زواره ای ، علی

معرف

مفسر، فقيه، محدّث و مترجم پركار دوره صفوى.
متن

زوارهاى، علىبنحسن، مفسر، فقيه، محدّث و مترجم پركار دوره صفوى. كنيه او ابوالحسن و لقبش فخرالدين بود. او را در منابع زوارى هم خواندهاند (← افندى، ج ۳، ص ۳۹۴؛ خوانسارى، ج ۴، ص ۳۷۷). زوارى ساكن اصفهان بود (بغدادى، هديه، ج ۱، ستون ۷۴۵). او از شاگردان غياثالدين جمشيد زوارهاى مفسر و نيز از شاگردان برجسته شيخ علىبن عبدالعالى كركى مشهور به محقق ثانى* (متوفى ۹۴۰) بود و از سيدامير عبدالوهاببن على حسينى استرآبادى، از علماى مشهور اوايل دوره صفويه، روايت مىكرد (افندى، همانجا؛ خوانسارى، ج ۴، ص ۳۷۶). مولى فتحاللّه كاشانى* صاحب تفسير منهجالصادقين از مشهورترين شاگردان او بود (افندى، همانجا) و سيدحسينبن حيدر كركى (متوفى ۱۰۴۱) نيز در طريق اجازه خود از كتاب الاربعين شهيد اول از زوارهاى نام بردهاست (← مجلسى، ج ۱۰۶، ص ۱۶۹، ۱۷۳؛ براى ديگر موارد ذكر نام زوارهاى در طرق روايت آثار كهن اماميه ← همان، ج ۱۰۶، ص ۱۷۱، ۱۷۳، ۱۷۵). جز همين چند اطلاع، از زندگى و احوال زوارهاى مطلب ديگرى دانسته نيست و عمده مطالبى كه درباره او مىدانيم، اطلاعاتى است درخصوص آثار علمى او كه بهويژه در عصر صفويه رواج فراوان داشت و وجود نسخههاى خطى متعدد از تأليفات او نشاندهنده اين رواج است (براى نسخهشناسى و گزارشى درباره آثار او ← استورى[۱] ، ج ۱، بخش ۱، ص ۱۴ـ۱۵؛ گلى زواره، ص ۹ـ۲۱). بيشتر شهرت زوارهاى بهسبب ترجمه بسيارى از متون مذهبى، بهويژه كتابهاى حديثى، در نيمه نخست عصر صفويه است كه در گسترش تشيع در آن روزگار تأثيرگذار بودند. اين ترجمهها عمومآ به شاهطهماسب يا ديگر صاحبمنصبان صفوى تقديم شدهاست (← ادامه مقاله). در شرححال زوارهاى گفتهاند او در تأليفاتش به تصوف گرايش داشتهاست (← افندى؛ خوانسارى، همانجاها). مهمترين و مشهورترين تأليف او تفسيرى فارسى است با عنوان ترجمةالخواص كه به تفسير زوارى هم شهرت دارد. او تفسيرش را به دستور شاهطهماسب و در مقابل تفسير مواهب عليّه ملاحسين كاشفى سبزوارى (متوفى ۹۱۰) تأليف كرد. واژه ترجمه در اين نامگذارى به معنى تفسير و واژه خواص در مقابل عامه است و بنابراين به معنى تفسير شيعيان است (زوارهاى، مقدمه پهلوان، ص ۴۳). زوارهاى در تفسير خود از مواهب عليّه بهره برده و احاديث امامان شيعه را در آن آورده (افندى، همانجا) و نگارش آن را در ۹۴۶ بهپايان رساندهاست (زوارهاى، همانجا؛ آذرنوش، ج ۱، ص ۲۳۹؛ قس گلى زواره، ص :۹ ۹۴۷). بهگفته آذرنوش (همانجا) ترجمةالخواص تفسيرى ارجمند است و تا زمان تأليف آن در هيچ تفسيرى اين مقدار روايت و حديث شيعى نيامده بودهاست. به نوشته آذرنوش (ج ۱، ص ۲۳۹ـ۲۴۰) نثر زوارهاى پرتكلف و آكنده از كلمات و مصطلحات و اشارات عربى و تشبيهات و استعاراتش نيز كمبها و تقليدى است. درواقع، ترجمه قرآن در ترجمةالخواص رونويسى از مواهب عليّه است و زوارهاى فقط احاديث و مضامين شيعى را در آن جايگزين احاديث و عقايد اهل سنّت كردهاست. زوارهاى در تفسير خود از تفاسير پيشينيان، مانند تفسير علىبن ابراهيم قمى، كشاف زمخشرى و مجمعالبيان طبرسى و تفسير كبير فخررازى و از كتابهاى حديثى مانند كافى كلينى، كتابهاى شيخ صدوق ابنبابويه و نهجالبلاغه و ديگر كتابهاى حديثى شيعه، بسيار بهره بردهاست (زوارهاى، همان مقدمه، ص ۵۱؛ براى آگاهى از منابع زوارهاى در تفسيرش ← همان، ص ۵۲ـ۸۰). از ترجمةالخواص نسخههاى خطى بسيارى برجاى ماندهاست (براى آگاهى از نسخههاى خطى اين كتاب ← درايتى، ج ۲، ص ۱۱۲۵ـ۱۱۲۹؛ نيز ← زوارهاى، همان مقدمه، ص ۹۵ـ۹۶). اين تفسير بهكوشش منصور پهلوان (تهران ۱۳۹۴ش) تصحيح و چاپ شدهاست. خلاصهاى از اين تفسير نيز بهكوشش محمدحسين مولوى خوانسارى در حاشيه قرآنى در قطع رحلى با عنوان قرآن مجيد با تفسير فارسى (تهران ۱۳۶۸) بهچاپ رسيدهاست (زوارهاى، همان مقدمه، ص ۱۰۱). از ديگر آثار زوارهاى ترجمه و شرح نهجالبلاغه است به زبان فارسى با نام روضةالابرار كه تأليف آن نيز در ۹۴۷ بهپايان رسيدهاست (← آقابزرگ طهرانى، ج ۴، ص ۱۴۵، ج ۱۱، ص ۲۸۵؛ حسينى جلالى، ص ۱۴۹). اين شرح بسيار كوتاه است و مؤلف ضمن ترجمه نهجالبلاغه هرجا ضرورت ديده، مطالب تاريخى را بهتفصيل ذكر كرده و به اشعار عربى و فارسى استشهاد كردهاست. نثر كتاب با وجود سادگى، مسجع است و عباراتى فصيح و بليغ دارد (مؤذنى و شكرائى، ص ۳۲؛ براى آشنايى بيشتر با نثر كتاب و نسخههاى موجود آن ← همان، ص ۳۳ـ۳۵؛ درايتى، ج ۵، ص ۹۸۸). از ديگر كتابهاى زوارهاى تحفةالدعوات است به فارسى در ادعيه و اعمال عبادى كه افندى نسخهاى از آن را در اردبيل ديدهاست (← ج ۳، ص ۳۹۵؛ نيز ← آقابزرگ طهرانى، ج ۳، ص ۴۳۲). ديگر كتابش شرحالصحيفة است (افندى، ج ۳، ص ۳۶۶؛ آقابزرگ طهرانى، ج ۱۳، ص ۳۵۳). زوارهاى كتابى نيز دارد به نام خلاصةالمناقب در شرح قصيده بُرده* كه بهكوشش حميد مهرى خوانسارى بهچاپ رسيدهاست. او اثرى ديگر موسوم به مرآةالصفا نگاشتهاست كه به نوشته افندى (ج ۳، ص ۳۹۶) خاتمهاى طولانى مشتمل بر مطالبى در بيان زيارت پيامبراكرم و حضرت فاطمه و ائمه عليهمالسلام دارد. زوارهاى در ۹۵۵ به دستور شاهطهماسب، لوامعالانوار فى معرفة الائمةالاطهار را نيز به زبان فارسى نوشت كه تلخيص احسنالكبار فى مناقب الائمةالاطهار تأليف سيدمحمدبن ابىزيدبن عربشاه ورامينى بود. اين اثر زوارهاى مشتمل بر يك مقدمه در اصول دين و چهارده باب در احوال ائمه بود. زوارهاى مادّهتاريخ تأليف كتاب را در مصرع «برطريق صدق درياب از صراط مستقيم» آورده كه «صراط مستقيم» برابر با ۹۵۰ است (← همان، ج ۳، ص ۳۹۵؛ آقابزرگ طهرانى، ج ۱، ص ۲۸۸ـ۲۸۹، ج ۱۸، ص ۳۶۱؛ قس گلى زواره، ص ۱۵، كه زمان تأليف كتاب را ۹۶۸ دانستهاست؛ براى نسخههاى آن ← درايتى، ج ۸، ص ۱۰۹۹ـ۱۱۰۰). زوارهاى اثرى ديگر نيز نگاشتهاست به نام مجمعالهدى در چهل باب در قصص و احوال انبيا و دوازده امام عليهمالسلام (افندى، همانجا). زوارهاى آثار متعددى را نيز ترجمه كرد كه عبارتاند از : كشفالغمة فى معرفةالائمة تأليف بهاءالدين اربلى (متوفى ۶۹۲ يا ۶۹۳) كه با نام ترجمةالمناقب در ۹۳۸ براى اميرقوامالدين محمد ترجمه شد و در ۱۳۸۱ بهكوشش سيدابراهيم ميانجى و با مقدمه ابوالحسن شعرانى در سه مجلد در تهران بهچاپ رسيد؛ ترجمه كتاب مكارمالاخلاق تأليف حسنبن فضل طبرسى (متوفى ۵۴۸) با نام مكارمالكرائم (← آقابزرگ طهرانى، ج ۲۲، ص۱۵۰)؛ ترجمه الاربعين شهيد اول (متوفى ۷۸۶) با نام چهل حديث كه زوارهاى نخست اصل كتاب را در هرات نزد استادش محقق ثانى قرائت و اجازه روايت آن را از او دريافت كرد و پس از وفات استادش به ترجمه فارسى آن همت گماشت (همان، ج ۵، ص ۳۱۵)؛ ترجمه عدّةالداعى تأليف ابنفهد حلّى (متوفى ۸۴۱) در باب دعا با نام مفتاحالنجاح كه بهگفته آقابزرگ طهرانى (ج ۲۱، ص ۳۵۵) زوارهاى دعاهايى نيز خود بدان افزودهاست؛ ترجمه الاحتجاج تأليف ابومنصور طبرسى (قرن ششم) كه آن را به نام شاهطهماسب ترجمه كرد (همان، ج ۴، ص ۷۵)؛ ترجمه اعتقادات ابنبابويه (متوفى ۳۸۱) با نام وسيلةالنجاة كه افندى نسخهاى از آن را در آمل ديدهاست (← همانجا)؛ ترجمةالطرائف فى معرفة مذاهبالطوائف تأليف سيدابنطاووس (متوفى ۶۶۴) با نام طراوةاللطائف. زوارهاى اين ترجمه را به شاهطهماسب صفوى هديه كرد (← آقابزرگ طهرانى، ج ۱۵، ص ۱۵۹) و براساس نسخه مجلس شوراى اسلامى، از ترجمه آن در اول رجب ۹۶۱ فراغت يافت (براى نسخهها ← درايتى، ج ۷، ص ۳۴۱)؛ ترجمه تفسير منسوب به امامحسن عسكرى عليهالسلام با نام آثارالاخيار كه آن را به امر شاهطهماسب به فارسى ترجمه كرد (← افندى، همانجا؛ آقابزرگ طهرانى، ج ۴، ص۹۰)؛ حليةالموحدين فى ترجمة روضةالواعظينِ فتّالنيشابورى (آقابزرگ طهرانى، ج ۷، ص ۸۴)؛ خلاصةالروضة كه خلاصه روضةالشهداى كاشفى است كه خود اثرى مورد توجه در دوره صفويه بودهاست (← همان، ج ۷، ص ۲۲۷؛ روضةالشهداء*عمدةالمطالب فى ترجمةالمناقب در ترجمه مطالبالسَؤول كمالالدين محمدبن طلحه شافعى (متوفى ۶۵۲) به دستور شاهطهماسب (آقابزرگ طهرانى، ج ۱۵، ص ۳۴۰)؛ نشرالامان فى الاسفار و الاوطان كه ترجمه الامان من اخطار الاسفار سيدابنطاووس است (همان، ج ۲۴، ص ۱۵۸؛ براى نسخهها ← درايتى، ج۱۰، ص ۶۸۷؛ براى آگاهى بيشتر درباره آثار زوارهاى و ويژگيهاى آنها ← زوارهاى، همان مقدمه، ص ۲۷ـ۴۲). تاريخ درگذشت زوارهاى بهدرستى دانسته نيست، اسماعيلپاشا بغدادى (ايضاح، ج ۱، ستون ۲۸۱؛ هديه، ج ۱، ستون ۷۴۵) آن را پس از ۹۶۰ دانستهاست. درگذشت او پس از اين تاريخ (۹۶۱) بايد باشد.


منابع : آذرتاش آذرنوش، تاريخ ترجمه از عربى به فارسى: از آغاز تا عصر صفوى، ج ۱، تهران ۱۳۷۵ش؛ آقابزرگ طهرانى؛ عبداللّهبن عيسى افندى، رياضالعلماء و حياضالفضلاء، چاپ احمد حسينى، قم ۱۴۰۱ـ۱۴۱۵؛ اسماعيل بغدادى، ايضاحالمكنون، ج ۱، در حاجىخليفه، ج ۳؛ همو، هديةالعارفين، ج ۱، در همان، ج ۵؛ محمدحسين حسينى جلالى، دراسة حول نهجالبلاغة، بيروت ۱۴۲۱/ ۲۰۰۱؛ خوانسارى؛ مصطفى درايتى، فهرستواره دستنوشتهاى ايران (دنا)، تهران ۱۳۸۹ش؛ علىبن حسن زوارهاى، ترجمةالخواص: تفسير فارسى و عرفانى و شيعى قرآن كريم، چاپ منصور پهلوان، تهران ۱۳۹۴ش؛ غلامرضا گلىزواره، «پارسىنويس پركارى از عصر صفويه و شناسايى نسخههاى خطى آثار تفسيرى، روايى و كلامى او»، كتاب ماه دين، سال ۶، ش ۲ (آذر ۱۳۸۱)؛ مجلسى؛ علىمحمد مؤذنى و محمد شكرائى، «معرفى ترجمه و شرح نهجالبلاغه اثر علىبن حسن زوارهاى (مفسر قرن دهم هجرى) همراه با شرححال و ديگر آثار نويسنده»، مجله دانشكده ادبيات و علوم انسانى دانشگاه تهران، دوره ۵۶، ش ۲ (زمستان ۱۳۸۴)؛


Charles Ambrose Storey, Persian literature: a biobibliographical survey, vol.۱, pt.۱, London ۱۹۸۹.


/ محسن معينى /


۱. Storey

نظر شما
مولفان
محسن معینی ,
گروه
قرآن و حدیث ,
رده موضوعی
جلد 21
تاریخ 95
وضعیت چاپ
  • چاپ شده