ریاض السالکین

معرف

معروف‌ترين شرح صحيفه سجاديه* به زبان عربى تأليف سيدعلى حسنى حسينى شيرازى معروف به ابن‌معصوم يا سيدعلى‌خان مدنى* (متوفى ۱۱۲۰).
متن

رياضالسالكين، معروفترين شرح صحيفه سجاديه* به زبان عربى تأليف سيدعلى حسنى حسينى شيرازى معروف به ابنمعصوم يا سيدعلىخان مدنى* (متوفى ۱۱۲۰). مؤلف نام كتاب را همواره رياضالسالكين فى شرح صحيفة سيدالعابدين ذكر كردهاست (براى نمونه  ← ج ۱، ص ۴۵، ۴۱۲، ۵۰۵، ج ۲، ص ۸، ۸۴، ۱۳۴، ۱۳۹، ۱۷۹)، اما مصحح و برخى منابع نام آن را رياضالسالكين فى شرح صحيفة سيدالساجدين آوردهاند ( ← افندى، ج ۳، ص ۳۶۶؛ آقابزرگ طهرانى، ج ۱۱، ص ۳۲۵؛ خويى، ج ۱۵، ص ۱۷۲). در آغاز نسخهاى ناقص از كتاب، متعلق به زمان مؤلف و در اجازه او به تاريخ ۱۱۰۹ به ميرزاابراهيمبن مراد حسنى حسينى، از اين شرح با عنوان رياضالصالحين ياد شدهاست ( ← آقابزرگ طهرانى، ج ۱۱، ص ۳۲۶، ۳۲۸). مؤلف شرح را به شاهسلطانحسين صفوى (حك : ۱۱۰۵ـ۱۱۳۵) تقديم كردهاست ( ← ج ۱، ص ۴۶ـ۴۹؛ نيز  ← افندى، همانجا). سيدعلىخان مدنى تأليف اين شرح را در ۱۰۹۴ در سالهاى اقامت دوازده سالهاش در هند آغاز كرد و در ۱۱۰۶ به پايان رساند ( ← ج ۷، ص ۴۵۲). او گاهى تاريخ اتمام شرح برخى از دعاها را آوردهاست، مثلا شرح دعاى بيستوهفتم در ذيقعده ۱۱۰۱ ( ← ج ۴، ص ۲۷۸) و شرح دعاى بيستونهم در هفتم ذيحجه ۱۳۰۰ در برهانپور (ج ۴، ص ۳۳۵) كه اين تاريخ باتوجه به سال وفات مدنى اشتباه است و بايد ۱۱۰۳ باشد. سيدعلىخان مدنى نخست، طريق خود در روايت صحيفه سجاديه را نقل كردهاست. سلسله سند روايت او از طريق شيخش، جعفربنكمالالدين بحرانى* (متوفى ۱۰۸۸ يا ۱۰۹۱)، و شيخ او، حسامالدين حلبى به بهاءالدين عاملى (متوفى ۱۰۳۰) و از او به يكى از طرق مشهور روايت صحيفه سجاديه به شيخطوسى (متوفى ۴۶۰) مىرسد ( ← ج ۱، ص ۴۹ـ۵۰). او سپس پنج حديث كه راويان آن همه از پدرانشان نقل كردهاند (الاحاديث المسلسلة بالآباء)، در فضائل على عليهالسلام آورده و شرح كرده ( ← ج ۱، ص ۳۱ـ۴۰) و در ادامه، قصيدهاى از سرودههايش در ستايش آن حضرت و كلمات قصارى از خود آوردهاست ( ← ج ۱، ص۴۰ـ۴۲). رياضالسالكين در پنجاهوچهار «روضه» تنظيم و هر دعا ذيل يك روضه شرح شدهاست (آقابزرگ طهرانى، ج ۱۱، ص ۳۲۶). نويسنده در مقدمه، از شرح ۵۶ روضه سخن گفته، اما درواقع دو دعاى «دعاؤه للضرورة» و «دعاؤه عنداليقظة» را شرح نكردهاست. او متن دعا را از شرح آن جدا كرده و در آغاز شرح هر دعا، خطبه و ديباچه كوتاهى آورده (افندى، همانجا) و پس از نقل هر فقره از دعا، نخست يكايك لغات متن را توضيح داده و سپس مفاهيم دعاها را شرح كرده و توضيحات خود را معمولا با آوردن عباراتى چون «تنبيه»، «هداية» و «تبصرة» عنوانگذارى و از هم تفكيك كردهاست. تسلط و تبحر مؤلف در علوم و فنون مختلف، در جاىجاى كتاب نمايان است. او با بهرهگيرى از مباحث لغوى، صرفى و نحوى، بلاغى و ادبى، بهويژه ادبيات عرب كه در آن مهارت داشته، و استفاده از فوايد و مباحث قرآنى، حديثى، كلامى، تاريخى و فلسفى ادعيه را شرح كرده و در اين زمينه از منابع مختلفى بهره بردهاست. مؤلف گاهى نيز سؤالها و شبهههايى را مطرح كرده و خود به آنها پاسخ گفتهاست (براى نمونه  ← ج ۲، ص ۳۷۴، ج ۳، ص ۱۷۵ـ۱۷۷، ج ۵، ص ۲۷۵ـ۲۷۶). او براى نوشتن اين شرح به ديگر شروح و حاشيههاى صحيفه سجاديه، بهويژه حدائقالصالحين بهاءالدين عاملى (درباره اين شرح  ← بهاءالدين عاملى*)، نيز توجه داشته و از آنها استفاده كردهاست ( ← ج ۱، ص ۴۴ـ۴۵؛ نيز  ← افندى، همانجا). رياضالسالكين بهترين و مفصّلترين شرح صحيفه سجاديه و كتاب بسيار سودمندى است حاوى موضوعات متنوع لغوى، ادبى، بلاغى، حديثى، كلامى، فلسفى و عرفانى كه مؤلف از منابع گوناگون گرد آورده و بهمناسبت در شرح ادعيه گنجاندهاست (براى آگاهى از مطالب متنوع اين كتاب  ← مظفّر، ۱۴۱۹؛ قربانىزرّين، ص ۱۲۳ـ۱۲۶)؛ مثلا در بحث از اينكه پيامبراكرم چگونه مىتواند جبرئيل را ببيند و كلام او را بشنود از ملاصدرا (متوفى ۱۰۵۰) با احترام ياد و مطلبى نقل كرده ( ج ۱، ص ۱۵۸ـ۱۵۹) و بارها ضمن نقل مطالبى از تعليقه ميرداماد بر صحيفه سجاديه، از او با تعبير «بعض اكابر السادة» ياد كرده (ج ۱، ص ۲۳۸، ج ۳، ص۳۵۰، ۵۲۰) و گاهى نيز با تعبير «بعض اعاظم السادة» اشتباهات او را تصحيح كردهاست (ج ۵، ص ۲۷۹ـ۲۸۰، ج ۷، ص ۱۹۴ـ۱۹۵). سيدعلىخان مدنى از فتوحات ابنعربى (متوفى ۶۳۸) نيز مطالبى نقل كرده ( ج ۱، ص ۲۶۸ـ۲۶۹، ج ۷، ص ۴۲۶) و به ابياتى از ابنفارِض (متوفى ۶۳۲) هم استشهاد كردهاست (ج ۱، ص ۲۶۹، ج ۳، ص ۴۹۷، ج ۷، ص ۲۲۲ـ۲۲۳). او به اختلاف نسخههاى صحيفه هم توجه ويژه نشان داده و به مهمترين آنها اشاره كردهاست (براى نمونه  ← ج ۱، ص ۱۰۷، ۲۰۴، ۲۷۳، ج ۲، ص ۸۷، ۲۱۸، ج ۳، ص ۲۰۹، ۲۱۳). با توجه به اينكه شرح نهجالبلاغه* ابنابىالحديد (متوفى ۶۵۵ يا ۶۵۶) در اختيار سيدعلىخان مدنى بوده و او بارها به آن ارجاع دادهاست (براى نمونه  ← ج ۲، ص ۱۰۹، ۲۱۶، ج ۳، ص ۱۳۳، ۱۳۵، ج ۵، ص ۱۱۱)، مىتوان گفت او در تأليف رياضالسالكين از آن الگو گرفتهاست. مدنى گاهى در معناى لغات، نام كتابها، انتساب شعرى به شخصى يا انتساب حديثى به يكى از معصومان دچار اشتباهاتى شدهاست (براى تفصيل  ← مظفّر، ج ۲، ص ۷۱۸ـ۷۳۴). فقيهان و عالمان امامى همواره به رياضالسالكين توجه داشتهاند، مثلا نجفى (ج ۱۱، ص ۱۱۵) در بحث از چگونگى سلامگفتن به زنده و مرده يا غايب، و حسينىعاملى (ج ۷، ص ۴۷۱) در مبحث فقهى وجوب صلوات بر پيامبراكرم در غير نماز به قول سيدعلىخان مدنى در رياضالسالكين استناد كردهاند. خويى در شرح نهجالبلاغه خود چندين بار از رياضالسالكين استفاده كردهاست (براى نمونه  ← ج ۱۵، ص ۱۷۲، ۱۸۲، ج ۱۹، ص ۲۳۱). بعضى از عالمان نيز رياضالسالكين را ستودهاند، مثلا كَنتورى (ص ۲۹۹ـ۳۰۰) با اعجاب بسيار از آن ياد كرده و آن را مشتمل بر گوهر تحقيقات و عصاره تدقيقات دانسته و قمى (ج ۶، ص ۴۲۱) تأليف اين كتاب را نشانه فضل و دانش بسيار مؤلف آن شمردهاست. بهعقيده امينى (ج ۱۱، ص ۳۴۷) نيز فضل و دانش نويسنده از جاىجاى كتاب هويداست و بهنظر امين (ج ۸، ص ۱۵۲)، در بين شروح صحيفه سجاديه شرحى مانند رياضالسالكين تأليف نشدهاست. سيدعلىخان مدنى در پايان رياضالسالكين (ج ۷، ص ۴۴۹ـ۴۵۲) با لحنى سخت معترضانه و عتابآلود ادعا كردهاست كه نسخههايى از اين كتاب به مكه و از آنجا به اصفهان برده شده و يكى از علماى آن شهر به نام آقامحمدحسينبن آقاحسن تنكابنى گيلانى اصفهانى لنبانى در شرحى فارسى كه بر صحيفه سجاديه نوشته مطالب آن را به خود نسبت دادهاست (نيز  ← آقابزرگ طهرانى، ج ۱۱، ص ۳۲۶). آقابزرگ طهرانى نسخهاى از رياضالسالكين را در كتابخانه سيدحسن صدر ديده كه مدنى در حواشى آن مواضع انتحال آقاحسين گيلانى را مشخص كردهاست ( ← همانجا، نيز  ← ج ۱۳، ص۳۵۰). آقاحسين گيلانى پس از اطلاع از ادعاى مدنى در جاىجاى شرح خود، اين اتهام را نقد و رد كردهاست ( ← افندى، همانجا؛ براى آگاهى بيشتر درباره اين شرح و رد ادعاى مدنى توسط گيلانى  ← آقابزرگ طهرانى، ج ۱۳، ص۳۵۰). عبدالنبى قزوينى، از معاصران گيلانى، در دفاع از وى از قول علماى عصر آورده كه شأن علمى و مقام اخلاقى و دينى او اجلّ از چنين نسبتى بودهاست ( ← ص ۱۲۱ـ۱۲۲). درايتى در فهرستگان نسخههاى خطى ايران (ج ۱۷، ص ۳۰۴ـ ۳۱۲) ۱۱۱ نسخهخطى، شرح و حاشيه بر رياض السالكين در كتابخانههاى ايران را معرفى كردهاست. محمدرضا حسينى اعرجى حلّى اين كتاب را با نام ازهاراللطيفة يا زَهرةالمتنزّهين خلاصة رياضالسالكين خلاصه كردهاست ( آقابزرگ طهرانى، ج ۱، ص ۵۳۵ـ۵۳۶، ج ۱۲، ص ۷۵، ج ۱۳، ص ۳۵۱). ابوالفضل حسينى رياضالسالكين را با عنوان تلخيصالرياض، أو، تحفةالطالبين: المقتطف من رياض السالكين فى شرح صحيفة (تهران ۱۳۸۱ش) بهچاپ رساندهاست (حسينىجلالى، ج ۱، ص ۱۱۲)، و زهراسادات اميرى تهرانىزاده نيز پاياننامه خود را با عنوان «روششناسى سيدعلىخان مدنى در رياضالسالكين»، با راهنمايى محمدعلى مهدوىراد (دانشكده علوم حديث شهررى، ۱۳۸۸ش)، به بررسى اين كتاب اختصاص دادهاست. رياضالسالكين در روزگار مؤلف به امر شاهسلطانحسين صفوى به دست مترجمى ناشناس به فارسى ترجمه شد و مترجم افزون بر ترجمه، مطالبى از شرح صحيفه ميرداماد و علامه مجلسى به آن افزود. نسخههايى از اين ترجمه در اصفهان موجود است (براى تفصيل  ← روضاتى، ج ۱، ص ۱۲۴ـ۱۲۸). رياضالسالكين نخستين بار در ۱۲۷۱ در اصفهان چاپ سنگى شد؛ سپس بهكوشش سيدمحمدبن سيدجعفر لاريجانى و به خط زينالعابدين خوانسارى و تصحيح و مقابله محمدعلى و محمدحسنآقا ميرزاكوچك ساوجى در تهران (۱۳۳۴) و سرانجام به تصحيح محسن حسينىامينى در هفت جلد در قم (۱۴۱۱) چاپ شد و محمدحسين مظفّر بهسبب تنوع مطالب كتاب، فهرستى جامع مشتمل بر چهل باب با عنوان فهارس رياضالسالكين جلد، قم ۱۴۱۹) براى آن فراهم كرد.


منابع : آقابزرگ طهرانى؛ عبداللّهبن عيسى افندى، رياض العلماء و حياض الفضلاء، چاپ احمد حسينى، قم ۱۴۰۱ـ۱۴۱۵؛ امين؛ عبدالحسين امينى، الغدير فى الكتاب و السنة و الادب، ج ۱۱، بيروت ۱۳۸۷/ ۱۹۶۷؛ محمدحسين حسينىجلالى، فهرس التراث، تحقيق محمدجواد حسينى جلالى، قم ۱۴۲۲؛ محمدجوادبن محمد حسينىعاملى، مفتاحالكرامة فى شرح قواعد العلامة، چاپ محمدباقر خالصى، قم ۱۴۱۹ـ؛ حبيباللّهبن محمدهاشم خويى، منهاجالبراعة فى شرح نهجالبلاغة، ج :۱۵ تكمله، چاپ ابراهيم ميانجى، تهران ۱۳۹۷؛ مصطفى درايتى، فهرستگان نسخههاى خطى ايران (فنخا)، تهران ۱۳۹۰ش ـ؛ محمدعلى روضاتى، فهرست كتب خطى اصفهان: دو هزار نسخه عربى و فارسى، قم ۱۳۸۶شـ؛ سيدعلىخان مدنى، رياضالسالكين فى شرح صحيفة سيدالساجدين صلواتاللّهعليه، چاپ محسن حسينىامينى، قم ۱۴۱۵؛ باقر قربانىزرّين، «سه رياض در شرح صحيفه سجاديه»، سفينه، ش ۶ (بهار ۱۳۸۴)؛ عبدالنبىبن محمدتقى قزوينى، تتميم املالآمل، چاپ احمد حسينى، قم ۱۴۰۷؛ عباس قمى، سفينةالبحار و مدينةالحكم و الآثار مع تطبيق النصوص الواردة فيها على بحارالانوار، [قم] ۱۴۱۴؛ اعجازحسينبن محمدقلى كنتورى، كشفالحجب و الأستار عن اسماءالكتب و الأسفار، قم ۱۴۰۹؛ محمدحسين مظفّر، فهارس رياضالسالكين، قم ۱۴۱۹؛ نجفى.


/ محسن معينى /

نظر شما
مولفان
محسن معینی ,
گروه
قرآن و حدیث ,
رده موضوعی
جلد 20
تاریخ 94
وضعیت چاپ
  • چاپ شده