روضة الناظر

معرف

اثرى در اصول فقه حنبلى، تأليف ابن‌قدامه* فقيه نامور قرن ششم و هفتم.
متن

روضةالناظر، اثرى در اصول فقه حنبلى، تأليف ابنقدامه* فقيه نامور قرن ششم و هفتم. مؤلف كتاب، عبداللّهبن احمد مَقْدسى حنبلى مشهور به ابنقُدامه (متوفى 620)، صاحب المُغْنى اثر معروف در فقه حنبلى است. نام اصلى كتاب، روضةالناظر و جُنَّةالمُناظر فى اصولالفقه على مذهب الامام احمدبن حنبل است كه گاه بهاختصار الروضة ناميده مىشود. تاريخ دقيق تأليف آن، مشخص نيست. روضةالناظر از منابع مهم اصول فقه حنبلى و از كتب درسى حنبليان است ( صَفَدى، ج 2، ص270ـ271، ج 17، ص 37ـ38؛ بغدادى، ج 1، ستون 459ـ460؛ ابنقدامه، ج 1، مقدمه نمله، ص 33ـ36؛ عبدالقادر بدران، ص 462، 464). روضةالناظر در هشت باب تأليف شدهاست. عناوين اين ابواب كه ساختار موضوعى كتاب را نشان مىدهد، عبارتاند از : حقيقت حكم و اقسام آن؛ تفصيل ادله و اصول چهارگانه (كتاب، سنّت، اجماع و استصحاب)؛ اصول مورد اختلاف؛ گونههاى كلام و اسما؛ مباحث مرتبط با الفاظ مانند امر و نهى، عموم، استثنا و شرط؛ قياس؛ حكم مجتهد و مقلد؛ ترجيحات ادله متعارض (ج 1، ص 57ـ58). ابنقدامه در مقدمه كتاب مباحثى از علم منطق را آوردهاست. البته برخى از نسخههاى كتاب اين مقدمه را ندارد ( عبدالقادر بدران، ص 463ـ464). ترتيب فصول اصلىِ روضةالناظر و ساختار آن به كتاب المستصفى غزالى* (متوفى 505) نزديك است، هرچند عناوينِ ابواب آن دو تفاوتهايى دارند ( ابنقدامه، ج 1، همان مقدمه، ص 37؛ عبدالعزيزبن عبدالرحمان سعيد، قسم 1، ص 148ـ149). ابنقدامه در بيشتر موضوعات اصولى، ابتدا نظر مقبول خود را فشرده بيان كرده و پس از ذكر ديدگاههاى مخالفان و نقد آنها، بهاختصار نظر خود را تبيين و مدلّل ساختهاست. او گاهى به ثمره اختلافنظر اشاره كرده و افزونبر آراى حنبليان، به آراى اصولى ديگر مذاهب اهل سنّت و ادله آنان نيز توجه داشتهاست ( ابنقدامه، ج 1، ص 56، مقدمه نمله، ص 38ـ39؛ عبدالعزيزبن عبدالرحمان سعيد، قسم 1، ص 115ـ118). مهمترين ادله مورد استناد ابنقدامه در تأييد ديدگاه خود يا در مقام نقد مخالفان عبارتاند از: كتاب، سنّت (بهويژه روايات احمدبن حنبل)، اجماع، و قياس (ابنقدامه، ج 1، همان مقدمه، ص 39). روش اصولىِ ابنقدامه در روضةالناظر همانند شافعيان، «روش متكلمان» است كه مبتنى بر قواعدى اصولى است كه براساس دلايل عقلى و لفظى بنا نهاده شدهاند، بدون آنكه فروع فقهى مبناى استخراج قواعد باشد. در اين شيوه اصولى، كه غالب شافعيان، مالكيان و حنبليان بدان پايبندند، فروع فقهى تنها براى شاهد مثال مورد توجه و استناد قرار مىگيرند (غزى، ج 1، ص 33ـ36). به نظر برخى مؤلفان، روضةالناظر افزونبر تنظيم فصول و ابواب، از نظر محتوا و نحوه بيان مطالب هم از المستصفى الگو گرفته و بسيار تحتتأثير آن بودهاست. حتى گفته شدهاست، اين كتاب درواقع تلخيصِ كتاب غزالى است و فقط ترتيب برخى مباحث در روضةالناظر تغيير يافته و آراى برخى فقها، بهويژه حنبليان افزوده شدهاست. ازاينرو، روضةالناظر در زمينه توجه به آراى اصولىِ حنبليان و نقد و بررسى آنها از بهترين آثار بهشمار مىرود ( عبدالعزيزبن عبدالرحمان سعيد، قسم 1، ص 105، 115ـ122، 148ـ149). ابنقدامه در پارهاى مباحث كتاب ديدگاههاى اصولى شافعيان، ازجمله غزالى، را نقد كردهاست ( همان، قسم 1، ص 106ـ 108، 111ـ114). اين نكته نيز درخور تأمل است كه در پارهاى موارد، يك باب از المستصفى با همان تعابير يا با الفاظى ديگر در روضةالناظر آمده، ولى در آن هيچ اشارهاى به المستصفى نشده و نام غزالى بهندرت در كتاب ذكر شدهاست ( ابنقدامه، ج 1، همان مقدمه، ص 43؛ عبدالعزيزبن عبدالرحمان سعيد، قسم 1، ص 118، 152). البته ابنقدامه در اين اثر افزونبر المستصفى از چند كتاب ديگر هم بهره بردهاست. ازجمله العُدَّة ابنفراء* حنبلى (متوفى 458) و التمهيد ابوالخطاب محفوظ كلوذانى* (متوفى 510) كه آراى حنبليان غالبآ از اين دو اثر نقل شدهاست. ابنقدامه در مقام نقد آراى مخالفان، بهندرت به نام آنان اشاره كردهاست. وى ظاهرآ از كتاب الوصول الى الأصول ابوالفتح ابنبرهان (متوفى 518)، بدون اشاره به نام آن، هم استفاده كردهاست ( ابنقدامه، ج 1، همان مقدمه، ص 39ـ40؛ عبدالعزيزبن عبدالرحمان سعيد، قسم 1، ص 119). شيوه نگارش روضةالناظر ساده و عبارات آن رسا و روان است. مؤلف در مقام بررسى و نقد آراى مخالفان، هيچگاه از دايره ادب خارج و دچار تعصب نشدهاست. وى كوشيدهاست تا حدّ مقدور وارد مباحث غيراصولى ازجمله مباحث كلامى نشود. در اين كتاب، در موارد مقتضى ديدگاههاى معتزله، اهل ظاهر، لغتشناسان، متكلمان، علماى شيعه و حتى يهود مطرح شدهاست، بدون آنكه نام صاحبان رأى يا اثر آنان ذكر شود ( ابنقدامه، ج 1، همان مقدمه، ص 38، 42ـ43؛ عبدالعزيزبن عبدالرحمان سعيد، قسم 1، ص 105، 116). روضةالناظر در ميان فقهاى اهل سنّت بهويژه حنبليان با اقبال بسيار روبهرو شد و امروزه نيز اين اثر و شروح آن در دانشگاههاى مختلف، بهويژه در عربستان سعودى، متن درسى است. ابنقدامه در تأليف مهمترين كتاب فقهى خود، المغنى، از قواعد اصولى مقبول خود بهره جستهاست. اين قواعد را جيلالى مرينى در اثر خود القواعد الاصولية و تطبيقاتها الفقهية عند ابنقدامة فى كتابه المغنى گرد آوردهاست. بااينهمه، ابنقدامه در المغنى، نام روضةالناظر را ذكر نكردهاست ( غزى، ج 1، ص 5؛ شنقيطى، مقدمه محمد سالم، ص 22ـ23؛ عبدالعزيزبن عبدالرحمان سعيد، قسم 1، ص 123ـ124؛ جيلالى مرينى، ج 1، ص 8ـ10). روضةالناظر را دانشمندان بسيارى شرح يا تلخيص كردهاند، كه ازجمله تلخيصهاى متقدم آن، البَلْبل فى أصولالفقه على مذهبالامام احمدبن حنبل سليمانبن عبدالقَوى صَرْصَرى* (طوفى) است كه در 1383 در رياض چاپ شد. طوفى مطالبى را به اصل كتاب افزوده و برخى مباحث، ازجمله مقدمه، را حذف كردهاست ( ابنقدامه، ج 1، همان مقدمه، ص 40؛ طوفى حنبلى، ج 1، مقدمه عبدالعال عطوه، ص10ـ12). طوفى در 708، كتاب خود را شرح كرده كه بهكوشش عبداللّهبن عبدالمحسن تركى باعنوان شرح مختصر الروضة بارها چاپ شدهاست. اين شرح مورد توجه فقهاى حنبلى بودهاست (براى نمونه  ← عُلَيمى حنبلى، ج 2، ص 464؛ ابنقدامه، همانجا؛ طوفى حنبلى، ج 1، همان مقدمه، ص 13ـ16). ابنبدران عبدالقادر دمشقى تعليقاتى بر روضةالناظر نگاشته كه باعنوان نزهةالخاطر العاطر در دو جلد در 1412 در بيروت چاپ شدهاست (ابنقدامه، ج 1، همان مقدمه، ص40ـ41). محمدبن ابوالفتح حنبلى (متوفى 709) نيز روضةالناظر را تلخيص كردهاست (ابنمبرّد، ص 25) كه باعنوان تلخيص روضةالناظر و جُنةالمناظر فى اصولالفقه در 1429 در رياض چاپ شد. اثر چاپشده ديگر، كتاب كشفالساتر: شرح غوامض روضةالناظر محمد صدقى بورنو غزى است. همچنين شرح عبدالكريمبن على نملَه باعنوان اِتحاف ذوىالبصائر بشرح روضةالناظر فى اصول الفقه على مذهب الامام احمدبن حنبل در چهار جلد چاپ شدهاست ( نمله، ج 1، ص 6ـ13؛ غزى، ج 1، ص 8 ـ 9). كتاب ديگر، مُذكّرة اصولالفقه محمدامين شنقيطى*، فقيه مالكى، است كه در 1430 در مصر چاپ شدهاست. شنقيطى اين شرح را باتوجه به كتابِ مراقىالسعودِ عبداللّهبن ابراهيم شنقيطى* (فقيه مالكى) نگاشته و ازاينرو، افزون بر آراى فقهاى شافعى و حنبلى، آراى فقيهان مالكى نيز بهگونه تطبيقى در اين كتاب مطرح شدهاست ( ابنقدامه، ج 1، همان مقدمه، ص 41؛ شنقيطى، مقدمه ابىحفص سامى عربى، ص 15، مقدمه محمد سالم، ص 24). نسخههاى متعددى از روضةالناظر در برخى كتابخانهها وجود دارد ( ابنقدامه، ج 1، همان مقدمه، ص30ـ32). اين كتاب بارها بهچاپ رسيدهاست، مثلا جلد دوم كتابِ ابنقُدامة و آثارُه الاصولية اثر عبدالعزيزبن عبدالرحمان سعيد به روضةالناظر اختصاص دارد و بارها چاپ شدهاست. جلد نخست درباره تاريخچه تدوين اصول فقه، طبقات حنبليان، ابنقدامه و آثار اوست. همچنين روضةالناظر بهكوشش عبدالكريمبن على نمله در 1413 در رياض بهچاپ رسيد و بارها تجديدچاپ شد. از ويژگيهاى اين چاپ، مقابله هفت نسخه گوناگون از روضةالناظر با يكديگر و نيز تنظيم فهرستهاى متعدد براى آن است ( همان مقدمه، ص 48ـ52).


منابع : ابنقدامه، روضةالناظر و جنةالمناظر فى اصول الفقه على مذهب الامام احمدبن حنبل، چاپ عبدالكريم نمله، رياض 1417/1997؛ ابنمبرّد، الجوهر المنضد فى طبقات متأخرى اصحاب احمد، چاپ عبدالرحمانبن سليمان عثيمين، رياض 1421/2000؛ اسماعيل بغدادى، هديةالعارفين، ج 1، در حاجىخليفه، ج 5؛ جيلالى مرينى، القواعد الاصولية و تطبيقاتها الفقهية عند ابنقدامة فى كتابه المغنى، دمام 1423/2002؛ محمدامين شنقيطى، مذكرة اصول الفقه، چاپ ابىحفص سامى عربى، منصوره 1430/ 2009؛ صَفَدى؛ سليمانبن عبدالقوى طوفى حنبلى، شرح مختصر الروضة، چاپ عبداللّهبن عبدالمحسن تركى، بيروت 1424/2003؛ عبدالعزيزبن عبدالرحمان سعيد، ابنقدامة و آثارهالاصولية، رياض 1408/1987؛ عبدالقادر بدران، المدخل الى مذهب الامام احمدبن حنبل، چاپ عبداللّه تركى، بيروت 1401/1981؛ مجيرالدين عبدالرحمانبن محمد عُلَيمى حنبلى، الدر المنضَّد فى ذكر اصحاب الامام احمد رضىاللّهعنه، چاپ عبدالرحمانبن سليمان عثيمين، ]رياض[ 1412/1992؛ محمد صدقىبورنو غزى، كتاب كشفالساتر : شرح غوامض روضةالناظر، بيروت 1423/2002؛ عبدالكريمبن على نملَه، اتحاف ذوى البصائر بشرح روضةالناظر فى اصول الفقه على مذهب الامام احمدبن حنبل، رياض 1422/ 2001.


/ مريم حسينى آهق /

نظر شما
مولفان
مریم حسینی آهق ,
گروه
فقه وحقوق ,
رده موضوعی
جلد 20
تاریخ 94
وضعیت چاپ
  • چاپ شده