام دادن فريضه حج، براى فراگيرى عربى و آموزشهاى دينى نيز به مكه رفت وآمد مى كردند (ميلنر[۱۰۴] ، ص ۱۵۵ـ۱۵۷؛ حاجى عمر[۱۰۵] ، ص ۲۳). حجاج شبه جزيره مالايى اغلب از بندر آچه* و از راه دريا به جَدّه مى رفتند. از ۱۲۸۰/ ۱۸۶۴، بندر پنانگ*[۱۰۶] (پولائو پينانگ[۱۰۷] ؛ در شمال غربى شبه جزيره مالايى و واقع در تنگه مالاكا*) نيز محلى براى آغاز سفر به مكه شد. در دوره استيلاى انگليسيها بر شبه جزيره مالايى (از حدود سده دوازدهم تا چهاردهم/ هجدهم ـ بيستم)، به ساماندهى امور حج چندان توجه نمى شد (بهارالدين[۱۰۸] ، ص ۷۹، ۸۱). از حدود ۱۲۸۶/ ۱۸۷۰، حجاج شبه جزيره مالايى از طريق بندر سنگاپور نيز راهى حج مى شدند. افرادى با عنوان شيخ حاجى[۱۰۹] كه بيشتر عرب بودند، با نظارت انگليسيها مراكزى را در سنگاپور و ديگر مناطق شبه جزيره مالايى، براى ثبت نام متقاضيان حج و فراهم كردن مقدمات اعزام آنها، ايجاد كردند (راف[۱۱۰] ، ص۳۲۰؛ بهارالدين، ص۸۰ـ۸۱، ۸۳). پس از بازگشايى آبراهه سوئز* در ۱۲۸۵/ ۱۸۶۹ و افزايش رقابت ميان شركتهاى حمل ونقل اروپايى براى انتقال حاجيان، حج گزارى براى مالاييها اندكى تسهيل شد؛ اما به سبب آشفتگيهاى سياسى و اقتصادى برآمده از جنگ جهانى اول (۱۳۳۲ـ۱۳۳۷/ ۱۹۱۴ـ ۱۹۱۸) و دوم (۱۳۱۸ـ۱۳۲۴ش/ ۱۹۳۹ـ۱۹۴۵)، مشكلات و موانعى براى حج گزاران ايجاد شد (راف، ص ۸۷، ۹۸؛ بهارالدين، ص ۸۲). «تعاونى پس انداز زائران»[۱۱۱] در مرداد ۱۳۴۱/ اوت ۱۹۶۲ تأسيس شد و از ۸ مهر ۱۳۴۲/ ۳۰ سپتامبر ۱۹۶۳ كار خود را آغاز كرد. اين تعاونى در ۱۳۴۸ش/ ۱۹۶۹ با اداره امور حج، كه از ۱۳۴۰ش/ ۱۹۶۱ به منظور ارتقا و بهبود روند ادارى حج تأسيس شده بود، ادغام شد و «مديريت حج و صندوق هيئت مديره»[۱۱۲] نام گرفت. اين مؤسسه نيمه دولتى بود و زير نظر نخست وزير فعاليت مى كرد. در ۱۳۷۴ش/ ۱۹۹۵، فعاليتهاى آن براساس مصوبه قانون اساسى مالزى و مطابق با قوانين اسلامى تصويب شد و نام آن به صندوق حج[۱۱۳] تغيير كرد. از آن تاريخ تاكنون، صندوق حج فعاليتهاى اقتصادى اش را در سطح بين المللى گسترش داده است. اين مؤسسه با سرمايه گذارى در فعاليتهاى اقتصادى ازجمله بازرگانى و كشاورزى و سوددهى به متقاضيان، بر اساس قوانين اسلامى، آنها را در تأمين هزينه هاى سفر يارى مى كند (محمد عبدالمنان[۱۱۴] ، ص ۲۱ـ۲۲؛ راف، ص ۱۰۷ـ۱۰۸؛ بيانچى[۱۱۵] ، ص ۱۱۳ـ۱۱۴؛ ]وبگاه[ تابونگ حاجى[۱۱۶] ، ۲۰۱۷). علاوه بر مالزى، مسلمانانى از استراليا، سنگاپور و تايلند نيز با پس انداز در اين مؤسسه، از خدمات آن مانند ثبت نام، معاينات پزشكى و ايمن سازى[۱۱۷] ، دوره هاى آموزشى، حمل ونقل و امكانات رفاهى و اقامتى و پزشكى در ايام حج، بهره مند مى شوند (محمد عبدالمنان، ص۳۰ـ۳۱؛ حاجى نيك حسن[۱۱۸] ، ص ۴۶).

منابع :

AizaMaslanBaharudin,"Hajj andtheMalayan experience, ۱۸۶۰s-۱۹۴۱", Kemanusiaan, vol. ۲۱, no. ۲ (۲۰۱۴); Robert R. Bianchi, Guests of God: pilgrimage and politics in the Islamic world, Oxford ۲۰۰۴; Nik Mustapha Haji Nik Hassan, "Islamic financial institutions", in The Encyclopedia of Malaysia, vol.۱۰, ed. M. Kamal Hassan and Ghazali bin Basri, Singapore: Archipelago Press, __S ۲۰۰۵; Asmah Haji Omar, "Language use in the Malay community of Mecca", International journal of humanities social sciences and education, vol. ۱, no. ۹ (Sept. ۲۰۱۴); Anthony Milner, The Malays, Malden, MA ۲۰۰۸; Mohammad Abdul Mannan, Islamic socioeconomic institutions and mobilization of resources with special reference to Hajj management of Malaysia, Jeddah ۱۹۹۶; William R. Roff, Studies on Islam and society in Southeast A sia, Singapore ۲۰۰۹; Tabung Haji, ۲۰۱۷. Retrieved Mar. ۴, ۲۰۱۷, from www.tabunghaji.gov.my.

/ فائزه رحمان /

ز) برونئى دارالسلام (برونى*). در برونئى از حدود سده هشتم/ چهاردهم، حكومت سلطنتى مسلمانى تشكيل شد. مسلمانان برونئى از همان دوره، به برگزارى مراسم حج اهتمام داشتند. حج در برونئى چنان اهميت دارد كه حاجى از القاب رسمى به شمار مى رود و همراه نام مقامات دولتى و سلطنتى و حتى سلطان ذكر مى شود (عبدالحليم[۱۱۹] ، ص ۴). به علاوه، مكه از ديرباز براى مسلمانان برونئى يكى از كانونهاى مهم فراگيرى آموزشهاى اسلامى بوده است (منصورنور[۱۲۰] ، ص ۶۱). حجاج برونئى با كشتى از طريق سنگاپور و پنانگ*[۱۲۱] (پولائو پينانگ)[۱۲۲] عازم جَدّه مى شدند. پادشاهان برونئى براى تسهيل سفر حج اقداماتى كردند كه اهداى كمكهاى مالى به حاجيان و خريد زائرسرايى در مكه براى اسكان آنها، از آن جمله بود (← بيانچى[۱۲۳] ، ص۶۰؛ منصورنور، ص ۵۳ـ۵۴). از ۱۳۰۵/ ۱۸۸۸ كه برونئى تحت الحمايه انگليس شد، سازماندهى امور حج زيرنظر انگليسيها قرار گرفت. بر اساس توافق ۱۳۲۳/ ۱۹۰۶ ميان انگليسيها و سلطان برونئى، اداره امور داخلى برونئى به نماينده دولت انگليس و امور شرعى به سلطان برونئى واگذار شد. ازاين رو، سلطان برونئى در ۱۳۳۳ش/ ۱۹۵۴ وزارت امور دينى[۱۲۴] را تأسيس كرد. در ۱۳۳۹ش/ ۱۹۶۰، مديريت امور حج به بخش امور اسلامى كه تحت نظارت نخست وزير بود، واگذار شد. از ۱۳۶۵ش/ ۱۹۸۶ تاكنون نيز، اداره مديريت حج[۱۲۵] در وزارت امور دينى برونئى عهده دار ساماندهى امور حج است (فانستون[۱۲۶] ، ص ۲۰ـ۲۱؛ وبگاه دولت دارالسلام[۱۲۷] ، ۲۰۱۴؛ برونئى دارالسلام. وزارت امور دينى[۱۲۸] ، ۲۰۱۷). دولت برونئى در ۱ مهر ۱۳۷۰/ ۲۳ سپتامبر ۱۹۹۱ با هدف مساعدت به تأمين هزينه هاى سفر حج، صندوق اعتبارى اسلامى برونئى[۱۲۹] را تأسيس كرد. شركتهاى وابسته به اين صندوق، خدمات بيمه حجاج، نظارت بر خدمات اقامتى و رفاهى، نظارت بر عملكرد دفترهاى خدمات مسافرتى و ساير امور حجاج را برعهده دارند. امروزه، سفر حجاج به عربستان سعودى از طريق پروازهاى مستقيم خطوط هوايى سلطنتى برونئى صورت مى پذيرد (>گزارشى از برونئى دارالسلام ۲۰۰۹<[۱۳۰] ، ص۱۸۰؛ بشير[۱۳۱] ، ص ۳۹). از ۱۳۸۸ش/ ۲۰۰۹، اداره مديريت حج در برونئى با همكارى وزارت بهداشت آن كشور، مقررات دقيق تر و كارآمدترى را درخصوص حفظ بهداشت و سلامت حجاج تدوين كرده است (← >گزارشى از برونئى دارالسلام ۲۰۰۹<، همانجا).

منابع :

M. Abdel Haleem, "The religious and social importance of Hajj", in The Hajj: collected essays, ed. Venetia Porter and Liana Saif, London: The British Museum, ۲۰۱۳; Mohamed Sharif Bashir, "Analysis of customer satisfaction with the Islamic banking sector: case of Brunei Darussalam", A sian journal of business and management sciences, vol. ۲, no. ۱۰ (۲۰۱۳); Robert R. Bianchi, Guests of God: pilgrimage and politics in the Islamic world, Oxford ۲۰۰۴; E. Darussalam Gov., ۲۰۱۴. Retrieved Mar. ۵, ۲۰۱۷, from https://www.brunei.gov.bn/ en/SitePages/Home-Government.aspx; John Funston, "Brunei Darussalam", in Voices of Islam in Southeast A sia: a contemporary sourcebook, compiled and edited by Greg Fealy and Virginia Hooker, Singapore: Institute of Southeast Asian Studies, ۲۰۰۶; Iik Arifin Mansurnoor, "Islam in Brunei Darussalam and global Islam: an analysis of their interaction", in Islam in the era of globalization: Muslim attitudes towards modernity and identity, ed. Johan Meuleman, London: Routledge Curzon, ۲۰۰۲;Negara Brunei Darussalam. Kementerian Hal Ehwal Ugama, ۲۰۱۷. Retrieved Mar. ۵, ۲۰۱۷, from www.kheu.gov.bn/Site Pages/Permohonan Menunaikan Fardu Haji.aspx; The Report: Brunei Darussalam ۲۰۰۹, [London]: Oxford Business Group, ۲۰۰۹.

/ فائزه رحمان /

۱. Kuríun ۲. Nurtazina ۳. Alpargu ۴. Brower ۵. Mikhail Sergeyevich Gorbachev ۶. Adeeb Khalid ۷. Yunusov ۸. Cornell ۹. Collins ۱۰. Capisani ۱۱. Salmorbekova ۱۲. Yemelianova ۱۳. Lenz-Raymann ۱۴. Wolters ۱۵. Qafqaz Müs•lmanlarâ Iè dar•si ۱۶. Sherry ۱۷. Apa X•b•rimiz Var ۱۸. Kabak ۱۹. Esegeldiev ۲۰. Frank ۲۱. Bennigsen ۲۲. Wimbush ۲۳. Rotar ۲۴. Fitzpatrick ۲۵. McGlinchey ۲۶. Rasanayagam ۲۷. Bayram ۲۸. UzDaily ۲۹. Eurasianet.org ۳۰. O’Dell ۳۱. Violations of freedom of religion or belief in Turkmenistan ۳۲. Corley ۳۳. Seisenbekova ۳۴. Bayyi§git ۳۵. Ersoy ۳۶. Dönmez ۳۷. Tunca ۳۸. Eíref Edip ۳۹. Türkiye Diyanet Vakfâ ۴۰. Diyanet èIíleri Baíkanlâ§gâ [Türkiye] ۴۱. Kemal Güran ۴۲. Brower ۴۳. Long ۴۴. Bianchi ۴۵. McLoughlin ۴۶. Hubbard ۴۷. Moore ۴۸. Map News ۴۹. Lecocq ۵۰. Trimingham ۵۱. New encyclopedia of Africa ۵۲. Nigerian pilgrims scheme ۵۳. French west Africa ۵۴. Falola ۵۵. Heaton ۵۶. Coleman ۵۷. Elsner ۵۸. Idrissa ۵۹. Decalo ۶۰. National Hajj Commission of Nigeria ۶۱. Bianchi ۶۲. Nixon ۶۳. Mauritius ۶۴. Tagliacozzo ۶۵. Léopold Sédar Senghor ۶۶. Abdou Diouf ۶۷. Cape Town ۶۸. Durban ۶۹. Apartheid ۷۰. Dupree ۷۱. Adamec ۷۲. Vardak ۷۳. "Religious affairs sector strategy" ۷۴. Daibul ۷۵. Ministry of Religious Affairs ۷۶. Bianchi ۷۷. Pakistan. Ministry of Religious Affairs ۷۸. Ahmad Khan ۷۹. Ministry of Religious Affairs ۸۰. Bianchi ۸۱. Ministry of Education ۸۲. Ministry of Sports, Culture and Religion ۸۳. Bangladesh Hajj Management ۸۴. Ministry of Religious Affairs-Bangladesh ۸۵. Bangladesh Hajj Management Portal ۸۶. "Final report on a proposed law relating to the Hajj management in Bangladesh" ۸۷. Haj Committee of India ۸۸. Ministry of External Affairs Government of India ۸۹. Central Haj Committee ۹۰. Haj Committee ۹۱. Bruinessen ۹۲. Serambi Mekkah ۹۳. Fealy ۹۴. Kongsi Tiga ۹۵. Junaidi ۹۶. Iè smail Hakkâ Göksoy ۹۷. Bianchi ۹۸. Komisi Pengawas Haji Indonesia (KPHI) ۹۹. Direktorat Jenderal Penyelenggaraan Haji dan Umrah ۱۰۰. Financial Management Body Hajj/ Badan Pengelola Keuangan Haji (BPKH) ۱۰۱. Kementerian Agama Republik Indonesia ۱۰۲. Kementerian Agama RI: Direktorat Jenderal Penyelenggaraan Haji dan Umrah ۱۰۳. Usman Umar ۱۰۴. "Causes of mortality for Indonesian Hajj pilgrims" ۱۰۵. Milner ۱۰۶. Haji Omar ۱۰۷. Penang ۱۰۸. Pulau Pinang ۱۰۹. Baharudin ۱۱۰. Syeikh Haji ۱۱۱. Roff ۱۱۲. Pilgrims Savings Corporation. ۱۱۳. Hajj Management and Fund Board /Lembaga Urusan dan Tabung Haji (LUTH) ۱۱۴. Fund Haji/ Lembaga Tabung Haji (TH) ۱۱۵. Mohammad Abdul Mannan ۱۱۶. Bianchi ۱۱۷. Tabung Haji ۱۱۸. Vaccination ۱۱۹. Haji Nik Hassan ۱۲۰. Abdel Haleem ۱۲۱. Mansurnoor ۱۲۲. Penang ۱۲۳. Pulau Pinang ۱۲۴. Bianchi ۱۲۵. Kementerian Hal Ehwal Ugama (KHEU) ۱۲۶. Haj Management Department ۱۲۷. Funston ۱۲۸. E-Darussalam Gov. ۱۲۹. Negara Brunei Darussalam. Kementerian Hal Ehwal Ugama ۱۳۰. Tabung Amanah Islam Brunei (TAIB) ۱۳۱. The Report: Brunei Darussalam ۲۰۰۹ ۱۳۲. Bashir

نظر شما
مولفان
هتاب مرد فر , جواد مرشد ل , کمال گوران ، تلخیص از د.ا.د.تر , محمد مالک , اصغر صادقی یکت , سعید شیراز , محمد عباس , فائزه رحما ,
گروه
رده موضوعی
جلد 22
تاریخ 96
وضعیت چاپ
  • چاپ شده