روحانی، سید مهدی

معرف

فقيه، متكلم و مفسر امامى معاصر.
متن


روحانى، سيدمهدى، فقيه، متكلم و مفسر امامى معاصر. برخى منابع او را حسينى روحانى ياد كرده‌اند (براى نمونه ← انصارى قمى، 1388ش، ج 1، ص 393)؛ خود او نيز معمولا با همين عنوان امضا مى‌كرد (براى نمونه ← روحانى، 1379ش الف، ج 1، ص 15؛ عالم ربانى، دفتر1، ص 195ـ 201، 204، 213، 215). پدرش، سيدابوالحسن، و جدّش، سيدصادق، از عالمان بزرگ و متنفذ قم بودند (شبيرى زنجانى، ج 2، ص 701ـ702؛ نيز ← روحانى*، خاندان). مادرش دختر سيدفخرالدين حسينى قمى (شيخ‌العلماى قم و از نوادگان ميرزاى قمى) بود (انصارى قمى، همانجا). سيدمهدى در 1343 (1303ش) در قم به‌دنيا آمد. او پس از فراگيرى ادبيات و ديگر مقدمات علوم دينى و نيز برخى از متون فقه و اصول در قم نزد پدرش و عالمان ديگرى چون جعفر صبورى قمى، عبدالرزاق قائنى، سيدمرتضى علوى فريدنى و ميرزامحمدعلى اديب تهرانى، در 1362 (1322ش) در نوزده‌سالگى به عراق عزيمت كرد و در مدت حدود يكسال اقامت در نجف بخشى از درسهاى سطوح عالى (بخشهايى از رسائل، مكاسب و كفايه) را نزد استادانى چون ميرزاحسن يزدى، سيديحيى مدرّسى يزدى و ميرزاباقر زنجانى فراگرفت و به قم بازگشت و بخشهاى برجاى‌مانده از كتابهاى مذكور را نزد امام‌خمينى (ره) و كسانى ديگر آموخت (روحانى، 1367ش، ص 17ـ18؛ نيز ← انصارى قمى، 1379ش، ص 13ـ15؛ قس همان، ص 15؛ همو، 1388ش، ج 1، ص 394، كه سال بازگشت او را به قم به‌اشتباه 1370 ذكر كرده‌است). منابع به تحصيل روحانى در كربلا اشاره‌اى نكرده‌اند، ولى او در دست‌نوشته خود به فراگيرى بخشى از مطوّل نزد يوسف كربلائى و نيز بخشى از منظومه حاج‌ملاهادى سبزوارى نزد حاج‌آقاحسن طباطبايى قمى در كربلا تصريح كرده‌است ( ← عالم ربانى، دفتر1، ص220). روحانى سپس به فراگيرى دروس عالىِ حوزوى پرداخت و ازجمله از ابتداى ورود حاج‌آقاحسين طباطبايى بروجردى* به قم (محرّم 1364) در درس خارج فقه او شركت كرد. او خود استادان اصلى خارج فقه و اصولش را بروجردى و سيدمحمد محقق داماد* و ديگر استادانش را سيدمحمد حجّت كوه‌كَمَرى*، سيداحمد خوانسارى* و سيدمحمدحسين طباطبايى* برشمرده‌است (روحانى، 1367ش، ص 18؛ نيز ← انصارى قمى، 1388ش، همانجا). جعفر سبحانى (ص 161)  روحانى را از نزديكان و خواص محقق داماد دانسته و او را از حيث عمق درك فقهى، تحت‌تأثير وى و از نظر شيوه استنباط فقهى (مراجعه به آراى قدما و توجه به آراى اهل سنّت) تحت‌تأثير بروجردى قلمداد كرده‌است. روحانى سالها به تدريس برخى از متون فقهى و اصولى و نيز خارج فقه و اصول اشتغال داشت (روحانى، 1367ش، همانجا)، ولى بعدآ از تدريس فاصله گرفت و بيشتر به مطالعه و تحقيق به‌ويژه در تفسير، حديث، تاريخ، كلام و فرق و مذاهب اسلامى پرداخت. او افزون‌بر فقه و اصول، در اين شاخه‌هاى علوم اسلامى نيز صاحب‌نظرى برجسته به‌شمار مى‌رفت (سبحانى؛ انصارى قمى، 1388ش، همانجاها). شبيرى زنجانى (ج 2، ص700، ج 3، ص 716ـ717) مقام علمى روحانى را برتر از نمود ظاهرىِ آن دانسته و او را در فقه، اصول، تاريخ، ادبيات و رياضى متبحر، در تفسير صاحب‌نظر و در ملل و نحل بى‌نظير شمرده‌است (نيز ← ميرشريفى، ص 183ـ185). به‌گفته شبيرى زنجانى (همانجاها)، ذهن رياضى و هندسىِ روحانى بسيار قوى بود. همچنين، در فهم معانى و تفسير قرآن بسيار ابتكار داشت. بااين‌همه، چون شخصيت وارسته‌اى داشت، از هرگونه بروز و ظهورى پرهيز داشت و صرفآ كسانى كه او را از نزديك مى‌شناختند، از مراتب فضل او آگاهى داشتند. خود روحانى (1367ش، ص 21ـ22) ضمن اشاره به مطالعات فراوان خود در گذشته در زمينه‌هاى گوناگون، تصريح كرده‌است كه چون اين رويكرد مانع تخصص فرد مى‌شود، آن را تغيير داده و به‌گونه تخصصى در دو حوزه «تفسير» و «تاريخ فرق و مذاهب اسلامى» به مطالعه و پژوهش ادامه داده‌است. تسلط او را در اين دو رشته علمى، ديگر معاصران او تأييد كرده‌اند ( ← احمدى ميانجى، ص90ـ91؛ سبحانى، ص 161ـ163). روحانى از دوران جوانى موضوعاتى را در زمينه‌هاى فقه، اصول، حديث و تفسير در جلساتى با كسانى چون سيدموسى شبيرى زنجانى، احمد پايانى، احمد آذرى قمى، امام موسى صدر*، سيدمحمد بهشتى*، سيدعبدالكريم موسوى اردبيلى و به‌ويژه صميمى‌ترين دوست او، ميرزاعلى احمدى ميانجى*، مباحثه مى‌كرد (روحانى، 1367ش، ص 18ـ19؛ نيز ← شبيرى زنجانى، ج 2، ص700؛ احمدى ميانجى، ص 104؛ انصارى قمى، 1388ش، همانجا). در اين ميان، جلسات تفسيرى او و همگنانش استمرار بيشترى يافت كه بيش از پنجاه سال، هفته‌اى دو شب (پنجشنبه و جمعه) و نيز شبهاى ماه رمضان (جز شبهاى قدر)، با محوريت روحانى، احمدى ميانجى، آذرى قمى و سيدابوالفضل ميرمحمدى زرندى و شركت مستمر يا غيرمستمر كسانى چون پايانى، موسوى اردبيلى، على مشكينى*، سيداسماعيل موسوى زنجانى، سيدعلى محقق داماد، محمدهادى معرفت و سيدجعفر مرتضى عامِلى تشكيل مى‌شد. در اين جلسات، روحانى اداره‌كننده و آغازگر بحث بود، كه ابتدا آيه‌اى از قرآن مى‌خواند و نظرش را بيان مى‌كرد و سپس افراد ديگر نظر خود را ابراز مى‌كردند (احمدى ميانجى، ص 87ـ90؛ جعفريان، دفتر11، ص 129ـ131؛ نيز ← ميرمحمدى زرندى، ص 154؛ مؤمن قمى، ص 156). به‌گفته احمدى ميانجى (ص90ـ91)، روحانى در اين جلسات از همه مسلط‌تر بود و ديدگاههاى جديدى داشت. روحانى و شمارى از دوستانش، نخستين كسانى بودند كه در حوزه علميه قم كار گروهى را آغاز كردند و ازجمله در جلساتى به بحث درباره مبانى ماركسيسم و اصول ديالكتيك پرداختند. او و عالمانى چون امام موسى صدر، شهيدان مطهرى، بهشتى و مفتح و نيز ناصر مكارم شيرازى در دوران نخست‌وزيرى دكتر مصدق جلساتى براى مقابله با تبليغات گسترده حزب توده تشكيل مى‌دادند. اين گروه كه از ديدگاههاى اصلاحى يكديگر درباره آثار تأليفىِ خود استفاده مى‌كردند، با هم‌فكرى يكديگر، شالوده جامعه مدرّسين حوزه علميه قم* (هيئت مدرّسين آن زمان) را بنياد نهادند (روحانى، 1367ش، ص 23ـ24، 38؛ انصارى قمى، 1388ش، ج 1، ص 394ـ 395). در جريان نهضت اسلامى و مبارزات ملت ايران، امضاى روحانى پاى بسيارى از اعلاميه‌هاى ضد رژيم ديده مى‌شد (مؤمن قمى، ص 158؛ انصارى قمى، 1388ش، ج 1، ص395؛ نيز براى نمونه ← عالم ربانى، دفتر1، ص 197ـ204). او پس از پيروزى انقلاب اسلامى نيز از هيچ كوششى براى تقويت و حمايت از نظام فروگذار نكرد و سه دوره به‌عنوان نماينده مردم استانهاى مركزى و قم در مجلس خبرگان رهبرى برگزيده شد. او همچنين در موارد متعددى كه نياز به اظهارنظر فقهى بود، طرف مشورت مسئولان نظام قرار مى‌گرفت. گفتنى است كه فرزند وى سيدعلى روحانى كه از طلاب علوم دينى بود، در جنگ تحميلى عراق با ايران به‌شهادت رسيد (مؤمن قمى، ص 157ـ159؛ انصارى قمى، 1388ش، همانجا؛ مختارى، دفتر1، ص 282). روحانى با آنكه فقيهى والامقام بود و دانش فقهى‌اش كمتر از برخى از مراجع معاصرش نبود، هيچ‌گاه خود را در معرض مرجعيت قرار نداد (شبيرى زنجانى، ج 3، ص 717، 719؛ سبحانى، ص 161ـ162). كسانى كه روحانى را از نزديك مى‌شناختند، او را فردى وارسته، فروتن، خوش‌خلق، بردبار، آرام و معتدل و داراى زندگى بسيار ساده و بى‌آلايش وصف كرده و در مردم‌دوستى و رسيدگى به مشكلات آنان بى‌همتا دانسته‌اند ( ← شبيرى زنجانى، ج 2، ص700ـ701، ج 3، ص 716ـ719؛ جعفريان، دفتر11، ص130ـ135؛ مختارى، دفتر1، ص 281ـ 283؛ ميرشريفى، ص 185ـ190؛ انصارى قمى، 1388ش، همانجا). او به‌سبب اين ويژگيهاى فردى و نيز سابقه خانوادگى، در ميان مردم قم جايگاهى ممتاز داشت و بسيار مورد مراجعه آنها بود. او با صبر و حوصله به مشكلات مردم رسيدگى و بسيارى از خانواده‌هاى نيازمند را سرپرستى مى‌كرد. روحانى ساليان متمادى در مسجدى كه جدّش سيدصادق بنا نهاده بود (مشهور به مسجد و مدرسه حاج‌سيدصادق) اقامه جماعت مى‌كرد (انصارى قمى، 1388ش، همانجا؛ همو، 1389ش، ص 171). او پس از ابتلا به سرطان، در سوم آذر 1379 درگذشت. پس از تشييعى باشكوه، محمدتقى بهجت بر پيكرش نماز گزارد و در حرم حضرت معصومه سلام‌اللّه‌عليها در قم به خاك سپرده شد (جعفريان، دفتر11، ص 127؛ انصارى قمى، 1388ش، ج 1، ص 396). روحانى پرتأليف نبود و به گفته خود (1367ش، ص 19) حتى تقريرات درسهاى فقه و اصول استادانش را به‌صورت كامل و مرتب ننوشته بود. باوجوداين، چند اثر ارزشمند از او برجاى مانده‌است. برخى از آثار چاپ‌شده او عبارت‌اند از: الوتر ثلاث ركعات، رساله‌اى فقهى و استدلالى درباره شمار ركعات نافله وتر همراه با آراى سيدموسى شبيرى زنجانى؛ بُحوث مع اهل‌السنّة و السَلفية، رساله‌اى به عربى در دفاع از تشيع و در پاسخ به مقاله فردى به نام ابراهيم سليمان جهمان؛ «فرقة السَلفية و تطوّراتها فى التاريخ»، مقاله‌اى ارائه‌شده در 1362ش به سى‌ويكمين كنگره علوم اسلامى در توكيو و چاپ‌شده به عربى و انگليسى (اصلِ عربى آن در ش 2، دى 1362 در مجله نور علم (ص 96ـ 112) چاپ شده‌است)؛ مقاله‌اى با عنوان «يك پيشنهاد براى تعيين خط دقيق قبله» با استفاده از نظر عالمانى چون خواجه‌نصيرالدين طوسى (چاپ‌شده در مجله نور علم، ش 8، بهمن 1363، ص 7ـ10)؛ «النظريات الاصولية و الفقهية للشيخ البهائى» مقاله‌اى ارائه‌شده به كنگره بزرگداشت شيخ بهايى در دمشق (چاپ‌شده در مجله الثقافة الاسلامية، ش 5، 1406، ص 126ـ131) و احاديث اهل البيت عليهم‌السلام عن طرق اهل السُنّة. در اثر اخير، كه با همكارى على احمدى ميانجى تدوين شده، احاديثى كه اهل سنّت از امامان شيعه روايت كرده‌اند گرد آمده‌است (روحانى، 1367ش، ص 24ـ27؛ انصارى قمى، 1388ش، ج 1، ص 395ـ396). روحانى همچنين از همكارى محمد واعظ‌زاده خراسانى، سيدجعفر مرتضى عاملى و نيز رسول جعفريان در تدوين و تنظيم اين اثر ياد كرده‌است (1367ش، ص 25؛ 1379ش الف، ج1، ص 14ـ15؛ نيز براى ويژگيهاى اين اثر ← همو، 1367ش، ص 24؛ مؤمن قمى، ص 157). روحانى در جوانى و ميانسالى نيز مقالاتى در موضوعات گوناگون در نشرياتى مانند مكتب اسلام و سيماى اسلام نگاشت، ازجمله مقالات «اشاعره» در مكتب اسلام و «مبدأ تاريخ، هجرى يا ميلادى؟» در سيماى اسلام (براى اين مقالات ← روحانى، 1379ش ب، ص 62ـ103). برخى آثار و و دست‌نوشته‌هاى چاپ‌نشده روحانى عبارت‌اند از: تقريرات درس فقه سيدمحمد محقق داماد، تفسير سوره حمد، تفسير سوره فجر، حاشيه بر تفسير جوامع‌الجامع و تاريخ فرق و مذاهب اسلامى (همو، 1367ش، ص 22؛ انصارى قمى، 1388ش، ج 1، ص 396). روحانى (1367ش، ص 25ـ 26) يادداشتهايش درباره تاريخ فرق و مذاهب اسلامى را مشتمل بر مباحثى جديد معرفى كرده‌است. سيدحسن خمينى برپايه همين دست‌نوشته‌ها، با افزوده‌ها و اصلاحاتى، اثرى را با عنوان فرهنگ جامع فِرَق اسلامى در سه مجلد تنظيم و در تهران در 1389ش منتشر كرده‌است. ازجمله خدمات پرشمار روحانى، كمك به تأليفات ديگران و دراختيارنهادنِ ملاحظات و نظر خود درباره آثار آنان پيش از چاپ بود (ميرمحمدى زرندى، ص 154).



منابع: على احمدى ميانجى، خاطرات حضرت آيت‌اللّه احمدى ميانجى، به كوشش عبدالرحيم اباذرى، تهران 1380ش؛ ناصرالدين انصارى قمى، اختران فضيلت، ج 1، قم 1388ش؛ همو، اختران قم : زندگى علماى قمى در قرن چهاردهم، قم 1389ش؛ همو، «جلوه‌اى از حيات آيت‌اللّه‌حاج‌سيدمهدى روحانى»، در عالم ربانى: يادنامه آيت‌اللّه حاج‌سيدمهدى روحانى، دفتر1، به‌كوشش كانون نويسندگان فضلاى قمى حوزه علميه قم، قم: انجمن آثار و مفاخر فرهنگى استان قم، 1379ش؛ رسول جعفريان، مقالات تاريخى، دفتر11، قم 1387ش؛ مهدى روحانى، احاديث اهل‌البيت عليهم السلام عن طرق اهل السُنّة، ج 1، ]قم[ 1379ش الف؛ همو، «گفته‌ها و نوشته‌هاى آيت‌اللّه حاج‌سيدمهدى روحانى»، در عالم ربانى، همان، 1379ش ب؛ همو، «مصاحبه با استاد آيت‌اللّه‌حاج‌سيدمهدى روحانى»، نور علم، دوره 3، ش 5 (دى 1367)؛ جعفر سبحانى، «گفت‌وگو با آيت‌اللّه‌حاج‌شيخ‌جعفر سبحانى»، در عالم ربانى، همان؛ موسى شبيرى زنجانى، جرعه‌اى از دريا، قم 1389ش ـ؛ عالم ربانى: يادنامه آيت‌اللّه حاج سيدمهدى روحانى، دفتر1، به‌كوشش كانون نويسندگان فضلاى قمى حوزه علميه قم، قم: انجمن آثار و مفاخر فرهنگى استان قم، 1379ش؛  رضا مختارى، جمع پريشان، دفتر1، قم 1390ش؛ محمد مؤمن قمى، «گفت‌وگو با آيت‌اللّه حاج‌شيخ‌محمد مؤمن»، در عالم ربانى، همان؛ على ميرشريفى، «پناهِ بى‌پناهان»، در همان؛ ابوالفضل ميرمحمدى زرندى، «گفت‌وگو با آيت‌اللّه حاج‌سيدابوالفضل ميرمحمدى»، در همان.



/ محمد رئيس‌زاده /


نظر شما
مولفان
محمد رئیس زاده ,
گروه
رده موضوعی
جلد 20
تاریخ 94
وضعیت چاپ
  • چاپ شده