دوحه

معرف

پایتخت و مهم‌ترین شهر قطر*
متن


دوحه، پایتخت و مهم‌ترین شهر قطر*. دوحه‌در میانه ساحل شرقی قطر واقع است و از مغرب به شهر رَیّان، از جنوب به شهر وَکْرَه و از شمال به شهر ظَعایِن محدود می‌شود (← )اطلس جامع جهان تایمز([۱] ، نقشه ۳۴؛ نیز ← رانیا خلیل[۱] و خالد شعبان[۱] ، ص‌۶۷۸). این شهر در بیابانی سنگی و در ارتفاع حدود پانزده متری از سطح‌دریا قرار دارد (لاریمر[۱] ، ج‌۷، ص‌۴۸۷؛ برای انواع زمین ← احمد عبداللّه بابکر و علی‌ابراهیم شیب، ص۲۹۵).هسته اصلی شهر دوحه روستای بِدَع بود که آن را گروهی از اقوام سودانی بنا نهادند که از ابوظبی به آنجا پناه آورده بودند (لاریمر، ج‌۷، ص‌۴۸۹). آل‌ثانی* (از طایفه مَعاضید، از نسل بنی‌تمیم*، ساکن در جنوب نجد ← ادهم[۱] ، ص‌۲۲۱) در حدود قرن سیزدهم به زُباره* در قطر مهاجرت کردند. چندی بعد گروهی از آنها به رهبری محمد آل‌ثانی، در ۱۲۶۳ در پی اختلاف با خاندان آل‌خلیفه* (از خاندانهای حاکم بر بحرین*)، که ادعای حاکمیت بر قطر را داشتند، در روستای بدع ساکن شدند (رانیا خلیل و خالد شعبان؛ ادهم، همانجاها؛ ویدمان[۱] و همکاران، ص‌۳۸ و تصویر۲). دوحه در زمان آل‌ثانی گسترش و به‌تدریج‌هویتی مستقل یافت و روستای بدع در حاشیه آن قرار گرفت (← لاریمر، ج‌۷، ص‌۴۸۸ـ۴۸۹). در پی درگیریهای آل‌ثانی با آل‌خلیفه در ۱۲۶۴، ۱۲۶۷ و ۱۲۸۳، دوحه آسیبهای بسیاری دید و ویران شد (← ابن‌بشر، ج‌۲، ص۱۳۰ـ۱۳۱؛ نبهانی، ص‌۱۱۲ـ ۱۱۳، ۱۲۴ـ۱۲۵). در ۱۲۸۵، پس از حمله مجدد حاکمان بحرین با همدستی حاکمان ابوظبی به دوحه، دولت انگلیس (که درصدد توسعه حاکمیت خود بود) محمد آل‌ثانی را حاکم سرتاسر قطر خواند ()جهان و مردمانش([۱] ، ص۷۰). در ۱۲۸۹، عثمانیها موفق شدند با تلاشهای والی بغداد و گذر از آبراهه سوئز، بر بخشی از سواحل جنوبی خلیج‌فارس تسلط یابند و پادگانی کوچک در دوحه به نام کُوت ایجاد کنند که امروزه از آثار باستانی دوحه به‌شمار می‌رود (← ادهم؛ )جهان و مردمانش(، همانجاها؛ قورشون ص‌۸۶ـ۸۷؛ قس خلیفی، ص‌۹۳، که سال بنای قلعه را ۱۲۹۷ یا ۱۳۲۴ دانسته‌است).پیش از اکتشاف و استخراج‌نفت و بهره‌برداری از آن، تا دهه ۱۳۳۰ش/ ۱۹۵۰ (← ادامة مقاله) دوحه ساختاری سنّتی و بومی داشت. خانه‌ها از مصالح محلی چون تنه نخل، مرجان، سنگ و گل ساخته می‌شدند و عمدتاً‌ ساده و دو طبقه با یک ورودی و حیاط بودند. مسجدجامع و قصر حکومتی در مرکز شهر قرار داشت و بازار در امتداد جاده‌های اصلی و بندرگاه شکل گرفته‌بود که تا داخل شهر ادامه می‌یافت. در انتهای بازار، که به آن سوق‌الظلام نیز می‌گفتند، قلعه کوت و گورستان قرار داشت (ویدمان و همکاران، ص‌۳۹ـ۴۰ و تصویر۲الف، ۲ب؛ ادهم، ص‌۲۲۴). در همین زمان دوحه به نُه ناحیه/ محله (فریق) تقسیم می‌شد که در هر ناحیه طایفه‌ای استقرار داشت. این نه ناحیه به‌ترتیب از مشرق به مغرب عبارت بودند از: ۱) آل‌بن علی که عمدتاً‌ آل‌بن علی در آن ساکن بودند؛ ۲) سُلُطَه که سکونتگاه طایفه سلطه و برخی از خانواده‌های طایفه بَقاقَلَه بود؛ ۳) مُرقاب شرقی که اغلب ساکنان آن از معاضید، مَنانَعَه و سلطه بودند؛ ۴) دوحه که آن را آل‌بوعَینین ساخته و ساکنان آن عبارت بودند از : طوایف حُوَلَه، معاضید، ایرانیان، آل‌بن علی، اعراب نجد، بَحارِنَه، دَواسِر* و نیز گروهی از اعضای آل‌ثانی؛ ۵) دُوَیحَه که با قبرستانی از دوحه جدا می‌شد و بحارنه، حوله و دیگر طوایف در آن ساکن بودند؛ ۶) قلعه عسکر؛ ۷) مُرقاب غربی در امتداد ساحل که امروزه بیابان است؛ ۸) بدع که مرقاب غربی آن را از قلعه عسکر جدا می‌کرد، قدیم‌ترین ناحیه دوحه و سکونتگاه سودانیها، آل‌بوکُوارَه، عَمامَرَه، بقاقله، حوله و بنی‌یاس بود؛ ۹) رُمَیلَه (← لاریمر، ج‌۷، ص‌۳۹۱ـ۳۹۲، ۴۸۸ـ۴۸۹؛ ویدمان و همکاران، ص‌۳۹ـ۴۰). ساکنان دوحه در این زمان غالباً به صید ماهی و مروارید و تولید انواع محصولات دامی می‌پرداختند. در این میان، صید مروارید مهم‌ترین منبع درآمد آنها بود و تجارت مروارید با ایران، هند و دیگر همسایگان رونق داشت. گسترش دوحه در این دوره به توسعه صنعت مروارید وابسته بود، چنان‌که با رواج‌مرواریدهای مصنوعی ژاپن، توسعه و رشد دوحه مدتی متوقف شد (رانیا خلیل و خالد شعبان، همانجا؛ محمد نصر مهنا، ص‌۲۸۹ـ۲۹۰).پس از اکتشاف نفت در ۱۳۱۸ش/ ۱۹۳۹ و استخراج‌آن در ۱۳۲۹ش/ ۱۹۵۰، رشد شهر، که به‌سبب افت تجارت مروارید و جنگ جهانی دوم (۱۳۱۸ـ۱۳۲۴ش/ ۱۹۳۹ـ۱۹۴۵) متوقف شده‌بود، از ۱۳۲۴ش/ ۱۹۵۵ از سر گرفته شد ()جهان و مردمانش(، همانجا؛ ویدمان و همکاران، ص‌۳۸ـ۴۱؛ رانیا خلیل و خالد شعبان، ص‌۶۷۹؛ محمد نصر مهنا، همانجا). با استقلال قطر در ۱۲ شهریور ۱۳۵۰/ ۳ سپتامبر ۱۹۷۱، دوحه پایتخت رسمی این کشور شد و هزاران متخصص‌و کارگر در صنایع و ساختمان‌سازی به خدمت گرفته شدند (رانیا خلیل و خالد شعبان، همانجا). همچنین برای برقراری ارتباط میان پایتخت و مناطق نفتی، جاده‌ای بین دوحه و دُخان (در مغرب قطر) ساخته و نخستین فرودگاه محلی در دوحه افتتاح شد (ویدمان و همکاران، ص‌۴۱). ساخت بناهای تفریحی، تجاری، و ورزشی در ساحل دریا (← ادهم، ص‌۲۳۲ـ۲۳۳، تصویر۹ـ۹؛ )جهان و مردمانش(، همانجا)، به‌همراه توسعه شهری دقیق، ساخت بناهای عمومی مقاوم و گسترش امکانات عمومی شهری سبب رشد سریع دوحه شد، به‌طوری‌که مساحت شهر در ۱۳۷۴ش/ ۱۹۹۵ به ۷۱۰۰ هکتار رسید (ویدمان و همکاران، ص‌۴۱ـ۴۴). توسعه و پیشرفت سریع دوحه توجه جهانیان را به این شهر جلب کرد، چنان‌که در ۱۳۸۰ش/ ۲۰۰۱ این شهر میزبان سازمان تجارت جهانی[۱] و در ۱۳۸۵ش/ ۲۰۰۶ میزبان بازیهای آسیایی بوده‌است ()جهان و مردمانش(، همانجا؛ نیز ← قطر*).در ۲۰۰۳، فرودگاه بین‌المللی حمد[۱] در دوحه تأسیس شد. این فرودگاه، که سالانه دوازده میلیون مسافر را جابه‌جا می‌کند، ده خط پروازی دارد. توسعه این فرودگاه تا ۱۳۹۴ش/ ۲۰۱۵ ادامه خواهد یافت (← قطر[۱] ، ج‌۱، ص‌۲۲۱ـ۲۲۲).منحنی رشد جمعیت، از دهه‌های نخست قرن چهاردهم/ بیستم تاکنون، از تأثیر فراوان شاخص‌اقتصاد بر جمعیت دوحه نشان دارد. در اوایل این قرن، جمعیت دوحه را عربها و مهاجران ایرانی (عمدتاً‌ صاحبان حرفه قایق‌سازی) و بردگان شرق افریقا (بیشتر ماهیگیر و صنعتگران مروارید) تشکیل می‌دادند. در دورة رشد تجارت مروارید، جمعیت دوحه به دوازده‌هزار تن رسید و در ۱۳۰۹ش/ ۱۹۳۰ با افت تجارت صنعت مروارید در قطر، جمعیت دوحه نیز کاهش یافت و حتی کل جمعیت قطر در آن زمان به شانزده‌هزار تن رسید. از دهه ۱۳۳۰ش/ ۱۹۵۰ تا دهه ۱۳۵۰ش/ ۱۹۷۰، یعنی پس از استخراج‌نفت، جمعیتمهاجران خارجی ۶۷% افزایش یافت و جمعیت دوحه به ۰۰۰،۸۳تن رسید (ویدمان و همکاران، ص‌۳۸ـ۳۹،۴۱). براساس رشد اقتصادی قطر، جمعیت دوحه افزایش یافته، چنان‌که جمعیت شهر در ۱۳۸۸ش/ ۲۰۰۹ به حدود ۰۰۰، ۷۱۱ تن رسیده‌است (← )سالنامه جمعیتی ۲۰۰۹ـ ۲۰۱۰([۱] ، ص‌۳۴۶). تنوع مهاجران به‌ویژه آسیاییها در قطر و دوحه موجب تنوع بسیار در فرهنگ و عقاید و ادیان مردم این شهر شده‌است (ناصر عبدالرحمان فخرو، ص‌۱۶۶).امروزه به مجموعه‌شهرهای دوحه، رَیّان و وکره، الدوحة‌الکبری می‌گویند که حدود ۸۸% جمعیت قطر را شامل می‌شود (← همان، ص‌۱۴۴).



منابع: ابن‌بشر، عنوان المجد فی تاریخ نجد، ریاض: مکتبة الریاض الحدیثة، ]بی‌تا.[؛ احمد عبداللّه بابکر و علی ابراهیم شیب، «مورفولوجیة مدینة الدوحة و علاقتها بارتفاع منسوب المیاه الجوفیة»، حولیة کلیة الانسانیات و العلوم الاجتماعیة، ش ۱۵ (۱۹۹۲)؛ محمدجاسم خلیفی، المواقع الآثاریة، التراث المعماری، المتاحف فی قطر، دوحه ۱۴۲۴/ ۲۰۰۳؛ زکریا قورشون، قطر فی العهد العثمانی: ۱۸۷۱ـ۱۹۱۶، دراسة وثائقیة، ترجمة من الترکیة حازم سعید منتصر، بیروت ۱۴۲۸/ ۲۰۰۸؛ محمد نصر مهنا، قطر: التاریخ، السیاسة، التحدیث، اسکندریه ۲۰۱۱؛ ناصر عبدالرحمان فخرو، «السکان فی دولة قطر: دراسة دیموجغرافیة»، مجلة کلیة الانسانیات و العلوم الاجتماعیه، ش ۲۵ (۲۰۰۲)؛ محمدبن خلیفه نبهانی، التحفة النبهانیة فی تاریخ الجزیرة العربیة، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶؛Doha’s urbanity Island: the "Rediscovering Adham, Khaled from pearls to spectacle", in The evolving Arab city: development, ed. Yasser urban and modernity tradition, Elsheshtawy, London: Routledge, ۲۰۰۸; Demographic yearbook ۲۰۰۹- ۲۰۱۰, New York: United Nations, Department of Economic and Social Affairs, ۲۰۱۱; John Gordon Lorimer, Gazetteer of the Persian Gulf, ‘Omān, and central Arabia, Buckinghamshire ۱۹۸۶; Qatar: oil, gaz exploration laws and regulations handbook, vol. ۱, [Washington, DC]: International Business Publications, Khaled Shaaban, "Rebuilding old and Khalil Rania ۲۰۱۳; Retrieved ۲۰۱۲.Corp. Qatar", Doha, of case the downtowns: http:///www.corp.at/archive/CORP۲۰۱۲- Dec.۲۴,۲۰۱۲,from ۵۴.pdf; The Times comprehensive atlas of the world, London: Times Books, ۲۰۱۱; Florian Wiedmann, Ashraf M. Salama, and Alain Thierstein, "Urban evolution of the city of Doha: an investigation into the impact of economic transformations on the urban structures", Journal of the Faculty of Architecture (Middle East Technical University), vol.۲۹, no.۲ (۲۰۱۲); World and its peoples: Middle East, western Asia, and northern Africa, vol.۱: Arabian Peninsula, New York: Marshal Cavendish, ۲۰۰۶, s.v. "Qatar: Doha" (by C. Carpenter).


نظر شما
مولفان
عباس احمدوند ,
گروه
رده موضوعی
جلد 18
تاریخ 1392
وضعیت چاپ
  • چاپ شده