زیارت

معرف

اصطلاحى دينى به معناى حاضرشدن در كنار مقابر اموات و به‌ويژه افراد صالح و مقرب درگاه الهى و به‌طور خاص، پيامبران و امامان، گاه با مناسكى مخصوص.
متن

زيارت، اصطلاحى دينى به معناى حاضرشدن در كنار مقابر اموات و به ويژه افراد صالح و مقرب درگاه الهى و به طور خاص، پيامبران و امامان، گاه با مناسكى مخصوص. زيارت از ريشه «ز و ر»، در لغت متضمن معناى قصد، ميل و رغبت به سوى ديدارشونده و عدول از غير آن ( ← خليل بن احمد؛ جوهرى؛ ابن فارِس؛ ابن اثير، ذيل «زور»)، و در اصطلاح به معناى ديدار و ملاقات با كسى يا ديداركردن از جايى است ( ← آذرنوش، ذيل «زور»). زيارت متضمن معناى حضور نزد زيارت شونده، اعم از شخص يا مكان، و عدول از ديگرى است و لازمه آن بزرگداشت شخص يا مكانى منتسب به امرى مقدس است. اين مقاله مشتمل است بر : ۱) مباحث كلامى ۲) مباحث قرآنى و حديثى ۳) ابعاد فرهنگى ـ اجتماعى

 ۱) مباحث كلامى. زيارت به طور كلى در جوامع انسانى مرسوم بوده است و سنّتى است برخاسته از نياز و ميلى درونى در انسانها ناظر به استمرار حيات پس از مرگ و امكان ارتباط قلبى با شخص مورد علاقه. در تعاليم اسلام نيز اين سنّت و باور على الاطلاق نفى نشده و فقط به تصحيح روشهاى آن و برخى نگرشها و پيشگيرى از كژروى در آن توجه شده است ( ← سبحانى، ۱۴۲۵، ص ۶ـ۹). به اين ترتيب، زيارت ميان مسلمانان نيز رايج بوده است و اكنون نيز رواج دارد. بعضى حتى مشروعيت و نيز استحباب زيارت قبور را امرى اجماعى خوانده اند ( ← سُبْكى، ص ۸۳؛ سَمْهودى، ج ۴، ص ۴۳۵، پانويس ۱؛ كاشف الغطاء، ص ۱۴۳؛ امين، ص ۳۶۷). فقط گروه كوچكى از مسلمانان، يعنى سلفيان، با برخى مصاديق زيارت مخالفت كرده و آن را شرك آميز دانسته اند ( ← ادامه مقاله). در بيانات دينى، تأكيد فراوانى بر رفتن به زيارت عالمان و بزرگان دين و نيز زيارت مؤمنان، در زمان حياتشان، شده است (براى نمونه  ← حسين بن سعيد اهوازى، ص ۵۸ ـ ۶۲؛ كلينى، ج ۲، ص ۱۷۵، ۱۷۷، ۲۰۳؛ ابن شعبه، ص ۲۰۰؛ نيز  ← ابن بابويه، ۱۴۱۴، ج ۲، ص ۷۳ كه ثواب زيارت مؤمنان صالح را معادل ثواب زيارت ائمه اطهار عليهم السلام دانسته است). زيارت مرقد رسول خدا صلى اللّه عليه وآله و سلم، زيارت مرقدهاى امامان، زيارت مزار شهدا و عالمان دين و زيارت قبر پدر و مادر و ساير اهل قبور مصداقهاى زيارت اند. طبق سنّت اسلامى، زيارت مرقد درگذشتگان و به ويژه بزرگان دين، جايز و آثارى چون برخوردارى از شفاعتِ زيارت شونده بر آن مترتب است؛ اما وهابيان و سلفيان و برخى گرايندگان به اين جريان مذهبى، اين عمل را شرك آميز تلقى كرده و به مخالفت با آن پرداخته اند. آنان به طور خاص با شيعيان، گذشته از اختلاف آموزه اى در چندين مورد، در موضوع زيارت و آثار مترتب بر آن اختلاف نظر و تقابل دارند ( ← ادامه مقاله؛ براى موارد ديگر  ← شفاعت*؛ توسل*؛ تبرك*). در آيات قرآن درباره جواز زيارت قبور يا منع آن سخنى به صراحت نيامده است. برخى مفسران از مضمون آيه ۲۱ سوره كهف دريافته اند كه مى توان محل دفن افراد مؤمن و موحد را زيارت كرد و پيرامون آن مسجد ساخت ( ← طوسى، التبيان؛ زمخشرى؛ طبرِسى؛ طباطبائى، ذيل آيه). همچنين، در تفسير آيه ۸۴ سوره توبه كه در آن پيامبر اكرم از نمازخواندن بر جنازه منافقان و دعاكردن و نيز ايستادن كنار قبر آنان نهى شده است، گفته اند كه اين نهى صرفآ ناظر به مراسم دفن و خواندن نماز ميت نيست (براى نمونه  ← بيضاوى؛ محلّى و سيوطى؛ آلوسى، ذيل آيه؛ نيز  ← سبحانى، ۱۴۲۵، ص ۱۶ـ ۱۹)، بلكه مراد نهى از دعا و ايستادن بر كنار قبر ميتِ منافق و به تعبيرى نهى از زيارت قبر منافق است و بنابراين مى توان نتيجه گرفت زيارت قبر غيرمنافقان، يعنى مؤمنان، روا است ( ← سبحانى، همانجا). در آيه ۶۴ سوره نساء بيان شده است كه اگر مردم براى طلب آمرزش و استغفار نزد پيامبر بيايند و پيامبر براى آنان از خدا آمرزش بخواهد، قطعآ از آمرزش الهى بهره مند خواهند شد. بعضى اين آيه را دليل بر جواز زيارت مزار پيامبر شمرده اند. زيرا پيامبر نزد خدا حيات دارد و زائر خويش را مى بيند و سلام او را پاسخ مى دهد، و بنابراين فرقى نيست ميان آنكه در حال حيات از وى طلب استغفار شود يا پس از مرگ. بنابراين، فعل «جاؤوك» (= بيايند، آمدند) در آيه هم ناظر بر زندگى دنيا و هم پس از آن است. اعتقاد عمومى مسلمانان نيز چنين بوده است و مسلمانان از اين آيه برداشت نكرده اند كه ميان زندگى و مرگ آن حضرت از اين حيث تفاوتى هست ( ← سبكى، ص ۸۱ـ۸۲؛ سمهودى، ج ۴، ص۴۸۰ـ۴۸۲؛ براى تبيين دلالت آيه بر زندگىِ پس از مرگ پيامبر  ← سبحانى، ۱۴۲۵، ص ۴۳ـ۴۷؛ فرمانيان و صداقت، ص ۱۴۲ـ۱۴۶). در تأييد دلالت آيه بر دوران پس از رحلت پيامبر، به ماجراى فردى اعرابى (صحرانشين) استناد شده است كه به زيارت مزار ايشان رفت و اين آيه را تلاوت كرد و آمرزش خواست، آنگاه به وى بشارت برخوردارى از شفاعت حضرت رسول داده شد ( ← ابن كثير؛ ثعالبى؛ سيوطى، ذيل آيه؛ براى تبيين نحوه دلالت اين روايت  ← سمهودى، همانجا). آيه ۳۲ سوره حج نيز كه در آن به تعظيم شعائر الهى توصيه شده شاهد ديگرى بر جواز زيارت بزرگان دين تلقى شده است. شعائر در لغت به معناى علامت است و براساس تفاسير، مراد از شعائر در قرآن معالم و نشانه هاى دين خداست ( ← ابن اثير؛ ابن منظور؛ زَبيدى، ذيل «شعر»؛ نيز  ← موسوى، ص ۵۴ـ۵۹؛ براى معناى شعائر در تفاسير  ← طوسى، التبيان، ذيل حج: ۳۶؛ طبرسى، ذيل مائده: ۲، حج: ۳۲). گفته اند كه زيارت قبور بزرگان دين از سنخ تعظيم شعائر الهى است و با توجه به مضمون آيه، نشانه تقواست ( ← سبحانى، ۱۳۷۵ش، ص ۴۱ـ ۴۴؛ فرمانيان و صداقت، ص ۱۴۶ـ۱۴۸؛ براى اشتمال معناى شعائر بر قبور ائمه و بزرگان دين  ← كاشف الغطاء، ص ۱۵۴؛ موسوى، ص ۴۵ـ۴۷). در شمارى از منابع حديثى شيعه و اهل سنّت آمده است كه رسول اكرم در مراحل آغازين دعوت به اسلام، مسلمانان را از زيارت قبور و حضوريافتن در كنار مزار درگذشتگان نهى كرده بود؛ اما پس از چندى، رفتن به زيارت اهل قبور مشروط به آنكه كلامى آميخته به ناشُكرى بر زبان آورده نشود، جايز اعلام شد ( ← شافعى، ص ۳۶۱؛ احمدبن حنبل، ج ۱، ص ۴۵۲، ج ۳، ص ۶۶؛ مسلم بن حجاج، ج ۳، ص ۶۴؛ نسائى، ج ۴، ص ۸۹، ۹۱ـ۹۳؛ ابن بابويه، ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶، ج ۲، ص ۴۳۹). تاريخ صدور جواز زيارت پس از منع اوليه آن را گاه زمان غزوه خيبر (سال هفتم)، گاه غزوه حنين (سال هشتم) و گاه پس از رفتن پيامبر به مزار مادرشان در ابواء، كه احتمالا پس از فتح مكه در سال هشتم پس از هجرت بوده است، دانسته اند ( ← طَبَرانى، ج ۴، ص ۳۵، ج ۵، ص ۸۲؛ حاكم نيشابورى، ج ۱، ص ۳۷۵؛ براى تفصيل مطلب  ← صداقت، ۱۳۸۸ش). به هرحال، مسلّم است كه پس از سال هشتم، زيارت قبور جايز بوده است و پس از آن پيامبر و صحابه به زيارت قبور مى رفته اند. در مورد علت منع پيشين آن گفته اند كه در عصر جاهلى، چنان كه از آيات اول و دوم سوره تكاثر برمى آيد، مردم با رفتن به مزار درگذشتگانشان به كثرت مردگان خود تفاخر مى كردند. اين نوع زيارت كه عادت مشركان مكه بود، نكوهش شده بود (براى تفسير آيات  ← قمى؛ طوسى، التبيان؛ زمخشرى؛ طباطبائى، ذيل آيات). بنابراين، مى توان دريافت كه زيارت به سبب رفتارهاى غلط مردم، در يك دوره زمانىِ خاص منع شد و با اصلاح آن رفتارها پس از استقرار اسلام و ترك عادات جاهلى اين منع برداشته شد ( ← كاشف الغطاء، ص ۱۴۴؛ سبحانى، ۱۴۲۵، ص ۱۱). رواياتِ فراوانى درباره رفتن رسول خدا به زيارت اهل قبور و سفارش آن به مسلمانان و تعليم آداب آن به ايشان وجود دارد كه جواز زيارت از آن فهميده مى شود. نقل است كه آن حضرت هرگاه به قبرستان بقيع مى رفت، با مردگان نجوا و برايشان دعا و طلب آمرزش مى كرد ( ← مسلم بن حجاج، ج ۳، ص ۶۳؛ نَوَوى، ج ۷، ص ۴۱؛ هيثمى، ج ۳، ص ۶۰؛ متقى هندى، ج ۱۵، ص ۶۴۷ـ ۶۴۸). همچنين، گفته اند كه ايشان هنگام گذر از كنار قبور بر صاحبان قبور سلام مى فرستاد و از پيوستن زندگان به آنان در آينده اى نزديك خبر مى داد و از خداوند براى همه آنها طلب عافيت مى كرد ( ← ابوداوود سِجِستانى، ج ۲، ص ۸۷؛ نسائى، ج ۴، ص ۹۳ـ ۹۴). به علاوه، در روايات به طور خاص ذكر شده است كه رسول اكرم به زيارت مرقد پدر و مادر خود مى رفت ( ← مسلم بن حجاج، ج ۳، ص ۶۵؛ ابن شُبَّه، ج ۱، ص ۶۴ـ۶۵؛ ابن ماجه، ج ۱، ص ۵۰۱؛ بيهقى، ج ۴، ص ۷۶). براساس روايات، پيامبر اكرم و به پيروى از ايشان فاطمه زهرا سلام اللّه عليها، بارها به زيارت قبور شهدا و به ويژه قبر حمزه سيدالشهدا مى رفتند و بر آنها سلام مى فرستادند. آن حضرت مسلمانان را نيز به زيارت قبور شهدا و قبر حمزه ترغيب مى كرد ( ← ابن سعد، ج ۳، ص ۱۹؛ ابن شبّه، ج ۱، ص ۱۳۲؛ كلينى، ج ۳، ص ۲۲۸، ج ۴، ص ۵۶۰ـ۵۶۱؛ قاضى نعمان، ج ۱، ص ۲۳۹). براساس روايات شيعى، امامان نيز همچون رسول خدا پيروان خود را به زيارت اهل قبور ترغيب مى كردند و آداب آن را به ايشان مى آموختند، ازجمله امام على عليه السلام در ضمن حديث اربعمأة، زيارت مدفن درگذشتگان را سبب شادمانى آنان دانسته است. به فرموده آن حضرت، شايسته است انسان حاجات خود را نزد قبر پدر و مادرش، پس از دعا بر آن دو، از خدا بخواهد ( ← كلينى، ج ۳، ص۲۳۰؛ ابن شعبه، ص ۱۰۶؛ ابن بابويه، ۱۳۶۲ش، ج ۲، ص ۶۱۸). همچنين، در احاديث به زيارت قبور در صبحگاه روز جمعه تا پيش از طلوع خورشيد توصيه شده است ( ← كلينى، ج ۳، ص ۲۲۹؛ طوسى، الامالى، ص ۶۸۸؛ مجلسى، ج ۶، ص ۲۵۶). در برخى احاديث آمده است كه مردگان فردى را كه به مزارشان آمده است مى شناسند و زيارت مزارشان سبب شادمانى آنها مى شود، تا جايى كه صاحب قبر پس از رفتنِ زائر احساس وحشت و نگرانى مى كند ( ← كلينى، ج ۳، ص ۲۲۸؛ ابن بابويه، ۱۳۶۲ش، همانجا؛ مجلسى، ج ۷۹، ص ۶۴، ج ۹۹، ص ۲۹۶). در شمار زيادى از روايات شيعى تأكيد فراوانى بر زيارت مرقد امامان به ويژه امام على، امام حسين و امام رضا شده است (براى نمونه  ← حِمْيَرى، ص ۹۹؛ كلينى، ج ۴، ص ۵۴۸؛ ابن قُولُويه، ص ۲۷۸ـ۳۱۱؛ ابن بابويه، ۱۳۶۳ش، ج ۲، ص ۲۵۸ـ۲۶۱). همچنين، آداب زيارت معصومان به تفصيل بيان شده است (براى نمونه  ← كلينى، ج ۴، ص ۵۶۳، ۵۷۲ـ ۵۷۵؛ ابن قولويه، ص ۳۶۹؛ مجلسى، ج ۹۸، ص ۱۵۷ـ۱۶۰). توصيه به زيارت مرقد برخى شخصيتها از خاندان رسول اكرم مانند زيارت حضرت معصومه و بشارت بهشت در قبال آن و نيز توصيه به زيارت عبدالعظيم حسنى در رى و معادل قراردادن ثواب آن با زيارت امام حسين در كربلا براى تثبيت اين جايگاه، از ديگر مؤيدات مشروعيت زيارت در سنّت شيعى است ( ← ابن قولويه، ص ۵۳۶ـ۵۳۷). بررسى سيره مسلمانان در موضوع زيارت قبور مى تواند يكى ديگر از مؤيدات جواز زيارت تلقى شود، ازجمله نمونه هاى زيارت قبور بزرگان دين و صحابه مى توان اشاره كرد به زيارتِ ابوبكر، سعدبن ابى وقاص، ابوسعيد خُدرى، امّسَلَمه، ابوهريره، عبداللّه بن عمر و فاطمه خزاعيه از قبر حمزه، زيارت عايشه از مدفن برادرش عبدالرحمان، زيارت عمر از مدفن پدرش، زيارت امام حسين از مزار امام حسن در شبهاى جمعه، زيارت جابربن عبداللّه انصارى در روز اربعين و همچنين زيارت خاندان امام حسين پس از رفع اسارت و در راه بازگشت به مدينه از مزار شهداى كربلا بنابر برخى منابع ( ← واقدى، ج ۱، ص ۳۱۳ـ۳۱۴؛ صنعانى، ج ۳، ص ۵۷۰؛ جاحظ، ص ۷۲؛ حميرى، ص ۱۳۹؛ ابوريحان بيرونى، ص ۳۳۱؛ عمادالدين طبرى آملى، ص ۱۲۵؛ عينى، ج ۸، ص۷۰؛ مجلسى، ج ۴۴، ص ۱۵۰، ج ۶۵، ص۱۳۰، ج ۹۸، ص ۱۹۵). همچنين، در منابع به برخى مزارها كه در طول تاريخ مورد توجه مسلمانان بوده است، اشاره شده كه نشان دهنده سيره مسلمانان در طول زمان است. برخى صاحبان اين قبور به اين شرح اند: بلال حبشى، سلمان فارسى، طلحه، زبير، ابوايوب انصارى، عمربن عبدالعزيز، ابوحنيفه و مالك بن انس (براى گزارشى از مزارات مورد توجه مسلمانان  ← امينى، ج ۵، ص ۱۸۴ـ۲۰۵). فيلسوفان هم به زيارت قبور اعتقاد داشته اند و بر اين باور استدلال نيز كرده اند ( ← صدرالدين شيرازى، سفر۴، ج ۱، ص ۴۹، و تعليقه سبزوارى، ش ۱؛ نيز براى گزارشى از آراى فيلسوفان  ← حاجيان، ص ۴۲۲ـ۴۲۸). زيارت قبور در ميان عرفا و صوفيان نيز رايج بوده است و آنان رفتن به زيارت را راهى براى سيروسلوك و كسب فضائل دانسته و آن را به پيروان خود توصيه مى كرده اند (براى نمونه  ← غزالى، ج ۴، ص۴۹۰ـ۴۹۳؛ ابن عربى، ج ۴، ص۵۰۰؛ براى گزارشى از آراى عرفا و صوفيان  ← صداقت، ۱۳۹۱ش). در روايات فوايدى نيز براى زيارت اهل قبور نقل شده است. بر اساس آنها، زيارت قبور در زندگى دنيايى سبب خير، موجب به يادآوردن آخرت، عبرت از احوال مردگان، زهد و بى رغبتى به دنيا، رقيق شدن قلب، قرب به خدا، استجابت دعا و برآورده شدن حاجات و رفع مشكلات، برخوردارى از بهره هاى مادى و معنوى، طهارت و دورى از گناه مى شود ( ← احمدبن حنبل، ج ۱، ص ۱۴۵، ج ۳، ص ۲۳۷، ۲۵۰، ج ۵، ص ۳۵۵ـ۳۵۷؛ ابن ماجه، ج ۱، ص ۵۰۱؛ قاضى نعمان، ج ۱، ص ۲۳۹؛ ابن بابويه، ۱۴۱۴، ج ۲، ص ۵۸۳؛ حاكم نيشابورى، ج ۱، ص ۳۷۶ـ۳۷۷؛ بيهقى، ج ۴، ص ۷۶ـ۷۷). همچنين، زيارت قبور معصومان عليهم السلام موجب پذيرفته شدن توبه و استغفار زائر و دورشدن وى از گناهان در دنيا مى شود. از آثار اخروى زيارت نيز تضمين بهشت و برخوردارى از شفاعت زيارت شونده در آخرت را مى توان برشمرد (براى نمونه  ← كلينى، ج ۴، ص ۵۶۷؛ ابن بابويه، ۱۴۱۴، همانجا؛ دارقطنى، ج ۲، ص ۲۴۴). براساس روايات شيعى، هر فردى كه با ميل و رغبت به زيارت مزار مطهر هريك از امامان برود، آن امام در قيامت شفيع وى خواهد بود و ثواب زيارت هريك از امامان معادل ثواب زيارت رسول خدا صلى اللّه عليه وآله وسلم دانسته شده است ( ← كلينى، ج ۴، ص ۵۶۷، ۵۷۹، ۵۸۱ـ ۵۸۹؛ ابن قولويه، ص ۲۳۷؛ ابن بابويه، ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶، ج ۲، ص ۴۵۹؛ طوسى، تهذيب الاحكام، ج ۶، ص ۷۹). همچنين، نقل شده است كه پيامبر اكرم نجات زيارت كنندگان مزار خود و ساير معصومان را از وحشت و سختيهاى قيامت تضمين كرده است ( ← كلينى، ج ۴، ص ۵۷۹؛ ابن قولويه، ص۴۰؛ ابن بابويه، ۱۴۱۷، ص ۱۸۳). زيارت رسول خدا به طور خاص موضوع مباحثى بوده است. در استحباب زيارت آن حضرت و فوايد آن روايات فراوانى وارد شده است. براساس روايات، ثواب زيارت مرقد رسول خدا معادل ثواب زيارت ايشان در دوران حياتشان و نيز معادل به جاآوردن دو حج يا معادل حجى در كنار آن حضرت دانسته شده است. همچنين، به زائر مرقد ايشان وعده برخوردارى از شفاعت آن حضرت و مصاحبت با ايشان در قيامت داده شده است ( ← كلينى، ج ۴، ص ۵۴۸؛ هيثمى، ج ۴، ص ۲؛ متقى هندى، ج ۵، ص ۱۳۵). در حديث ديگرى بيان شده است كسى كه حج به جاى آورد و تعمدآ زيارت رسول خدا را وانهد، به آن بزرگوار جفا كرده است (ابن عَدِىّ، ج ۷، ص ۱۴؛ مفيد، ۱۴۱۴ب، ص۱۳۰؛ متقى هندى، همانجا). افزون براين، در دورانهاى مختلف، سيره مسلمانان چنين بوده كه قبل يا بعد از سفر حج، به زيارت مرقد رسول خدا نيز مى رفته اند. آنان با تحمل سختى و پيمودن مسافتهاى دور به زيارت آن حضرت مى رفتند و اين عمل را قربت و طاعت مى دانستند. اين سيره مستمرّ كاشف از استحباب اين رفتار نزد عموم مسلمانان است. عمل اصحاب و تابعين و اهل بيت نيز بر جواز زيارت آن حضرت گواهى مى دهد ( ← سبكى، ص ۹۴، ۱۰۰ـ۱۰۱؛ كاشف الغطاء، ص ۱۴۳؛ سبحانى، ۱۴۲۵، ص ۶۱ـ۶۴). مذاهب مختلف اهل سنّت بر استحباب زيارت آن حضرت اجماع دارند و برخى آن را مستحب مؤكد دانسته اند ( ← سبكى، ص ۶۵ـ ۷۹؛ نجفى، ج۲۰، ص ۷۹ـ۸۳؛ زُحَيلى، ج ۳، ص۲۴۰۰ـ۲۴۰۴). علاوه براين، زيارت قبور به منزله تعظيم و بزرگداشت صاحب قبر است. از آنجا كه بزرگداشت شخص نبى اكرم واجب است، زيارت آن حضرت نه تنها جايز، بلكه امرى پسنديده و مستحب است. بررسى و نقد ديدگاههاى مخالفان. به رغم اجماع مذاهب مختلف اسلامى بر جواز زيارت به طور عام و جواز زيارت نبى اكرم به طور خاص، تنى چند از حنبليان زيارت را مغاير با توحيد و باطل معرفى كردند. نخستين فردى كه حكم به منع زيارت داد بربهارى از علماى حنبلى در قرن چهارم بود ( ← بربهارى*، ابومحمد). پس از وى، ابن تيميّه و سپس شاگرد او ابن قيّم، هر دو از عالمان حنبلى در قرن هفتم و هشتم، از مخالفان زيارت بوده اند. عقايد ابن تيميّه بعدها اساس معتقدات وهابيان را تشكيل داد و آنان نيز با زيارت قبور مقابله و به تخريب قبور اقدام كردند. از نظر اين گروه زيارت قبور از مصاديق شرك به خدا و بدعت است (براى آگاهى از چنين فتواهايى  ← ابن تيميّه، ص ۱۳ـ۱۷؛ براى تاريخچه و انگيزه اين مخالفتها  ← طارمى راد، ص ۵). اما شرك بودن زيارت درصورتى محقق مى شود كه زيارت از نظر شرعى جايز نباشد و زائر به قصد عبادت شخصِ زيارت شونده اين عمل را انجام دهد. حال آنكه ــ چنان كه گفته شدــ جواز و مشروعيت زيارت روشن است و ازاين رو، نمى توان آن را عملى شرك آميز تلقى كرد. به علاوه، هدف از زيارت قبور بزرگداشت صاحب قبر است و مسئله پرستش در ميان نيست تا عملى مشركانه تلقى شود. درباره بدعت بودن زيارت، ممكن است ادعا شود زيارت ساير مراقد، غير از مرقد رسول خدا، به عنوان عمل دينى بدعت تلقى مى شود. اما از سنّت رسول خدا در رفتن به زيارت برخى قبور، جواز و مطلوبيت اين عمل دانسته مى شود و اين مطلوبيت و جواز را مى توان به قبور ديگر نيز تعميم داد. از نظر عالمان اهل سنّت تعميم كارهاى خوب حتى با عنوان شرعى نه تنها ناپسند نيست، بلكه بدعت نيكو به شمار مى آيد و مطلوب است. بر اين اساس طبق نظر اهل سنّت، زيارت قبور بدعت نيكو تلقى مى شود و جايز است. از نظر شيعيان نيز زيارت سنّت است نه بدعت ( ← حائرى قزوينى، ص ۱۲۸؛ طارمى راد، ص ۶). وهابيان بر مبناى حديثى با اين مضمون كه رسول خدا يهود و نصارا را به سبب آنكه قبور انبياى خود را مسجد قرار مى دادند، لعن كردند، مسلمانان را از چنين عملى برحذر مى دارند. در پاسخ گفته اند هدف از بناى مسجد در كنار قبور بزرگان دين آن است كه زائران قبل يا پس از زيارت، فرايض و اعمال دينى خود را در آنجا به جاى آورند. به علاوه، با توجه به مضمون آيه ۲۱ سوره كهف مسجدسازى كنار قبور نشانه شرك نيست، زيرا دوره آشكارشدن ماجراى اصحاب كهف دوره غلبه افراد موحد بوده است (براى بيانى از اشكال  ← ابن تيميّه، ص ۱۷؛ براى پاسخ  ← سبحانى، ۱۳۷۵ش، ص ۸۶ـ۱۰۱). مخالفان زيارت همچنين به روايتى استناد كرده اند مبنى بر اينكه امام سجاد فردى را كنار مزار رسول خدا ديد و وى را از اين كار بازداشت و حديثى از آن حضرت را در اين باره به او يادآور شد ( ← ابويَعلى موصلى، ج ۱، ص ۳۶۱ـ ۳۶۲). اما با دقت در سياق بيان اين نهى، مى توان دريافت كه اين گزارش درباره فردى نقل شده كه در رفتن به مزار آن حضرت زياده روى مى كرده و وظايف ديگر را وانهاده بوده است. هدف از اين نهى انكار اصل زيارت نبوده است ( ← سمهودى، ج۴، ص ۴۹۳ـ۴۹۵). وهابيان كه براساس عقيده به شرك و بدعت بودن زيارت، قبور بقيع را تخريب كردند، به حديث ابى الهياج استناد كرده اند كه در آن به صاف كردن سطح مقابر مشرف و همسان سازى قبور امر شده است (براى اين حديث  ← احمدبن حنبل، ج ۱، ص ۱۲۹؛ مسلم بن حجاج، ج ۳، ص ۶۱؛ ابوداوود سجستانى، ج ۲، ص ۸۳ـ۸۴). اما براى استناد حكمى به يك حديث بايد دو شرط صحت سند و دلالت آن را بر مدلول اثبات كرد. اين حديث فاقد هر دو شرط است. به علاوه، بر فرض صحت سند حديث، مراد از «مشرف» قبرهايى است كه بلنديشان به صورت كوهان شتر باشد و در حديث سفارش شده است كه سطح قبر بايد در صورت بالاتربودن از زمين، صاف و يكنواخت باشد (براى نقد سندى و دلالت حديث  ← سبحانى، ۱۳۷۵ش، ص ۵۷ـ ۶۷؛ حائرى قزوينى، ص ۹۹ـ۱۰۷). وهابيان همچنين تعمير قبور، ساختن بنا و زيارتگاه و ضريح روى مقابر، ساختن سايبان يا سقف و نيز نصب چراغ يا قنديل بر فراز آنها، همچنين آراستن مشاهد مشرفه به طلا و نقره و زيورآلات را شرك آميز و حرام دانسته و به ويران كردن آنها فتوا داده اند ( ← سبحانى، ۱۳۷۵ش، ص ۳۶ـ ۴۰؛ حائرى قزوينى، ص ۹۹). درباره تعمير و حفظ قبور اوليا براساس آيه ۳۲ سوره حج گفتنى است كه هرچيزى نشانه دين خدا باشد بزرگداشت آن مايه تقرب به خداست. انبيا و اولياى الهى نيز از بارزترين نشانه هاى دين خدا و وسيله ابلاغ دين و مايه گسترش آن ميان مردم بوده اند. طبق آيه ۲۳ سوره شورى نيز به تكريم اهل بيت پيامبر توصيه شده است. حفظ و نگهدارى آثار و قبور و جلوگيرى از ويرانى و خرابى و درمواقع لزوم تعمير آن يكى از راههاى بزرگداشت اشخاص است. همان گونه كه از آيه ۲۱ سوره كهف نيز برداشت مى شود، احترام به قبر افراد باايمان در ميان ملل قبل از اسلام نيز مرسوم بوده است (براى تفصيل بحث  ← سبحانى، ۱۳۷۵ش، ص ۴۱ـ۴۹). درباره ساختن بنا بر روى قبور اجماع عملى امت اسلامى بر اين تعلق گرفته كه بر فراز قبور بزرگان دين بنا مى سازند تا آن را از ويرانى حفظ كنند و اين عمل را مصداق تعظيم شعائر دينى تلقى مى كنند ( ← حائرى قزوينى، ص ۱۰۴ـ۱۰۷). در مورد قراردادن سقف و سايبان بر قبور حتى اگر كراهت آن به طور كلى پذيرفته شود، باز به دليل مصلحتهايى، چون حفظ زائر يا قارى قرآن از سرما و گرما، كراهت رفع خواهد شد. مسئله روشن كردن چراغ بر فراز قبور بزرگان دين نيز همين گونه است. زيارت كنندگان در پرتو نور آن مى توانند قرآن بخوانند و نيازهاى خود را مرتفع كنند ( ← همان، ص ۱۱۵). درباره استفاده از طلا و نقره و زيورآلات در مشاهد متبركه، اماميه معتقدند هرگاه در مورد عملى از جانب شارع مقدس دستور خاصى نرسيده باشد، انجام دادن آن جايز است. درباره زينت قبور پيشوايان بزرگ دين نيز هيچ گونه نهى اى وارد نشده است و با توجه به اصل اباحه بلامانع است. علاوه براين، اگر نفس افزودن طلا در معبدى چون كعبه و آراستن آن به طلا و نقره و زيورآلات جايز باشد، مى توان جواز آن را براى ساير عبادتگاهها دريافت. از گزارشهاى تاريخى و متون حديثى برمى آيد سيره خلفا بر بزرگداشت خانه خدا و آراستن آن به طلا و نقره و زيورآلات بوده است، چنان كه پيامبر اكرم نيز همين روش را داشته اند. ضمن آنكه بخشى از اين تزيينات براى ماندگاركردن و فاخربودن اين مكانهاست (براى شواهدى از اين دست  ← بخارى، ج ۸، ص ۱۳۹؛ ابن ماجه، ج ۲، ص۱۰۴۰؛ براى تفصيل بحث  ← حائرى قزوينى، ص ۱۱۳ـ۱۱۵). مخالفان زيارت همچنين با استناد به حديثى از رسول خدا مبنى بر نهى از سفر به قصد مسجدى غير از مسجدالنبى و مسجدالحرام و مسجدالاقصى، معتقدند جايز و حتى مستحب است مسلمان به قصد نماز در مسجدالنبى به مدينه سفر كند، اما جايز نيست به قصد زيارت قبر پيامبر يا ساير قبور سفر كند و اگر سفر به آنجا به قصد زيارت صورت گيرد، سفر معصيت است. حتى اگر فردى چنين سفرى را نذر كرده باشد، انجام دادن آن بر او واجب نيست ( ← ابن تيميّه، ص ۱۵ـ۱۶). در پاسخ آمده است كه با توجه به سفركردن پيامبر اكرم به مسجد قبا، اين نهى نمى تواند نهى تحريمى باشد بلكه نهى ارشادى است. مراد آن است كه تحمل زحمت سفر به قصد مسجد بى فايده است، چون اقامه نماز در همه مساجد، جز سه مسجد مذكور، ثواب يكسان دارد. درهرحال، اين نهى ناظر به حكم زيارت مرقد حضرت رسول صلى اللّه عليه وآله وسلم نيست و حكم زيارت آن حضرت را بايد از ادله استنباط كرد (سمهودى، ج ۴، ص ۴۸۸ـ۴۹۱؛ براى تفصيل بحث  ← سبحانى، ۱۴۲۵، ص ۶۵ـ۶۷). در چند دهه اخير تحت تأثير جريان وهابىِ دولت سعودى، برخى در داخل ايران نيز دست به نقدهايى درباره زيارت زدند و طرفدارانى نيز يافتند. گفتنى است كه برخى از طرفداران اين جريان پس از ارزيابى آراى اين منتقدان، از آنها جدا شده و اظهار ندامت كرده و به نقادى از آن پرداخته اند ( ← حسينى ورجانى، ۱۳۸۶ش؛ همو، ۱۳۹۳ش). برخى نقدهاى زيارت از جانب رهبران اين جريان ناظر به حيات و آگاهى انبيا و ائمه و بزرگان دين و شهدا پس از مرگ است. مثلا، گفته اند عالم برزخ عالم بى هوشى و بى خبرى است و درگذشتگان حتى اگر حيات هم داشته باشند، از اين دنيا اطلاعى نخواهند داشت. دليل آنان براى اين سخن آياتى از قرآن همچون فاطر: ۲۲؛ روم: ۵۲ و نمل: ۸۰ است كه خطاب به پيامبر اكرم مى فرمايد تو نمى توانى كسانى را كه در قبرها آرميده اند شنوا كنى، و نيز بخشهايى از نهج البلاغه مبنى بر اينكه قبر خانه غربت و تنهايى است ( ← خطبه ۸۳)، يا درگذشتگان همسايگانى از احوال هم بى خبرند ( ← خطبه ۱۱۱). بنابراين، به نظر آنان هيچ يك از درگذشتگان از عالم زندگان علم و اطلاعى ندارند ( ← برقعى، ص ۷ـ۱۶). در اين سخن از اين امر غفلت شده كه براساس آيات و روايات، روح در عالم برزخ باقى است و مؤمنِ درگذشته، بسته به درجه اش، از احوال نزديكان خود آگاهى دارد. در آياتى از قرآن به بقاى روح در عالم برزخ (فاصله مرگ تا قيامت) در جهنم يا بهشت برزخى اشاره شده است ( ← برزخ*). درباره بقاى روح پس از مرگ و برخوردارى آن از ادراك رواياتى نيز وارد شده است؛ براى نمونه، روايتى ناظر بر اينكه ميت پس از دفن هنگامى كه تشييع كنندگان مزار وى را ترك مى كنند، صداى گامهاى آنها را مى شنود ( ← احمدبن حنبل، ج ۳، ص ۱۲۶؛ بخارى، ج ۲، ص ۹۲؛ ابوداوود سجستانى، ج ۲، ص ۸۶؛ نسائى، ج ۴، ص ۹۶). در منابع شيعى روايات فراوانى ناظر به برخوردارى متوفى از ادراك وجود دارد؛ ازجمله آنكه براساس روايتى، پيامبر پس از دفن فاطمه بنت اسد دست هاى خود را برهم زدند و سپس فرمودند او صداى دستهاى مرا شنيد ( ← ابن بابويه، ۱۴۱۷، ص ۳۹۱؛ مجلسى، ج ۷۸، ص ۳۵۱). در نقلى ديگر آمده است پيامبر فرمود هركس كنار مزارم بر من سلام كند صداى او را مى شنوم ( ← مفيد، ۱۴۱۴ب، ص۱۳۰؛ مجلسى، ج ۹۷، ص ۱۸۳). همچنين، روايت شده كه امام على پس از جنگ جمل با كشتگان سخن گفت و فرمود اينان صداى مرا مى شنوند ( ← مفيد، ۱۴۱۴الف، ج ۱، ص ۲۵۶؛ ابن ابى الحديد، ج ۱، ص ۲۴۸). در روايتى به نحوه خاكسپارى سعدبن معاذ و سخن پيامبر خطاب به مادر سعد مبنى بر عذاب قبر سعد به دليل تندخويى وى با خانواده اش اشاره شده است ( ← ابن بابويه، ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶، ج ۱، ص۳۱۰؛ طوسى، الامالى، ص ۴۲۷ـ ۴۲۸). از ديگر رواياتى كه بر ادراك متوفى دلالت دارد مى توان به اينها اشاره كرد: روايات ناظر به سؤال و جواب دو فرشته نكير و منكر در قبر؛ روايات دالّ بر اينكه روح پس از مرگ به ديدار بازماندگانش مى رود؛ روايات دالّ بر اطلاع يافتن ميت از اعمال نزديكان خود و نيز انس گرفتن ميت با تشييع كنندگانش؛ روايات متضمن توصيه به صدقه دادن و نمازخواندن به نيابت از ميت. همچنين وجوب تلقين ميت در ميان مذاهب مختلف اسلامى مؤيد ديگرى بر برخوردارى ميت از آگاهى و ادراك شمرده شده است، چرا كه اگر ميت فاقد ادراك باشد، تلقين وى بيهوده خواهد بود ( ← بخارى، همانجا؛ ابن ماجه، ج ۱، ص ۴۶۴؛ ابن خُزَيمه، ج ۴، ص ۱۲۲؛ كلينى، ج ۳، ص۲۳۰؛ نووى، ج ۱، ص۹۰؛ مجلسى، ج ۶، ص ۲۵۷، ج ۵۸، ص ۵۲؛ براى تقرير پاسخ  ← حسينى ورجانى، ۱۳۸۸ش). برخى نيز رواياتى را كه در بيان فضيلت زيارت حضرت رسول صلى اللّه عليه وآله وسلم نقل شده ضعيف و مجعول خوانده اند (براى تقرير اشكال  ← قلمداران، ص ۷۳ـ۱۱۰؛ نيز  ← فقيهى، ص ۳۵). اما مؤلفانى چون سُبْكى (ص ۵ـ۳۹) و پس از وى سمهودى (ج۴، ص۴۳۵ـ۴۵۸) درجه اعتبار روايات زيارت را در آثار خود به تفصيل بررسى كرده اند و به اين اشكال پاسخ داده اند (براى بررسى تفصيلى روايات زيارت  ← سهيلى، ۱۳۹۴ش). از ديگر مخالفتهايى كه با جواز زيارت شده آن است كه گفته اند پس از وفات پيامبر اكرم، ايشان را در خانه عايشه دفن كردند و نزديك به يك قرن هيچ يك از صحابه به زيارت قبر ايشان نرفت تا جايى كه در زمان عمربن عبدالعزيز (حك : ۹۹ـ۱۰۱) هنگام تعمير خانه آن حضرت زباله هاى زيادى در آنجا جمع شده بود و بوى ناخوشايندى از آن به مشام مى رسيد ( ← قلمداران، ص ۳۱ـ۳۳). اما شواهد تاريخى برخلاف اين سخن بر زيارت مرقد پيامبر دلالت دارد، چنان كه امام حسين پيش از حركت به سمت كربلا به زيارت مرقد رسول خدا رفت (براى نمونه  ← ابن اعثم كوفى، ج ۵، ص ۱۸ـ۱۹؛ ابن بابويه، ۱۴۱۷، ص ۲۱۶ـ۲۱۷؛ مجلسى، ج ۴۴، ص ۳۲۷ـ۳۲۸؛ قندوزى، ج ۳، ص۵۴). به علاوه، درباره صحت ادعاى دفن رسول خدا در خانه عايشه ترديد جدّى وجود دارد ( ← برّو، ۱۳۶۴ش). همچنين، وجود زباله در كنار مزار رسول خدا حاصل اقدامات امويان، از دوران حاكميت معاويه به بعد براى ازميان بردن آثار و نشانه هاى پيامبر اكرم و به تبع آن ازبين بردن معالم اسلامى بوده است (براى شواهدى از اين دست  ← ابن ابى الحديد، ج۱۶، ص ۱۳۶ كه اشاره دارد به پاى كوفتن ابوسفيان بر مزار حمزه در دوره عثمان و خطابِ به وى كه آنچه ديروز براى حفظ آن بر ما شمشير كشيدى امروز بازيچه جوانان ماست؛  ← حمزة بن عبدالمطلب*؛ نيز  ← ابن ابى الحديد، ج ۵، ص ۱۲۹ـ:۱۳۰ كه اشاره دارد به تصريح معاويه به اينكه براى ماندگارشدن نام خود آرزوى دفن شدن و ازميان رفتن نام و ياد رسول خدا از مناره ها را داشت). يكى ديگر از مسائلى كه درباره زيارت مطرح شده، بحث زيارت زنان است. بعضى با استناد به رواياتى در برخى منابع اهل سنّت، قائل به حرمت زيارت رفتن زنان شده اند ( ← احمدبن حنبل، ج ۱، ص ۲۲۹؛ ابن ماجه، ج ۱، ص ۵۰۲ـ۵۰۳؛ ابوداوود سجستانى، ج ۲، ص ۸۷). اما حتى با فرض صحت سندى اين قبيل روايات، با توجه به اينكه ادله جواز زيارت و نيز روايات متضمن فوايد زيارت ميان مردان و زنان مشترك است، نمى توان اين روايات را دليل حرام بودن زيارت زنان دانست. افزون براين، چنان كه پيشتر ذكر شد، حضرت فاطمه به مزار شهداى احد و مزار حمزه مى رفت ( ← ابن سعد، ج ۳، ص ۱۹؛ ابن شبّه، ج ۱، ص ۱۳۲؛ كلينى، ج ۳، ص ۲۲۸). همچنين عايشه مزار برادرش عبدالرحمان را زيارت كرد ( ← حاكم نيشابورى، ج ۱، ص ۳۷۶؛ بيهقى، ج ۴، ص ۷۸). از عايشه نقل شده است كه وى شبى رسول خدا را كه به قبرستان بقيع مى رفتند، تعقيب كرد و هنگامى كه آن حضرت متوجه شد وى را ملامت نكرد، بلكه آداب زيارت قبور را به وى آموخت ( ← مسلم بن حجاج، ج ۳، ص ۶۴؛ نسائى، ج ۴، ص ۹۱ـ۹۴). درنتيجه، يا بايد روايات متضمن منع زيارت زنان را نسخ شده بدانيم، يا منعى را كه در اين قبيل روايات آمده است حمل بر كراهت كنيم، يا آن را خاص مواردى بدانيم كه زيارت زنان مستلزم گناه يا ارتكاب حرام شود (براى تقرير اين اشكال و پاسخ آن  ← سبحانى، ۱۳۹۴ش). به سبب اهميت موضوع زيارت، عالمان اسلامى به ويژه شيعى آثارى دراين باره تأليف كرده اند كه كامل الزيارات ابن قولويه قمى (متوفى ۳۶۸ يا ۳۶۹)، المزار شيخ مفيد (متوفى ۴۱۳)، المزار الكبير محمدبن مشهدى (متوفى ۶۱۰)، و المزار شهيد اول محمدبن مكى عاملى (متوفى ۷۸۶) از قديم ترين و معروف ترين آنهاست. رساله كوتاهى نيز از رشيدالدين فضل اللّه با عنوان فوايد زيارت مشاهد و تربتهاى بزرگان در دست است. طبق توضيح او (ص ۳۲۴ـ۳۲۵)، زمينه تأليف اين رساله پرسش علامه حلّى بوده كه در ۷۰۹ با جمعى از علما و مردان حكومت در زيارت مزار سلمان همراه مؤلف بوده و از او خواسته است كه باتوجه به جداشدن روح از بدن پس از مرگ، آثار و فوايد زيارت قبور را شرح دهد. با توجه به تعارضات ديدگاههاى ابن تيميّه و به تبع وى وهابيان در موضوع زيارت با عموم مسلمانان، از ديگر مذاهب اسلامى از ديرباز آثارى در نقد آنها چه به صورت تك نگارى و چه به صورت فصلى از يك كتاب پديد آمده است. تقى الدين سبكى، از معاصران ابن تيميّه در قرن هشتم، كتاب شفاء السقام فى زيارة خير الأنام را به صورت تك نگارى در موضوع زيارت نوشته است. معاصران ديگر ابن تيميّه، ابن حجر مكى در الجوهر المنظم فى زيارة قبر النبى المكرم و قاضى تقى الدين اخنائى در المقالة المرضية فى الرد على من ينكر الزيارة المحمدية عقايد او را رد كرده اند. سمهودى (متوفى ۹۱۱) در جلد چهارم وفاء الوفا باخبار دارالمصطفى بخش مفصّلى را به موضوع زيارت اختصاص داده است. محمدبن عبدالوهاب در قرن دوازدهم عقايدى مشابه ابن تيميّه مطرح كرد كه برادرش سليمان الصواعق الالهية فى الرد على الوهابية را در رد عقايد او نگاشت. منهج الرشاد لمن اراد السداد اثر شيخ جعفر كاشف الغطاء (متوفى ۱۲۲۸)، كتاب ديگرى است كه بخش اعظم آن به موضوع زيارت اختصاص دارد و آن را در پاسخ يكى از حاكمان سعودى منطقه نجد، پس از حمله وهابيان به كربلا و تخريب و غارت و كشتار زائران و ساكنان، نوشت. در اين آثار نيز درباره زيارت به تفصيل بحث شده است: كشف الارتياب فى اتّباع محمدبن عبدالوهاب نوشته علامه سيدمحسن امين (متوفى ۱۳۷۱)، البراهين الجلية فى دفع تشكيكات الوهابية نوشته سيدحسن حائرى قزوينى (متوفى ۱۳۸۰)، نيز جلد پنجم الغدير اثر عبدالحسين امينى (متوفى ۱۳۹۲؛ براى تفصيل آثار درباره زيارت  ← باقريان موحد، ۱۳۸۷ش).

منابع : علاوه بر قرآن؛ آذرتاش آذرنوش، فرهنگ معاصر عربى ـ فارسى، تهران ۱۳۷۹ش؛ محمودبن عبداللّه آلوسى، روح المعانى فى تفسير القرآن العظيم و السبع المثانى، چاپ على عبدالبارى عطيه، بيروت ۱۴۱۵/۱۹۹۴؛ ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغة، چاپ محمد ابوالفضل ابراهيم، قاهره ۱۳۸۵ـ۱۳۸۷/ ۱۹۶۵ـ۱۹۶۷، چاپ افست بيروت ]بى تا.[؛ ابن اثير، النهاية فى غريب الحديث و الاثر، چاپ محمود محمد طناحى و طاهر احمد زاوى، بيروت ۱۳۸۳/۱۹۶۳، چاپ افست قم ۱۳۶۴ش؛ ابن اعثم كوفى، كتاب الفتوح، چاپ على شيرى، بيروت ۱۴۱۱/ ۱۹۹۱؛ ابن بابويه، الامالى، قم ۱۴۱۷؛ همو، علل الشرايع، نجف ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶، چاپ افست قم ]بى تا.[؛ همو، عيون اخبارالرضا، چاپ مهدى لاجوردى، قم ۱۳۶۳ش؛ همو، كتاب الخصال، چاپ على اكبر غفارى، قم ۱۳۶۲ش؛ همو، كتاب مَن لايَحضُرُه الفقيه، چاپ على اكبر غفارى، قم ۱۴۱۴؛ ابن تيميّه، كتاب الزيارة، چاپ سيف الدين كاتب، بيروت ?]۱۴۰۰/ ۱۹۸۰[؛ ابن خُزَيمه، صحيح ابن خُزيمة، چاپ محمدمصطفى اعظمى، بيروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲؛ ابن سعد؛ ابن شُبَّه، تاريخ المدينة المنورة: اخبارالمدينة النبوية، چاپ فهيم محمد شلتوت، بيروت ۱۴۱۰/۱۹۱۰؛ ابن شعبه، تحف العقول عن آل الرسول صلى اللّه عليهم، چاپ على اكبر غفارى، قم ۱۳۶۳ش؛ ابن عَدِىّ، الكامل فى ضعفاء الرجال، چاپ يحيى مختار غزّاوى، بيروت ۱۴۰۹/ ۱۹۸۸؛ ابن عربى، الفتوحات المكية، بيروت: دارصادر، ]بى تا.[؛ ابن فارِس؛ ابن قُولُويه، كامل الزيارات، چاپ جواد قيومى اصفهانى، قم ۱۴۱۷؛ ابن كثير، تفسير القرآن العظيم، بيروت ۱۴۱۲؛ ابن ماجه، سنن ابن ماجة، چاپ محمدفؤاد عبدالباقى، ]قاهره ۱۳۷۳/ ۱۹۵۴[، چاپ افست ]بيروت، بى تا.[؛ ابن منظور؛ ابوداوود سِجِستانى، سنن ابى داود، چاپ سعيد محمد لحام، بيروت ۱۴۱۰/ ۱۹۹۰؛ ابوريحان بيرونى؛ ابويَعلى موصلى، مسند ابى يعلى الموصلى، چاپ حسين سليم اسد، دمشق ۱۴۰۴ـ۱۴۰۹/ ۱۹۸۴ـ۱۹۸۸؛ احمدبن حنبل، مسندالامام احمدبن حنبل، بيروت: دارصادر، ]بى تا.[؛ محسن امين، تجديد كشف الارتياب فى اتباع محمدبن عبدالوهاب، چاپ حسن امين، ]بيروت [۱۳۸۲/۱۹۶۲؛ عبدالحسين امينى، الغدير فى الكتاب و السنة و الادب، ج ۵، بيروت ۱۳۸۷/ ۱۹۶۷؛ رضا باقريان موحد، كتابشناسى زيارت، قم ۱۳۸۷ش؛ بخارى؛ ابوالفضل برقعى، خرافات وفور در زيارات قبور، ]بى جا? ۱۳۹۸[ (قالب الكترونيكى).

Retrieved Aug.۱۵, ۲۰۱۶, from ia۶۰۰۲۰۰.us.archive.org/۵/ items/ khorafat/ KHORAFATE - WAFOOOR.pdf;

محمدعلى برّو، أين دفن النبى(ص)، ]بى جا: بى نا[، ۱۳۶۴ش؛ عبداللّه بن عمر بيضاوى، انوارالتنزيل و اسرارالتأويل، المعروف بتفسير البيضاوى، مصر ۱۳۳۰، چاپ افست بيروت ]بى تا.[؛ احمدبن حسين بيهقى، السنن الكبرى، بيروت: دارالفكر، ]بى تا.[؛ عبدالرحمان بن محمد ثعالبى، تفسير الثعالبى، المسمى بالجواهر الحسان فى تفسير القرآن، چاپ على محمد معوض و عادل احمد عبدالموجود، بيروت ۱۴۱۸/ ۱۹۹۷؛ عمروبن بحر جاحظ، العثمانية، چاپ عبدالسلام محمد هارون، ]قاهره[ ۱۳۷۴/۱۹۵۵؛ اسماعيل بن حماد جوهرى، الصحاح: تاج اللغة و صحاح العربية، چاپ احمد عبدالغفور عطار، قاهره ۱۳۷۶، چاپ افست بيروت ۱۴۰۷؛ عليرضا حاجيان، «زيارت از ديدگاه عقل و نقل»، در مجموعه مقالات هم انديشى زيارت، ج ۱، قم: مشعر، ۱۳۸۷ش؛ محمدبن عبداللّه حاكم نيشابورى، المستدرك على الصحيحين، و بذيله التلخيص للحافظ الذهبى، بيروت: دارالمعرفة، ]بى تا.[؛ حسن حائرى قزوينى، نقدى بر انديشه وهابيان، ترجمه حسن طارمى، ]تهران [۱۳۶۶ش؛ حسين بن سعيد اهوازى، المؤمن، قم ۱۳۶۳ش؛ محمدتقى حسينى ورجانى، ]«آشنايى با محمدتقى حسينى ورجانى»[، قرآنيان، ۱۳۸۶ش.

Retrieved Aug. ۱۷, ۲۰۱۶, from h-varjani. blogfa.com/ category/ ۳/  نویسنده  آشنایی –با-;

همو، «جريان وصيت و دفن برقعى از زبان شاهد ماجرا»، قرآنيان، ۱۳۹۳ش.

Retrieved Aug.۱۷, ۲۰۱۶, from h-varjani.blogfa.com/post/ ۴۵۰/  ماجرای – وصیت –و –دفن –ابوالفضل - برقعی;

 همو، «نقد و بررسى كتاب خرافات وفور در زيارات قبور نوشته سيدابوالفضل برقعى»، قرآنيان، ۱۳۸۸ش.

Retrieved Aug.۱۷, ۲۰۱۶, from h-varjani.blogfa.com/ category/۱۴/ نقد – کتاب – خرافات – وفور – در – زیارات – قبور – نوشته -برقعی;

عبداللّه بن جعفر حِمْيَرى، قرب الاسناد، قم ۱۴۱۳؛ خليل بن احمد، كتاب العين، چاپ مهدى مخزومى و ابراهيم سامرائى، قم ۱۴۰۹ـ۱۴۱۰؛ على بن عمر دارقطنى، سنن الدارقطنى، چاپ مجدى بن منصوربن سيدشورى، بيروت ۱۴۱۷/ ۱۹۹۶؛ رشيدالدين فضل اللّه همدانى، بيان الحقايق : مجموعه هفده رساله، چاپ هاشم رجب زاده، تهران ۱۳۸۶ش؛ محمدبن محمد زَبيدى، تاج العروس من جواهرالقاموس، چاپ على شيرى، بيروت ۱۴۱۴/۱۹۹۴؛ وهبه زُحَيلى، الفقه الاسلامى و ادلّته، دمشق ۱۴۱۸/ ۱۹۹۷؛ زمخشرى؛ جعفر سبحانى، آيين وهابيت، ]تهران[ ۱۳۷۵ش؛ همو، «زنان و زيارت قبور و پاسخ به دو پرسش»، درس هايى از مكتب اسلام، سال ۵۵، ش ۶ (شهريور ۱۳۹۴)؛ همو، الزيارة فى الكتاب و السنة: تحليل لمفهوم الزيارة و آثارها و احكامها، بيروت ۱۴۲۵/ ۲۰۰۴؛ على بن عبدالكافى سُبْكى، شفاءالسقام فى زيارة خيرالانام، او، شنّ الغارة على من انكر سفر الزيارة، بيروت ۱۴۱۱/ ۱۹۹۱؛ على بن عبداللّه سَمْهودى، وفاءالوفا باخبار دارالمصطفى صلى اللّه عليه وسلّم، چاپ محمد نظام الدين فتيّح، مدينه ۱۴۲۹/ ۲۰۰۸؛ محمدحسين سهيلى، «اعتبارسنجى كامل الزيارات ابن قولويه، با تأكيد بر زيارات»، پايان نامه دكترى، پژوهشكده نهج البلاغه، ۱۳۹۴ش؛ سيوطى؛ محمدبن ادريس شافعى، مسند الامام الشافعى، بيروت: دارالكتب العلمية، ]بى تا.[؛ مجتبى صداقت، «زيارت قبور از نگاه فريقين (۲)»، فرهنگ علوم اسلامى پژوهه، ۱۳۸۸ش.

Retrieved Aug.۱۳, ۲۰۱۶, frompa joohe.ir/۲ زیارت-قبور- از- نگاه- فریقین " a-۳۶۱۷۹-aspx;

 همو، «شايستگى زيارت اهل قبور، عقيده مشترك عارفان و صوفيان تشيع و تسنن»، هفت آسمان، ش ۵۴ (تابستان ۱۳۹۱)؛ محمدبن ابراهيم صدرالدين شيرازى (ملاصدرا)، الحكمة المتعالية فى الاسفار العقلية الاربعة، تهران ۱۳۳۷ش، چاپ افست قم ]بى تا.[؛ عبدالرزاق بن همام صنعانى، المصنَّف، چاپ حبيب الرحمان اعظمى، بيروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛ حسن طارمى راد، «درنگى در زيارت مرقد اولياء به مثابه كنشى عقلانى و دينى»، بهاريه، ش ۲ (بهار ۱۳۹۵)؛ طباطبائى؛ سليمان بن احمد طَبَرانى، المعجم الكبير، چاپ حمدى عبدالمجيد سلفى، چاپ افست بيروت ۱۴۰۴ـ?۱۴۰؛ طبرِسى؛ محمدبن حسن طوسى، الامالى، قم ۱۴۱۴؛ همو، التبيان فى تفسير القرآن، چاپ احمد حبيب قصيرعاملى، بيروت ]بى تا.[؛ همو، تهذيب الاحكام، چاپ حسن موسوى خرسان، بيروت ۱۴۰۱/۱۹۸۱؛ على بن ابى طالب(ع)، امام اول، نهج البلاغة، چاپ صبحى صالح، بيروت ۱۳۸۷/ ۱۹۶۷، چاپ افست قم ]بى تا.[؛ محمدبن على عمادالدين طبرى آملى، بشارة المصطفى صلى اللّه عليه وآله لشيعة المرتضى عليه السلام، چاپ جواد قيومى اصفهانى، قم ۱۴۲۰؛ محمودبن احمد عينى، عمدة القارى: شرح صحيح البخارى، بيروت : داراحياء التراث العربى، ]بى تا.[؛ محمدبن محمد غزالى، احياء علوم الدين، بيروت: دارالندوة الجديدة، ]بى تا.[؛ مهدى فرمانيان و مجتبى صداقت، «زيارت قبور و دلايل عالمان شيعه بر مشروعيت آن»، فصلنامه علمى ـ پژوهشى شيعه شناسى، ش ۴۱ (بهار ۱۳۹۲)؛ على اصغر فقيهى، وهابيان: بررسى و تحقيق گونه اى درباره عقايد و تاريخ فرقه وهابى، تهران ۱۳۵۲ش؛ نعمان بن محمد قاضى نعمان، دعائم الاسلام و ذكر الحلال و الحرام و القضايا و الاحكام، چاپ آصف بن على اصغر فيضى، قاهره ]۱۹۶۳ـ ۱۹۶۵[، چاپ افست ]قم، بى تا.[؛ حيدرعلى قلمداران، زيارت قبور بين حقيقت و خرافات، ]بى جا[ ۱۳۹۴ش (قالب الكترونيكى).

Retrieved Aug.۱۶, ۲۰۱۶, from www.aqeedeh.com/bookfiles/ pdf/fa/zeyarat-qoboor-beyne-haghighat-va-khorafat- PDF.pdf;

 على بن ابراهيم قمى، تفسير القمى، چاپ طيب موسوى جزائرى، قم ۱۴۰۴؛ سليمان بن ابراهيم قندوزى، ينابيع المَودَّةِ لِذَوىِ القُربى، چاپ على جمال اشرف حسينى، قم ۱۴۱۶؛ جعفربن خضر كاشف الغطاء، منهج الرشاد لمن اراد السداد، چاپ مهدى رجائى، ]قم[ ۱۴۱۴؛ كلينى (بيروت)؛ على بن حسام الدين متقى هندى، كنزالعُمّال فى سنن الاقوال و الافعال، چاپ بكرى حيّانى و صفوة سقا، بيروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹؛ مجلسى؛ محمدبن احمد محلّى و عبدالرحمان بن ابى بكر سيوطى، تفسير القرآن العظيم ]معروف به تفسيرالجلالين[، استانبول: دارالدعوة، ]بى تا.[؛ مسلم بن حجاج، الجامع الصحيح، بيروت: دارالفكر، ]بى تا.[؛ محمدبن محمد مفيد، الارشاد فى معرفة حجج اللّه على العباد، بيروت ۱۴۱۴الف؛ همو، الفصول المختارة من العيون و المحاسن، ]اختيار على بن حسين علم الهدى[، چاپ على ميرشريفى، بيروت ۱۴۱۴ب؛ رياض موسوى، الشعائر الحسينية بين الاصالة و التجديد، محاضرات محمد سند، قم ۱۴۲۴/۲۰۰۳؛ نجفى؛ احمدبن على نسائى، سنن النسائى، بشرح جلاالدين سيوطى، بيروت ۱۳۴۸/ ۱۹۳۰؛ يحيى بن شرف نَوَوى، صحيح مسلم بشرح النووى، بيروت ۱۴۰۷/ ۱۹۸۷؛ محمدبن عمر واقدى، كتاب المغازى، چاپ مارسدن جونز، لندن ۱۹۶۶، چاپ افست بيروت ۱۴۰۹/ ۱۹۸۹؛ على بن ابوبكر هيثمى، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، بيروت ۱۴۰۸/ ۱۹۸۸.

/ مريم كيانى فريد /

 ۲) مباحث قرآنى و حديثى. در برخى آيات قرآن و در احاديث متعددى به زيارت پيامبر اكرم صلى اللّه عليه وآله وسلم و ائمه عليهم السلام توصيه و تأكيد شده است. طبق آيه ۶۴ سوره نساء، كسانى كه به خويشتن ستم كردند اگر نزد پيامبر بيايند و از خدا طلب مغفرت كنند و پيامبر براى ايشان آمرزش بخواهد، خدا را توبه پذير خواهند يافت. در تفسير اين آيه گفته اند كه خدا گناهكاران را ارشاد مى كند تا نزد پيامبر بروند و از او بخواهند كه از خدا براى ايشان آمرزش بطلبد. اگر اين كار را بكنند خدا توبه شان را مى پذيرد و آنان را مى آمرزد ( ← ابن كثير، ۱۴۱۲، ذيل آيه؛ نيز  ← قسطلانى، ج ۳، ص ۵۸۹؛ سبحانى، ص ۴۳؛ كورانى، ج ۱، ص ۸۴). در نگاه نخست، اين آيه ناظر به زمان زندگى رسول اكرم است، ولى باتوجه به حيات برزخى پيامبر اين منزلت با مرگ ايشان زايل نشده است. در برخى منابع تفسيرى كهن نيز گزارشى درج شده است از آمدن مردى اعرابى به مدينه، پس از رحلت رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله وسلم، و حضور در كنار مرقد آن حضرت و خواندن آيه مذكور و درخواست از ايشان براى استغفار كه با اجابت همراه شد ( ← ثعلبى؛ قرطبى؛ ابن كثير، ۱۴۱۲، ذيل آيه؛ نيز  ← جوادى آملى، ج ۱۹، ص ۳۷۶ـ۳۷۸). بر پايه همين برداشت و باور، براى كسى كه نزد قبر آن حضرت مى رود، مستحب دانسته اند كه قرآن بخواند و از خداى متعال آمرزش بخواهد ( ← قاضى عياض، ۱۴۰۷، ج ۲، ص ۱۹۷، ۲۰۳؛ سُبْكى، ص ۱۸۱؛ سَمْهودى، ج ۴، ص ۱۸۵). سيره مسلمانان از عهد رسول خدا و اصحاب و تابعين و فقها در همه مذاهب، حاكى از آن است كه همگان به نحو اجماع عملى از اين آيه استحباب زيارت پيامبر در دو حالت حيات و بعد از آن را فهميده اند و جز وهابيان، همه مسلمانان استحباب زيارت قبر رسول اكرم را از ضروريات مى دانند ( ← قاضى عياض، ۱۴۰۷، ج ۲، ص ۱۹۴؛ سمهودى، ج ۴، ص ۱۸۶؛ نيز  ← تجليل تبريزى، ص ۲۷ـ۳۵). آيه ۳۰ سوره حج نيز بر مشروعيت و فضيلت زيارت دلالت مى كند ( ← خويى، ص ۴۷۴ـ ۴۷۵؛ براى منابع متقدم  ← موسوعة زيارات المعصومين، ج صفر، ص ۷۰ـ۷۱). اهتمام به زيارت قبور مؤمنان در سيره پيامبر اكرم كاملا روشن است. آن حضرت بارها به زيارت قبور بقيع و شهداى احد و ديگر قبرها رفتند و همچنين كنار قبر مادر خود حضور يافتند و براى او گريستند. از سليمان بن بُرَيْدَه، از پدرش، نقل شده است كه پيامبر قبر مادرش را زيارت كرد درحالى كه هزار سوار سلاح برتن همراهش بود و مانند آن روز گريان ديده نشد. حاكم نيشابورى (ج ۱، ص ۳۷۵، ج ۲، ص ۶۰۵) اين خبر را با توجه به معيارهاى صحت حديث نزد بخارى و مسلم (اصطلاحآ شرط شيخين) صحيح دانسته هرچند آن دو در صحيح خود آن را روايت نكرده اند (نيز  ← ابن شاهين، ص ۵۹۱؛ بيهقى، شعب الايمان، ج ۷، ص ۱۵؛ ابن اثير، ج ۴، ص ۱۱۴؛ متقى هندى، ج ۱۲، ص ۴۴۲). امامان شيعه به زيارت قبور اهتمام ويژه اى داشتند؛ مرقد پيامبر اكرم را زيارت مى كردند و در آنجا به دعا و مناجات مى پرداختند و نماز مى خواندند. همچنين مرقدهاى امامان پيش از خود، به ويژه سيدالشهدا عليه السلام، را زيارت مى كردند و به زيارت قبور شهدا و مؤمنان در بقيع مى رفتند، مؤمنان را به اين كار توصيه مى كردند و به آنان مى آموختند چگونه مراسم زيارت را به جا آورند ( ← ادامه مقاله). حتى كسانى را كه به زيارت مرقد امام حسين اهتمام نداشتند مورد عتاب قرار مى دادند ( ← كلينى، ج ۴، ص۵۸۰؛ ابن قُولُويه، ص ۳۸) و به مِسمَع كُردين توصيه كردند كه از راه دور و بر بام خانه خود، امام حسين را زيارت كند (كلينى، ج ۴، ص ۵۸۹؛ ابن بابويه، ۱۴۰۴، ج ۲، ص ۵۹۹). امام على عليه السلام هفته اى يك بار قبر پيامبر اكرم و قبر فاطمه سلام اللّه عليها را زيارت مى كرد (ناطق بالحق، ص ۱۳۸). فاطمه، دختر رسول خدا، نيز قبر پيامبر را زيارت مى كرد ( ← قمى، ج ۲، ص ۱۵۷؛ زرندى حنفى، ص ۱۸۱؛ قسطلانى، ج ۳، ص ۴۰۰؛ نورى، ج ۱۰، ص ۳۶۶). همچنين قبر حمزه را زيارت و به آن رسيدگى مى كرد و براى آن با سنگ نشانه مى گذاشت (ابن سعد، ج ۳، ص ۱۹؛ ابن شُبَّه، ج ۱، ص ۱۳۲؛ براى روايات درباره حضرت زهرا و زيارت قبر پيامبر و شهدا  ← موسوعة زيارات المعصومين، ج صفر، ص ۹۹ـ۱۰۰). امام حسن عليه السلام در آستانه وفات به سبب مسموميت، از امام حسين عليه السلام خواست كه پس از غسل دادن و كفن پوشاندن وى، جنازه اش را به سمتِ مرقد رسول خدا ببرد تا با آن حضرت عهدى تازه كند، سپس او را به جانب مدفن مادرش فاطمه برگرداند (مفيد، ۱۴۱۳الف، ج ۲، ص ۱۷؛ ابوالصلاح حلبى، ص ۱۷۵؛ طبرِسى، ج ۱، ص ۴۱۴). امام حسين نيز هنگامى كه مى خواست از حجاز به عراق برود، قبر جدّش پيامبر را زيارت كرد ( ← ابن اعثم كوفى، ج ۵، ص ۱۸ـ۱۹؛ ابن بابويه، ۱۴۱۷، ص ۲۱۶ـ۲۱۷؛ محمدباقر مجلسى، ۱۴۰۳، ج ۴۴، ص ۳۲۷). او همچنين هر شب جمعه قبر امام حسن را زيارت مى كرد (حِمْيَرى، ص ۱۳۹؛ حرّعاملى، ج ۱۴، ص ۴۰۸؛ محمدباقر مجلسى، ۱۴۰۳، ج ۴۴، ص ۱۵۰). آداب زيارت. اين آداب عبارت اند از اَعمالى كه از پيش از حركت براى زيارت تا بعد از زيارت انجام مى شوند، مانند غسل و ذكر و دعا و نماز، توجه به عظمت روحى پيامبر يا امام و انجام دادن كارهايى از هنگام حضور در جوار مرقدهاى مقدّس و اعمال پس از آن. اين آداب ركن زيارت نيستند ولى ديدار همراه با تكريمْ اصل زيارت است، و لازمه اين تكريم انجام دادن اين اعمال است، مانند حركت به سوى مرقد با معرفت و حضور قلب همراه با فروتنى و طهارت جسمى و روحى و طلب مغفرت و تجديد پيمان با شخص زيارت شونده. اين آداب در كتابهاى زيارات و ادعيه و فقه آمده است، ازجمله در كامل الزيارات، مصباح الزائر، تحفة الزائر، بحارالانوار، مفاتيح الجنان و موسوعة زيارات المعصومين. شهيد اول در الدروس الشرعية مجموعه اى از آداب زيارت را آورده كه برخى از آنها چنين است: غسل و وضو و نظافت و برتن داشتن پوششى پاك و نو، ايستادن بر آستانه در و دعاكردن و اذن ورود خواستن با كلماتى كه از معصومين عليهم السلام وارد شده است، ورود با پاى راست و خروج با پاى چپ، در كنار ضريح ايستادن و ضريح را بوسيدن، درحال زيارت رو به جانب ضريح شخص زيارت شونده كردن و در پايان زيارت گونه راست را به ضريح گذاشتن و دعاكردن و طلب شفاعت نمودن، سپس به محلّ بالاى سررفتن و رو به قبله دعاكردن. همچنين توصيه شده است كه زائر با عباراتى زيارت كند كه از ائمه وارد شده است كه به آن زيارت مأثور مى گويند، هرچند حضور و سلام در زيارت كفايت مى كند، پس از زيارت معصوم، دو ركعت نماز بگزارد و ثواب آن را به او هديه كند و بعد از نماز دعاهايى را كه نقل شده است، بخواند. تلاوت قرآن كنار ضريح و اهداى آن به زيارت شونده، حضور قلب در همه حال و توبه از گناه و آمرزش خواستن، و احسان و نيكى به خادمان و نگهبانان حرم از ديگر آداب زيارت است. توصيه ديگر اين است كه زائر قصد داشته باشد تا زمانى كه در زيارتگاه ساكن است، به زيارت برود؛ هنگام بازگشت به وطن وداع كند و دعاى مأثور را بخواند و از خدا بازگشت به آن مكان را بطلبد؛ رفتارش پس از زيارت بهتر از گذشته باشد؛ و به نيازمندان آن بقعه صدقه بدهد ( ← ج ۲، ص ۲۲ـ۲۵). شهيد اول و ساير بزرگان آداب ديگرى نيز نقل كرده اند، ازجمله: اگر زائر در وقت نماز به زيارت مشرّف شود، اول نماز واجب را بخواند، سپس زيارت كند؛ حتى اگر حين زيارت، نماز جماعت برپا شد، مستحب است زيارت را قطع كند و به نماز واجب روى آورد و ترك آن مكروه است و كسى كه چنين صحنه اى را مى بيند بايد امر به نماز كند؛ زنانْ تا آنجا كه مقدور است ناشناخته و پوشيده به زيارت بروند و بهتر است از مردان جدا باشند؛ زيارت در زمانهاى مخصوصى كه در روايات آمده است، مانند زيارت امام حسين در روز عاشورا و اربعين و زيارت امام رضا عليه السلام در ماه رجب ( ← شهيد اول، همانجا)؛ احترام به مزارات اوليا و كندن كفش در آنجا؛ با صداى آرام سخن گفتن و زيارت خواندن؛ خوش رفتارى با همراهان و اطرافيان؛ زياد ياد خداكردن و بر پيامبر و آل او صلوات فرستادن؛ رعايت كردن حال زائران و كوتاه كردن زيارت در كنار ضريح در مواقعى كه جمعيت زياد است؛ خواندن دو ركعت نماز قبل از حركت، همراه با دعاى واردشده؛ تعجيل در بيرون رفتن از مزار، پس از احساس برخوردارى معنوى و به انگيزه تعظيم و احترام و افزايش شوق به بازگشت (محمدباقر مجلسى، ۱۴۰۳، ج ۹۷، ص ۱۲۴ـ۱۳۸؛ نيز  ← موسوعة زيارات المعصومين، ج ۵، ص ۲۳ـ۳۷). اهل سنّت نيز در كتابهاى زيارات و ادعيه و فقه، آداب زيارات را آورده اند كه با آداب زيارت شيعه مشابهت بسيار دارد (براى اطلاع  ← فاكهى، ص ۱۹ـ۸۵). درعين حال، نبايد از نظر دور داشت كه هدف غايى اين آداب پيوند روحى با ساحت ربوبى در فضايى آكنده از معنويت و قداست است و همه فِرَق اسلامى، از صدر اسلام تاكنون، به آن اهتمام داشته اند. مسلمانان پيوسته از سرزمينهاى مختلف، با تحمل سختيها و خطرها به زيارت قبر پيامبر و جانشينان و اهل بيت او مى رفته اند تا در كنار اين مرقدها به درگاه خدا اظهار خضوع كنند و از رحمت و مغفرت الهى بهره مند شوند؛ به ويژه آنكه مضامين زيارتنامه و دعاها آكنده است از گزاره هاى معرفتى در امر توحيد و مسائل الوهى. براى مثال، زائران نزد قبر پيامبر، ابتدا اقرار به توحيد و نبوت و سپس طلب توبه و رحمت الهى مى كنند و از پيامبر درخواست شفاعت مى نمايند و با آن حضرت تجديد عهد مى كنند (درباره زيارت رسول اكرم و شفاعت خواستن از ايشان و فضيلتهاى اين زيارت  ← كلينى، ج ۴، ص ۵۵۱؛ ابن قولويه، ص ۱۶). فوايد و آثار فردى و اجتماعى زيارت. در متون زيارات، معارف فراوان فردى و اجتماعى و قواعد اخلاقى و تربيتى و مبانى و زيرساختهاى معرفت دينى وجود دارد، ازجمله اقرار و شهادت به وحدانيت خدا و نبوت عامه و خاصه، امامت و معاد؛ بيان فضايل رسول اكرم و ائمه اطهار؛ قبول توبه و شفاعت و ايمان به استجابت دعا؛ تأكيد بر اهميتِ پايبندى به واجبات الهى، مانند نماز و زكات و امربه معروف و نهى از منكر؛ تجديد بيعت با پيامبر و جانشينان او؛ و برائت از ناكثين (در معناى عام پيمان شكنان) و قاسطين (پيروان معاويه و كسانى كه شيوه آنان را دنبال مى كنند، يعنى پيوستگان به معاويه و بندگان شكم و درهم و شيفتگان شهوت و قدرت) و مارقين (در معناى خاص، خوارج نهروان؛ همچنين منحرفان و كج انديشان و بدعت گذاران). برخى از معارفى كه از متون زيارات به دست مى آيند و بيانگر بخشى از فوايد زيارات اند عبارت اند از: توحيد (براى نمونه  ← ابن مشهدى، ص ۵۷ـ ۵۸؛ محمدباقر مجلسى، ۱۴۰۳، ج ۹۷، ص ۱۶۹)؛ نبوت ( ← كلينى، ج ۴، ص۵۵۰)؛ امامت ( ← ابن مشهدى، ص ۲۴۱؛ شهيد اول، ۱۴۱۰، ص ۳۹ـ۴۷)؛ معاد ( ← طوسى، ۱۴۰۱، ج ۲، ص ۹۹ـ ۱۰۰)؛ ولايت ( ← كلينى، ج ۱، ص ۳۹۲؛ مفيد، ۱۴۱۳ب، ص ۲۰۵)؛ دوستى اولياى خدا ( ← ابن قولويه، ص ۱۷۶؛ طوسى، ۱۴۱۱ب، ص ۷۷۴)؛ توبه و استغفار ( ← كلينى، ج ۴، ص۵۵۰)؛ ارتباط با خدا و درخواست حاجت از خدا ( ← محمدباقر مجلسى، ۱۴۰۳، ج ۹۹، ص ۵۵)؛ تبراجويى از دشمنان خدا به استناد آيه ۲۲ سوره مجادله ( ← مصباح الشريعة، ص ۱۹۵) و مخالفان اهل بيت ( ← مفيد، ۱۴۱۳ب، ص۸۶؛ طوسى، ۱۴۱۱ب، ص ۷۴۶)؛ شفاعت خواهى ( ← ابن طاووس، ۱۴۱۷، ص ۶۹؛ همو، ۱۴۱۴ـ ۱۴۱۶، ج ۳، ص ۱۲۳ـ۱۲۹؛ شهيد اول، ۱۴۱۰، ص ۱۰ـ ۲۰)؛ بيعت با ائمه ( ← ابن طاووس، ۱۴۱۷، ص ۴۷، ۴۵۴؛ محمدباقر مجلسى، ۱۴۰۳، ج ۹۹، ص ۱۹۷ـ۱۹۸؛ نورى، ج ۱۰، ص ۲۲۳ـ۲۲۴). آثار و ثواب زيارت. احاديث شيعه و سنّى حاوى احاديثى در فضيلت زيارت و ثواب آن است. زيارت قبر پيامبر اكرم و اهل بيت و مؤمنان و طلب رحمت و رضوان الهى براى آنان، انسان را به ياد معاد و روز قيامت و جزاى اعمال مى اندازد و از دلبستگى به زخارف دنيوى و توجه به امور غير الهى مى كاهد. خواندن زيارتنامه ها زائر را متذكر كمالات و صفات ممتاز اولياى خدا مى كند و زائر احياى اين اوصاف را در خود لازم مى شمارد. زيارت قبور مؤمنان نيز سبب نزول رحمت و مغفرت الهى، هم بر ميت و هم بر زائر، مى شود. براى زيارت ثوابها و فضيلتهاى بسيارى برشمرده اند، ازجمله: كسب بركت ( ← ابن قولويه، ص ۵۷ـ۵۸؛ علوى شجرى، ص ۳۲)؛ نجات از سختيهاى آخرت (همانجاها؛ طوسى، ۱۴۱۴، ص ۶۶۹)؛ ورود به بهشت براى زائر پيامبر (ابن حجر عسقلانى، تلخيص الحبير، ج ۷، ص ۴۱۷؛ مباركفورى، ج۱۰، ص ۲۴۳)؛ در هر قدم ثبت هزار حسنه و محو هزار سيئه براى زائر امام حسين (ابن قولويه، ص ۱۳۳)؛ ثواب حج و عمره براى زيارت امام حسين و امامان ديگر (همان، ص ۲۵۱ـ۲۵۳؛ علوى شجرى، ص ۴۳) و نيز طول عمر و زيادى رزق براى زائر آن حضرت (ابن قولويه، ص ۱۵۱؛ مفيد، ۱۴۱۳ب، ص ۳۲ـ۳۳؛ طوسى، ۱۴۰۱، ج ۶، ص ۴۳)؛ بخشش گناهان گذشته و آينده براى زائر امام حسين (ابن قولويه، ص ۱۳۹؛ براى ديگر ثوابهاى زيارت مرقد امام حسين  ← همان، ص ۱۷۹ـ۱۸۱). براى زيارت امام رضا نيز ثوابهاى بسيارى در احاديث ذكر شده است مانند ثواب هفتاد بلكه هفتادهزار حج، شفاعت آن حضرت، بهشت و آمرزش گناهان ( ← ابن بابويه، ۱۳۶۳ش، ج ۲، ص ۲۵۹؛ همو، ۱۴۰۴، ج ۲، ص ۵۸۳). حكم بى اعتنايى به زيارت. در كتابهاى فقهى در اين باره كه حج گزار و زائر مرقد پيامبر، نخست به مكه برود يا مدينه و اينكه كدام يك ترجيح دارد، بحث شده است. ترك زيارت مرقد آن حضرت و قصور در آن به شدت نكوهش شده است، به ويژه براى كسانى كه براى فريضه حج به مكه مى روند. به گفته امام على حج با زيارت رسول خدا كامل مى شود، و ترك زيارت پيامبر جفاست و مؤمنان به زيارت مرقد پيامبر امر شده اند و حجشان را با زيارت قبورى كه خدا حق آنها و زيارتشان را بر آنان لازم كرده است، تمام مى كنند و در اين مكانها از خدا روزى مى طلبند ( ← ابن بابويه، ۱۳۶۲ش، ج ۲، ص ۶۱۶). از پيامبر اكرم نيز روايت شده است كه هركس به استطاعت برسد و حج بگزارد و نزد من نيايد، به من بى مهرى كرده است ( ← غزالى، ج ۱، ص ۲۵۸؛ قسطلانى، ج ۳، ص ۵۸۸) و هركس براى حج به مكه بيايد و مرا در مدينه زيارت نكند، روز قيامت از او دورى مى كنم، اما شفاعت زائرم بر من واجب مى شود و هركه شفاعتم بر او واجب گردد، بهشت بر او واجب مى شود (كلينى، ج ۴، ص ۵۴۸؛ نيز  ← متقى هندى، ج ۵، ص ۱۳۵). ترك زيارت امام حسين نيز عقوق رسول خدا و اهل بيت را در پى دارد ( ← ابن قولويه، ص ۱۲۸، ۳۳۷؛ طوسى، ۱۴۰۱، ج ۶، ص ۴۵) و در آخرت سبب حسرت مى شود ( ← ابن قولويه، ص ۱۲۳). زيارت خانه خدا و مرقد پيامبر چنان اهميتى در كتابهاى فقهى شيعه امامى دارد كه حاكم اسلامى بايد مردم را در اين امر يارى كند و حتى اگر مسلمانان قدرت مالى نداشته باشند، از بيت المال هزينه شمارى از آنان را براى اين امر تأمين سازد ( ← كلينى، ج ۴، ص ۲۷۲؛ ابن بابويه، ۱۴۰۴، ج ۲، ص۴۲۰؛ طوسى، ۱۴۰۱، ج ۵، ص ۴۴۱؛ همو، ۱۳۸۷، ج ۱، ص ۳۸۵؛ همو، النهاية، ص ۲۸۵؛ ابن ادريس حلّى، ج ۱، ص ۶۴۷؛ حرّعاملى، ج ۱۱، ص ۲۴). اختلاف در ثوابهاى زيارات. ثواب زيارت پيامبر اكرم و ائمه عليهم السلام در روايات با تفاوت بسيار ذكر شده، ازجمله آمده است: يك زيارت رسول اكرم معادل يك حج مبرور در كنار رسول اللّه ( ← ابن قولويه، ص ۱۵)، معادل دو حج مبرور (متقى هندى، همانجا)، و همچون زيارت خدا در عرش (ابن قولويه، همانجا) است؛ ثواب زيارت امام حسين معادل يك حج و يك عمره است (همان، ص ۱۹۲؛ علوى شجرى، ص ۴۳)، هر قدم معادل يك حج مقبول است (طوسى، ۱۴۰۱، ج ۶، ص ۵۳)؛ براى هر قدم در راه زيارت يك حسنه نوشته و يك سيئه محو مى شود ( ← ابن قولويه، ص ۱۳۲، ۱۳۴، ۱۴۰، ۱۴۲، ۱۷۴؛ نيز  ← طوسى، ۱۴۱۱ب، ص ۷۲۳)؛ ثواب زيارت امام رضا هزار حج و هزار عمره مقبول يا صدهزار حج و عمره؛ يا هزارهزار حج است (ابن بابويه، ۱۴۰۴، ج ۲، ص ۵۸۳، ۵۸۵). در بررسى علت اختلاف ثوابهاى زيارات، سه عامل عمده را بايد درنظر گرفت: تفاوت در نيت و معرفت و شوقِ حضور؛ تفاوت در تحمل سختى و مشقت؛ تفاوت در زمان زيارت، مانند روز جمعه و عاشورا و عرفه، زمان حاكميت مخالفان و ممانعت كنندگان كه گاه به آزار و حبس زائران نيز اقدام مى كردند، و زمان تقيه. در احاديث، براى اجر و ثواب زيارت پيشوايان، كلمات «عارفآ» يا «تشوّقآ» يا «المفترَض طاعتُه» و مشابه آنها به كار رفته است ( ← ابن قولويه، ص ۱۳۸، ۱۴۲؛ نورى، ج ۱۰، ص ۲۲۳) و با توجه به حديث «انّما الاعمالُ بالنيات» ( ← عُرَيضى، ص ۳۴۶؛ قاضى نعمان، ج ۱، ص ۴؛ حرّعاملى، ج ۱، ص ۴۸)، چنين استفاده مى شود كه اگر كسى با خلوص نيت و معرفت و شوق، مرقد پيامبر اكرم و ائمه اطهار را زيارت كند، هرچه اين عمل از عناوين مذكور بهره مندتر باشد اجر بيشترى مى برد و چون معرفت و شوق و نيت مراتبى دارد، پاداش آن نيز ذومراتب است. بنابر روايتى، معرفت حق امام آن است كه زائر بداند امام، حجت خدا بر خلق است ( ← ابن قولويه، ص ۳۰۵؛ كلينى، ج ۴، ص ۵۸۴). در حديثى ديگر آمده است كه بايد اطاعت از امام را واجب بداند ( ← ابن بابويه، ۱۴۱۷، ص ۶۸۴؛ براى چند روايات ديگر درباره معرفت  ← همو، ۱۴۰۴، ج ۲، ص ۵۸۳). زائر بايد به مقام و منزلت پيامبر و امام آگاه باشد نه آنكه فقط انتساب او به پيامبر را بداند و زائرى كه اطاعت از امام را به فرمان خدا واجب بداند، ثواب كامل مى برد (ابن قولويه، ص۱۶۰، ۲۵۱). شوق زيارت نيز در رفتار و احوال زائر، و به تَبَع آن، در ثواب زيارت تأثير دارد. مثلا درباره حضرت سيدالشهدا آمده كه هركس با شوق امام حسين را زيارت كند خداوند براى او حج مقبول و هزار عمره مبرور مى نويسد ( ← همان، ص ۱۴۲ـ۱۴۳؛ حرّعاملى، ج ۱۴، ص ۴۵۳). از رسول اكرم نقل شده است كه بافضيلت ترين اعمال، سخت ترين و پرمشقت ترين آنهاست (ابن ابى الحديد، ج ۱۹، ص ۸۴؛ محمدباقر مجلسى، ۱۴۰۳، ج ۶۷، ص ۱۹۱، ۲۳۷) و هرچه كار قوى تر و محكم تر و صحيح تر باشد، فضل بيشترى دارد (زمخشرى، ج ۱، ص ۲۷۸؛ ابن اثير، ج ۱، ص ۴۴۰). بر همين اساس، در زيارت پيشوايان دين نيز زيارتِ با معرفت با پاى پياده، زيارت با خوف از سلطان جائر و تحمل سختيهاى جسمى و روحى و امثال اينها، پاداش و اجر بيشترى دارد ( ← ابن قولويه، ص ۱۲۶ـ۱۲۷). در حديث بر زيارت در زمانهاى خاص نيز تأكيد شده است ( ← ادامه مقاله). اقسام زيارت. متون زيارات بر دو دسته اند: يكى زيارات مأثور كه از پيامبر اكرم و اهل بيت عليهم السلام روايت شده است، شامل زيارت اهل قبور و شهدا و اوليا؛ دوم زياراتى كه متن آنها را به امام يا پيامبر نسبت نداده اند و غالبآ آنها را علما نوشته اند كه مناسب شخصيتى كه زيارت مى شود، از روايات تاريخى و احاديث عباراتى اقتباس كرده اند. ممكن است در بين زيارتنامه هاى بدون سند متونى باشد كه درواقع روايت است، ولى چون سندى در دست نيست به آنها زيارات مأثور گفته نمى شود. برخى متون زيارات، چه مأثور چه غير مأثور، براى وقت خاصى وارد شده اند (مثلا در روز عاشورا يا روز عرفه). به اين گونه زيارات، موقَّته مى گويند. برخى متون زيارات به زمانى اختصاص ندارند و در هر زمان مى توان با اين متن پيشواى موردنظر را زيارت كرد. به اين گونه زيارات، مطلقه مى گويند. بعضى از متون زيارات براى زيارت از دورند و بعضى براى زيارت به نيابت از ديگرى، كه در كتابهاى زيارات به آنها اشاره شده است. گاهى متن زيارت مخصوص يك امام نيست و با آن هر امامى را مى توان زيارت كرد. به اين گونه زيارات، جامعه مى گويند، مانند زيارت جامعه كبيره و جامعه صغيره. گاهى متن مخصوص يك امام است، مانند زيارت مخصوص حضرت على در روز عيد غدير كه از امام هادى عليه السلام رسيده است و بعضى از زيارات امام حسين. به اين گونه زيارات، مخصوص مى گويند. زمان و مكان زيارت. زيارت در زمانهاى خاص داراى فضيلت بيشترى است، ازجمله در روز عاشورا، شبهاى قدر، اربعين، عرفه، نيمه شعبان، ماه رجب، شب جمعه و جمعه ( ← ابن قولويه، ص ۱۶۹ـ۱۷۰، ۱۷۳، ۱۷۹، ۱۸۲). زيارت پيامبر اكرم و اهل بيت و مؤمنان در هر زمان مطلوب است، ولى بنا بر احاديث، روزهاى جمعه فضيلت بيشترى دارد. از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه حضرت فاطمه در هر جمعه، قبر عمويش حمزه را زيارت مى كرد ( ← حاكم نيشابورى، ج ۱، ص ۳۷۷؛ بيهقى، السنن الكبرى، ج ۴، ص ۷۸). امام حسين در هر شب جمعه قبر امام حسن عليه السلام را زيارت مى كرد ( ← سطور قبل). از امام صادق نقل شده است كه هركس بخواهد قبر پيامبر خدا و قبر اميرمؤمنان و فاطمه و حسن و حسين و قبور بقيه امامان را از سرزمين خود (از دور) زيارت كند، در روز جمعه غسل كند، جامه پاكيزه بپوشد و به صحرا برود، چهار ركعت نماز بگزارد و چون تشهد و سلام را گفت، رو به قبله بايستد و بگويد: سلام بر تو اى پيامبر خدا و رحمت خدا و بركاتش بر تو باد، سلام بر تو اى پيامبر مرسل (طوسى، ۱۴۱۱ب، ص ۲۸۸ـ۲۸۹). ثواب و فضل زيارت امام رضا در ماه رجب بيشتر است (كلينى، ج ۴، ص ۵۸۴). زيارت امام حسين در اول ماه رجب، نيمه شعبان، روز عاشورا، و شب و روز عرفه داراى فضيلت بيشترى است ( ← ابن قولويه، ص ۱۷۱ـ۱۷۵، ۱۸۰، ۱۸۲، ۱۸۵، ۲۶۹؛ مفيد، ۱۴۱۳ب، ص ۴۳، ۴۸؛ علوى شجرى، ص ۷۶؛ طوسى، ۱۴۱۱ب، ص ۱۷۵). قبل يا بعد از حج نيز از زمانهايى است كه براى زيارت رسول اكرم داراى فضيلت است ( ← كلينى، ج ۴، ص ۵۴۸؛ نيز  ← ابن بابويه، ۱۴۰۴، ج ۲، ص ۵۶۵). بنابر روايات، مكان نيز در فضيلت زيارت مؤثر است؛ به فرموده امام هادى عليه السلام مكانهايى هست كه خدا دوست دارد در آنها دعا شود و او اجابت كند؛ حائر امام حسين از آن مكانهاست ( ← ابن مشهدى، ص ۵۹۵؛ محمدباقر مجلسى، ۱۴۰۳، ج ۹۹، ص ۲۵۷). بر زيارت پيامبر در روضه نبوى نيز تأكيد شده است. در بعضى از روايات كلمه قبر آمده است، كه نشان مى دهد رفتن به مدفن رسول خدا و اهل بيت مورد عنايت ايشان است و براى كسى كه امكان حضور در محل دفن را ندارد زيارت از دور مطلوب است ( ← ابن قولويه، ص ۱۲ـ۱۳). زيارت امامزاده ها و صالحان و علما. زيارتِ فرزندان ائمه و علما و صالحان نيز داراى فضيلت است. امام صادق به معاوية بن عمار فرمودند زيارت قبور شهدا را ترك نكن ( ← همان، ص ۲۴) و به هلال بن عُقْبه فرمودند به اُحُد بر سر قبر حمزه برو (همان، ص ۲۶). شيخ طوسى ( ۱۴۱۱ب، ص ۷۲۲ـ۷۲۴) گفته است زائر پس از زيارت امام حسين، به زيارت على بن حسين (على اكبر) و سپس به زيارت شهدا برود و پس از آن راهى مشهد عباس بن على عليه السلام شود. ابن طاووس فصل بيستم مصباح الزائر (ص ۵۰۲ـ۵۰۴) را به زيارت قبور فرزندان ائمه عليهم السلام و چگونگى زيارت قبور مؤمنان اختصاص داده است. محمدباقر مجلسى در بحارالانوار (ج ۹۹، ص ۲۶۵ـ۲۶۹، ۲۷۲ـ۲۷۳) چكيده اى از روايات را در فضيلت زيارات فرزندان ائمه و چند روايت در فضيلت زيارت صالحان و مؤمنان و امامزادگان و علما آورده است. به گفته محمدباقر مجلسى در بحارالانوار (ج ۹۹، ص ۲۷۳)، زيارتِ بارگاههاى منتسب به فرزندان ائمه هُدى و خاندان پاك و خويشانشان مستحب است، زيرا تعظيم آنان، تعظيم و گراميداشت امامان است، و اصل در ايمان و شايستگى آنان است، مگر آنكه خلاف آن ديده شود، همچون جعفر كذّاب. ازجمله آنان كه به گرانمايگى معروف اند، جعفربن ابى طالب عليه السلام مدفون در موته، فاطمه (معصومه) دختر موسى بن جعفر عليه السلام مدفون در قم و عبدالعظيم حسنى* مدفون در رى است. غير از ايشان، فضيلت برخى اشخاص از اخبار به دست مى آيد. درباره چگونگى زيارت آنان روايت بخصوصى وارد نشده و با آنچه در زيارت همه مؤمنان آمده است، مى توان آنان را نيز زيارت كرد. زيارت بارگاههاى منتسب به پيامبران عليهم السلام، همچون ابراهيم و اسحاق و يعقوب و ذى الكفل و يونس، نيز مستحب است (همان، ج ۹۹، ص ۲۷۷). همچنين زيارت هركس كه فضيلت و بلندمرتبگى مقام و رتبت او معلوم است، مطلوب و پسنديده است، شامل بزرگان صحابه پيامبر (همچون سلمان، ابوذر، مقداد، عمّار، حُذَيفة بن يمان و جابربن عبداللّه انصارى)، بزرگان اصحاب هريك از امامان كه حالشان از كتابهاى رجالى شيعه معلوم است (همچون ميثم تمّار، رُشَيْد هَجَرى، قنبر، حُجربن عَدى، زُراره، محمدبن مسلم، بُرَيْد، ابابصير، فضيل بن يسار)، و محدّثان مشهور و علماى شيعه كه نگهبانان آثار و علوم امامان پاك بوده اند همچون كلينى، ابن بابويه، شيخ مفيد، شيخ طوسى و دو برادر سيدمرتضى علم الهدى و شريف رضى، و علامه حلّى ( ← همان، ج ۹۹، ص ۲۷۳ـ۲۸۶). امام رضا فرمودند كه هركس بر زيارت ما توانا نيست شايستگان از دوستداران ما را زيارت كند تا برايش پاداش زيارت ما نوشته شود ( ← ابن قولويه، ص ۳۱۹؛ طوسى، ۱۴۰۱، ج ۶، ص ۱۰۴). در بعضى از زيارات امام حسين گفته شده است كه بعد از زيارت آن حضرت، على اكبر و شهدا و سپس حضرت عباس را، با الفاظ خاصى، زيارت كنيد. درباره زيارت فرزندان امامان، ازجمله ابوالفضل عباس بن على، و على بن حسين كه در كربلا به شهادت رسيدند، آدابى نيز ذكر شده است ( ← ابن طاووس، ۱۴۱۷، ص ۵۰۳ـ۵۰۴؛ محمدباقر مجلسى، ۱۴۰۳، ج ۹۹، ص ۲۷۲؛ نيز  ← موسوعة زيارات المعصومين، ج ۳، ص ۳۵۳، ۳۵۰، ج ۵، ص ۲۲۱). زيارت فاطمه معصومه نيز داراى فضيلت است و بنابر روايتى از امام رضا ثواب زيارت اين بانو بهشت است ( ← ابن قولويه، ص ۳۲۴؛ ابن بابويه، ۱۳۶۳ش، ج ۲، ص ۲۶۷؛ معصومه بنت موسى الكاظم*). به فرموده امام هادى، فضيلت زيارت قبر عبدالعظيم حسنى مانند زيارت امام حسين است ( ← ابن قولويه، ص ۳۲۴؛ ابن بابويه، ۱۳۶۸ش، ص ۹۹). زيارت اين بزرگان نيز داراى فضيلت و آداب خاص است : سلمان ( ← طوسى، ۱۴۰۱، ج ۶، ص ۱۱۸ـ۱۱۹)، نوّاب خاص صاحب الزمان عجل اللّه تعالى فرجه شريف (عثمان بن سعيد عَمرْى و فرزندش محمدبن عثمان، حسين بن روح نوبختى، على بن محمد سَمُرى؛  ← همو، ۱۴۱۱الف، ص ۳۵۸؛ همو، ۱۴۰۱، ج ۶، ص ۱۱۸؛ ابن طاووس، ۱۴۱۷، ص ۵۱۴)، حمزة بن عبدالمطلب* (ابن قولويه، ص ۲۲ـ۲۳)، و زيارت ساير شهيدان. از امام صادق نقل شده است كه پيامبر چون كنار قبور شهيدان مى رفت آيه «سلامٌ عليكم بما صبرتم...» (رعد: ۲۴) را تلاوت مى فرمود ( ← كلينى، ج ۴، ص ۵۶۰). زيارت قبور مؤمنان. علماى مذاهب اسلامى به زيارت قبور مؤمنان توصيه كرده و به استناد روايات، مشروعيت و استحباب آن را روشن كرده اند ( ← ابن قولويه، ص ۳۱۹ـ ۳۲۳؛ مفيد، ۱۴۱۳ب، ص ۲۱۶ـ۲۱۹). محمدباقر مجلسى در تحفة الزائر (ص ۶۷۲ـ۶۷۹)، بيش از بيست روايت موثق در فضيلت و كيفيت و آداب زيارت قبور مؤمنان آورده است. زيارت قبور و ايستادن در كنار مزار مردگان و دعا و آمرزش خواستن، يكى از مهم ترين راههاى يادآورى معاد است و در تربيت انسان و تهذيب روحى او تأثير دارد. زيارت از تعلق خاطر به زخارف دنيايى مى كاهد و شخص را از لغزش نگاه مى دارد. سخنان پيامبر درباره زيارت و تشويق مؤمنان به اين امر، و بارها حضور حضرت در قبرستان بقيع و زيارت قبور شهداى اُحُد و ديگر قبرها، مهم ترين شاهد اهميت زيارت قبور مؤمنان است. گفتنى است كه پيامبر اكرم در آغاز از زيارت قبور نهى كرده بود، زيرا قبرستانها يادآور افراد كافر يا مشرك يا گناهكار بودند، ولى چون در قبرستان مسلمانان، جمعى دفن شدند و زيارت ايشان يادآور ايمان، جهاد، برپاداشتن نماز و از اين قبيل بود، آن نهى منتفى شد و فرمودند قبور را زيارت كنيد كه عبرت و يادآور آخرت است ( ← ابن ماجه، ج ۱، ص ۵۰۰؛ قطب راوندى، ص۳۱۰؛ محمدباقر مجلسى، ۱۴۰۳، ج ۷۹، ص ۶۴) و بدين ترتيب، احاديثِ نهى از زيارت قبور نسخ، و به زيارت قبور توصيه شد و فقها براساس آن به استحباب زيارت قبور فتوا دادند ( ← مالك بن انس، ج ۲، ص ۴۸۵؛ احمدبن حنبل، ج ۳، ص ۶۳، ۶۶، ج ۵، ص ۳۶۱؛ مسلم بن حجاج، ج ۳، ص ۶۵، ج ۶، ص ۸۲؛ نسائى، ج ۴، ص ۸۹، ج ۸، ص۳۱۰؛ ابن شاهين، ص ۳۷۳ـ۳۷۴؛ حاكم نيشابورى، ج ۱، ص ۵۳۲؛ بيهقى، السنن الكبرى، ج ۴، ص ۷۶ـ۷۸، ج ۸، ص ۳۱۱، ج ۹، ص ۲۹۲). احاديث فراوان شيعى نيز حاوى بيان فضيلت زيارت قبور مؤمنان است و حتى گفته شده كه اين عمل پاداش زيارت امامان را در پى دارد و ارواح مردگان را شاد مى كند. به ويژه دعا در كنار قبر پدر و مادر سفارش شده است ( ← كلينى، ج ۳، ص۲۳۰؛ ابن قولويه، ص ۳۱۹؛ ابن بابويه، ۱۴۰۴، ج ۲، ص ۷۳). رسول خدا قبر مادرش را زيارت و آن را اِصلاح كرد و نزد آن گريست و مسلمانان نيز، به سبب گريه رسول خدا، گريستند و دراين باره سؤال كردند، فرمود: رحمتِ مادرم به يادم آمد، به گريه افتادم ( ← ابن سعد، ج ۱، ص ۱۱۶ـ۱۱۷؛ نيز  ← ابن شاهين، ص ۵۹۱؛ حاكم نيشابورى، ج ۱، ص ۳۷۴ـ۳۷۵؛ بيهقى، شعب الايمان، ج ۷، ص ۱۵). پيامبر قبر عثمان بن مظعون* قُرَشى جُمَحى را كه نخستين كسى بود از مهاجران به مدينه كه پس از بازگشت از بدر درگذشت، نيز زيارت مى كرد (ابن عماد، ج ۱، ص ۹؛ نيز  ← ابن عبدالبَرّ، ج ۳، ص ۱۰۵۴). همچنين به زيارت قبور شهداى احد مى رفت و مردم را به اين كار تشويق مى كرد ( ← واقدى، ج ۱، ص ۳۱۳ـ ۳۱۴؛ ابن ابى الحديد، ج ۱۵، ص ۴۰؛ سبكى، ص ۱۹۳) و مى فرمود: هركس بر آنان سلام فرستد برايش اميد ــنجات يا بهشت ــ دارم ( ← جوهرى، ص ۴۳۳؛ متقى هندى، ج ۱۰، ص ۳۸۲). اهل سنّت درباره زيارت شهدا احاديثى روايت كرده اند، ازجمله ابوهُرَيرَه روايت كرده است كه رسول خدا كنار قبر مُصعَب بن عُمَير ايستاد و برايش دعا كرد و آيه ۲۳ سوره احزاب را خواند. سپس فرمود كه اينان در روز قيامت شاهدان نزد خدا هستند، پس نزد ايشان بياييد و زيارتشان كنيد و تا روز قيامت هركس به آنان سلام كند، جواب سلامش را مى دهند ( ← طَبَرانى، ج۲۰، ص ۳۶۲ـ۳۶۴؛ حاكم نيشابورى، ج ۲، ص ۲۴۸؛ ابن ابى الحديد، همانجا). عبدالاعلى بن عبداللّه بن ابى فَروَه ( ← حاكم نيشابورى، ج ۳، ص ۲۹؛ متقى هندى، ج۱۰، ص ۳۸۲) و طلحة بن عُبَيداللّه (احمدبن حنبل، ج ۱، ص ۱۶۱؛ ابن شبّه، ج ۱، ص ۱۳۳؛ ابوداوود سِجستانى، ج ۱، ص ۴۵۳) نيز روايت كرده اند كه رسول خدا قبور شهدا و اصحاب را زيارت مى كردند. اصحاب پيامبر نيز قبور شهدا را زيارت مى كردند. ابوبكر و عمر و عثمان و سعدبن ابى وقّاص و ابوهُرَيرَه و عبداللّه بن عمر به اين سنّت عمل مى كردند ( ← ابن شبّه، ج ۱، ص ۱۳۲؛ ابن ابى الحديد، همانجا؛ ابن كثير، ۱۴۰۸، ج ۴، ص ۵۱). پيامبر به زيارت قبور بقيع نيز مى رفت و به اهل قبور آنجا سلام مى داد و برايشان آمرزش مى خواست و مى گفت : پروردگارا از پاداش آنان محروممان نكن و پس از ايشان ما را دچار فتنه مساز ( ← ابن سعد، ج ۲، ص ۲۰۳؛ احمدبن حنبل، ج ۶، ص ۷۱، ۷۶، ۱۱۱، ۱۸۰؛ مسلم بن حجاج، ج ۳، ص ۶۳؛ ابن شبّه، ج ۱، ص۹۰؛ ابن ماجه، ج ۱، ص ۴۹۳؛ نسائى، ج ۴، ص ۹۳ـ۹۴). از ابورافع، بنده آزادشده رسول خدا، نيز روايت شده است كه پيامبر در بقيع مى ايستاد و دعا و استغفار مى كرد ( ← ابن شبّه، ج ۱، ص ۹۴). آثار زيارت قبور. ثمره زيارت قبور، به طور عام، افزون بر ثواب، عبرت آموزى، ياد مرگ و آخرت، بازداشتن نفس از پيروى هوا و جاذبه هاى فريبنده، طلب آمرزش و رحمت الهى براى زائر و ميت، و جز آن است. از پيامبر روايت شده است كه زيارت قبرها عبرت آموز است ( ← قطب راوندى، ص۳۱۰)، دنيا را ناچيز جلوه مى دهد و آخرت را به ياد مى آورد (ابن ماجه، ج ۱، ص ۵۰۱؛ متقى هندى، ج ۱۵، ص ۶۴۶)، قلب را نرم مى كند (حاكم نيشابورى، ج ۱، ص ۳۷۶) و بايد بر كارهاى نيكتان بيفزايد (همانجا؛ متقى هندى، ج ۱۱، ص ۴۷۳). اميرمؤمنان از شادشدن مردگان و حاجت خواستن نزد قبر پدر و مادر سخن گفته است ( ← كلينى، ج ۳، ص ۲۲۹ـ۲۳۰؛ ابن بابويه، ۱۳۶۲ش، ج ۲، ص ۶۱۸؛ حرّ عاملى، ج ۳، ص ۲۲۳). يك بار نيز كنار گورستان بقيع رفت و فرمود مردگان را همسايگان راست و درستى مى دانم كه زبانشان را از نارواها باز مى دارند و آخرت را به ياد مى آورند ( ← بيهقى، شعب الايمان، ج ۷، ص ۲۰؛ متقى هندى، ج ۱۵، ص ۷۵۹ـ۷۶۰). كلينى (ج ۳، ص ۲۲۸) به اِسنادش از ابوعبداللّه عليه السلام روايت كرده است كه مردگان با شما انس مى گيرند و آنگاه كه از نظر آنها پنهان مى شويد وحشت مى كنند (نيز  ← حرّ عاملى، ج ۳، ص ۲۲۲). امام صادق نيز فرموده است كه مردگان مى دانند كه شما به زيارتشان رفته ايد، شادمان مى شوند و با شما انس مى گيرند ( ← ابن بابويه، ۱۴۰۴، ج ۱، ص ۱۸۰ـ ۱۸۱؛ حرّعاملى، همانجا). رسول خدا هر پنج شنبه شب، با جمعى از اصحاب خود، به گورستان بقيع بيرون مى رفت و سه بار بر آنان سلام مى فرستاد و از خدا برايشان رحمت مى خواست (ابن قولويه، ص۳۲۰؛ حرّ عاملى، ج ۳، ص ۲۲۴). همچنين مى فرمود در قبرستان بگوييد: سلام بر شما اى اهل اين سرزمين از مؤمنان و مسلمانان، و ما به خواست خدا به شما ملحق خواهيم شد، از خدا براى ما و شما عافيت درخواست مى كنيم ( ← مسلم بن حجاج، ج ۳، ص ۶۴؛ نسائى، ج ۴، ص ۹۴)، و خود چنين مى كرد (ابن قولويه، ص ۳۲۲)، امام صادق عليه السلام نيز درباره چگونگى سلام به اهل قبور، گفتن همين سخنان را توصيه كرده است ( ← كلينى، ج ۳، ص ۲۲۹؛ ابن قولويه، ص ۳۲۱). امام رضا فرمود اگر مؤمنى قبر برادر دينى خود را زيارت كند و هفت مرتبه سوره قدر را بخواند، خداوند از گناهان او و صاحب قبر مى گذرد ( ← كلينى، همانجا؛ ابن بابويه، ۱۴۰۴، ج ۱، ص ۱۸۱). ابن طاووس (۱۴۱۷، ص ۵۱۳) مى گويد زائر قبور مؤمنان در ميان قبرها يازده بار سوره توحيد بخواند و آن را به ايشان هديه كند كه روايت شده است خدا به شمار مردگان به او پاداش مى دهد (نيز  ← محمدباقر مجلسى، ۱۴۰۳، ج ۹۹، ص ۳۰۰). ديگر اينكه توصيه شده است بعد از زيارت قبر پدر و مادر و دعا براى ايشان، حاجت خود را بخواهيم (كلينى، ج ۳، ص۲۳۰؛ ابن بابويه، ۱۳۶۲ش، همانجا). به طور كلى، خوب است در زيارت براى ميت طلب آمرزش كنيم و براى خود نيز درخواست آمرزش و غفران و رحمت كنيم. پس از زيارت اموات، حاجات خود را از خدا بخواهيم. سيره مسلمانان در زيارت قبور (اهل سنـّت، حنابله). از صدر اسلام تاكنون، به ويژه در شب و روز جمعه، مسلمانان به زيارت قبور مى روند و قرآن مى خوانند، خيرات مى دهند و ثواب آنها را به ارواح مردگان هديه مى كنند. اين سنّت پسنديده برگرفته از روايات معتبر و مشهور است ( ← حَطّاب، ج ۳، ص ۵۱؛ شروانى، ج ۳، ص ۲۰۰). با استناد به دو كتاب سترگ از دو شخصيت ممتاز حنبلى، الذيل على طبقات الحنابلة اثر ابن رجب (متوفى ۷۹۵) و شَذَراتُالذهب اثر ابن عماد (متوفى ۱۰۸۹)، آراى وهابيان كه خود را به احمدبن حنبل منسوب مى كنند و مسلمانان را از زيارت بازمى دارند، مخدوش مى شود. به نوشته ابن عماد (ج ۱، ص ۵۷)، در سال ۵۱ ابوايوب انصارى در كنار قسطنطنيه، كه در محاصره مسلمانان بود، درگذشت. قبر او زير باروى آن شهر است، در آنجا طلب باران مى كنند و به آن محل تبرك مى جويند. وى در ذكر حوادث سال ۹۵ از تبرك جستن مردم به قبر ابن جُبَير در واسط ( ← ج ۱، ص۱۱۰) و در حوادث سال ۲۰۳ از وفات حضرت على بن موسى الرضا عليه السلام و زيارتگاه بودنِ حرم حضرت در طوس سخن گفته است (ج ۲، ص ۶). او ذيل حوادث سال ۲۳۳، از يحيى بن ايّوب مقابرى ياد كرده و در حاشيه كتاب نوشته است كه به او مقابرى گفته اند، زيرا زاهد و پارسا بود و زياد به زيارت اهل قبور مى رفت ( ← ج ۲، ص ۷۹). ابن رجب از زيارتگاه بودن قبر ابوالحسن آمدى بغدادى (متوفى ۴۶۷ يا ۴۶۸) درآمِد ( ← ج ۱، ص ۱۳ـ۱۴)، ابوالفرج عبدالواحدبن محمدبن على شيرازى مقدسى (متوفى ۴۸۶) در دمشق (ج ۱، ص ۱۶۱) و شيخ عبدالقادر جيلانى در بغداد (ج ۲، ص ۲۰۶) سخن گفته است. همچنين درباره شريف عبدالخالق بن عيسى بن احمد، ابوجعفر هاشمى عباسى، نوشته است كه مردم ملازم قبرش شدند و شبهاى چهارشنبه كنار قبر او بيدار مى ماندند و چند ختم به جا مى آوردند و بر قبر او ده هزار ختم قرآن خوانده مى شد (ج ۱، ص ۴۶ـ۴۷). زنان و زيارت قبور. در فتواهاى بسيارى از عالمان تصريح شده است كه رفتن زنان به زيارت پيامبران و علما و شهدا مستحب است. نمونه اى از اقوال فقهاى اهل سنّت دراين باره، گفته خطيب شِربينى است كه زيارت قبر رسول خدا را براى زنان مستحب دانسته، زيرا از بزرگ ترين وسيله هاى قرب به خداست. او زيارت ديگر انبيا و صالحان و شهدا را نيز سزاوار دانسته است ( ← ۱۴۲۵، ج ۱، ص ۴۲۳؛ براى نمونه هاى ديگر  ← معبرى مليبارى، ص ۲۲۸؛ بهوتى حنبلى، ج ۲، ص ۱۷۴ـ۱۷۵؛ بكرى دمياطى، ج ۲، ص ۱۶۱ـ۱۶۲). ابن قولويه در كامل الزيارات، عنوانِ بابِ ۴۳ را چنين آورده است: «انّ زيارة الحسين عليه السلام فَرْضٌ و عَهْدٌ له و لجميع الائمة عليهم السلام على كلّ مؤمن و مؤمنة». به نظر علماى شيعه، زيارت قبور مؤمنان براى بانوان مستحب است، اما محقق حلّى در كتاب المعتبر (ج ۱، ص ۳۳۹) آن را مكروه دانسته، و نجفى (ج ۴، ص ۳۲۱) بر آن تعليق زده كه فتوا به كراهت پسنديده است و درصورتى كه زنان در برابر قضاى الهى بى تابى و نابردبارى كنند، چه بسا اين كار به حد حرمت برسد، اما بدون اين پيامدها ظاهر اين است كه مستحب است، زيرا ادله عام است و اخبار خاص نيز دراين باره وجود دارد. علامه حلّى (۱۴۱۴، ج ۲، ص ۱۲۹؛ ۱۴۱۰، ج ۲، ص ۲۹۲) با صراحت گفته است كه زيارت قبور براى زنان مكروه نيست، زيرا فاطمه سلام اللّه عليها به زيارت حمزه مى رفت و براى او طلب رحمت و استغفار مى نمود. همو در جايى ديگر (۱۴۱۲ـ۱۴۲۹، ج ۷، ص۴۳۰) آن را جايز دانسته است. به نوشته محمدتقى مجلسى (ج ۱، ص ۴۶۹)، زيارت قبور براى بانوان درصورتى كه شائبه اى در كار نباشد، مستحب است (نيز  ← احمدبن محمدمهدى نراقى، ج ۳، ص ۳۲۰؛ درباره استحباب آن نيز  ← بهاءالدين عاملى، ص ۲۵۸؛ محمدمهدى بن ابى ذر نراقى، ص ۴۲۶). سيدعبدالاعلى سبزوارى (ج ۴، ص ۱۹۹) گفته است كه در زيارت قبور، براى زنان به دليل نص و اصل منعى نيست، و در استحباب زيارت قبر امام حسين و ساير ائمه براى زنان رواياتى وارد شده است. گروهى از علماى اهل سنّت فتوا به جواز داده اند. مستند آنان احاديث ناسخِ نهى از زيارت قبور بوده است، و حتى روايت كرده اند كه عايشه از پيامبر خواست تا به او آموزش دهد در قبرستان چه بگويد و پيامبر به او آموخت ( ← ابن حزم، ج ۵، ص۱۶۰؛ قاضى عياض، ۱۴۱۹، ج ۳، ص ۴۵۳). برخى عالمان اهل سنّت از كراهت سخن گفته اند. بعضى علماى اهل سنّت آن را حرام دانسته و به احاديث منسوخ ــ و نه ناسخ ــ استناد كرده اند، اما ديگران با آنها موافق نيستند و نظر اين دو را قول شاذّ شمرده اند ( ← نَوَوى، ج ۵، ص ۲۷۷ـ۲۷۸، ۳۰۹ـ۳۱۱؛ خطيب شربينى، ۱۴۲۵، ج ۱، ص ۴۲۳). از ابوهريره نقل شده است كه رسول خدا ابتدا زنانى را كه به زيارت قبرها مى رفتند، لعنت مى كرد ( ← احمدبن حنبل، ج ۲، ص ۳۳۷، ۳۵۶، ج ۳، ص ۴۴۲ـ۴۴۳؛ ابن ماجه، ج ۱، ص ۵۰۲؛ تِرمِذى، ج ۲، ص ۲۵۹) اما پيامبر بعدآ فرمود: شما را از زيارت قبور نهى كرده بودم. از اين پس آنها را زيارت كنيد؛ چه، خداى متعال به پيامبرش اجازه زيارت قبر مادرش را داد (حاكم نيشابورى، ج ۱، ص ۳۷۴). در فتح البارى ابن حجر عسقلانى (ج ۳، ص ۱۱۸) آمده است كسانى كه زيارت قبور را براى زنان مكروه مى دانند، در اينكه اين كراهت تحريمى است يا تنزيهى، اختلاف دارند. به گفته قرطبى، اين لعن براى زنانى است كه زياد به زيارت قبرها مى روند؛ زيرا تعبير «زُوّارات القبور» اقتضاى مبالغه دارد و شايد اين كار موجب تضييع حق شوهر و آشكارشدن زيباييهاى زنان و ناله و فرياد آنان باشد. بسيارى گفته اند كه هرگاه زنى از همه اينها مصون بماند مانعى از روابودن زيارت قبور نيست، زيرا زيارت قبور يادآور مرگ است كه مردان و زنان به آن نياز دارند. عايشه نيز قبر برادرش، عبدالرحمان بن ابى بكر، را زيارت مى كرد و چون سؤال كردند: مگر رسول خدا از زيارت قبور نهى نكرد؟ پاسخ داد: نهى كرد، سپس به زيارت آن دستور داد ( ← حاكم نيشابورى، ج ۱، ص ۳۷۶؛ بيهقى، السنن الكبرى، ج ۴، ص ۷۸؛ شَوْكانى، ج ۴، ص ۱۶۵). همچنين از عايشه روايت شده است كه پيامبر فرمود بگو «السلام على اهل الديار» ( ← احمدبن حنبل، ج ۶، ص ۲۲۱؛ مسلم بن حجاج، ج ۳، ص ۶۴؛ نسائى، ج ۴، ص۹۳؛ بيهقى، السنن الكبرى، ج ۴، ص ۷۹). از انس بن مالك روايت شده است كه رسول خدا زنى را ديد كه نزد قبرى مى گريست، به او گفت از خدا بترس و بردبار باش ( ← احمدبن حنبل، ج ۳، ص ۱۴۳؛ بخارى، ج ۲، ص ۷۹؛ مسلم بن حجاج، ج ۳، ص۴۰ـ۴۱). بيهقى (السنن الكبرى، ج ۴، ص ۷۸) مى گويد طبق اين خبر، آن حضرت زنان را از بيرون آمدن به سوى مقبره نهى نكرد و اين امر روايتِ عايشه را تقويت مى كند. حاكم نيشابورى (ج ۱، ص ۳۷۷) گفته است فاطمه عليهاالسلام قبر عمويش حمزه را زيارت مى كرد و تمام راويان اين حديث ثقه اند. به گفته ابن حزم (همانجا)، زيارت قبور عملى پسنديده و واجب است و مرد و زن در آن مساوى اند. قاضى عياض (۱۴۱۹، همانجا) نوشته است كه علما اختلاف دارند كه آيا نسخ نهى از زيارت قبور عام است و شامل مرد و زن مى شود يا ويژه مردان است و حكم زنان بر منع باقى است، سپس مى گويد قول اول اظهر است. ابن قدامه (ج ۲، ص ۴۳۰ـ۴۳۲) كراهت زيارت قبور براى زنان را روايت كرده و به نقلى از اُمّعطيه گفته است كه ما از زيارت قبور نهى شديم و به ما رخصت داده نشد. اما بعدآ روايت دوم را آورده است كه طبق آن اين كار مكروه نيست، زيرا پيامبر فرمود : «شما را از زيارت قبور نهى كرده بودم. از اين پس آنها را زيارت كنيد» و اين سخن مرد و زن را شامل مى شود و بر نسخ سخن پيشين دلالت مى كند. به گفته خطيب شربينى (۱۳۷۷، ج ۱، ص ۴۹۴ـ۴۹۵)، زيارت قبور مسلمانان براى مردان، به اجماع، مستحب است و براى زنان مكروه، زيرا نازك دل اند و احتمال دارد با صداى بلند گريه كنند و در تحمل مصيبتها بردباريشان كمتر است. زيارت از نظر محدّثان و علماى اهل سنّت. علماى اهل سنّت ــ چنان كه پيشتر گفته شدــ براى مشروعيت و فضيلت زيارت پيامبر در زمان حيات ايشان و بعد از آن، به آيه ۶۴ سوره نساء استناد كرده اند ( ← ابن كثير، ۱۴۱۲، ذيل آيه؛ سمهودى، ج ۴، ص ۱۸۵؛ قسطلانى، ج ۳، ص ۵۸۹). آنان به احاديث نيز استناد كرده اند. ازجمله اينكه از على بن ابى طالب روايت شده است كه هركس قبر رسول خدا را زيارت كند در قيامت در جَوار او خواهد بود ( ← شوكانى، ج ۵، ص۱۸۰). از ابوهريره نقل شده است كه رسول خدا فرمود هركس نزد قبرم بر من صلوات بفرستد، آن را مى شنوم و هركس از دور بر من صلوات فرستد، به من رسانده مى شود ( ← بيهقى، شعب الايمان، ج ۲، ص ۲۱۸؛ براى برخى احاديث ديگر  ← دارقطنى، ج ۲، ص ۲۴۵؛ بيهقى، شعب الايمان، ج ۳، ص ۴۸۸، ۴۹۰؛ قسطلانى، ج ۳، ص ۵۸۷ـ ۵۸۹؛ متقى هندى، ج ۵، ص ۱۳۵، ج ۱۵، ص ۶۵۱). علماى اهل سنّت، درباره زيارت رسول اكرم، در كتابهاى بزرگ فقهى و حديثى و در كتابهاى سيره و تاريخ بحث كرده و مسلمانان را به زيارت پيامبر تشويق كرده اند ( ← سبكى، ص ۶۳ـ۸۳). به گفته ابوعبداللّه محمد حكيم ترمذى (متوفى ۳۱۸)، زيارت قبر پيامبر عبارت است از هجرت درماندگان به سوى آن حضرت و به سبب جايگاه ويژه زيارت پيامبر شفاعت آنان بر حضرت واجب مى شود و شفاعت براى كسى است كه گناهانْ او را هلاك ساخته است ( ← مُناوى، ج ۶، ص ۱۸۲). ابن فَرّاء (متوفى ۴۵۸) در الاحكام السلطانية (ص ۱۱۱) نوشته است پس از برگزارى مراسم حج، اميرالحاج زائران را براى زيارت قبر رسول خدا به مدينه رهسپار كند، اگر اين كار از واجبات حج نباشد از مستحباتى است كه در شرع بر آن بسيار تأكيد شده است (براى برخى اقوال ديگر  ← قاضى عياض، ۱۴۰۷، ج ۲، ص ۱۹۴ـ۱۹۷؛ ابن قدامه، ج ۳، ص ۵۸۸؛ ابن قدامه مقدسى، ج ۳، ص ۴۹۴؛ قسطلانى، همانجا). به نوشته حَصكَفى (متوفى ۱۰۸۸؛ ج ۲، ص ۶۲۶)، زيارت قبر پيامبر مستحب است، بلكه براى كسى كه توانمندى دارد، واجب است (درباره واجب بودن آن  ← تقى الدين حصنى، ص ۱۸۶؛ بكرى دمياطى، ج ۲، ص ۳۵۴). جمهور علما اين عمل را مستحب دانسته اند و بعضى از مالكيه و ظاهريه به وجوب آن قائل شده اند. حنفيه گفته اند كه به واجبات نزديك است، اما ابن تيميّه حنبلى معروف به شيخ الاسلام آن را نامشروع دانسته و بعضى از حنابله از او پيروى كرده اند ( ← شوكانى، ج ۵، ص ۱۷۸؛ نيز  ← ابن تيميّه، ج ۳، ص ۴۳، ۵۷ـ۵۹، ج ۵، ص ۲۸۸ـ۲۸۹). قبل از ابن تيميّه، چندين قرن مسلمانان بر استحباب مؤكد يا نزديك به وجوب زيارت قبر پيامبر اكرم فتوا مى دادند. متون زيارت. نخستين متن زيارت اهل قبور را پيامبر اكرم آموزش داد، كه در كتابهاى حديثى نقل شده است ( ← احمدبن حنبل، ج ۶، ص ۲۲۲؛ مسلم بن حجاج، ج ۶، ص ۶۴ـ ۶۵؛ نسائى، ج ۴، ص ۹۳). سپس كتابهاى كوچك و مستقلى در زيارات نوشته شد و در مراحل بعد، كتابهاى بزرگ تر و جامع تر. براى زيارات نيز، چون ديگر كتابهاى حديثى، در مرحله اول «كتب و اصول»، در مرحله دوم «جوامع» و در مرحله سوم «جامع الجوامع» نوشته شد. ائمه اطهار عليهم السلام و اصحاب و شاگردان و راويان حديثشان در ضبط و نشر متون زيارات پيشتاز بوده اند. درباره زيارات، علماى مسلمان، با وجود اختلاف مذاهب و مشربها، كتابهايى نوشته اند. بعضى از كتابهاى اماميه دراين باره، عبارت اند از: المزار، نوشته ابوسليمان داوودبن كثير رقّى، از اصحاب امام صادق و امام كاظم و امام رضا ( ← نجاشى، ش۴۱۰)؛ زيارة أبى عبداللّه عليه السلام، نوشته ابومحمدحسن بن محمدبن سماعه كنى صيرفى، از اصحاب امام كاظم (همان، ش ۸۴)؛ المزار، از ابوالحسن على بن مهزيار اَهوازى، از اصحاب امام رضا و امام جواد و امام هادى (همان، ش ۶۶۴)؛ الزيارات، نوشته ابومحمد حسن بن على بن فضّال، از اصحاب امام رضا (همان، ش ۷۲)؛ و المزار، از ابوجعفر محمدبن حسن بن فَرُّوخ صفّار، از اصحاب امام حسن بن على عسكرى (همان، ش ۹۴۸). پس از ائمه و اصحاب ايشان، كسانى كه دراين باره كتابى نوشته اند، از آثار ايشان بهره مند بوده اند، مانند محمدبن حسن صفار، محمدبن مسعود معروف به عيّاشى، شيخ جعفربن محمدبن قولويه قمى، شيخ صدوق، شيخ مفيد، شيخ طوسى، و شيخ محمدبن جعفر مشهدى. اين سنّت استمرار يافت تا اينكه در قرن يازدهم، محمدباقر مجلسى «المزار» را در ضمن كتاب بزرگ خود، بحارالانوار، تدوين كرد. بعضى از كتابهاى راجع به زيارت عبارت اند از: كامل الزيارات، از ابوالقاسم جعفربن محمد مشهور به ابن قولويه (متوفى ۳۶۷)؛ مناسك المزار يا المزار، از محمدبن محمدبن نعمان شيخ مفيد (متوفى ۴۱۳)، معروف به مزار مفيد؛ المزار معروف به مزار كبير، از شيخ محمدبن ابى جعفر ابن مشهدى (متوفى ۶۱۰)؛ مصباح الزائر و جناح المسافر، از سيدرضى الدين على بن موسى مشهور به ابن طاووس (متوفى ۶۶۴)؛ المزار، شهيد اول محمدبن مكى (متوفى ۷۸۶)؛ تحفة الزائر، به فارسى، زيارت اهل قبور، به فارسى، هر دو از محمدباقر مجلسى (متوفى ۱۱۱۰)؛ انيس الزائر، از سيدعبداللّه شبّر (متوفى ۱۲۴۲)؛ ابواب الجنان و بشائرالرضوان، معروف به مزار شيخ خضر، از فقيه زاهد خضربن شلال آل خدام عفكاوى نجفى (متوفى ۱۲۵۵)؛ آداب الزيارة و نيز تحية الزائر، از ميرزاحسين محدّث نورى (متوفى ۱۳۲۰)؛ و هديّة الزائرين و بهجة الناظرين، و مفاتيح الجنان، از محدّث قمى؛ مُهَج الزيارات، از مؤسسه پيام امام هادى (مؤسسة الامام الهادى عليه السلام). مؤسسه پيام امام هادى (مؤسسة الامام الهادى عليه السلام) موسوعة زيارات المعصومين را در هفت مجلد و جامع الزيارات المعصومين را در شش مجلد تأليف و منتشر كرده، كه از كتابهاى جامع دراين باره است. علماى اهل سنّت نيز درباره زيارت كتابهايى تأليف كرده اند، از آن جمله است: القول المنصور فى زيارة سيدالقبور، از ابوعبداللّه محمدبن يحيى جرجانى حنفى (متوفى ۳۹۸)؛ لطائف الاذكار للحضّار و السُّفار فى المناسك و الآداب، از ابوجعفر شمس الدين محمدبن عمربن عبدالعزيزبن مازه حنفى (متوى ۵۶۶)؛ اتحاف الزائر، از حافظ ابوالقاسم، معروف به ابن عساكر (متوفى ۵۷۱)؛ آداب زيارة القبور، از حافظ ابوموسى اصفهانى (متوفى ۵۸۱)؛ مثير العزم الساكن الى أشرف الأماكن، از جمال الدين ابوالفرج عبدالرحمان بن على مشهور به ابن جوزى (متوفى ۵۹۷)؛ الاشارات الى معرفة الزيارات من صحيح الروايات، از ابوالحسن على بن ابى بكر هروى (متوفى ۶۱۱)؛ اتحاف الزائر و اِطراف المقيم المسافر فى زيارة سيدنا رسول اللّه، از تاج الدين زيدبن حسن بغدادى (متوفى ۶۱۳)؛ اتحاف الزائر و اطراف المقيم للسائر، از ابواليمن عبدالصمدبن عبدالوهاب ابن عساكر (متوفى ۶۸۶)؛ شفاءالسقام فى زيارة خيرالأنام، از تقى الدين على بن عبدالكافى سبكى (متوفى ۷۵۶)؛ الانارة فى الزيارة، حافظ ابوالفضل احمدبن على ابن حجر عسقلانى (متوفى ۸۵۲)؛ انعام الخالق بزيارة خيرالخلائق، از شهاب احمدبن محمدبن عبدالسلام شافعى (متوفى ۹۳۱)؛ حسن التوسل فى آداب زيارة أفضل الرسل، از عبداللّه/ عبدالقادربن احمد فاكهى مكى (متوفى ۹۷۲ يا ۹۸۲)؛ خيرالامور فى زيارة القبور، از مصطفى بن مصطفى رومى حنفى (متوفى ۱۳۰۰؛ براى اطلاع بيشتر  ← موسوعة زيارات المعصومين، ج صفر، ص ۳۲۹ـ۳۹۷، كه در آن از ۱۹۳ كتاب زيارتى اماميه و نَوَد كتاب اهل سنّت و كتابهاى ديگر در اين باب سخن گفته شده است).

منابع: علاوه بر قرآن كريم؛ ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغة، چاپ محمد ابوالفضل ابراهيم، ]قاهره[ ۱۳۸۵ـ۱۳۸۷/ ۱۹۶۵ـ۱۹۶۷، چاپ افست قم ۱۴۰۴؛ ابن اثير، النهاية فى غريب الحديث و الاثر، چاپ محمود محمد طناحى و طاهر احمد زاوى، بيروت ۱۳۸۳/۱۹۶۳، چاپ افست قم ۱۳۶۴ش؛ ابن ادريس حلّى، كتاب السرائر الحاوى لتحرير الفتاوى، قم ۱۴۱۰ـ۱۴۱۱؛ ابن اعثم كوفى، كتاب الفتوح، چاپ على شيرى، بيروت ۱۴۱۱/ ۱۹۹۱؛ ابن بابويه، الامالى، قم ۱۴۱۷؛ همو، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، قم ۱۳۶۸ش؛ همو، عيون اخبارالرضا، چاپ مهدى لاجوردى، قم ۱۳۶۳ش؛ همو، كتاب الخصال، چاپ على اكبر غفارى، قم ۱۳۶۲ش؛ همو، كتاب مَنْ لايُحْضُرُه الفقيه، چاپ على اكبر غفارى، قم ۱۴۰۴؛ ابن تيميّه، الفتاوى الكبرى، چاپ محمدعبدالقادر عطا و مصطفى عبدالقادر عطا، بيروت ?] ۱۴۰۷/ ۱۹۸۷[؛ ابن حجر عَسقَلانى، تلخيص الحبير، ]بيروت[: دارالفكر، ]بى تا.[؛ همو، فتح البارى: شرح صحيح البخارى، بولاق ۱۳۰۰ـ۱۳۰۱، چاپ افست بيروت ]بى تا.[؛ ابن حزم، المُحَلّى، چاپ احمد محمد شاكر، بيروت: دارالفكر، ]بى تا.[؛ ابن رجب، الذيل على طبقات الحنابلة، چاپ عبدالرحمان بن سليمان عثيمين، رياض ۱۴۲۵/۲۰۰۵؛ ابن سعد؛ ابن شاهين، كتاب ناسخ الحديث و منسوخه، چاپ كريمه بنت على، ]بى جا: بى نا.، بى تا.[؛ ابن شُبَّه، تاريخ المدينة المنورة: اخبارالمدينة النبوية، چاپ فهيم محمد شلتوت، بيروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰؛ ابن طاووس، اقبال الاعمال، چاپ جواد قيومى اصفهانى، قم ۱۴۱۴ـ۱۴۱۶؛ همو، مصباح الزائر، قم ۱۴۱۷؛ ابن عبدالبَرّ، الاستيعاب فى معرفة الاصحاب، چاپ على محمد بجاوى، بيروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲؛ ابن عماد؛ ابن فَرّاء، الاحكام السلطانية، چاپ محمد حامد فقى، بيروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳؛ ابن قدامه، المغنى، بيروت ] ۱۳۴۷[، چاپ افست ]بى تا.[؛ ابن قدامه مقدسى، الشرح الكبير، در همان؛ ابن قُولُويه، كامل الزيارات، چاپ عبدالحسين امينى، نجف ۱۳۵۶؛ ابن كثير، البداية و النهاية، چاپ على شيرى، بيروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸؛ همو، تفسير القرآن العظيم، بيروت ۱۴۱۲؛ ابن ماجه، سنن ابن ماجة، چاپ محمدفؤاد عبدالباقى، ]قاهره ۱۳۷۳/ ۱۹۵۴[، چاپ افست ]بيروت، بى تا.[؛ ابن مشهدى، المزار الكبير، چاپ جواد قيومى اصفهانى، قم ۱۴۱۹؛ ابوالصلاح حلبى، تقريب المعارف، چاپ فارس تبريزيان حسون، ]قم [۱۳۷۵ش؛ ابوداوود سِجِستانى، سنن ابى داود، چاپ سعيد محمد لحام، بيروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰؛ احمدبن حنبل، مسندالامام احمدبن حنبل، بيروت : دارصادر، ]بى تا.[؛ بخارى؛ ابوبكربن محمد شطا بكرى دمياطى، اعانة الطالبين، بيروت ۱۴۱۸/۱۹۹۷؛ محمدبن حسين بهاءالدين عاملى، الحبل المتين فى احكام الدين، بيروت ۱۴۲۰/۲۰۰۰؛ منصوربن يونس بهوتى حنبلى، كشّاف القناع عن متن الاقناع، چاپ محمدحسن شافعى، بيروت ۱۴۱۸/ ۱۹۹۷؛ احمدبن حسين بيهقى، السنن الكبرى، بيروت : دارالفكر، ]بى تا.[؛ همو، شعب الايمان، چاپ محمدسعيد بسيونى زغلول، بيروت ۱۴۲۱/۲۰۰۰؛ ابوطالب تجليل تبريزى، شبهات حول الشيعة، ]قم[ ۱۴۱۷؛ محمدبن عيسى تِرمِذى، سنن الترمذى و هو الجامع الصحيح، ج ۲، چاپ عبدالرحمان محمد عثمان، بيروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛ ابوبكربن محمد تقى الدين حصنى، دفع الشبه عن الرسول صلى اللّه عليه وآله وسلم و الرسالة، چاپ محمدرضا حسينى جلالى، قاهره ۱۴۱۸؛ احمدبن محمد ثعلبى، الكشف و البيان، المعروف تفسيرالثعلبى، چاپ على عاشور، بيروت ۱۴۲۲/۲۰۰۲؛ عبداللّه جوادى آملى، تسنيم: تفسير قرآن كريم، قم ۱۳۸۳ش؛ على بن جعد جوهرى، مسند ابى الجعد لمسند بغداد، رواية و جمع عبداللّه بن محمد بغوى، چاپ عامر احمد حيدر، بيروت ۱۴۱۷/۱۹۹۶؛ محمدبن عبداللّه حاكم نيشابورى، المستدرك على الصحيحين، و بذيله التلخيص للحافظ الذهبى، بيروت : دارالمعرفة، ]بى تا.[؛ حرّعاملى؛ محمدبن على حَصكَفى، الدرّالمختار، در ابن عابدين، حاشية ردّالمحتار على الدّرالمختار: شرح تنويرالابصار، چاپ افست بيروت ۱۳۹۹/۱۹۷۹؛ محمدبن محمد حَطّاب، مواهب الجليل لشرح مختصر خليل، چاپ زكريا عميرات، بيروت ۱۴۱۶/۱۹۹۵؛ عبداللّه بن جعفر حِمْيَرى، قرب الاسناد، قم ۱۴۱۳؛ محمدبن احمد خطيب شِربينى، الاقناع فى حل الفاظ ابى شجاع، چاپ على محمد معوض و عادل احمد عبدالموجود، بيروت ۱۴۲۵/۲۰۰۴؛ همو، مغنى المحتاج الى معرفة معانى الفاظ المنهاج، ]قاهره [۱۳۷۷/۱۹۵۸؛ ابوالقاسم خويى، البيان فى تفسير القرآن، قم ۱۴۱۸؛ على بن عمر دارقطنى، سنن الدارقطنى، چاپ مجدى بن منصوربن سيدشورى، بيروت ۱۴۱۷/۱۹۹۶؛ محمدبن يوسف زرندى حنفى، نظم دررالسمطين، نجف ۱۳۷۷/۱۹۵۸؛ محمودبن عمر زمخشرى، الفائق فى غريب الحديث، بيروت ۱۴۱۷/ ۱۹۹۶؛ جعفر سبحانى، الزيارة فى الكتاب و السنة، بيروت ۱۴۲۵/ ۲۰۰۴؛ عبدالاعلى سبزوارى، مهذّب الاحكام فى بيان الحلال و الحرام، قم ۱۴۱۳ـ۱۴۱۶؛ على بن عبدالكافى سُبْكى، شفاءالسقام فى زيارة خيرالانام صلى اللّه عليه وآله، حيدرآباد، دكن ۱۴۱۹؛ على بن عبداللّه سَمْهودى، وفاءالوفا باخبار دارالمصطفى، چاپ محمد محيى الدين عبدالحميد، بيروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴؛ عبدالحميد شروانى، حاشية العلامة الشيخ عبدالحميد الشروانى، در حواشى الشروانى و ابن قاسم العبادى على تحفة المحتاج بشرح المنهاج لابن حجر الهيتمى، چاپ سنگى مصر ۱۳۱۵، چاپ افست ]بيروت[: دار احياءالتراث العربى، ]بى تا.[؛ محمد شَوْكانى، نيل الاوطار من احاديث سيدالاخيار: شرح منتقى الاخبار، بيروت ۱۹۷۳؛ محمدبن مكى شهيد اول، الدروس الشرعية فى فقه الامامية، قم ۱۴۱۲ـ۱۴۱۴؛ همو، كتاب المزار، قم ۱۴۱۰؛ سليمان بن احمد طَبَرانى، المعجم الكبير، چاپ حمدى عبدالمجيد سلفى، چاپ افست بيروت ۱۴۰۴ـ?ـ۱۴۰؛ فضل بن حسن طبرِسى، إعلام الورى بأعلام الهدى، قم ۱۴۱۷؛ محمدبن حسن طوسى، الامالى، قم ۱۴۱۴؛ همو، تهذيب الاحكام، چاپ حسن موسوى خرسان، بيروت ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱؛ همو، كتاب الغيبة، چاپ عباداللّه طهرانى و على احمد ناصح، قم ۱۴۱۱الف؛ همو، المبسوط فى فقه الامامية، ج ۱، چاپ محمدتقى كشفى، تهران ۱۳۸۷؛ همو، مصباح المتهجّد، بيروت ۱۴۱۱ب؛ همو، النهاية فى مجرد الفقه و الفتاوى، قم: قدس محمدى، ]بى تا.[؛ على بن جعفر عُرَيضى، مسائل على بن جعفر و مستدركاتها، مشهد ۱۴۰۹؛ حسن بن يوسف علامه حلّى، تذكرة الفقهاء، قم ۱۴۱۴ـ؛ همو، منتهى المطلب فى تحقيق المذهب، مشهد ۱۴۱۲ـ۱۴۲۹؛ همو، نهاية الاحكام فى معرفة الاحكام، چاپ مهدى رجائى، قم ۱۴۱۰؛ محمدبن على علوى شجرى، فضل زيارة الحسين (عليه السلام)، چاپ احمد حسينى، قم ۱۴۰۳؛ محمدبن محمد غزالى، احياء علوم الدين، بيروت: دارالندوة الجديدة، ]بى تا.[؛ عبداللّه بن احمد فاكهى، كتاب حسن التوسل فى آداب زيارة افضل الرسل، چاپ محمد زينهم محمد عزب، ]قاهره [۱۴۲۰/۲۰۰۰؛ عياض بن موسى قاضى عياض، شرح صحيح مسلم للقاضى عياض، المسمّى اكمال المعلم بفوائد مسلم، چاپ يحيى اسماعيل، منصوره، مصر ۱۴۱۹/۱۹۹۸؛ همو، الشفا بتعريف حقوق المصطفى، چاپ محمدامين قره على و ديگران، عَمّان ۱۴۰۷/۱۹۸۶؛ نعمان بن محمد قاضى نعمان، دعائم الاسلام و ذكر الحلال و الحرام، و القضايا و الاحكام، چاپ آصف بن على اصغر فيضى، قاهره ]۱۹۶۳ـ ۱۹۶۵[، چاپ افست ]قم، بى تا.[؛ محمدبن احمد قرطبى، الجامع لاحكام القرآن، بيروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵؛ احمدبن محمد قسطلانى، المواهب اللدنية بالمِنَح المحمدية، شرحه و علق عليه عماد زكى بارودى، قاهره ]بى تا.[؛ سعيدبن هبة اللّه قطب راوندى، سلوة الحزين و تحفة العليل، الشهير بالدّعوات، چاپ عبدالحليم عوض حلّى، قم ۱۳۸۵ش؛ على بن ابراهيم قمى، تفسير القمى، چاپ طيب موسوى جزائرى، قم ۱۴۰۴؛ كلينى (بيروت)؛ على كورانى، ألف سؤال و إشكال، ج ۱، ]بيروت[ ۱۴۲۴/۲۰۰۳؛ مالك بن انس، المُوَطَّأ، چاپ محمدفؤاد عبدالباقى، بيروت ۱۴۰۶؛ محمدعبدالرحمان مباركفورى، تحفة الاحوذى بشرح جامع الترمذى، بيروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰؛ على بن حسام الدين متقى هندى، كنزالعُمّال فى سنن الاقوال و الافعال، چاپ بكرى حيّانى و صفوة السقا، بيروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹؛ محمدباقربن محمدتقى مجلسى، بحارالانوار، بيروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛ همو، تحفة الزائر، قم ۱۳۸۶ش؛ محمدتقى بن مقصودعلى مجلسى، روضة المتقين فى شرح مَن لايَحْضُرُه الفقيه، چاپ حسين موسوى كرمانى و على پناه اشتهاردى، قم ۱۴۰۶ـ۱۴۱۳؛ جعفربن حسن محقق حلّى، المعتبر فى شرح المختير، ج ۱، قم ۱۳۶۴ش؛ مسلم بن حجاج، الجامع الصحيح، بيروت: دارالفكر، ]بى تا.[؛ مصباح الشريعة، ]منسوب به[ امام جعفرصادق (ع)، بيروت : مؤسسة الاعلمى للمطبوعات، ۱۴۰۰/۱۹۸۰؛ زين الدين عبدالعزيز معبرى مليباردى، فتح المعين بشرح قرة العين بمهمات الدين، بيروت ۱۴۲۴/۲۰۰۴؛ محمدبن محمد مفيد، الارشاد فى معرفة حجج اللّه على العباد، قم ۱۴۱۳الف؛ همو، كتاب المزار، چاپ محمدباقر موحدى ابطحى، قم ۱۴۱۳ب؛ محمد عبدالرووف بن تاج العارفين مُناوى، فيض القدير: شرح الجامع الصغير من احاديث البشير النذير، چاپ احمد عبدالسلام، بيروت ۱۴۱۵/۱۹۹۴؛ موسوعة زيارات المعصومين عليهم السلام، تأليف مؤسسة الامام الهادى عليه السلام، قم ۱۳۸۳ش؛ يحيى بن حسين ناطق بالحق، تيسير المطالب فى امالى ابى طالب، ترتيب جعفربن احمدبن عبدالسلام، چاپ عبداللّه بن حمود عزّى، صنعا ۱۴۲۲/۲۰۰۲؛ نجاشى؛ نجفى؛ احمدبن محمدمهدى نراقى، مستندالشيعة فى احكام الشريعة، ج ۳، قم ۱۴۱۵؛ محمدمهدى بن ابى ذر نراقى، معتمدالشيعة فى احكام الشريعة، ]قم [۱۳۸۰ش؛ احمدبن على نسائى، سنن النسائى، بشرح جلال الدين سيوطى، بيروت ۱۳۴۸/۱۹۳۰؛ حسين بن محمدتقى نورى، مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، قم ۱۴۰۷ـ۱۴۰۸؛ يحيى بن شرف نَوَوى، المجموع: شرح المُهَذّب، بيروت : دارالفكر، ]بى تا.[؛ محمدبن عمر واقدى، كتاب المغازى، چاپ مارسدن جونز، لندن ۱۹۶۶، چاپ افست بيروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹.

/ سيدهادى رفيعى پور /

 ۳) ابعاد فرهنگى ـ اجتماعى. مكانهاى مقدسى كه زيارت مى شوند گونه هاى متعددى دارند، اما در اغلب آنها پيكر يك يا چند شخصيت مقدس دينى به خاك سپرده شده است. عناصر محيطى طبيعى همچون برخى كوهها، غارها، چشمه ها، چاهها، درختان و سنگها، نيز اجزاى باقيمانده از پيكر اوليا و شخصيتهاى مقدس اسلامى مانند موى سر يا محاسن، و لوازم و اشياى مربوط و منتسب به اين شخصيتها همچون جامه، دستخط يا قرآنهاى خطى منسوب به ايشان نيز معمولا زيارت مى شدند (براى نمونه هايى از زيارت اين موارد  ← ناصرخسرو، ص ۱۲۸؛ ابن جبير، ص ۱۱۱ـ ۱۱۲؛ سليم خان تكابى، ص ۴۷، ۵۰؛ احمد تيمور، ص ۲۰، ۲۴، ۶۰، ۶۷، ۷۵ـ۷۸؛ بهرامى، ص ۸۵ـ۹۰، ۹۵ـ۱۰۲؛ رامين نژاد، ص ۱۱۶، ۱۲۵، ۱۵۳). قدمگاهها يا سنگهاى غالبآ منقوشى كه در باور عامه، شخصيتهاى مقدس زمانى بر آنها دست يا پا نهاده اند، رأس الحسينها نزد شيعيان كه اماكن قرارگاه سر امام حسين عليه السلام پس از شهادت انگاشته مى شوند، و نيز امامزاده هاى شيعى از ديگر گونه هاى رايج زيارتگاهى در فرهنگ اسلامى اند ( ← امامزاده*؛ رأس الحسين*؛ قدمگاه*). بيشتر اماكن زيارتى مربوط به اوليا و شخصيتهاى اسلامىِ مرد است، هرچند، مزارهاى برخى زنان مقدس، نظير سيده ها و بى بيها، نيز محل زيارت بوده است ( ← د. اسلام، چاپ دوم، ذيل "Ziya¦ra.۵"؛ براى نمونه  ← آستانه مقدسه قم*؛ بى بى حكيمه*؛ بى بى شهربانو*؛ سيده رقيه*، مقبره). زيارت برخى از اين مقابر و مزارهاى منتسب به زنان مقدس، مخصوص زنان بوده و مردان اجازه ورود به برخى از اين زيارتگاهها را نداشته اند (براى نمونه  ← بهرامى، ص ۶۹؛ پوراحمد جكتاجى، ۱۳۸۷ش، ص ۴۳). از سوى ديگر، زيارت زنان از برخى زيارتگاهها، مانند بيشتر درگاههاى هند، ممنوعيت يا محدوديتهايى داشته است (براى نمونه  ← روى بورمان[۱] ، ص ۵۲ـ ۵۳، ۵۵، ۷۵). افزون بر مزار پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله وسلم و خاندان او، مقابر برخى علماى دينى، متصوفه و شاعران نيز زيارت مى شده است ( ← د. اسلام، چاپ دوم؛ ذيل "Ziya¦ra.۱۰"و "Ziya¦ra.۵"؛ ديويدسون[۲] و گيتليتز[۳] ، ذيل "Islam and Pilgrimage"). زيارت زيارتگاههاى مشترك ميان مسلمانان و پيروان اديان ديگر، به ويژه در مناطق هم آميزى فرهنگ اسلامى با ديگر فرهنگها، نظير هند، نيز شايع بوده است ( ← دورن ـ هاردر[۴] و يونگ[۵] ، ص ۳۲۶، ۳۵۰؛ گرين[۶] ، ص ۲۲۴؛ روى بورمان، ۲۰۰۲؛ >آستانه ها<[۷] ، ص ۹، ۲۲، ۴۲، ۶۴، و جاهاى ديگر). در اين موارد، گاه حتى شمار زائران غيرمسلمان مقابر شخصيتهاى اسلامى بيش از تعداد زائران مسلمان گزارش شده است (براى نمونه  ← روى بورمان، ص ۸۶، ۱۱۴، ۱۵۶). انگيزه هاى الهياتى، رفتار قدرتهاى سياسى كه ممكن است سبب تشويق يا منع زائران شود، مسائل اقليمى، جاذبه هاى تفريحى و تفرجى، و امنيت راهها برخى از مؤلفه هاى مؤثر بر شمار زائران اند. غالبآ زيارت باعث پيدايش يا توسعه برخى سكونتگاههاى انسانى در اطراف زيارتگاهها بوده است. در جهان اسلام، شمار زيادى از شهرها به سبب وجود زيارتگاهها و حضور فراوان زائران در آنها شهرت يافته اند. در شهرهاى زيارتى، غالبآ هسته مركزى از زيارتگاه و نهادهاى آموزشى، مذهبى و خيريه وابسته به آن تشكيل شده و در اطراف زيارتگاه، نهادهاى اقتصادى مانند بازار و نيز نهادهاى ادارى و قضائى گسترش يافته اند. شهرهاى مكه و مدينه در منطقه حجاز عربستان، مشهد و قم در ايران، مزارشريف در افغانستان، نجف و كربلا و كاظمين در عراق و شهر زرهون (مدفن مولاى ادريس اول) در كشور مغرب نمونه هايى از اين شهرها در جهان اسلام اند. زيارتگاه، در مواردى، تبديل به عنصر هويت بخش اصلى و مشخصه بصرى شهرهاى زيارتى شده است و گاه نخستين عنصر شهرى است كه در شهر خودنمايى مى كند (براى نمونه هايى از گزارشهاى سياحان اروپايى از شهرهاى قم و مشهد  ← لوتى[۸] ، ص ۲۷۳ـ ۲۷۴؛ بروگش[۹] ، ج ۲، ص ۲۷۰؛ ييت[۱۰] ، ص ۴۱۶؛ بس آلن دونالدسون[۱۱] (ص ۶۴) آورده است در زمان وى، گنبد حرم امام رضا عليه السلام در اوضاع جوّى مناسب از فاصله شانزده مايلى مشهد پيدا بوده است). نام شمارى از شهرهاى جهان اسلام داراى ارجاعى مستقيم يا غيرمستقيم به زيارتگاههاى مشهور موجود در آن شهرهاست؛ مشهد و آستانه اشرفيه در ايران، و مزارشريف در افغانستان نمونه هايى از اين دست اند (براى مناطق ملقب به مشهد در ايران  ← ميرمحمدى، ۱۳۸۹ش). زيارتگاهها در تقسيمات درونى شهرها و ساختار و چيدمان جغرافيايى بازارها، مساجد، كاروانسراها، گورستانها، و محلات و تركيب بندى ظاهرى اين فضاها مؤثر بوده اند. نام گذارى و تعيين محلات و خيابانها نيز گاه تحت تأثير زيارتگاه بوده است و شمارى از گذرگاهها يا سكونتگاههاى شهرهاى جهان اسلام به نام زيارتگاههاى موجود در آنها نام گذارى شده اند (براى نمونه  ← حسنعلى افشار، ص ۱۴۲، ۲۲۷؛ پوراحمد جكتاجى، ۱۳۷۴ش، ص ۵۵۹؛ شهيدى، ص ۳۵۹، ۳۶۶). شمارى از ساكنان شهرهاى زيارتى، به قصد زيارت كردن بيشتر در اين شهرها ساكن شده اند؛ مفهومى كه از آن به مجاورت نيز تعبير شده است. همچنين، همواره بسيارى از مسلمانان، آرزومندِ حضور دائم و مرگ در شهرهاى زيارتى بوده اند (براى نمونه  ← كرمانى، ص ۷۵۰، ۷۷۰، ۷۸۲؛ موجانى، ص ر، پانويس ۳؛ نيز  ← مجاور*). شمارى نيز تمايل داشته اند پيكرشان پس از مرگ، در نزديكى زيارتگاه به خاك سپرده شود. براى نمونه ناصرخسرو (متوفى ۴۸۱) خبر از حضور شمار زيادى از مسلمانان داده است كه در ۴۳۸ در صحراى ساهره، نزديك بيت المقدس، اقامت كرده بودند تا در آن شهر از دنيا بروند و در قيامت در ميعادگاه حاضر باشند. وى همچنين اشاره مى كند كه از بسيارى جاها مرده ها را به مقبره اى نزديك مزار حضرت يوسف عليه السلام در شهر الخليل مى آوردند و دفن مى كردند ( ← ص ۳۶). به اين ترتيب، شمار زيادى از شخصيتهاى مشهور مسلمان در كنار زيارتگاهها دفن شده اند. حمل جنازه ها و انتقال پيكرهاى درگذشتگان به زيارتگاه به شغلى معيّن بدل شده بود. در مواردى، پيكر درگذشتگان موقتآ به خاك سپرده، و بعدها براى دفن به اطراف زيارتگاهها منتقل مى شد. ازاين رو، شمارى از گورستانهاى مشهور اسلامى در كنار زيارتگاهها شكل گرفته اند (براى نمونه  ← آتش، ص ۴۰، ۵۲؛ هاشمى فشاركى، ص ۱۱۹ـ ۱۲۰؛ نيز  ← قبر/ قبرستان*). به دليل چنين انگيزه ها و خواستهايى، شهرهاى زيارتى جهان اسلام همواره چندفرهنگى و محل حضور يا گذر افراد از طوايف، زبانها و مذاهب مختلف اسلامى بوده اند. اعمال مذهبى مرتبط با زيارت و نيز وجود نهادهاى مرتبط با مسائل مذهبى در كنار زيارتگاهها اساسآ فضايى مذهبى در اين شهرها فراهم آورده و باعث شده است ظهور و بروز مؤلفه هاى اجتماعى دين در آنها تقويت شود (براى وجود چنين فضايى در شهر قم  ← ناصرالشريعه، مقدمه دوانى، ص ۹۰ـ۹۲؛ فقيهى، ص ۲۳۸). زيارتگاهها در اقتصاد شهرهاى زيارتى نقش اساسى داشته اند. در كنار شمار زيادى از زيارتگاههاى اسلامى، بازارهايى براى تأمين نيازهاى زائران شكل گرفته است. اين بازارها به صورت دائم يا موقت و در روزهاى پررونق زيارتى برپا مى شده اند (براى نمونه هايى از بازارهاى زيارتى موقت در گيلان ايران  ← پوراحمد جكتاجى، ۱۳۸۷ش، ص ۸۷؛ ميرابوالقاسمى، ص ۳۲۹). شهرهاى زيارتى مهم، چون پذيراى زائران فراوان بودند و بايد غذاى آنها را تأمين مى كردند، معمولا از لحاظ فعاليتهاى كشاورزى و دامپرورى توسعه مى يافتند. افزون براين، زيارتگاهها به سبب در اختيار داشتن موقوفات و نذورات مردمى اهميت اقتصادى داشته اند. وجود اشياى نفيس همچون قرآنها و كتب كهن خطى و هداياى گران بها در زيارتگاهها نيز از سويى گاه به پيدايى موزه ها و كتابخانه ها كنار اماكن زيارتى انجاميده و از سوى ديگر، گاه زيارتگاهها را در معرض حملات براى غارت اشياى گران قيمت موجود در آنها قرار داده است. چون شمارى از سفرهاى زيارتى مستلزم عزيمت به نقاط دوردست بوده، گونه هاى متعددى از اخذ ماليات از زائران توسط كارگزاران حكومتى شهرهاى مسيرهاى زيارتى وجود داشته (براى دريافت چندين نوبت گمركى و ماليات از زائران ايرانى عتبات توسط مأموران عثمانى  ← نجم الدوله، ص ۹۴؛ اعلايى ابهرى، ص ۱۳۴ـ۱۳۵؛ رحمانيان و شهسوارى، ص ۵ـ۶)، كه منبع درآمدى براى حكومتها به شمار مى آمده است. نوسان شمار زائران نيز بر اقتصاد شهرهاى زيارتى اثرگذار بوده است؛ چنان كه براى نمونه در پى افزايش زوار عتبات در ۱۲۹۹، نان در آن شهرها گران شد و در ۱۳۱۳، قيمت ارزاق به شدت افزايش يافت ( ← موجانى، ص ۲۴۰، ۲۹۷). همچنين، با راه اندازى و توسعه سه خط راه آهن از ۱۳۳۹/۱۹۲۱ به بعد، بين عراق و ايران، عده اى از ساكنان برخى شهرهاى عراق شكايت داشته اند كه چون، برخلاف گذشته، زوار با قطار به كربلا و از آنجا هم با تاكسى به نجف منتقل مى شوند، هيچ توقفى در مسير صورت نمى گيرد و بازارهاى اين مناطق دچار كساد و ركود شده اند ( ← دادفر، ص ۳۹ـ۴۰). ازاين رو، حكومتها مى توانستند با تصويب و اِعمال قوانينى براى تحديد ارز يا كالاهاى همراه زائران و نيز منع زيارت يا اعمال محدوديت در آن، اقتصاد حكومتهاى مناطق زيارتى مجاور را تحت تأثير قرار دهند. براى نمونه در ۱۳۰۴ش، كنسول ايران در نجف گزارش داده است به علت اعمال محدوديتهاى دولت ايران در زيارت عتبات، مردم نجف به سختى معيشت دچار شده اند و حكومت محلى نجف از علما خواسته است تا براى رفع منع زيارت وساطت كنند. همچنين در ۱۳۰۸ش، دولت ايران ميزان پول و اقلام كالاهايى را كه هر زائر مى توانست از ايران خارج كند، محدود كرده بود؛ زائران فقط به اندازه هزينه سفرى كوتاه مدت قادر به حمل پول بودند و از همراه بردن اجناسى چون فرش براى فروش منع شده بودند ( ← همان، ص ۳۶، ۴۰). نوسان مناسبات و اختلافات و تنشهاى سياسى نيز در تشويق به زيارت يا منع و تحريم آن همواره مؤثر بوده است، چنان كه در دوره اموى و هم سو با سياستهاى امويان، با طرح فضايل شام، زائران به زيارت اماكن زيارتى شام و اورشليم (بيت المقدس) ترغيب مى شدند ( ← الاد[۱۲] ، ص ۶۳ـ۶۴؛ براى نمونه اى از مديريت گرايشهاى زيارتى در ايران صفوى  ← كروسينسكى[۱۳] ، ص ۲۵). در ۱۰۴۰ و ۱۰۴۷ نيز دولت عثمانى ايرانيان را از سفر حج و بعدها، در ۱۲۳۶ از سفر به حجاز و عتبات منع كرد ( ← موجانى، ص ۱۳۲؛ كامكار، ص ۱۱۴). پيشگيرى از انتقال بيماريهاى فراگيرى كه در شهرهاى اماكن زيارتى شيوع مى يافت نيز از علل منع زيارت بوده است. در سالهاى ۱۲۸۹ و ۱۲۹۲، به علت بروز وبا و بيماريهاى مسرى در عراق، عزيمت زوار ايرانى به عتبات ممنوع شد ( ← موجانى، ص ۲۲۰، ۲۲۳). اساسآ تجمع زائران، كه گاه از اقليمهايى با آب وهواهاى متفاوت و پس از طى مسافات طولانى به زيارتگاه مى رسيدند و گاه به سوءتغذيه دچار مى شدند يا مجبور بودند از آبهاى ناسالم بين راه استفاده كنند، احتمال شيوع بيماريها را افزايش مى داد ( ← موسى پور، ص ۱۷۴). سرنا[۱۴] (ص ۳۰۴) درباره طاعون ۱۲۹۴ در رشت و اطراف آن گزارش كرده كه اين مرض به ويژه در دهاتى كه شامل مرقد امامزاده ها بودند قربانى بسيار داشت، چراكه بوميان گروه گروه به زيارت اين امامزادگان رفته بودند تا در پناه آنان از بيمارى مصون بمانند. فرهنگ زيارت در ارتباطى تنگاتنگ با زمانهاى مقدس شكل گرفته است. اگرچه زيارت زيارتگاهها در همه ايام سال ممكن بوده است، بيشتر در مواقع ولادت يا وفات (مولد* و عُرس*) صاحب مقبره واقع مى شده است. در سنّت اسلامى نيز براى شمارى از زيارتها زمانهاى خاصى تعيين يا پيشنهاد شده است. گاه اين زمانها با مناسبتهاى ملى تلاقى پيدا مى كند، چنان كه در ايران، افغانستان و تاجيكستان، در ايام نوروز زيارت افزايش مى يابد ( ← لى[۱۵] ، ص ۷۵ـ۹۶، ۱۲۷ـ۲۵۵؛ دورن ـ هاردر و يونگ، ص ۳۲۷؛ بهمنى، ص ۹۶). زمان سفرهاى زيارتى تحت تأثير تقويمهاى ادارى يا كشاورزى و روزهاى تعطيل رسمى نيز بوده است. براى نمونه، در گيلان، كه كشاورزان در تابستان از زراعت فارغ مى شوند يا پرورش كرم ابريشم را در اواخر بهار به اتمام مى رسانند، تابستان فصل عمومى زيارت بوده است. در مناطق ديگرى كه تابستان فصل كشت بوده، پاييز فصل سفرهاى زيارتى بوده است. در اين فصول، هم مسيرهاى كاروانى زوار و هم شهرهاى زيارتى مملو از جمعيت مى شدند ( ← غلامى كفترودى، ص ۵۱؛ هاشمى فشاركى، ص ۲۲ـ۲۳). از آنجا كه استطاعت مالى از شروط حج بوده است، زيارت زيارتگاههاى نزديك تر يا محلى براى فقرا و طبقات كم درآمد و نيز به ويژه براى زنان، كه سفرهاى طولانى برايشان دشوارتر و معمولا منوط به شروط بيشترى نظير همراهى محارم بود، كاركردهايى جايگزين مى يافت. سفرهاى طولانى زيارتى، به ويژه سفر حج، براى زنان آرزويى بزرگ بود، چندان كه حاضر بودند مهرشان را در ازاى اجازه شوهر براى زيارت يا همراهى در چنين زيارتهايى ببخشند. در برخى مناطق، به ويژه نقاط مرزى جهان اسلام، كه بيشترين فاصله ها را از مكه داشته اند، زيارتگاههايى با كاركردهاى جايگزين نمودهاى عينى نيز يافته اند، چنان كه در زيارت مزار شيخ نورحسين در باله اتيوپى، عناصرى از حج شبيه سازى مى شود. زائران از دروازه اى به نام «باب السلام» وارد مزار مى شوند، سپس سنگ سياهى را كه اعتقاد عامه بر آن است كه شيخ از مكه آورده، لمس مى كنند و مى بوسند و در آخر، در دره اى نزديك مزار، در مراسمى به شيطان سنگ مى زنند ( ← د. اسلام، همانجا؛ براى شباهت شكل ساختمان زيارتگاهى در جاوه و آيينهاى زيارتى آن به كعبه و مناسك حج  ← دورن ـ هاردر و يونگ، ص ۳۴۰). مزار خواجه يوسف