الرحمان

معرف

از اسماى حسناى خداوند.
متن

الرحمان، از اسماى حسناى خداوند. اين واژه صيغه مبالغه است و مانند ساير واژههاى همساخت آن (وزن فَعْلان)، بر سرشارى و پُرى بيش از حد دلالت دارد و مشتق از رح م يا رحمت و به معناى صاحب و مالك رحمتِ («ذوالرحمة») وسيع و بىمنتهاست (← ابوعبيده، ج ۱، ص ۲۱؛ زَجّاجى، ص ۳۸ـ۳۹؛ ازهرى؛ جوهرى؛ ابنمنظور، ذيل «رحم»؛ نيز براى نظر مفسران ← طبرى؛ طوسى؛ زمخشرى؛ طبرِسى؛ ابوالفتوح رازى، ذيل فاتحةالكتاب: ۱). بهنظر بيهقى (ص ۷۰)، چون رحمان دارنده رحمت بىنظير است، صورت تثنيه و جمع ندارد (نيز ← خطّابى، ص ۳۶). فخررازى (۱۳۶۴ش، ص ۱۵۴) بااشاره به رأيى كه رحمان را در اصل، واژهاى عبرى مىداند (← ادامه مقاله)، شيوه جمهور محققان و مفسران جهان اسلام را در بررسى واژههاى قرآن، استشهاد و استناد به قرآن و احاديث دانستهاست. او با اشاره به تصريح قرآن (زخرف: ۳؛ شعراء : ۱۹۵؛ احقاف: ۱۲) كه زبان خود را عربى يا عربى روشن (قرآنآ عربيّآ، لسانآ عربيآ، لسانٍ عربىٍّ مبينٍ) دانسته و اينكه هر پيامبرىبه زبان قومش سخن گفته (ابراهيم: ۴) و بيان اين نكته كه رحمان در بسيارى از آيات قرآن ذكر شدهاست نتيجه مىگيرد كه لفظ رحمان قاعدتآ كلمهاى عربى است. از جمله روايات دالّ بر عربى بودن واژه رحمان و اشتقاق آن از رحمت، حديث قدسى است كه در آن خداوند خود را رحمان خوانده و «رَحِمَ» را از اسم رحمان خود مشتق دانستهاست (← ابنبابويه، ۱۳۶۱ش، ص ۳۰۲؛ خطّابى، ص ۳۸؛ بيهقى، همانجا؛ راغب اصفهانى، ذيل «رحم»؛ قرطبى، ص ۴۷۸، به نقل از ابنحصار؛ نيز براى شواهدى از اشعار عربى ← طبرسى، همانجا). رأى ديگر، رحمان را در اصل واژهاى عبرى مىداند كه به صورت رخمان بوده و سپس «خ» به «ح» تبديل شده و در زبان عربى به شكل رحمان درآمدهاست. اين رأى را به ابوالعباس احمدبن يحيى ثعلب*، نحوى و زبانشناس قرن سوم، منسوب مىدانند (← زجّاجى، ص ۴۲؛ ازهرى، همانجا؛ فخررازى، ۱۳۶۴ش، ص ۱۵۳؛ نيز ← جفرى[۱] ، ص۱۴۰ـ۱۴۱؛ ريپين[۲] ، ص ۱۵۷، ۱۶۵ـ ۱۶۶). بهگزارش بيهقى (همانجا) و فخررازى (۱۳۶۴ش، ص ۱۵۳ـ۱۵۴) قائلان به اين رأى دلايلى بر آن اقامه كردهاند؛ ازجمله اينكه از آيه ۶۰ سوره فرقان چنين برمىآيد كه عربها با شنيدن اين سخن كه رحمان را سجده كنيد، گويى با واژهاى ناآشنا مواجه شدند و گفتند رحمان چيست؟ (وَمَا الرَّحمن) و در پىِ آن، سجده به رحمان را نيز رد و انكار كردند. درحالىكه اگر رحمان كلمهاى عربى و مشتق از رحمت بود، آنان انكارش نمىكردند زيرا منكر رحمتِ پروردگارشان نبودند. ديگر آنكه اگر رحمان مشتق از رحمت عربى بود بهكاربردن تركيب «واللّه رحمان بعباده» نيز مانند تركيب «اللّه رحيم بعباده» جايز بود. حال آنكه چنين تركيبى بهكار نرفتهاست. همچنين، اگر رحمان كلمهاى عربى بود، چون مبالغه رحمان شديدتر از رحيم است، شايسته بود كه بعد از رحيم بيايد؛ چنانكه در عربى گفتهمىشود فلانى عالِم كثيرالعلم است، و نه فلانى كثيرالعلم عالم است. افزونبر اين، مردم عرب پيش از نزول قرآن واژه رحمان را بهكار نمىبردند.در پاسخ گفته شدهاست، انكار رحمان، كه در آيه ۶۰ سوره فرقان بدان اشاره شده، دليل بر اين نيست كه مشركان عرب واژه رحمان را نمىشناختند، بلكه همانطور كه از ديگر آيات قرآن، مانند آيه ۱۴۶ سوره بقره، مستفاد مىشود، مشركان با وجودِ علم و شناخت هم تكذيب مىكردند (← طبرى، همانجا). بهاعتقاد فخررازى (۱۳۶۴ش، ص ۱۵۵)، انكار رحمان به اين سبب بود كه مردم عرب رحمان را غير از اللّه مىدانستند (براى آگاهى از ساير پاسخها ← همانجا). افزون بر اين دو رأى، نظريه ديگرى هم هست كه در آن رحمان از واژههاى مشترك در زبانهاى عبرى و عربى و سريانى تلقى شدهاست (← كفعمى، ۱۴۱۲، ص۳۰؛ همو، ۱۴۱۴، ص ۴۲۶).بههرحال، رحمان اغلب به معناى صاحبِ رحمتِ واسع و شامل ــكه مختص خداوند است ــ آمدهاست. رحمت نيز گاه به معناى نعمت و اراده نعمت يا نعمتى كه اعطاكننده آن سزاوار عبادت است دانسته شده (← ابنبابويه، ۱۳۵۷ش، ص ۲۰۳ـ۲۰۴؛ طوسى، همانجا؛ سمعانى، ص۱۰؛ ابوالفتوح رازى، همانجا؛ كفعمى، ۱۴۱۲، ص ۲۸ـ۲۹) و گاه به معناى حالت نفسانىِ رقت و عطوفت و دلسوزى است كه باعث احسان و نيكى به فرد ديگر مىشود. البته اين معنا تنها در مورد انسان صادق است و در مورد خداوند صِرف اِنعام و تفضّلِ عارى از رقت معنى مىدهد (← ابوحاتِم رازى، ج ۲، ص ۲۳؛ راغب اصفهانى، همانجا؛ غزالى، ص ۶۶؛ كفعمى، ۱۴۱۲، ص ۲۸). حتى ابنبابويه (۱۳۵۷ش، همانجا) تصريح كردهاست كه رحمت به معناى رقت و دلسوزى ــكه از حالات خاص انسانى است ــ مورد نظر نيست (نيز ← خطّابى، ص ۳۹؛ بيهقى، ص ۷۱). افزونبرآن، شايان ذكر است كه برخى از محققان و متكلمان ميان رحمان و رحيم تفاوتى نديده و هر دو را از يك ريشه و به يك معنا دانستهاند (← ابوعبيده، ج ۱، ص ۲۱؛ ابنفورَك، ص ۴۷؛ قشيرى، ص ۶۶؛ جوينى، ص ۱۴۵؛ سمعانى، همانجا). با وجود اين، بعضى ازجمله زَجّاج (ص ۲۸ـ۲۹) و غزالى (همانجا) و فيض كاشانى (۱۳۵۸ش، ج ۱، ص ۱۰۷) رحمان را متمايز از رحيم و اخصّ از آن دانستهاند. در نظر غزالى (ص ۶۶ـ۶۷)، مفهوم رحمان مشتمل است بر نوعى رحمت كه فراتر از تواناييها و مقدورات آدميان است و به سعادت اخروى تعلق دارد. بدينسان، رحمانيت خداوند با ايجاد و خلق بندگان، هدايت آنان به سوى ايمان و اسباب سعادت و رساندن آنها به سعادت و رؤيت پروردگارشان در آخرت تحقق مىيابد. ابوالفتوح رازى (همانجا) نيز بر آن بودهاست كه ميان رحمان و رحيم هم از لحاظ لفظى و هم از نظر معنايى تفاوت وجود دارد. به نظر او رحمان از حيث لفظ بليغتر از رحيم است و از لحاظ معنا دربرگيرنده همه مردم است، ولى رحيم خاص مؤمنان است. او (همانجا) نسبت رحمان و رحيم را عموم و خصوص مِنوجه دانسته و حديثى از امامجعفرصادق عليهالسلام را بر همين مبنا تفسير كردهاست (← ادامه مقاله). فخررازى (۱۳۶۴ش، ص ۱۶۶) با اشاره به رأى دو گروه حائز اكثريت و اقليت و ذكر استدلالهاى هر دو گروه، مترادفبودن رحمان و رحيم را از هر حيث بعيد دانستهاست. به بيان وى، رأى اكثريت اين است كه مبالغه رحمان بيشتر و قوىتر از مبالغه رحيم است. زيرا مشهور است كه رحمان مبيّن رحمت دنيوى بر همه بندگان است، اما رحمت رحيم تنها به آخرتِ مؤمنان اختصاص دارد. همچنين وزن رحمان (فعلان) مبالغهآميزتر از وزن رحيم (فعيل) است و براساس قاعده لغوى معروف «زيادةالمبانى تدلُّ عَلى زيادةِالمعانى»، تعداد حروف رحمان نيز بيشتر از رحيم است. رأى اقليت داير بر اين است كه مبالغه رحيم شديدتر است، زيرا رحمان علاوه بر رحمت، نوعى هيبت و قهر را نيز افاده مىكند، اما رحيم چنين نيست. افزون بر اين، ذكر رحيم پس از رحمان در بسمله، بر شدت مبالغه رحيم دلالت دارد و چون ختم كلام با رحيم است، رحيم بيشتر بر رحمت دلالت دارد. همچنين، به وجه اختلاف ديگرى هم اشاره شدهاست و آن اينكه رحمان بخشنده جليلترين و عظيمترين نعمتهاست، ولى رحيم بخشنده دقيقترين، باريكترين و لطيفترين آنها (همانجا؛ نيز ← زمخشرى، همانجا؛ سامى، ص ۱۵؛ نيز درباره فرق ميان رحمان و رحيم ← شرباصى، ج ۱، ص ۲۸ـ۳۰؛ نابلسى، ج ۱، ص ۵۷۶ـ۵۷۹).كلمه رحمان بدون احتساب كاربرد آن در بسمله آغاز سورهها، ۵۶ بار در قرآن كريم بهكار رفته كه از اين ۵۶ مورد، شش بار همراه با رحيم و پيش از آن ذكر شدهاست (← محمدفؤاد عبدالباقى، ذيل «رحم»). به نظر طبرسى (همانجا)، سبب تقدم هميشگى رحمان بر رحيم اين است كه رحمان به منزله اسم عَلَم است، اما رحيم چنين نيست (قس با نظر ابنعربى در ادامه مقاله). برخى مفسران نيز مبالغه رحمان را ويژه و شديدتر از مبالغه رحيم دانستهاند (← طبرى؛ طوسى؛ راغب اصفهانى؛ زمخشرى، همانجاها؛ طباطبائى، ذيل فاتحةالكتاب: ۱)، زيرا برخلاف رحيم كه غيرخدا (يعنى انسانها) نيز ممكن است بدان متصف شوند (براى نمونه ← توبه: ۱۲۸ كه در آن پيامبراكرم در حق مؤمنانْ رئوف و رحيم وصف شدهاست)، رحمان اسم خاص خداوند است و كسى جز او كه رحمتاش همه چيز را دربرگرفته، سزاوار اين نام نيست (نيز ← زجّاج، ص ۲۸؛ غزالى، ص ۶۶).بهعقيده مفسران، مفهوم رحمان اين است كه رحمت و احسان و اِنعام خداوند در دنيا شامل همه خلق، يعنى مؤمن و كافر و نيكوكار و بدكار، است؛ درواقع، از رحمانيت خداوند است كه همگان را آفريده، بدانها حيات بخشيده، خواستها و تمايلاتى در وجود آنها به وديعه نهاده، به همه بندگان روزى داده، اسباب معيشتشان را فراهم و گرفتاريها و بلاياى آنها را رفع كردهاست. اما رحيم بودن خداوند به مؤمنان اختصاص دارد كه شامل الطاف خاص خداوند به آنها و كسب توفيقات در دنيا و آمرزش گناهان و نيل به ثواب عظيم در آخرت است (براى نمونه ← طبرى؛ طوسى؛ راغب اصفهانى؛ ابوالفتوح رازى؛ طبرسى، همانجاها؛ نيز ← زجّاج، ص ۲۸؛ ابوحاتم رازى، ج ۲، ص ۲۴؛ ابنبابويه، ۱۳۵۷ش، ص ۲۰۳؛ بيهقى، ص۷۰). مبناى مفسران در اين باب، احاديث و دعاهايى دالّ بر اين معانى است، ازجمله حديثى نبوى كه طبق آن حضرت عيسى عليهالسلام فرمودهاست: «الرحمانُ رحمانُالدنيا و الرحيمُ رحيمُالاخرة». همچنين در حديثى بهنقل از يكى از تابعين آمدهاست: «الرحمانُ بجميعِ الخلق و الرحيمُ بالمؤمنينَ خاصة» (براى نمونه ← طبرى؛ طوسى؛ زمخشرى؛ طبرسى، همانجاها). افزون بر آن، در دعاها عبارت «يا رحمانالدنيا و رحيمالاخرة» ذكر شدهاست (← ابوحاتم رازى، همانجا؛ ثعلبى، ذيل فاتحةالكتاب: ۱؛ كفعمى، ۱۴۱۲، ص ۲۹).از امامعلى عليهالسلام روايت شده كه رحمان كسى است كه با گسترانيدن روزىاش بر ما رحم مىكند (← فيض كاشانى، ۱۳۹۹، ج ۱، ص ۶۹). همچنين ثعلبى (همانجا) و طبرسى (همانجا) و ابوالفتوح رازى (همانجا) حديثى از امامجعفرصادق عليهالسلام («الرحمانُ اسمٌ خاصٌ بصفةٍ عامةٍ، و الرحيمُ اسمٌ عامٌ بصفةٍ خاصةٍ») آورده و آن را به اين معنا تأويل كردهاند كه از لحاظ لفظ، رحمان اسم خاص خداوند است و كسى جز او نمىتواند رحمان نام گيرد، اما رحيم اسم عام است و بندگان نيز مىتوانند رحيم باشند. از سوى ديگر، از حيث معنا رحمان عموميت و شمول دارد و نعمت بخشيدن رحمان، مؤمن و كافر هر دو را در برمىگيرد، اما رحيم بودن خداوند به مؤمنان اختصاص دارد. فخررازى نيز در التفسير الكبير (ج ۱، ص ۲۳۳، ۲۳۵) علاوه بر مطالب مذكور، نوشتهاست كه رحمان بودن خداوند همچنين به اين معناست كه او آفريننده و بخشنده نعمتهايى است كه صدور آنها از بندگان متصور نيست.رحمان و رحيم را صوفيان و عارفان نيز تعريف كردهاند. از جمله گفته شده از نظر عبداللّهبن مبارك، رحمان كسى است كه وقتى از او خواسته شود مىبخشد و رحيم كسى است كه چون از او خواسته نشود خشمگين مىگردد. يا آنكه روايت شده رحمان كسى است كه در دنيا مىپوشاند و رحيم كسى است كه در آخرت مىبخشد. رحمان اندوهها و گرفتاريها را از بين مىبرد و رحيم گناهان را مىبخشد (← فخررازى، ۱۳۶۴ش، ص ۱۷۱ـ۱۷۲؛ نيز ← سامى، ص ۱۴). در نظر ابنعربى (ص ۲۱۲)، رحمان مانند اللّه اسم عَلَم و مدلول آن مدلول اسم اللّه است. او رحمان را مشتق از رحمت مىداند، اما مىگويد اگر رحمان نظير ديگر مشتقات متداول در زبان عربى بود مشركان مكه آن را انكار نمىكردند و نمىگفتند «وَ ما الرّحمان» (فرقان: ۶۰). آنان رحمان را با الف و لام نمىشناختهاند. در تفسير منسوب به ابنعربى كه نوشته كمالالدين عبدالرزاق كاشانى است (← تفسير ابنعربى*) در تعريف رحمان آمدهاست كه رحمان بخشنده و مُفيض وجود و كمال به اعيان است برحسب قابليتهايشان و به اقتضاى حكمت (← عبدالرزاق كاشانى، ج ۱، ص ۷؛ نيز ← صدرالدين قونيوى، ص ۱۳۳). عبدالكريم جيلى (ص ۷۳) نيز در مورد تفاوت رحمان و رحيم معتقد است، چون رحمت رحمان شامل نعمتهاى دنيوى است، اين احتمال هست كه مثل ديگرامور دنيوى از بين برود يا به نقمت آلوده گردد، اما رحمت رحيم مانند نعمتهاى بهشتى نعمت محض است و ممكن نيست به نقمت آلوده شود.حديثى از پيامبر صلىاللّهعليهوآلهوسلم روايت و در آن توصيه شدهاست كه به اخلاق الهى متخلق شويد؛ بر مبناى اين روايت و بر طبق نظر حكيمان كه از تشبّه به اِله به قدر طاقت بشرى سخن گفتهاند، بندگان هم مىتوانند حظّ و بهرهاى از اسماى خداوند داشته باشند. بهره بنده از دو اسم رحمان و رحيم اين است كه كثيرالرحمة باشد. چون هيچ كس به بنده نزديكتر از خود او نيست، نخست بايد خودش را مورد رحمت قرار دهد و سپس ديگران را. اما رحمتش به خود در بُعد روحانىِ وجودش عبارت است از تخليه نفس از جهل و آراستنش به علم و معرفت از لحاظ نظرى، و پرهيز از افراط و تفريط و نگهداشتن حد اعتدال از حيث عملى. در امور مربوط به بُعد جسمانى وجودش هم كه به دو دسته امور مطلوب بالذات مانند خوردن و نوشيدن و نكاح، و مطلوب بالعَرض مثل مال و ثروت تقسيم مىشود، رحمت به خود عبارت است از اجتناب از اسراف، و انفاق. اما كمال رحمت به ديگران در اين است كه انسان در رساندن نفع به ديگران و رفع ضرر و زيان از آنان بكوشد (← فخررازى، ۱۳۶۴ش، ص ۱۶۸ـ۱۷۰). به اعتقاد غزالى (ص ۶۷) و فيضكاشانى (۱۳۵۸ش، ج ۱، ص ۱۰۷)، حظ بنده از اسم رحمان آن است كه غافلان را با زبان نرم و ملاطفت و به شيوه اندرز و نصيحت از مسير غفلت منصرف سازد و به خدا و حقيقت متوجه كند و به اندازه توانش در رفع مشكلات و معضِلات مردم بكوشد.

منابع : علاوه بر قرآن؛ ابنبابويه، التوحيد، چاپ هاشم حسينى طهرانى، قم ?]۱۳۵۷ش[؛ همو، معانىالاخبار، چاپ علىاكبر غفارى، قم ۱۳۶۱ش؛ ابنعربى، كشفالمعنى عن سرّ اسماءاللّهالحسنى، ]همراه با[ ترجمه و شرح على زمانى قمشهاى، چاپ وسام خطاوى، قم ۱۳۸۶ش؛ ابنفورَك، مجرد مقالات الشيخ ابىالحسن الاشعرى، چاپ دانيل ژيماره، بيروت ۱۹۸۷؛ ابنمنظور؛ ابوالفتوح رازى، روضالجِنان و روحالجَنان فى تفسيرالقرآن، چاپ محمدجعفر ياحقى و محمدمهدى ناصح، مشهد ۱۳۶۵ـ۱۳۷۶ش؛ ابوحاتِم رازى، كتاب الزينة فى الكلمات الاسلامية العربية، چاپ حسينبن فيضاللّه همدانى، ج ۲،قاهره ۱۹۵۸؛ معمربن مثنّى ابوعبيده، مجازالقرآن، چاپ محمدفؤاد سزگين، قاهره ] ۱۹۸۸[؛ محمدبن احمد ازهرى، تهذيباللغة، ج ۵، چاپ عبداللّه درويش، قاهره ]بىتا.[، احمدبن حسين بيهقى، كتاب الاسماء والصفات، بيروت ۱۴۰۵/۱۹۸۴؛ احمدبن محمد ثعلبى، الكشف و البيان، المعروف تفسيرالثعلبى، چاپ على عاشور، بيروت ۱۴۲۲/۲۰۰۲؛ اسماعيلبن حماد جوهرى، الصحاح: تاجاللغة و صحاحالعربية، چاپ احمد عبدالغفور عطار، بيروت ]بىتا.[، چاپ افست تهران ۱۳۶۸ش؛ عبدالملكبن عبداللّه جوينى، كتاب الارشاد الى قواطع الادلة فى اصول الاعتقاد، چاپ محمد يوسف موسى و على عبدالمنعم عبدالحميد، مصر ۱۳۶۹/۱۹۵۰؛ عبدالكريمبن ابراهيم جيلى، الكمالات الالهية فىالصفات المحمدية، چاپ سعيد عبدالفتاح، قاهره ۱۴۱۷/۱۹۹۷؛ حمدبن محمد خطّابى، شأنالدعاء، چاپ احمديوسف دقاق، دمشق ۱۴۰۴/۱۹۸۴؛ حسينبن محمد راغباصفهانى، المفردات فى غريبالقرآن، چاپ محمدسيد كيلانى، تهران ?]۱۳۳۲ش[؛ ابراهيمبن سرى زَجّاج، تفسير اسماءاللّه الحسنى، چاپ احمديوسف دقاق، ]قاهره[ ۱۳۹۵/۱۹۷۵؛ عبدالرحمانبن اسحاق زَجّاجى، اشتقاق اسماءاللّه، چاپ عبدالحسين مبارك، بيروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶؛ زمخشرى؛ محمود سامى، المختصر فى معانى اسماءاللّه الحسنى، ]قاهره ۱۳۶۶[؛ احمدبن منصور سمعانى، روحالارواح فى شرح اسماءالملك الفتّاح، چاپ نجيب مايل هروى، تهران ۱۳۶۸ش؛ احمد شرباصى، موسوعة له الاسماء الحسنى، ضميمة الى اسماءاللّه الحسنى، بيروت ۱۴۰۸/۱۹۸۷؛ محمدبن اسحاق صدرالدين قونيوى، شرح الاسماءالحسنى، چاپ قاسم طهرانى، بيروت ۲۰۰۸؛ طباطبائى؛ طبرِسى؛ طبرى، جامع؛ طوسى؛ عبدالرزاق كاشانى، تفسيرالقرآنالكريم (معروف به تفسير ابنعربى)، چاپ مصطفى غالب، بيروت ۱۹۷۸، چاپ افست تهران ]بىتا.[؛ محمدبن محمد غزالى، المقصد الاسنى فى شرح معانى اسماءاللّه الحسنى، چاپ فضلهشحاده، بيروت ۱۹۷۱؛ محمدبن عمر فخررازى، التفسيرالكبير، قاهره ]بىتا.[، چاپ افست تهران ]بىتا.[؛ همو، شرح اسماءاللّه الحسنىللرازى، و هوالكتاب المسمى لوامع البينات شرح اسماءاللّه تعالى والصفات، چاپ طه عبدالرؤوف سعد، قاهره ۱۳۹۶/۱۹۷۶، چاپ افست تهران ۱۳۶۴ش؛ محمدبن شاه مرتضى فيضكاشانى، تفسيرالصافى، چاپ حسين اعلمى، بيروت ?]۱۳۹۹/ ۱۹۷۹[؛ همو، علماليقين فى اصولالدين، قم ۱۳۵۸ش؛ محمدبن احمد قرطبى، الاسنى فى شرح اسماءاللّه الحسنى و صفاته العُلى، چاپ شحات احمد طحان، منصوره، مصر ۱۴۲۷/۲۰۰۶؛ عبدالكريمبن هوازن قشيرى، الفصول فى الاصول، چاپ ريچارد فرانك، در

Mélanges de l’Institut dominicain d’etudes orientales du Caire, no.16 (1983);

ابراهيمبن على كفعمى، المصباح، چاپ حسين اعلمى، بيروت ۱۴۱۴/۱۹۹۴؛ همو، المقام الاسنى فى تفسير الاسماء الحسنى، چاپ فارس حسون، قم ۱۴۱۲؛ محمدفؤاد عبدالباقى، المعجمالمفهرس لالفاظ القرآنالكريم، بيروت: داراحياء التراثالعربى، ]بىتا.[؛ محمد راتبنابلسى، موسوعة اسماءاللّه الحسنى، دمشق ۱۴۲۵/۲۰۰۴؛

Arthur Jeffery, The foreign vocabulary of the Qur’¦an, Baroda 1938; Andrew Rippin, "R¤ hmnn and the H¤ an¦âfs", in Islamic studies presented to Charles J. A dams, ed. Wael B. Hallaq and Donald P. Little, Leiden: Brill, 1991.

/ فهيمهسادات بهشتى و محمد زارعشيرينكندى /

[۱] . Jeffery[۲] . Rippin

نظر شما
مولفان
فهیمه سادات بهشتی و محمد زارع شیرین کندی ,
گروه
کلام و فرق ,
رده موضوعی
جلد 19
تاریخ 93
وضعیت چاپ
  • چاپ شده