راغب پاشا

معرف

صدراعظم، شاعر و مورخ عثمانى در قرن دوازدهم.
متن

راغبپاشا، صدراعظم، شاعر و مورخ عثمانى در قرن دوازدهم. او در ۱۱۱۰ در استانبول بهدنيا آمد. نامش محمد، تخلصش راغب و ملقب به قوجه (انديشمند) بود و بهمرور، به قوجه راغبپاشا شهرت يافت. محمد در كنار تحصيلاتش، نزد پدرش در دفترخانه عامره (دفتر ثبت املاك دربار) مشغول بهكار شد و سپس، در زمره كاتبان ديوان همايون درآمد و افندى لقب گرفت. همزمان، فارسى و عربى را بهخوبى آموخت و شروع به خواندن اشعار شاعرانى چون يوسف نابى (به تركى)، صائب تبريزى (متوفى ۱۰۸۱) و شوكت بخارايى (متوفى ۱۱۰۷؛ به فارسى) كرد و بعدها، نظيرههايى بر اشعار آنها سرود (راغبپاشا[۱] ، مقدمه ايزگوئر[۲] ، ص XXII-XXI). يك سال پس از لشكركشى عثمانيان به ايران در ۱۱۳۴، راغبافندى بهعنوان عامل عارفى احمدپاشا، والى ايروان، مأمور ثبت اراضى تازهتصرفشده در ايران شد (سامى، ذيل مادّه؛ اوزونچارشيلى[۳] ، ج ۴، بخش ۲، ص ۳۸۶). او در اواخر ذيقعده ۱۱۳۸، در هيئت مذاكرهكننده با طهماسب دوم، فرزند شاهسلطانحسين و بركشيده نادرشاه افشار، حضور يافت (همان، ج ۴، بخش ۲، ص ۳۸۶، پانويس ۱؛ راغبپاشا، همان مقدمه، ص XXIII-XXII). پس از يك سال، به استانبول بازگشت و به مقام جزيه محاسبهجىسى (محاسب جزيه) منصوب و در ۱۱۴۲، بهعنوان ناظر امور تيولداران و زعماى ايالت همدان، به آنجا اعزام شد (ثريا، ج ۲، ص ۳۵۹؛ ناجى[۴] ، ص ۲۲۱). راغبافندى در ۱۱۴۳ (با عنوان پاشا) به دفتردارى بغداد رسيد (همانجاها). دو سال بعد، بغداد به محاصره لشكر نادر (بعدآ نادرشاه افشار) درآمد (← دانشمند[۵] ، ج ۴، ص ۲۳) و احمدپاشا، والى بغداد، براى ايجاد تأخير تا رسيدن نيروى كمكى به فرماندهى توپال عثمانپاشا*، راغبپاشا را در محرّم ۱۱۴۵ به حضور نادر فرستاد. بدينترتيب، راغبپاشا از نادر براى تسليم قلعه بغداد مهلت گرفت (استرآبادى، ص ۲۰۲؛ راغبپاشا، همان مقدمه، ص XXIV). با شكست سپاه نادر از توپال عثمانپاشا و رفع محاصره بغداد در ۱۱۴۶، راغبپاشا به استانبول بازگشت و با كسب مقام ماليه تذكرهجىسى (مستشار مالى) تشويق شد (فائق رشاد[۶] ، ص ۲۸۹؛ جاويد، ص ۵). راغبپاشا در ۱۱۴۹، مأمور مذاكره با هيئت فرستاده نادرشاه به استانبول شد. او با شايستگيهايى كه در مذاكرات از خود نشان داد، در رمضان همان سال به مقام صدارت مكتوبچولوغى (معاون صدراعظم) ارتقا يافت (اوزونچارشيلى، ج ۴، بخش ۲، ص ۳۸۷). راغبپاشا از ۱۱۴۹ تا ۱۱۵۱، در مذاكرات صلح بين روسيه و عثمانى (با ميانجيگرى اتريش) در شهر نميروف[۷] شركت كرد. اين مذاكرات با هيئت لهستانى و سپس با ميانجيگرى فرانسه ادامه يافت (راغبپاشا، همان مقدمه، ص XXVIII-XXVII).راغبپاشا در بازگرداندن بلگراد به قلمرو عثمانى در ۱۱۵۱ تا ۱۱۵۲ سهم بسزايى داشت (جاويد؛ اوزونچارشيلى، همانجاها). رساله فتحيه بلغراد، از تأليفات راغبپاشا، گزارشى در شرح اين فتح مهم است. در نتيجه اين موفقيتها، راغبپاشا در ۱۱۵۳ به مقام رئيسالكتّابى رسيد كه در حكم وزارت امور خارجه بود (فائق رشاد؛ جاويد، همانجاها). او در دوره سه سال و سه ماهه رئيسالكّتابى خود موفقيتهايى در مذاكره با نمايندگان دولتهاى مختلف حاصل كرد. اين دوره از دورههاى درخشان سياسى در عثمانى بودهاست (اوزونچارشيلى، همانجا؛ د.ا.د.ترك، ذيل مادّه). راغبپاشا در ۱۱۵۷ به ولايت مصر فرستاده شد و در آنجا نيز اصلاحاتى بهانجام رساند (← يورگا[۸] ، ج ۴، ص ۳۷۲ـ ۳۷۵؛ د.اسلام، چاپ دوم، ذيل مادّه)، اما بعد از چند سال استعفا كرد. او در سالهاى ۱۱۶۰ تا ۱۱۶۳ محصل (مأمور ماليات) ولايت آيدين و در ۱۱۶۳ تا ۱۱۷۰، بهترتيب والى رَقّه و حلب شد و در ۱۱۷۰، اميرالحاج (سرپرست حج) و نيز والى شام گرديد (← ثريا، همانجا؛ جاويد، ص ۶؛ سامى، همانجا). راغبپاشا دوبار به صدارت رسيد. نخست، در دوره عثمان سوم (حك : ۱۱۶۷ـ۱۱۷۱) هشت ماه و سپس، در دوره مصطفى سوم (حك : ۱۱۷۱ـ۱۱۸۷) حدود شش سال صدارت كرد (دانشمند، ج ۴، ص ۳۹، ج ۵، ص ۶۱). او در دوره نخست صدارت، بهسبب ضعيفبودن شخصيت سلطان، محتاطانه عمل مىكرد (د.ا.ترك، ذيل مادّه)، اما در دوره دوم صدارت، كه داماد سلطان شد، با حمايت او اقدامات درخورتوجهى در امور داخلى و خارجى مملكت انجام داد؛ ازجمله، با سروساماندادن به امور مالى و افزايش منابع درآمد خزانه، تنظيم بودجهاى متعادل را امكانپذير ساخت (← راغبپاشا، همان مقدمه، ص XXXVI؛ فائق رشاد، ص ۲۹۰)؛ در بازسازى استانبول، كه از آتشسوزيهاى سالهاى ۱۱۵۹، ۱۱۶۸ و ۱۱۶۹ آسيبهاى فراوان ديده بود، سهم بسزايى داشت (← دانشمند، ج ۴، ص ۳۲، ۳۴، ۳۷ـ۳۸) و با استفاده از مهندسان و معماران اروپايى در توسعه شهر كوشيد (د.ا.د.ترك، همانجا). راغبپاشا براى رفع مسائلى كه دزدان دريايى پيشآورده بودند، با بعضى از كشورهاى اروپايى مذاكره كرد (همانجا؛ رفيق، ص۳۹۰) و در ارتش عثمانى، اصلاحات گستردهاى انجام داد (← اوزونچارشيلى، ج ۴، بخش ۲، ص ۵۸۳؛ راغبپاشا، همان مقدمه، ص XXXIX؛ د.ا.د.ترك، همانجا). او در ۱۱۷۶ درگذشت (سامى، همانجا؛ ايوانسرايى[۹] ، ص ۱۵). راغبپاشا بناها، راهها و آبراهههاى زيادى در ولاياتى كه خدمت كرده بود، ساخت (← ثريا، ج ۲، ص ۳۵۹؛ جاويد، ص ۷ـ۸؛ سامى، همانجا؛ راغبپاشا، همان مقدمه، ص LII). در كتابخانه مجموعه راغبپاشا در استانبول، حدود ۱۲۰۰ نسخه خطى كمياب گردآورى شده بود (د.ا.د.ترك، ذيل "Raªgâb Paía KÏtÏphanesi"). راغبپاشا از اديبان صاحبنام عثمانى بهشمار مىرود. اشعار حكيمانه راغبپاشا از نظر زبان و محتوا تحتتأثير سبك هندى است (كسيك[۱۰] ، ص ۱۵۰ـ۱۶۸). محمد فؤاد كوپرولو[۱۱] راغبپاشا را شخصيتى ممتاز در ميان شاعران قرن دوازدهم عثمانى، يكى از بزرگترين استادان مكتب نابى* و شاعرى با بيانى سالم و مسلط به تمام فنون نظم بهشمار آوردهاست (← قراعلىاوغلو[۱۲] ، ج ۱، ص ۷۰۷ـ۷۰۸). راغبپاشا آثار علمى و ادبى ارزشمندى از خود بهجا گذاشتهاست كه عبارتاند از: منشآت راغب؛ فتحيه بلغراد؛ تحقيق و توفيق؛ ديوان راغب؛ مجموعه راغبپاشا؛ سفينةالراغب و دفينةالمطالب؛ عروض رسالهسى (رساله عروض)؛ ترجمه مطلع السعدين؛ ترجمه روضةالصفا، كه اين دو ترجمه ناتمام ماندهاست (← د.اد.ترك، ذيل مادّه).

منابع : محمدمهدىبن محمدنصير استرآبادى، جهانگشاى نادرى، چاپ عبداللّه انوار، تهران ۱۳۴۱ش؛ محمد ثريا، سجل عثمانى، استانبول ۱۳۰۸ـ۱۳۱۵/۱۸۹۰ـ۱۸۹۷، چاپ افست انگلستان ۱۹۷۱؛ احمد جاويد، وَردِمُطَرّا، در عثمانزاده احمد تائب، حديقةالوزرا، استانبول ۱۲۷۱، چاپ افست فرايبورگ ۱۹۶۹؛ احمد رفيق، عالملر و صنعتكارلر، استانبول ۱۹۲۴؛ سامى؛

Hafâz Hüseyîn Ayvansarâyî, Vefeyât-i selâtîn ve meíâhîr-i ricâl, ed. Fahri Ç. Derin, Iè stanbul 1978; Iè smail Hami Daniímend, Iè zahli Osmanli tarihi kronolojisi, Iè stanbul 1971-1972; EI2, s.v. "R¦a_g_h_ib Pa_sh_a" (by F. Babinger); Faik Reíat, Eslâf: eski bilginler, düíünürler, íairler, ed. ìemsettin Kutlu, [Iè stanbul 1975]; IèA , s.v. "Râgâb Paía" (by Bekir Sâtkâ Baykal); Nicolae Iorga, Osmanli èImparatorlu§gu tarihi, tr. Nilüfer Epçeli, èIstanbul 2005; Seyit Kemal Karaalio§glu, Türk edebiyati tarihi, vol.1, Iè stanbul 1973; Beyhan Kesik, "Koca Râgâb Paía’nân íiirlerinde sebk-i Hindî tesiri", Sosyal bilimler araítirmalari dergisi, 2 (2009); Muallim Nâci, Osmanli íairleri, ed. Cemâl Kurnaz, Ankara 2000; Mehmed Râgâb b. Mehmed Râgâb Paía, Tahkik ve tevfik: Osmanli-Iè ran diplomatik münasebetlerinde mezhep tartiímalari, [tr.] and ed. Ahmet Zeki Iè zgöer, Iè stanbul 2003; TDVIèA , s.vv. "Râgâb Paía"(byMesut Aydâner),Râgâb Paía Kütüphanesi" (by Iè smail E. Erünsal); Iè smail Hakkâ Uzunçaríâlâ, Osmanli tarihi, vol.4, pt.2, Ankara 2003.

/ رحيم رئيسنيا /

1. Raªgâb Paía 2. Iè zgöer 3. Uzunçaríâlâ 4. Naªci 5. Daniímend 6. Faik Reíat 7. Namirov 8. Iorga 9. Ayvansaraª yªâ 10. Kesik 11. Mehmet Fuat Köprülü 12. Karaalio§glu

نظر شما
مولفان
رحیم رئیس نیا ,
گروه
آسیای صغیر و بالکان ,
رده موضوعی
جلد 19
تاریخ 93
وضعیت چاپ
  • چاپ شده