رازی

معرف

نام سه تن از مورخان ایرانی‌تبار مسلمان اندلس.
متن

رازی، نام سه تن از مورخان ایرانی تبار مسلمان اندلس.

۱) محمدبن موسی بن بَشیربن جَنّاد/ حَمّادبن لَقیط کِنانی رازی، بزرگ خاندان رازی. اصل وی از شهر ری بود و ازاین رو، به رازی شهرت داشت (ابن فَرَضی، قسم ۱، ص ۴۲؛ یاقوت حموی، ج ۱، ص ۴۷۲؛ مَقَّری، ج ۳، ص ۱۱۱). او در ۲۴۹ یا ۲۵۰، به عنوان تاجر وارد اندلس شد و حامل نامه امیر اَغلَبی افریقیه*، ابراهیم بن احمدبن محمدبن اَغْلَب (حک : ۲۶۱ـ ۲۸۹)، برای امیر اموی قُرطُبه، محمدبن عبدالرحمان (حک : ۲۳۸ـ۲۷۳)، بود (قفطی، ج ۱، ص ۱۳۶؛ ابن ابّار، ۱۹۹۵، ج ۲، ص ۱۵۵). محمدبن عبدالرحمان که طالب کسب اخبار درباره عباسیان و خاندانهای حکومتگر مشرق جهان اسلام بود، رازی را به خود نزدیک کرد و وی را با نامه ای نزد ابراهیم بن احمد فرستاد تا مناسبات دو دولت را مستحکم سازد. رازی نزد محمدبن عبدالرحمان جایگاه رفیعی یافت و همواره اخبار مشرق جهان اسلام را به وی اطلاع می داد (ابن حَیّان، ۱۳۹۳، ص ۲۶۵ـ۲۶۷؛ نیز ← عبدالواحد ذنون طه، ۲۰۰۴، ص ۲۹). رازی در دوره مُنذِربن محمد اموی (حک : ۲۷۳ـ۲۷۵) نیز به اندلس رفت و نزد وی منزلت یافت و مشاور او شد. پس از مرگ ناگهانی منذر در ۲۷۵، رازی اندلس را به قصد مغرب اقصا ترک کرد، اما در شهر اِلبیره[۱] ، در جنوب اندلس، بیمار شد و در ۲۷۷ در آنجا درگذشت. پسر سه ساله اش، احمد (← ادامه مقاله)، در اندلس رشد کرد و به علم و ادب روی آورد (ابن حیّان، ۱۳۹۳، ص ۲۶۹؛ قس ابن ابّار؛ مقّری، همانجاها، که زمان درگذشت وی را در ربیع الآخر ۲۷۳ ذکر کرده اند). اطلاعات موجود از فعالیتهای علمی رازی بسیار اندک است. براساس روایتی از نوه اش، عیسی بن احمد رازی (← ابن حیّان، ۱۳۹۳، ص ۲۶۵ـ۲۶۹)، مبنی بر اینکه محمد رازی مجال و فرصتی برای تدوین و نگارش نداشته (عبدالواحد ذنون طه، ۲۰۰۴، ص ۳۱)، برخی از نویسندگان همچون لوی ـ پرووانسال[۲] و امیلیو گارسیا گومس[۳] بر این باورند که از وی هیچ کتاب یا نوشته ای در زمینه تاریخ باقی نمانده است؛ اما براساس نوشته های دیگر مورخان، محمد رازی به رغم اشتغال به سفارت و تجارت، در علوم و نگارش نیز دست داشته است (ابن ابّار؛ مقّری، همانجاها). ابوبکر محمدبن عیسی بن مُزَیْن، کاتب اندلسی (درباره خاندان مُزین ← ابن ابّار، ۱۹۶۳ـ۱۹۶۴، ج ۱، ص ۸۸)، از کتاب تاریخی کوچکی به نام الرّایات (پرچمها) نوشته محمد رازی خبر داده که آن را در ۴۷۱، در کتابخانه ای در اشبیلیّه[۴] یافته و مشتمل است بر اطلاعاتی مهم درباره فتح اسپانیا به دست مسلمانان. ظاهرآ رازی اطلاعات ارزشمندی درباره چگونگی فتح این سرزمین به دست موسی بن نُصَیْر* و قبایل مختلف عرب، داده است (← غَسّانی، ص۱۶۰ـ۱۶۲؛ عبدالواحد ذنون طه، ۲۰۰۴، ص ۳۱ـ۳۲؛ همو، ۱۹۸۷، ص ۱۰۶). این اثر رازی به دست ما نرسیده است و فقط برخی از اطلاعات آن را، که ابن مزین اقتباس کرده بود، محمدبن عبدالوهاب غسّانی به هنگام سفارتش به اسپانیا در ۱۱۰۳/ ۱۶۹۱، در سفرنامه اش به نام رِحْلَةُ الوزیر فی افتِکاک الاَسیر (ص ۱۶۵) ذکر کرده است. الرّایات رازی ظاهرآ اولین اثری بوده که در آن، از موضوع پراکندگی قبایل عرب و استقرار آنها در اندلس صحبت شده است. به نظر می رسد، مورخان دیگر مانند پسرش احمدبن محمد رازی، ابن حَزْم اندلسی (متوفی ۴۵۶)، ابن غالب (قرن ششم) و احمدبن محمد مَقَّری (متوفی ۱۰۴۱) نیز از آن بهره مند بوده اند، بی آنکه نامی از مأخذ اصلی خود برده باشند (← حسین مؤنس، ۱۴۰۶، ص ۲۹؛ عبدالواحد ذنون طه، ۲۰۰۴، ص ۳۲). بخشی از روایت ابن مزین، به نقل از محمد رازی، در کتابهایی چون فتح اندلس از مؤلفی مجهول و الرسالة الشریفة (بخشی از کتاب رحلة الوزیر غسّانی) یافت می شود (عبدالواحد ذنون طه، ۲۰۰۴، همانجا).

۲) احمدبن محمدبن موسی رازی، ادیب، شاعر، لغت شناس، و مورخ بزرگ اندلسی. کنیه اش ابوبکر و به تاریخی ملقب بود (زُبَیدی، ص ۳۰۲؛ ابن فرضی، قسم ۱، ص ۴۲؛ ابن ابّار، ۱۹۹۵، همانجا؛ مقّری، همانجا). او در ۱۰ ذیحجه ۲۷۴، در قرطبه و به روایتی در البیره به دنیا آمد (ابن فرضی، همانجا؛ یاقوت حموی، ج ۱، ص ۴۷۲). رازی از دوره کودکی جویای علم و ادب بود و سپس، به مباحث تاریخی علاقه مند شد و نزد استادان بزرگ و مشهور قرطبه مانند احمدبن خالد (متوفی ۳۲۲) و ابومحمد قاسم بن اَصْبَغ بیّانی* (متوفی ۳۴۰) شاگردی کرد (عبدالواحد ذنون طه، ۱۹۸۷، ص ۹۸). احمد رازی در ۱۲ رجب ۳۴۴ درگذشت (ابن فرضی، همانجا). رازی در نوشته هایش از محدّثان و بزرگان اندلس مانند محمدبن ولید قُرَشی و اصبغ، کاتب اِشبیلی (ابن حیّان، ۱۳۹۳، ص ۱۳۵، ۲۷۷) و با واسطه، از محمدبن عیسی بن عبدالواحد مَعافِری (متوفی ۲۲۱ یا ۲۲۲؛ ابن فرضی، قسم ۲، ص ۵؛ ضبّی، ص ۹۸ـ۹۹) و نیز از آثار مکتوب پیشینیان مثل قضاة قرطبه اثر محمدبن حارث خُشَنی* (متوفی ح ۳۶۶) و الفقهاء و القضاة بقرطبة و الاندلس اثر احمدبن محمدبن عبدالبرّ (متوفی ۳۴۱؛ عبدالواحد ذنون طه، ۲۰۰۴، ص ۳۹ـ۴۰؛ همو، ۱۹۸۷، ص ۱۰۲ـ۱۰۳) مطالبی نقل کرده است. او که در اندلس پدر علوم تاریخ و جغرافیا به شمار می رود (حسین مؤنس، ۱۴۰۶، ص ۵۶)، کتابهای متعددی در تاریخ و جغرافیای این سرزمین نوشت که متأسفانه همه آنها از بین رفته اند و فقط در کتابهای دیگر مورخان به آنها اشاره شده است. ازجمله کتابهای مفقود وی اینهاست :

الف) (الاستیعاب فی) اَنساب مشاهیرالاندلس، در پنج مجلد بزرگ، که از بهترین و کامل ترین کتابهای انساب محسوب می شده است (ابن حزم، ص ۱۷؛ حمیدی، ج ۱، ص ۱۶۸؛ یاقوت حموی، ج ۱، ص ۴۷۳). این اثر مهم رازی که در تألیف آن از الانساب قاسم بن اصبغ و الرّایات پدرش (محمدبن موسی رازی) استفاده کرده بود (عبدالواحد ذنون طه، ۲۰۰۴، ص ۳۴)، جزو منابع مهم ابن اَبّار* (متوفی ۶۵۸؛ ج ۱، ص ۵۴ـ۵۵، ۶۸، و جاهای دیگر) و لسان الدین ابن خطیب* (متوفی ۷۷۶؛ ج ۲، ص ۱۳۳) بوده است. ب) صفة قرطبة و خِططُها و منازلُالاعیان بها. رازی در این کتاب از شیوه نگارش ابن ابی طاهر طَیفور* (متوفی ۲۸۰)، مؤلف کتاب اخبار بغداد، پیروی کرده بود (ابن حزم؛ حمیدی، همانجاها؛ ضبّی، ص۱۴۰؛ مقّری، ج ۳، ص ۱۷۳). ج) مسالک الاندلس و مَراسیها و امّهات مُدنها و اَجنادها الستة و خواص کل بلد منها. احتمالا ابوعبید بَکری* (متوفی ۴۸۷) در المسالک و الممالک (ج ۲، ص ۸۹۶) و ابن عبدالمنعم حِمیَری (متوفی بعد از ۹۰۰) در الرَّوضُ المِعْطار* (ص ۳۲ـ ۳۳)، هر دو از این اثر رازی بهره گرفته اند. به نظر برخی، این اثر مقدمه جغرافیایی اخبار ملوک الاندلس بوده که اصل عربی آن مفقود است و فقط ترجمه اسپانیایی آن (براساس ترجمه های پرتغالی و لاتین) در دسترس است. این اثر حائز اهمیتی بسزاست، چرا که پیش از رازی کسی درباره جغرافیای اندلس مطلبی ننوشته است (نیز ← ابن حزم، ص ۶؛ مقّری، ج ۳، ص۱۶۰؛ حسین مؤنس، ۱۴۰۶، ص ۲۶؛ عبدالواحد ذنون طه، ۲۰۰۴، ص ۴۴). د) مَغازی الاندلس، که احتمالا بخشی از کتاب مهم رازی یعنی اخبار ملوک الاندلس (← ادامه مقاله) بوده است (← ذهبی، ج ۸، ص ۲۵۵). ه ) المختصر، که ظاهرآ خلاصه ای از اخبار ملوک الاندلس بوده است (← ابن حیّان، ۱۹۷۹، ص ۳۶۲). و) التاریخ الصغیر. ز) التاریخ الاوسط (برای اطلاع درباره دو اثر اخیر ← یاقوت حموی، ج ۱، ص ۴۷۳؛ صفدی، ج ۸، ص ۱۳۱). ح) اعیان الموالی. ذهبی (ج ۱۶، ص ۱۰۸) از این کتاب با عنوان تاریخ اعیان الموالی بالاندلس یاد کرده است، بی آنکه نام مؤلف را برده باشد (نیز ← بروکلمان، ج ۳، ص ۸۷). ط) اخبار ملوک الاندلس و خِدمَتهم و غزواتهم و نُکَباتهم، مهم ترین و بزرگ ترین اثر رازی (ابن حزم، ص ۱۷). گاهی نام آن به صورت اخبار (اهل) الاندلس و تواریخ دُوَل الملوک فیها ذکر شده است (زبیدی، ص ۳۰۲؛ ابن فرضی، قسم ۱، ص ۴۲). این اثر حاوی مطالبی جامع درباره تاریخ اندلس و جغرافیای آن تا دوره نویسنده است و رازی در آن همه نواحی و کلیه حوادث تاریخی اندلس را وصف کرده است (← عبدالواحد ذنون طه، ۱۹۸۷، ص ۹۹ـ۱۰۰). او در ذکر اطلاعات درباره تاریخ سرزمینش از منابع شرقی متعدد بهره برده است، مثلا اخبار فتح اندلس و فتوحات موسی بن نصیر برگرفته از نوشته محمدبن عمر واقدی (متوفی ۲۰۷)، به نقل از ابن ریاح است، که ابن ریاح نیز از پدرش (یکی از تابعین همراه موسی بن نصیر در فتح اندلس) نقل کرده است. همچنین، روایات رازی از عبدالملک بن حبیب سُلَمی (متوفی ۲۳۸)، فقیه و مورخ اندلسی، به نقل از برخی تابعین است (← ابن عذاری، ج ۲، ص ۶، ۱۳؛ مقّری، ج ۱، ص ۸، ۲۷۸؛ عبدالواحد ذنون طه، ۱۹۸۷، ص ۱۰۳). به نظر برخی پژوهشگران، رازی در نوشتن بخش نخست این اثر از تاریخ پاولوس اوروسیوس[۵] (متوفی ۴۲۰م)، مورخ اسپانیایی، استفاده کرده است. اثر اوروسیوس را قاسم بن اصبغ با همکاری ولیدبن خیزران، قاضی مسیحیان قرطبه، از لاتین به عربی ترجمه کرده بود (حسین مؤنس، ۱۴۰۶، ص ۳۷ـ۴۰، ۵۴ـ۵۵؛ نیز ← ابن جلجل، ص ۲ـ۳، ۱۲). در ۱۲۶۸/ ۱۸۵۲، پاسکوال دو گایانگوس[۶] برای نخستین بار نسخه ای از این بخش کتاب را در مادرید به اسپانیایی چاپ و منتشر کرد و حدود یک قرن بعد، لوی ـ پرووانسال در ۱۳۷۲/ (۱۳۳۲ش)/ ۱۹۵۳ براساس ترجمه پرتغالی و اقتباسهای موجود از این اثر در منابع عربی، آن را بازسازی کرد و با عنوان >«شرح وصف اسپانیا» از احمد رازی<[۷] به فرانسه برگرداند و منتشر نمود (حسین مؤنس، ۱۴۰۶، ص۶۰ـ۷۲؛ عبدالواحد ذنون طه، ۲۰۰۴، ص ۴۷). بخش دوم کتاب را، که به زبان لاتین و شامل حوادث تاریخی اسپانیا از کهن ترین ادوار تا ورود طارق بن زیاد به اندلس بود، در ۱۳۰۹/۱۸۹۲ ادواردو سائاودرا[۸] ، خاورشناس اسپانیایی، در پیوست پژوهش خود راجع به فتح اندلس به دست مسلمانان، با عنوان >بخشهای چاپ نشده از وقایع نامه رازی<[۹] به اسپانیایی ترجمه کرد و در مادرید به چاپ رساند (عبدالواحد ذنون طه، ۲۰۰۴، ص ۴۵؛ قس حسین مؤنس، ۱۹۵۹، ص ۱۱). برخی از خاورشناسان مانند راینهارت دوزی[۱۰] و پاسکال دو گایانگوس، در اصالت این بخش و تعلق آن به رازی شک کرده اند و آن را تألیف کشیشی پرتغالی به نام خیل پرس[۱۱] دانسته اند (← عبدالواحد ذنون طه، ۲۰۰۴، همانجا؛ همو، ۱۹۸۷، ص ۱۰۶). بیشتر کتابهای احمد رازی، به ویژه اخبار ملوک الاندلس، جزو منابع اصلی بسیاری از مورخان و جغرافی دانان سده های بعد مثل ابن حیّان (متوفی ۴۶۹؛ ص ۲۲، ۲۴ـ۲۵، ۲۸، ۳۸ـ۳۹، و جاهای دیگر، مقدمه مکی، ص ۹۰، ۱۰۵ـ۱۰۶)، ابن اَبّار (۱۹۶۳ـ۱۹۶۴، ج ۱، ص ۵۴ـ۵۵، ۶۸، ۱۳۳، ۱۴۴ـ ۱۴۵، ۱۹۰ـ ۱۹۱، ۲۳۸، و جاهای دیگر)، ابن عذاری (ج ۲، ص ۴، ۶، ۸، ۱۳، ۲۴، و جاهای دیگر)، ابن خطیب (ج ۴، ص ۲۳۱، ۲۷۱)، حمیری (ص ۳۲ـ۳۳) و مَقَّری (ج ۱، ص ۱۲۸ـ۱۲۹، ج ۲، ص ۱۴۹، ج ۳، ص ۱۱۱، ۱۶۰، ۱۷۴) بود. مورخان دیگری نیز در تدوین تاریخ اندلس از آثار احمد رازی بهره گرفته اند، ازجمله احمدبن سعیدبن ابی الفیاض (متوفی ۴۵۹؛ ص ۳۴ـ۳۵، ۷۲، ۷۶ـ۷۷، ۸۱ـ۸۳، ۸۶)، احمدبن عمر ابن دلائی عُذری (متوفی ۴۷۸؛ ص ۲۵)، ابوعبید بکری (ج ۲، ص ۷۵۳)، ابن غالب غَرناطی (قرن ششم؛ ص ۱۲ـ۱۳)، ابن ابّار (۱۹۶۳ـ۱۹۶۴، ج ۱، ص ۵۴) و محمدبن علی ابن شُبّاط (متوفی ۶۸۱؛ ص ۱۲۹).

۳) عیسی بن احمدبن محمد رازی، مورخ و ادیب (ابن حیّان، ۱۳۹۳، ص ۲۶۵؛ ابن ابّار، ۱۹۹۵، ج ۴، ص ۴؛ مراکشی، سفر۵، قسم ۲، ص ۴۹۱). درباره زندگی وی در منابع اطلاع چندانی نیست. او در نگارش آثارش از روایات افرادی چون پدرش احمد رازی (← ابن حیّان، ۱۹۳۷، ص ۳۳؛ ابن ابّار، ۱۹۹۵، ج ۴، ص ۴)، ابوصالح فقیه (ابن حیان، ۱۹۳۷، ص ۳۵ـ ۳۶)، محمدبن موسی قرطبی معروف به اَقَشتین[۱۲] (متوفی ۳۰۷) و فَرَج بن سلّام قرطبی (همو، ۱۳۹۳، ص ۱۰۴، ۲۹۵) بهره برد. ابن ابّار (همانجا) به نقل از ابن حیان، تاریخ درگذشت عیسی رازی را شعبان ۳۷۹ ذکر کرده است. او درعین حال اشاره کرده، در جایی خوانده که عیسی بن احمد رازی سرآغاز حکومت ابن حمود را در ۴۰۷ درک کرده است. آثار عیسی رازی همگی از بین رفته اند و فقط در آثار مورخان بعدی به آنها اشاره شده است، ازجمله کتابی در باب تاریخ که وی برای خلیفه اموی، حَکَم مُستَنصَر (حک : ۳۵۰ـ۳۶۶)، نوشت (ابن ابّار؛ مراکشی، همانجاها). به نظر می رسد، این اثر همان الموعَب است که ابن حیّان (۱۳۹۳، ص ۳۲۹) به آن اشاره کرده و آن را کتابی مهم شمرده است. ظاهرآ، او این اثر را در تکمیل کتاب اخبار ملوک الاندلس پدرش نوشته است (← همان، تعلیقات مکی، ص ۵۸۲؛ عبدالواحد ذنون طه، ۲۰۰۴، ص ۴۹). این اثر با نخستین رویدادهای فتح اندلس آغاز شده و سپس حوادث گوناگون دوران امارت و خلافت امویان اندلس در آن ذکر شده است. عیسی رازی نیز مانند پدرش، با استفاده از شیوه سالشمار، تا حوادث سال ۳۶۲ را ذکر کرده است (ابن حیّان، ۱۹۶۵، ص ۹۵ـ۹۶؛ نیز ← عبدالواحد ذنون طه، ۲۰۰۴، ص ۴۹). مورخان بعدی مثل ابن حیّان (۱۳۹۳، ص ۱۰۴، ۱۷۶، ۲۹۵؛ همو، ۱۹۳۷، ص ۲، ۴، ۸؛ همو، ۱۹۷۹، ص ۲۷۲، ۳۰۵، ۳۴۴؛ همو، ۱۹۶۵، ص ۳۸ـ۳۹، ۶۲ـ۶۳، ۹۶) و ابن ابّار (۱۹۶۳ـ ۱۹۶۴، ج ۱، ص ۳۷) از این کتاب بهره گرفته اند. عیسی رازی کتاب الحُجّاب للخلفاء بالاندلس و الوزراء و الوزارة را نیز برای منصور محمدبن ابی عامر، حاجب معروف امویان، نوشت (همو، ۱۹۹۵، ج ۴، ص ۴؛ مراکشی، همانجا).

منابع: ابن ابّار، التکملة لکتاب الصلة، چاپ عبدالسلام هراس، بیروت ۱۴۱۵/ ۱۹۹۵؛ همو، الحُلة السیراء، چاپ حسین مؤنس، قاهره ۱۹۶۳ـ۱۹۶۴؛ ابن ابی الفیاض، ]کتاب العبر فی التاریخ، چاپ همراه با ترجمه اسپانیایی از کامیلو آلوارث د مورالس، غرناطه (گرانادا) ۱۹۷۹[؛ ابن جلجل، طبقات الاطباء و الحکماء، چاپ فؤاد سید، قاهره ۱۹۵۵؛ ابن حزم، رسالة ابی محمد ابن حزم فی فضائل الاندلس، در فضائل الاندلس و اهلها، چاپ صلاح الدین منجد، ]بیروت[: دارالکتاب الجدید، ]بی تا.[؛ ابن حَیّان، کتاب المُقتبس فی تاریخ رجال الاندلس، قسم ۳، چاپ ملچور آنتونیا، پاریس ۱۹۳۷؛ همو، المُقتبس، ج ۵، چاپ چالمتا، مادرید ۱۹۷۹؛ همو، المُقتبس فی اخبار بلد الاندلس، چاپ عبدالرحمان علی حجی، بیروت ?] ۱۹۶۵[؛ همو، المُقتبس من انباء اهل الاندلس، چاپ محمود علی مکی، بیروت ۱۳۹۳/ ۱۹۷۳؛ ابن خطیب، الاحاطة فی اخبار غرناطة، چاپ محمدعبداللّه عنان، قاهره ۱۳۹۳ـ۱۳۹۷/۱۹۷۳ـ۱۹۷۷؛ ابن دلائی، نصوص عن الاندلس من کتاب توصیع الاخبار، و تنویع الآثار والبستان فی غرائب البلدان و المسالک الی جمیع الممالک، چاپ عبدالعزیز اهوانی، مادرید ۱۹۶۵؛ ابن شباط، قطعة فی وصف الاندلس و صقلیة من کتاب صلة السمط و سمة المرط، در ابن کردبوس، تاریخ الاندلس لابن کردبوس، چاپ احمدمختار عبّادی، مادرید ۱۹۷۱؛ ابن عذاری، البیان المُغرِب فی اخبار الاندلس و المَغرب، ج ۲، چاپ ژ.س.کولن و ا.لوی ـ پرووانسال، بیروت ۱۹۸۳؛ ابن غالب، نص الاندلسی جدید: قطعة من کتاب فرحة الانفس فی تاریخ الاندلس، چاپ لطفی عبدالبدیع، ]قاهره [۱۹۵۶؛ ابن فَرَضی، تاریخ علماءالاندلس، قاهره ۱۹۶۶؛ کارل بروکلمان، تاریخ الادب العربی، ج ۳، نقله الی العربیة عبدالحلیم نجار، قاهره ] ۱۹۷۴[؛ عبداللّه بن عبدالعزیز بکری، کتاب المسالک و الممالک، چاپ ادریان فان لیوفن و اندری فری، تونس ۱۹۹۲؛ حسین مؤنس، تاریخ الجغرافیة و الجغرافیین فی الاندلس، قاهره ۱۴۰۶/۱۹۸۶؛ همو، فجرالاندلس: دراسة فی تاریخ الاندلس من الفتح الاسلامی الی قیام الدولة الامویة (۷۱۱ـ۷۵۶م)، قاهره ۱۹۵۹؛ محمدبن فتوح حُمَیدی، جَذوَةُالمُقتبس فی تاریخ علماء الاندلس، چاپ ابراهیم ابیاری، قاهره ۱۴۱۰/۱۹۸۹؛ محمدبن عبدالمنعم حِمْیَری، الروض المعطار فی خبرالاقطار، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۹۸۴؛ ذهبی؛ محمدبن حسن زُبـَیدی، طبقات النحویین و اللغویین، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره ] ۱۹۸۴[؛ صفدی؛ احمدبن یحیی ضبّی، کتاب بُغیة الملتمس فی تاریخ رجال اهل الاندلس، مادرید ۱۸۸۴؛ عبدالواحد ذنون طه، دراسات فی التاریخ الاندلسی، موصل ۱۹۸۷؛ همو، نشأة تدوین التاریخ العربی فی الاندلس، بیروت ۲۰۰۴؛ محمدبن عبدالوهاب غَسّانی، سفیر مغربی فی مدرید فی نهایة القرن السابع عشر: رحلة الوزیر فی افتکاک الاسیر، چاپ عبدالرحیم بنجاده، توکیو ۲۰۰۵؛ علی بن یوسف قِفطی، اِنباه الرواة علی اَنباه النحاة، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، ج ۱، قاهره ۱۳۶۹/۱۹۵۰؛ محمدبن محمد مراکشی، الذیل و التکملة لکتابی الموصل و الصلة، سفر۵، قسم ۲، چاپ احسان عباس، بیروت ]بی تا.[؛ احمدبن محمد مَقَّری، نفح الطیب، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۳۸۸/۱۹۶۸؛ یاقوت بن عبداللّه یاقوت حموی، معجم الادباء، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۹۹۳.

/ لیلا خان احمدی /

[۱] . Elvira [۲] . Evariste Lإvi Provenµal [۳] . Emilio Garcia Gئmez [۴] . Seville [۵] . Paulus Orosius [۶] . Pascual de Gayangos [۷] La "Description de l&#۳۹;Espangne" d&#۳۹;Ahmad al-Razi. [۸] . Eduardo Saavedra [۹] Fragmentos inإditos de la crئnica llamada del Moro Rasis. [۱۰] . Reinhart Dozy [۱۱] . Gil Pإrez [۱۲] . Augustine

نظر شما
مولفان
لیلا خان احمدی ,
گروه
تاریخ ,
رده موضوعی
جلد 19
تاریخ 93
وضعیت چاپ
  • چاپ شده