رجانگها

معرف

از اقوام كهن و مهم در سوماتراى اندونزى.
متن

رجانگها[1] ، از اقوام كهن و مهم در سوماتراى اندونزى. رجانگها در رشتهكوه باريسان[2] ، در مجاورت بندر بنگكولو[3] در استانى به همين نام، در بخش جنوبى ساحل غربى سوماترا* ساكناند (>جنوبشرقى آسيا<[4] ، ج 1، مقدمه اوىكيتجين[5] ، ص 2، 5؛ >سرزمينهاى اندونزى<[6] ، ص 258). آنان خود را «تون جانگ»[7] (قوم جانگ) مىنامند و در ميان مالاياييهاى سوماتراى مركزى و جنوبى به رجانگ شهرت دارند (>جنوبشرقى آسيا<، ذيل مادّه).رجانگها زبان و خطى خاص دارند. ظاهرآ قوم رجانگ براى نوشتن مالايايىِ قديم از خطى خاص به نام رنكونگ[8] بهره مىبردند. در 1359ش/ 1980، يكميليون نفر به زبان رجانگ سخن مىگفتهاند (مارزدن[9] ، ص 37؛ كريب[10] ، ص 37ـ38).معلوم نيست رجانگها پيش از ورود اسلام به اين منطقه چه دينى داشتهاند، اما با ورود اسلام به سوماترا آنها نيز اين دين را پذيرفتند (← مارزدن، ص 249؛ نوئر[11] ، ص50، 78، 156، 207؛ نيز ← سوماترا*). در 1379ش/ 2000، 5ر97% از جمعيت استان بنگكولو را مسلمانان و كمتر از 2% را مسيحيان تشكيل مىدادند. همچنين، رجانگها كه 21% از جمعيت بنگكولو را تشكيل مىدهند، پس از جاوهايهاى مهاجر، بزرگترين گروه قومى در اين استاناند. رجانگها در شمالاستان بنگكولو بهويژه در مناطق رجانگ لبونگ[12] و بنگكولواوتارا[13] اقامت دارند (>سرزمينهاى اندونزى<، ص 259).رجانگها درباره خاستگاه خود اسطورههاى متعدد دارند؛ بنابر روايت مشهورتر، چهار برادر كه ظاهرآ از راهبان بودايى و شاهزادگانى از سلطنت جاوهاى ماجاپاهيت[14] بودند، در حدود قرن هشتم، زادگاه خويش را ترك كردند و در دره لبونگ[15] در سوماترا ساكن شدند. آنها قوم رجانگ را بهعنوان قومى متمايز بنياد نهادند و فرهنگ و تشكيلات اجتماعى ـ سياسى خود را به رجانگها منتقل ساختند. به اين ترتيب، اين اسطوره به خاستگاه و فرهنگ متمايز رجانگها و ارتباط آنها با تمدن عالى جاوه[16] * اشاره دارد (>جنوبشرقى آسيا<، همانجا).

استان بنگكولو و بهويژه منطقه رجانگها، بهسبب دارابودن منابعى نظير طلا، نقره و برنز، از حدود 1096/1685، كانون اوليه و مهم فعاليتهاى بازرگانى هلنديها و انگليسيها بودهاست (>سرزمينهاى اندونزى<، ص260؛ ريكلفس[17] ، ص98، 142؛ لگ[18] ، ص 74). بنگكولو مركز كمپانى هند شرقى انگليس[19] در مغرب مجمعالجزاير اندونزى بود. اين شركت حضورى طولانى (از 1097 تا 1240/ 1686ـ1825) در سوماترا داشت. به دنبال انعقاد معاهدهاى ميان انگليس و هلند در حدود 1239/ 1824، سوماترا به هلند واگذار شد. هلنديها از 1241/ 1826، براى حكومت بىواسطه بر اين ناحيه برنامهريزى كردند (مارزدن، ص 38؛ >جنوبشرقى آسيا<، همانجا؛ كريب، ص 115؛ پانولار[20] ، ص 46). قوم رجانگ تا زمان غلبه نظامى هلنديها و اشغال دره لبونگ در فاصله 1275 تا 1277/ 1859ـ1861، گروهى نسبتآ منزوى بودند. در اواخر قرن دوازدهم/ هجدهم با فعاليتهاى محقق انگليسى، ويليام مارزدن، انگليسىزبانها با رجانگها آشنا شدند (>جنوبشرقى آسيا<، همانجا). مارزدن بخشهايى از اثر خود با عنوان >تاريخ سوماترا<[21] را به رجانگها اختصاص داد (← ص 37ـ38، 173، 249، 261).منطقه سكونت رجانگها در اواخر قرن سيزدهم/ نوزدهم، بهسبب كشف معادن طلا، توجه هلنديها را جلب كرد. استخراج طلا هنوز هم در ميان رجانگها، در منطقه رجانگ لبونگ و ديگر نقاط بنگكولو، رواج دارد. رجانگها بهطور سنّتى به كشت برنج مىپرداختهاند، اما از نيمه دوم قرن سيزدهم/ نوزدهم، كشت چاى، قهوه، ادويه معطر و فلفل نيز در اين ناحيه رواجى گسترده يافتهاست (>جنوبشرقى آسيا<، همانجا؛ پاتر[22] ، ص 178ـ 179؛ ريد[23] ، ص 159).نظام و ساختار قوم رجانگ پدرسالار است؛ اگرچه تحتتأثير نوگرايى و گسترش تدريجى فرهنگ مالايايى، اين نظام روبه افول نهادهاست. همچنين، با نفوذ فرهنگ مردم مينانگكابائو* به قسمتهاى جنوبى سوماترا (ازجمله بنگكولو) از حدود 1329ش/ 1950، آداب و رسوم موروثى ساكنان مينانگكابائو بر رجانگها تأثير گذاشته و فرهنگ اين قوم را به شكل نظامى مادرسالارانه (← سوكو*؛ رمبائو*) درآوردهاست (>جنوبشرقى آسيا<، همانجا؛ هادلر[24] ، ص 4).

منابع :

Robert Cribb, Historical atlas of Indonesia, Richmond, Engl. 2000; Jeffrey Hadler, Muslims and matriarchs: cultural resilience in Minangkabau through jihad and colonialism, Singapore 2009; John David Legge, Indonesia, New Jersey 1964; William Marsden, The history of Sumatra: containing an account of the government, laws, customs, and manners of the native inhabitants, London 1784; Deliar Noer, The modernist Muslim movement in Indonesia: 1900-1942, Oxford 1978; Bendara Pangeran Arya Panular, The British in Java, 1811-1816: a Javanese account, ed. Peter Carey, Oxford 1992; Lesley Potter, "Production of people and nature rice and coffee: the Semendo people in South Sumatra and Lampung", in Taking Southeast A sia to market: commodities, nature, and people in the neoliberal age, ed. Joseph Nevins and Nancy Lee Peluso, Ithaca: Cornell University Press, 2008; Anthony Reid, "Economic and social change, c.1400-1800", in The Cambridge history of Southeast A sia, ed. Nicholas Tarling, vol.1, pt. 2, Cambridge 1999; Merle Calvin Ricklefs, A history of modern Indonesia sincec.1200, Stanford, Calif. 2008; Southeast A sia: a historical encyclopedia, from A ngkor Wat to East Timor, ed. Ooi Keat Gin, Santa Barbara, Calif.: ABC-CLIO, 2004, s.v. "Rejangs" (by Victor T.King); The Territories of Indonesia, ed. Iem Brown, London: Routledge, 2009.

/ فائزه رحمان /

[1] . Rejangs[2] . Barisan[3] . Bengkulu[4] Southeast Asia.[5] . Ooi Keat Gin[6] The Territories of Indonesia.[7] . Tun Jang[8] . Rencong[9] . Marsden[10] . Cribb[11] . Noer[12] . Rejang Lebong[13] . Bengkulu Utara[14] . Majapahit[15] . Lebong[16] . Java[17] . Recklefs[18] . Legge[19] . British East India Company[20] . Panular[21] The history of Sumatra.[22] . Potter[23] . Reid[24] . Hadler

نظر شما
مولفان
فائزه رحمان ,
گروه
شبه قاره هند و جنوب شرق آسیا ,
رده موضوعی
جلد 19
تاریخ 93
وضعیت چاپ
  • چاپ شده