روحانی،خاندان

معرف

نام موجود مقدس و پاكى كه در متون مقدس دينى، ازجمله قرآن كريم، واسطه ارتباط خدا با پيامبرانش است.
متن


روحانى، خاندان، از خاندانهاى علمى مشهور قم. عالمان اين خاندان مكتوبات و تأليفات خود را غالبآ با عنوان حسينى قمى، حسينى روحانى قمى و حسينى روحانى امضا كرده‌اند، اما بيشتر شرح‌حال‌نگاران از آنان با عنوان روحانى ياد كرده‌اند.



سيدصادق. او كه سرسلسله اين خاندان است، در ۱۲۵۵ در خانواده‌اى تاجرپيشه و متموّل در قم متولد شد و به تشويق پدرش، سيد زين‌العابدين، فراگيرى علوم دينى را آغاز كرد. او در حدود ۱۲۷۳ همراه دوست و هم مباحثه‌اش ملا غلامرضا قمى (متوفى ۱۳۳۲؛ از شاگردان ميرزاحبيب‌اللّه رشتى و نويسنده قَلائدُالعِقيان حاشيه مشهور بر فرائدالاصول شيخ‌مرتضى انصارى) به اصفهان رفت و حدود دو سال نزد عالمان آن شهر درس خواند. سيدصادق در ۱۲۷۶ به تهران رفت و حدود چهار سال از آقاعلى زُنوزى مشهور به مدرس طهرانى* (از حكماى اربعه حوزه تهران، نيز ← تهران*، بخش :۵ حوزه فلسفى و عرفانى تهران) حكمت و فلسفه آموخت و در حدود ۱۲۷۹ به اتفاق ملاغلامرضا راهى نجف شد و در درس شيخ‌مرتضى انصارى (متوفى ۱۲۸۱) شركت كرد ( ← ناصر الشريعه، ص ۳۳۷ـ ۳۳۸؛ احمد روحانى، مقدمه مهدى روحانى، ص ج ـ د؛ آقابزرگ طهرانى، ۱۴۰۴، قسم ۲، ص ۸۵۵؛ انصارى قمى، ص ۱۶۲ـ۱۶۳). به گزارش آقابزرگ طهرانى، سيدصادق پس از وفات انصارى سالها در درس ميرزاى شيرازى* و ميرزاحبيب‌اللّه رشتى* حاضر شد و تقريرات درس فقه و اصول آن دو را نگاشت. از تعابير آقابزرگ برمى‌آيد كه سيدصادق شاگرد دوره نجف ميرزاى شيرازى بوده و در مهاجرت ميرزا به سامرا در ۱۲۹۱ با او همراه نشده‌است ( ← ۱۴۰۴، همانجا؛ ۱۳۶۲ش، ص ۱۴۸ـ۱۴۹). اما به گفته نواده سيدصادق، سيدمهدى روحانى* (احمد روحانى، مقدمه، ص د)، او پس از وفات انصارى حدود پانزده سال در نجف شاگرد رشتى بوده و در ۱۲۹۶ به سامرا رفته و دو سال درس ميرزاى شيرازى را درك كرده‌است. انصارى قمى (ص ۱۶۳) او را هم جزو شاگردان نجف و هم جزو شاگردان سامراى ميرزاى بزرگ دانسته‌است. به گفته آقابزرگ طهرانى (۱۴۰۴، قسم ۲، ص ۸۵۵ـ۸۵۶)، سيدصادق در نجف به تقوا و ورع معروف بود. سيدصادق پس از حدود بيست سال اقامت در عراق، در ۱۲۹۸ به قم بازگشت و مورد توجه و تكريم عالمان بزرگ قم به‌ويژه سيدجواد قمى (مجتهد متنفذ آن شهر، متوفى ۱۳۰۳) قرار گرفت. سيدجواد با سيدصادق جلسات مباحثه خصوصى برقرار كرد و او را وصى خود قرارداد (احمد روحانى، همانجا؛ نيز ← انصارى قمى، ص ۱۶۳ـ۱۶۴). برخى علماى طراز اول شهرهاى ديگر هم كه هنگام حضور در قم با روحانى مباحثه كرده بودند توانايى علمى او را تأييد كردند ( ← انصارى قمى، ص ۱۶۴؛ نيز ← شبيرى زنجانى، ج ۲، ص۲۶۰). روحانى كه به اقامه جماعت و تدريس علوم دينى پرداخته بود، پس از وفات سيدجواد قمى يگانه مرجع حل مرافعات، فصل خصومات و رفع دعاوى مردم محسوب مى‌شد و همه عقود و اَسناد به مهر و امضاى او مى‌رسيد. او در امر قضا ذكاوت عجيبى داشت و داستانهايى از قضاوتهاى نادر او نقل شده‌است. او عالمى باتقوا، مردم‌دار، با درايت، متنفذ و بسيار موجّه و مورد احترام اهالى قم بود و برايش كرامات قائل بودند (ناصرالشريعه، ص ۳۳۷ـ۳۳۸؛ احمد روحانى، همان مقدمه، ص د ـ ه؛ شبيرى زنجانى، ج۲، ص۷۰۱ـ۷۰۲؛ انصارى قمى، ص۱۶۵ـ۱۶۶، ۱۶۸ـ۱۷۰؛ نيز ← شبيرى زنجانى، ج ۲، ص ۲۶۰ـ۲۶۱). برخى شاگردان او عبارت‌اند از: محمدعلى حائرى قمى، ابوالقاسم صغير قمى، سيدفخرالدين قمى، محمد كبير قمى، ابوالفضل زاهدى قمى* و شاگرد خاصش حسن فاضل (ناصرالشريعه، ص ۳۲۸؛ احمد روحانى، همان مقدمه، ص ه ـ و؛ محمدى اشتهاردى، ص ۱۶۳ـ۱۶۴). بيشتر اين شاگردان بعدها از علماى برجسته قم شدند. روحانى در ۱۳۱۱ (حدود ۲۹ سال پيش از تأسيس حوزه علميه جديد قم به دست حاج‌شيخ‌عبدالكريم حائرى يزدى*) ساخت مسجد و مدرسه علميه‌اى را نزديك خانه‌اش نزديك بقعه سلطان‌محمد شريف آغاز كرد. بناى مسجد، كه جنب مدرسه قرار دارد، دو سال بعد تكميل شد (ناصرالشريعه، ص ۳۳۸؛ احمد روحانى، همان مقدمه، ص ه؛ فيض قمى، ج ۲، ص ۷۰۹ـ۷۱۰، قس ج ۲، ص ۷۰۹ كه سال تأسيس بنا را ۱۳۲۰ دانسته‌است). اين بنا به مسجد و مدرسه حاج‌سيدصادق و مسجد و مدرسه آقا معروف بود ( ← ناصرالشريعه، ص ۲۴۶؛ فيض قمى، همانجا). ساليان متمادى پسرسيدصادق، سيدمحمود روحانى، و پس از او سيدمهدى روحانى (فرزند سيدابوالحسن) در اين مسجد اقامه جماعت كردند (بُدَلا، ص۹۰؛ انصارى قمى، ص ۱۷۱، ۴۹۸). مسجد حاج‌سيدصادق در ۱۳۸۰ش در فهرست آثار ملى ايران قرار گرفت ( ← پازوكى طرودى و شادمهر، ص ۳۰۵). مدرسه علميه حاج‌سيدصادق مدرسه نسبتآ كوچكى بود كه پانزده باب حجره داشت (ناصرالشريعه، همانجا؛ فيض قمى، ج ۲، ص ۷۱۰). ساخته‌شدن اين مدرسه با توجه به اوضاع و تنگناهاى اقتصادى آن زمان معرّف منزلت و جايگاه برجسته سيدصادق نزد مردم قم بود (شبيرى زنجانى، ج ۲، ص ۷۰۲). بخش ناتمام بناى مدرسه را سيدمحمود روحانى پس از وفات پدرش تكميل كرد (ناصرالشريعه، ص ۲۴۶، ۴۳۱ـ۴۳۲). اين مدرسه در زمان اقامت حاج‌شيخ‌عبدالكريم حائرى يزدى در قم از مدارس داير حوزه علميه اين شهر بود ( ← شريف رازى، ۱۳۳۲ـ۱۳۳۳ش، ج۱، ص۷۵ـ۷۶؛ استادى، ۱۳۷۵ش، ص۱۴۸ـ ۱۴۹). بر مبناى يك گزارش چاپ‌شده در ۱۳۱۳ش (سيزده سال پس از تأسيس حوزه جديد قم)، مدرسه حاج‌سيدصادق در آن زمان ده باب حجره و هجده طالب علم داشته‌است ( ← همايون، سال ۱، ش ۳، آذر ۱۳۱۳، ص ۸). سالها بعد در ۱۳۵۴ش، فرزند محمود، سيدمحمدصادق روحانى، به نمايندگى از آيت‌اللّه ابوالقاسم خويى* بازسازى كامل و گسترش بناى مدرسه را به‌انجام رساند (شريف رازى، ۱۳۵۲ـ۱۳۵۴ش، ج ۱، ص ۵۷؛ بدلا، ص ۸۹ـ۹۰؛ انصارى قمى، ص ۱۷۱). اين مدرسه اكنون مدرسه امام‌صادق عليه‌السلام نام دارد و حدود سيصد تن در آن به تحصيل علوم دينى اشتغال دارند. سيدصادق روحانى در واقعه مشروطه و تأسيس مجلس شوراى ملى و متعاقب آن رويارويى مخالفان و طرفداران آن مجلس، با صدور اعلاميه‌اى در ۱۳۲۶/ ۱۲۸۷ش، موافقت خود را با انحلال مجلس مذكور اعلام كرد و چند ماه بعد همراه با چند تن از علماى قم در تلگرافى خطاب به شيخ‌فضل‌اللّه نورى (متوفى ۱۳۲۷) از لغو مشروطه حمايت كرد ( ← ملك‌زاده، ج ۴، ص ۸۸۶، ۹۰۶؛ نيز ← شبيرى زنجانى، ج ۳، ص ۳۸۶). سيدصادق پس از چهل سال تصدى امور دينى در ۱۳۳۸ درگذشت و در قبرستان شيخان قم به خاك سپرده شد (ناصرالشريعه، ص ۳۳۸؛ احمد روحانى، همان مقدمه، ص و). سيدصادق بخشى از «كتاب الزكاة» شرايع‌الاسلام اثر محقق حلّى (متوفى ۶۷۶) را شرح كرد كه نزد احفاد وى موجود بوده‌است. همچنين حدود هزار ورق تأليف در مباحث مختلف فقه و اصول از او برجاى مانده‌است كه به گفته نوه‌اش، سيدمهدى روحانى، به‌سبب متفرق‌بودن و مفقودشدن بخش زيادى از اوراق مرتب‌ساختن آنها ممكن نيست. اثر اصولىِ او در باب ادلّه عقليه هم در جريان سيل قم در ۱۳۱۳ش ازبين رفت (احمد روحانى، همانجا؛ آقابزرگ طهرانى، ۱۴۰۴، قسم ۲، ص ۸۵۶؛ انصارى قمى، ص ۱۷۰ـ۱۷۱). سيدصادق روحانى دختر ملاعبدالنبى ايروانى را به همسرى برگزيد. پسران او محمود، ابوالحسن، ابوالقاسم و احمد از عالمان دينى بودند و پسر ديگرش فخرالدين، كه علوم دينى خوانده بود، در جوانى درگذشت. دختران سيدصادق هم با علماى دينى ازدواج كردند كه مشهورترين آنها آيت‌اللّه محمدعلى شاه‌آبادى* است. تعدادى از نوادگان دخترى سيدصادق نيز عالم دينى بودند ( ← انصارى قمى، ص ۱۷۳ـ۱۷۶؛ جواهر كلام، ج ۲، ص ۸۰۷ـ۸۰۹).



سيدمحمود. او در ۱۳۰۷ در قم متولد شد. علوم مقدماتى را نزد محمدحسين علامه آموخت و دروس ميانى (دوره سطح) فقه و اصول را از ملاغلامرضا قمى، حسن فاضل و حاج‌آقا احمد طباطبائى قمى (برادر بزرگ حاج آقاحسين قمى*) فرا گرفت. سپس در ۱۳۳۰ به نجف رفت و در درس سيدابوالحسن اصفهانى* شركت كرد. مدتى هم در مشهد نزد حاج‌آقا حسين قمى درس خواند و علوم معقول را در قم از آقاميرزا على‌اكبر حكمى يزدى* آموخت (ريحان يزدى، ص ۲۰۴ـ۲۰۵؛ شريف رازى، ۱۳۳۲ـ۱۳۳۳ش، ج ۲، ص ۷۲ـ۷۳). محمود روحانى، كه پس از گذراندن بخش عمده‌اى از تحصيلات خود در نجف، به زادگاهش بازگشته و در اين شهر اقامت گزيده بود، همراه چند تن از علماى قم ازجمله حسن برقعى، ابوالفضل زاهدى قمى و محمد صدرالعلما به اراك رفت و در درس حاج‌شيخ عبدالكريم حائرى يزدى، كه در آن زمان حوزه علميه اراك را اداره مى‌كرد، حضور يافت. حضور او در اراك در اصل به‌منظور درخواست از حائرى يزدى براى مهاجرت به قم و تأسيس حوزه علميه جديد و سامانمند در اين شهر صورت گرفته بود. منابع بر نقش مؤثر محمود روحانى در ترغيب حائرى يزدى به اين مهاجرت تأكيد كرده‌اند. اقامت روحانى در اراك به اين منظور نُه ماه به‌طول انجاميد. به‌دنبال اين‌گونه پافشاريها و نيز درخواست برخى علماى بزرگ قم بالاخره حائرى يزدى در قم اقامت گزيد و حوزه علميه جديد اين شهر را بنيان نهاد ( ← اراكى، ص ۲۶؛ شريف رازى، ۱۳۳۲ـ ۱۳۳۳ش، ج ۲، ص ۷۳؛ بدلا، ص ۸۱، ۸۹؛ استادى، ۱۳۷۵ش، ص ۳۲۴؛ نيز ← حائرى يزدى*، عبدالكريم). محمود روحانى پس از ورود حائرى يزدى به قم تا زمان وفات او، حدود پانزده سال، در درس فقه و اصول او شركت كرد و به وى بسيار ارادت داشت (شريف رازى، ۱۳۳۲ـ۱۳۳۳ش، همانجا؛ انصارى قمى، ص ۴۹۸). او عضو هيئت استفتاى حائرى نيز بود (دوانى، مفاخر اسلام، ج ۱۲، ص ۲۰۵) و خود از علماى متنفذ و صاحب‌اعتبار قم محسوب مى‌شد (انصارى قمى، همانجا؛ نيز ← سيف‌زاده، ص ۱۰۸). روحانى در دوران زعامت حاج‌آقا حسين بروجردى* يكى از اعضاى هيئتى بود كه آن مرجع تقليد براى اصلاح امور حوزه قم منصوب كرد (سلطانى طباطبائى، ص ۴۴؛ دوانى، مفاخر اسلام، ج ۱۲، ص ۲۲۵). آيت‌اللّه ابوالقاسم خويى در سفر دوم خود به ايران در ۱۳۲۸ش هنگام توقف در قم بر محمود روحانى وارد شد (شريف رازى، ۱۳۳۲ـ۱۳۳۳ش، ج ۲، ص ۲۵ـ۲۶). روحانى در جريان نهضت ملى‌شدن صنعت نفت از سيدابوالقاسم كاشانى حمايت كرد ( ← سيف‌زاده، ص ۱۰۶ـ۱۰۷، ۱۰۹) و بر لزوم ملى‌شدن اين صنعت تأكيد داشت ( ← دوانى، نهضت روحانيون ايران، ج ۲، ص ۲۳۵)؛ همچنان‌كه در حوادث بعدى همراه جمعى از علماى قم در نامه‌اى به مجلس شوراى ملى و نخست‌وزير، محمد مصدق، درباره توهين به كاشانى و تخريب شخصيت او در نشريات و روزنامه‌ها هشدار داد و آن را موجب جريحه‌دارشدن احساسات مردم و روحانيت دانست و خواستار برخورد قاطع با اين موضوع شد ( ← همان، ج ۲، ص ] ۳۰۱[، سند۵۲). روحانى پس از سالها تدريس و اقامه جماعت در مسجد حاج‌سيدصادق و تصدى امور دينى، در ۱۳۴۰ش(۱۳۸۱) درگذشت و پس از تشييعى باشكوه در مسجد بالاسر، كنار مرقد حضرت معصومه سلام‌اللّه‌عليها، به خاك سپرده شد. مراسم بزرگداشت او چهل روز ادامه يافت و نخست‌وزير، على امينى، به نمايندگى از دربار در مجلس ختم او در مسجد اعظم قم شركت كرد (شريف رازى، ۱۳۳۲ـ۱۳۳۳ش، ج ۲، ص ۷۳؛ انصارى قمى، ص ۴۹۸، ۵۰۰). سيدمحمود روحانى دختر حاج‌آقا احمد قمى را به همسرى گرفت (دوانى، مفاخر اسلام، ج ۱۱، بخش ۱، ص ۴۴۱؛ انصارى قمى، ص ۱۵۳ـ۱۵۴). او صاحب سه پسر به نامهاى محمد و محمدصادق و مهدى و يك دختر شد. سيدمحمد روحانى (متوفى ۱۳۷۶ش) از مراجع دينى و صاحب تأليفات متعدد بود ( ← روحانى*، سيدمحمد). سيدمحمدصادق روحانى (متولد ۱۳۰۵ش) از مراجع دينى معاصر ساكن قم است. او آثار متعددى تأليف كرده كه مشهورترين آنها فقه‌الصادق (در ۲۶ جلد) شرحى مبسوط بر تبصرة‌المتعلمين علامه‌حلّى است. مهدى روحانى كه در قم علوم دينى خوانده بود، سالها پيش از پيروزى انقلاب اسلامى در فرانسه سكونت گزيد (شريف رازى، ۱۳۳۲ـ ۱۳۳۳ش، همانجا؛ همو، ۱۳۵۲ـ۱۳۵۴ش، ج ۱، ص ۳۳۹؛ جواهر كلام، ج ۳، ص ۵۸۶) و بعدها درباره تحولات سياسى ايران و انقلاب اسلامى مواضع متفاوتى اتخاذ كرد ( ← انقلاب اسلامى به روايت اسناد ساواك، كتاب ۱۲، ص ۵۶ـ۵۷). داماد سيدمحمود روحانى، سيدموسى حسينى مازندرانى (مدفون در نجف) است (انصارى قمى، ص۵۰۰). او در حوزه علميه تهران، قم و نجف تحصيل كرد و در تهران اقامت گزيد. مشهورترين كتاب حسينى مازندرانى العقد المنير فى تحقيق ما يتعلق بالدراهم و الدنانير است كه چند تن از مراجع دينى و علماى برجسته نجف بر آن تقريظ نوشته‌اند ( ← حسينى مازندرانى، ج ۱، ص وـك، ۴۰۹ـ۴۱۰).



سيدابوالحسن. او در ۱۳۰۹ در قم متولد شد. پس از فراگيرى دروس سطح به نجف رفت و نزد سيدابوالحسن اصفهانى درس خواند. سپس به قم بازگشت و در درس حاج شيخ عبدالكريم حائرى يزدى و ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى* شركت كرد. روحانى پس از سالها اقامه جماعت و تدريس و با اينكه مردم قم به او ارادت داشتند، به قصد مجاورت به نجف بازگشت و در ۱۳۴۲ش(۱۳۸۲) در نجف وفات يافت و در وادى‌السلام به خاك سپرده شد. كتابى مختصر در علم اخلاق از او برجاى مانده‌است (شريف رازى، ۱۳۳۲ـ۱۳۳۳ش، ج ۲، ص ۳۶؛ همو، ۱۳۵۲ـ۱۳۵۴ش، ج ۱، ص ۳۳۶ـ۳۳۷؛ شبيرى زنجانى، ج ۲، ص ۷۰۲؛ انصارى قمى، ص ۵۰۱ـ ۵۰۲). ابوالحسن روحانى داماد سيدفخرالدين قمى (از عالمان برجسته قم و از نوادگان دخترى ميرزاابوالقاسم قمى*) بود (شريف رازى، ۱۳۳۲ـ ۱۳۳۳ش، ج ۱، ص ۲۱۹؛ انصارى قمى، ص ۳۴۹). پسران ابوالحسن، مهدى (متوفى ۱۳۷۹ش؛ ← روحانى*، سيدمهدى) و هادى بودند. سيدهادى روحانى (متوفى ۱۳۷۸ش، مدفون در شيخان قم) عالم دينى بود كه پس از تحصيل در حوزه قم، در تهران به خدمات دينى و اجتماعى پرداخت (شبيرى زنجانى، همانجا؛ جواهر كلام، ج ۴، ص ۱۹۹ـ۲۰۰). داماد ابوالحسن روحانى، سيدمحسن حجت كوه‌كمرى (عالم دينى و فرزند سيدمحمد حجت كوه‌كمرى) بود (استادى، ۱۳۸۷ش، ص ۶۰ـ۶۱؛ براى شرح حال او ← حجّت كوه‌كمرى*، سيدمحمد).



سيدابوالقاسم. او در ۱۳۱۶ در قم به‌دنيا آمد. پس از فراگيرى دروس سطح براى ادامه تحصيل راهى نجف شد و دروس عالى (دوره خارج) فقه و اصول را از محمدحسين نائينى*، آقاضياءالدين عراقى* و سيدابوالحسن اصفهانى آموخت. سپس به قم بازگشت و به تدريس، اقامه جماعت، تفسير قرآن و امور خيريه پرداخت. او در ۱۳۴۳ش (۱۳۸۴) درگذشت و در قبرستان شيخان به‌خاك سپرده شد (شريف رازى، ۱۳۳۲ـ ۱۳۳۳ش، ج ۲، ص ۳۷ـ۳۸؛ همو، ۱۳۵۲ـ۱۳۵۴ش، ج ۱، ص۳۳۷؛ انصارى قمى، ص ۵۰۳ـ۵۰۴). پسر او سيدمحمدعلى نيز عالم دينى و امام جماعت بود (شريف رازى، ۱۳۵۲ـ ۱۳۵۴ش، ج ۲، ص ۱۶۴؛ بدلا، ص ۸۹).



سيداحمد. او در ۱۳۲۲ در قم به‌دنيا آمد و پس از فراگيرى دروس سطح فقه و اصول نزد حسن فاضل، سيدمحمدتقى خوانسارى* و ميرسيدعلى يثربى كاشانى*، در درس عبدالكريم حائرى يزدى حضور يافت. سپس به نجف رفت و در درس محمدحسين نائينى، ابوالحسن مشكينى، آقاضياءالدين عراقى و سيدابوالحسن اصفهانى حضور يافت. او حكمت و فلسفه را هم در قم از سيدابوالحسن رفيعى قزوينى* آموخت (احمد روحانى، همان مقدمه، ص ز؛ ريحان يزدى، ص ۳۶۰ـ۳۶۱؛ شريف رازى، ۱۳۳۲ـ۱۳۳۳ش، ج ۲، ص ۱۴۷ـ۱۴۸؛ همو، ۱۳۵۲ـ ۱۳۵۴ش، ج ۱، ص ۳۳۹). روحانى پس از بازگشت به قم، مدت سه سال براى وعظ و تبليغ به قزوين رفت و در آنجا اقامت گزيد. او در پى واقعه كشف حجاب در ۱۳۱۴ش، به كربلا رفت و در حلقه درس حاج‌آقاحسين قمى (كه در اعتراض به كشف حجاب به كربلا مهاجرت كرده بود) شركت جست. با بازگشت حاج‌آقاحسين قمى به ايران در ۱۳۲۲ش، روحانى هم همراه او به ايران آمد و پس از حدود دو ماه مجددآ همراه وى به عتبات بازگشت. او در مدت اقامت ده‌ساله خود در كربلا شش‌بار براى تبليغ به شهرهاى مختلف هندوستان رفت. سيداحمد روحانى پس از بازگشت به قم به تدريس و تأليف پرداخت. او از حدود ۱۳۳۳ش به درخواست جمعى از مردم تهران در اين شهر اقامت گزيد و به اقامه جماعت و خدمات دينى و اجتماعى مشغول شد (احمد روحانى، همان مقدمه، ص ز ـ ح؛ شريف رازى، ۱۳۵۲ـ۱۳۵۴ش، همانجا؛ انصارى قمى، ص ۵۰۶). نام او ذيل دو اعلاميه علماى تهران در اعتراض به تصويب‌نامه انجمنهاى ايالتى و ولايتى و اعتراض به ممنوع‌المنبرشدن محمدتقى فلسفى ديده مى‌شود ( ← اسناد انقلاب اسلامى، ج ۳، ص ۵۲ـ۵۵، ۱۱۱ـ۱۱۳). روحانى در ۱۳۴۳ش(۱۳۸۴) درگذشت و در قبرستان شيخان قم به خاك سپرده شد (شريف رازى، ۱۳۵۲ـ۱۳۵۴ش، همانجا؛ جواهر كلام، ج ۱، ص ۳۳۶). تأليفات سيداحمد روحانى عبارت‌اند از: كفاية‌النحو، تسلية‌المريض، خاطرات و سرّالسعادة در باب فضايل صلوات (احمد روحانى، همان مقدمه، ص ح). ابوالقاسم دانش آشتيانى (از علماى قم و بعدها امام جمعه آشتيان، متوفى ۱۳۸۰ش) سرّالسعادة را با عنوان رمز نيكبختى ترجمه كرد. اين كتاب به ضميمه ترجمه آن و با مقدمه سيدمهدى روحانى (فرزند ابوالحسن) در ۱۳۷۹/۱۳۳۸ش در قم به‌چاپ رسيد. احمد روحانى دختر فضلعلى شريعت مهدوى قزوينى (از علماى معروف قزوين) را به همسرى گرفت (شريف رازى، ۱۳۳۲ـ ۱۳۳۳ش، ج ۲، ص ۱۴۸؛ انصارى قمى، همانجا). پسر او مهدى روحانى (۱۳۱۴ـ۱۳۶۹ش، مدفون در قم) كه در حوزه علميه تهران و دانشگاه تهران و بيروت درس خوانده بود، پس از وفات پدر به اقامه جماعت در مسجد او و تأليف و تدريس در حوزه و دانشگاه پرداخت. او در دوران اقامت امام‌خمينى در نجف از معتمدين ايشان در ايران بود و از امام خمينى اجازه تصدى امور حسبيه داشت. مهدى روحانى داماد عباسعلى اسلامى* (بنيان‌گذار جامعه تعليمات اسلامى*) بود ( ← امام خمينى، ج ۱، ص۴۶۰، ج ۳، ص ۶۳؛ جواهر كلام، ج ۴، ص ۱۵۶ـ۱۵۹).



منابع : محمدمحسن آقابزرگ طهرانى، طبقات اعلام الشيعة: نقباءالبشر فى القرن الرابع عشر، قسم ۱ـ۴، مشهد ۱۴۰۴؛ همو، ميرزاى شيرازى : ترجمه هدية الرازى الى الامام المجدد الشيرازى، تهران ۱۳۶۲ش؛ محمدعلى اراكى، «تأسيس حوزه علميه قم بروايت خاطره: مصاحبه با آيت‌اللّه اراكى»، ياد، سال ۱، ش ۴ (پاييز ۱۳۶۵)؛ رضا استادى، خاطرات حاج‌شيخ‌رضا استادى، تدوين عبدالرحيم اباذرى، تهران ۱۳۸۷ش؛ همو، يادنامه حضرت آية‌اللّه‌العظمى اراكى (ره)، ]اراك [۱۳۷۵ش؛ اسناد انقلاب اسلامى، ج ۳، تهران: مركز اسناد انقلاب اسلامى، ۱۳۷۴ش؛ امام خمينى، صحيفه امام: مجموعه آثار امام خمينى (س) (بيانات، پيام‌ها، مصاحبه‌ها، احكام، اجازات شرعى و نامه‌ها)، تهران ۱۳۸۹ش؛ ناصرالدين انصارى قمى، اختران قم: زندگى علماى قمى در قرن چهاردهم، قم ۱۳۸۹ش؛ انقلاب اسلامى به روايت اسناد ساواك، كتاب ۱۲، تهران: وزارت اطلاعات، مركز بررسى اسناد تاريخى، ۱۳۸۲ش؛ حسين بُدَلا، هفتاد سال خاطره از آيت‌اللّه سيدحسين بُدَلا، تهران ۱۳۷۸ش؛ ناصر پازوكى طرودى و عبدالكريم شادمهر، آثار ثبت‌شده ايران در فهرست آثار ملى: از ۲۴/۶/ ۱۳۱۰ تا ۲۴/۶/ ۱۳۸۴، تهران ۱۳۸۴ش؛ عبدالحسين جواهر كلام، تربت پاكان قم، قم ۱۳۸۲ـ۱۳۸۳ش؛ موسى حسينى مازندرانى، العقد المنير فى تحقيق ما يتعلق بالدراهم و الدنانير، تهران ۱۳۸۲؛ على دوانى، مفاخر اسلام، تهران، ج ۱۱، ۱۳۷۷ش، ج ۱۲، ۱۳۷۹ش؛ همو، نهضت روحانيون ايران، تهران ]۱۳۶۰ش[؛ احمد روحانى، سرّالسعادة، به ضميمه ترجمه آن: رمز نيكبختى، ترجمه ابوالقاسم دانش آشتيانى، قم ۱۳۳۸ش؛ عليرضا ريحان يزدى، آينه دانشوران، بامقدمه و تعليقات و اضافات ناصر باقرى بيدهندى، قم ۱۳۷۲ش؛ محمدباقر سلطانى طباطبائى، «مصاحبه با آية‌اللّه سيدمحمدباقر سلطانى طباطبائى»، حوزه، سال ۸، ش ۱و۲ (فروردين ـ تير ۱۳۷۰)؛ حميد سيف‌زاده، «شهر و حوزه علميه قم، نهضت ملّى و ۳۰ تير در گفت‌وگوى يادآور با حميد سيف‌زاده»، يادآور، سال ۱، ش ۲ (تير و مرداد ۱۳۸۷)؛ موسى شبيرى زنجانى، جرعه‌اى از دريا، قم ۱۳۸۹ش ـ؛ محمد شريف رازى، آثار الحجة، يا، تاريخ و دائرة‌المعارف حوزه علميه‌قم، قم ۱۳۳۲ـ]۱۳۳۳ش[؛ همو، گنجينه دانشمندان، تهران ۱۳۵۲ـ ۱۳۵۴ش؛ عالم ربانى: يادنامه آيت‌اللّه حاج‌سيدمهدى روحانى، دفتر۱، به‌كوشش كانون نويسندگان فضلاى قمى حوزه علميه قم، قم: انجمن آثار و مفاخر فرهنگى استان قم، ۱۳۷۹ش؛ عباس فيض قمى، كتاب گنجينه آثار قم، قم ۱۳۴۹ـ۱۳۵۰ش؛ محمد محمدى اشتهاردى، «آقاى حاج ميرزا ابوالفضل زاهدى: فقيه، مفسر و واعظ وارسته»، در ستارگان حرم، دفتر۷، قم: زائر، ۱۳۷۹ش؛ مهدى ملك‌زاده، تاريخ انقلاب مشروطيت ايران، تهران ۱۳۶۳ش؛ محمدحسين ناصرالشريعه، تاريخ قم، چاپ على دوانى، تهران ۱۳۸۳ش.



/ فريده سعيدى /


نظر شما
مولفان
فریده سعیدی ,
گروه
فقه وحقوق ,
رده موضوعی
جلد 20
تاریخ 94
وضعیت چاپ
  • چاپ شده