روزن،فریدریش

معرف

دولتمرد و خاورشناس آلمانى، داراى چندين اثر در زمينه تاريخ ايران و زبان و ادبيات فارسى.
متن

 روزن، فريدريش[۱] ، دولتمرد و خاورشناس آلمانى، داراى چندين اثر در زمينه تاريخ ايران و زبان و ادبيات فارسى. او در ۱۸۶۵/ ۱۲۸۲ در لايپزيگ بهدنيا آمد. فريدريش علاقه به خاورشناسى و گرايش به سياست را از پدرش گئورگ روزن* به ارث برد (ليتمان[۲] ، ص ۳۹۱ـ۳۹۲). فريدريش دوران كودكى را در شهر بيتالمقدس گذراند، زيرا پدرش در آن زمان سركنسول دولت پروس در اين شهر بود. او در آنجا زبان عربى و انگليسى را بهخوبى فراگرفت و با ديگر زبانهاى شرقى، چون فارسى و اردو، نيز آشنا شد (سحاب، ص ۳۰۲؛ ليتمان، ص ۳۹۲). فريدريش روزن پس از اخذ دكترى در رشته تعليم و تربيت و آموختن زبانهاى جديد شرقى، ازجمله فارسى، در برلين، لايپزيگ، گوتينگن، و پاريس، از ۱۸۸۷/ ۱۳۰۴ در بخش زبانهاى شرقى[۳] دانشگاه فريدريش ويلهلم[۴] برلين، زبان اردو، درس مىداد (روزن، ۱۹۲۵، ص ۵؛ ليتمان، ص ۳۹۳؛ نفيسى، ص ۲۸). او در ۱۸۹۰/ ۱۳۰۷، بهسبب اختلاف با مدير وقت آن بخش، تدريس را رها كرد، به خدمت وزارت خارجه آلمان درآمد و مدت كوتاهى كنسول بيروت شد. سپس از ۱۳۰۸ تا ۱۳۱۸/ ۱۸۹۱ـ۱۹۰۰ عضو سفارت آلمان در تهران و نايب كنسول آلمان در بوشهر بود. از ۱۳۲۶تا۱۳۲۸/ ۱۹۰۸ـ ۱۹۱۰ وزيرمختار كشورش در ايران بود و زبان فارسى را بهگونهاى فراگرفت كه گاه به فارسى شعر هم مىسرود (ليتمان، همانجا؛ شفا، ج ۱، ص ۱۰۲). روزن، علاوهبر ايران، در ديگر كشورها نيز مأموريت سياسى داشت. در ۱۸۹۸/۱۳۱۶ نخستين كنسولگرى آلمان در بغداد را تأسيس كرد و در ۱۸۹۹/۱۳۱۷ كنسول بيتالمقدس شد. در ۱۹۰۱/۱۳۱۹ همكارىاش را با بخش سياسى وزارت امور خارجه آغاز كرد؛ به رياست اداره سياسى وزارت امورخارجه آلمان رسيد و چندين مأموريت سياسى مهم ديگر در كشورهاى مختلف انجام داد. در ۱۹۲۱/ ۱۳۰۰ش، مدتى وزيرخارجه آلمان بود. سپس از سياست كناره گرفت و فقط به فعاليتهاى علمى و ادبى پرداخت. در ۱۳۱۱ش/۱۹۳۲ كتابى درباره مأموريتهاى سياسىاش از ۱۹۱۰ تا ۱۹۱۶/ ۱۳۲۸ـ ۱۳۳۴ بهويژه در رومانى و بالكان نوشت. او چندسالى هم رياست انجمن خاورشناسى آلمان[۵] را برعهده داشت. روزن سرانجام هنگامىكه براى ديدار پسرش به چين رفته بود دچار حادثه شد و چند روز بعد، در ۱۹۳۵/۱۳۱۴ش در ۷۹ سالگى درگذشت ( ليتمان، ص۳۹۳ـ ۳۹۶؛ جمالزاده، ص ۷ـ۸). روزن، چنانكه اشاره شد، به فارسى بسيار مسلط بود و كتابهاى فارسى بسيارى داشت و آنها را خوانده بود ( عينالسلطنه، ج ۱، ص ۶۸۸). بااينحال و بهرغم آنكه مدتها در ايران مأموريت سياسى داشت، جز گزارشى منتشرشده در كتاب <آلمان: حال و آينده>[۶] ، در خاطراتش بهندرت درباره مسائل سياسى ايران مطلبى نوشت و بيشتر به ايرانيان و زبان و ادبيات فارسى و اندكى هم به ادبيات اردو پرداخت (ليتمان، ص ۳۹۷). او حتى در سخنرانىاش با عنوان <«تأثير جريانهاى فكرى بر تاريخ سياسى ايران»>[۷] (در ۱۹۲۲/ ۱۳۰۱ش در گردهمايى انجمن خاورشناسى آلمان در برلين)، بيشتر به مسائل فكرى توجه كرد. متن اين سخنرانى همان سال در نشريه همان انجمن انتشار يافت ( روزن، ۱۹۲۲، ص ۱۰۱ـ۱۲۵). نخستين نوشته او درباره ايران گزارش اولين سفرش به ايران است؛ سفرى طولانى كه از خليجفارس آغاز و به درياى خزر ختم شد. اين گزارش در ۱۸۹۰/ ۱۳۰۷ منتشر شد (همو، ۱۹۲۵، همانجا). او در همين سال يكى از مشهورترين آثارش را منتشر كرد كه كتابى براى آموزش زبان فارسى به آلمانىزبانان بود. اين اثر <شما فارسى حرف مىزنيد؟>[۸] نام داشت و نسخه انگليسى[۹] آن هم در ۱۸۹۸/ ۱۳۱۶ انتشار يافت. در چاپ سوم و بازنگرىشده متن آلمانى، پس از گزارشى مختصر در باب نگارش و تلفظ فارسى، دستور فشرده فارسى درج شدهاست. سپس مجموعهاى از واژههاى پربسامد به تفكيك موضوع، جملهها و گفتگوها، نُه داستان يا حكايت كوتاه، نمونههايى از ادبيات عاميانه نو، بهويژه خاطرات ناصرالدينشاه، و دو صحنه از نمايشنامهاى كمدى به قلم ميرزاملكمخان، همگى به فارسى و آلمانى، آمدهاست (ليتمان، ص ۳۹۳؛ شاخت[۱۰] ، ستون ۵۱۶ـ ۵۱۷؛ نيز   باك[۱۱] ، ص ۲۸۵ـ۲۸۶). بااينهمه، روزن بيش از همه به خيام و آثار او، بهويژه رباعياتش، توجه داشت. او در ۱۹۰۹/ ۱۳۲۷ نخستين اثرش را در اين زمينه منتشر كرد كه دربردارنده برگردان رباعيات خيام از فارسى به آلمانى بود. او اين برگردان را با اصلاحات و افزودهها و مقدمهاى درباره زندگى و شعر خيام در سالهاى ۱۲۹۹ تا ۱۳۰۴ش/ ۱۹۲۰ـ۱۹۲۵ منتشر كرد. چند سال پس از آن، روزن برگردان انگليسى اين رباعيات را نيز گردآورد كه نخست در ۱۹۲۸/ ۱۳۰۷ش و متن بازنگرىشده آن در ۱۹۳۰/ ۱۳۰۹ش در لندن منتشر شد. او در اين كتاب، علاوهبر برگردان ۱۵۲ رباعى خيام، شرحى درباره زندگى و جهانبينى خيام و گزارشى از كارهاى انجامشده درباره او و آثارش را آوردهاست (نفيسى، ص۲۹ـ۳۰؛ نيز   كريستنسن[۱۲] ، ۱۹۳۰، ستون ۶۶۳ـ ۶۶۴؛ همو، ۱۹۳۱، ستون ۵۷ـ۵۸؛ شفا، ج ۱، ص ۴۰۲، ۴۲۰؛ حسنى[۱۳] ، ستون ۱۱۱۲ـ۱۱۱۳). روزن چند مقاله هم درباره خيام و آثارش نوشت و در نشريات منتشر كرد، ازجمله <«مقالهاى علمى در باب عمر خيام»>[۱۴] كه در ۱۹۲۵/۱۳۰۴ش در نشريه انجمن خاورشناسى آلمان[۱۵] بهچاپ رسيد. ديگر اثر او پژوهشى درباره نوروزنامه منسوب به خيام است ( عقيقى، ج ۲، ص ۴۰۳). ديگر اثر مهم او كتابى با عنوان هاروت و ماروت[۱۶] است كه در ۱۹۲۴/۱۳۰۳ش منتشر شد. اين اثر دربردارنده گزيدههايى منظوم از آثارى به زبانهاى فارسى، عربى، تركى، اردو و حتى سوماليايى درباره اين موضوع است (منتسل[۱۷] ، ستون ۹۷۲؛ نيز   جمالزاده، ص ۸ـ۱۶). روزن در ۱۹۲۵/۱۳۰۴ش كتابى با عنوان <ايران در كلام و تصوير>[۱۸] منتشر كرد و در آن جغرافيا، تاريخ، زبان و ادبيات، اديان، علوم، اقتصاد، حكومت، و سياست خارجى ايران را در دوره قاجار كاملا وصف كرد (ليتمان، ص ۳۹۷؛ نيز   ديتس[۱۹] ، ستون ۵۳ـ ۵۴؛ شفا، ج ۱، ص ۴۳۵). او همچنين مجموعهاى از داستانهاى فارسى را گرد آورد و بههمراه واژهنامه، در ۱۹۱۵/ ۱۳۳۳ بهچاپ رساند (عقيقى، همانجا). فريدريش روزن، علاوهبراين، كتاب پدرش (روزن، گئورگ*) با عنوان <مبانى زبان فارسى>[۲۰] را بار ديگر و با حواشى و اصلاحاتى در ۱۹۱۵/۱۳۳۳ چاپ كرد (ليتمان، ص ۳۹۷؛ نفيسى، ص ۲۸؛ نيز   فيليپ[۲۱] ، ص ۲۶۵).


منابع : محمدعلى جمالزاده، «هاروت و ماروت و صدراعظم آلمان»، كاوه، ش ۴۰ (نوروز ۱۳۵۱)؛ ابوالقاسم سحاب، فرهنگ خاورشناسان، تهران ۱۳۵۶ش؛ شجاعالدين شفا، جهان ايرانشناسى، [تهران ?۱۳۴۸ش]؛ نجيب عقيقى، المستشرقون: موسوعة فى تراثالعرب، معتراجم المستشرقين و دراساتهم عنه، منذ الف عام حتىاليوم، قاهره [۱۹۸۰ـ ۱۹۸۱]؛ قهرمانميرزا عينالسلطنه، روزنامه خاطرات عينالسلطنه، چاپ مسعود سالور و ايرج افشار، تهران ۱۳۷۴ـ۱۳۸۰ش؛ سعيد نفيسى، «فردريك روزن»، مهر، سال ۴، ش ۱ (خرداد ۱۳۱۵)؛



Carl D. Buck, "[Review of] Rosen’s modern Persian grammar", The American journal of Semitic languages and literatures, vol.۱۴, no.۴ (July ۱۸۹۸); Arthur Emanuel Christensen, "Rosen, F.: Die Sinnsprüche Omars des Z eltmachers. Rubaijat-i-Khajjam,a.d.Persischen übertragen (book review)", Orientalistische Literaturzeitung, vol.۳۳ (۱۹۳۰); idem, "Rosen,F.: Thequatrains of ‘Omar-iKhayy¦am (book review)", in ibid, vol.۳۴ (۱۹۳۱); Ernest Diez, "Rosen, F.: Persien in Wort u. Bild.۱-۳. Tsd. (book review)", in ibid, vol.۳۰ (۱۹۲۷); N. Hüssni, "Rosen, F.: Ruba,i ¦ ja¦ t-i H¤ aki ¦ m ‘Omar H § aij¦am b¦a muqaddime-i r¦ag§ iÜ be-e§s,¦ar we §ser¤h-i ¤h¦al H¤ ak¦ âm (book review)", in ibid; Enno Littmann, "Friedrich Rosen: ۱۸۵۶-۱۹۳۵. Ehrenmitglied der D. M. G. siet ۱۹۳۴", ZDMG, vol.۱۴ (۱۹۳۵);TheodorMenzel,"Rosen,F.:Harut und Marut und andere Dichtungen aus dem Orient verdeutscht (book review)",OrientalistischeLiteraturzeitung, vol. ۳۰ (۱۹۲۷); K. Philipp, "[Reviewof] Elementa Persica", by Georg Rosen and Friedrich Rosen, Die Welt des Islams, vol.۳۰, no.۳-۴ (Mar. ۱۹۱۶); Friedrich Rosen, "Der Einfluss geistiger Strömungen auf die politische Geschichte Persiens", ZDMG,vol.۱(۱۹۲۲); idem,Orientalmemories of a German diplomatist,London ۱۹۳۰; idem,Persien in Wort und Bild, Berlin ۱۹۲۵; Joseph Schacht, "Rosen, F.: Shuma Farsi h¦arf miz¦anid? neupersischer Sprachführer.۳. Aufl. (book review)", Orientalistische Literaturzeitung, vol.۲۹ (۱۹۲۶).


/ عسكر بهرامى /


۱. Rosen, Friedrich ۲. Littmann ۳. Seminar für orientalische Sprachen ۴. Friedrich-Wilhelms-Universität ۵. Deutsche morgenländische Gesellschaft ۶. Dentschland:Gegewart und Zukunft ۷. "Der Einflub geistiger Strömungen auf die politische Geschichte Persiens" ۸. Sprechen Sie Persisch? ۹. Modern Persian colloquial grammar ۱۰. Schacht ۱۱. Buck ۱۲. Christensen ۱۳. Hüssni ۱۴. "Ein wissenschaftlicher Aufsatz ‘Umar-i Khayy¦ams" ۱۵. ZDMG (Zeitschrift der Deutschen morgenländischenGesellschaft) ۱۶. Harut und Marut ۱۷. Menzel ۱۸. Persien im Wort und Bild ۱۹. Diez ۲۰. Elementa Persica ۲۱. Philipp 


نظر شما
مولفان
عسکر بهرامی ,
گروه
ادبیات و زبان ها ,
رده موضوعی
جلد 20
تاریخ 94
وضعیت چاپ
  • چاپ شده