راشد، حسینعلی

معرف

خطيب و عالم دينى معاصر.
متن

راشد، حسينعلى، خطيب و عالم دينى معاصر. او در تير ۱۲۸۴ در روستايى در اطراف تربت حيدريه زاده شد. پدرش، ملاعباس تربتى، مشهور به حاج‌آخوند، عالمى زاهد و پرهيزكار بود (حسينعلى راشد، ۱۳۶۹ش، ص ۱۱۰، ۱۳۰، ۱۳۳ـ۱۳۴؛ همو، ۱۳۸۷ش، ص۱۲، ۱۸ـ۲۰؛ ريحان‌يزدى، ص۶۶). حسينعلى تحصيلات مقدماتى را در مكتب‌خانه و مدرسه اسحاق‌خانى، كه پدرش مدرّس آنجا بود، به‌پايان رساند، و در شانزده‌سالگى به مشهد رفت و ده سال از استادان برجسته و عالمان بزرگ آن شهر درس آموخت. او معانى و بيان را نزد اديب نيشابورى، فقه و اصول را نزد ميرزامحمدباقر مدرّس رضوى، سيدجعفر شهرستانى، حسن بُرسى و محمد نهاوندى، و شرح اشارات و بخش امور عامه از اسفار ملاصدرا را نزد آقابزرگ شهيدى فراگرفت. او سپس در درس خارج اصول ميرزامحمد آقازاده خراسانى (دو دوره) و ميرزامهدى اصفهانى (يك دوره ناقص) شركت كرد. حاج‌آقاحسين قمى و شيخ‌موسى خوانسارى، ديگر استادان او در دوره خارج فقه در مشهد بودند. راشد تدريس نيز مى‌كرد. او همچنين درباره موضوعات اجتماعى و ادبى و تاريخى، به‌ويژه تاريخ اديان و مذاهب، به مطالعه پرداخت. راشد در ۱۳۱۰ش به نجف رفت و در درس خارج فقه سيدابوالحسن اصفهانى و خارج اصول ميرزامحمدحسين نائينى شركت كرد، اما چند ماه بعد، به علت بيمارى، به مشهد بازگشت (حسينعلى راشد، ۱۳۶۹ش، ص ۱۷۸ـ۱۷۹؛ همو، ۱۳۸۷ش، ص ۱۲ـ۱۳؛ آقابزرگ طهرانى، قسم ۲، ص ۶۷۲؛ نيز  ← مشار، ج ۲، ستون ۹۲۸). راشد در ۱۳۱۲ش به شيراز رفت و حدود يكسال‌ونيم در آنجا ماند. از همانجا منبررفتن او آغاز شد و شخصيت او به‌عنوان يك خطيب شكل گرفت و به اين كار علاقه‌مند شد؛ به‌ويژه آنكه اهالى شيراز از مجالس سخنرانى وى به‌گرمى استقبال كردند. وى در راه بازگشت، بنا به تقاضا و اصرار مردم اصفهان در آنجا ماند و حدود پانزده ماه در آن شهر به وعظ و خطابه پرداخت. ولى، به‌گفته خود او، به‌علتى نامعلوم، در آذر ۱۳۱۴ به‌مدت ۷۵ روز به دست مأموران حكومتى به زندان افتاد و پس از آن نيز تا ۱۳۱۶ش،  در همان شهر تحت نظر و ممنوع از منبر بود (حسينعلى راشد، ۱۳۸۷ش، ص ۱۳ـ۱۴؛ نيز  ← بتول راشد، ص ۲۳؛ قس رفاهى، ص۱۲۰ـ۱۲۱، كه سبب دستگيرى راشد را سخنرانى عليه سياست حكومت وقت درباره كشف حجاب دانسته‌است). به تصريح خود او (۱۳۸۷ش، ص ۱۴) بر اثر فشارهايى كه در اين ماجرا به وى وارد شد، تا پايان عمر دچار نوعى بيمارى عصبى بود. راشد از ۱۳۱۶ش تا پايان عمر در تهران ساكن شد (بتول راشد؛ مشار، همانجاها). او نخست در چاپخانه مجلس، به فهرست‌نگارى و تصحيح متون در دست چاپ، اشتغال يافت. آنگاه در امتحان گزينش قضات شركت كرد، ولى پس از قبولى، از اين حرفه منصرف شد (بتول راشد، ص ۲۸ـ۲۹). به دنبال دعوت راديو ايران از وى، نخستين‌بار شبهاى نهم تا يازدهم محرّم ۱۳۶۱ (اوايل بهمن ۱۳۲۰) سخنرانى او از راديو پخش شد. سپس بر اثر استقبال فراوان شنوندگان، از ۱۶ بهمن ۱۳۲۰، سخنرانى او شبهاى جمعه هرهفته و همچنين شبهاى سوگوارى از راديو پخش مى‌شد (حسينعلى راشد، ۱۳۸۷ش، ص ۱۵؛ نيز  ← بتول راشد، ص ۲۳ـ۲۴؛ سپهرم، ص ۳۸۶؛ قس رفاهى، ص ۱۲۱، كه آغاز همكارى راشد با راديو را ۱۳۱۹ش دانسته‌است). منبرهاى راشد منظم و روشمند بود (محقق، ص ۶۱). او مطالب دينى و مباحث قرآنى را به شيوايى و به زبان ساده، بيان مى‌كرد و آرام و شمرده سخن مى‌گفت. سخنرانيهاى او از برنامه‌هاى پرشنونده و آموزنده راديو ايران بود. او نخستين روحانى و خطيبى بود كه با راديو ايران همكارى كرد و اين همكارى چند دهه استمرار داشت. از ديگر فعاليتهاى راشد مى‌توان به تشكيل كارگروهى (كميسيون) متشكل از راشد و برخى ديگر از استادان دانشگاه در وزارت فرهنگ در ۱۳۲۲ش با هدف تربيت دينى و اخلاقى دانش‌آموزان اشاره كرد. از تصميمات اين كارگروه برگزارى نيايش دسته جمعى و صبحگاهى دانش‌آموزان و سخنرانيهاى مذهبى راشد براى دانش‌آموزان دبيرستانها بود؛ مقرر گرديد اين سخرانيها نيز از راديو پخش شود ( ← صديق‌اعلم، ج ۳، ص ۹۲ـ۹۳). از قول راشد نقل شده‌است كه در ايام اوج مبارزات مردم در ۱۳۵۷ش، به‌رغم مخالفت او، سخنرانيهاى گذشته‌اش از راديو پخش مى‌شد ( ← حجتى كرمانى، ص ۷۰؛ درباره ويژگيها، موضوعات و شيوه انجام سخنرانيهاى او  ← حسينعلى راشد، ۱۳۸۷ش، ص ۱۴؛ خوانسارى، ص ۸۲ـ۸۳؛ محقق، ص ۶۰ـ۶۱؛ بتول راشد، ص ۲۳ـ۲۶). راشد در اواخر ۱۳۲۵ش و اوايل ۱۳۲۶ش، نخست براى زيارت عتبات به عراق رفت و سپس به كشورهاى سوريه، لبنان، فلسطين و مصر سفر كرد. او همچنين در ۱۳۲۹ش، براى معالجه به اروپا رفت و بيش از هفت ماه در كشورهاى فرانسه، انگليس، آلمان، سويس و ايتاليا گذراند و با فرهنگ و تمدن غربى آشنايى بيشترى يافت ( ← مشار، همانجا). جايگاه مردمى راشد سبب شد كه در ۱۳۳۰ش به‌عنوان نماينده دوره هفدهم مجلس شوراى ملى برگزيده شود. او فضاى سياسى مجلس را مطابق با اهداف و سلايق خود نيافت و اگرچه استعفا نكرد اما در مجلس حضور نيافت. مناصب ديگرى، از جمله وزارت معارف، نيز به راشد پيشنهاد شد، ولى او نپذيرفت ( ← شهيدى، ص ۴۸ـ۵۰؛ بتول راشد، ص ۲۹؛ نيز  ← جلالى، ص ۲۶۲؛ رفاهى، ص ۱۲۳ـ۱۲۴؛ براى مشروح سخنان راشد در مجلس شوراى ملى  ← ايران. مجلس شوراى ملى، دوره ۱۷، جلسه ۱۰، مورخ ۱۸ خرداد ۱۳۳۱). او در ۲۹ تير ۱۳۳۱ در پشتيبانى از نهضت ملى نفت بيانيه‌اى صادر كرد ( ← تركمان، ضميمه، ص ۵۳). راشد از ۱۳۲۶ش هم‌زمان در مدرسه عالى سپهسالار (شهيد مطهرى كنونى) و دانشكده علوم معقول و منقول دانشگاه تهران (از ۱۳۴۳ش با نام: دانشكده الهيات و معارف اسلامى) به تدريس فقه و فلسفه اسلامى پرداخت (حسينعلى راشد، ۱۳۸۷ش، ص۱۸؛ كسائى، ص ۱۱۲ـ۱۱۳). در ۱۳۴۲ش، كه فعاليتهاى جديد آموزشى و پژوهشى دانشكده علوم معقول و منقول در هفت گروه آموزشى شكل گرفت، راشد به رياست گروه فلسفه و حكمت اسلامى منصوب گرديد. او در ۱۳۴۵ش بازنشسته شد و از آن پس تا دو سال پيش از وفاتش، فقط به تدريس در مدرسه سپهسالار اشتغال داشت (كسائى، ص ۱۱۷ـ ۱۱۸). راشد در ۷ آبان ۱۳۵۹ش، در ۷۵ سالگى بر اثر سكته مغزى درگذشت و در گورستان بهشت زهراى تهران به‌خاك سپرده شد (بتول راشد، ص ۴۳؛ براى آگاهى از انتقادهايى كه به راشد مى‌شد و پاسخ آن  ← حجتى كرمانى، ص ۶۶ـ۷۰). از بارزترين ويژگيهاى اخلاقى او، مناعت طبع، صداقت، نظم و تواضع بود ( ← شهيدى، ص ۴۸ـ۵۲؛ محقق، ص ۶۰، ۶۲). متن سخنرانيهاى راديويى راشد علاوه‌بر انتشار در برخى روزنامه‌ها، از جمله اطلاعات و كوشش، در چند مجموعه نيز به‌چاپ رسيد، از جمله: سخنرانيهاى راشد، شامل چند دوره از سخنرانيهاى راديويى او در شش مجلد (تهران ۱۳۲۱ـ ۱۳۲۴ش)؛ فلسفه عزادارى سيدالشهداء، شامل سخنرانى او در يك دهه محرّم (تهران ۱۳۳۷ش)؛ اسلام و قرآن، مجموعه سخنرانيهاى او درباره قرآن، (تهران ۱۳۴۰ش)؛ و آخرين سخنرانيهاى راشد، شامل سخنرانيهاى او از مهر ۱۳۵۶ تا مهر ۱۳۵۷ (تهران ۱۳۸۱ش). مهم‌ترين آثار مكتوب راشد عبارت است از: ۱) دو فيلسوف شرق و غرب: صدرالمتألهين و انيشتين، درباره نظريه «نسبيت» انيشتين و «حركت جوهرى» ملاصدرا (تهران ۱۳۱۸ش). ۲)فضيلت‌هاى فراموش‌شده: شرح‌حال حاج‌آخوند ملاعباس تربتى. راشد در اين اثر ضمن بيان خاطراتى درباره پدرش، مطالبى نيز درباره خود آورده‌است (تهران ۱۳۶۹ش). ۳) تفسير قرآن: سوره حمد و بقره (تهران ۱۳۷۱ش). راشد مقالاتى نيز براى روزنامه‌هاى اطلاعات و ايران و مجلاتِ مهر، شهربانى و ايران امروز مى‌نوشت (حسينعلى راشد، ۱۳۸۷ش، ص ۱۴). مجموعه مقالات وى در روزنامه اطلاعات در فاصله ۱۳۱۹ش تا ۱۳۲۴ش باعنوان مقالات راشد (تهران ۱۳۸۱ش) چاپ شده‌است. او همچنين رساله‌هايى به عربى در برخى مباحث اصول فقه، ازجمله «مشتق»، «طلب و اراده»، «برائت»، «استصحاب»، «حجيت ظواهر قرآن» و «حجيت خبر واحد» تأليف كرده كه به‌چاپ نرسيده‌است (همانجا).


منابع : محمدمحسن آقابزرگ طهرانى، طبقات اعلام‌الشيعة: نقباءالبشر فى القرن الرابع عشر، قسم ۱ـ۴، مشهد ۱۴۰۴؛ ايران. مجلس شوراى ملى، مشروح مذاكرات مجلس شوراى ملى، كتابخانه، موزه و مركز اسناد مجلس شوراى اسلامى، ۱۳۹۳ش.


Retrieved Sept.17, 2014, from http://www.ical.ir/ index. php? option= com-mashrooh & view = session & id= 22988&Itemid=38;


محمد تركمان، نقدى بر مصدق و نبرد قدرت، به‌انضمام اسنادى درباره رابطه علما با دكتر مصدق، تهران ۱۳۷۱ش؛ غلامرضا جلالى، «حيات راشد: مرورى بر زندگى علمى و سياسى شيخ‌حسينعلى راشد»، پيام حوزه، سال ۶، ش ۳ (پاييز ۱۳۷۸)؛ محمدجواد حجتى كرمانى، «راشد و حقى كه بر ما داشت»، در با راست‌قامتان پهنه اندرز: يادنامه راشد، به كوشش جعفر پژوم، تهران: سخن، ۱۳۸۷ش؛ محمد خوانسارى، «سخنانش شنونده را مسحور مى‌كرد»، در همان؛ بتول راشد، «ياد پدر»، در همان؛ حسينعلى راشد، «زندگينامه خودنوشت»، در همان؛ همو، فضيلت‌هاى فراموش‌شده : شرح‌حال حاج‌آخوند ملاعباس تربتى عارف فرزانه عالم وارسته و شخصيت كم‌نظير تاريخ معاصر، تهران ۱۳۶۹ش؛ خليل رفاهى، گردش ايام: خاطراتى از حوزه و دانشگاه، داخل و خارج كشور، اصفهان ۱۳۹۱ش؛ عليرضا ريحان يزدى، آينه دانشوران، با مقدمه و تعليقات و اضافات ناصر باقرى بيدهندى، قم ۱۳۷۲ش؛ اميرمسعود سپهرم، تاريخ برگزيدگان و عده‌اى از مشاهير ايران و عرب، تهران ۱۳۴۱ش؛ جعفر شهيدى، «چند خاطره از خطيب وارسته مرحوم راشد»، در با راست‌قامتان پهنه اندرز، همان؛ عيسى صديق اعلم، يادگار عمر، تهران ۱۳۳۸ـ۱۳۵۶ش؛ نوراللّه كسائى، «استاد راشد و گروه فلسفه دانشكده الهيات»، در با راست‌قامتان پهنه اندرز، همان؛ مهدى محقق، «يادى از مرحوم راشد»، در همان؛ خانبابا مشار، مؤلفين كتب چاپى فارسى و عربى، تهران ۱۳۴۰ـ۱۳۴۴ش.


/ شهرام صحرائى /      

نظر شما
مولفان
شهرام صحرایی ,
گروه
فقه وحقوق ,
رده موضوعی
جلد 19
تاریخ 93
وضعیت چاپ
  • چاپ شده