رحبه

معرف

شهر و دژى تاريخى در كرانه غربى رود فرات*، امروزه ويرانه‌هاى آن واقع در فرماندارى (منطقه) ميادين در استان ديرالزور* سوريه.
متن

رَحْبه (يا رحبة مالكبن طَوق)، شهر و دژى تاريخى در كرانه غربى رود فرات*، امروزه ويرانههاى آن واقع در فرماندارى (منطقه) ميادين در استان ديرالزور* سوريه. رحبه، كه گاه در منابع رحبةالشام نيز ضبط شدهاست (براى نمونه ← ابناثير، ج 11، ص 277؛ قزوينى، ص 373)، در مرز سرزمين شام و عراق و در ساحل غربى فرات، پايينتر از قَرقيسيا واقع بود (بَلاذرى، ص 247؛ اصطخرى، ص 77؛ ياقوت حموى، ذيل «رحبة مالكبن طوق»؛ قس ابنحوقل، ص 227، كه آن را در سمت شرق فرات آوردهاست). رحبه در لغت به معناى زمين گسترده، و نيز زمين پستى است كه آب در آن جمع شود و پيرامون آن بلندتر باشد (← ياقوت حموى، ذيل «أرحب» و «رحبة مالكبن طوق»؛ ابنمنظور، ذيل «رحب»). شايد علت ناميدهشدن اين شهر به رحبه، واقعبودن آن در زمين پست و گسترده ساحل فرات باشد (← ياقوت حموى، ذيل «رحبةمالكبن طوق»). جاهاى ديگرى همچون رحبة هَدّار و رحبة يعقوب (← همان، ذيل «رحبة هدار»، «رحبة يعقوب») نيز شايد بهسبب همين ويژگى رحبه ناميده شدهاند. اين واژه در تورات (سفر پيدايش، 11:10) بهصورت رحوبوت[1] ــنام زمين و ظاهرآ شهرى در كنار فرات ــ آمدهاست (نيز ← د. اسلام، چاپ دوم، ذيل مادّه). مكانى كه رحبه در آنجا ساخته شد در دورهجاهلى ظاهرآ بارانداز قايقهاى شناور در فرات بود و ازاينرو فُرضَه (بندرگاه) نام داشت (← طبرى، ج 2، ص 117؛ مسكويه، ج 1، ص 113).در بيشتر منابع دوره اسلامى، بناى شهر رحبه به مالكبن طَوق (متوفى 260)، شيخ قبيله جُشَم از تيرههاى بنىتغلب، نسبت داده شدهاست (براى نمونه ← بلاذرى، ص 247ـ248؛ ياقوت حموى، ذيل «رحبة مالكبن طوق»؛ ابناثير، ج 7، ص 274؛ ابنخلدون، ج 2، ص 360). به نوشته ياقوت حموى (همانجا)، مالك، در ازاى خدمتش در حفظ جان هارونالرشيد (حك : 170ـ193)، از خليفه خواست منطقه رحبه را به او ببخشد تا در آنجا شهر و قلعهاى ــاحتمالا براى حفاظت از شهرــ به نام خودش بسازد. هارونالرشيد پذيرفت و دستور داد كارگران و مايحتاج او را در اختيارش بگذارند. اما بلاذرى (همانجا) بناى شهر را در زمان مأمون (حك : 198ـ218) دانستهاست. چونمالك 67 سال پس از مرگ هارون درگذشته، احتمالا در زمان هارون كودك بودهاست. بنابراين گفته بلاذرى، كه بناى شهر را در زمان مأمون دانستهاست، به واقعيت نزديكتر مىنمايد.بههررو، انتخاب رحبه براى ساخت شهرى جديد، تصميمى سنجيده بود، چه اين منطقه در آن دوران از چند جهت اهميت داشت: قرارداشتن رحبه در كرانه رود فرات، كه خليفه معمولا در مسير رَقّه به بغداد از آن مىگذشت؛ نيز واقعبودن آن در مسير كاروانهايى تجارى (← ابوالفداء، ص 281)، كه غلّات و مايحتاج غذايى را از جزيره به بغداد مىآوردند (كندى[2] ، ص 61). پس از مالك، پسرش، احمد، جانشين او شد. اندكى بعد در 264، احمدبن طولون* (مؤسس سلسله طولونيان*) رحبه را بههمراه ديگر نواحى شام و فلسطين تصرف كرد (ابنجوزى، ج 12، ص 230). بهنظر مىرسد احمدبن مالك، پس از تسلط طولونيان بر رحبه، به اطاعت آنان درآمده باشد، زيرا او در اين زمان همچنان حاكم رحبه بود و زمانى كه معتمد، خليفه عباسى، براى صيانت از سلطه عباسيان در آن حدود، ابنابىالساج را در شوال 269 به رحبه فرستاد، احمد به شام، قلمرو طولونيان، گريخت (← ابناثير، ج 7، ص 398). ازاينرو رحبه دوباره به اطاعت عباسيان درآمد، تا اينكه قرمطيان به رهبرى سليمان قرمطى، در 315، ابوجعفر محمدبن عمرون تغلبى، حاكم رحبه، را شكست دادند و شهر را تصرف كردند (مسعودى، ص 383ـ384). پس از آن شورشهاى مختلفى در نتيجه رقابتهاى اميرالامراهاى بغداد در رحبه صورت گرفتهاست (← ابناثير، ج 8، ص 394ـ395، 475، 593ـ596).در دورههاى بعد، از 399 حكومت رحبه بارها بين اميران آلمِرداس* (حك : 414ـ472) و فاطميان* (حك : 297ـ567) دستبهدست شد (براى نمونه ← همان، ج 9، ص 210ـ211). زمانى كه ارسلان بَساسيرى* در جريان درگيرى با طغرلبيگ سلجوقى (حك : 429ـ455) به رحبه گريخت، معزالدوله ثُمالبن صالح مرداس حاكم آنجا بود (ابنقلانسى، ص 145؛ ابناثير، ج 9، ص 613؛ ابنعديم، ج 3، ص 1348ـ1350). تا 465، آلمرداس بر رحبه حاكم بودند (← ابنقلانسى، ص 151، 169)، تا آنكه سلجوقيان بزرگ (حك : 429ـ552) حكومت رحبه را چند بار به اِقطاع به ديگران واگذار كردند (براى نمونه ← ابناثير، ج 10، ص 158، 455).براثر زلزلهاى در 4 رجب 525، برخى شهرها، ازجمله رحبه بهشدت ويران شدند (← ابنقلانسى، ص 527). شكوفايى مجدد رحبه به دوران نورالدين محمود زنگى* (حك : 541ـ 569) بازمىگردد. او در 559، ابوالحارث اسدالدين شيركوهبن شاذى* (عموى صلاحالدين ايوبى) را به فرمانروايى شهرهاى حمص و رحبه و نواحى ديگر منصوب كرد (← ابناثير، ج 11، ص 342) و شيركوه شهر و قلعه جديد رحبه را در يك فرسخى فرات ساخت (ابوالفداء، همانجا). قلعه جديد بر تپهاى خاكى و در سه طبقه ساخته شده و گرداگرد آن را دو حصارِ پنجضلعى فراگرفته بود. حصار خارجى از جنس سنگ و آجر، و حصار داخلى سنگى بود. در اين قلعه، چند برج ديدهبانى، محوطه داخلى، و گذرگاه اصلى براى ورود به بالاترين طبقه اول برج وجود داشت. در اين طبقه و طبقه ميانى، چند انبار و در طبقه زيرين يك آبانبار وسيع قرارداشت (بهنسى، ص 78؛ معجم الجغرافى للقطر العربىالسورى، ج 3، ص 464ـ465).پادشاهان ايلخانى، غازانخان (حك : 694ـ703) و اولجايتو (حك : 703ـ716)، در جريان لشكركشيهايشان به قلمرو مماليك، از رحبه گذشتند (← ابنخلدون، ج 5، ص 478، 487). ظاهرآ در اين لشكركشيها، رحبه خسارت ديد، چه در قرن هشتم، ابوالفداء (ص 281) رحبه را قريهاى دانسته و در اوايل قرن نهم، حافظابرو (ج 2، ص 38) آن را شهرى كوچك شمردهاست.بهنظر مىرسد شهر رحبه زودتر از قلعه از رونق افتاده باشد، چنانكه تاورنيه[3] (متوفى 1100/1689)، كه در مسيرش به سوى عراق از رحبه نيز گذشته، فقط از قلعه رحبه نام بردهاست. به گفته او (ص 91ـ92)، بيشتر ساكنان رحبه دامدار بودند و در آلونكهايى داخل قلعه زندگى مىكردند. ظاهرآ قلعه رحبه تا اواخر قرن سيزدهم مسكونى بود، تا اينكه با ساخت شهرميادين بر جاى شهر رحبه در 5ر1 كيلومترى قلعه، ساكنانش به شهر جديد منتقل شدند (← على حسن موسى، ص 96، 98؛ محمدعلى زركان، ص 177).امروزه بقاياى قلعه رحبه در جنوبغربى فرماندارى ميادين، در پنج كيلومترى ساحل غربى رود فرات، و 45 كيلومترى جنوبشرقى شهر ديرالزور قرار دارد (← بهنسى، همانجا؛ معجم الجغرافى للقطر العربى السورى، ج 3، ص 464).منسوبان به رحبه را رَحْبى مىنامند (← سمعانى، ج 3، ص 48ـ49) و نبايد آنها را با رَحَبى، منسوبان به بنىرَحبه (← همان، ج 3، ص 49ـ51)، يكى دانست.

منابع : ابناثير؛ ابنجوزى؛ ابنحوقل؛ ابنخلدون؛ ابنعديم، بغيةالطلب فى تاريخ حلب، چاپ سهيل زكّار، بيروت ?]1408/ 1988[؛ ابنقلانسى، تاريخ دمشق، چاپ سهيل زكّار، دمشق 1403/1983؛ ابنمنظور؛ اسماعيلبن على ابوالفداء، كتاب تقويمالبلدان، چاپ رنو و سلان، پاريس 1840؛ اصطخرى؛ بَلاذرى (بيروت)؛ عفيف بهنسى، سورية: التاريخ و الحضارة، منطقة الجزيرة و الفرات، محافظات الرقة، ديرالزور، الحسكة، ]دمشق[ 2001؛ ژان باتيست تاورنيه، رحلة الفرنسى تافرنييه الى العراق فى القرن السابع عشر سنة 1676، ترجمة كوركيس عواد و بشير فرنسيس، بيروت 1427/ 2006؛ عبداللّهبن لطفاللّه حافظابرو، جغرافياى حافظابرو، چاپ صادق سجادى، تهران 1375ـ1378ش؛ سمعانى؛ طبرى، تاريخ (بيروت)؛ علىحسنموسى، السياحة فى سورية، ]دمشق ?1424/ 2004[؛ زكريابن محمد قزوينى، آثارالبلاد و اخبار العباد، بيروت 1404/1984؛ محمدعلى زركان، «ملامح من تاريخ الرحبة»، در الندوة الدولية لتاريخ ديرالزور و آثارها، ديرالزور 2ـ6 تشرينالاول 1983، ]دمشق[: وزارة الثقافة، المديريةالعامة للاثار و المتاحف، ?] 1983[؛ مسعودى، التنبيه؛ مسكويه؛ معجم الجغرافى للقطر العربى السورى، باشراف عماد مصطفى طلاس، ]دمشق[: مركز الدراسات العسكرية، 1990ـ؛ ياقوت حموى؛

EI2, s.v. "Al-Ra¤ hba" (by E. Honigmann-[Th. Bianquis]); Hugh Kennedy, "Howto found an Islamic city", in Cities, texts and social networks: 400-1500, experiences and perceptions of medieval urban space, ed. Caroline Goodson, Anne E. Lester and Carol Symes, Surrey, Engl.: Ashgate, 2010.

/ عباس احمدوند /

[1] Reh¤o¦bo¦t.[2] . Kennedy[3] . Jean-Baptiste Tavernier

نظر شما
مولفان
عباس احمدوند ,
گروه
جغرافیا ,
رده موضوعی
جلد 19
تاریخ 93
وضعیت چاپ
  • چاپ شده