رجاء بن یحیی عبرتائی

معرف

راوى امامى قرن سوم.
متن

رجاءبن يحيى عَبَرتائى، راوى امامى قرن سوم. كنيهاش ابوالحسين بود (← طوسى، 1415، ص 387؛ نجاشى، ص 166؛ قس سمعانى، ج 4، ص 139، كه كنيهاش را ابوالحسن آوردهاست. هرچند در يكى از نسخههاى اساس تصحيح كتاب سمعانى، ابوالحسين آمدهاست) و نسب كامل او را رجاءبن يحيىبن سامان (← طوسى؛ نجاشى، همانجاها؛ قس نجاشى، همانجا، كه نخست يحيىبن سلمان و در سطرهاى بعدى سامان آمده و ظاهرآ خطاى چاپى است؛ بصرى، ص :111 يحيىبن سليمان) يا رجاءبن محمدبن يحيى (خطيب بغدادى، ج 9، ص 402؛ سمعانى، همانجا) آوردهاند. شوشترى (ج 4، ص 359) قول اخير را پذيرفته و ضبط نجاشى و طوسى را نادرست دانستهاست. اما دليلى بر اين ترجيح وجود ندارد و در سند روايات هم همواره با عنوان رجاءبن يحيى از او ياد شدهاست. بهعلاوه، سخن شوشترى بدان معناست كه يحيى جد رجاء بودهاست نه پدرش، اما خود او (همانجا) از يحيى با تعبير پدر رجاء ياد كرده كه با رأى پيشين ناسازگار است.ممكن است پدر رجاء همان يحيىبن سليمان كاتب باشد كه از او در شمار اصحاب امامكاظم (← برقى، ص 52) و امامرضا عليهماالسلام (طوسى، 1415، ص 369) ياد كردهاند (نيز ← خويى، ج20، ص 56).رجاء اهل عَبَرتا، روستايى از نواحى نهروان، بود (سمعانى، همانجا) و بدينسبب لقب او را عَبَرتائى گفتهاند (← طوسى، 1415، ص 387؛ نجاشى، همانجا). نجاشى (همانجا) و طوسى (1415، ص 369) او را از اصحاب امامهادى عليهالسلام دانستهاند. بهگزارش نجاشى (همانجا) يحيىبن سامان مأمور بود كه اخبار امام را برساند، ازاينرو، رجاء هم كه امامى بود، نزد او جايگاهى يافت. عبارت نجاشى مبهم است، بههمين سبب از آن به گونههاى مختلفى تعبير كردهاند. به گفته تفرشى (ج 2، ص 239) مراد او آن است كه خليفه عباسى پدر رجاء را موظف كرده بود تا احوال امامهادى را به او خبر دهد كه همين، عامل نزديكى و مصاحبت رجاء با امام بود. اما شوشترى (همانجا) عبارت نجاشى را چنين توضيح مىدهد كه چون يحيى مأمور ثبت و گزارش اخبار امام به خليفه بود، رجاء نيز نزد او منزلتى يافت و كاتب خليفه شد (براى نقلى متفاوت از عبارت نجاشى كه مؤيد نظر شوشترى است ← اردبيلى، ج 1، ص 318؛ نيز براى ديگر اختلافات متنى در همان عبارت ← مامقانى، ج 27، ص 228، پانويس 2؛ شوشترى، ج 4، ص 359ـ360).

علامه حلّى (ص 146ـ147) و ابنداوود حلّى (ستون 151) در آثارشان از رجاء در زمره راويان معتمد و ممدوح ياد كردهاند. حرّعاملى (ج30، ص 371) و مجلسى (1378ش، ص 79) نيز او را ممدوح دانستهاند. جاپَلَقى بروجردى (ج 1، ص 305ـ 306) نيز گرچه در توثيق او ترديد كرده، حديثش را حسن دانستهاست (نيز ← مامقانى، ج 27، ص 228، پانويس). مامقانى (ج 27، ص 228) تصريح نجاشى را به امامىبودن رجاء دالّ بر حسن او و تعبير پيشگفته او را مدح رجاء تلقى كردهاست. اما شوشترى (ج 4، ص 359) تعبير نجاشى را ذم رجاء دانسته و در تأييد آن به سخنى ديگر از نجاشى (ص 336) استناد كرده كه در آن طريقِ كتاب محمدبن حسنبن شمّون* را كه رجاء در آن قرار گرفته، تضعيف كردهاست (نيز ← خويى، ج 7، ص 181). افزون بر اين، به نظر شوشترى (همانجا) از سكوت خطيب بغدادى و سمعانى درباره مذهب رجاءبن يحيى، تعلق او به مذهب اهلسنّت فهميده مىشود؛ و اينكه اين دو گفتهاند رجاء از ابوهاشم داوودبن قاسم* جعفرى حديث شنيده و ابوالمفضّل محمدبن عبداللّه شيبانى* (متوفى 387) از رجاء روايت كردهاست، لزومآ بر امامىبودنش دلالت ندارد.رجاء از احمدبن هلال عبرتائى در كَرخ (← طوسى، 1414، ص 497، 587)، هارونبن مسلمبن سعدان در سامرا (همان، ص 543، 572، 613؛ خطيب بغدادى، ج 16، ص 33)، يعقوببن سِكّيت نحوى (طوسى، 1414، ص580)، محمدبن خَلّاد باهلى در سامرا (خزّاز رازى، ص 68؛ مجلسى، 1403، ج 36، ص 309)، ابوهاشم داوودبن قاسم جعفرى (طوسى، 1414، ص 610)، حَمّادبن اسحاق موصلى (خطيب بغدادى، ج 9، ص 402؛ سمعانى، همانجا) و يعقوببن يزيد انبارى، كاتب خليفه منتصر (متوفى 248؛ طوسى، 1414، ص 457)، حديث شنيدهاست. مهمترين راوى احاديث رجاء ابوالمفضّل شيبانى (← طوسى، 1415، ص 387؛ نجاشى، ص 166)، از مشايخ نجاشى (← نجاشى، ص 396)، بودهاست.چنانكه پيشتر آمد، رجاء كتابى را از محمدبن حسنبن شمون روايت كردهاست كه حاوى روايتى بلند از وصيت پيامبراكرم به ابوذر بودهاست (← نجاشى، ص 336). ابوالمفضّل به سال 314 آن را از رجاء شنيده (طوسى، 1414، ص 525) و طوسى نيز در مجلس درس خويش در محرّم 457 آن را روايت كردهاست (← 1414، ص 525ـ539). افزون بر اين، ابوالمفضّل رواياتى درباره آداب و مناسك فقهى، فضائل ايام و شهور و مكارم اخلاقى از رجاء نقل كردهاست (براى نمونه ← همان، ص 457ـ458، 497، 525، 543؛ خطيب بغدادى، ج 16، ص 33؛ ابنطاووس، 1414ـ1416، ج 1، ص80؛ همو، 1371ش، ص 149ـ150). نجاشى (ص 166) رجاءبن يحيى را راوى رسالهاى با عنوان المقنعة فى ابوابالشريعة دانسته كه ابوالمفضّل شيبانى آن را از او روايت كردهاست. بنا بر روايتى كه ابنطاووس (1416، همانجا) نقل كرده، رجاء در 255 المقنعة را از امامحسن عسكرى عليهالسلام شنيدهاست (نيز ← آقابزرگ طهرانى، ج 22، ص 124). به گفته ابوالمفضّل شيبانى رجاءبن يحيى در 314 از دنيا رفت (← طوسى، 1414، ص 525).

منابع : آقابزرگ طهرانى؛ ابنداوود حلّى، كتاب الرجال، چاپ جلالالدين محدث ارموى، تهران 1383ش؛ ابنطاووس، اقبالالاعمال، چاپ جواد قيومىاصفهانى، قم 1414ـ1416؛ همو، جمالالاسبوع بكمال العمل المشروع، چاپ جواد قيومىاصفهانى، ]قم[ 1371ش؛ محمدبن على اردبيلى، جامع الرواة و ازاحة الاشتباهات عنالطرق و الاسناد، بيروت 1403/1983؛ احمدبن محمد برقى، كتاب الرجال، در ابنداوود حلّى، همان منبع؛ احمدبن عبدالرضا بصرى، فائقالمقال فى الحديث و الرجال، چاپ غلامحسين قيصريهها، قم 1380ش؛ مصطفىبن حسين تفرشى، نقدالرجال، قم 1418؛ علىاصغربن محمدشفيع جاپَلَقى بروجردى، طرائفالمقال فى معرفة طبقاتالرجال، چاپ مهدى رجايى، قم 1410؛ حرّ عاملى؛ علىبن محمد خزّاز رازى، كفاية الاثر فى النص على الائمة الاثنى عشر، چاپ عبداللطيف حسينى كوهكمرىخويى، قم 1401؛ خطيب بغدادى؛ خويى؛ سمعانى؛ شوشترى؛ محمدبن حسن طوسى، الامالى، قم 1414؛ همو، رجال الطوسى، چاپ جواد قيومىاصفهانى، قم 1415؛ حسنبن يوسف علامه حلّى، خلاصة الاقوال فى معرفة الرجال، چاپ جواد قيومىاصفهانى، ]قم[ 1417؛ عبداللّه مامقانى، تنقيح المقال فى علم الرجال، چاپ محيىالدين مامقانى، قم 1423ـ؛ محمدباقربن محمدتقى مجلسى، بحارالانوار، بيروت 1403/ 1983؛ همو، الوجيزة فى الرجال، چاپ محمدكاظم رحمانستايش، تهران 1378ش؛ نجاشى.

/ محسن معينى /

نظر شما
مولفان
محسن معینی ,
گروه
قرآن و حدیث ,
رده موضوعی
جلد 19
تاریخ 93
وضعیت چاپ
  • چاپ شده