رستم نامه

معرف

از داستانهاى عاميانه، منثور و حماسى فارسى به سبك نقالى.
متن

رستمنامه، از داستانهاى عاميانه، منثور و حماسى فارسى به سبك نقالى. نقالان داستانهاى شاهنامه را فقط تا پايان داستان بهمن نقل مىكردهاند و به داستانهاى تاريخى شاهنامه نمىپرداختهاند. دستكم شش ماه بهطول مىانجاميده است تا نقالى زبردست هر شب در محفل نقالى، داستانهاى شاهنامه را از كيومرث تا پايان داستان بهمن و آذربرزين، پسر فرامرز، نقل كند. نقالان در ميان داستانهاى شاهنامه، بخشهايى از گرشاسبنامه* سروده اسدى طوسى، تمام سامنامه منسوب به خواجوى كرمانى (← سام*)، بخشهايى از فرامرزنامه، بانوگشسبنامه، جهانگيرنامهبَرزونامهبهمننامه*، و كوشنامه* را نيز نقل مىكردهاند. آنان به دنبال برزونامه و پيش از آغاز داستانهاى بهمننامه، داستان برساخته خودشان را با نام «هفت لشكر دوم» نقل مىكردهاند كه شامل سرگذشت تيمور، پسر برزو، و جنگ او با خاندان و نياكان ايرانىاش است. اين داستان نزد نقالان به لحاظ شيرينكاريهاى عيّارى اهميتى خاص داشته و ظاهرآ به همين سبب، يك نسخه خطىِ روايت نقالان از داستانهاى كيومرث تا بهمن با تاريخ كتابت ۱۲۹۲، عنوانِ هفت لشكر را دارد (← هفت لشكر، مقدمه افشارى و مداينى، ص سىويك، سىوچهار، چهل ـ چهلوسه). آنان داستان كوه هَمَاون و جنگ ايرانيان با سپاهيان تورانى، كُشانى، خاقان چين و ديگران را، كه در شاهنامه آمدهاست، اصطلاحآ «هفتلشكر اول» مىناميدهاند (همان مقدمه، ص چهلويك).از دوره صفويان، روايتهاى نقالان از داستانهاى شاهنامه، از كيومرث تا بهمن، كموبيش مكتوب شدهاست. كهنترين نسخه خطى شناختهشده از ميان آنها در ۱۱۳۵ به خط نستعليق كاتبى به نام ابوالقاسمبن بدرالدين محمد سياهپوش كتابت شدهاست، كه در كتابخانه مجتبى مينوى در تهران نگهدارى مىشود (← دانشپژوه و افشار، ص ۲۹). نقالان اينگونه نسخههاى خطى را كه شامل روايتهاى آنان از داستانهاى شاهنامه و ديگر منظومههاى حماسى فارسى است، اصطلاحآ «طومار» مىنامند (هفتلشكر، همان مقدمه، ص سىويك).كتاب رستمنامه، كه چندين چاپ سنگى و سُربى مغلوط و غيرمنقح از آن دردست است (← مشار، ج ۲، ستون ۲۶۰۹)، گزيدهاى از يكى از طومارهاى نقالى است كه در آن به جاى داستان كيومرث، داستان زال و زادهشدن رستم سرآغاز كتاب است و به جاى آنكه تا داستان بهمن و آذربرزين ادامه يابد، با داستان سرانجام افراسياب پايان يافتهاست. داستان زادهشدن رستم بهاختصار بيان شده، سپس داستان جنگ او با كُك كوهزاد آمده (← كليات كتاب رستمنامه، ص ۳)، بعد از آن حمله افراسياب به ايران و رفتن رستم به جستجوى كيقباد و آوردن او ذكر شده و سپس كشتهشدن ببر بيان به دست رستم آمدهاست (ص ۴ـ۷). از همان آغاز كتاب مىتوان دريافت كه نقالان چه شاخوبرگهايى بر داستانهاى شاهنامه افزودهاند. رستمنامه با داستان رفتن كيكاوس به مازندران و ماجراى هفتخوان رستم و ازدواج رستم با گلندام، خواهر كيكاوس، ادامه يافته (ص ۷ـ۱۷)، پس از آن داستان رستم و سهراب آمدهاست (ص ۱۷ـ۲۷) و سپس ديگر فرزندان رستم معرفى شدهاند؛ نخست داستان فرامرز و بانوگشسب و ازدواج بانوگشسب با گيو آمدهاست (ص ۲۸ـ۳۱). به دنبال آن، داستان جهانگير، فرزند رستم از دختر مسيحاى عابد مغربى، براساس جهانگيرنامه* شرح داده شدهاست (ص ۳۲ـ۴۱). سپس داستان سياوش از شاهنامه (ص ۴۲ـ۴۴) و جنگ رستم با اشكبوس و «هفتلشكر اول» از شاهنامه ذكر شدهاست (ص ۴۶ـ۵۰). به دنبال آن، داستان رستم و اكوانديو از شاهنامه (ص ۵۱) و سپس داستان برزو، فرزند سهراب، براساس برزونامه* نقل شدهاست، كه در ضمنِ آن داستان رستمِ يكدست، سرسختترين دشمن رستم دستان، و داستان گوشبنگوش، از نوادگان ضحاك، نيز بيان شدهاست (ص ۵۲ـ۹۳). برزو با حورىلقا، دختر شاهِ خوارزم، ازدواج مىكند. حاصل اين ازدواجْ تيمور، قهرمان اصلى داستان «هفتلشكر دوم»، است كه داستانش بهتفصيل در رستمنامه (ص۹۰ـ۱۷۳) آمدهاست. رستمنامه با داستان جنگ ايرانيان و تورانيان و شكست افراسياب از كيخسرو و گريختن او و گرفتارشدنش به دست هوم عابد پايان مىيابد (ص ۱۷۳ـ۱۷۶).نثر رستمنامه ساده و عاميانه و به سبك گفتار نقالان است و همچون ديگر آثار نقالان ابياتى نيز در ميان نثر آن ذكر شدهاست. به گفته محجوب (نقيبالممالك، مقدمه، ص يك، سه)، رستمنامه در كنار حسين كرد شبسترى* و امير ارسلان* از محبوبترين داستانهاى عاميانه فارسى بودهاست.

منابع : محمدتقى دانشپژوه و ايرج افشار، فهرستواره كتابخانه مينوى و كتابخانه مركزى پژوهشگاه: خطى، عكسى، ميكروفيلم، يادداشتها، تهران ۱۳۷۴ش؛ كليات كتاب رستمنامه: كشتهشدن سهراب شيردل بدست رستم نامدار، تهران: مطبوعاتى حسينى، ]بىتا.[؛ خانبابا مشار، فهرست كتابهاى چاپى فارسى، تهران ۱۳۵۰ـ۱۳۵۵ش؛ محمدعلى نقيبالممالك، امير ارسلان، چاپ محمدجعفر محجوب، تهران ۱۳۴۰ش؛ هفت لشكر: طومار جامع نقّالان، از كيومرث تا بهمن، چاپ مهران افشارى و مهدى مداينى، تهران : پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى، ۱۳۷۷ش.

/ مهران افشارى /

نظر شما
مولفان
مهران افشاری ,
گروه
ادبیات و زبان ها ,
رده موضوعی
جلد 19
تاریخ 93
وضعیت چاپ
  • چاپ شده