رشتی، عبد الحسین

معرف

فقيه و حكيم امامى قرن چهاردهم.
متن

رشتى، عبدالحسين، فقيه و حكيم امامى قرن چهاردهم. پدرش عيسى از عالمان رشت بود كه پس از تحصيل در عتبات عراق، نزد استادانى چون زينالعابدين مازندرانى* در كربلا و شيخمرتضى انصارى* و شيخراضى نجفى* در نجف، حدود 1296 به رشت بازگشت و در 1317 در نجف درگذشت. عبدالحسين در 1292 در كربلا زاده شد و دوره كودكى خود را تا چهارسالگى در نجف گذراند و سپس همراهپدرش بهرشت رفت. او علوم مقدماتى و برخىاز متون آموزشى فقهى و اصولى مانند شرح لمعه، معالم و قوانين را نزد پدر فرا گرفت (آقابزرگ طهرانى،1404، قسم 3، ص 1064ـ 1065؛ انصارى، ص400). عبدالحسين در 1312 براى ادامه تحصيل عازم تهران شد و بيش از ده سال در آنجا ماند. در اين مدت، او اصول را از ميرزا محمدحسن آشتيانى*، فقه را از سيدعبدالكريم لاهيجى و ميرزامسيح طالقانى، حكمت و فلسفه را از ميرزاابوالحسن جلوه*، آقاعلى نورى، ميرشهابالدين نيريزى شيرازى و ميرزاحسن كرمانشاهى و هيئت و رياضيات را از آقاميرزاحسين سبزوارى و ميرزاجهانبخش رياضى بروجردى آموخت و خود در مدرسه صدر ادبيات عرب درس مىداد (آقابزرگ طهرانى، 1404، قسم 3، ص 1065؛ مدرس گيلانى، ص 164؛ موسوعة طبقات الفقهاء، ج 14، قسم 1، ص 313). او در 1323 به نجف رفت و در درسهاى خارج آخوند محمدكاظم خراسانى*، سيدمحمدكاظم طباطبايى يزدى* و شريعت اصفهانى* (مشهور به شيخالشريعه) شركت كرد. استادانش اجازههايى براى او نوشتند و به اجتهاد او گواهى دادند (حرزالدين، ج 2، ص50؛ آقابزرگ طهرانى، همانجا؛ كفائى، ص 132). او از ميرزامحمدتقى شيرازى، سيدابوتراب خوانسارى و ملامحمدعلى خوانسارى نيز اجازههايى دريافت كرد (حرزالدين، ج 2، ص 49، پانويس). رشتى در نجف دهها سال علوم گوناگونى چون فقه، اصول، كلام و فلسفه را تدريس كرد. بهسبب حسن خلق، بيان جذاب و دانش فراوان او مجلس درسش از پرتعدادترين درسهاى نجفبهشمار مىرفت و بسيارى از طلاب عرب، ايرانى، ترك و هندى در آن شركت مىكردند. او صدها شاگرد تربيت كرد (آقابزرگطهرانى، همانجا) كه مشهورترين آنها عبارتاند از : سيدشهابالدين مرعشى نجفى*، سيدعبدالعزيز طباطبائى، مشيرالدوله پيرنيا، مؤتمنالملك، سيدحسين بحرالعلوم، سيدعلى اشكَوَرى، علىنقى منزوى*، محمدمجتبى نوكانوى هندى، سيدمحسننوّاب لكهنويى و فرزندش محمد رشتى (← همان، قسم 3، ص 1067؛ همو، 1403، ج 11، ص 24؛ مدرس گيلانى، همانجا؛ بحرالعلوم، ج1، مقدمه محمدصادق بحرالعلوم و حسين بحرالعلوم، ص170؛ حسينى اشكورى، ج 2، ص 163، 378؛ طباطبائى، 1416، ص10؛ همو، 1410، ص 296؛ رفيعى، ص 147).

رشتى عالمى نوانديش بود و اصلاحاتى را در حوزه نجف ضرورى مىدانست، ازجمله نظمبخشيدن به برنامههاى درسى طلاب، تغيير برخى از كتابهاى درسى و كنارنهادن پارهاى از شيوههاى ناكارآمد رايج. ازاينرو، پس از تأسيس كليّةالاجتهاد (دانشكدهاى كه محمدرضا مظفر* در 1355 (1315ش) براى آموزش علوم دينى بهشيوهاى نوين تأسيس كرد)، او در آنجا به تدريس اصول فقه و فلسفه پرداخت (← بَهادلى، ص 367ـ 368؛ مظفر، مقدمه محمدمهدى آصفى، ص10). از ديگر فعاليتهاى اجتماعى او نظارت بر مطالب روزنامه سياسى ـ اجتماعى فارسىزبان نجف بود (← امينى، 1385، ص 359). رشتى را به دانش گسترده، تعمّق، دقتنظر، تواضع، اخلاق نيك و پرهيزكارى ستودهاند. در سالهاى پايانى عمر بهسبب ضعف مزاج بهندرت از منزل خارج مىشد، ولى منزل وى مجلس علم و محل آمدوشد بسيارى از عالمان و اديبان بود. او در 1332ش (1373) در 81 سالگى ازدنيا رفت و پس از تشييع باشكوهى در قبرستان وادىالسلام نجف بهخاك سپرده شد (← آقابزرگ طهرانى، 1404، قسم 3، ص 1065ـ1066؛ امينى، 1413، ج 2، ص 598ـ599). رشتى تأليفات و تعليقات بسيارى در موضوعات گوناگون دارد كه بيشتر آنها چاپ نشدهاست. آثار فقهى و اصولى او عبارتاند از: رسالههايى استدلالى در مباحث فقهى، ازجمله درباره لباس مشكوك، رهن، رضاع (با عنوان الوجيزة)، غيبت، قضاء، وقف و مواريث و رسالهاى اصولى درباره وضع؛ حاشيهبر رسائل، مكاسب و كتابالطهارة شيخ انصارى؛ تعليقه بر رياضالمسائل سيدعلى طباطبائى؛ تعليقه بر كتابالصلوة از جواهرالكلام محمدحسن نجفى؛ شرح كفايةالاصول آخوند خراسانى، كه در 1329ش/1370 در دو جلد در نجف بهچاپ رسيد. برخى از ديگر آثار وى عبارتاند از: الثمرات كه رسالهاى درباره موضوع علوم گوناگون، بهويژه علم اصول، است؛ حاشيه بر بحث موضوع در شرح مطالع؛ حاشيه بر بخش تصديقات شرح شمسيه؛ رسالههايى در صرف، نحو، منطق و اصول دين و رسالهاى درباره بداء؛ حاشيه بر مجمعالبيان طبرسى، مطوّل تفتازانى، اسفار و الشواهد الربوبيّة ملاصدرا؛ الاطوار شامل مباحثى در موضوعات گوناگون، ازجمله تفسير برخى آيات و شرح برخى روايات؛ كشفالاشتباه فى اجوبة/ جواب/ ردّ موسى جاراللّه، كه نام اصلى آن نفحة طفيف نور مناللّه فى اخماد نار موسى جاراللّه در ردّ الوشيعة فى نقد عقائد الشيعة جاراللّه است و اشكالهاى بيستگانه او را بر مذهب شيعه پاسخ گفتهاست. اين اثر در 1368 (1327ش) و بار ديگر با مقدمهاى از آقابزرگ طهرانى در شرح حال نويسنده در 1329ش/ 1370 در ايران بهچاپ رسيد. محمدمجتبى نوكانوى اين اثر را به زبان اردو ترجمه كرد كه در 1356 (1316ش) در هند چاپ شد (حرزالدين، ج 2، ص50؛ آقابزرگ طهرانى، 1403، ج 2، ص 218ـ219، ج 5، ص 12، ج 14، ص 34، ج 18، ص 19؛ همو، 1404، قسم 3، ص 1067؛ انصارى، ص 484؛ مشار، ستون 560ـ561، 738؛ كوركيس عوّاد، ج 2، ص 227ـ228).

منابع: محمدمحسن آقابزرگ طهرانى، الذريعة الى تصانيف الشيعة، چاپ علىنقى منزوى و احمد منزوى، بيروت 1403/ 1983؛ همو، طبقات اعلام الشيعة: نقباء البشر فى القرن الرابع عشر، قسم 1ـ4، مشهد 1404؛ محمدهادى امينى، معجم المطبوعات النجفية: منذ دخول الطباعة الى النجف حتى الآن، نجف 1385/ 1966؛ همو، معجم رجال الفكر و الادب فى النجف خلال الف عام، ]نجف [1413/ 1992؛ مرتضى انصارى، زندگانى و شخصيت شيخ انصارى قدس سره، قم 1373ش؛ محمدمهدىبن مرتضى بحرالعلوم، رجال السيد بحرالعلوم، المعروف بالفوائد الرجالية، چاپ محمدصادق بحرالعلوم و حسين بحرالعلوم، تهران 1363ش؛ على بَهادلى، الحوزة العلمية فى النجف : معالمها و حركتها الاصلاحية، 1339ـ1401ه / 1920ـ1980م، بيروت 1413/ 1993؛ محمد حرزالدين، معارف الرجال فى تراجم العلماء و الادباء، قم 1405؛ احمد حسينى اشكورى، تراجم الرجال، قم 1422؛ على رفيعى، شهاب شريعت: درنگى در زندگى حضرت آيتاللّه العظمى مرعشى نجفى (ره)، قم 1373ش؛ عبدالعزيز طباطبائى، «الغدير فى التراث الاسلامى»، تراثنا، سال 5، ش 4 (شوال ـ ذيحجه 1410)؛ همو، مكتبة العلامة الحلّى، قم 1416؛ عبدالحسين مجيد كفائى، مرگى در نور: زندگانى آخوندخراسانى، تهران 1359ش؛ كوركيس عوّاد، معجم المؤلفين العراقيين فى القرنين التاسععشر و العشرين، بغداد 1969؛ مرتضى مدرس گيلانى، منتخب معجمالحكماء، چاپ منوچهر صدوقىسها، تهران 1381ش؛ خانبابا مشار، فهرست كتابهاى چاپى عربى، تهران 1344ش؛ محمدرضا مظفر، عقائد الامامية، قم: انصاريان، ]بىتا.[؛ موسوعة طبقات الفقهاء، اشراف جعفر سبحانى، قم: مؤسسة الامام الصادق، 1418ـ1424.

/ هاجر كاظمىافشار /

نظر شما
مولفان
هاجر کاظمی افشار ,
گروه
فقه وحقوق ,
رده موضوعی
جلد 19
تاریخ 93
وضعیت چاپ
  • چاپ شده