سازمان آزادیبخش فلسطین

معرف

سازمانى متشكل از احزاب و گروههاى مبارز فلسطينى.
متن

 

سازمان آزاديبخش فلسطين (ساف)، سازمانى متشكل از احزاب و گروههاى مبارز فلسطينى. تا اوايل دهه ۱۳۴۰ش/۱۹۶۰ احزاب و گروههاى فلسطينى فاقد سازماندهى و تشكيلات واحد و منظمى بودند و غالبآ با يكديگر اختلاف داشتند. ازهمين رو در رويارويى با رژيم صهيونيستى كارايى لازم را نداشتند و مذاكره و توافق آنها با كشورهاى عربى به سبب وجود گرايشهاى گوناگون با دشوارى همراه بود. بنابراين در چهلمين نشست اتحاديه عرب* در ۲۴ شهريور ۱۳۴۲/ ۱۵ سپتامبر ۱۹۶۳، كشورهاى عرب به سبب بيم از ناكامى در معادلات بين المللى و منطقه اى، جلوگيرى از پيدايش احزاب و گروههاى مستقل و بهره بردارى از اين گروهها براساس منافعشان به ويژه در منطقه خاورميانه، تصميم گرفتند تا گروهى را به نمايندگى از مردم فلسطين، تحت نظارت رسمى دولتهاى عربى به وجود آورند (مهنا، ص ۱۴۷ـ۱۴۸؛ محسن محمد صالح، ۱۴۲۴، ص ۳۶۵؛ بارك اسكاى[۱] ، ص ۴ـ۵؛ كوبان[۲] ، ص ۲۷ـ۲۹). در پى آن، در ۲۸ شهريور/ ۱۹ سپتامبر همان سال، اتحاديه عرب اين طرح را تصويب كرد و به موجب آن احمد شقيرى*، نماينده فلسطين در اتحاديه عرب شد. در۱۳۴۳ش/۱۹۶۴ در نخستين اجلاس اتحاديه عرب در قاهره، سران كشورهاى عرب به احمد شقيرى مأموريت يافتن بهترين شيوه سازماندهى ملت فلسطين براى كسب استقلال را دادند. او پس از مذاكره با دولتهاى عرب و مشورت با گروههاى فلسطينى، پيشنهاد كرد تا سازمانى فلسطينى بر پايه منشور ملى فلسطين (الميثاق الوطنى الفلسطينى) تأسيس شود. پس از آن در همايش ملى فلسطين، كه از ۷ تا ۱۲ خرداد ۱۳۴۳/ ۲۸ مه ـ ۲ ژوئن ۱۹۶۴ در بيت المقدّس با حضور گروههاى مختلف فلسطينى و نمايندگان كشورهاى عرب برگزار شد، سازمان آزاديبخش فلسطين (منظمة التحرير الفلسطينية) تأسيس گرديد و شقيرى به رياست كارگروه اجرايى آن برگزيده شد ( شقيرى، ج ۲، ص ۸۲ـ۹۳؛ فلسطين : تاريخها و قضيتها، ج ۴، ص ۱۵۸ـ۱۵۹؛ الموسوعة الفلسطينية، ج ۴، ص ۳۱۳ـ۳۱۴؛ شمش[۳] ، ص۴۰ـ۴۴؛ محسن محمد صالح، ۱۴۲۴، ص ۳۶۵ـ۳۶۶).

ساختار تشكيلاتى. اركان داخلى ساف سه بخش اصلى و چند نهاد فرعى دارد كه در زمينه امور سياست گذارى و اجراى سياست داخلى و خارجى، امور اجتماعى و مردمى و امور هنرى و خدماتى فلسطين فعاليت مى كنند. ۱) شوراى اجرايى، كه احمد شقيرى در ۱۳۴۳ش/۱۹۶۴ را تشكيل داد و پانزده عضو داشت. اين شورا به مثابه قوه مجريه، قدرتمندترين نهاد اجرايى ساف است و اعضاى آن را مجلس ملى فلسطين ( ادامه مقاله) انتخاب مى كند و رئيس آن از ميان اعضا انتخاب مى شود. رئيس كميته اجرايى، رياست ساف را نيز برعهده دارد. احمد شقيرى، يحيى حموده، ياسر عرفات* و محمود عباس (معروف به ابومازن) به ترتيب رؤساى ساف بوده اند. شوراى اجرايى نمايندگى ملت فلسطين در مجامع بين المللى، نظارت بر تشكيلات سازمان، صدور آيين نامه ها و دستورالعملهاى اجرايى و اجراى سياستهاى مالى و تنظيم بودجه را برعهده دارد (محسن محمد صالح، ۱۴۲۴، ص۳۷۰ـ ۳۷۱؛الموسوعة الفلسطينية، ج ۴، ص ۳۱۴ـ۳۱۹؛ منظمة التحرير الفلسطينية، ۲۰۱۰). ۲) مجلس ملى فلسطين (المجلس الوطنى الفلسطينى). به مثابه قوه مقننه، قدرتمندترين نهاد قانون گذارى در ساف است و بر ساير بخشهاى ساف نظارت مى كند. اين مجلس سياست گذارى كلان و برنامه هاى ساف را تعيين مى كند. اعضاى آن نمايندگان گروهها و احزاب گوناگون فلسطينى، نمايندگان اتحاديه هاى صنفى و دانشجويى و برخى از شخصيتهاى مستقل اند كه گروههاى عضو ساف آنها را انتخاب مى كنند. هر دوره مجلس ملى فلسطين سه سال است و در هر سال نشست سالانه اى برگزار مى كند. نشستهاى فورى و خارج از برنامه با درخواست شوراى اجرايى يا يك چهارم اعضاى اين مجلس صورت مى گيرد و حد نصاب برگزارى نشستها حضور يك سوم اعضاى مجلس است. رئيس، معاون و دبير اين مجلس حاصل انتخاب نمايندگان است. مجلس ملى در فاصله سالهاى ۱۳۴۳ش تا ۱۳۸۵ش/۱۹۶۴ـ۲۰۰۶، فقط ۲۱ جلسه برگزار كرده است كه حاكى از كاهش اختيارات قانونى و نظارتى اش به ويژه پس از قرارداد اوسلوى اول[۴] در ۱۳۷۲ش/۱۹۹۳ است. در واقع، اين مجلس از تصميم گيريهاى ملى فلسطين به حاشيه رانده شده است. جلسه فروردين ۱۳۷۵/ آوريل ۱۹۹۶ نيز با فشار امريكا و اسرائيل براى لغو بندهاى منشور ملى ضد حكومت صهيونيستى برگزار گرديد (محسن محمد صالح، ۱۴۲۴، ص ۳۶۹ـ ۳۷۰؛ همو، ۱۴۲۸، ص ۵۵ـ۵۷؛ باراك اسكاى، ص ۷ـ ۸؛ منظمة التحريرالفلسطينية، ۲۰۱۰). ۳) شوراى مركزى، كه در ۱۳۵۲ش/ ۱۹۷۳ تشكيل شد. اين شورا حلقه رابط ميان مجلس ملى و شوراى اجرايى است و درباره مسائلى تصميم مى گيرد كه شوراى اجرايى به آن ارجاع مى دهد و برنامه هاى اجرايى را تعيين و بر چگونگى اجراى آنها نظارت دارد. شمار اعضاى شوراى مركزى از ۳۲ تن در ابتداى تأسيس به ۱۰۸ تن در ۱۳۶۹ش/۱۹۹۰ رسيد (محسن محمد صالح، ۱۴۲۴، ص ۳۷۰؛ الموسوعة الفلسطينية، ج ۴، ص ۳۲۱ـ ۳۲۲). ارتش آزاديبخش فلسطين (جيش التحرير الفلسطينى) از ديگر تشكيلات ساف است كه تحت نظر شوراى مركزى فعاليت مى كرد. طرح تشكيل آن در نخستين اجلاس سران عرب در ۲۳ دى ۱۳۴۲/۱۳ ژانويه ۱۹۶۴ به تصويب رسيد و كشورهاى عرب مبلغ ۵ر۵ ميليون دينار براى تأسيس و توسعه آن اختصاص دادند. پس از انتصاب وجيه مدنى به فرماندهى كل ارتش، ستاد فرماندهى آن با حضور افسران فلسطينى مقيم كشورهاى عربى فعاليتش را آغاز كرد. نظاميان عالى رتبه فلسطينى ــكه پس از جنگ ۱۳۲۷ش/ ۱۹۴۸ به ارتش سوريه و مصر پيوسته بودندــ براى آموزش نيروهاى ارتش آزاديبخش دعوت شدند و به تدريج كشورهاى عربى همجوار، با تأسيس يگانهاى رزمى فلسطينى موافقت كردند. اين ارتش رهبر مستقلى دارد و واحدها، درجه و سلسله مراتب آن مانند ارتش سوريه، عراق و مصر است و اعضاى آن را فلسطينيهاى ساكن نوار غزه، مصر، سوريه و عراق تشكيل مى دهند. افزون بر فعاليتهاى نظامى، ارتش آزاديبخش فلسطين اقدامات فرهنگى گوناگونى انجام داده است كه از آن جمله است : انتشار صوت فلسطين در ۱۳۴۷ش/ ۱۹۶۸ در دمشق و ماهنامه جيش التحرير الفلسطينى در ۱۳۵۵ش/ ۱۹۷۶ در بيروت، ماهنامه الكرامة در ۱۳۵۶ش/ ۱۹۷۷ در اردن، مجله الاشبال در ۱۳۶۴ش/۱۹۸۵ در تونس ( الموسوعة الفلسطينية، ج ۴، ص ۳۱۵؛ رشاد توام، ص ۹۱ـ۹۶؛ منظمة التحرير الفلسطينية، ۲۰۱۰؛ ملا ابراهيمى، ذيل «ارتش آزادى بخش فلسطين»). ساير نهادهاى ساف عبارت اند از: مؤسسه مطالعات فلسطين، اتحاديه كارگران فلسطينى، صندوق ملى فلسطين، مركز تحقيقات، دفتر اطلاعات و ارشاد ملى، اتحاديه زنان فلسطينى، اتحاديه دانش آموزان و دانشجويان فلسطينى، جمعيت هلال احمر فلسطين، اتحاديه نويسندگان فلسطينى، و مركز برنامه ريزى. مجله فلسطين الثورة ترجمان (ارگان) رسمى ساف است كه به صورت هفتگى و به دو زبان عربى و انگليسى منتشر مى شود. اين نشريه تا پيش از حمله اسرائيل به لبنان در ۱۳۶۱ش/۱۹۸۲ در بيروت منتشر مى شد، اما پس از آن مدتى انتشار آن متوقف گرديد و بار ديگر در قبرس فعاليتش از سر گرفته شد. اكنون ساف بزرگ ترين سازمان فلسطينى است كه به صورت دولت خودگردان فلسطين در سرزمين فلسطين استقرار يافته است (نورانى، ص ۳۸ـ۴۵). برپايه اساسنامه ساف، مناسبات در داخل سازمان براساس تعهد به مبارزه، فعاليتهاى ملى، تحكيم پيوند ميان سطوح گوناگون آن از مراتب پايين سازمان تا سطح رهبرى براساس احترام اقليت به خواست اكثريت و جلب اعتماد مردم با اقناع و پيگيرى و تقويت مبارزه مسلحانه براى تحقق خواست انقلابى و پيروزى توده هاى مردم بوده است. براين اساس، همه فلسطينيها عضو ساف اند و لازم است براى آزادسازى سرزمينشان، در حد توانايى خود انجام وظيفه كنند و ملت فلسطين پايگاه بزرگ اين سازمان به شمار مى رود (منظمة التحرير الفلسطينية، ۲۰۱۰). ساف از ابتدا هفده گروه اصلى و فرعى داشت. دو گروه اصلى آن جنبش فتح* به رهبرى ياسر عرفات و جبهه خلق براى آزادى فلسطين* به رهبرى جورج حَبَش (پزشك مسيحى فلسطينى) بودند. هريك از اين دو بعدها به چند گروه جداگانه منشعب شدند. فتح به سه گروه سپتامبر سياه (ايلول الاسْوَد)، فتح ـ شوراى انقلابى (فتح ـ المجلس الثورى)، و فتح ـ قيام (فتح ـ الانتفاضة) تقسيم شد و جبهه خلق براى آزادى فلسطين نيز به دو گروه جبهه خلق براى آزادى فلسطين ـ فرماندهى كل (الجبهة الشعبية لتحرير فلسطين ـ القيادة العامة) و جبهه دموكراتيك براى آزادى فلسطين (الجبهة الديمقراطية لتحرير فلسطين) كه پيشتر جبهه انقلابى خلق براى آزادى فلسطين (الجبهة الشعبية الثورية لتحرير فلسطين) نام داشت، انشعاب يافت. هفت گروه فرعى و كوچك ديگر نيز از اين گروهها منشعب شدند كه همه آنان عضو ساف اند. به رغم مشاركت فعال همه گروههاى فلسطينى، جنبش فتح بر ساف تسلط يافت و رياست آن را در اختيار گرفت. خط مشى سازمان ملى گرايانه و چپ گرايانه است ( نورانى، ص ۴۹ـ۵۱؛ باراك اسكاى، ص ۵ـ۷؛ عصام عدوان، كتاب ۱، ص ۲۲۹ـ۲۵۴).

پيشينه. در زمان رياست شقيرى بر ساف دو ديدگاه درباره چگونگى مبارزه با رژيم اشغالى اسرائيل وجود داشت. ديدگاه نخست به كارگيرى روش مسالمت آميز، و ديگرى اقدام انقلابى برضد اسرائيل بود. شقيرى و جناح وى با تأثيرپذيرفتن از سياستهاى دولتهاى عرب به ويژه مصر، با هرگونه گسترش فعاليتهاى نظامى و سازمانهاى چريكى و اجراى عمليات ضد اسرائيل مخالف بودند. جدال و ناسازگارى ميان اين دو جناح به استعفاى برخى از اعضاى شوراى اجرايى ساف انجاميد و در پى آن شقيرى، شوراى اجرايى را منحل و شوراى انقلاب را جايگزين آن كرد، ولى پيامدهاى شكست كشورهاى عربى در جنگ شش روزه خرداد ۱۳۴۶/۱۹۶۷، ازجمله تصرف مناطق غربى رود اردن و مناطق شرقى بيت المقدّس به دست رژيم اشغالى، موجب تضعيف جناح مسالمت جو در ساف و قدرت گيرى بيشتر فتح شد. در نتيجه اين تحولات شقيرى كناره گيرى كرد و عيسى حموده جايگزين وى گرديد. پس از آن، مجلس ملى جديدى تشكيل و بر آزادى فعاليتهاى چريكى بر ضداسرائيل و تشكيل فرماندهى مشترك نظامى تأكيد شد. از اين پس با اصلاح و بازنگرى در منشور ملى فلسطين، گرايش نظامى ساف تقويت شد و اين روند با رسيدن ياسر عرفات به رياست شوراى اجرايى شدت يافت (الموسوعة الفلسطينية، ج ۴، ص ۳۱۴ـ۳۱۷؛ سميح فرسون، ص ۳۶۵ـ۳۶۹؛ بكر[۵] ، ص ۸۴ـ ۸۵؛ رشاد توام، ص ۳۶ـ۳۷). پس از جنگ شش روزه، گروههاى چريكى فلسطينى، كه برخى از آنها عضو ساف بودند، بر شدت عمليات خود بر ضد رژيم اشغالگر افزودند و شهر كَرامه، در غرب عمان/ امّان (پايتخت اردن) در دره اردن، مركز نيروهاى مبارزه فلسطينى شد. در اول فروردين ۱۳۴۷/۲۱ مارس ۱۹۶۸ نيروهاى اشغالگر به كرامه يورش بردند و نبرد سختى ميان آنها و چريكهاى فلسطينى درگرفت كه به پيروزى ساف انجاميد (فلسطين : تاريخها و قضيتها، ج ۴، ص ۱۷۷ـ۱۷۹؛ محسن محمد صالح، ۱۴۲۴، ص ۳۱۵). پس از آن، گروههاى عضو ساف در اردن نوعى دولت در دولت تشكيل دادند كه تابع قوانين و مقررات دولت اردن نبود. بنابراين در ۱۳۴۹ش/ ۱۹۷۰ به دستور حسين بن طلال*، پادشاه اردن، ارتش اين كشور به مراكز تجمع چريكهاى فلسطينى حمله كرد. در اين واقعه كه به سپتامبر سياه معروف شد، گروههاى فلسطينى با تلفات زياد به لبنان گريختند و بيروت مقرّ اصلى ساف شد (فالوجى، ص ۹۷؛ محمود ابراهيم، ص ۷۵ـ۸۳؛ روبين[۶] ، ص ۲۴ـ۳۷؛ نيز سپتامبر سياه*). در مهر ۱۳۵۲/ اكتبر ۱۹۷۳، ارتش مصر با گذر از آبراهه سوئز و شكستن خط دفاعى بارلو كه به خط دفاعى تسخيرناپذير معروف بود، به صحراى سينا و داخل قلمرو رژيم اسرائيل هجوم برد. سرانجام جنگ با انعقاد قرارداد صلح پايان يافت. در پى اين مذاكرات، سازمان ملل متحد نيز در ۱۳۵۳ش/ ۱۹۷۴ ساف را در مقام تنها نماينده ملت فلسطين به رسميت شناخت و اين سازمان عضو ناظر در سازمان ملل متحد شد. به رسميت شناخته شدن بين المللى، به ساف اعتبار خاصى بخشيد و ساف به گسترش مناسبات سياسى و افتتاح دفاتر و اعزام ديپلماتها به برخى از كشورها اقدام كرد. سران عرب نيز در نشست اتحاديه عرب در رباط در ۴ تا ۷ آبان ۱۳۵۳/ ۲۶ـ۲۹ اكتبر ۱۹۷۴، ساف را به عنوان نماينده قانونى و مشروع مردم فلسطين به رسميت شناختند ( محسن محمد صالح، ۱۴۲۴، ص ۳۰۴ـ۳۰۹؛ الموسوعة الفلسطينية، ج ۴، ص ۳۲۵؛ چمبرلين[۷] ، ص ۲۱۹ـ ۲۵۳؛ فلسطين: تاريخها و قضيتها، ج ۴، ص ۲۰۷ـ۲۰۸). ساف از مخالفان جدّى انعقاد پيمان صلح كمپ ديويد* ميان مصر و رژيم اسرائيل در ۲۶ شهريور ۱۳۵۷/ ۱۷ سپتامبر ۱۹۷۸ بود. ساف آن را نقض آشكار حقوق قانونى و مشروع ملت فلسطين مى دانست (مهنا، ص ۱۷۴ـ ۱۷۸؛ ثواقب، ص ۵۸ـ ۵۹). رژيم صهيونيستى در پى تشديد فعاليت گروههاى مبارز فلسطينى مستقر در لبنان ازجمله گروههاى عضو ساف در مناطق اشغالى فلسطين، در ۱۶ خرداد ۱۳۶۱/ ۶ ژوئن ۱۹۸۲ با هدف نابودى مقاومت فلسطين به لبنان حمله كرد. اين تهاجم به اخراج ساف از بيروت و پراكندگى گروههاى عضو آن در كشورهاى عربى منجر شد. سپس تونس مقرّ اصلى ساف گرديد و اين سازمان فعاليتهايش را در آنجا ادامه داد (محمود ابراهيم، ص ۱۱۳؛ محسن محمد صالح، ۱۴۲۴، ص ۳۱۸ـ۳۲۱). پس از وقوع انتفاضه اول در ۱۸ آذر ۱۳۶۶/۹ دسامبر ۱۹۸۷، همه گروههاى ساف با پايان بخشيدن به اختلافات داخلى از آن حمايت كردند. يكى از مهم ترين اقدامات اين گروهها، تشكيل ستاد مشترك رهبرى انتفاضه* از سوى جنبش فتح، حزب كمونيست فلسطين، جبهه دموكراتيك براى آزادى فلسطين و جبهه خلق براى آزادى فلسطين بود (مهنا، ص ۱۹۷ـ۱۹۸، ۲۰۳؛ محمود ابراهيم، ص ۱۱۹؛ جميل هلال، ص ۹۷ـ۹۸؛ فراسر[۸] ، ص ۱۳۶ـ۱۳۹). گسترش انتفاضه، اسرائيل را مجبور كرد تا مذاكره با ساف را بپذيرد. از سوى ديگر، حمايت ساف از عراق در حمله به كويت در ۱۳۶۹ش/۱۹۹۰، به قطع حمايتهاى مالى عربستان و ساير كشورهاى عربى انجاميد. بنابراين ساف براى خروج از تنگناى مالى و گرفتن امتياز، به مذاكره با اسرائيل روى آورد. اجلاس مادريد[۹] در ۸ آبان ۱۳۷۰/۳۰ اكتبر ۱۹۹۱ آغاز رسمى روند سازش با اسرائيل بود و ساف و اردن، هيئتى مشترك به اين اجلاس فرستادند. حكومت صهيونيستى نيز افزون بر مذاكره چند جانبه اش با عربها، گفتگوهاى پنهانى را با رهبران ساف آغاز كرد و سرانجام سازش رهبران فلسطينى و تسليم آنها در برابر خواستهاى اسرائيل، با طرح «غزه ـ اريحا» (توافقنامه ساف ـ اسرائيل) وارد مرحله جديدى شد. در ۱۹ شهريور ۱۳۷۲/۱۰ سپتامبر ۱۹۹۳، ياسر عرفات به عنوان رئيس ساف در نامه اى به اسحاق رابين، نخست وزير رژيم صهيونيستى، موجوديت اسرائيل را به رسميت شناخت و تعهد ساف را در پايبندى به اعلاميه اصول كلى (توافقنامه) و نيز قطعنامه هاى شماره ۲۴۲ و ۳۳۸ شوراى امنيت ــكه موجوديت رژيم اشغالگر قدس را به رسميت شناخته و خواستار بازگشت به مرزهاى پيش از ۱۳۴۷ش/ ۱۹۶۸ بودــ اعلام كرد و آن بخش از مفاد منشور فلسطين را كه موجوديت اسرائيل را انكار مى كرد، ملغا اعلام نمود. اسحاق رابين نيز ساف را به عنوان نماينده مردم فلسطين به رسميت شناخت و موافقتش را با آغاز مذاكره با اين سازمان اعلام كرد. سرانجام ياسر عرفات رهبر ساف در شهريور ۱۳۷۲/ سپتامبر ۱۹۹۳ در واشنگتن در حضور بيل كلينتون[۱۰] ، رئيس جمهور امريكا، و شمارى از شخصيتهاى سياسى جهان متن معاهده اسلو را امضا كرد كه به طرح «غزه ـ اريحا» معروف شد. همچنين عرفات و رابين در مذاكراتى پيش نويس هفده مادّه اى توافق را امضا كردند كه براساس آن در ۱۳۷۳ش/۱۹۹۴، حكومت خودمختار فلسطينى در كرانه غربى و نوار غزه تشكيل شد و عرفات در تير/ ژوئيه همان سال پس از پنجاه سال بار ديگر از مصر به فلسطين رفت و رام اللّه*، واقع در كرانه غربى، مركز تشكيلات خودگردان و سازمان آزاديبخش فلسطين شد ( مهنا، ص ۲۷۷ـ۲۸۹؛ طاهر خلف بكاء، ص ۲۶۳ـ۲۶۹؛ دجانى، ص ۱۱ـ۱۶؛ شفيق حوت، ص ۱۴ـ۲۳؛ براى اطلاع بيشتر از توافقنامه «متن كامل پيش نويس توافقات ساف و اسرائيل، معروف به طرح 'غزه ـ اريحا،»، ص ۱۲۹ـ۱۴۱). شايان ذكر است كه اسرائيل به مذاكرات صلح متعهد نبود و كارشكنيهاى آن و ساخت شهرك براى يهوديها همچنان ادامه يافت. در ۷ مهر۱۳۷۹/ ۲۸ سپتامبر ۲۰۰۰ با شكل گيرى انتفاضه اقصا، رهبران ساف تأكيد كردند كه انتفاضه اقصا تا بيرون راندن اشغالگران ادامه خواهد يافت. اسرائيل به رغم تعهداتش، ارتش را به داخل شهرهاى فلسطينى تحت تسلط دولت خودگردان فرستاد. عرفات رئيس ساف از آذر ۱۳۷۹/ دسامبر ۲۰۰۰ مذاكرات طابا با اسرائيل را با ميانجيگرى بيل كلينتون آغاز كرد كه نتيجه مشخصى در برنداشت. با مرگ ياسر عرفات براثر بيمارى در ۲۱ آبان ۱۳۸۳/ نوامبر ۲۰۰۴، محمود عباس به رياست اين سازمان و نخست وزيرى رسيد ( فالوجى، ص ۲۹۵ـ۲۹۶؛ مدينى، ص ۲۷۲ـ۲۷۹، ۴۸۴؛ بلقزيز، ص ۴۲ـ۴۵؛ عدنان سيدحسين، ص ۵۹ـ۶۵). جنبش حماس* در ۶ بهمن ۱۳۸۴/ ۲۶ ژانويه ۲۰۰۶، در انتخابات مجلس به پيروزى قاطع رسيد و دولت تشكيل داد. در اين زمان ساف براى نخستين بار از حضور در دولت محروم ماند. با توجه به اوضاع اجتماعى و اقتصادى در غزه و كرانه غربى و اعمال محدوديتهاى فراوان پس از روى كارآمدن دولت حماس، درگيرى ميان حماس و ساف تشديد شد. با افزايش درگيريهاى مسلحانه و جدال سياسى ميان ساف و حماس، در ۱۷ تا ۲۰ بهمن ۱۳۸۵/ ۶ـ۹ فوريه ۲۰۰۷، با ميانجيگرى ملك عبداللّه، پادشاه عربستان، نشستى در مكه برگزار شد كه به انعقاد پيمان مكه انجاميد. حماس و ساف توافقنامه مكه را با هدف پايان دادن به درگيريهاى داخلى و تشكيل دولت وحدت ملى امضا كردند. البته به سبب اختلافات بنيادى ميان آنها و اهتمام نداشتن به موارد اجرايى و عملياتى در نشست مكه، اين توافق به نتيجه نرسيد. در خرداد ۱۳۸۶/ ژوئن ۲۰۰۷ جنبش حماس در چهارچوب شعارهاى انتخاباتى، يعنى ريشه كنى فساد و ايجاد امنيت پايدار در فلسطين، در مدت چند روز بخشى از مواضع فتح را در نوار غزه به رهبرى محمد دَحلان ويران كرد و بر اين منطقه تسلط يافت. اختلاف نظر بين اين دو گروه اصلى فلسطينى سرانجام به درگيرى مسلحانه آنها در نوار غزه و اخراج مأموران تشكيلات خودگردان فلسطينى از اين بخش از اراضى فلسطينى انجاميد. به اين ترتيب دو دولت اداره سرزمينهاى فلسطينى را به عهده گرفتند، ساف در كرانه باخترى رود اردن، و حماس در نوار غزه ( مدينى، ص ۴۴۸، ۴۶۷ـ۴۶۹، ۴۸۲، ۴۹۲ـ ۴۹۳؛ عبداللّه اشعل، ص ۱۲۹ـ۱۶۵؛ سامى خاطر، ص ۱۷ـ ۱۹؛ ميلتون ـ ادواردز{C}[۱۱]{C} ، ص۱۱۰ـ۱۱۲). پس از ناكامى رژيم صهيونيستى در اعمال فشار بر مردم غزه از طريق تحريم اقتصادى، اسرائيل در پى هماهنگى با امريكا از ۷ تا ۲۸ دى ۱۳۸۷/ ۲۷ دسامبر ۲۰۰۸ـ ۱۷ ژانويه ۲۰۰۹ براى به تسليم واداشتن آنها به اين منطقه حمله كرد كه با مقاومت مردم غزه در اين جنگ (معروف به جنگ ۲۲ روزه) مواجه شد (عبداللّه اشعل، ص ۷۵؛ پاپه{C}[۱۲]{C} و چامسكى{C}[۱۳]{C} ، ص ۸۷). پس از آن، تلاشهايى براى آشتى حماس و ساف صورت گرفت و سازمان آزاديبخش فلسطين و جنبش حماس در ۱۳۹۳ش/۲۰۱۴ در صدد تشكيل دولت وحدت ملى برآمدند. آنان در بيانيه مشتركى اعلام كردند كه نمايندگان ساف و حماس توافقنامه اى در اين خصوص در غزه امضا كرده اند. طبق اين توافق نامه، قرار شد دولت ملى به رياست محمود عباس تشكيل شود و پس از مدتى انتخابات مجلس برگزار گردد («آشتى فلسطينيان»، ۱۳۹۳ش).

مناسبات خارجى ساف. در دوره پهلوى دوم (۱۳۲۰ـ ۱۳۵۷ش)، به سبب مناسبات نزديك حكومت شاه با رژيم اسرائيل، ساف با دولت ايران تعاملى نداشت. پس از پيروزى انقلاب اسلامى، سفارت اسرائيل تعطيل و سفارت فلسطين جايگزين آن شد و مناسبات ساف و جمهورى اسلامى آغاز گرديد. چند روز پس از پيروزى انقلاب، ياسر عرفات نخستين مهمان خارجى بود كه به ايران سفر كرد. به فرمان امام خمينى (ره) دفتر ساف در تهران افتتاح شد، اما تمايل عرفات به سازش با اسرائيل و نيز حمايت ساف از عراق در جنگ عراق با ايران* (۱۳۵۹ـ ۱۳۶۷ش)، موجب تيرگى مناسبات دو طرف گرديد ( ثواقب، ص ۴۳ـ۵۰، ۹۲ـ۹۷؛ اسدى، ص ۱۱۷ـ۱۲۸؛ بكر، ص ۲۰۶). جمهورى اسلامى ايران مخالفت صريح خود را با آغاز روند سازش ساف با رژيم صهيونيستى در دهه ۱۳۷۰ش/ ۱۹۹۰ اعلام كرد و آن را فرايندى طراحى شده از سوى امريكا دانست كه نتيجه اى به جز پايمال شدن حقوق فلسطينيها در پى ندارد. اين امر سبب تداوم تيرگى مناسبات ساف و جمهورى اسلامى ايران شد ( امين مصطفى، ص ۷۹ـ۸۲؛ ولايتى، ص ۱۶۷ـ۱۷۷؛ اسلو*، معاهده). تا پيش از جنگ ۱۳۴۶ش/۱۹۶۷، احمد شقيرى كه رياست ساف را از ۱۳۴۳ش/۱۹۶۴ بر عهده داشت، به طور مستقيم زير نفوذ جمال عبدالناصر* بود. جمال عبدالناصر از ساف بر ضد مخالفان خود به ويژه حكومت اردن بهره بردارى مى كرد، اما پس از شكست در آن جنگ و وقوع كودتا در يمن جنوبى، به تدريج نفوذ مصر بر سازمانها و گروههاى فلسطينى تضعيف شد و حتى پس از انعقاد پيمان كمپ ديويد، ساف مناسباتش را با مصر قطع كرد. عربستان سعودى از ۱۳۴۴ش/۱۹۶۵ كه گروه فتح تأسيس شد، به رغم تيرگى مناسباتشان پس از جنگ ۱۳۴۶ش/ ۱۹۶۵ به اين گروه كمك درخور توجهى كرد. دليل اين حمايت مخالفت بيشتر رهبران فتح با ناصريسم بود. مناسبات مطلوب عربستان پس از تأسيس ساف نيز ادامه يافت. مناسبات ساف با سوريه همواره تيره بود چون اين كشور از تسلط مصر بر ساف نگران بود و همه جانبه از تأسيس و فعاليت سازمانهاى ضداسرائيلى مانند سازمان صاعقه حمايت مى كرد. البته خارج شدن تدريجى ساف از دايره نفوذ مصر نيز به ارتقاى مناسبات ساف و سوريه كمكى نكرد، زيرا سوريه از برخى گروههاى مخالف ساف در جنگ داخلى لبنان حمايت كرده بود. مناسبات ساف و رژيم بعثى عراق همواره صلح آميز بوده است. ساف در جنگ عراق با ايران و حمله به كويت از حكومت صدام حمايت كرد (محمد ا.سليم{C}[۱۴]{C} ، ص ۲۹۸ـ۳۰۱؛ عبدالفتاح حسن ابوعليه و رفيق شاكر نتشه، ص ۴۷۵ـ۴۹۰؛ نورانى، ص ۱۵۶ـ۱۸۰). به طور كلى مناسبات ساف با بيشتر كشورهاى منطقه و جهان در زمينه حل و فصل مسئله فلسطين، براساس طرح قطعنامه ۲۴۲ شوراى امنيت سازمان ملل براى پذيرش دولت مستقل فلسطينى در مقابل رژيم اشغالگر صهيونيستى، تنظيم شده است. شوراى امنيت در آبان ۱۳۴۶/ نوامبر ۱۹۶۷ در اين قطعنامه از اسرائيل خواست از سرزمينهاى اشغالى ۱۳۴۶ش/۱۹۶۷ عقب نشينى كند. فلسطينيها و كشورهاى عرب درباره پذيرش بندهاى مختلف اين قطعنامه اختلافات بسيارى داشتند. گروههاى عضو ساف اين قطعنامه را در ۱۳۶۷ش/ ۱۹۸۸ پذيرفتند. پذيرش يا رد اين قطعنامه عاملى مهم در تعيين مواضع و سياست خارجى ساف با ديگر كشورها به شمار مى رفت. كشورهاى اروپايى، امريكا و روسيه و برخى كشورهاى عربى آن را مبناى مقبولى براى حل مسئله فلسطين و خاورميانه مى دانستند. در ميان كشورهاى غربى، حمايت آشكار امريكا از اسرائيل از همان روز نخست تأسيس اين رژيم، سبب شد تا ساف مناسبات خوبى با امريكا نداشته باشد، اما پس از جنگ ۱۳۴۶ش/۱۹۶۷ كه امريكا ميانجى حل مسئله فلسطين شد، اين دو مناسباتى پرفراز و فرود را تجربه كردند. مناسبات خوب جمال عبدالناصر با شوروى بر تعامل ساف با اين دولت تأثيرگذار بود. اين تعاملات در ۱۳۴۸ش/ ۱۹۶۹ آغاز شد و ياسر عرفات در مسكو با رهبران شوروى ديدار و گفتگو كرد ( محمد ا.سليم، ص۲۹۰ـ۲۹۳؛ بكر، ص ۲۰۹ـ ۲۱۴؛ نورانى، ص ۱۵۵). تصميمات مجمع عمومى سازمان ملل متحد درباره مسئله فلسطين ضمانت اجرايى ندارد و تصميمات شوراى امنيت نيز كه جنبه الزامى دارد، به سبب استفاده هاى مكرر امريكا از حق وتو، به اجرا نرسيده است. در ۱۳۵۳ش/۱۹۷۴، پس از آنكه اجلاس سران عرب در رباط (پايتخت مغرب) ساف را يگانه نماينده ملت فلسطين شناخت، مجمع عمومى سازمان ملل نيز در ۲۲ مهر/۱۴ اكتبر همان سال ساف را به رسميت شناخت و ياسر عرفات در ۲۲ آبان ۱۳۵۳/۱۳ نوامبر ۱۹۷۴ براى نخستين بار در مجمع عمومى سخنرانى كرد. در اول آذر/ ۲۲ نوامبر همان سال قطعنامه ۳۲۳ صادر شد كه در آن ضمن تأييد حق مردم فلسطين در استقلال و حاكميت ملى، ساف نخستين سازمان آزاديبخشِ عضو ناظر در مجمع عمومى سازمان ملل شد. در ۲۴ آذر ۱۳۶۷/ ۱۵ دسامبر ۱۹۸۸ بر اساس قطعنامه مجمع عمومى سازمان ملل، نام فلسطين جايگزين نام سازمان آزاديبخش فلسطين شد و در ۹ آذر ۱۳۹۱/ ۲۹ نوامبر ۲۰۱۲ در پى تصويب مجمع عمومى سازمان ملل، فلسطين با كسب اكثريت آرا، موقعيتش را در اين سازمان به دولت ناظر غيرعضو ارتقا داد ( رشاد توام، ص ۳۶، ۴۱، ۴۶؛ نورانى، ص ۲۰۲ـ۲۰۳؛ سازمان ملل متحد{C}[۱۵]{C} ، قطعنامه هاى ۱۷۷/۴۳ و ۱۹/۶۷).

منابع : «آشتى فلسطينيان: بن بست مذاكرات صلح»، فرارو، ۱۳۹۳ش.

Retrieved Aug.۷, ۲۰۱۶, from fararu.com/fa/news/۱۸۷۸۴۴/

آشتى ـ فلسطينيان ـ بن ـ بست ـ مذاكرات ـ صلح بيژن اسدى، «يك بررسى تطبيقى: سياست خارجى ايران درباره مسئله فلسطين در دوران پهلوى و جمهورى اسلامى ايران»، در فلسطين، نگاه ايرانى: مجموعه مقالات، تهران: مؤسسه تحقيقات و توسعه علوم انسانى، ۱۳۸۶ش؛ امين مصطفى، ايران و فلسطين بين عهدين، بيروت ۱۹۹۶؛ عبدالاله بلقزيز، «موضوعات سياسية من اجل اعادة بناء منظمة التحرير الفلسطينية»، در منظمة التحرير الفلسطينية و الانتفاضة : الحصيلة و المستقبل، بيروت: مركز دراسات الوحدة العربية، ۲۰۰۴؛ جهانبخش ثواقب، ايران و سازمان آزاديبخش فلسطين (۱۳۶۷ـ ۱۳۵۷)، شيراز ۱۳۸۱ش؛ جميل هلال، النظام السياسى الفلسطينى بعد اوسلو: دراسة تحليلية نقدية، بيروت ۱۹۹۸؛ برهان دجانى، «الاعتراف المتبادل بين حكومة دولة اسرائيل و منظمة التحرير الفلسطينية و ورقة اعلان مبادىء حول ترتيبات الحكومة الذاتية الانتقالية»، المستقبل العربى، ش ۱۷۷ (تشرين الثانى ۱۹۹۳)؛ رشاد توام، دبلوماسية التحرر الوطنى التجربة الفلسطينية (مقاربات فى القانون الدولى و العلاقات الدولية)، اوتاوا ۲۰۱۳؛ سامى خاطر، «تقييم المسار السياسى لحركة حماس ۲۰۰۷-۲۰۰۶»، در قراءات نقدية فى تجربة حماس و حكومتها، ۲۰۰۷-۲۰۰۶، تحرير محسن محمد صالح، بيروت: مركز الزيتونية للدراسات و الاستشارات، ۱۴۲۸/۲۰۰۷؛ سميح فرسون، فلسطين و الفلسطينيون، ترجمة عطا عبدالوهاب، بيروت ۲۰۰۳؛ شفيق حوت، «اتفاقات عرفات، رابين و مصير منظمة التحرير الفلسطينية»، مجلة الدراسات الفلسطينية، ش ۱۸ (ربيع ۱۹۹۴)؛ احمد شقيرى، الاعمال الكاملة، بيروت ۲۰۰۶؛ طاهر خلف بكاء، فلسطين من التقسيم الى اوسلو ۲، ۱۹۳۷ـ ۱۹۹۵، بغداد ۲۰۰۱؛ عبدالفتاح حسن ابوعليه و رفيق شاكر نتشه، المملكة العربية السعودية و قضية فلسطين، رياض ۱۴۱۹/۱۹۹۹؛ عبداللّه اشعل، مخاطر الشقاق على القضية الفلسطينية، قاهره ۲۰۱۰؛ عدنان سيد حسين، «القضية الفلسطينية و التحديات الراهنة»، در القضية الفلسطينية تحديات الوجود الهوية، مراجعة و تقديم: منذر الشرع، عَمّان: مؤسسة عبدالحميد شومان، ۲۰۰۵؛ عصام عدوان، حركة التحرير الفلسطينى: فتح، قاهره ۲۰۱۰؛ فريد فالوجى، عاش مهمومآ مات مسمومآ: ابوعمار ثائر اسطورى ام عميل اسرائيلى، دمشق ۲۰۰۵؛ فلسطين: تاريخها و قضيتها، ج ۴، قبرس: مؤسسة الدراسات الفلسطينية، ۱۹۸۳؛ «متن كامل پيش نويس توافقات ساف و اسرائيل، معروف به طرح 'غزه ـ اريحا،»، فصلنامه مطالعات خاورميانه، سال ۱، ش ۱ (تابستان ۱۳۷۳)؛ محسن محمد صالح، فلسطين: دراسات منهجية فى القضية الفلسطينية، جيزه، مصر ۱۴۲۴/۲۰۰۳؛ همو، «المجلس الوطنى الفلسطينى: اعادة التشكيل و عدالة التمثيل»، در منظمة التحرير الفلسطينية: تقييم التجربة و اعادة البناء، تحرير محسن محمد صالح، بيروت: مركز الزيتونة للدراسات و الانتشارات، ۱۴۲۸/۲۰۰۷؛ محمود ابراهيم، جنبش آزاديبخش فلسلطين (فتح)، ترجمة يداللّه احمدى ملايرى و سميه آقاجانى، تهران ۱۳۸۹ش؛ توفيق مدينى، القضية الفلسطينية امام خطر التصفية: دراسة تاريخية سياسية، دمشق ۱۴۲۹/۲۰۰۸؛ عزت ملاابراهيمى، فرهنگ معاصر فلسطين : شخصيت ها و جنبش ها، ج ۱، تهران ۱۳۸۲ش؛ منظمة التحرير الفلسطينية. اللجنة التنفيذية، «النظام الاساسى لمنظمة التحرير الفلسطينية»، المجلس الوطنى الفلسطينى، ۲۰۱۰.

Retrieved Aug.۸, ۲۰۱۶, from www.palestinepnc.org/ index.php?option=com_content & view=article & id= ۳۷۲&Itemid=۳۴۵&lang=ar;

 الموسوعة الفلسطينية، دمشق: هيئة الموسوعة الفلسطينية، ۱۹۸۴؛ عبدالعزيز مهنا، فلسطين و اسرائيل، ]رياض[ ۱۴۱۵/۱۹۹۴؛ محمود نورانى، اهداف سياست خارجى ساف در فلسطين اشغالى : ۱۹۸۸ـ ۱۹۶۴، تهران ۱۳۷۶ش؛ على اكبر ولايتى، جمهورى اسلامى ايران و تحولات فلسطين (۱۳۸۵ـ۱۳۵۷/ ۲۰۰۶ـ ۱۹۷۹)، تهران ۱۳۸۶ش؛

Daniel Baracskay, The Palestine Liberation Organization: terrorism and prospects for peace in the Holy Land, Santa Barbara, Calif. ۲۰۱۱; Jillian Becker, The PLO: the rise and fall of the Palestine Liberation Organization, Bloomington ۲۰۱۴; Paul Thomas Chamberlin, The global offensive: the United States, the Palestine Liberation Organization, and the making of the post-Cold War order, Oxford ۲۰۱۲; Helena Cobban, The Palestinian Liberation Organisation: people, power and politics, Cambridge ۱۹۹۲; T.G. Fraser, The A rab-Israeli conflict, Hampshire, Engl. ۱۹۹۵; Beverley Milton-Edwards, The Israeli-Palestinian conflict: a people’s war, London ۲۰۰۹; Mohamed E. Selim, "The survival of a nonstate actor: the foreign policy of the Palestine Liberation Organization", in The Foreign policies of A rab states: the challenge of change, Boulder: Westview Press, ۱۹۹۱; Ilan Pappé and Noam Chomsky, Gaza in crisis: reflections on Israel’s war against the Palestinians, ed. Frank Barat, Chicago: Haymarket Books, ۲۰۱۳; Barry Rubin, Revolution until victory?: the politics and history of the PLO, Cambridge, Mass. ۱۹۹۴; Moshe Shemesh, The Palestinian entity, ۱۹۵۹-۱۹۷۴: A rab politics and the PLO, London ۱۹۸۸; United Nations. General Assembly, "۴۳.۱۷۷. Question of Palestine", United Nations, ۱۹۸۸. Retrieved Aug.۱۷, ۲۰۱۶, from www.un.org/en/ga/scarch/ view-doc.asp? symbol= A/RES/۴۳/۱۷۷; idem, "۶۷.۱۹.Status of Palestine in the United Nations", United Nations, ۲۰۱۲. Retrieved Aug.۱۷, ۲۰۱۶, from www.un.org/en/ga/search/ viewdoc. asp? symbol=A/RES/۶۷/۱۹.

 / محمد مالكى /

۱. Baracskay ۲. Cobban ۳. Shemesh ۴. Oslo I Accord ۵. Becker ۶. Rubin ۷. Chamberlin ۸. Fraser ۹. Madrid Conference ۱۰. Bill Clinton ۱۱. Milton-Edwards ۱۲. Pappé ۱۳. Chomsky ۱۴. Mohamed E. Selim ۱۵. United Nations

 

نظر شما
مولفان
گروه
اسلام معاصر ,
رده موضوعی
جلد 22
تاریخ 96
وضعیت چاپ
  • چاپ شده