روحانی، سید محمد

معرف

اصولى صاحب‌نام و از مراجع تقليد معاصر.
متن

روحانى، سيدمحمد، اصولى صاحبنام و از مراجع تقليد معاصر. برخى منابع او را حسينى روحانى و روحانى قمى ياد كردهاند ( ← شريف رازى، 1332ـ1333ش، ج 2، ص 369؛ همو، 1352ـ1354ش، ج 2، ص 162؛ انصارى قمى، 1388ش، ج 1، ص 397)، ولى او خود همواره محمد روحانى امضا مىكرد (براى نمونه ← روحانى، مناسك، ص 3؛ همو، منهاج، ج 1، ص 3؛ حكيم، ج 1، ص 5، تقريظ محمد روحانى). سيدمحمد در شعبان 1338 (ارديبهشت 1299) در قم بهدنيا آمد. پدرش، ميرزامحمود، و جدّش، سيدصادق، از عالمان بزرگ و متنفذ قم بودند ( ← روحانى*، خاندان). سيدمحمد پس از فراگيرى ادبيات و ديگر مقدمات علوم دينى و نيز برخى از متون فقه و اصول در زادگاهش، ازجمله كتاب شرح لمعه نزد سيدشهابالدين مرعشى نجفى*، در 1315ش به اتفاق برادر كوچكترش سيدصادق، از مراجع تقليد معاصر مقيم قم، به عراق عزيمت كرد. او در مدت اقامت يكسالهاش در كربلا، تحصيلات خود را در مقطع سطح (دوره ميانى) نزد استادانى چون سيدمحمدهادى ميلانى*، از مراجع بزرگ تقليد مقيم مشهد (متوفى 1355ش)، بهپايان رساند و سپس در 1317ش به نجف رفت و حدود چهل سال در آنجا اقامت گزيد (انصارى قمى، 1388ش، ج 1، ص 397ـ398؛ قس شريف رازى، 1332ـ1333ش، همانجا؛ امينى، ج 2، ص 618، كه تاريخ تولد او را 1336 ذكر كردهاند). يكى از نخستين و مهمترين استادان او در مقطع خارج فقه و اصول (دوره عالى) محمدحسين اصفهانى* (متوفى 1361) بود، تاجايىكه از روحانى بهعنوان يكى از بهترين انتشاردهندگان و منتقلكنندگان آراى محقق اصفهانى نام برده شدهاست ( ← اصفهانى، ج 1، مقدمه آلسباع قطيفى، ص ب). از سيدابوالحسن اصفهانى*، محمدكاظم شيرازى*، محمدعلى كاظمى خراسانى*، محمدرضا آلياسين ( ← آلياسين*، خاندان) و سيدابوالقاسم خويى* نيز بهعنوان برخى ديگر از استادان روحانى نام برده شدهاست. او در نخستين دوره درس خارج اصول خويى شركت كرد و از شاگردان متقدم وى بود (شريف رازى، 1352ـ1354ش، ج 2، ص 163؛ امينى؛ انصارى قمى، همانجاها؛ نيز ← صغير، ص 299ـ300). روحانى ضمن تحصيل در مقطع خارج، به تدريس دروس مقدماتى و ميانى و نيز تقرير دروس برخى از استادانش براى شمارى از طلاب پرداخت. از حلقه درسى وى بهعنوان يكى از پرجمعيتترين درسهاى رسائل و مكاسب و كفايه ياد شدهاست. او پس از تكميل تحصيل و رسيدن به درجات عالى علمى، تدريس خارج فقه و اصول را آغاز كرد و بهتدريج، از مدرّسان عالىرتبه حوزه نجف شناخته شد. روحانى بهويژه در عرصه اصول فقه سرآمد بود و نكتهسنجيهاى دقيق و موشكافيهاى محققانه او در تبيين مباحث اين علم، او را بهعنوان يك اصولى مبرِّز مشهور كرد. او مقارن با وقوع انقلاب اسلامى در ايران به زادگاهش بازگشت و در آنجا نيز به تدريس خود ادامه داد (امينى، همانجا؛ انصارى قمى، 1388ش، ج 1، ص 398). روحانى استادى شاگردپرور بود. شمارى از شاگردان او در سطوح عالى يا دوره خارج در نجف عبارتاند از: برادرش سيدصادق روحانى، سيدعبدالصاحب حكيم (فرزند سيدمحسن حكيم*)، محمدمهدى شمسالدين*، سيدمحمدحسين فضلاللّه*، سيدمحمدجواد فضلاللّه، شيخبشير نجفى، از مراجع تقليد معاصر عراق، سيدمحيىالدين غُرَيفى، سيدابراهيم حجازى، احمد انصارى قمى، محمود انصارى قمى، محمدرضا جعفرى (متوفى آذر 1389)، محمدصادق جعفرى (متوفى شهريور 1377)، سيدمرتضى نجومى* (متوفى 1388ش)، مسلم داورى، عباس بيرجندى، يحيى فلسفى دارابى، سيدحسين شاهرودى، نصراللّه شاهآبادى (فرزند محمدعلى شاهآبادى) و سيدحسين بحرالعلوم (امين، ج 9، ص 209؛ انصارى قمى، همانجا؛ همو، 1389ش، ص 174؛ بحرالعلوم، ج 1، مقدمه، ص170). همچنين به گزارش منابع معتبر، سيدمحمدباقر صدر* در دروس ميانى و عالى فقه و اصول شاگرد روحانى بودهاست كه مدت آن را چهارده تا هجده سال ذكر كردهاند ( ← شبيرى زنجانى، ج 3، ص600؛ شاهآبادى، ص 147؛ «]احوال و آثار آيتاللّه سيدمحمد روحانى[»، ص 3؛ نيز ← حسينى، ص 53ـ54، 57)، ولى شمارى از شاگردان صدر او را شاگرد روحانى ندانسته و مراوده علمى آنها را فقط از نوع مباحثه قلمداد كردهاند ( ← حسينى، ص 57ـ 58). علت اين انكار چندان آشكار نيست، ولى به استناد ادله و شواهد موجود (ازجمله آنكه صدر در مواردى از روحانى بهعنوان استاد خودش ياد كردهاست ← همان، ص 55)، نمىتوان شاگردى صدر را نزد روحانى انكار كرد يا به مباحثهاى متعارف فروكاست. البته، با توجه به نبوغ خارقالعاده صدر و شيوه تحصيل او بعيد نيست كه فراگيرى او از روحانى بيشتر بهصورت شركت در دروس خصوصى بوده باشد، نه درسهاى عمومى و رسمى. روحانى پس از درگذشت شمارى از مراجع تقليد، بهويژه استادش سيدابوالقاسم خويى، بهعنوان يكى از مراجع تقليد مطرح شد (انصارى قمى، 1388ش؛ «]احوال و آثار آيتاللّه سيدمحمد روحانى[»، همانجاها). روحانى در سوم مرداد 1376 (ربيعالاول 1418) درگذشت. برادرش سيدصادق روحانى بر پيكرش نماز گزارد. پيكر او را در قم به خاك سپردند (انصارى قمى، 1388ش، ج 1، ص400). در منابع، مقام علمى او بهويژه در نظريهپردازى و تدقيق در آراى علمى و نيز ويژگيهاى اخلاقىاش ستوده شدهاست ( ← شريف رازى، 1352ـ 1354ش، ج 2، ص 163؛ امينى، همانجا؛ حكيم، ج 1، مقدمه محمدصادق جعفرى، ص 11). آثار مهمى، در فقه و اصول، از روحانى برجاى ماندهاست كه مىتوان آنها را در سه گروه جاى داد: تقريرات درسهاى او، تأليفات و رسالههاى علمى، رسالههاى عمليه و آثار فتوايى. مشهورترين تقريرات درسهاى او به قلم شاگردانش كه اغلب بهچاپ رسيدهاند، عبارتاند از: 1) منتقىالاصول كه يك دوره كامل تقريرات درس اصول فقه اوست (دوره دوم درس روحانى)، به قلم سيدعبدالصاحب حكيم. اين اثر در هفت جلد بهچاپ رسيده و خود روحانى آن را بسيار پسنديده و در تقريظ خود (محرّم 1412) جامعيت آن و دقت مقرّر را ستودهاست ( ← حكيم، ج 1، ص 5). بخش اندكى از تقريراتِ چاپشده، تكملهاى است كه از تقريرات محمدصادق جعفرى بدان افزوده شدهاست ( ← همان، ج 4، ص460، پانويس). روحانى در اين دروس به نقل و تحليل آراى اصوليان امامى در دوره جديد، بهويژه شيخمرتضى انصارى*، آخوند ملامحمدكاظم خراسانى*، ميرزامحمدحسين نائينى*، آقاضياءالدين عراقى* و نيز استادانش محمدحسين اصفهانى و خويى پرداخته و گاهى با نقد آنها، ديدگاه خود را مطرح كردهاست. 2) المرتقى الى الفقه الارْقى (الاعلى) كه تقريرات برخى مباحث درس فقه اوست: خيارات در دو جلد، كتاب الحج در دو جلد، كتاب الخمس در يك جلد و كتاب الصوم در يك جلد، همه به قلم سيدعبدالصاحب حكيم؛ كتاب الزكاة در سه جلد و نيز ابواب مكاسب محرّمه و بيع به قلم محمدصادق جعفرى. 3) رسالة فى الجبر و الاختيار (تقريرات درس روحانى) به قلم عباس بيرجندى. مهمترين آثارى كه روحانى در اصول و قواعد فقهى، فقه استدلالى و ديگر علوم تأليف كرده يا بهصورت شرح يا حاشيه بر آثار ديگران نوشتهاست، عبارتاند از: قاعدة لا ضَرَر و لا ضِرار، مجموعة من القواعد الفقهية ازجمله درباره قاعده «فراغ و تجاوز» و نيز قاعده «لاتُعاد»، رسالة فى القبلة، رسالههايى درباره موضوعات استصحابِ عدم ازلى، خِلل صلوة، تشريع و حديث «من زاد»، شرح يا حاشيهاى بر المكاسب اثر شيخ انصارى، شرحى بر العروةالوثقى اثر سيدمحمدكاظم طباطبايى يزدى* (ابواب اجتهاد و تقليد، طهارت و بخشهايى از صلات) و حاشيه بر الاجتهاد و التقليد اثر محمدحسين اصفهانى. رسالههاى عمليه و آثار فتوايى روحانى به فارسى و عربى عبارتاند از: منهاجالصالحين، توضيحالمسائل، منتخب توضيح المسائل، المسائل المُنتخبة: العبادات و المعاملات، مناسك حج (به فارسى و عربى) و استفتائات احكام حج باعنوان اوضحالمسائل و حاشيه بر العروة الوثقى. اين آثار فتوايى بارها بهچاپ رسيدهاند (انصارى قمى، 1388ش، ج 1، ص 398ـ400؛ نيز ← امينى، ج 2، ص 618؛ ريحان يزدى، ص 206، پانويس؛ «]احوال و آثار آيتاللّه سيدمحمد روحانى[»، ص 4). گفتنى است، منهاجالصالحين درواقع بازنگارى منهاجالصالحين اثر سيدمحسن حكيم براساس بازنوشته سيدابوالقاسم خويى است كه روحانى مطابق فتاواى خود و با جابجاييهايى در فصول آن، بازنويسى كردهاست (روحانى، منهاج، ج 1، ص 3). اين كتاب بارها در دو مجلد (عبادات و معاملات) بهچاپ رسيدهاست.

منابع : «]احوال و آثار آيتاللّه سيدمحمد روحانى[: نيمنگاهى به زندگانى بزرگ مرجع دينى، حضرت آيةاللّهالعظمى آقاى حاجسيدمحمد حسينى روحانى و مراحل تحصيلى و فعاليتهاى علمى معظمله»، يادداشت فشرده تنظيم و تحريرشده در دفتر آيتاللّهالعظمى سيدمحمد روحانى، موجود در بنياد دايرةالمعارف اسلامى؛ محمدحسين اصفهانى، حاشية كتاب المكاسب، چاپ عباس محمد آلسباع قطيفى، قم 1418ـ1419؛ امين؛ محمدهادى امينى، معجم رجال الفكر و الادب فى النجف خلال الف عام، ]نجف[ 1413/1992؛ ناصرالدين انصارى قمى، اختران فضيلت، ج 1، قم 1388ش، همو، اختران قم: زندگى علماى قمى در قرن چهاردهم، قم 1389ش؛ محمدمهدىبن مرتضى بحرالعلوم، رجال السيد بحرالعلوم، المعروف بالفوائد الرجالية، چاپ محمدصادق بحرالعلوم و حسين بحرالعلوم، تهران 1363ش؛ محمد حسينى، محمدباقر الصدر: حياة حافلة .. فكر خلاق، بيروت 1426/ 2005؛ عبدالصاحب حكيم، منتقى الاصول، تقريرات درس آيتاللّه روحانى، ج 1، قم 1416؛ محمد روحانى، مناسك الحج، قم: مؤسسة المنار، ]بىتا.[؛ همو، منهاجالصالحين، ج 1، كويت 1414/ 1994؛ عليرضا ريحان يزدى، آينه دانشوران، با مقدمه و تعليقات و اضافات ناصر باقرى بيدهندى، قم 1372ش؛ نصراللّه شاهآبادى، «كرسى تدريس آيتاللّهالعظمى خوئى در گفتوگو با آيتاللّه شيخنصراللّه شاهآبادى»، ]گفتگوكننده[: فريد مدرسى، مهرنامه، سال 1، ش 1 (اسفند 1388)؛ موسى شبيرى زنجانى، جرعهاى از دريا، قم 1389ش ـ؛ محمد شريف رازى، آثارالحجة، يا، تاريخ و دائرةالمعارف حوزه علميه قم، قم 1332ـ ]1333ش[؛ همو، گنجينه دانشمندان، تهران 1352ـ1354ش؛ محمد صغير، اساطين المرجعيّة العُليا فى النجف الاشرف، بيروت 1424/ 2003.

/ محمد رئيسزاده /

نظر شما
مولفان
محمد رئیس زاده ,
گروه
فقه وحقوق ,
رده موضوعی
جلد 20
تاریخ 94
وضعیت چاپ
  • چاپ شده