رشائده

معرف

قبيله عرب چادرنشين ساكن در نواحى شرقى سودان* و اِريتره*.
متن

رَشائده، قبيله عرب چادرنشين ساكن در نواحى شرقى سودان* و اِريتره*. نياى رشائده، رشيد، ملقب به زَول، از شجاعان مشهور سده هفتم بود كه نسبش از طريق عَبسبن غَطَفان به عَدنان* (از نوادگان اسماعيل عليهالسلام) مىرسد (محمد سليمان طيب، ج ۲، جزء۱، ص۵۴۰). رشائده يا بنورشيد بقاياى غطفانيها هستند. آنان در مغرب نَجْد، در حَرّههاى (سنگستانهاى سياهرنگ) شرقى حجاز، يعنى حرّةالنار و حرّه ليلى، ساكن بودند (همان، ج ۲، جزء۱، ص ۵۴۰ـ۵۴۸، ۵۵۹) و به تيرهها و طوايف گوناگونى همچون آلبَرّاك، آلجِلدان و عَوامِره تقسيم مىشدند (← حَمَد جاسر، قسم ۱، ص ۲۷۲ـ۲۷۳). بنورشيد، كه از گذشتههاى دور به پرورش شتر و گوسفند مشغول بودهاند، در روىكارآمدن عبدالعزيزبن عبدالرحمانبن فيصل (حك : ۱۳۱۹ـ۱۳۷۲)، مؤسس حكومت سعودى عربستان سهم بسزايى داشتند (← محمد سليمان طيب، ج ۲، جزء۱، ص ۵۴۹، ۵۵۶، ۵۶۵). در نيمه دوم قرن سيزدهم، گروهى از بنورشيد، در پى درگيريهايى با قبايل مجاورشان، مجبور به ترك جزيرةالعرب شدند و با گلههايى از شتر و گوسفند به مشرق افريقا مهاجرت كردند (همان، ج ۲، جزء۱، ص ۵۶۵؛ مكمايكل[۱] ، ج ۱، ص ۳۴۵؛ نياز مرتضى[۲] ، ص ۱۷۶؛ كانل[۳] و كيليون[۴] ، ذيل مادّه). بهنظر مىرسد شباهتهاى جغرافيايى شرق افريقا با شبهجزيره عربستان و نياز ارتش بريتانيا به شتران باربر در آن منطقه از انگيزههاى مهاجرت رشائده بودهاست (← دآورى[۵] ، ص ۷۶). شمارى از آنها نيز در بلاد شام و منطقه علياى مصر ساكن شدند (محمد سليمان طيب، همانجا). آنان با عبور از درياى سرخ (بحر احمر) و رسيدن به افريقا، ابتدا در ساحل اين دريا، ميان بندر سَواكِن* (سُواكِن ـ امروزه در شمالشرقى سودان) و عَقيق، مستقر شدند. سپس براى يافتن چراگاه به نواحى غربى بهسوى رودهاى عَطْبَرَة و قاش[۶] كوچ كردند، اما ديرى نپاييد كه در نتيجه قيامها و درگيريهاى بين پيروان مهدى سودانى* (متوفى ۱۳۰۲) با انگليسيها، به سمت جنوب، اريتره، رانده شدند كه با خاتمه اين درگيريها شمارى از آنان دوباره به عطبرة و قاش بازگشتند (← مكمايكل؛ دآورى؛ كانل و كيليون، همانجاها). تازهوارد بودن رشائده و تفاوتهاى دينى، زبانى و فرهنگى موجب انزوا و متحدنشدن آنان با ديگر ساكنان منطقه شاخ افريقا شد (تريمينگام[۷] ، ص۲۲۲؛ يانگ[۸] ، ۱۹۸۶، ص۱۲۵ـ۱۲۶؛ كانل و كيليون، همانجا)، بهگونهاىكه تا مدتها مراوده يا ازدواج آنان با غير از قبيله خود بسيار محدود بود (← يانگ، ۱۹۸۴، ص ۳۵ـ۳۶). البته اين انزوا موجب شدهاست زبان، آداب و رسوم، فرهنگ و پوشش آنان تا حد زيادى عربى و دستنخورده بماند، چنانكه مردان معمولا جبه پنبهاى سفيد مىپوشند و كوفيه يا عمامههاى رنگى بر سر مىگذارند. حجاب زنان نيز عباى مشكى همراه با برقع است (← كاسى[۹] ، ص ۴۲؛ كانل و كيليون، همانجا). خانواده كوچكترين واحد اجتماعى رشائده است. هر خانواده، كه در چادر زندگى مىكند، بايد تمامىحوايج خويش را بهتنهايى برآورده سازد (← يانگ، ۱۹۸۶، ص ۱۲۶؛ لوى[۱۰] و عبداللطيف[۱۱] ، ص۶۴؛ محمدحسن فضلاللّه[۱۲] ، ص۲۰). در فصل بارشهاى موسمى، از تجمع دو تا هشت خانواده در كنار هم يك دار بهوجود مىآيد. مجموع دارها، فَريق و بزرگترين دار عُمدَه ناميده مىشود. دارها معمولا فقط در پرورش شتر، مهمترين شغل رشائده، با يكديگر همكارى مىكنند (← كولر ـ رولفسون[۱۳] و همكاران، ص۷۰؛ يانگ، ۱۹۸۶، همانجا). در واقع رشائده در درون نيز چندان اتحادى ندارند، چنانكه رهبرى سياسى و حتى دينى متمركزى براى خويش به رسميت نمىشناسند، ازاينرو، بهجز در برخى عيدها، حتى نمازى را به جماعت اقامه نمىكنند (← د.اسلام، چاپ دوم، ذيل مادّه؛ يانگ، ۱۹۸۴، ص ۳۵، ۳۷). رشد اقتصادى ناشى از استخراج و صادرات نفت در عربستان سعودى و ديگر كشورهاى حاشيه جنوبى خليجفارس سبب شد گروهى از رشائده در حدود ۱۳۵۴ش/ ۱۹۷۵، براى كسب درآمد بيشتر، در قالب مهاجران فصلى به وطن اصلى خود بازگردند (← يانگ، ۱۹۸۶، ص ۱۲۸ـ ۱۲۹؛ كولر ـ رولفسون و همكاران، همانجا). رفتوآمد كارگران رشائده به عربستان سعودى و دولتهاى حاشيه خليجفارس، علاوه بر رفاه نسبى براى آنان، سبب شد كارگران مهاجر به هويت قبيلهاى و متحد خود بيشتر توجه كنند و در مواردى با افرادى غير از رشائده تجارت يا ازدواج كنند. آنان همچنين با تبعيت از دولتهاى مركزى سودان و اريتره و بهرهمندى از آموزش و خدمات درمانى به نيروى كار سالمتر و ماهرترى بدل شدهاند (يانگ، ۱۹۸۶، ص ۱۲۴، ۱۲۷ـ۱۳۱؛ نياز مرتضى، ص ۱۷۷؛ كانل و كيليون، همانجا). رفاه اقتصادى و تغييرات اجتماعى و فرهنگى در ميان رشائده نشاندهنده ورود آنان به دوران جديد است. امروزه رشائده ساكن سودان به چهار گروه زينِنو، بَراسا، بَراتِك و جاهدين (ماهيگيران ساكن جزاير واقع در شمال مجمعالجزاير دَهلَك*) تقسيم مىشوند (كاسى؛ كانل و كيليون، همانجاها). آنان بيشتر در مشرق سودان، از پورت سودان (در ساحل درياى سرخ) و پايين تپههاى بِجَه تا شهر طوكر[۱۴] (در ساحل جنوبشرقى سودان) و نيز تا پارك ملى ديندر[۱۵] (در جنوبشرقى سودان) و شرق رود نيل آبى (ازرق)، بهويژه در اطراف كَسَّلا* (در مشرق خرطوم) ساكناند و از نظر جغرافيايى به رشائده شمالى، جنوبى و ساكنان ساحل درياى سرخ در مشرق تقسيم مىشوند (← يانگ، ۱۹۸۶، ص ۱۳۲، نقشه؛ كولر ـ رولفسون و همكاران، ص ۶۹، نقشه، ص ۷۰؛ كانل و كيليون، همانجا). رشائده سودان، بيشتر به پرورش شتر، بز و گوسفند مىپردازند (مكمايكل؛ لوى و عبداللطيف؛ محمدحسن فضلاللّه، همانجاها) و دامهاى خود را براى فروش به بازار كسّلا و حتى، بهسبب علاقه مصريان به گوشت شتر، به مصر مىفرستند (يانگ، ۱۹۸۶، ص ۱۲۶ـ۱۲۷). شمارى از آنان نيز در اطراف رودهاى فصلى چون عطبره، كشاورزند و در روستاهاى كوچك زندگى مىكنند (همو، ۱۹۸۴، ص ۳۸؛ نياز مرتضى، ۱۷۶). همچنين زنان رشائدى نقرهكاران ماهرى هستند و نقرهكاريهاى آنان، بهويژه در بازار كسّلا، بسيار طرفدار دارد (محمدحسن فضلاللّه، همانجا). شمارى از رشائديان نيز به قاچاق كالا در درياى سرخ مىپردازند (نياز مرتضى، ص ۱۷۷). علاوه بر سودان، شمارى از رشائده در زمينهاى پست شرق اريتره سكنا دارند. آنان كه با حفظ ويژگيهاى خود، يكى از گروههاى نژادى نهگانه رسمى كشور اريتره بهشمار مىروند، كمتر از يك درصد كل جمعيت كشور را تشكيل مىدهند (همان، ص ۱۷۶؛ كانل و كيليون، همانجا). در جريان تلاشهاى جبهه آزادىبخشِ اريتره* براى استقلال كشورشان از اتيوپى، ارتش اتيوپى بارها به رشائده اين منطقه به اتهام حمايت از اين جبهه حمله كردند. اين درگيريها خسارتهاى مالى و جانى فراوانى براى آنان بههمراه داشت و آنان بسيارى از دامها و داراييهاى خود را از دست دادند (نياز مرتضى، ص ۱۷۶ـ۱۷۷؛ براى نبردهاى اريتره ← كانل و كيليون، همانجا). با استقلال اريتره در ۱۳۷۲ش/ ۱۹۹۳، برنامههاى متعددى چون بهرهمندى از خدمات بهداشتى و تحصيلى، ماشينىكردن كشاورزى و ايجاد كارخانه براى يكجانشينى رشائده به مرحله اجرا در آمدهاست، اما اين برنامهها آب و چراگاه اندكى را كه رشائده در اختيار داشتند با خطر مواجه ساختهاست و ازاينرو آنان با اجراى اين برنامهها چندان موافق نيستند (كولر ـ رولفسون و همكاران، ص ۷۳؛ نياز مرتضى، ص ۱۷۷).

منابع : حَمَد جاسر، معجم قبائل المملكة العربية السعودية، رياض ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱؛ محمد سليمان طيب، موسوعة القبائل العربية: بحوث ميدانية و تاريخية، ج ۲، جزء۱، ]قاهره[ ۱۴۱۷/ ۱۹۹۶؛

Dan Connell and Tom Killion, Historical dictionary of Eritrea, Lanham, Md. 2011; Anthony D’Avray, The Nakfa documents, Wiesbaden 2000; EI2, s.v. "Ra_sh_¦a’ida" (by A. Rouaud);Woldetensae Kahsaye, "The cultural ecology of pastoralism in Eritrea: a geographical inquiry", doctoral thesis,TheDepartment of Geography and Anthropology, Louisiana State University, 2002; Ilse Köhler-Rollefson, BabikerE.Musa,andMohamedFadlAchmed, "The camel pastoral system of the southern Rashaids in eastern Sudan", Nomadic peoples, no.29 (1991); Patricia Levy and Zawiah Abdul Latif, Sudan, Tarrytown, N.Y. 2008; H. A MacMichael, A history of the Arabs in the Sudan andsomeaccount of the people who preceded them and of the tribes inhabiting Dárfu¦ r, Cambridge 1922; Mohamed Hassan Fadlalla, The problem of Dar Fur, Lincoln, NE. 2005;NiazMurtaza, The pillage of sustainability in Eritrea, 1600s-1900s: rural communities and the creeping shadows ofhegemony,Westport1998;J.Spencer Trimingham,Islam in Ethiopia, London 1952; William Charles Young, "The effect of labour migration on relations of exchange among theRashaaydabedouinofSudan",Revueeuropéenne des migrations internationales, vol.2, no.1 (Sep.1986); idem, "Heterodoxy and reform among the Rashayda bedouin", Nomadic peoples, no.15 (Apr.1984).

/ عباس احمدوند /

[۱] . MacMichael [۲] . Niaz Murtaza [۳] . Connell [۴] . Killion [۵] . D&#۳۹;Avray [۶] ¤ash. K [۷] . Trimingham [۸] . Young [۹] . Kahsaye [۱۰] . Levy [۱۱] . Abdul Latif [۱۲] . Mohamed Hassan Fadlalla [۱۳] . Kخhler -Rollefson [۱۴] . Tawkar [۱۵] . Dinder National Park

نظر شما
مولفان
عباس احمدوند ,
گروه
جغرافیا ,
رده موضوعی
جلد 19
تاریخ 93
وضعیت چاپ
  • چاپ شده