روح القدس

معرف

نام موجود مقدس و پاكى كه در متون مقدس دينى، ازجمله قرآن كريم، واسطه ارتباط خدا با پيامبرانش است.
متن

روح‌القدس، نام موجود مقدس و پاكى كه در متون مقدس دينى، ازجمله قرآن كريم، واسطه ارتباط خدا با پيامبرانش است. اصطلاح عربى روح‌القدس، مركّب از دو واژه روح و قدس، به‌معناى جان‌پاك و روح مقدس و منزه از نقصها و عيبهاست؛ همان‌طور كه در زبان عربى مراد از حاتِم‌الجود، حاتِم‌جواد است ( ← زمخشرى؛ فخررازى، ذيل بقره: 87؛ طُرَيْحى، ج 2، ص 354؛ دهخدا، ذيل مادّه). تركيبِ عربى روح‌القدس با عبارت سريانى h¤À d-qudshÀ ــكه در متون مسيحىِ آرامى اسم سومين شخص از اقانيم سه‌گانه است ــ از يك ريشه و خانواده دانسته شده‌است ( ← >دايرة‌المعارف قرآن<[1] ، ذيل "Holy Spirit"). برخى كتابهاى لغت دوره اسلامى به طور مستقل به روح‌القدس نپرداخته‌اند، بعضى لغت‌شناسان هم بدون بحث جدّىِ ريشه‌شناختى[2] درباره معناى لغوى روح‌القدس، به‌تبع مفسران قرآن ( ← ادامه مقاله) آن را جبرئيل دانسته‌اند ( ← راغب اصفهانى؛ ابن‌منظور، ذيل «روح»؛ زَبيدى، ج 6، ص 409؛ فاطمه محمد محجوب، ذيل مادّه).


در عهدين. هرچند در عهد قديم، به روح‌القدس به‌عنوان شخصيت خاص و متمايز اشاره نشده ( ← هورتون[3] ، ص 15)، اصطلاحاتى دالّ بر اين تعبير در آن به‌كار رفته‌است ( ← كتاب مزامير، 11:51؛ كتاب اشعياءنبى، 10:63ـ11). در موارد متعددى به اعمال و آثار وجودىِ روح‌القدس اشاره شده‌است (بطرس عبدالملك و همكاران، ذيل مادّه؛ دايرة‌المعارف كتاب مقدس، ص 554). همچنين، علماى يهود، در تلمود، براى بيان نحوه ارتباط خداوند با جهان و انسان اصطلاحاتى را وضع كرده‌اند كه از جمله آنها روح هقودش[4] يا روح‌القدس است. اين نام بر تأثير مطلق خدا در سراسر عالم و امور آن و نفوذ مستقيم خدا در زندگى بشر دلالت دارد. روح‌القدس در تلمود همچنين سبب و عامل نبوت و اِخبار از آينده، به‌معناى توان انسان در ابلاغ و تفسير اراده الهى است (كوهن[5] ، ص 66ـ67). در عهدعتيق كارهايى به روح‌القدس نسبت داده شده‌است، ازجمله: نقش روح‌القدس در امر خلقت، يعنى خلقت حيات و آفرينشِ موجودات، حيوانات و انسان ( ← سفر پيدايش، 2:1؛ 7:2؛ كتاب ايوب، 13:26؛ 3:27؛ 4:33؛ كتاب مزامير، 6:33؛ 30:104)؛ عامل الهى در اعلام و ابلاغِ پيام خدا به آدميان و منشأ الهام براى انبيا و مردان مقدس كه كلام او را بر قومها اعلام مى‌كردند ( ← سفر اعداد، 39:11؛ كتاب اول سموئيل، 5:10ـ6، 10؛ كتاب دوم تواريخ ايام، 14:20؛ 19:24ـ20؛ كتاب نَحَمِيا، 30:9؛ كتاب اشعياءنبى، 1:61ـ3). يارى‌رسانى و تقويت رهبرى و ارشاد قوم در صورت نياز ( ← سفر اعداد، 16:11ـ17، 27ـ18؛ سفر داوران، 34:6؛ كتاب زكرياى‌نبى، 6:4). كمك به افراد خاص و برگزيده‌اى همچون يوسف براى كارها و خدمات ويژه ( ← سفر پيدايش، 38:41؛ سفر خروج، 1:31ـ11؛ 30:35ـ35). هدايت انسانها براى داشتن زندگى مقدس بر روى زمين و وفادارى و دعوت آنان به توبه، اطاعت و عدالت ( ← سفر اعداد، 29:14؛ كتاب مزامير، 10:51ـ13؛ 10:143؛ كتاب اشعياءنبى، 2:11؛ 3:44؛ كتاب حِزقِيال‌نبى، 19:11ـ20؛ 14:37، 26). در عهد جديد، روح‌القدس به‌معناى روح خدا و اقنوم سوم از اقانيم سه‌گانه به كرات به‌كار رفته‌است. او چون مبدع حيات است، روح ناميده شده و چون به دل مؤمن قداست مى‌بخشد، قدس خوانده شده‌است (بطرس عبدالملك و همكاران، همانجا؛ هاكس[6] ، ذيل مادّه). بسيارى از مسيحيان معتقدند كه بدون روح‌القدس نه دنيايى پديد مى‌آمد، نه مخلوقى و نه انسانى. بدون روح‌القدس، نه عهد قديم و جديد بود و نه قدرت براى اعلام انجيل و نه ايمان و تولد تازه و تقدس ( ← دايرة‌المعارف كتاب مقدس، ص 555). به‌اعتقاد مسيحيان، در انجيل به روح‌القدس به‌عنوان يك شخص با خصوصيات ويژه اشاره شده‌است ( ← رساله دوم پولس رسول به قرنتيان، 17:3ـ18؛ رساله به عبرانيان، 14:9؛ رساله اول پطرس رسول، 2:1). روح‌القدس فقط نوعى قدرت يا تأثير نيست، بلكه شخصيتى الهى مثل پدر و پسر است، يعنى صفات شخصى مثل تفكر، احساس، اراده و محبت و غيره دارد ( ← رساله پولس رسول به روميان، 27:8؛ 30:15؛ رساله اول پولس رسول به قرنتيان، 11:12). روح‌القدس، آشكاركننده حقيقت درباره عيسى، تسلى‌دهنده ما و بخشنده زندگى تازه است ( ← انجيل يوحنا، 3:3ـ6؛ 16:14ـ17، 26؛ 7:16). در هنگام توبه و ايمان است كه روح‌القدس را درمى‌يابيم ( ← انجيل يوحنا، 3:3ـ6؛ :20 22). روح‌القدس ما را پاك و هدايت مى‌كند، محرك ما براى زندگى مقدس است و ما را از اسارت گناه مى‌رهاند ( ← رساله پولس رسول به روميان، 2:8ـ4؛ رساله پولس رسول به غلاطيان، 16:5ـ17؛ رساله دوم پولس رسول به تسالونيكيان، 13:2). او معلم الهى است كه در پرستش و دعا به ما كمك مى‌كند و ما را به راستى هدايت مى‌كند ( ← انجيل يوحنا، 26:14؛ 13:16؛ كتاب اعمال رسولان، 46:10؛ رساله اول پولس رسول به قرنتيان، 9:2ـ16). افزون بر آن، تعميد پيروان مسيح در روح‌القدس از آموزه‌هاى اناجيل است ( ← انجيل متى، 11:3؛ انجيل مرقس، 8:1؛ انجيل لوقا، 16:3؛ انجيل يوحنا: 33:1) و تعميد در روح‌القدس به‌معناى پرشدن با روح‌القدس است ( ← كتاب اعمال رسولان، 5:1؛ 4:2؛ نيز براى بحثى مفصّل درباره موضوعات مختلف راجع به روح‌القدس ← دايرة‌المعارف كتاب مقدس، ص 554ـ589؛ >دانشنامه معيار كتاب مقدس<[7] ، ج 2، ص730ـ746؛ تثليث*).


در قرآن. واژه روح‌القدس چهار بار در قرآن كريم به‌كار رفته‌است ( ← محمدفؤاد عبدالباقى، ذيل «روح»). در سه آيه، روح‌القدس موجودى است كه خدا با او عيسى‌بن مريم را تأييد كرده، يعنى به او نيرو و قوّت بخشيده‌است ( ← بقره: 87، 253؛ مائده: 110؛ اكثر مفسران برجسته قرآن، مانند طبرى، طوسى، طبرِسى و فخررازى كلمه «اَيّدناه» در آيه 87 سوره بقره را به‌معناى قوى و نيرومند كرديم («قَوَّيَناه») تفسير كرده‌اند). در آيه چهارم ( ← نحل: 102)، اين معنا بيان مى‌شود كه روح‌القدس قرآن را از طرف پروردگار به پيامبر صلى‌اللّه‌عليه‌وآله‌وسلم نازل مى‌كند. بيشتر مفسران قرآن، روح‌القدس مذكور در چهار آيه يادشده را همان جبرئيل دانسته‌اند. طبرى (همانجا)، از قَتاده، سُدّى، ضحاك و ربيع نقل كرده كه مراد از روح‌القدس جبرئيل است (نيز ← طوسى، همانجا؛ اسفراينى، ذيل نحل: 102؛ طبرسى، همانجا؛ ميبدى، ج 5، ص 449، كه افزون بر نقل‌قول از مفسران پيشين، خود نيز به‌صحت آن اذعان كرده‌اند). در تفاسير از كسانى مانند ابن‌زيد نام برده شده‌است كه مقصود از روح‌القدس را انجيل دانسته‌اند، همان‌گونه كه در آيه 52 سوره شورى، به قرآن نيز روح اطلاق شده‌است («روحآ من امرنا»؛ طبرى؛ طوسى؛ طبرسى، همانجاها). از ابن‌عباس و سعيدبن جبير نقل شده كه منظور از روح‌القدس اسمى است كه عيسى‌بن مريم با آن مردگان را زنده مى‌كرد (طبرى؛ طوسى؛ طبرسى؛ فخررازى، همانجاها). بنابراين، درباره تفسير روح‌القدس در قرآن، سه رأى مشهور است: جبرئيل، انجيل، اسم اعظم كه با آن مرده زنده مى‌شود (زمخشرى، همانجا). در برخى تفاسير، نقدى از قول دوم (انجيل دانستن روح‌القدس) ذكرشده و آن اينكه اگر مقصود از روح‌القدس كه خدا با آن عيسى‌بن مريم را نيرومند و تقويت كرده، انجيل باشد، در اين صورت بايد گفت كه در آيه 110 سوره مائده تكرار رخ داده‌است: «اِذ ايَّدتُكَ بروحِ القُدُسِ... وَ اِذْعلَّمتُكَ الكتابَ و الحكمةَ و التَّوراة و الإِنجيل...»، در حالى‌كه چنين نيست ( ← طبرى؛ طوسى، همانجاها). نيز اگر مراد از روح‌القدس، انجيل باشد، لازمه‌اش تبعيض و تفكيك صحيفه‌هاى آسمانى است، يعنى بر برخى مانند انجيل روح‌القدس اطلاق شده و بر بعضى ديگر نه، و اين برخلاف ظاهر است (جوادى‌آملى، ج 5، ص 455). گفته شده‌است يكى از تعاليم قرآن، در مواردى تصحيح و اصلاح اعتقادات دينى اهل كتاب است (ازجمله ← نساء: 171، كه خطاب به اهل كتاب آمده‌است كه درباره خدا جز سخن حق مگوييد، عيسى رسول خدا و كلمه او بود...) و نحوه كاربرد عبارت روح‌القدس در سه آيه قرآن كه ناظر به نيرومند كردن عيسى‌بن مريم با روح‌القدس است، بيشتر جنبه اصلاحى و انتقادى دارد، يعنى لحن و مفهوم آيات به‌گونه‌اى است كه گويى، در ضمن، عقيده مسيحيان راجع به روح‌القدس را نيز تصحيح مى‌كند ( ← >دايرة‌المعارف قرآن<، همانجا). درباره اينكه چرا جبرئيل روح‌القدس خوانده شده، آراى مختلفى ابراز شده‌است: 1) همچون روح كه بدن را زنده مى‌گرداند، جبرئيل نيز كه عهده‌دار فرودآوردن وحى بر پيامبران است، با بيناتى كه همراه دارد، دين را زنده مى‌كند. 2) روحانيت بر جبرئيل غالب است؛ اگرچه ساير ملائكه نيز چنين‌اند، روحانيت او تمام‌تر و كامل‌تر است و اختصاص اسم روح‌القدس به جبرئيل به‌سبب شرافت و علو مرتبه اوست. 3) چون خداوند او را هستى داد بدون اينكه پدر و مادرى داشته‌باشد (طبرسى؛ فخررازى، همانجاها). اما اينكه چرا از ميان همه پيامبران كه جملگى توسط جبرئيل تأييد و تقويت شده‌اند، حضرت عيسى ممتاز شده، بايد گفت به اين سبب كه جبرئيل/ روح‌القدس از پيش از تولد عيسى تا بزرگسالى او با او همراه بوده‌است؛ جبرئيل مريم را به ولادت عيسى بشارت داد و عيسى از نفخه جبرئيل ولادت يافت و جبرئيل بود كه عيسى را در همه حال تربيت كرد و همواره با او همراه بود و زمانى كه يهود بر قتل او تصميم گرفتند و او به آسمان صعود كرد، جبرئيل با او بود (همانجاها).


در حديث. واژه روح‌القدس در احاديث نبوى و احاديث ائمه عليهم‌السلام در موضوعات مختلف به‌كار رفته‌است. از پيامبر نقل شده كه روح‌القدس جبرئيل است ( ← سيوطى، ج 1، ص 86). در سخنان پيامبر خطاب به حسّان‌بن ثابت آمده‌است كه روح‌القدس همواره تو را تأييد و به تو كمك خواهد كرد، مادام كه تو از رسول خدا دفاع كنى ( ← مسلم‌بن حجاج، ج 7، ص 165؛ سيوطى، ج 1، ص 86ـ87)؛ مشركان را هجو كن كه روح‌القدس با توست ( ← احمدبن حنبل، ج 5، ص 383)؛ دعاى پيامبر، «اللّهم ايّده بروح‌القدس»، نيز درباره حسان‌بن ثابت است ( ← مسلم‌بن حجاج، ج7، ص162ـ163؛ نيز ← حسان‌بن ثابت*). گاهى از پيامبر صلى‌اللّه‌عليه‌وآله‌وسلم اين تعبير نقل‌شده كه روح‌القدس بر قلب من القا كرد ( ← كلينى، ج 9، ص 548). همچنين در قولى از پيامبر، اولين شفاعت‌كننده در قيامت روح‌القدس دانسته شده‌است ( ← حاكم نيشابورى، ج 4، ص 496ـ498). در برخى روايات منقول از ائمه، ازجمله در رواياتى از امام‌صادق عليه‌السلام، روح‌القدس فرشته‌اى بزرگ‌تر از جبرئيل و ميكائيل معرفى شده كه همراه پيامبر بوده و به او خبر مى‌داده‌است، و پس از پيامبر، همراه امامان است و آنان را تسديد و توفيق مى‌بخشد ( ← كلينى، ج 1، ص 681ـ 683؛ مجلسى، ج 25، ص 47ـ48، 60ـ61). در پاره‌اى ديگر، ازجمله در رواياتى از امام‌باقر و امام‌صادق، روح‌القدس يكى از پنج روحى دانسته‌شده كه در انبيا و اوصيا هست. آنان با روح‌القدس به آنچه تحت‌عرش تا زيرخاك است، علم پيدا مى‌كنند و روح‌القدس، برخلاف چهار روح ديگر، دچار خواب و غفلت و آفت نمى‌گردد و عارى از كبر، لهو و لعب است ( ← كلينى، ج 1، ص 677ـ681؛ مجلسى، ج 25، ص 54ـ55، 57ـ58). مطابق روايتى از امام‌حسن‌عسكرى درباره آيه «وايّدناه بروح‌القدس»، روح‌القدس جبرئيل است ( ← التفسير المنسوب الى الامام ابى‌محمد الحسن‌بن على‌العسكرى عليهم‌السلام، ص 371؛ بحرانى، ج 1، ص 465؛ قس كلينى، ج 1، ص 684ـ 685؛ مجلسى، ج 25، ص 64، كه حديثى از امام‌على نقل شده كه در آن روح‌القدس غير از جبرئيل دانسته شده‌است). در روايتى كه جابربن يزيد از امام‌باقر نقل كرده، ظلّنورى پيامبر اسلام و عترت پاك او نخستين مخلوق معرفى شده كه برخوردار از روح واحد، نه روحهاى متعدد، بوده و با همان روح واحد كه روح‌القدس است، تأييد شده‌اند («وكان مويَّدآ بروحٍ واحدٍ و هى روح‌القدس»، كلينى، ج 2، ص 442ـ443). همچنين، در بعضى احاديث، از مؤيَّدبودنِ خاص حضرت فاطمه به روح‌القدس سخن به‌ميان آمده‌است ( ← همان، ج 2، ص 489؛ مجلسى، ج 25، ص 97). بنابه روايت برخى علماى شيعى از ائمه، روح‌القدس از زمانى‌كه بر رسول اكرم نازل شده، به آسمان برنگشته و همواره با امامان بوده‌است، و اكنون نيز با امام دوازدهم، حضرت مهدى عجل‌اللّه‌تعالى‌فرجه‌الشريف، همراه است ( ← مجلسى، ج 25، ص60ـ61؛ جوادى‌آملى، ج 5، ص470ـ471).


در فلسفه و عرفان. در برخى آثار و متون فلسفه اسلامى از روح‌القدس سخن به‌ميان آمده‌است. بعضى از فيلسوفان مسلمان به‌تصريح روح‌القدس را همان عقل فعال دانسته‌اند (ازجمله ← فارابى، ص 32؛ سهروردى، ج 3، ص 179ـ180؛ صدرالدين شيرازى، 1337ش، سفر4، ج 2، ص 142ـ143؛ نيز ← عقل*). ابن‌سينا (ص 89ـ90) روح‌القدس را قوّتى الهى و امر پاك ايزدى تعريف كرده كه نه جسم است، نه جوهر و نه عرض. روح‌القدس برترين و شريف‌ترين ارواح، جبرئيل امين، واسطه ميان واجب‌الوجود و عقل اول است. سهروردى (ج 2، ص 2، 200ـ201، 265) روح‌القدس را همان جبرئيل، روان‌بخش، عقل دهم، واهب‌الصور، بخشنده علم و حيات و فضيلت تلقى كرده‌است (نيز ← صدرالدين شيرازى، 1367ش، ج 2، ص 449). در پاره‌اى از آثار عرفانى نيز شرح و بيان و وصفى از روح‌القدس ديده مى‌شود. به‌نوشته جيلى (ج 2، ص 8ـ9)، روح‌القدس روح است، اما همچون ارواح ديگر نيست. روح‌القدس روح‌الارواح است و مخلوق نيست، زيرا آن وجهى خاص از وجوه حق است كه وجود به آن قائم است. از روح‌القدس به وجه الهى در مخلوقات تعبير كرده‌اند و اين وجه كه در همه اشيا هست همان روح‌اللّه است كه روح مخلوقات بدان قائم است. آن را به اين سبب روح‌القدس ناميده‌اند كه از نقايص وجودى منزه است. به روايت سيدحيدر آملى (ص 688، 690)، اكثر اهل حكمت و حقيقت متفق‌القول‌اند كه اولِ موجودات، يعنى صادر نخست، عقل است و همه موجودات به تفصيل از آن صادر شده‌اند و آن را به نامهاى مختلف، ازجمله روح‌القدس، خوانده‌اند؛ اما اين نامها برحسب اعتبار است و گرنه آن حقيقت كلىِ متعين به تعين اول را نه اسمى است نه رسمى و نه وصفى؛ مثلا، به اين علت روح‌القدس ناميده شده كه سبب حيات سارى در همه موجودات، از مُلك تا ملكوت، است. روح‌القدس سبب قيام موجودات و بقاى آنهاست مانند نسبت قلب انسان به بدن او. جوادى‌آملى (ج 5، ص 474ـ 475)، با استناد به روايتى از امام باقر عليه‌السلام ــكه قبلا ذكر شدــ و با تفسيرى عرفانى از آن گفته‌است كه برترين مصداق روح‌القدس كه صادر اول و نخستين تجلى ذات حق است، وجود نورىِ حضرت محمد و آل اوست كه در مرتبه صادر نخست، كثرتى نداشتند بلكه نور واحد بودند. بدنهاى ايشان در عالم ملكوت با روح‌القدس همراه بوده و پس از نزول آنان به عالم مُلك و اتحادشان با بدنهاى جسمانى و مادى نيز، همراهى و اتحادشان با روح‌القدس قطع نشده‌است. روح‌القدس به‌عنوان روح پنجمى براى آنان، در عرض چهار روح ديگر، يعنى روح بدن، روح قوه، روح شهوت و روح ايمان، بوده‌است.


منابع: علاوه بر قرآن و كتاب مقدس؛ حيدربن على آملى، كتاب جامع‌الاسرار و منبع‌الانوار، به‌انضمام، رسالة نقدالنقود فى معرفة الوجود، چاپ هانرى كوربن و عثمان اسماعيل يحيى، تهران 1347ش؛ ابن‌سينا، معراج‌نامه، چاپ نجيب مايل‌هروى، مشهد 1365ش؛ ابن‌منظور؛ احمدبن حنبل، مسندالامام احمدبن محمدبن حنبل، بيروت 1414/ 1993؛ شهفوربن طاهر اسفراينى، تاج‌التراجم فى تفسير القرآن للاعاجم، چاپ نجيب مايل‌هروى و على‌اكبر الهى‌خراسانى، ج 3، تهران 1374ش؛ هاشم‌بن سليمان بحرانى، البرهان فى تفسير القرآن، بيروت 1419ـ1421/ 1999ـ2000؛ بطرس عبدالملك، جان‌الگزاندر تامپسون، و ابراهيم مطر، قاموس‌الكتاب المقدس، قاهره: دارالثقافة، ]بى‌تا.[؛ التفسير المنسوب الى الامام ابى‌محمد الحسن‌بن على العسكرى عليهم‌السلام، قم: مدرسة الامام المهدى (ع)، 1409؛ عبداللّه جوادى‌آملى، تسنيم: تفسير قرآن كريم، قم 1383ش؛ عبدالكريم‌بن ابراهيم جيلى، الانسان الكامل فى معرفة الاواخر و الاوائل، مصر 1304؛ محمدبن عبداللّه حاكم نيشابورى، المستدرك على الصحيحين، و بذيله التلخيص للحافظ الذهبى، بيروت: دارالمعرفة، ]بى‌تا.[؛ دايرة‌المعارف كتاب مقدس، ترجمه بهرام محمديان و ديگران، تهران: روز نو، 1380ش؛ دهخدا؛ حسين‌بن محمد راغب اصفهانى، المفردات فى غريب‌القرآن، چاپ محمد سيدكيلانى، تهران ?] 1332ش[؛ محمدبن محمد زَبيدى، تاج‌العروس من جواهرالقاموس، ج 6، چاپ حسين نصار، كويت 1389/ 1969، چاپ افست بيروت ]بى‌تا.[؛ زمخشرى؛ يحيى‌بن حبش سهروردى، مجموعه مصنفات شيخ‌اشراق، تهران 1380ش؛ سيوطى؛ محمدبن ابراهيم صدرالدين شيرازى (ملاصدراالحكمة المتعالية فى الاسفار العقلية الاربعة، تهران 1337ش، چاپ افست قم ]بى‌تا.[؛ همو، شرح اصول الكافى، ج 2، چاپ محمد خواجوى، تهران 1367ش؛ طبرِسى؛ طبرى، جامع؛ فخرالدين‌بن محمد طُرَيْحى، مجمع‌البحرين، چاپ احمد حسينى، تهران 1362ش؛ طوسى؛ محمدبن محمد فارابى، كتاب السياسة المدينة الملقب بمبادئ الموجودات، چاپ فوزى مترى نجار، تهران 1366ش؛ فاطمه محمد محجوب، الموسوعة الذهبية للعلوم الاسلامية، ج 22، قاهره: دارالغد العربى، ]بى‌تا.[؛ محمدبن عمر فخررازى، التفسير الكبير، او، مفاتيح‌الغيب، بيروت 1421/2000؛ كلينى (قم)؛ آبراهام كوهن، گنجينه‌اى از تلمود، ترجمه از متن انگليسى از اميرفريدون گرگانى، تهران 1382ش؛ مجلسى؛ محمدفؤاد عبدالباقى، المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الكريم، بيروت: داراحياء التراث العربى، ]بى‌تا.[؛ مسلم‌بن حجاج، الجامع الصحيح، بيروت: دارالفكر، ]بى‌تا.[؛ احمدبن محمد ميبدى، كشف‌الاسرار و عدة‌الابرار، چاپ على‌اصغر حكمت، تهران 1361ش؛ جيمز هاكس، قاموس كتاب مقدس، بيروت 1928، چاپ افست تهران 1349ش؛ استنلى م. هورتون، روح‌القدس، ترجمه مهرداد فاتحى، تهران: آفتاب عدالت، ]بى‌تا.[؛


/ فاطمه على‌پور و محمد زارع شيرين‌كندى /


Encyclopaedia of the Qur’¦an, ed. Jane Dammen Mc Auliffe, Leiden: Brill, 2001-2006, s.v. "Holy Spirit" (by Sidney H. Griffith); The International standard Bible encyclopedia, ed. Geoffrey W. Bromiley, Michigan: William B. Eerdmans, 1979-1988, s.v. "Holy Spirit" (by D.A. Tappeiner and G.W.Bromiley).

نظر شما
مولفان
فاطمه علی پور و محمد زارع شیرین کندی ,
گروه
کلام و فرق ,
رده موضوعی
جلد 20
تاریخ 94
وضعیت چاپ
  • چاپ شده