دوست‌ محمد

معرف

نگارگر ایرانی قرن دهم
متن


دوست‌محمد، نگارگر ایرانی قرن دهم. او را دوست‌مصور و دوست‌دیوانه نیز نامیده‌اند که سبب دیوانه نامیدنش روشن نیست. بوداق منشی قزوینی (ص‌۱۱۴) نیز به این نکته اشاره کرده‌است. دوست‌محمد از نگارگران دربار شاه‌طهماسب اول (حک ۹۳۰:ـ۹۸۴) و شاگرد ممتاز کمال‌الدین بهزاد* بود (← منشی‌قمی، ص‌۱۳۵ـ۱۳۶؛ کریم‌زاده تبریزی، ج‌۱، ص‌۱۷۴). گاه او را به‌اشتباه با دوست‌محمد هروی*، خوشنویس و مؤلف دیباچه مرقع بهرام‌میرزا، و گاه با دوست‌محمدبن عبداللّه قاطع، که به قطاعی می‌پرداخته‌است، یکی دانسته‌اند (← کوشا، ص‌۱۱۴ـ۱۱۶).پس از آنکه همایون (پادشاه هندوستان) در ۹۵۱ به دربار شاه‌طهماسب پناه برد، از وی خواست تا به هنگام بازگشت، گروهی از هنرمندان ایرانی را با خود به هندوستان ببرد. دوست‌محمد نیز همراه برخی دیگر از نگارگران برجسته از جمله عبدالصمدِ شیرازی*، میرمصور بدخشانی، و میرسیدعلی* به هندوستان رفت و در کنار آنان در شکل‌گیری سبک نگارگری گورکانیان هند، که متأثر از شیوه کمال‌الدین بهزاد بود، سهیم شد. ظاهراً تشدید رفتار سختگیرانه دینی شاه‌طهماسب و بی‌توجهی او به هنرهای غیردینی از عوامل مهم این مهاجرت بوده‌است (← منشی قمی، مقدمه سهیلی خوانساری، ص‌چهل‌ویک؛ کنبی[۱] ، ص‌۸۳). به‌گفته بایزید بیات (ص‌۶۶)، او دربار صفوی را بی‌رخصت ترک کرد و به ملازمت میرزاکامران، برادر همایون، درآمد. در ۹۶۱ زمانی که همایون هندوستان را فتح کرد، او به همراه برخی نگارگران و هنرمندان دیگر همراه پادشاه بود (همان، ص‌۱۷۶ـ۱۷۷). بعدها همایون در نامه‌ای به عبدالرشیدخان (فرمانروای کاشغر)، هنرمندان دربارش را ستود و دوست‌محمد را از ملازمان قدیم خود، «مانی زمان»، و «نادره دوران» در نگارگری و خوشنویسی و تذهیب خواند و اثری از او به‌شیوه سیاه‌قلم را برای عبدالرشیدخان فرستاد (همان، ص‌۶۷ـ۶۹). از سرگذشت او پس از این تاریخ اطلاعی دردست نیست و گویا پس از زندگی با افتخار در هندوستان، در همانجا از دنیا رفته‌است (منشی قمی، ص‌۱۳۶ـ۱۳۷، پانویس ۱).دو نگاره از آثار او شناسایی شده‌است. یکی با نام «دختر هفتواد و کرم سیب» که از تصاویر شاهنامه شاه‌طهماسبی* (محفوظ در موزه هنر متروپولیتن) است (کریم‌زاده تبریزی، همانجا؛ امامی، ص‌۲۰۱). دوست‌محمد داستان هفتواد را با جزئیات و دقت فراوان به تصویر کشیده‌است. هفتواد داستان مردی است که دخترش کرمی از میان سیب پیدا می‌کند و آن را در دوکدان خود می‌گذارد و نخ‌ریسی‌اش رونق می‌یابد و مال و جلال فراوانی نصیب خانواده‌اش می‌شود، نگاره رقم‌دار دیگر او تصویری از شاه ابوالمعالی کاشغری، از صوفیان شبه‌قاره، در حدود بیست سالگی و در حال نوشتن است (کریم‌زاده تبریزی، ج‌۱، ص‌۱۷۵؛ عکاشه، ص‌۲۱۸). شیخ‌محمد سبزواری*، خوشنویس و نگارگر عهد صفوی، شاگرد دوست محمد بود (منشی‌قمی، ص‌۱۴۲).



منابع: کریم امامی، «داستان بازگشت یک شاهنامه نفیس»، فصلنامه هنر، ش ۲۹ (تابستان و پاییز ۱۳۷۴)؛ بوداق منشی قزوینی، «بخش احوال خطاطان و نقاشان از کتاب جواهرالاخبار»، چاپ کفایت کوشا، نامه بهارستان، دفتر۱۵ (۱۳۸۸ش)؛ بایزید بیات، تذکره همایون و اکبر، چاپ محمد هدایت حسین، تهران ۱۳۸۲ش؛ ثروت عکاشه، موسوعة‌التصویر الاسلامی، بیروت ۱۹۹۹؛ محمدعلی کریم‌زاده تبریزی، احوال و آثار نقاشان قدیم ایران و برخی از مشاهیر نگارگر هند و عثمانی، لندن ۱۳۶۳ـ۱۳۷۰ش؛ کفایت کوشا، «دوست دیوانه/ دوست مصوّر»، آینه میراث، سال ۴، ش ۱ (بهار ۱۳۸۵)؛ احمدبن حسین منشی‌قمی، گلستان هنر، چاپ احمد سهیلی‌خوانساری، تهران ۱۳۶۶ش؛Sheila R. Canby, Persian painting, London ۱۹۹۷; Stuart Cary Welch, A king’s book of kings: the Shah-nameh of Shah Tahmasp, New York ۱۹۷۶.


نظر شما
مولفان
اکرم ارجح ,
گروه
رده موضوعی
جلد 18
تاریخ 1392
وضعیت چاپ
  • چاپ شده