رویت هلال

معرف

دیدن و یافتن ماه در شبهای آغاز ماه قمری.
متن

   رؤیت هلال، دیدن و یافتن ماه در شبهای آغاز ماه قمری. واژة رؤیت از ریشه «رأی» به معنای دیدن و هلال از ریشة «ه  ل ل» به معنای ماه نو در شب اول یا سه شب اول ماه قمری است ( خلیلبن احمد؛ جوهری؛ ابنمنظور، ذیل «رأی» و «هلل»؛ قس فیروزآبادی، ذیل «هلل»، که نوشتهاست هلال به نور ماه قمری تا شب هفتم و نیز دو شب آخر ماه هم گفته میشود). معنای اصلی «هلل» بلندکردن صداست و هلال ماه از آن جهت به این نام خوانده میشود که صدای مردم هنگام دیدن آن به تکبیر و دعا بلند میشود (ابنفارِس، ذیل «هلل»؛ مفید، ص ۱۳۶). این مقاله مشتمل است بر :۱) در تمدنهای پیش از اسلام۲) در نجوم دوره اسلامی۳) ابعاد فرهنگی و تاریخ اجتماعی۴) در ایران و کشورهای اسلامی، در دورة معاصر۵) مباحث فقهی.


    ۱) در تمدنهای پیش از اسلام. رؤیت هلال یکی از مؤلفههای کاربردی در گاهشماریهای قمری یا شمسی ـ قمری در بسیاری از تمدنهای مجاور جهان اسلام یا سرزمینهای بعداً اسلامیشده بودهاست. کهنترین شواهد از بهکارگیری رؤیت هلال در گاهشماری متعلق به مصر باستان است، اما استفاده از آن در گاهشماری بههمراه تدبیرهای محاسباتی و نجومی، از تمدن بابل آغاز شد و همزمان هخامنشیان در ایران و نیز یهودیان از آن استفاده میکردند. این اعمال بهصورت کاملاً تصحیحشده و متفاوت با شیوههای متعارف رؤیت هلال همچنان در گاهشماری یهودی دیده میشود (← ادامة مقاله). در دورانی (احتمالاً هزارة دوم پیش از میلاد) رؤیتِ حالت خاصی از صورتهای ماه از مؤلفههای نوعی گاهشماری قمری در جنوب مصر بودهاست (پارکر  (ص ۹ـ ۵۱) اجزای تشکیلدهندة این گاهشماری قمری مصری را بهتفصیل بررسی کردهاست). محاسبة زمان مقارنة ماه و خورشید (یکی از دادههای مهم برای بررسی آغاز ماه نو قمری) تأیید میکند که در این گاهشماری، ماه نو با رؤیت هلال پس از مقارنه آغاز میشدهاست (← کراوس ، ص ۳۸۷ـ۳۸۹؛ نیز ← تافتین ، ج ۱، ص ۱۲۹ـ ۱۷۵؛ برای دادههای نجومی با همین کاربرد ← همان، ج ۱، ص ۱۷۵ـ ۱۸۴). بنابر منابع وسیع موجود در زمینة استفادة بابلیان از نوعی گاهشماری شمسی ـ قمری، بهنظر میرسد رؤیت هلال ماه نو نیز یکی از اجزای مورد استفاده آنان در این گاهشماری بودهاست (← ادامة مقاله). بهکارگیری گاهشماری شمسی ـ قمری بابلی در سرزمینها و تمدنهای مختلف و نیز نقش رؤیت هلال در این گاهشماری نشاندهندة گستردگی استفاده از رؤیت هلال در پهنة وسیعی از غرب آسیا است، ازجمله در ایران در تمام دورة هخامنشیان (ﺣک : ۵۵۹ـ۳۳۱ق م؛ دربارة گاهشماری مورد استفاده آنان ← عبداللهی، ص ۱۰۴ـ۱۳۲؛ نیز ← تقویم*، بخش ۴، الف: بخش ۲: گاهشماری در دورة هخامنشی) و نیز استفاده از گاهشماری شمسی ـ قمری بابلی بهعنوان گاهشماری پایه در محاسبات مربوط به گاهشماری یهودی (← ادامة مقاله). فصل مشترک همة این گاهشماریها، نوعی گاهشماری است که در آن، ماههای قمری از زمان مقارنه یا پس از آن (در بعضی، بر مبنای رؤیت هلال ماه نو) آغاز میشد و عامترین و روشنترین وصف از ساختار آن، در متون گاهشماری و رؤیت هلال در نجوم دورة اسلامی، ازجمله در نوشتههای قطان مروزی (متوفی ۵۴۸؛ ص ۲۴۳ـ۲۴۴)، دیده میشود. اگرچه در اینکه از چه زمانی رؤیت هلال ماه نو جایگزین دیگر صور ماه برای آغاز هر ماه قمری شدهاست، اختلافنظر هست (برای گزارشی دربارة بخشی از اسناد تاریخدار گاهشماری شمسی ـ قمری بابلی ← تافتین، ج ۱، ص ۲۲ـ۱۴۸؛ برای گزارش کلی دربارة گاهشماری بابلی ← گومپاش، ص ۲۸ـ۴۱؛ ریچاردز، ص ۱۴۷ـ ۱۴۹؛ برای گزارشی دربارة بعضی گاهشماریهای پیش ـ بابلی آسیای غربی و بینالنهرین ← لانتسبرگر ، ص ۱۸ـ۹۱). در گاهشماری بابلی، در دورة معیّنی از سالها (ازجمله در یک دورة نوزدهساله) با اِعمال تعداد معیّنی از ماههای کبیسه (افزودن هفت ماه کبیسه در نوزده سال) کوشش میشد شمار روزهای مجموع ماههای قمری در دورة زمانی معیّن با تقریب مناسبی با تعداد روزهای ماههای شمسی برابر شود. اسناد متعدد بابلی، که عموماً جدولهایی است برای ثبت دادههای نجومی ماه و خورشید و سیارات، براساس همین گاهشماری تاریخگذاری شدهاست (برای گزارشی دربارة نمونههایی از این اسناد بابلی ← کوگلر ، ص ۱۲ـ۱۳، ۵۶). نخستینبار کوگلر از روشهای دوگانة بابلیان (معروف به A و B) برای محاسبة حرکات ماه و پیشبینی و ثبت رؤیت هلال یاد کردهاست (برای آگاهی بیشتر دربارة این روشهای دوگانه ← کوگلر، ص ۵۴ـ۵۵؛ نویگه باوئر ، ج ۱، ص ۴۷۶ـ۴۸۲؛ واردن، ج ۲، ص ۲۰۸ـ۲۴۴). تفاوت این دو روش در چگونگی محاسبة حرکت خورشید در منطقةالبروج بودهاست که در یکی، این سرعت در دو دورة ششماهة ثابت، اما هر کدام متفاوت با دیگری است، اما در دیگری، ماه به ماه تفاوت مییابد (← واردن، ج ۲، ص ۲۰۸). در برخی اسناد بابلی، علاوه بر اطلاعات و دادههایی در باب لحظه رؤیت هلال بعد از مقارنه، اطلاعاتی دربارة زمان بدر کامل ماه نیز هست، اما بنابر مجموعة دادهها، ثبت اطلاعاتِ لحظة رؤیت هلال اهمیت داشتهاست (برای نمونه ← کوگلر، ص ۱۲ـ۱۳ که علاوه بر دادههایی از لحظه رؤیت، دادههای بیشتری دربارة ماه ازجمله طول متوسط ماه قمری بهدست میدهد). بهنظر میرسد دورة رواج استفاده از روشهای دوگانه به حدود قرن هفتم پیش از میلاد بازمیگردد (← همان، ص ۲۴۵ـ۲۴۶) که با اطلاعات پارکر و دوبراشتاین (ص ۲۷ـ۴۷) از ثبت چگونگی شروع ماههای قمری در گاهشماری شمسی ـ قمری بابلی در قرن هفتم پیش از میلاد مطابقت دارد. بااینحال ثبت بسیار دقیق دادههای ماه، همچون لحظه رؤیت هلال، نیازمند بهکارگیری عوامل بسیاری است، ازجمله توجه به اصول کلی حرکتهای ماه (در قالب نظریهای خاص راجع به حرکتهای ماه)، رصدهای منظم، روشهای ثبت دادهها، و توجه به مؤلفههای متعدد نجومی ـ محاسباتی همچون تابع فی ، که محاسبه دادههای راجع به حرکتهای ماه در دوره زمانی ۲۲۳ ماهه، مشهور به دورة ساروسی  است (برای آگاهیهای بیشتر دربارة این مؤلفه ← ابو ، ص ۳ـ۳۸). کوششهای بابلیان برای ثبت دقیق لحظة رؤیت هلال (در دورة زمانی حدود هفتقرنی) در تمدنهای بعدی در دورة رؤیت هلال تأثیرگذار بودهاست (← واردن، ج ۲، ص ۱۰۲ـ۱۰۷).  در حوزة تمدن سریانی نیز گونهای گاهشماری قمری وجود داشت که ماههای آن با رؤیت هلال ماه نو آغاز میشد، اگرچه بهویژه در منابع دورة اسلامی به آن اشارهای نشدهاست (برای گزارشی دربارة این گاهشماری ← اسمیت ، ص ۱۷ـ۲۶).


   در بیشتر متون تاریخی و نجومی دورة اسلامی، گاهشماری سریانی را گاهشماری شمسی دانستهاند (برای نمونه ← قطان مروزی، ص ۲۳۴ـ۲۳۵؛ نیز ← فرغانی، ص ۳۸۴ که این گاهشماری را اسکندری ذکر کردهاست)، اما تأثیر آن در برخی گاهشماریهای قمری رایج در شبهجزیرة عربستان پیش از ظهور اسلام دیده میشود که رؤیت هلال مؤلفهای مهم در آنها بهشمار میآمده، اما ترتیب کبیسههای آنها از گاهشماری شمسی ـ قمری بابلی یا گاهشماری یهودی پیروی نمیکردهاست (← ادامة مقاله؛ برای گزارشی از گاهشماریهای مختلفی که نام ماههای آن برگرفته از نامهای سریانی است ← برنهارد ، ص ۶۴ـ۱۰۸). باتوجه به عباراتی که در جاهای مختلف عهد عتیق دربارة روز اول ماههای سال در گاهشماری یهودی آمده (برای نمونه ← سفر اعداد، ۱۱:۲۸؛ کتاب اول تواریخ ایام، ۳۱:۲۳؛ کتاب دوم تواریخ ایام، ۴:۲؛ کتاب مزامیر، ۳:۸۱؛ کتاب عاموس نبی، ۵:۸)، تردیدی نیست که در این گاهشماری همواره آغاز ماه قمری با رؤیت هلال همراه بودهاست (در ترجمة فارسی عهد عتیق، در این موارد از ترکیبات سر ماه، ماه تازه، اول ماه و غره ماه استفاده شدهاست ← همانجاها)، اما در چگونگی استفاده از رؤیت هلال در این گاهشماری بحثهای بسیاری صورت گرفتهاست. یکی از مهمترین مؤلفههای نجومی، یعنی لحظة مقارنة ماه و خورشید، زمان پایة محاسبه برای آغاز ماه نو یهودی بودهاست (برای گزارشی دربارة نحوة محاسبة ماه نو یهودی ← برنابی، ص۴۰ـ۶۲؛ ریچادرز، ص ۳۲۶ـ۳۳۲؛ برای گزارشی دربارة گاهشماریهای مورد استفادة یهودیان پراکنده در نقاط مختلف جهان ← بکویت ، ص ۹۵ـ۱۴۰). در نوشتههای ابوریحان بیرونی به استفاده از رؤیت هلال برای آغاز ماه بین بعضی گروههای یهودی اشاره شدهاست. به نوشتة او (۱۹۲۳، ص ۵۷ـ۵۹)، در بین یهودیان، گروه ربانیه براساس محاسبه (و نه مشاهده) و براساس محاسبة لحظة مقارنة ماه و خورشید، ماه خود را نو میکنند، که گروه میلادیه نیز تقریباً از آنان پیروی مینمایند، اما گروه عنانیه فقط دیدهشدن هلال را ملاک آغاز ماه قمری میدانند. به نوشتة ابوریحان بیرونی (۱۹۲۳، ص ۵۷ـ۵۸)، یهودیان بیتالمقدس دیدهبانانی بر سر بلندیها میگماردند تا به محض رؤیت هلال، با افروختن آتش، آن را به اطلاع همه برسانند، اما گاه غیریهودیها با افروختن آتش زودهنگام یهودیان را گمراه میکردند. ابوریحان بیرونی (همانجا) یکی از علل گرایش بعضی گروههای یهودی (ازجمله ربانیه) را به استفاده از محاسبه برای آغاز ماه پیشگیری از چنین گمراهیهایی دانستهاست. براساس نوشتههای ابوریحان بیرونی، یهودیان همزمان از شیوههای مختلف تشخیص زمان آغاز ماه استفاده میکردند. هرچند به کوشش هیلل دوم (روحانی یهودی در قرن چهارم میلادی) نحوة استخراج گاهشماری یهودی در سراسر جهان یکسان شد که براساس آن، ماه از لحظة مقارنه، و نه رؤیت هلال، آغاز میشود، اما در زمان بیرونی، یکسانسازی هنوز فراگیر نشده بود (برای آگاهی از نقش هیللدوم در تصحیح گاهشماری یهودی ← ستارهشناس، ص ۱۸؛ گبی ، ص ۱۵۷؛ برای گزارشی دربارة گروههای میلادیه و عنانیه و نیز واژگان عبری مرتبط با رؤیت هلال در گاهشماری یهودی ← ابوریحان بیرونی، ۱۹۶۹، یادداشتهای زاخاو، ص ۳۹۰ـ۳۹۱).


   مصدر عربی هَلَّلَ (بهمعنای فریادزدن) با واژگانی به همین معنا در زبانهای عبری، سریانی، اکدی و آرامی همریشه است (← کلاین ، ص ۱۵۲، ستون ۳) و در عبری، واژگان بهکاررفته در زمینه رؤیت هلال از همین ریشهاند، اگرچه روز اول هر ماه در گاهشماری یهودی «روش خدش»  و روز اول سال «روش هاشانا»  نامیده میشود (گبی، ص ۱۵۸). در بعضی آثار ابنندیم و ابوریحان بیرونی، به رواج گاهشماریهایی در شبهجزیرة عربستان پیش از ظهور اسلام اشاره شده که در آنها رؤیت هلال بهکار میرفتهاست، ازجمله گزارش ابنندیم (ج ۲، جزء۱، ص ۳۶۷ـ۳۷۳) از ماههای سال در گاهشماری صابئین حرّان. درحالیکه ابنندیم (ج ۲، جزء۱، ص ۳۷۲) فقط به حضور هلال در گاهشماری آنها اشاره کرده، ابوریحان بیرونی (۱۹۲۳، ص ۱۱، ۳۱۸ـ۳۲۴) بهتفصیل ویژگیهای گاهشماری آنان را ذکر کردهاست. در نوشته ابوریحان بیرونی (۱۹۲۳، ص ۳۱۸)، به ماههای هلالی مورد استفاده آنان اشاره شدهاست. او (۱۹۲۳، ص ۳۱۹ـ۳۲۱) در نامبردن از هریک از ماههای گاهشماری آنان، واژة هلال را نیز به ابتدای نام هر ماه افزودهاست. دربارة دیگر گاهشماریهای رایج در شبهجزیرة عربستان تا پیش از ظهور اسلام و البته موقعیت رؤیت هلال در آنها آگاهیهای اندکی وجود دارد. ابوریحان بیرونی (۱۹۲۳، ص ۶۲) روش عربها را در دورة جاهلی و پس از اسلام در شروع ماههای سال یکسان ذکر کردهاست. همچنین ابوریحان بیرونی (۱۹۲۳، ص ۹۹ـ۱۰۱)، که در جدولی هجده گاهشماری مختلف و نام ماههای سال در این گاهشماریها را معرفی کرده، به استفادة عربهای جاهلی و اهل ثمود از رؤیت هلال برای آغاز ماهها اشاره کردهاست. بهسبب نبود اسناد تاریخدار از دوران پیش از اسلام در شبهجزیرة عربستان بهدرستی مشخص نیست که در چه دورههای تاریخی از اینگونه گاهشماریها استفاده میشد. یگانه سند تاریخدار متقن کتیبهای از قرن چهارم میلادی است که در منطقة نَمارَه در شمال شبهجزیرة عربستان یافت شده و بهسبب ذکر نام یکی از ماههای بابلی، احتمالاً گونهای گاهشماری شمسی ـ قمری قبل از اسلام در آنجا رواج داشتهاست. بر این اساس بهنظر میرسد رؤیت هلال (همانند دیگر گاهشماریهای شمسی ـ قمری الگوگرفته از گونه بابلی) در این منطقه نیز مورد توجه بودهاست (برای آگاهی دربارة این کتیبه ← >گزارش تاریخی کتیبههای عربی< ، ج ۱، ص ۱ـ۲).


   به نوشتة ابوریحان بیرونی (۱۹۲۳، ص ۱۲)، هندیان نیز در گاهشماری خود از رؤیت هلال استفاده میکردهاند. او در گزارشی دیگر، با تفصیل بیشتری استفاده هندیان از گاهشماری قمری و همچنین بهکارگیری مؤلفة لحظة مقارنه برای آغاز ماه قمری را شرح دادهاست. ابوریحان بیرونی (۱۹۲۵، ص ۱۷۵ـ۱۷۸)، در بحث دربارة انواع ماه و سال نزد هندیان، به جزئیات بیشتری از طول ماه قمریِ آنان و ترکیب این ماه با نوعی سال شمسی اشاره کردهاست، اگرچه در این نوشته (ص ۱۷۷) نیز بر نقش رؤیت هلال در گاهشماری قمری هندی تأکید کردهاست. نوشتههای ابوریحان بیرونی، بهویژه در کتاب تحقیق ماللهند، دربارة رؤیت هلال دستکم از دو منظر دارای اهمیت است: یکی اینکه دادههای مربوط به رؤیت هلال در گاهشماریهای قمری هندی بعدها در نجوم دورة اسلامی نیز تأثیرگذار بودهاست (نیز ← بخش ۲: رؤیت هلال در نجوم دورة اسلامی) و دیگر اینکه واژگان سنسکریتی که ابوریحان بیرونی ازجمله برای مفاهیم مقارنه و استقبال بهکار گرفته نشاندهندة دقت او در ضبط اینگونه واژگان است (برای این واژگان ← ابوریحان بیرونی، ۱۹۲۵، ص ۱۷۶، ۱۹۰؛ برای ضبط سنسکریت آنها ← سوبارایاپا  و سارما ، ص ۱۰۳؛ برای بحثهای ریشهشناختی واژگانی که توسط ابوریحان بیرونی ضبط شدهاست ← مانییر ـ ویلیامز، ص ۸۱؛ برای آگاهی از طول مدت ماه قمری نزد هندوان و چند داده نجومی دیگر در این خصوص ← بالاچندره ، ص ۴۱ـ۴۳). استفاده همزمان هندیان از نوعی گاهشماری قمری در کنار طول سال، که برابر طول سال در گاهشماری شمسی است، شاید حاکی از نوعی گاهشماری شمسی ـ قمری بهویژه از گونه بابلی باشد (برای بحث دربارة پارهای شباهتهای روش نجوم هندی با نجوم بابلی ← کاک، ص ۸۴۷ ـ۸۶۹). اشارهای مبهم در بندهش (ص ۱۰۶) دربارة استفاده از موضع هلال برای شمارش ماهها احتمالاً نشاندهندة رواج نوعی گاهشماری قمری در ایران پیش از اسلام و در مناطق زردشتینشین (خارج از حوزه شاهنشاهی هخامنشی که از گاهشماری شمسی ـ قمری بابلی استفاده میکردهاند) است و به زمانی غیر از دورة هخامنشیان ایران بازمیگردد، اگرچه منبع دیگری در این زمینه تاکنون شناخته نشدهاست. صریحترین اشاره به استفاده از رؤیت هلال و به تبع آن، رواج نوعی گاهشماری قمری، نوشتة ابنندیم است که به استفاده مانویان از رؤیت هلال برای برپایی روزههای مانوی اشاره دارد (← ج ۲، جزء۱، ص ۳۹۲ـ۳۹۳). هم در بین مانویان (← بویس، ص ۱۹۲) و هم سغدیان (← رایشلت، ص ۶۱؛ قریب، ص ۲۰۹، ۲۳۳، ۲۴۸)، شواهد واژگانی و زبانی، نشاندهندة رواج استفاده از نوعی گاهشماری قمری است که در آن ماه قمری از لحظة رؤیت هلال آغاز میشدهاست.


منابع: علاوهبر کتاب مقدس. عهد عتیق؛ ابنفارِس؛ ابنمنظور؛ ابنندیم؛ ابوریحان بیرونی، الآثار الباقیة عن القرون الخالیة، چاپ ادوارد زاخاو، لایپزیگ ۱۹۲۳؛ همو، تحقیق ماللهند، چاپ ادوارد زاخاو، لایپزیگ ۱۹۲۵؛ بندهش، ]گردآوری[ فرنبغ دادگی، ترجمة مهرداد بهار، تهران : توس، ۱۳۶۹ش؛ اسماعیلبن حماد جوهری، الصحاح: تاج اللغة و صحاح العربیة، چاپ احمد عبدالغفور عطار، قاهره ۱۳۷۶، چاپ افست بیروت ۱۴۰۷؛ خلیلبن احمد، کتابالعین، چاپ مهدی مخزومی و ابراهیم سامرائی، قم ۱۴۰۹ـ۱۴۱۰؛ یوسف ستارهشناس، «تقویم عبری»، افق بینا، سال ۲، ش ۸ (فروردین ۱۳۷۹)؛ رضا عبداللهی، تاریخ تاریخ در ایران، تهران ۱۳۶۶ش؛ احمدبن محمد فرغانی، جوامع علم النجوم و اصول الحرکات السماویة=


cevami esaslari: göğün hareketlerinin Özeti ve Astronominin es-semÀvÑyya, ilm


ilm en-nucûm ve usûl el-harekâ es-semâvîyya,


آنکارا ۲۰۱۲؛ محمدبن یعقوب فیروزآبادی، القاموسالمحیط، بیروت : دارالعلم، ]بیتا.[؛ بدرالزمان قریب، فرهنگ سغدی: سغدی، فارسی، انگلیسی، تهران ۱۳۷۴ش؛ حسنبن علی قطانمروزی، گیهان شناخت، چاپ عکسی از روی نسخة خطی کتابخانة آیتاللّه مرعشی نجفی، چاپ محمود مرعشینجفی، قم ۱۳۷۹ش؛ محمدبن محمد مفید، جوابات اهل الموصل فی العدد و الرؤیة، المعروف ب  الرسالة العددیة، در رؤیت هلال، ج ۱، بهکوشش رضا مختاری و محسن صادقی، قم: بوستان کتاب، ۱۳۸۸ش؛


Abü Rayhān Bīrūnī, The chronology of ancient nations: an English version of the Arabic text of the Athâr-ul-bâkiya of Albîrûnî, or, Vestige of the past, transl. and ed. with notes and index by C. Edward Sachau, London ۱۸۷۹, repr. Frankfurt ۱۹۶۹; Asger Aaboe, Some lunar auxiliary tables and related texts from the late an Balachandra, Indian astronomy: S. Rao ۱۹۶۸; Babylonian period,Copenhagen  i an introduction, Hyderabad, A. P. ۲۰۰۰; Roger. T. Beckwith, Calendar and chronology, Jewish and Christian: biblical, intertestamental and patristic studies, Boston ۲۰۰۱; P. Ludger Bernhard, Die Chronologie der Syrer, Wien ۱۹۶۹; Mary Boyce, A reader in Manichaean Middle Persian and Parthian texts with notes, in Acta Iranica, ۹, Tehran and Liège ۱۹۷۵; Sherrard Beaumont Burnaby, Elements of the Jewish and Muhammadan calendars, with rules and tables and explonatory notes on the Julian and Gregorian calendars, London ۱۹۰۱; Hyman Gabai, Judaism, mathematics, and the Hebrew calendar, Northvale, N. J. ۲۰۰۲; Johannes Von Gumpach, Die Zeitrechnung der Babylonier und Assyrer, Heidelberg ۱۸۵۲, repr. Wiesbaden ۱۹۷۲; Subhash Kak, "Babylonian and Indian astronomy: early connections", History of science, philosophy & culture in Indian civilization, vol.۱, pt.۴ (۲۰۰۵); Ernest Klein, A comprehensive etymological dictionary of the Hebrew language for readers of English, Jerusalem ۱۹۸۷; Rolf Krauss, "Lunar days, lunar civil-based&#۳۹; lunar،months, and the question of the  calendar", in Ancient Egyptian chronology, ed Erik Hornung, Rolf Krauss, and David, A. Warburton, Leiden: Brill, ۲۰۰۶; Franz Xaver Kugler, Die babylonische mondrechnung, Freiburg im Breisgau ۱۹۰۰; Benno Landsberger, Der kultische Kalender der   Babylonier und Assyrer, Leipzig ۱۹۱۵; Monier Monier-Williams, A Sanskrit-English dictionary, ed. E. Leumann et al., Oxford ۱۹۷۹; Otto Neugebauer, A history of ancient mathematical astronomy, New York ۱۹۷۵; Richard Anthony Parker, The calendars of ancient Egypt, Chicago [۱۹۵۰]; Richard Anthony Parker and Waldo H. Dubberstein, Babylonian chronology ۶۲۶ B.C - A.D. ۷۵, Providence, Rhode Island, ۱۹۵۶; Hans Reichelt, Die soghdischen Handschriftenreste des Britischen Museums in Umschrift und mit ubersetzung, vol.۲: die nicht- buddhistischen Texte, Heidelberg ۱۹۳۱; Répertoire chronologique d&#۳۹;épigraphie arabe, ed. Ét.Combe, J. Sauvaget, and G. Wiet, Cairo: imprimerie de l&#۳۹;Institut franµais d&#۳۹;archéologie orientale, ۱۹۳۱-[۱۹۹۱]; Edward Graham Richards, Mapping time: the calendar and its history, Oxford ۱۹۹۸; George Smith, The Assyrian eponym canon, London [۱۸۷۵]; B.V. Subbarayappa and K.V. Sarma, Indian astronomy: a source-book (based primarily on Sanskrit texts), Bombay ۱۹۸۵; Olaf Alfred Toffteen, Ancient chronology, vol.۱, Chicago ۱۹۰۷; Bartel Leendert van der Waerden, Science awakening, vol.۲: the birth of astronomy, New York ۱۹۷۴


/ فرید قاسملو /


۲) در نجوم دوره اسلامی


   الف) کلیات و مباحث تاریخ علمی. تقویم قمری در جامعة عرب پیش از اسلام بر مبنای رؤیت هلال تنظیم میشد و همین روش در دورة اسلامی ادامه یافت (← ابوریحان بیرونی، ۱۹۲۳، ص ۶۹). هرچند عربها، براساس سنّتهای یهودیان، صابئین و حَرّانیان، از طول سال شمسی و قمری و تفاوت میان آنها آگاه بودند و برای تطبیق سال شمسی و قمری کبیسههای متفاوتی، ازجمله نَسیء، را در تقویم خود اعمال میکردند که پس از ظهور اسلام، بنا بر نصّ صریح قرآن (توبه: ۳۷) از آن منع شدند (ابوریحان بیرونی، ۱۹۲۳، ص ۱۱ـ۱۲؛ نیز ← نالینو ، ص ۸۳ ـ۱۰۳؛ نَسیء*). گذشته از مباحث تقویمی، اینکه دقیقاً از چه زمان و تحت چه فرایندی پیشبینی «علمی» رؤیت هلال به آثار نجوم دورة اسلامی راه یافته مبهم است (← ادامة مقاله). اما دانستهاست مبحث رؤیت هلال با ورود به نجوم دورة اسلامی به شکلگیری سنّتی انتقادی در دو حوزة نجوم نظری و عملی منجر شد. این سنّت، افزون بر پیشبینی رؤیتپذیری یا رؤیتناپذیری هلال، با موضوعات دیگری نیز مرتبط بودهاست، ازجمله تحلیل طول ماههای قمری و تواتر ۲۹ روزه یا  ۳۰ روزهبودن آنها، تقویم قمری قراردادی (یعنی یکی در میان ۲۹ و ۳۰ روزه فرضکردن ماههای قمری در یک سال؛ برای آگاهی از این توالی ← ابوریحان بیرونی، ۱۳۶۲ش، ص ۲۲۹)، طول سال قمری و تقویمنویسی (← تقویم*؛ سال*). همچنین زمینههای مفصّل و پیچیدهای مشتمل بر نجوم ریاضی و محاسباتی، ازجمله مثلثات کروی، محاسبات مواضع ماه و خورشید و موضوع اختلاف منظر، حول این موضوع شکل گرفت و بعدها بسط یافت. از حیث تاریخ اجتماعی علم روشن نیست که آیا نخست عالمان دینی یا فقها خواستهای از منجمان برای پیشبینی علمی رؤیت داشتهاند یا اینکه منجمان دورة اسلامی، که بعضاً به آرای فقهی در این باب نیز آگاه بودند، به جهت ذوق یا کنجکاوی به این موضوع میپرداختند. هرچند فرض دوم محتملتر است (← ادامة مقاله)، بیتردید ورود مبحث رؤیت هلال به آثار نجوم دورة اسلامی تحت تأثیر دین اسلام، اهمیت استخراج و تدوین تقویم قمری، و مناسبتها و فرایض دینی و البته پیچیدگیها و جذابیتهای نجومی مرتبط با آن بودهاست. براساس برخی شواهد، پیش از شکلگیری سنّت نجوم علمی در رؤیت هلال، افزون بر استهلال، که مورد تأکید و در مواردی ضروری بود، احتمالاً نوعی انگاشت ابتدایی در پیشبینی طول ماههای قمری یا زمان شروع آنها براساس ضوابطی ساده (بر مبنای محاسبات نسبتاً ساده عددی یا ضوابط شبهنجومی) وجود داشت و حتی مردم عادی نیز از پیشوایان دینی دراینباره سؤال میکردند (← ادامة مقاله). شاید اینکه ماههای قمری حداکثر سیروزهاند، سادهترین ضابطه از این دست باشد (← قَلقَشندی، ج ۲، ص ۳۶۸)؛ اما از همان سدههای اول و دوم، گاه مردم عادی نیز در تعیین روز اول یا دوم یک ماه قمری معیّن، مثلاً بر مبنای مشاهده مکث بلند ماه پس از غروب خورشید در آغاز ماه قمری، تشکیک میکردهاند (← طوسی، ج ۴، ص ۱۶۷). طبق شواهد تاریخی و روایات بهنظر میرسد امامان معصوم علیهمالسلام معمولاً پیروانشان را به اصل رؤیت و نه اتکا به چنین نشانههایی توصیه میکردند. حتی این حکم که در صورت ابریبودن آسمان، ماه شعبان یا رمضان سیروزه فرض شود (برای منابع مختلف حدیثی ← طباطبایی، ص ۲۱۷۴، پانویس ۱) تلویحاً دلالت دارد براینکه اگر برای مردم بهسبب موانع طبیعی رؤیت هلال ممکن نباشد، بر مبنای ضوابط احتمالی، سیام ماه قبل را نخستین روز ماه رمضان یا شوال در نظر نگیرند. افزون بر اینکه هیچ مدرک حدیثی از آن دوره دردست نیست که در آن عمل به قول منجمان توصیه شده باشد (← رؤیت هلال، ج ۱، مقدمة مختاری، ص نودودو)، بیشتر فقهای شیعه عمل یا توجه صرف به جدول]های نجومی یا جدولهای عددیِ رؤیت[ را برای تعیین آغاز ماههای قمری نهی کردهاند (برای آگاهی از منابع ← طباطبایی، ص ۲۱۵۹ـ۲۱۶۴؛ برای وصف نمونهای از این روشها و نیز جدولهای عددی در دورة ابوریحان بیرونی ← همو، ۱۹۲۳، ص ۱۹۷ـ۲۰۰). براساس برخی شواهد، گویا موضوع در مواردی پیچیدهتر میشد، زیرا ابریبودن آسمان در آغاز و پایان یک یا چند ماه قمری متوالی مشکلاتی را برای آگاهی از شروع و پایان و طول ماههای قمری بهویژه رمضان و شوال درپی داشت و حتی فرض سیروزهبودن یک ماه قمری (بهسبب ابریبودن آسمان) ممکن بود به ۲۸روزهشدن ماه قمری بعدی منجر شود که پذیرفتنی نبود (برای روایتی تاریخی دراینباره در زمان حکومت امامعلی علیهالسلام ← ابوریحان بیرونی، ۱۹۲۳، ص ۶۷؛ طوسی، ج ۴، ص ۱۵۸). همچنین با توجه به طول معیّن یک سال قمری، فرض سیروزهبودن تمام ماهها یا حتی سیروزهبودن بیش از چهار ماه متوالی نیز دستکم از حیث نجومی پذیرفتنی نبود (← الغبیگ، ص ۲۹۶؛ نیز ← قلقشندی، ج ۲، ص ۳۶۸). برای حل چنین مشکلاتی، احادیثی از معصومین دربارة بهکارگیری نوعی ضوابط عددی (و نه نجومی) با استفاده از روشهایی بر مبنای روزشمار هفتهها در سالهای قمری با احتساب کبیسهها در دست است (← کلینی، ج ۴، ص ۸۰ ـ۸۱؛ حرّ عاملی، ج۱۰، ص ۲۸۳ـ۲۸۴). در سدة چهارم، بحث پیوسته سیروزهانگاشتن ماه رمضان و استفاده از قواعد عددی در تعیین ماههای قمری به بروز اختلافنظرهایی میان برخی فقهای شیعی منجر شده بود (← بخش ۵: مباحث فقهی). همچنین مجموعهای از ضوابط با صبغة نجومی در تعیین زمان شروع ماههای قمری در روایاتی منقول از امامصادق علیهالسلام آمده که در تمام آنها به برخی ویژگیهای رصدی هلال، چون غروب هلال پیش یا پس از پایان شفق، مُطوَّقبودن هلال (به معنای مشاهدة نور کمفروغ زمینتاب، در بخش تاریک قرص ماه) و رؤیت سایة شخص در نور ماه، برای تعیین شبهای اول تا سوم هر ماه قمری توجه شدهاست تا به کمک آنها راصد دریابد با هلال شب چندم مواجه است (← حرّعاملی، ج۱۰، ص ۲۸۱ـ ۲۸۲). برخی در موثقبودن این روایات تردید کردهاند (← قاسم آلقاسم، ص ۱۰۳۳ـ۱۰۳۷)، اما بهنظر میرسد حتی درصورت صحت آنها نیز چنین ضوابطی هیچگاه جایگزین استهلال نمیشدهاند و احتمالاً شواهد کمکی بودهاند، بهویژه در مواقعی که رؤیت هلال در اول ماه به جهت ابریبودن آسمان ممکن نبودهاست (← بخش ۱: در تمدنهای پیش از اسلام).


این مباحث، افزون بر آثار حدیثی، در برخی نوشتههای نجومی دورة اسلامی دربارة رؤیت هلال و تقویم قمری نیز یافت میشود. ابونصر عراق (ریاضیدان و منجم ایرانی سدة چهارم و پنجم؛ مقالة رؤیة الاهلة، ص ۴ـ۵) و ابوریحان بیرونی (۱۹۲۳، ص ۶۷، ۲۰۱ـ۲۰۲) ضوابط عددی یا جدولی را به نقل از برخی راویان شیعی از امامجعفرصادق در باب شروع ماههای قمری نقل کردهاند. ابونصر عراق (مقالة رویةالاهلة، ص ۲ـ۱۴) و ابوریحان بیرونی (همانجاها)، ضمن تردید در صحت چنین نقلهایی، آنها را نپذیرفته و به نقد علمی آنها پرداختهاند. بههرحال صرفنظر از نقدها و حواشی چنین انتسابهایی و اینکه اساساً در چنین ضوابط سادهای، از مشخصههای نجومی خورشید و ماه در امر رؤیت بهره گرفته نمیشد، حضور آنها در آثار تاریخی به نوعی بر این خواست برخی عوام دلالت دارد که شاخصهایی ساده اعم از محاسباتی، عددی یا نجومی برای آغاز ماههای قمری بهویژه ماههای رمضان و شوال، دستکم از آغاز قرن دوم وجود داشتهاست. آنچه مسلّم است مبحث «علمی» رؤیت هلال از نیمة قرن دوم، از نجوم هندی به مباحث نجوم رصدی و محاسباتی دورة اسلامی راه یافت که نشانههای آن در نخستین آثار نجومی دورة اسلامی دیده میشود و از همان آغاز، همواره جزئی از موضوعات مطرح در زیجهای دورة اسلامی بودهاست (← ادامة مقاله). شاید اشارهنشدن به این مبحث در آثار اخترشناسان یونان باستان، ازجمله مجسطی بطلمیوس، نیز بر کنجکاوی و پیگیری منجمان دورة اسلامی افزود (← ابوریحان بیرونی، ۱۳۷۳ـ ۱۳۷۵، ج ۲، ص ۹۵۲).


   ب) مبادی علمی و اصطلاحشناسی ضوابط رؤیت هلال در دورة اسلامی. از حیث علمی، عوامل مختلفی در رؤیتپذیری هلال مؤثرند و موجب میشوند پیشبینی رؤیتپذیری یا ناپذیری هلال گاهی با دشواری و نبود قطعیت همراه باشند. این عوامل عبارتاند از: مجموعهای از مشخصهها یا متغیرهای نجومی چون موضع ماه و خورشید نسبت به یکدیگر در آسمان، موضع آنها نسبت به افق ناظر، مدت مکث ماه پس از غروب خورشید، موضع ماه در مدارش نسبت به زمین، و مقدار درخشندگی هلال و عوامل غیرنجومی چون وضع جو و تیزبینی رصدگران (کینگ،  ۱۹۹۳ج، ص ۲۴۷؛ همو،  ۱۹۹۳الف، ص ۱۵۵؛ گیاهی یزدی ، ۲۰۰۲ـ۲۰۰۳، ص ۲۳۱). مؤیّدالدین عُرضی دمشقی (منجم و مهندس شامی قرن هفتم؛ ص ۳۱۷) مجموعه عوامل وابسته به ماه چون درخشندگی هلال را اسباب ذاتی و عوامل غیروابسته چون عرض جغرافیایی را اسباب عَرَضی رؤیت هلال نامیدهاست. کوششهای منجمان دورة اسلامی در شناخت تأثیر این عوامل در طراحی و عرضه ضوابط گوناگون رؤیت هلال در آثارشان نمود یافتهاست. درواقع، ضوابط رؤیت معیاری در دست منجم یا تقویمنویس بودهاست تا به کمک آن بتواند دقیقتر دربارة رؤیتپذیری یا ناپذیری هلال در آغاز ماههای قمری پیشبینی کند. براساس منابع تاریخی و تاریخ علمی، از فرایند ابداع ضوابط رؤیت هلال و میزان اتکای منجمان آن دوره به رصدهای واقعی هلال و بهرهگیری از آنها برای طراحی ضوابط جدید اطلاعی در دست نیست، اما اگر روش کار در آن زمان مشابه فعالیتهای امروزی بوده باشد، اخترشناسان مسلمان میبایست مجموعهای از مشخصههای نجومی ماه و خورشید را در شامگاه بیستونهمین روز ماه قمری محاسبه و سپس هلال را رصد میکردند تا رؤیتپذیری یا ناپذیری هلال مشخص شود. احتمالاً پس از چند سال رصد، با تحلیل دادههای بهدستآمده از رصدهای موفق و ناموفق، به ضابطهای در زمینة رؤیت هلال دست مییافتند. چنین فرضهایی دور از ذهن نیست، چراکه در برخی آثار نجومی دورة اسلامی حل نمونههای عددی از محاسبة مشخصههای ماه و خورشید برای پیشبینی رؤیت هلال بهجا ماندهاست (حبش حاسب، گ ۲۲۲ر ـ۲۲۳ر؛ نیز ← کندی ، ۱۹۸۳، ص ۱۶۱). افزونبر این، ابوریحان بیرونی (۱۳۷۳ـ۱۳۷۵، ج ۲، ص ۹۶۲ـ۹۶۵) ابزاری به نام بَربَخ* را وصف کرده که در استهلال بهکار میرفتهاست. از حیث ساختاری، هر ضابطة رؤیت به نحوی بر مقادیر عددی حدی متکی بود، یعنی اگر یک یا چند مشخصة هلال بنابه قرارداد به مقداری برابر یا بیشتر از یک کمیت (یا چندین کمیت حدی) معیّن ــ که ضابطه برای آن مشخصهها تعیین میکرد ــ میرسید، به رؤیتپذیری هلال حکم میدادند. معمولاً این مشخصهها بر مبنای اندازه زاویهای کمانهای مختلف بر کرة آسمان (برحسب درجه) و از دید ناظر تعریف میشدند. مهمترین مشخصهها یا کمانهایی که در ضوابط رؤیت دورة اسلامی بهکار میرفتند عبارتاند از: اختلاف زمان غروب ماه و خورشید (مدت مکث ماه، L)، جدایی یا فاصلة زاویهای بین مراکز قرص ماه و خورشید (e)، ارتفاع ماه در هنگام غروب خورشید (a(sub)l(/sub))، انحطاط (ارتفاع منفی) خورشید در هنگام غروب ماه (d(sub)e(/sub)) و تفاوت طول دایرةالبروجی ماه و خورشید (l  Dشکل). از کمانهای مذکور  با اصطلاحات مختلفی در آثار نجومی دوره اسلامی یاد شدهاست (برای آگاهی اجمالی از مجموعهای از اصطلاحات مرتبط با رؤیت هلال ← کینگ،  ۱۹۹۳ب، ص ۲۳۶ـ۲۳۹)؛ از جمله اصطلاحاتی چون قوسالمکث (خازنی، گ ۸۷ر)، ازمان معدِّلالنّهار (بتّانی، ج ۳، ص۱۳۰) و بُعد معدَّل (نصیرالدین طوسی، زیج ایلخانی، گ ۳۲ر) برای کمان مکث؛ قوسالارتفاع و قوسالانحطاط بهترتیب برای کمانهای ارتفاع و انحطاط؛ قوسالرؤیة برای جدایی زاویهای؛ و اجزای بروج، درجالسواء، درجةالسواء، بُعد سِوا برای اختلاف طول دایرةالبروجی ماه و خورشید (بتّانی، همانجا؛ خازنی، گ ۸۶ پ ـ۸۷ر؛ نصیرالدین طوسی، همانجا). گاه برخی از این اصطلاحات خلط شدهاند، چنانکه کوشیار گیلانی (منجم و ریاضیدان ایرانی قرن چهارم و پنجم؛ ص ۵۷) کمان ارتفاع را قوسالرؤیة و کمان انحطاط را قوسالرؤیة تحتالارض نامیدهاست (نیز ← عُرْضی دمشقی، ص ۳۱۷، که کمان اخیر را قوسالرؤیة خواندهاست). با تمام این کوششها، منجمان دورة اسلامی نیز به دشواریِ پیشبینی و طراحی ضوابط رؤیت، بهسبب تعدد عوامل مؤثر و تقریبیبودن آن، آگاه بوده و در آثارشان به این موضوع اشاره کردهاند (← ابوریحان بیرونی، ۱۳۷۳ـ۱۳۷۵، ج ۲، ص ۹۵۲؛ همو، ۱۹۲۳، ص ۱۹۸؛ کوشیار گیلانی، همانجا؛ عرضی دمشقی، ص ۳۱۵)، چنانکه ابویوسف یعقوب کِندی* (ریاضیدان و طبیعیدان قرن سوم) رسالهای در باب رؤیت هلال تألیف کرده و حتی در عنوان آن لفظ تقریب را بهکار بردهاست (← ابنندیم، ج ۲، جزء۱، ص ۱۸۷). همچنین طراحی ضوابط گوناگون در آن دوره تلویحاً بر آگاهی از قطعیتنداشتن پیشبینیها و تلاش در جهت ارتقای آنها دلالت دارد. برخی اخترشناسان آن دوره، با دقتنظر، علاوه بر مشخصههای نجومی، بهدرستی عوامل دیگری چون اثر اوضاع جوی یا تفاوت در قوّت بینایی رصدگران را در رؤیت هلال مهم دانستهاند (← ابوریحان بیرونی، ۱۹۲۳، ص ۶۵؛ کوشیار گیلانی؛ عرضی دمشقی، همانجاها).


   ج) مهمترین ضوابط رؤیت. در کل، ضابطههای رؤیت هلال در دورة اسلامی به دو گروه ضوابط تکمشخصهای و چندمشخصهای (ترکیبی) ردهبندی میشود که در مجموع، تحولاتی در آنها از حدود قرن دوم تا نهم دیده میشود.سادهترین و ابتداییترین ضابطة رؤیتهلال در حدود قرن دوم از نجوم هندی به نجوم دورة اسلامی راه یافت. هرچند وصف صریح این ضابطه تکمشخصهای، که در آثار دورة اسلامی به محمدبن موسی خوارزمی* (متوفی ۲۳۲) منسوب است، در آثار او یافت نشده، در برخی آثار نجومی پس از آن آمدهاست (← کینگ،  ۱۹۹۳د، ص ۱۸۹ـ۱۹۷؛ نیز ← ادامة مقاله). ابوریحان بیرونی (۱۳۷۳ـ۱۳۷۵، ج ۲، ص ۹۵۲ـ ۹۵۳)، ضمن بیان این ضابطه و اشاره به خاستگاه هندی آن، افزون بر خوارزمی، گروهی از منجمان کموبیش همعصر خوارزمی، چون ابواسحاق فَزاری، یعقوببن طارق و ابوالعباس نیریزی را نیز پیرو این نظر دانستهاست. در پژوهشهای جدید نیز خاستگاه هندی نخستین ضوابط رؤیت از یعقوببن طارق و خوارزمی تأیید شدهاست (← کندی، ۱۹۸۳، ص ۱۵۱ـ۱۶۳). بر مبنای ضابطه هندی، اگر مدت مکث ماه، بزرگتر یا مساوی ۱۲ درجه کمانی روی استوای سماوی یا (۴۸ = ۴× ۱۲ دقیقه زمانی) باشد، هلال رؤیتپذیر است (← همان، ص ۱۵۴). در همان دوره، حبش حاسب* (قرن سوم) ضابطة تکمشخصهای دیگری عرضه کرد: که اگر در لحظه غروب ماه ْ۱۰ d(sub)e(/sub)≥، در آن صورت رؤیت هلال امکانپذیر است (← حبش حاسب، گ ۱۶۳پ ـ ۱۶۴ر؛ نیز ← ابوریحان بیرونی، ۱۳۷۳ـ۱۳۷۵، ج ۲، ص ۹۵۷ـ۹۵۸۱). در ضابطه تکمشخصهای حبش، ازیکسو بهسبب بهرهگیری از مشخصة انحطاط، برخلاف ضابطة مکث، تغییر عرض جغرافیایی به پیشبینیهای مشکوک و نامطمئن منجر نمیشود. ازسوی دیگر، چون اندازة انحطاط خورشید مقدار تاریکی آسمان را نشان میدهد، عملاً به تاریکی آسمان پس از غروب خورشید، که در رؤیت هلال بسیار تأثیر دارد، نیز توجه شدهاست. بطلمیوس  در مجسطی (ص ۶۳۶ـ۶۴۷) ضابطههایی را برای رؤیتپذیری سیارات در نزدیکی افق (در آسمان صبحگاهی و شامگاهی) براساس زاویة انحطاط خورشید مطرح کردهاست (نیز ← تشریق و تغریب*). ممکن است ایدة ضابطة حبش برگرفته از ضابطههای بطلمیوس باشد. با توجه به تغییرات مشهود در روند طراحی ضوابط رؤیت بهنظر میرسد از همان دوره، تمایل در بهکارگیری چند مشخصه برای دقیقترساختن ضوابط رؤیت وجود داشتهاست، شاید چون منجمان بهزودی دریافتند طراحی ضوابط تکمشخصهای برای پیشبینی و طراحی ضوابط رؤیت هلال کافی یا چندان درخور اعتماد نیست. یعقوببن طارق احتمالاً نخستین کسی بود که در اواخر قرن دوم، ضابطهای بر مبنای دو مشخصه مدت مکث ماه (L) و مقدار بخش درخشان هلال (فاز ماه)، که از (e) و فاصلة ماه از زمین بهدست میآید، عرضه کرد. همچنین او در ضابطهاش به عرض دایرةالبروجی ماه (b) نیز توجه کردهاست (← کندی، ۱۹۸۳، ص ۱۵۷ـ۱۶۲).در قرنهای بعدی ضابطههای ترکیبی تحول یافتند و به مشخصههای دیگری نیز توجه شد، ازجمله بتّانی که در حدود ۲۹۰، در زیج صابی (ج ۳، ص۱۳۰ـ۱۳۳)، ضابطههایی را بر مبنای دو عامل اختلاف طول دایرةالبروجی ماه و خورشید (l D) و مدت مکث ماه (L) و فاصلة ماه از زمین بیان کردهاست. به نوشتة ابوریحان بیرونی (۱۹۲۳، ص ۱۹۶)، با وجود تعدد جدولهای رؤیت، آنچه در زیج بتّانی و زیج حبش در این باب آمدهاست، شخص را ]از دیگر آثار این موضوع[، بینیاز میسازد. در حدود ۳۸۰، ابنیونس*، اخترشناس مشهور مصری، ضابطهای ترکیبی از مشخصههای فاصلة زاویهای مراکز قرص ماه از خورشید (e)، مدت مکث ماه (L) و سرعت زاویهای ماه در یک شبانهروز را برای پیشبینی رؤیت بهکار بردهاست (← کینگ،  ۱۹۹۳الف، ص ۱۵۷، ۱۶۲).  افزون بر ضوابط توصیفی، مجموعهای از ضابطههای جدولی نیز در دورة اسلامی فراهم آمدهاست. در سادهترین این ضوابط، با زیرساخت ضابط یادشدة خوارزمی (با فرض ْ۱۲ =L)، مقادیر اختلاف طول دایرةالبروجی ماه و خورشید با توجه به موضع خورشید در بروج مختلف (در یک عرض جغرافیایی مشخص) بهدست میآید. در ترجمة لاتین زیج خوارزمی، که براساس بازنگری مَجریطی* (ریاضیدان و منجم اسپانیایی قرن چهارم) فراهم شدهاست، نیز جدولی با این توضیحات وجود دارد (← خوارزمی ، ص ۱۶ـ۱۷، ۱۶۸، جدول  ۵۷a، برای تحلیل این جدول ← کندی، ۱۹۸۳، ص ۱۵۱ـ ۱۵۶ ؛ هوخندایک ،  ۱۹۸۸الف، ص ۳۲ـ۳۵؛ برای جدولهای دیگر براساس این ضابطه ← کینگ،  ۱۹۹۳د، ص ۱۸۹ـ۱۹۷). درواقع طراحی چنین جدولهایی کمک میکرد که برای یک عرض جغرافیایی معیّن و حوالی آن، سریعتر و به نحوی سادهتر، از ضابطه خوارزمی بهره برد و مستقیماً به محاسبة مدت مکث ماه نپرداخت، که محاسبة آن پیچیدهتر بود. منجمان مسلمان، بهویژه در سدههای سوم تا ششم، ضابطههای متنوع و پیچیده جدولی ابداع کردند، که برخی از مهمترین آنها متعلقاند به منجمانی چون یعقوببن طارق* (← هوخندایک،  ۱۹۸۸ب، ص ۹۵ـ ۱۰۴)، ثابتبن قُرّه* (ص ۱۱۳ـ۱۱۶؛ نیز ← کندی، ۱۹۸۳، ص۱۴۰ـ۱۴۳)، محمدبن ایوب طبری* (قرن پنجم)، ضابطهای منسوب به ابوجعفر خازن* (قرن چهارم؛ ← هوخندایک،  ۱۹۸۸الف، ص ۳۶ـ۴۲)، و ضابطهای منسوب به ابوریحان بیرونی* (← کینگ،  ۱۹۹۳د، ص ۲۰۷ـ۲۱۰).


   یکی از جالبتوجهترین ضوابط جدولی را، در حدود ۵۰۹، عبدالرحمان خازنی در زیج معتبر سنجری بهدست دادهاست. او (گ ۸۶رـ۹۱ر، ۱۴۳ر)، ضمن بیان آرای دانشمندان پیشین دراینباره، دو جدول ابداعی و آرای خود را نیز آوردهاست. جدول دوم، که دقیقتر و پیچیدهتر است، در کنار جدول ثابتبن قرّه آمدهاست و از لحاظ ساختاری با این ضابطه در رؤیت هلال مشابهتهایی دارد، چنانکه بهنظر میرسد الگوی کاملشده این ضابطه باشد (← گیاهی یزدی، ۲۰۰۹ـ۲۰۱۰، ص ۱۵۲). در این جدول، خازنی رؤیت هلال را براساس مشخصههای عددی در سه سطح شایع (خوب)، معتدل (متوسط) و نادر (بد) ردهبندی کردهاست (همان، ص ۱۵۸ـ۱۶۴؛ نیز ← خازنی، گ ۱۴۳ر) که پس از انجام محاسبات، وضع هلال در این ردهبندی قابل بررسی است. بهنظر میرسد خازنی با انگاشتی ابتدایی از مفهوم «احتمالات» در بحث رؤیت هلال آشنا بودهاست (گیاهی یزدی، ۲۰۰۹ـ۲۰۱۰، ص ۱۷۳). یکی از ضوابط رؤیت هلال خازنی را محمود عمر، منجم ساکن هند در قرن هفتم، در زیج ناصری، که به فارسی تألیف کرده، ذکر نمودهاست (← گ ۱۰۱پ، جدول حدودالرؤیة). در حدود ۶۴۰، در زیج ایلخانی از نصیرالدین طوسی (گ ۳۱پ ـ ۳۲ر) ضابطه بُعد سِوا ـ بُعد معدَّل (بر مبنای دو مشخصه l D و L) آمدهاست (برای تحلیل آن ← گیاهی یزدی، ۲۰۰۲ـ۲۰۰۳، ص ۲۳۱ـ ۲۴۳؛ نیز ← بُعد*). پس از محاسبة مقادیر یادشده، براساس مجموعهای از ضابطهها میتوان رؤیتپذیری یا ناپذیری و کیفیت رصدی هلال در هر ماه قمری را پیشبینی کرد.ضابطة زیج ایلخانی در ضوابط رؤیت هلال در زیجهای سپسین تأثیر بسیاری داشتهاست، چنانکه عیناً یا با تعدیلهایی در برخی زیجها، چون زیج الغبیگ (← ص ۴۲۵ـ۴۲۶) و زیج بهادرخانی (← جونپوری، ص ۵۵۶ـ۵۵۷)، بهکار رفته و حتی الهامبخش تقویمنویسان سنّتی معاصر در ایران بودهاست (برای نمونه ← نجومی، ص ۴). شاید بتوان آن را مهمترین ضابطه رؤیت هلال در دورة متأخر در شرق جهان اسلام دانست. در غرب جهان اسلام نیز جدولهایی از ابواسحاق ابراهیمبن یحیی زَرقالی* (منجم اسپانیایی قرن پنجم)، ابناسحاق تونسی* (منجم قرن هفتم)، و مجریطی (در صورت بازنگریشده زیج خوارزمی توسط وی) در باب رؤیت بهجا ماندهاست (← کینگ،  ۱۹۹۳د، ص ۱۹۲، ۱۹۴ـ۱۹۵، ۱۹۷ـ ۲۰۷، ۲۱۰، ۲۱۲). در دورة جدید، پژوهشهایی در برخی از ضوابط رؤیت هلال در دورة اسلامی صورت گرفته و ساختار محاسباتی آنها تحلیل شدهاست (برای آگاهی از مهمترین این پژوهشها ← پوئیگ آگیلار ، ص ۷۲۲ـ۷۲۳).


   د) تحولات و دستاوردهای مهم در طراحی ضوابط رؤیت. شاید مهمترین تحول در رؤیت هلال دورة اسلامی، طراحی ضوابط چندمشخصهای و ضوابط جدولی باشد (← سطور پیشین). در صورتهای ابتدایی این ضوابط، چند مشخصه حدی بهصورت مستقل بهکار گرفته میشد، بهگونهای که محاسبهگر میبایست چند مشخصه هلال را، که ضابطه بر مبنای آن شکل گرفته بود، بهصورت مستقل محاسبه و با مقادیر ضابطه مقایسه میکرد. اما در ضوابط پیچیدهتر، در ترکیبهای محاسباتی ساده و گاه مفصّل چند مشخصه بهکار میرفت. مثلاً در ضابطة کوشیار گیلانی (ص ۵۷)، با احتساب عرض دایرةالبروجی ماه (b)، اگر ْ۱۸ e+d(sub)e(/sub)≥ ، هلال رؤیتپذیر است (نیز ← خازنی، گ ۸۷پ، قس کندی، ۱۹۸۳، ص۱۶۰، به نقل از یعقوببن طارق که در ضابطهاش دو مشخصه را مستقل بهکار برده و برای هریک مقدار عددی بیان کردهاست ( ← سطور پیشین)؛ برای آگاهی از برخی ضوابطی که از چند کمان در روابط ریاضی بهره میبرند ← کینگ،  ۱۹۹۳الف، ص ۱۶۳؛ گیاهی یزدی، ۲۰۰۹ـ۲۰۱۰، ص ۱۶۶). از دیگر تحولات مهم در طراحی ضوابط رؤیت، برقراری نوعی ارتباط میان کمیتهای عددی و کیفیت رصدی هلال بود. در ضوابط اولیه، براساس مقادیر کمّی، موضوع فقط به دو حالت رؤیتپذیری یا رؤیتناپذیری منحصر میشد، اما بعدها بر مبنای مقادیر عددی برخی کمّیتهای مؤثر در رؤیت، اصطلاحاتی چون سختظاهر یا شایع برای هلالهای نورانی، نادر یا باریک برای هلالهای کمنور، معتدل یا روشن برای هلالهای حد واسط بهکار میرفت (← خازنی، گ ۱۴۳ر؛ نصیرالدین طوسی، زیج ایلخانی، گ ۳۲ر). ازاینرو پیشبینی رؤیت در طیفی از حالات رصدی هلال (و نه بهصورت جزمیِ رؤیتپذیر یا ناپذیر) صورت میپذیرفت. نقطة عطف دیگر در سنّت طراحی ضوابط، توجه به تأثیر مشخصه فاصلة ماه از زمین بود. بدیهی است که ماه در حضیض، نسبت به اوج، قطر زاویهایاش بزرگتر و در نتیجه نورانیتر است. نزدیکی ماه به حضیض، بهویژه در رصد هلالهای کمسو (یعنی نزدیک به خورشید) در نزدیکی افق تأثیر بسزایی دارد. کمیت فاصلة خطی ماه از زمین در هیچکدام از ضوابط رؤیت در دورة اسلامی بهکار نرفتهاست، اما منجمانی چون ابنیونس (← کینگ،  ۱۹۹۳الف، ص ۱۵۵ـ۱۶۶) و خازنی به تغییرات سرعت زاویهای ظاهری ماه در آسمان، و بتّانی و خازنی به آنومالی ماه (خاصّةالقمر) توجه کردهاند (گیاهییزدی، ۲۰۰۹ـ۲۰۱۰، ص۱۵۳). تغییرات دو مشخصه یادشده مستقیماً با فاصلة ماه از زمین متناظر بوده و همخوان با آن در تغییر است. اگر جدایی زاویهای ماه از خورشید یکسان باشد، هرچه ماه به حضیض نزدیکتر باشد (سرعت زاویهای ماه بیشتر باشد)، ضخامت زاویهای آن بزرگتر و هلال درخشانتر است. بهکارگیری این مشخصهها در ضوابط نشان میدهد منجمان آن دوره از تأثیر معنادار آنها در رؤیت آگاه بودهاند، چنانکه براساس محاسبات جدید، خازنی از تأثیر تغییرات فاصلة ماه از زمین و تغییرات ضخامت زاویهای هلال در رؤیت هلال آگاه بوده و آن را بهدرستی در طراحی ضوابطش بهکار بستهاست (همان، ص ۱۶۷ـ۱۶۹). توجه به ابعاد نجومی رؤیت هلال در روز نیز از دیگر دستاوردهای درخور توجه نجوم دورة اسلامی است و منجمانی چون ثابتبن قرّه (خازنی، گ ۸۹ر ـ ۹۰پ؛ نیز ← کندی، ۱۹۸۳، ص۱۴۰ـ۱۴۱) و خازنی (همانجا؛ نیز ← گیاهی یزدی، ۲۰۰۹ـ۲۰۱۰، ص ۱۶۳ـ۱۶۷) براساس روابط محاسباتی و مقادیر عددی جدولی، ضوابطی را در این زمینه طراحی کردند.


   هـ) سنّت نگارش آثار. پیشینة سنّت نگارش آثاری علمی مرتبط با رؤیت هلال به اواخر سدة دوم و اوایل سدة سوم میرسد. در آثار نجومی مختلفی در دورة اسلامی، به موضوع رؤیت هلال پرداخته شدهاست که آنها را میتوان به چهار گروه تقسیم کرد: ۱) رسائل مستقل، که بهنظر میرسد نخستین رسائل در این زمینه همزمان یا حتی پیش از نخستین زیجهای دورة اسلامی تألیف شده باشند، احتمالاً کهنترین مطالب بهجامانده دربارة رؤیت هلال در نجوم دورة اسلامی از یعقوببن طارق (متوفی ﺣ ۱۸۰) است (← کندی، ۱۹۸۳، ص ۱۵۷ـ۱۶۲؛ هوخندایک،  ۱۹۸۸ب، ص ۹۵ـ۱۰۴) و از اوایل سدة سوم منجمانی چون کندی، بَنوموسی*، ثابتبن قرّه، سندبن علی* با تألیف رسائل مستقل یا با اختصاص توضیحاتی در آثارشان به این موضوع پرداختند (برای آگاهی از برخی از این رسائل ← سزگین، ج ۶، ص ۱۲۷، ۱۳۸؛ روزنفلد و احساناوغلو ، ص ۳۵، ۲۰۸، ۲۷۷؛ برای رساله ثابتبن قرّه و تحلیل آن ← ثابتبن قرّه، ص ۹۴ـ۱۱۲، ۲۳۰ـ۲۵۵)؛ احتمالاً این آثار الهامبخش منجمان بعدی در دورة اسلامی بودهاند (برای نمونه ← ابوریحان بیرونی، ۱۳۷۳ـ۱۳۷۵، ج ۲، ص ۹۵۲ـ۹۶۲؛ خازنی، گ ۸۷رـ۸۹پ). ۲) زیجها، شامل جدولهای عددی و روشهای محاسبات نجومی که در زیجهای دورة اسلامی، معمولاً فصلی به رؤیت هلال اختصاص مییافت (کندی، ۱۹۵۶، ص ۱۴۴) و بهنظر میرسد در زیج معتبر سنجری اثر خازنی شاید بیش از هر زیج دیگری دراینباره بحث شدهاست (همان ص۱۶۰). در زیجها، ضوابط رؤیت در قالبهای گوناگونی عرضه میشدند و در مواردی، جدولهایی حاوی مقادیر حدی کمانهای رؤیت بههمراه شرح روش استفاده از آنها و روش بهکارگیری آنها در روابط محاسباتی آمدهاست. در برخی زیجها، روشهای محاسباتی صرفاً براساس بهکارگیری مقادیر کمّی بدون جدول و تنها بهصورت توصیفی آمدهاست، گاه در برخی از این آثار ترکیبی از هر دو دیده میشود. بهنظر میرسد علمیترین ضوابط رؤیت در دورة اسلامی در زیجها نمود یافتهاست (← همان، ص ۱۲۷، ۱۳۶، ۱۴۴، ۱۴۶، و جاهای دیگر). ۳) کتابها و رسائل هیئت، که معمولاً در فصلی از آنها ضوابط رؤیت بهصورت توصیفی و کوتاه (بدون جدولهای عددی) و با ادبیاتی سادهتر و شاید سازگار با مقاصد آموزشی بیان میشد (برای نمونه ← نصیرالدین طوسی، الرسالة المعینیة، ص ۵۶ـ۵۸). یکی از مبسوطترین ضوابط رؤیت در کتاب الهیئة مؤیدالدین عرضی دمشقی (ص ۳۱۵ـ۳۲۲) آمدهاست. ۴) آثاری از فقها یا عالمان دینی، عموماً مستند به احادیث که به صورت مستقل یا جزئی به رؤیت هلال از دید نجومی پرداختهاند. در این رسائل، افزون بر برخی کلیات نجومی مرتبط با رؤیت، برخی ابعاد نجومی رؤیت هلال مرتبط  با مسائل فقهی همچون بحث اتحاد افق یا اعتبار رؤیت پیش از زوال نیز آمدهاست. دو نکته دربارة رسائل این گروه حائز اهمیت است، اول اینکه غالباً فقهای متأخر به رسالهنویسی تخصصی در این زمینه توجه داشتهاند تا فقهای متقدم؛ دوم، آثار فقهای متأخر فنیتر و همراه با مباحث نجومی مفصّلتری است که شاید ناشی از توجه بیشتر حوزههای علمیه به درسهای نجوم و هیئت و اختراع ابزارهای نجومی مانند تلسکوپ و تأثیر آن در رؤیت هلال و مسائل نوپدید و مطرحشدن آنها برای فقها باشد، چنانکه طرح چنین مباحثی در این آثار فراوان دیده میشود و به آرای منجمان نیز در این رسائل توجه شدهاست (برای نمونه ← موسوی خوانساری، ص ۲۵۰۸ـ ۲۵۱۰؛ صدر، ج ۱، ص ۶۶۵ـ۶۸۰).


منابع : ابنندیم؛ ابوریحان بیرونی، الآثار الباقیة عن القرون الخالیة، چاپ ادوارد زاخاو، لایپزیگ ۱۹۲۳؛ همو، کتاب التفهیم لاوائل صناعةالتنجیم، چاپ جلالالدین همائی، تهران ۱۳۶۲ش؛ همو، کتاب القانون المسعودی، حیدرآباد، دکن ۱۳۷۳ـ۱۳۷۵/ ۱۹۵۴ـ۱۹۵۶؛ ابونصر عراق، رسائل ابینصر منصوربن عراق الی البیرونی، حیدرآباد، دکن ۱۳۶۷/۱۹۴۸؛ محمدبن شاهرخ الغبیگ، زیج الغبیک، چاپ سدیو، پاریس ۱۸۴۷، تجدیدچاپ در الریاضیاتالاسلامیة و الفلکالاسلامی = Islamic mathematics and astronomy ، ج ۵۲، فرانکفورت : معهد تاریخ العلوم العربیة و الاسلامیة، ۱۴۱۹/۱۹۹۸؛ محمدبن جابر بتّانی، کتاب الزیج الصابی، اعتنی بطبعه و تصحیحه و ترجمه الی اللغة اللاتینیة و علّق حواشیه کارلو آلفونسو نالینو، رم ۱۸۹۹ـ۱۹۰۷، چاپ افست هیلدسهایم ۱۹۷۷؛ ثابتبن قُرّه، المؤلفات الفلکیة، تحقیق ]همراه با ترجمة فرانسوی از[ رژیس مورلون، پاریس ۱۹۸۷؛ غلامحسینبن ملافتحاللّه جونپوری، زیج بهادرخانی، چاپ سنگی بنارس ۱۸۵۵ـ۱۸۵۸، چاپ افست تهران ۱۳۸۸ش؛ احمدبن عبداللّه حبشحاسب، زیج، نسخه خطی کتابخانة ینیجامع استانبول، ش ۷۸۴، میکروفیلم کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران، ش ۲۱۱؛ حرّعاملی؛ عبدالرحمان خازنی، الزیج المعتبر السنجری، نسخة خطی کتابخانة واتیکان، ش  ۷۶۱Arab.، نسخة عکسی کتابخانة بنیاد دایرةالمعارف اسلامی؛ رؤیت هلال، ج ۱، بهکوشش رضا مختاری و محسن صادقی، قم: بوستان کتاب، ۱۳۸۸ش؛ محمدباقر صدر، الفتاوی الواضحة وفقاً لمذهب اهلالبیت علیهمالسلام، ج ۱، قم ۱۴۲۳؛ محمدبن علی طباطبائی، مصابیحالفقه، در رؤیت هلال، ج ۳، بهکوشش رضا مختاری و محمدرضا نعمتی، قم : بوستان کتاب، ۱۳۸۵ش؛ محمدبن حسن طوسی، تهذیبالاحکام، چاپ حسن موسوی خرسان، تهران ۱۳۶۴ش؛ مؤیدالدین عُرضی دمشقی، تاریخ علمالفلک العربی (کتاب الهیئة)، چاپ جورج صلیبا، بیروت ۱۹۹۰؛ قاسم آلقاسم، رسالة فی ثبوت الهلال، تقریرات درس آیتاللّه موحد ابطحی، در رؤیت هلال، ج ۲، همان؛ قَلقَشندی؛ کلینی (بیروت)؛ ابوالحسن کوشیار گیلانی، الزیج الجامع، تصحیح، تحقیق و ترجمة محمد باقری، در الریاضیات الاسلامیة و الفلک الاسلامی =


Islamic mathematics and astronomy ، ج ۱۱۴، فرانکفورت: معهد تاریخ العلوم العربیة و الاسلامیة، ۱۴۳۰/۲۰۰۹؛ محمود عمر، الزیج الناصری، نسخة خطی کتابخانة آیتاللّه مرعشی نجفی، ش ۹۱۷۶، نسخة عکسی کتابخانة بنیاد دایرةالمعارف اسلامی؛ ابوتراب عبدعلیبن ابوالقاسم موسوی خوانساری، سُبُلالرشاد: شرح نجاةالعباد، در رؤیت هلال، ج ۴، بهکوشش رضا مختاری و محسن نوروزی، قم: بوستان کتاب، ۱۳۸۵ش؛ کارلو آلفونسو نالینو، علمالفلک: تاریخه عندالعرب فی القرون الوسطی، رم ۱۹۱۱، چاپ افست قاهره ]بیتا.[؛ منصور نجومی، تقویم نجومی فارسی سال ۱۳۷۸ش، با همکاری و زیرنظر هبةاللّه ذوالفنون، تهران ]بیتا.[؛ محمدبن محمد نصیرالدینطوسی، الرسالةالمعینیة، چاپ عکسی از نسخة خطی کتابخانة ملی ملک، ش ۳۵۰۳، تهران ۱۳۳۵ش؛ همو، زیج ایلخانی، نسخة خطی کتابخانة موزه بریتانیا، ش Or.۷۴۶۴؛


Hamid Reza Giahi Yazdi, "Al-Khāzinī&#۳۹;s complex tables for determining lunar crescent visibility", Suhayl, vol.۹ (۲۰۰۹-۲۰۱۰); idem, "Naşīr al-Dīn al-Tūsī on lunar crescent visibility and an analysis with modern altitude - azimuth criteria", in ibid, vol.۳ (۲۰۰۲-۲۰۰۳); Jan P. Hogendijk, "New light on the lunar crescent visibility table of Ya`qūb ibn Tāriq", Journal of Near Eastern studies, vol.۴۷, no.۲ (Apr. ۱۹۸۸a); idem, "Three Islamic lunar crescent visibility tables", Journal for history of astronomy, vol.۱۹, no.۱ (Feb. ۱۹۸۸b); Edward Stewart Kennedy, "The crescent visibility theory of Thabit bin Qurra", Proceedings of the Mathematical and Physical Society of the United Arab Republic, ۲۴ (۱۹۶۰), repr. in Edward S. Kennedy, Studies in the Islamic exact sciences, Beirut ۱۹۸۳; idem, A survey of Islamic astronomical tables, Philadelphia ۱۹۵۶; Muhammad b. Mūsā Khwārazmī,  Die astronomischen Tafeln des Muhammed ibn Mūsī Al-Khwārizmī, [Latin translation by Athelhard von Bath], ed. H. Suter, Copenhagen ۱۹۱۴, repr. in Islamic mathematics and astronomy, vol.۷, collected and reprinted by Fuat Sezgin, Frankfort am Main: Institute for History of Arabic-Islamic Science at the Johann Wolfgang Goethe University, ۱۹۹۷; David A. King, "Ibn Yūnus on lunar crescent visibility", Journal for the history of astronomy, ۱۹ (۱۹۸۸), repr. in David A. King, Astronomy in the service of Islam, Aldershot, Engl. ۱۹۹۳a; idem, "Lunar crescent visibility predictions in medieval Islamic ephemerides", in Quest for understanding: Arabic and Islamic studies in memory of Malcom H. Kerr, ed. S. Seikaly, R. Baalbaki, and P. Dodd, Beirut: American University of Beirut, ۱۹۹۱, repr. in ibid, ۱۹۹۳b; idem, "Science in the service of religion: the case of Islam", Impact of science on society, ۱۵۹ (۱۹۹۰), repr. in ibid, ۱۹۹۳c; idem, "Some early Islamic tables for determining lunar crescent visibility", in From deferent to equant: a volume of studies in the history of science in the ancient and medieval Near East in honor of E.S. Kennedy, ed. D. A. King and G. Saliba, New York: New York Academy of Sciences, ۱۹۸۷, repr. in ibid, ۱۹۹۳b; Claudius Ptolemy, Ptolemy&#۳۹;s Almagest, translated and annotated by G. J. Toomer, London ۱۹۸۴; Roser Puig Aguilar, "Note sobre un punt fonamental de l&#۳۹;astronomia Islàmica: predir la visió del creixent lunar", AUSA, XXV, no. ۱۶۹ (۲۰۱۲); Rozenfeld and Ekmeleddin İhsanogğlu, Abramovich Boris Mathematicians, astronomers, and other scholars of Islamic civilization and their works (۷th-۱۹thc.), İstanbul ۲۰۰۳; Fuat Sezgin, Geschichte des arabischen Schrifttums, Leiden ۱۹۶۷-   .


/ حمیدرضا گیاهییزدی /


   ۳) ابعاد فرهنگی و تاریخ اجتماعی. بررسی بازتاب فرهنگی و اجتماعی سنّت رؤیت هلال و حضور و مشارکت مردم عادی در برگزاری مراسم وابسته به این سنّت نشان میدهد که در کنار کشمکشهای فنی و نظری متخصصان در مقوله رؤیت هلال، مردم عادی نیز دستکم در عرصة عمل و زندگی روزانة خود با این پدیده درگیر بودهاند و در مناطق مختلف جهان اسلام، در شکلدادن به مجموعه فرهنگی رؤیت هلال سهمی داشتهاند. غیر از جنبههای شرعی و عبادی، از لحاظ اجتماعی، مجموعه فرهنگی رؤیت هلال شامل عناصری ناظر به تقویت احساس مشارکت جمعی و نیز احساس ارزشمندی و پررنگکردن خطوط هویتی دینی یا مذهبی، برگزاری مراسم و جشن و در مجموع کارکرد آن در پرکردن اوقات فراغت، برخی خلاقیتهای هنری بهویژه در حوزه موسیقی ــ البته بهصورت بسیار محدود ــ شیوههای انتقال اخبار و اطلاعات، عناصر راجعبه زبان و نشانهشناسی، و نیز پارهای ابعاد درآمدی از لحاظ تأمین مواد و امکانات لازم برای برگزاری جشنهای رؤیت هلال بودهاست، که برای هریک از این عناصر هرچند بهصورت پراکنده اطلاعاتی در منابع دورة اسلامی درخور بررسی و پژوهش است.


   مراسم رسمی استهلال. استهلال در اغلب سرزمینهای اسلامی با مراسمی همراه بودهاست که عمدتاً با نظارتها و تدارکات حکومتی و از جانب مراجع رسمی انجام میشد و مردم عادی نیز بهتبع در این مراسم حضوری گسترده داشتند. در بسیاری از نقاط نیز مردم آداب و رسومی را برای استهلال بهجا میآوردند که اغلب با باورهای عامیانه (← ادامة مقاله) همراه بودهاست. در مجموع، بیشترین اطلاعاتی که از حیث تاریخ اجتماعی و فرهنگی رؤیت هلال در دست است ناظر به همین مراسم است که تعیین دقیق نخستین موارد آن بهسادگی میسر نیست. آنگونه که از سازوکار دلالتیافتن واژة هلال بر حالت ماه در اول ماه قمری و واژة استهلال برای اشاره به تلاش برای دیدن ماه در این زمان در زبان عربی برمیآید، رؤیت هلال در فرهنگ کهن عربی با فریادکشیدن و اعلام این رؤیت با برآوردن صدای بلند ملازمت داشتهاست و هلال را از همین رو هلال نامیدهاند، زیرا اَهَلَّ و اهلال و اِستَهَلَّ در عربی ناظر به بلندکردن صدا/ فریادزدن (رفع الصوت) و نیز برآمدن نخستین صدا از کودک یا صدایی میان عواء/ زوزه، و أنین/ آه و ناله بودهاست؛ چنانکه در قرآن نیز از واژة اُهِلَّ (بقره: ۱۷۳؛ مائده: ۳؛ انعام: ۱۴۵؛ نحل : ۱۱۵) در معنای برخواندن نام خدا هنگام ذبح استفاده شدهاست (← جاحظ، ۱۳۸۵ـ۱۳۸۹، ج ۲، ص ۲۴ـ۲۵؛ ابنانباری، ج ۱، ص ۵۷۷؛ ابنمنظور، ج ۱۵، ص۱۲۰ـ۱۲۱). ظاهراً خلیفة دوم اهل مکه را فرمان داد که در شب رؤیت هلال محرّم، در معابر آتش بیفروزند تا راه برای حجگزاران روشن باشد و تا صبح در خیابانها نگهبانی بدهند. عمربن عبدالعزیز (ﺣک : ۹۹ـ۱۰۱) نیز بر این دستور تأکید کرده بود و این رسم تا حکومت عبداللّهبن محمدبن داوود (ﺣک :  ۲۴۰ ـ۲۴۱)، بر مکه جاری بود و او دستور داد که در شب هلال رجب نیز این کار صورت بگیرد (← ازرقی، ج ۱، ص ۲۸۷، ج ۲، ص ۱۷۱ـ۱۷۲؛ فاکهی، ج ۳، ص ۱۱۵ـ ۱۱۶، ۲۴۰؛ مَقریزی، المواعظ و الاعتبار، ج ۲، ص ۵۲۳ـ۵۲۴). چنانکه از این گزارشها برمیآید قصد از این کار محافظت از حجاج  و سالمندان از دستبرد سارقان بودهاست نه جشنگرفتن یا اجرای مراسمی برای رؤیت هلال. اما بنابر گزارشهای دیگر (← کِندی، ص ۷۳ـ۷۵؛ قَلقَشندی، ج ۱، ص ۴۱۸؛ سبط ابنعجمی، ج ۲، ص ۵۴)، اولین کسی که رسم رکوب آخر ماه قمری را بنا گذاشت و همراه جمعی برای استهلال بیرون رفت، قاضی عبدالرحمان عبداللّهبن لُهَیئه (متوفی ۱۷۴) بود که در ۱۵۵ از جانب منصور عباسی منصب قضای مصر یافت (سیوطی، ج ۲، ص ۱۲۴، علاوه بر این قول، اولین مراسم رکوب برای استهلال در مصر را به قاضی غوثبن سلیمان (متوفی  ۱۶۸) نیز نسبت دادهاست). گفته شده که یک بار که مردم در استهلال، موفق به رؤیت نشده بودند، دو نفر شهادت دادند که هلال را دیدهاند. حاکم آنها را نزد قاضی عبداللّهبن لهیئه فرستاد که دربارة عدالتشان تحقیق کند. قاضی عدالت و درنتیجه شهادتشان را تأیید نکرد و میان مردم بر سر شروع ماه اختلاف افتاد. به همین سبب، قاضی تصمیم گرفت که از آن پس خودش همراه جمعی از مردم برای استهلال رکوب کند (کندی، همانجا؛ ابنحجر عسقلانی، ص ۱۹۶). در گزارشی از صولی (ص ۱۴۲) آمده که مردم قبل از آغاز رمضان ۳۲۸، که تقریباً همزمان با نوروز فرا رسیده بود، آتش افروختند و آب پاشیدند. گزارشهای راجعبه رکوب برای استهلال و نیز انجامدادن مراسم مفصّل در شب هلال در دورة فاطمیان و اواخر عصر عباسی تقریباً فراوان و گاه جزءپردازانه است. بعد از عبداللّهبن لهیئه رسم شد که قاضیان از دو ماه قبل از ماه رمضان، همراه گروهی از مردم در شب هلال رجب و شعبان به جامع محمود بروند و هلال ماه را بهدقت رصد کنند تا اگر آسمان در شب هلال رمضان ابری شد دستکم با اطمینان از رؤیت هلال ماههای رجب و شعبان، به تعیین شب اول رمضان بپردازند. به همین منظور، برای قاضیان سکویی، که دکةالقضاء نامیده میشد، بر بلندی ساخته بودند که برای رؤیت هلال مناسب بود. در محل این سکو در عصر فاطمی مسجدی ساختند و از بالای مناره این مسجد استهلال میکردند. هرچند فاطمیان به برگزاری جشنهای مفصّل برای آغاز رمضان و لیالیالوقود (اول و نیمة رجب و اول و نیمة شعبان) و برخی مناسبتهای قمری دیگر اهتمام بسیار داشتند (← ابنطُوَیر، ص ۱۷۲ـ۲۰۳؛ مقریزی، المواعظ و الاعتبار، ج ۲، ص ۵۲۲ـ۵۲۸)، این مراسم به رؤیت هلال ناظر نبودهاست؛ زیرا آنان، برخلاف مذاهب دیگر، آغاز ماه را به رؤیت هلال در آسمان استوار نمیداشتند و از نظام عددی استفاده میکردند و همچنانکه ابنطویر (ص ۱۷۱) اشاره کرده، رکوب و مراسم آن نزد فاطمیان، قائممقام رؤیت هلال نزد دیگر مسلمانان تلقی میشدهاست (برای تفصیل در لزوم و محاسبة اول ماه براساس شمارش و نه رؤیت هلال نزد فاطمیان بر طبق آرای یکی از داعیان برجستة فاطمی ← المجالس المستنصریة، ص ۱۸۳ـ ۱۹۱). بیشترین گزارشها را دربارة برگزاری مراسم رؤیت هلال در دورة عباسی ابنجبیر در قرن ششم از مناطق مختلف جهان اسلام بهدست دادهاست. مثلاً، دربارة این مراسم در مکه در ۵۷۹ گفتهاست که مردم از چند روز قبل برای شب استهلال ماه رجب تدارک میدیدند و کوچهها در عصر روز قبل از شب استهلال پر از هودجهایی پوشیده از انواع پارچههای گرانبهای حریر و کتان میشد که بر پشت شتران بسته شده بودند و زنان حرمهای امیران و صاحبمنصبان  هم سوار بر این هودجها در مراسم حضور مییافتند. مردم در خیابانها ازدحام میکردند و شمعها و مشعلها و فانوسهای بسیار میافروختند و مسجدالحرام را غرق در نور و روشنایی میکردند. در هنگام اعلان اثبات رؤیت نزد امیر، طبلها و دهلها و دبادب و شیپورها را به صدا درمیآوردند و تکبیر میگفتند (← ص ۹۵ـ۹۶؛ برای گزارشهایی از او دربارة مراسم رؤیت هلال رمضان و شوال در مکه با تفصیلی کمتر ← ص ۱۰۸ـ۱۰۹، ۱۱۹؛ ظاهراً همچون رسم رایج در عصر فاطمی با حضور قضات امامی، اسماعیلی، شافعی و مالکی ← مقریزی، المواعظ و الاعتبار، ج ۴، قسم ۱، ص ۳۹۵). در عصر ممالیک، قاضیالقضات همراه قضات اربعه و گروهی از شهود، ازجمله محتسب قاهره، تجار و رؤسای اصناف و طوایف مختلف درحالیکه شمعهایی با خود حمل میکردند برای رؤیت هلال به مدرسه منصور قلاوون در محلة نحاسان/ مسگران میرفتند؛ و درصورت رؤیت هلال، قاضیالقضات در پرتو انبوه شمعها و مشعلها و فانوسهایی که بر دکانها و در مسیر عبورش برافروخته شده بود رکوب میکرد و آغاز ماه رسماً اعلام میشد. در اینباره، برای نمونه ابنبطوطه (ج ۱، ص ۴۹)، گزارشی از شب رؤیت هلال در ابیار مصر بهدست دادهاست. بنابراین گزارش، در روز آخر شعبان، که مصریان آن را یومالرکبة میخواندند، بزرگان اصناف و طبقات شهر و فقها در خانه قاضی گرد میآمدند و توسط صاحبمنصب نقیبالمتعممین به حضور او معرفی میشدند، سپس حاضران همراه قاضی سوار مرکبها میشدند و مردمان بسیار اعم از زن و مرد و کودک در رکابشان به راه میافتادند و به محلی مرتفع در بیرون شهر میرفتند که برای مراسم مفروش شده بود، در آنجا نماز مغرب را بهجا میآوردند و پس از رؤیت یا اطمینان از عدم امکان رؤیت به شهر باز میگشتند. همو (ج ۱، ص ۱۷۴ـ۱۷۵، ۱۷۸ـ۱۸۰) از برگزاری مراسم مختلف ازجمله چراغانی و رکوب و نواختن طبل و دهل در مکه هنگام رؤیت هلال رجب و رمضان و شوال نیز بهتفصیل سخن گفتهاست.  در گزارشهای ابنایاس در سالهای مختلف قرن دهم نیز مکرراً به برگزاری مراسم حضور محتسب و قضات اربعه و مردم در مدرسة منصوریه برای استهلال و مراسم چراغانی و نورافشانی در کوچهها و خیابانهای قاهره در پی اعلان اثبات رؤیت هلال رمضان و تبریکگفتن به سلاطین و حاکمان به مناسبت حلول این ماه اشاره شدهاست (← ج ۴، ص ۳۹۷، ج ۵، ص ۲۱۱، ۲۷۰، ۳۱۲، ۳۴۸). اولیاچلبی نیز در قرن یازدهم (ج ۱، ص ۴۵۸ـ۴۶۱)، بهدقت موکب محتسب برای استهلال رمضان را شرح دادهاست؛ به گزارش اولیاچلبی صوفیان قاهره شب استهلال رمضان را عید زنان میخواندند، ازاینرو که هیچ مردی قادر نبود زنش را از خروج از خانه برای تماشای این موکب باز دارد و مردان حتی حق نداشتند در این شب از زنانشان بپرسند که کجا بودهاند. مردم مصر چنان به این مراسم علاقهمند بودند که دکانهای بازار را برای تماشای مراسم اجاره میکردند یا به خانههای خویشان خود میرفتند که در مسیر موکب  قرار داشت. دکانهای بازار تا هنگام صبح باز بود و بازارها و معابر را چراغانی میکردند و آذین میبستند. محتسب در این شب مطلقالعنان بود و به جز حکم اعدام هر حکم دیگری میتوانست صادر کند. او همراه پانصد تن از مردانش با شکوه و ابهت نزد پاشا میرفت و پاشا نیز او را خلعت میداد و عمامه خود را بر سر وی مینهاد و به او فرمان میداد که به نزد مشایخ مذاهب اربعه و نیز قاضی عسکر برود و خبر اثبات رؤیت هلال رمضان را رسماً بیاورد. محتسب همراه انبوهی از صاحبمنصبان نظامی و دیوانی رکوب میکرد و  این مراسم تا پاسی از شب ادامه مییافت. صاحبان مشاغل و اعضای اصناف مصر نیز به برگزاری این مراسم اهتمام بسیار داشتند (نیز ← جَبَرتی، ج ۲، ص ۴۰۵، ۵۴۸، ج ۳، ص ۳۶، ۶۲۸؛ رمون ، ج ۲، ص۸۰۳ ـ ۸۰۶). در اوایل قرن سیزدهم/ نوزدهم، لین (ص۴۷۲ـ ۴۷۴) شرح مشابهی را از برگزاری مراسم مفصّل رؤیت هلال در مصر بهدست داده و گفتهاست درصورتیکه در مراسم رؤیت هلال در شب آخر شعبان، لیلةالرؤیة (یعنی شب سیام)، ماه نو دیده نمیشد، مردم فریاد برمیآوردند و اعلام میکردند که ماه شعبان به آخر نرسیده و فردا روزه نیست و تمام شب را به خوردن و نوشیدن و قلیانکشیدن و جشن و شادی میگذراندند. در ۱۳۳۳ش (۱۳۷۴) نیز برنامههایی برای احیا و تنظیم مجدد این مراسم در قاهره به اجرا گذاشته شد (← رمون، ج ۲، ص ۸۰۶؛ حسن عبدالوهاب، ص ۳۳ـ۳۵). درواقع، صرف بهراهانداختن چنین کارناوالهای عظیم و باشکوهی باعث نمیشد که لزوماً فردای هر شبِ استهلالی را روز اول ماه اعلام کنند و چهبسا پیش میآمد که هلال در شب مورد نظر دیده نمیشد و درنتیجه همة تدارکات برگزاری این برنامهها معطل میماند و مراسم لغو میشد (مثلاً در رمضان ۱۲۲۲، در مصر ← جبرتی، ج ۳، ص ۲۲۲ـ۲۲۳).


   مردم عادی اعم از مردان و زنان و کودکان هم برای رؤیت هلال بیرون میرفتند (← ابنمستوفی اربلی، قسم ۱، ص ۲۵۵؛ ابنخطیب، ج ۲، ص ۲۲۳؛ حجیه، ص۱۰۰؛ علاف، ص ۶۹ـ ۷۰؛ هیتی، ص ۱۲۶ـ ۱۲۷؛ فرقد علی جمیل، ص ۵۶؛ وکیلیان، ج ۱، ص ۳۹ـ۴۳، ۱۵۹ـ۱۶۰). علاقه و ازدحام عوام برای استهلال گاه چنان بوده که شماری از آنان براثر فشار جمعیت جان میباختند (مثلاً ← برونشویگ، ج ۲، ص ۳۲۲ : گزارش راجعبه استهلال در شب اول رمضان ۸۶۷ در طرابلس). کسب افتخار دیدن هلال و شهادتدادن نزد مراجع دینی و حکومتی به نوعی احساس ارزشمندی برای مردم بهارمغان میآورد؛ زیرا این مراجع معمولاً گواهی افرادی را در این مورد میپذیرفتند که در نظر آنان به عدالت مشهور بودند یا دستکم صداقت و امانت ایشان امری اثباتشده بود. از طرفی این مراجع دینی و حکومتی بهسادگی گواهی هر مدعیای را نمیپذیرفتند و ازاینرو اگر گزارش فردی عادی در رؤیت هلال مقبول میافتاد، عادلمحسوبشدن وی نزد این مراجع (← هیتی، ص ۱۲۶) وجاهتی دینی و اجتماعی برای او درپی داشت. هرچند گزارشهایی هست که بنابر آنها برخی از مراجع رسمی خبر رؤیت را از افرادی عادی تأیید کردهاند (← خطیب بغدادی، ج ۳، ص ۱۵۵ـ۱۵۶، ج ۵، ص ۱۱۵، ج ۱۶، ص ۵۸۲)، اغلب مراجع در پذیرفتن ادعای رؤیت از جانب عوام سختگیر بودند و مدعیان رؤیت را میآزمودند، مثلاً در سقز علمای دینی این مدعیان را به قرآن و خنجر سوگند میدادند (وکیلیان، ج ۱، ص ۱۶۰). چهبسا که عوام اظهار میداشتند که هلال را دیدهاند، ولی مقامات مسئول نمیپذیرفتند. به گزارش ابنجبیر (ص ۱۳۰)، در شب هلال ذیحجه ۵۷۹ جماعتی از مردم  با وجود ابر انبوهی که آسمان مکه را فراگرفته بود تکبیرگویان نزد قاضی رفتند و به رؤیت هلال شهادت دادند، اما قاضی با سخنانی درشت شهادت آنان را رد کرد و گفت اگر اینان به رؤیت خورشید در آسمانی چنین ابری گواهی میدادند انکارشان میکردم چه رسد به رؤیت هلال! بااینحال هیچ منع شرعی و رسمی وجود نداشتهاست که مردم عادی را از تلاش برای رؤیت یا گزارش آن به مقامات بازدارد و سنّت بیرونرفتن برای استهلال به صورتهای مختلف در سرزمینهای اسلامی رایج بودهاست. در سرزمینهای مختلف اسلامی اذانگفتن، جارکشیدن، نواختن طبل و دهل و نقاره و تیراندازی هوایی و شلیک توپ و برافروختن آتش در ارتفاعات از شیوههای عوام برای اعلان عمومی اثبات رؤیت هلال بود (← شاردن ، ج ۴، ص ۳۹۷ـ ۳۹۸؛ وکیلیان، ج ۱، ص ۳۹ـ۴۳، ۱۵۹ـ۱۶۰؛ جاوید، ص ۲۸؛ طالبعلی شرقی، ص ۷۷؛ نیز ← کمپفر، ص ۱۲۲؛ که از نقارهزنی رسمی نقارهخانة سلطنتی شاه صفوی هنگام رؤیت هلال خبر دادهاست). در برخی از مناطق نیز عدهای از نوحهخوانهای محلی، که همراه مردم و بزرگان و گروهی از نوازندگان دهل و کرنا و نقاره برای رؤیت بیرون میرفتند، آوازهایی اختصاصی برای استقبال از ماه رمضان در شب آخر شعبان یا برای وداع با رمضان در شب هلال شوال میخواندند. در ایران این آواها به یارمضان، مرحبا، الوداع، رمضانیهخوانی و جز آنها معروف بودهاست (← جاوید، ص ۲۷ـ۲۸، ۹۸ـ۱۰۰، که نمونههایی از اشعار این آوازها را نیز آوردهاست؛ برای این آواها در عراق ← هیتی، ص ۱۲۷؛ فرقد علی جمیل، ص ۵۶). در برخی مناطق مردم در این شب تا سحرگاهان در قهوهخانهها جمع میشدند (← فرقد علی جمیل، ص ۵۷) یا نقل و شیرینی پخش میکردند یا مقداری آب و سبزی میخوردند به این باور که این کار به آنها نیرویی میدهد که در طول رمضان بدون ناراحتی روزه بگیرند (← جاوید، ص ۲۸؛ وکیلیان، ج ۱، ص ۴۰، ۴۳). روبوسی و تهنیتگویی به یکدیگر در بسیاری از شبهای رؤیت هلال (و نه الزاماً در همه دوازده ماه سال) نیز میان مردم رایج بودهاست (← بهبهانی، ج ۱، ص ۳۲۵؛ وکیلیان، ج ۱، ص ۴۰؛ جاوید، همانجا).


   باورها و مراسم عامیانه. رؤیت هلال و مراسم آن محمل برخی از باورها و آیینهای عامیانه نیز بودهاست که بخشی از آنها به نوعی بر درکی عامیانه از آموزههای دینی مبتنی بودهاند. هرچند مرزوقی اصفهانی (ص ۵۲۸) قول به نحوست هلال را به منجمان نسبت داده، این باور را در دو حوزه ادبیات و فولکلور جهان اسلام میتوان جستجو کرد. مردم رؤیت هلال را موجب تشدید جنون در افراد مبتلا میانگاشتند (برای نمونهای از اشعار دربارة ماه و هلال ← نظامی، ج ۲، خسرو و شیرین، ص ۲۳۴، ابیات ۸ ـ۹؛ مولوی، ۱۳۵۵ش، ج ۴، ص ۲۶۷، بیت ۲۱۷۹۸؛ حافظ، ج ۱، ص ۷۱۲، بیت ۳) و برای دفع نحوست اول ماه تدابیری بهکار میبستند؛ ازجمله بنابر روایاتی، هنگام رؤیت ماه نو/ هلال، چشم میبستند و سپس آن را بر چیزی خوشیمن چون قرآن، کتاب دعا، آب روان، سبزه، سکه، فیروزه، شمشیر، چهرهای زیبا یا روی سادات و جز اینها میگشودند (برای گزارشی از نمونه اشعاری که در این خصوص ضبط شدهاست ← ابونصر فراهی، ص ۵۶؛ نیز برای آگاهی از دیگر امور راجع به فرهنگ عامه آن ← هدایت، ص۵۰؛ شهریباف، ج ۴، ص ۱۲ـ ۱۳؛ پاینده، ص۱۶۹؛ وکیلیان، ج ۱، ص ۴۳). گمان آن بود که اگر کسی پس از رؤیت هلال در این چیزها ننگرد، در آن ماه دچار آفات و نحوستهایی خواهد شد و برعکس، چشمگشودن به چیزهای خوشیمن، در طول آن ماه برکت و عافیت بهدنبال خواهد داشت. در این زمینه قرآن بسیار مورد توجه بود و مؤمنان همیشه قرآنی در دسترس داشتند؛ چهبسا هنگامیکه کسی هلال را میدید میایستاد و چشمانش را میبست یا با دستش چشمانش را میپوشاند و با دستی دیگر از جیبش قرآنی درمیآورد و به آن مینگریست (← دونالدسون ، ص ۱۰۳). در برخی از مناطق، مثلاً در گیلان، دفع نحوست ماه نو با مراسمی همراه میشد. به گزارش پاینده (ص ۱۶۹، ۱۷۱-۱۷۲)، بینندة هلال در گیلان قرآن را میگشود و هر آیهای را که میدید تا آخر میخواند، اگر آب در دسترس داشت سه مشت آب به هوا میافشاند تا آب و ماه را همزمان ببیند و سپس بر پیامبر اکرم صلیاللّهعلیهوآلهوسلموآل او صلوات میفرستاد. در برخی از خانوادههای گیلانی نیز کسی را معیّن میکردند که با قرآنی و ظرفی از آب از بیرون وارد خانه شود و کمی آب به هوا و به آستانة در خانه بپاشد و دعا کند. این فرد سپس صبحانه را نزد صاحبخانه صرف میکرد و هدایایی میستاند و میرفت (نیز ← شهاب کوملهای، ص ۱۶۹).  در مصر، مردم معتقد بودند که رؤیت هلال تمام طول ماه آینده بیننده را تحتتأثیر قرار میدهد و سعی میکردند پس از رؤیت، چشم خود را بر روی کسی که چهرهاش را سعد میدانستند بگشایند یا در آیینه بنگرند تا چشمشان به روی خودشان بیفتد، زیرا به باور آنان روی هر کسی برای خود او سعدترین چهره بود (← احمد امین، ذیل «الهلال»). بهزعم برخی از مردم، نگریستن در این گونه اشیا بهمنظور تیمن و تبرک در لحظه رؤیت هلال، بایستی در خلوت انجام میشد (دونالدسون، همانجا). در افغانستان برخی از هزارهها در وقت رؤیت هلال، در جلوی خانههای خود آتشی میافروختند و رسم کهن پریدن از روی آتش (آتش اَلغُو) را با ذکری شبیه به آنچه در چهارشنبهسوری* معمول است، بهجا میآوردند. هزارهها همچنین در مراسمی با نام «به نان کم» در وقت رؤیت ماه نو، تکه نانی را روی قرآن میگذاشتند و بعد از عبور اعضای خانواده از زیر آن، نان را تبرکاً میان آنان تقسیم میکردند (← پولادی، ص ۲۳۴ـ۲۳۵).   باور به نحوست اول ماه باعث میشد که مردم حتیالامکان کارهایی همچون کوچ، بذرافشانی، عروسی و مسافرت، دیدن ناخوش و خوردن دوا را در این روز انجام ندهند و قرض ندهند و نگیرند (← هدایت، ص ۸۷؛ پاینده، ص ۱۶۹، ۱۷۱؛ شهاب کوملهای، ص ۱۷۰). برخی از مردم نیز دیدن هلال در شب دوم را خوشیمن نمیدانستند (← همایونی، ص ۳۲۷، که این عقیده را برای عموم ماههای قمری هر سال نقل میکند). بخشی از باور به نحوست رؤیت هلال درواقع بر تجربههای عمومی زندگی روزانه مردم مبتنی بود، از جمله آنکه از جنبة نشانهشناختی، رؤیت هلال هر ماه حاکی از رسیدن موعد اموری بود که افراد، امکان یا تمایلی به انجامدادن آنها نداشتند، همچون بازپرداخت قرضها، پرداخت اجاره خانه، و ایفای قول و قرارهای کاری. بنابراین کسانی که رسیدن این موعدها برایشان خوشایند نبود از رؤیت هلال نیز کراهت داشتند (مرزوقی اصفهانی، ص ۵۲۸). ناخشنودی مردم از رؤیت هلال به دلایل پیشگفته، در شماری از اقوال و ظرایف عرب در منابع ادبی مضبوط است (← راغب اصفهانی، ج ۲، ص ۴۷۲، ۵۶۲؛ ابنحمدون، ج ۹، ص ۳۷۹؛ ابناثیر، ج ۱، ص ۳۶۱؛ اماسی، ص ۱۴۵). در قولی ظریف از این دست که نُوَیری (ج ۱، ص ۵۶) آن را به فردی عرب نسبت داده، رؤیت هلال بهسبب آنکه یادآور زوال عمر و نزدیکشدن مرگ است، نکوهش شدهاست. این قول احتمالاً به مَثَلی عربی اشاره دارد (برای آگاهی از متن این شعر ـ مَثَل عربی ← ابنعبدربّه، ج ۳، ص ۱۳۸؛ ثعالبی، ۱۳۸۱، ص ۲۳۱). بااینهمه، گزارشهایی هم هست که در آنها باورهای مردم دربارة رؤیت هلال حاکی از قول به نحوست نیست. مثلاً، گفته شده که به گمان مردم عرب، اگر نطفه در اول هلال در رحم زن قرار بگیرد، کودکی تنومند و قوی بهدنیا خواهد آمد (جاحظ، ۱۹۸۵، ص ۱۵۰). مرزوقی اصفهانی (همانجا) نیز گفته که عرب، نوزادی را که در وقت هلال بهدنیا میآمد خوش میداشتند. برخی از مردم معتقد بودند که در لحظة دیدن هلال هر حاجتی که از خدا طلب شود برآورده میشود (وکیلیان، ج ۱، ص ۴۰) یا اینکه اگر کسی در لحظة رؤیت هلال شش بار سورة حمد را قرائت کند، هرگز چشمدرد نخواهد گرفت (← دونالدسون، ص ۱۰۳). در بخشهایی از گیلان، زاییدن گاو در اول ماه یا دیدن عنکبوت را در این شب به فال نیک میگرفتند (شهاب کوملهای، همانجا). ابنحَوقَل (ص ۷۴) از باوری متفاوت دربارة لحظة ظهور هلال ماه در میان اهالی تونس گزارش کرده که گمان میکردند در آن لحظه در درهای در تونس، نوعی ماهی عجیب نمایان میشود و دیدن آن فقط در همان وقت میسر است. رؤیت هلال مبنای برخی پیشگوییها نیز بودهاست، مثلاً گفته میشد اگر هلال  در وقت رؤیت روی در سمت چپ داشته باشد، سقط جنین و مرگومیر نوزادان افزایش خواهد یافت و اگر به راست رو کرده باشد، بیماریهای بسیاری شایع خواهند شد. هلالی را که در وقت رؤیت بسیار لاغر بود دالّ بر بارش باران فراوان در روزهای آینده میانگاشتند (دونالدسون، همانجا). همچنین براساس اینکه هلال در شب کدامیک از روزهای هفته رؤیت میشد به پیشگویی میپرداختند (← همان، ص ۱۰۳ـ۱۰۴). در ایران عصر قاجاری نیز، عوام میپنداشتند اگر هلال محرّم در سالی به جمعه بیفتد، آن سال خوش نخواهد بود (← عینالسلطنه، ج ۷، ص ۴۹۱۶).


   رؤیت هلال در ادبیات. با آنکه بازتاب و ذکر رؤیت هلال در ادبیات عمدتاً راجع به آغاز ماه رمضان و اشاره به برکات روزهداری در این ماه یا اشاراتی است که در آنها هلال،  ناظر به عید فطر یا عید است (برای نمونههایی در ادب عربی ← صولی، ص ۲۶۱؛ ابنعدیم، ج ۶، ص ۲۸۷۲؛ ابنفضلاللّه عمری، سفر۷، ص ۳۱۲؛ در شعر فارسی ← امیر معزّی، ص ۴۴۲، بیت ۱۰۴۰۴؛ مولوی، ۱۳۵۵ش، ج ۲، ص ۲۱۸، بیت ۹۷۴۴؛ سعدی، ص ۶۹۴، بیت ۲؛ حافظ، ج ۱، ص۲۷۰، بیت ۱؛ محتشم کاشانی، ص ۲۱۹، بیت ۱۳؛ هاشمی سندیلوی، ج ۱، ص ۶۰۶)، مضمونسازیهای برخی شاعران با هلال یا رؤیت آن، ازجمله تشبیه ابروی محبوب به هلال نیز جالب توجه است (برای نمونههایی در شعر عربی ← ابوالفرج اصفهانی، ج۱۰، ص۲۰۰؛ یاقوت حَمَوی، ج ۳، ص ۱۰۲۶،بیت ۱۶، ج ۶، ص ۲۷۴۷، بیت ۱ـ۲، ۴؛ ابنمستوفی اربلی، قسم ۱، ص ۲۵۵؛ در شعر فارسی ← خاقانی شروانی، ص ۲۲۳، ابیات ۱۳ـ۱۵؛ سعدی، ص ۸۲۱، بیت ۱۱؛ سیف فرغانی،ج ۲، ص ۲۰۹، بیت ۹؛ بیدل دهلوی، ص ۸۱۵ ، بیت ۱۵)، و تشبیه هلال به داس در شعر حافظ (ج ۱، ص ۸۱۴، بیت ۱) به کنایت از رسیدنِ روز حساب، همچنین تشبیه شادی فرد منتظر در هنگام رسیدن به مقصود به شادی روزهداران در وقت رؤیت هلال شوال نیز پربسامد بودهاست (← ثعالبی، ۱۴۲۴، ص ۵۲۰ـ۵۲۱؛ شرفالدین قزوینی، ص ۱۴۹؛ حافظ ابرو، ج ۱، ص ۲۵، ج ۳، ص ۵۵۵؛ عبدالرزاق سمرقندی، ج ۱، دفتر۱، ص ۲۸۱). شاعران گاه در شب رؤیت هلال در رکاب سلاطین و شاهان حاضر بودند و به مناسبت چنان رؤیتی قصایدی مدحآمیز میسرودند و صلهای میستاندند؛ ازجمله معروف است که سلطانملکشاه سلجوقی (ﺣک : ۴۶۵ـ۴۸۵) و امیرعلی علاءالدوله، که ندیم خاص و داماد وی بود، در آخر ماه رمضانی «به ماه دیدن مشغول شدند و اول کسی که ماه دید سلطان بود، عظیم شادمانه شد» و حاضران از شاعر خواستند در این باره چیزی بگوید؛ معزی قصیدهای سرود و صلهای گرانبها دریافت کرد (← نظامیعروضی، ص ۴۰ـ۴۳). درباره مضمون رؤیت هلال حکایاتی نغز نیز در برخی از منابع آمده که از همه مشهورتر احتمالاً داستانی است دربارة انسبن مالک که در صدسالگی برای رؤیت هلال با جمعی بیرون رفت و درحالیکه هیچ کس دیگری هلال را ندید او مدعی رؤیت شد و ایاسبن معاویه که به فراست مشهور بود به چشمان انس دست کشید و مژهای را که در پیش چشم انس کج شده و او را به توهم رؤیت هلال افکنده بود باز گرفت. این داستان را ابنخلّکان (ج ۱، ص۲۵۰) در ترجمة احوال ایاسبن معاویه آورده و مولوی (۱۳۶۳ش، ج ۱، دفتر۲، ص ۲۵۳، ابیات ۱۱۲ـ۱۱۹) نیز روایتی از آن را به نظم آوردهاست. بااینحال، در صحیح مسلمبن حجاج (ج ۳، ص ۲۲۰۲) روایت دیگری آمده که به کلی با داستان یادشده متفاوت است. از دیگر مضمونپردازیهای شوخطبعانه یکی حکایت امام ابوعبداللّه محمدبن علی تمیمیمازری (متوفی ۵۳۶) از علمای افریقیه است که وقتی او و یکی از دوستانش برای استهلال بر بلندی رفتند و زنی خوبروی نیز در آنجا ایستاده بود و هلال میجست، هریک بیتی به ارتجال سرودند (← حِمْیَری، ص ۵۲۱). از دیگر نوادر حکایات در این زمینه این است که کسی در مجلس عضدالدوله دیلمی (ﺣک : ۳۳۸ـ۳۷۲) به طعنه گفت که شیعیان یک روز زودتر از رؤیت هلال رمضان روزه را میآغازند و یک روز هم زودتر از رؤیت هلال شوال آن را بهپایان میبرند، درحالیکه اهل سنّت رمضان را با رؤیت آغاز و با رؤیت تمام میکنند، عضدالدوله نیز در پاسخی رندانه بر سبیل مزاح گفت که ]اگر چنین است پس[ ما روزه را سنّیانه میآغازیم و شیعیانه به انجامش میبریم تا به این ترتیب دو روز به نفع ما شده باشد (راغب اصفهانی، ج ۲، ص ۴۷۷). در حکایتی دیگر از این دست آمده که قاضی کُرَیزی (قرن چهارم)، که در شب استهلال رمضانی موفق به رؤیت نشد در جواب تکین، امیر مصر، که از او کسب تکلیف کرده بود گفت: این قدر بر من معلوم شدهاست که فردا نه آخر شعبان است و نه اول رمضان (← ابنحجر عسقلانی، ص ۳۳ـ۳۴). ابوالفرج اصفهانی (ج ۲۳، ص ۲۴ـ۲۵) حکایتی از یک شرطبندی بر سر رؤیت هلال آورده که در آن ابراهیمبن مدبر، حاکم بصره، شبی با منجمی شرط کرد که اگر قول وی در باب قابل رؤیتبودن هلال در آن شب راست آید، غلامان خود را آزاد کند و چنان کرد و ابوشراعه شاعر بصری نیز که در مجلس حاضر بود شعری در این باره سرود. در ایران نیز حکایتی منسوب به حاجیمیرزا آقاسی (متوفی ۱۲۶۵)، صدراعظم محمدشاه قاجار، یا برخی دیگر معروف است که وقتی میان علما در باب ثبوت رؤیت هلال شوال اختلاف افتاد و مأموران از او برای شلیک توپ عید فطر کسب تکلیف کردند، برای آنکه هم عید را اعلام کند و هم علمای معتقد به عدم ثبوت رؤیت هلال را نرنجاند، به مأموران گفت: توپ را شلیک کنید ولی یواش! یا «توپ را در کنید ولی دَرِ دَر هم نکنید» (← سعیدی سیرجانی، ص ۲۶).


   اختلافات و منازعات. صرفنظر از اختلاف نظرهای فنی و محاسباتی میان خبرگان و مراجع علمی در باب چگونگی تعیین اول ماه (برای نمونه ← ابونصرعراق، ص ۲ـ۱۴)، این اختلافات در سطوح و مقیاسهای مختلف جریان داشت و در این زمینه گزارشهای فراوانی در منابع آمدهاست. این اختلافات گاه میان علمای دین یا میان آنها با مراجع رسمیحکومتی بروز میکرد. علمای شرع بنا بر سنّت، اعلام آغاز ماه قمری بهویژه آغاز و انجام رمضان و زمان حلول اعیاد دینی و مذهبی را مطلقاً امری دینی و تحت اختیار خود میدانستند و ازاینرو گاه که مراجع حکومتی در این موارد رأی دیگری ابراز میداشتند، مجادلاتی روی میداد. مثلاً، یک بار ملکشاه سلجوقی بنا به گواهی شماری از اطرافیان خود، دستور داد که حلول ماه شوال و عید فطر را اعلام کنند، اما خواجه امام ابوالمعالی که پیشوای دینی بزرگ آن عصر بود اعلام کرد که روز بعد روزه خواهد گرفت و پیروان او نیز باید چنان کنند. سلطان که دید به این ترتیب اغلب مردم فرمان او را فروخواهند نهاد و به فتوای ابوالمعالی عمل خواهند کرد، وی را به دربار خود فراخواند و در این مورد از او بازخواست کرد. ابوالمعالی پاسخ داد که «هرچه تعلق به فرمان سلطان دارد ما را واجب است که طاعت کنیم اما هر چه به فتوا تعلق دارد، بر سلاطین واجب است که از ما بپرسند؛ و به حکم شرع، عیدکردن به فتوا تعلق دارد نه به فرمان» و سلطان نیز به این استدلال او گردن نهاد (← اصفهانی، ص ۱۷ـ۲۰؛ نیز ← صاییلی ، ص ۲۷ـ۲۸). اما گاه اختلافات مذهبی میان حکومتها و اتباعشان، موجب میشد که حاکمان رأی خود را در این موارد با قهر و غلبه و بعضاً با خشونت به کرسی بنشانند، چنانکه در عصر فاطمیان این امر نارضایی بسیاری را در میان اتباع سنّی حکام فاطمی برانگیخته بود. فاطمیان، بهجای استفاده از روش رؤیت هلال برای تعیین اول ماه، از روش قراردادی (اصطلاحاً روش عددی، بهترتیب ۳۰ و ۲۹) استفاده میکردند و برای اعلام رسمی اول ماه، مراسم رکوبی برگزار میکردند که درواقع جایگزین رکوب مقامات دینی و دولتی حکومت سنّی سابق برای رؤیت هلال بود (← ابنطویر، ص ۱۷۱؛ مقریزی، المواعظ و الاعتبار، ج ۲، ص ۵۹۵؛ برای رکوبهای رسمی رایج در عصر فاطمی ← ابنطویر، ص ۱۷۲ـ۲۰۳). این روش در دولت فاطمی در دورة حکومتشان در افریقیه و پیش از فتح مصر با جدّیت و سختگیری بیشتری معمول بود، چنانکه دستکم به گزارش منابع سنّی، نافرمانی محمدبن ]اسحق[ جِبِلی/ حُبُلی، قاضی سنّی برقه، از پذیرش اعلان رسمیآغاز ماه شوال در ۳۴۱ و امتناع او از اعلام عید به پیروان سنّیاش و حاضرنشدن او به نماز فطر آن سال موجب شد که ابنکافی، عامل فاطمی برقه، پس از کسب فرمان منصور (ﺣک : ۳۳۴ـ۳۴۱)، خلیفة فاطمی، این قاضی را شکنجه و اعدام کند (← مالکی، ج ۲، ص ۴۰۴ـ ۴۰۵؛ ذهبی، ج ۱۵، ص ۳۷۴). پس از آنکه جوهر صِقِّلی*، سردار معز فاطمی (ﺣک : ۳۴۱ـ۳۶۵)، در شعبان ۳۵۸ مصر را از سلطه اخشیدیان سنّیمذهب خارج کرد، ظاهراً بنا داشت که با اکثریت سنّی ساکنان مصر با تسامح بیشتری رفتار کند، ولی با فرارسیدن رمضان همان سال اختلافات رخ نمود. ابوطاهر زُهَلی، قاضی بزرگ مصر، بنابر سنّت سابق، با جمعی از پیروانش برای رؤیت هلال رکوب کرد و چون هلال را ندید، برخلاف اعلام رسمی جوهر، روز بعد را روزه نگرفت؛ در پایان رمضان نیز قاضی ابوطاهر برای رؤیت هلال شوال رکوب کرد و باز چون موفق به رؤیت نشد به پیروان خود اعلام کرد که فردا عید نیست، درحالیکه جوهر و لشکریانش عید کردند و نماز فطر خواندند؛ سنّیان نیز روز بعد عید گرفتند و نماز خواندند. جوهر برای این نافرمانی ابوطاهر را توبیخ کرد و از سال بعد، فاطمیان با اعمال قدرت و نیز تبلیغات فراوان و برگزاری مناظرات با فقهای سنّی، شیوة خود را در تعیین اول ماه جا انداختند (← مقریزی، اتّعاظالحنفا، ج ۱، ص ۱۱۶؛ ادریس عمادالدین قرشی، ص ۶۹۱، ۶۹۹ـ۷۰۰). بااینحال الحاکم فاطمی (ﺣک : ۳۸۶ـ ۴۱۱) در آخرین سالهای قرن چهارم به سنّیان اجازه داد که برای شروع و پایان رمضان بنا بر روش رؤیت هلال عمل کنند (مقریزی، اتّعاظ الحنفا، ج ۲، ص ۷۸؛ نیز ← ایمن فؤاد سید، ص ۱۷۰ـ۱۷۱). بهنظر میرسد الحاکم پس از سرکوب قیام ابورَکْوه برضد حکومت فاطمی (← انطاکی، ص ۲۶۴ـ ۲۶۸؛ ابنتَغری بِردی، ج ۴، ص ۲۱۵ـ۲۱۷)، که نتیجه فشارهای مذهبی و سیاسی زیاده از حد فاطمیان بر اتباع سنّیشان بود، تصمیم گرفت پارهای آزادیهای مذهبی به اهل سنّت اعطا کند و آزادگذاردن آنان در اعلام اول ماه براساس رؤیت هلال در  ۳۹۹ (← مقریزی، المواعظ و الاعتبار، ج ۴، قسم ۱، ص ۳۹۲)، که به نوعی شاخصهای هویتی برای اهل سنّت محسوب میشد، میتوانست تا حدی رضایت آنان را جلب کند. هرچند همین الحاکم مدتی بعد ــ ظاهراً از سال ۴۰۰ــ دستور داد که مردم از دو روز قبل از رؤیت هلال روزه بگیرند و این فرمان، ناخشنودی و طعن و پرسش اهل سنّت را بهدنبال داشت، چنانکه حمیدالدین کرمانی (متوفی ۴۱۱)، داعی بزرگ فاطمی، رسالهای به نام اللازمة فی صوم شهر رمضان نگاشت تا این دستور را از لحاظ عقلی و علمی و شرعی تبیین کند (← کرمانی، ص ۶۱ـ۸۰). از اختلافنظرهای میان علمای شیعه و سنّی در ادوار دیگر و در سرزمینهای مختلف ازجمله مصر، عربستان، عثمانی و شبهقاره در اعلام اول ماه نیز گزارشهای بسیار در دست است (← بهبهانی، ج ۱، ص ۵۰۸ـ ۵۱۰؛ فرهادمیرزا قاجار، ص ۱۳۶، ۱۹۸ـ۲۰۰؛ نعمت فسائی، ص ۳۰۲ـ۳۰۳، ۳۱۰)، همچنانکه میان علمای سنّی و نیز میان خود شیعیان نیز بر سر این امر اختلافات بسیار بروز میکرد. برای نمونه در  ۸۵۲ در حلب، علاءالدین ابنمفلح، قاضی حنبلی، روز سهشنبه را آغاز رمضان اعلام کرد، ولی قاضی شافعی چهارشنبه را «غُره» رمضان دانست. در پی این اختلاف پیکی به طرابلس فرستادند و او با نامهای مبنی بر اینکه آغاز رمضان در روز سهشنبه بوده، بازگشت. قبل از او نیز دو نفر که از طرسوس آمده بودند شهادت دادند که مردم آن شهر از سهشنبه روزه گرفتهاند و مراجع حنبلی نیز این قول را تأیید کردند؛ سپس خبری از قاهره رسید که آنها چهارشنبه را غره رمضان دانستهاند (سبط ابنعجمی، ج ۲، ص ۲۱۴؛ برای نمونهای از اینگونه اختلافات در ایران ← بیهقی، ص۲۷۰ـ۲۷۱، که از منازعه میان اهالی سبزوار و خسروجرد بر سر رؤیت هلال خبر دادهاست). گاه بهسبب عدم امکان رؤیت هلالهای ماههای قبل از رمضان، ترتیب دقیق ایام ازدست میرفت، مثلاً گفته شده که یک بار مردم غرناطه برای برگزاری جشنی در شب بیستوهفتم رمضان بر بالای منارهها رفته بودند که با شگفتی هلال شوال را دیدند و عید کردند و سپس بهناچار چهار روز روزه قضا (برای روزهای اول ماه) بهجا آوردند (نویری، ج ۳۲، ص ۵۸ـ۵۹). گاه میشد که اهالی شهری بهسبب عدم رؤیت هلال شوال به روزه ادامه میدادند و در نیمة روز خبری میرسید که رؤیت هلال را ثابت میکرد و مردم روزه را میگشودند و نماز قضای عید را در صبح روز بعد بهجای میآوردند (برای نمونه ← همان، ج ۳۳، ص ۱۸۶). به گزارش شاردن (ج ۴، ص ۳۹۸)، برخی از ایرانیان عصر صفوی، بهسبب همین اختلافات در رؤیت هلال، در دو سه روز اول هر ماه، از معامله و عقد قرارداد خودداری میکردند تا تکلیف تاریخ معلوم شود. رایزنی و خبرگیری از شهرهای اطراف برای کسب اطمینان از رؤیت هلال بهویژه در مناطقی که بهسبب ابریبودن آسمان یا علل دیگر قادر به رؤیت هلال نبودند، رایج بودهاست. گاه قاصدانی را برای کسب خبر به ولایات اطراف میفرستادند و آنها با نامههایی از علمای آن ولایات مبنی بر رؤیت یا عدم رؤیت هلال بازمیگشتند (← وکیلیان، ج ۱، ص ۳۹، ۱۶۰). در دورههای متأخرتر نیز از تلگراف برای خبرگیری از رؤیت هلال استفاده میشد (← اعتمادالسلطنه، ص ۳۱۰، ۸۰۶؛ عینالسلطنه، ج ۳، ص ۲۳۷۲؛ مستوفی، ج ۱، ص ۳۳۳). بااینحال، اختلافات در این زمینه بهسادگی حل نمیشد. مثلاً در گزارشی دربارة رمضان ۱۳۰۴ در شیراز آمدهاست که در شب اول شوال، هلال رؤیت نشد و علما و مردم روز بعد را روزه گرفتند؛ عصرِ آن روز امام جمعه و یکی دو نفر دیگر بنا بر تلگرافی که رؤیت هلال در ولایاتی دیگر را تأیید میکرد، افطار کردند ولی بیشتر علما و مردم روزه خود را تا آخر روز نگه داشتند (← وقایع اتفاقیه، ص۲۹۰). در  ۱۹ فروردین ۱۳۳۸ نیز چنین وضعی پیش آمد؛ دولت بدون کسب نظر از مراجع، روز فطر را اعلام کرد، ولی مردم روزه خود را نگشودند؛ در بعدازظهر همان روز، آیتاللّه بروجردی، رؤیت هلال را اعلام کرد و مردم افطار کردند (← قیام ۱۵ خرداد به روایت اسناد ساواک، ج ۱، ص ۱۱۶ـ۱۱۷). قدرت و نفوذ علما در دورة قاجار معمولاً موجب میشد که حکومت در هنگام بروز اختلاف میان علما در اعلام آغاز و انجام رمضان بهطور مستقیم دخالت نکند و ضمن کسب تکلیف از علمای بزرگ (← اعتمادالسلطنه، ص ۸۶۷)، با سنجیدن میزان قدرت و اعتبار آنان، جانب فتوای نافذتر را بگیرد. مثلاً، در آخر رمضان ۱۳۰۱ با وجود اعلام تلگرافی علمای قم، تبریز، قزوین و عراق به رؤیت هلال، ناصرالدینشاه (ﺣک : ۱۲۶۴ـ۱۳۱۳) از حاجملاعلی کنی (متوفی ۱۳۰۶) کسب تکلیف کرد اما او این اعلام را تأیید نکرد و بنا بر نظر او در تهران یک روز دیرتر عید گرفتند، این درحالی بود که میرزاحسن آشتیانی یکی دیگر از علمای پرنفوذ عصر ناصری، روز قبل را همگام با علمای شهرهای دیگر در تهران عید گرفت (← همان، ص ۳۱۰).


منابع : علاوه بر قرآن؛ ابناثیر، المثل السائر فی ادب الکاتب و الشاعر، چاپ کامل محمد محمد عویضه، بیروت ۱۴۱۹/۱۹۹۸؛ ابنانباری، الزاهر فی معانی کلمات الناس، چاپ حاتم صالح ضامن، ]بغداد[ ۱۳۹۹/۱۹۷۹؛ ابنایاس، بدائع الزهور فی وقائع الدهور، چاپ محمد مصطفی، قاهره ۱۹۷۵، چاپ افست ۱۴۰۲ـ۱۴۰۴/۱۹۸۲ـ۱۹۸۴؛ ابنبطوطه، رحلة ابنبطوطة، چاپ محمد عبدالمنعم عریان، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷؛ ابنتَغری بِردی؛ ابنجبیر، رحلة ابنجبیر، بیروت ۱۹۸۶؛ ابنحجر عسقلانی، رفع الاِصْر عن قضاة مصر، چاپ علی محمد عمر، قاهره ۱۴۱۸/۱۹۹۸؛ ابنحمدون، التذکرة الحمدونیة، چاپ احسان عباس و بکر عباس، بیروت ۱۹۹۶؛ ابنحَوقَل؛ ابنخطیب، الاحاطة فی اخبار غرناطة، چاپ محمد عبداللّه عنان، قاهره ۱۳۹۳ـ۱۳۹۷/۱۹۷۳ـ۱۹۷۷؛ ابنخلّکان؛ ابنطُوَیر، نزهة المُقْلَتین فی اخبار الدولتین، چاپ ایمن فؤاد سید، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲؛ ابنعبدربّه، العقد الفرید، ج ۳، چاپ عبدالمجید ترحینی، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۳؛ ابنعدیم، بغیةالطلب فی تاریخ حلب، چاپ سهیل زکار، بیروت ?]۱۴۰۸/ ۱۹۸۸[؛ ابنفضلاللّه عمری، مسالک الابصار فی ممالک الامصار، سفر۷، چاپ عبدالعباس عبدالجاسم، ابوظبی ۱۴۲۴/۲۰۰۳؛ ابنمستوفی اربلی، تاریخ اربل، المسمّی نباهة البلد الخامل بمن ورده من الاماثل، چاپ سامی صقار، ]بغداد [۱۹۸۰؛ ابنمنظور؛ ابوالفرج اصفهانی؛ ابونصر عراق، رسائل ابینصر منصوربن عراق الی البیرونی، رساله ۶: مقالة رؤیة الاهلة، حیدرآباد، دکن ۱۳۶۷/۱۹۴۸؛ ابونصر فراهی، نصابالصِبیان، چاپ محمدجواد مشکور، تهران ۱۳۵۴ش؛ احمد امین، قاموس العادات و التقالید و التعابیر المصریة، قاهره ۱۹۵۳؛ ادریس عمادالدین قرشی، تاریخ الخلفاء الفاطمیین بالمغرب: القسم الخاص من کتاب عیون الاخبار، چاپ محمد یعلاوی، بیروت ۱۹۸۵؛ محمدبن عبداللّه ازرقی، اخبار مکة و ما جاء فیها من الآثار، چاپ رشدی صالح ملحس، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳، چاپ افست قم ۱۳۶۹ش؛ علیبن ابیحفص اصفهانی، تحفةالملوک، چاپ علیاکبر احمدی دارانی، تهران ۱۳۸۲ش؛ محمدحسنبن علی اعتمادالسلطنه، روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه، چاپ ایرج افشار، تهران ۱۳۵۰ش؛ محمدبن قاسم اماسی، روضالاخیار : المنتخب من ربیعالابرار، صححه و علق علیه محمود فاخوری، حلب ۱۴۲۳/۲۰۰۳؛ محمدبن عبدالملک امیر معزّی، دیوان، چاپ عباس اقبال آشتیانی، تهران ۱۳۱۸ش؛ یحییبن سعید انطاکی، تاریخ الانطاکی، المعروف بصلة تاریخ اوتیخا، چاپ عمر عبدالسلام تدمری، طرابلس ۱۹۹۰؛ محمدظلیبن درویش اولیا چلبی، الرحلة الی مصر و السودان و الحبشة، نقلها الیالعربیة حسین مجیب مصری، قاهره ۲۰۰۶؛ ایمن فؤاد سید، الدولة الفاطمیة فی مصر: تفسیر جدید، قاهره ۱۴۲۰/۲۰۰۰؛ روبر برونشویگ، تاریخ افریقیة فی العهد الحفصی، نقله الی العربیة حمادی ساحلی، بیروت ۱۹۸۸؛ آقااحمد بهبهانی، مرآت الاحوال جهاننما: سفرنامه، قم ۱۳۷۳ش؛ عبدالقادربن عبدالخالق بیدل دهلوی، کلیات دیوان مولانا بیدل دهلوی، چاپ حسین آهی، تهران ۱۳۶۸ش؛ علیبن زید بیهقی، تاریخ بیهق، چاپ احمد بهمنیار، ]تهران ۱۳۶۱ش[؛ محمود پاینده، آئینها و باورداشتهای گیل و دیلم، تهران ۱۳۵۵ش؛ حسن پولادی، تاریخ هزارهها: اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، ترجمه علی عالمی کرمانی، تهران ۱۳۸۱ش؛ عبدالملکبن محمد ثعالبی، التمثیل و المحاضرة، چاپ عبدالفتاح محمد حلو، قاهره ۱۳۸۱/۱۹۶۱؛ همو، ثمارالقلوب فی المضاف و المنسوب، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، صیدا ۱۴۲۴/۲۰۰۳؛ عمروبن بحر جاحظ، البخلاء، قدمله و شرحه عباس عبدالساتر، بیروت ۱۹۸۵؛ همو، کتابالحیوان، چاپ عبدالسلام محمدهارون، مصر ?]۱۳۸۵ـ ۱۳۸۹/۱۹۶۵ـ ۱۹۶۹[، چاپ افست بیروت ]بیتا.[؛ هوشنگ جاوید، موسیقی رمضان در ایران، تهران ۱۳۸۳ش؛ عبدالرحمان جَبَرتی، تاریخ عجائب الآثار فی التراجم و الاخبار، بیروت: دارالجیل، ]بیتا.[؛ شمسالدین محمد حافظ، دیوان، چاپ پرویز خانلری، تهران ۱۳۷۵ش؛ عبداللّهبن لطفاللّه حافظابرو، زبدةالتواریخ، چاپ کمال حاجسیدجوادی، تهران ۱۳۸۰ش؛ عزیز جاسم حجیه، بغدادیات: تصویر للحیاة الاجتماعیة و العادات البغدادیة خلال مائة عام، بغداد ۱۹۶۷؛ حسنعبدالوهاب، رمضان، ]قاهره[ ۱۹۸۶؛ حِمْیَری، الروض المعطار فی خبر الأقطار، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۹۸۴؛ بدیلبن علی خاقانی شروانی، دیوان، چاپ ضیاءالدین سجادی، تهران ۱۳۶۸ش؛ خطیب بغدادی؛ ذهبی؛ حسینبن محمد راغب اصفهانی، محاضرات الادباء و محاورات الشعراء و البلغاء، چاپ عمر طباع، بیروت ۱۴۲۰/۱۹۹۹؛ آندره رمون، الحرفیون و التجار فی القاهرة فی القرن الثامن عشر، ترجمة ناصر احمد ابراهیم و باتسی جمالالدین عباس، قاهره ۲۰۰۵؛ احمدبن ابراهیم سبط ابنعجمی، کُنوزالذهب فی تاریخ حلب، چاپ شوقی شعث و فالح بکوّر، حلب ۱۴۱۷ـ۱۴۱۸/۱۹۹۶ـ۱۹۹۷؛ مصلحبن عبداللّه سعدی، کلیات سعدی، چاپ عباس اقبال آشتیانی، تهران ۱۳۷۰ش؛ علیاکبر سعیدی سیرجانی، آشوب یادها، تهران ۱۳۵۶ش؛ محمد سیف فرغانی، دیوان، چاپ ذبیحاللّه صفا، تهران ۱۳۴۱ـ۱۳۴۴ش؛ عبدالرحمانبن ابیبکر سیوطی، حسن المحاضرة فی اخبار مصر و القاهرة، چاپ علی محمد عمر، قاهره ۱۴۲۸/۲۰۰۷؛ فضلاللّه شرفالدین قزوینی، المعجم فی آثار ملوکالعجم، چاپ احمد فتوحینسب، تهران ۱۳۸۳ش؛ حسین شهاب کوملهای، فرهنگ عامه کومله (شرق گیلان)، رشت ۱۳۸۶ش؛ جعفر شهریباف، طهران قدیم، تهران ۱۳۸۱ش؛ محمدبن یحیی صولی، اشعار اولاد الخلفاء و اخبارهم من کتاب الاوراق، چاپ هیورث دن، بیروت ۱۳۹۹/۱۹۷۹؛ طالب علی شرقی، النجف الاشرف: عاداتها و تقالیدها، بیروت ۱۴۲۷/۲۰۰۶؛ عبدالرزاق سمرقندی، مطلع سعدین و مجمع بحرین، چاپ عبدالحسین نوایی، تهران ۱۳۷۲ـ۱۳۸۳ش؛ احمد حلمی علاف، دمشق فی مطلع القرن العشرین، چاپ علی جمیل نعیسه، ]دمشق ?۱۳۹۶/ ۱۹۷۶[؛ قهرمان میرزا عینالسلطنه، روزنامه خاطرات عینالسلطنه، چاپ مسعود سالور و ایرج افشار، تهران ۱۳۷۴ـ۱۳۸۰ش؛ محمدبن اسحاق فاکهی، اخبار مکة فی قدیم الدهر و حدیثه، چاپ عبدالملکبن عبداللّهبن دهیش، بیروت ۱۴۱۹/۱۹۹۸؛ فرقد علی جمیل، «صوم شهر رمضان فیالموصل»، التراث الشعبی، سال ۳، ش ۲ (شعبان ۱۳۹۱)؛ فرهادمیرزا قاجار، سفرنامه فرهادمیرزا معتمدالدوله، چاپ اسماعیل نواب صفا، تهران ۱۳۶۶ش؛ قَلقَشندی؛ قیام ۱۵ خرداد به روایت اسناد ساواک، تهران: وزارت اطلاعات، مرکز بررسی اسناد تاریخی، ۱۳۷۸ـ۱۳۸۲ش؛ احمدبن عبداللّه کرمانی، مجموعة رسائل الکرمانی، چاپ مصطفی غالب، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛ محمدبن یوسف کِندی، اخبار قضاة مصر، چاپ علی عمر، قاهره ۱۴۲۸/ ۲۰۰۸؛ عبداللّهبن محمد مالکی، کتاب ریاض النفوس، چاپ بشیر بکوش، بیروت ۱۴۰۱ـ۱۴۰۳/۱۹۸۱ـ۱۹۸۳؛ المجالس المستنصریة للداعی الشیعی، تقدیم و تحقیق و تعلیق محمد زینهم محمد عزب، قاهره: مکتبة مدبولی، ۱۴۱۳/۱۹۹۲؛ علیبن احمد محتشم کاشانی، دیوان، چاپ مهرعلی گرکانی، تهران ۱۳۴۴ش؛ احمدبن محمد مرزوقی اصفهانی، کتاب الازمنة و الامکنة، چاپ خلیل منصور، بیروت ۱۴۱۷/۱۹۹۶؛ عبداللّه مستوفی، شرح زندگانی من، یا، تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجاریه، تهران ۱۳۷۷ش؛ مسلمبن حجاج، صحیح مسلم، چاپ محمدفؤاد عبدالباقی، استانبول ۱۴۱۳/۱۹۹۲؛ احمدبن علی مَقریزی، اتّعاظ الحنفا، ج ۱، چاپ جمالالدین شیال، قاهره ۱۳۸۷/۱۹۶۷، ج ۲، چاپ محمد حلمی محمد احمد، قاهره ۱۳۹۰/ ۱۹۷۱؛ همو، المواعظ و الاعتبار فی ذکرالخطط و الآثار، چاپ ایمن فؤاد سید، لندن ۱۴۲۲ـ۱۴۲۵/۲۰۰۲ـ۲۰۰۴؛ جلالالدین محمدبن محمد مولوی، کلیات شمس، یا، دیوان کبیر، چاپ بدیعالزمان فروزانفر، تهران ۱۳۵۵ش؛ همو، مثنوی معنوی، تصحیح رینولد الین نیکلسون، چاپ نصراللّه پورجوادی، تهران ۱۳۶۳ش؛ الیاسبن یوسف نظامی، سبعه حکیم نظامی، چاپ حسن وحید دستگردی، تهران ۱۳۶۳ش؛ احمدبن عمر نظامی عروضی، کتاب چهار مقاله، چاپ محمدبن عبدالوهاب قزوینی، لیدن ۱۳۲۷/۱۹۰۹، چاپ افست تهران ]بیتا.[؛ محمودبن زینالعابدین نعمت فسائی، سیاحتنامه مصر و استانبول، ۱۳۱۷ق/ ۱۲۷۸ش، چاپ اکرم حسنآبادی، در پژوهشهای ایرانشناسی : نامواره دکتر محمد افشار، ج ۱۵: ستودهنامه، به کوشش ایرج افشار، کریم اصفهانیان، و محمدرسول دریاگشت، تهران: بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، ۱۳۸۴ش؛ احمدبن عبدالوهاب نُوَیری، نهایةالارب فی فنونالادب، قاهره، ج ۱، ۱۴۲۷/۲۰۰۷، ج ۳۲، ۳۳، ۱۴۲۳/۲۰۰۲؛ وقایع اتفاقیه: مجموعه گزارشهای خفیهنویسان انگلیس در ولایات جنوبی ایران از سال ۱۲۹۱تا ۱۳۲۲ قمری، چاپ سعیدی سیرجانی، تهران: نوین، ۱۳۶۲ش؛ احمد وکیلیان، رمضان در فرهنگ مردم، ج ۱، تهران ۱۳۷۰ش؛ احمدعلی هاشمی سندیلوی، تذکره مخزنالغرائب، ج۱، چاپ محمدباقر، لاهور ۱۹۶۸؛ صادق هدایت، نیرنگستان، تهران ۱۳۴۲ش؛ صادق همایونی، فرهنگ مردم سروستان، مشهد ۱۳۷۱ش؛ عبدالرحمان جمعه هیتی، «تقالید رمضانیة عراقیة»، التراث الشعبی، ش ۲ (ربیع ۱۹۸۹)؛ یاقوت حَمَوی، معجمالادباء، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۹۹۳؛


Jean Chardin, Voyages du Chevalier Chardin en Perse et autres lieux de l&#۳۹;Orient, ed. L. Langlès, Paris ۱۸۱۱; Bess Allen Donaldson, The wild rue: a study of Muhammadan magic and folklore in Iran, London ۱۹۳۸; Engelbert Kaempfer, Am Hofe des persischen Grosskönigs (۱۶۸۴- ۸۵), ed. and tr. Walther Hinz, Leipzig ۱۹۴۰; Edward William Lane, An account of the manners and customs of the modern Egyptians, ۵th ed. by Edward Stanley Poole, New York ۱۹۷۳; Aydın Sayılı, The observatory in Islam, Ankara ۱۹۶۰.


                                                                                           / ابراهیم موسیپور بشلی /


     ۴) در ایران و کشورهای اسلامی، در دورة معاصر. تقریباً تا پیش از دهة ۱۳۷۰ش، در تقویمهای سنّتی ایران، برای پیشبینی رؤیتپذیری یا ناپذیری هلال ماه از معیار بعد سِواـ بُعد مُعدَّل یا معیار نصیرالدین طوسی در زیج ایلخانی استفاده میشد (← بخش ۲: در نجوم دورة اسلامی). در دورة معاصر، عدهای از مستخرجان تقویم روشهایی برای تعیین نخستین زمان ممکن برای رؤیت هلال هر ماه قمری داشتند، اما از روشهای آنان اطلاعی در دست نیست. از دهة ۱۳۷۰ش/ ۱۹۹۰، مسئلة رؤیت هلال وارد مرحلة جدیدی شدهاست و رصدگرانی از کشورهای مختلف رکوردهایی ثبت و معیارهای جدیدی عرضه کردهاند (← ادامة مقاله). مرحلة جدید رؤیت هلال در ایران، با فعالیتهای پژوهشی و آموزشی محمدرضا صیاد آغاز شد (← ادامة مقاله). همچنین براساس طرح سراسری رؤیت هلال ماههای قمری در ایران، که از ۱۳۷۳ش شروع شد، محمد باقری، محمدرضا صیاد و حسن طارمیراد از رؤیت هلال تمام ماههای قمری در شهرهای مختلف ایران، از خرداد ۱۳۷۳ تا فروردین ۱۳۷۷ (۱۴۱۵ـ۱۴۱۸)، گزارشی را با ذکر مشخصههای نجومی و رصدی هلال هر ماه قمری در این دوره منتشر کردند که گزارش این پژوهش در ۱۳۷۸ش در تهران بهچاپ رسید (برای آگاهی از اهداف این طرح ← باقری و همکاران، ص ۱ـ۳).   از ۲۰ شهریور ۱۳۸۱، براساس تصمیم مؤسسة ژئوفیزیک دانشگاه تهران، با آغاز فعالیت مرکز تقویم، تقویم کشور بهصورت شورایی استخراج میشود (مرکز تقویم، ۱۳۹۴ش). نخستین بار، مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام دو همایش در ۱۳۸۱ و ۱۳۸۳ش برپا کرد. پس از آن، با تأسیس مرکز تقویم دانشگاه تهران، مرکز تقویم سومین همایش رؤیت هلال را در ۱۳۸۶ش و سپس همایشهای دوسالانهای را از ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۴ش برگزار کرد. براساس آخرین رصدهای هلال با چشم غیرمسلح یا مسلح و با استفاده از ضوابط گوناگون، در هر سال رؤیتپذیری یا ناپذیری هلال همه ماههای سال بعد پیشبینی و در تقویم رسمی کشور درج میشود. به درخواست ستاد استهلال دفتر مقام معظم رهبری نیز از ابتدای دهة ۱۳۸۰ش، با آموزش و بهکارگیری رصدگران هلال، دهها گروه رصدی در سراسر ایران برای رؤیت هلال تشکیل شدهاست که فعالیت آنها اکنون نیز، بهویژه در آغاز ماههای رمضان و شوال، اهمیت بسیاری دارد. همچنین طرحی جهانی با عنوان طرح رؤیت هلال در کشورهای اسلامی ، برای ایجاد ارتباط بین رصدگران هلال در سراسر کشورها و نیز ثبت و گردآوری اطلاعات مختلف در این زمینه، با حمایت انجمن نجوم اردن، از ۱۳۷۷ش/ ۱۹۹۸ آغاز به فعالیت کردهاست. رصدگرانی از کشورهای مختلف جهان (مشتملبر کشورهای اسلامی ازجمله ایران، و نیز کشورهایی از اروپا و امریکا) عضو این طرحاند. برگزاری دو همایش رؤیت هلال در ۱۳۸۵ش/ ۲۰۰۶ و ۱۳۸۹ش/ ۲۰۱۰ در ابوظبی، از فعالیتهای این طرح بودهاست (طرح رؤیت هلال در کشورهای اسلامی، ۲۰۱۵).


ارتباط مستقیم مسئلة رؤیت هلال با تقویم قمری و به تبَع آن شعائر دینی، موجب تمرکز برخی منجمان و پژوهشگران مسلمان ایرانی و دیگر کشورهای اسلامی بر این مسئله شدهاست؛ ازجمله محمد الیاس، منجم مسلمان مالزیایی، که سه معیار مختلف با چشم غیرمسلح در زمانهای مختلف مطرح کرد. معیار نخست او براساس مشخصه ارتفاع ماه و جدایی زاویهای آن هنگام غروب خورشید است (← محمد الیاس،  ۱۹۸۳ب، ص ۲۱۵ـ ۲۱۸). محمد الیاس در ۱۳۶۲ش/ ۱۹۸۳، کار بر روی معیار دوم خود را با تصحیح سن معیار بابلی شروع کرد (←  ۱۹۸۳الف، ص ۲۶ـ۲۷) و براساس تأثیر عرض جغرافیایی ناظر در این معیار، در ۱۳۷۳ش/ ۱۹۹۴ جدولی شامل مشخصههای مکث ماه (مدتزمان بین غروب خورشید تا غروب ماه) و عرض جغرافیایی ناظر تدوین کرد (← همو، ۱۹۹۴، ص ۴۴۴ـ۴۴۶). وی معیار سوم خود را در ۱۳۶۷ش/ ۱۹۸۸ با تصحیح و تغییر معیار نخست و بهکارگیری مشخصه ارتفاع ماه و اختلاف سمت آن از خورشید بهدست آورد که با معیار نخست تفاوت زیادی ندارد و نقاط رؤیتپذیری آنها بههم نزدیک است (← همو، ۱۹۸۸، ص ۱۳۳ـ۱۳۵).  خالد شوکت ، منجم مسلمان هندی، در ۱۳۷۱ش/ ۱۹۹۷، بر مبنای دادههای نهصد رصد هلال از یک دورة پنجاهساله، معیاری برای رؤیت هلال با چشم غیرمسلح مطرح کرد. وی براساس ارتفاع لبة پایینی هلال از افق و ضخامت بخش میانی هلال، هنگام غروب خورشید، معیارش را طراحی کردهاست (اوزلم، ص ۴؛ برای نمونهای از نقشه رؤیتپذیری هلال در مناطق مختلف جهان براساس معیار خالد شوکت ← نقشه).  برنارد یالوپ ، منجم انگلیسی، در ۱۳۷۶ش/ ۱۹۹۷ و ۱۳۷۷ش/ ۱۹۹۸ معیاری جدید عرضه کرد (← ص ۱ـ۱۴). دادههای رصدی این معیار، برپایة ۲۹۵ گزارش رؤیت هلال در سالهای ۱۲۷۵ (۱۲۳۸ش) تا ۱۳۶۶ش/ ۱۸۵۹ـ۱۹۸۷ است که پیشتر شفر (ص ۵۱۴ـ۵۱۸) آنها را منتشر کرده بود (← یالوپ، ص ۶ـ۱۱). در این معیار، مشخصهای با نماد  qتعریف و محاسبه میشود که براساس آن، وضع رؤیت هلال پیشبینیپذیر است. او این مشخصه را از اختلاف ارتفاع ماه و خورشید در دستگاه مختصات زمینمرکزی، برحسب درجه بدون درنظر گرفتن اثر شکست جوّی و ضخامت میانی هلال در دستگاه مختصات ناظر مرکزی، برحسب دقیقة قوسیمحاسبه کردهاست (همان، ص ۱۱). در این معیار، زمان غروب خورشید محاسبه نمیشود، زیرا رؤیت هلالهای بحرانی، که مشخصههای رؤیتپذیری آنها نزدیک به مقادیر مرزی است، بهسبب تضاد رنگی بین هلال و آسمان، پس از غروب خورشید آسانتر است. ازاینرو یالوپ پیشنهاد میکند محاسبات در بهترین زمان ، یعنی   چهار نهمِ مدت مکث پس از لحظه غروب خورشید، انجام شود (← ص ۳ـ۴). او (ص ۱۱ـ۱۳)، باتوجه به مقدار q، وضع رؤیت هلال را در شش گستره تعریف میکند: در گسترة A ، هلال با چشم غیرمسلح بهراحتی مشاهده میشود؛ در گسترة B، درصورت مناسببودن اوضاع جوی، هلال دیده میشود؛ در گسترة C، رؤیت با چشم غیرمسلح به کمک ابزار ممکن است؛ در گسترة D، رؤیت فقط با چشم مسلح ممکن است؛ در گسترة E، هلال را حتی با ابزار هم نمیتوان مشاهده کرد؛ در گسترة F، هلال تشکیل نمیشود، زیرا جدایی زاویهای ماه و خورشید از حد دانژون کمتر است که طبق آن حداقل جدایی زاویهای برای تشکیل هلال باید ۷ درجه باشد (حسنزاده و همکاران، ص ۵۷). بااینحال گزارشهای رصدی جدید رؤیت هلال در ایران به کمک ابزارهای نجومی قویتر نشان میدهد در گسترههای پایینتر از پیشبینی معیار یالوپ نیز رؤیت هلال امکانپذیر است. در ۱۳۷۹ش/ ۲۰۰۰، کالدول و لانی ، در رصدخانة افریقای جنوبی، براساس رصدهایی از ۱۳۶۴ش/ ۱۹۸۵ تا ۱۳۷۹ش/ ۲۰۰۰، معیاری مطرح کردند که به معیار رصدخانة افریقای جنوبی معروف است. این معیار در دستگاه ناظر مرکزی محاسبه و بر مبنای ارتفاع لبة پایینی هلال از سطح افق در لحظة غروب ظاهری خورشید، و اختلاف سمت میان ماه و خورشید، هنگام غروب خورشید تعریف شدهاست. براساس این معیار پیشبینی میشود رؤیت هلال موردنظر امکانپذیر، محتمل یا ناممکن است. در این معیار، امکان رؤیت با چشم غیرمسلح و با ابزارهای نجومی متوسط موردنظر است (← کالدول و لانی، ص ۱۷ـ۲۳). در دورهای، در ایران، این معیار بهکار گرفته میشد. محمد شوکت عوده (عضو انجمن پادشاهی نجوم اردن) در ۱۳۸۳ش/۲۰۰۴ معیاری بسیار شبیه به معیار یالوپ عرضه کرد (← محمد شوکت عوده، ص ۴۳، ۶۱). او برای تعیین این معیار، ۷۳۷ گزارش رؤیت هلال را بهکار گرفت (← ص ۴۴ـ۶۰). محمد شوکت عوده به پیروی از یالوپ مشخصهای با نماد  Vتعریف و پیشنهاد کرد محاسبات در همان بهترین زمان، که یالوپ تعریف کرده بود، انجام شود (← ص ۴۳، ۶۱). متغیرهای اساسی برای محاسبة مشخصة V مانند متغیرهای مشخصة q هستند (همان، ص ۶۱). محمد شوکت عوده پس از برخی محاسبات براساس مشخصة V امکان رؤیت هلال را در چهار گستره تعریف میکند: در گسترة A، هلال با چشم غیرمسلح بهراحتی دیده میشود؛ در گسترة B، هلال با چشم مسلح مشاهده و با چشم غیرمسلح نیز احتمالاً رؤیت میشود؛ در گسترة C، رؤیت هلال فقط با چشم مسلح ممکن است؛ در گسترة D، رؤیت هلال حتی با چشم مسلح نیز امکانپذیر نیست (ص ۴۳، ۶۱). در ایران نیز رصدگران و پژوهشگران رؤیت هلال، معیارهایی جدید عرضه کردهاند که مهمترین آنها عبارتاند از :


   ۱) معیار مدل سهبعدی که در ۱۳۸۶ش، حمیدرضا گیاهی یزدی برای رؤیت هلال با استفاده از دوربینهای دوچشمی پرتوان و تلسکوپ پیشنهاد کرد. او در این معیار از مشخصههای ارتفاع ماه (با احتساب شکست) و جدایی زاویهای ماه از خورشید (هر دو هنگام غروب خورشید)، انحطاط (ارتفاع منفی) خورشید هنگام غروب ماه، و درصد بخش درخشان ماه (فاز ماه) در نموداری سهبعدی استفاده کردهاست (← گیاهی یزدی، ص ۱۱۶ـ۱۲۰).


   ۲) معیار هوشمند رؤیت هلال که علیرضا حکیمی با همکاری سعید ستایشی در ۱۳۸۶ش پیشنهاد کردهاند. حکیمی با گردآوری ۸۳۰ گزارش از رصدهای هلال و گزینش شش مشخصة مهم جدایی زاویهای، اختلاف ارتفاع و اختلاف سمت ماه و خورشید در حالت مکان مرکزی بدون تصحیح شکست، سن هلال، ضخامت هلال و مکث ماه، دادگانی ایجاد کردهاست. با استفاده از این دادگان و ابزار پیشبینی آنفیس ، پیشبینی رؤیتپذیری هلالهای ماه با ابزارهای نجومی و چشم غیرمسلح در چهار منطقه اصلی، سه منطقه بحرانی و یک منطقه بحرانی ویژه امکانپذیر است (← حکیمی و ستایشی، ص ۵۸ـ۷۸).


   ۳) معیار مدل مثلثی که سیدقاسم رستمی در ۱۳۸۶ش برای پیشبینیهای رؤیت هلال مطرح کرد. او برپایة الگویی مثلثی با مشخصههای ارتفاع هلال، اختلاف ارتفاع هلال با خورشید، و ضخامت زاویهای بخش میانی هلال به مسئلة رؤیت هلال پرداختهاست (← رستمی، ۱۳۸۷ش، ص ۳۳ـ۴۳؛ نیز ← همو، ۱۳۹۲ش، ص ۲۰۸ـ۲۲۰).


   ۴) معیاری که سیدمحسن قاضی میرسعید در ۱۳۹۲ش عرضه کرد که به فاز و ارتفاع ماه و خورشید در لحظه غروب خورشید (برای هلال ماههای شامگاهی) و در لحظه طلوع ماه (برای هلال ماههای صبحگاهی) وابستهاست (← قاضی میرسعید، ۱۳۹۲ش، ص ۱۸۲ـ۱۸۶).


   در سالهای اخیر، برخی رصدگران توانستهاند هلالهای بسیار کمسن را (با توجه به زمان گذشته از مقارنه) رؤیت کنند. مهمترین رکوردهای رؤیت هلال در این سالها عبارتاند از :


   در اول بهمن ۱۳۷۴/ ۲۱ ژانویه ۱۹۹۶، جیمز استم در توسان آریزونا  با تلسکوپی با آیینة هشتاینچی (هر اینچ ۵۴ر۲ سانتیمتر)، هلال ماه رمضان ۱۴۱۶ را با سن ۱۲ ساعت و ۷ دقیقه و جدایی ۷ر۷ درجه رؤیت و رکوردی جدید ثبت کرد (حسنزاده و همکاران، ص ۹۱؛ سلطان ، ص ۱۱۵ـ۱۱۶).


   در ۲۸ مرداد ۱۳۸۰، علیرضا موحدنژاد بههمراه حمیدرضا گیاهی یزدی هلال جمادیالآخره ۱۴۲۲ را با دوربین دوچشمی ۱۵۰×۴۰ رؤیت کردند که سن هلال ۱۲ ساعت و ۱۵ دقیقه و جدایی زاویهای آن از خورشید ۶ر۷ درجه بود (← سینت، ۲۰۰۴، ص ۱۰۳). سن این هلال بیش از رکورد جهانی و جدایی زاویهای آن کمتر از هلالی بود که استم رؤیت کرده بود.


   در ۱۶ شهریور ۱۳۸۱، سیدمحسن قاضی میرسعید هلال ماه رجب ۱۴۲۳ را با سن ۱۱ ساعت و ۴۰ دقیقه و جدایی زاویهای ۵ر۷ درجه با دوربین دوچشمی ۱۵۰×۴۰ رؤیت کرد و رکورد استم را از لحاظ سن و جدایی زاویهای پشت سر گذاشت (همان، ص ۱۰۳، ۱۰۵).


   در ۹ اسفند ۱۳۸۴، محسن شریفی با تلسکوپ چهارده اینچی، هلال صفر ۱۴۲۷ را با جدایی زاویهای ۳ر ۷ درجه رؤیت کرد که کمترین جدایی زاویهای از خورشید در رصد هلالی در جهان بودهاست (همو، ۲۰۰۷، ص ۶۶). در سالهای اخیر یکی از مسائل رصدگران و مستخرجان تقویم رسمی در ایران رؤیت هلال در روز بودهاست که برای یافتن ضابطهای دقیق در این باره، پژوهشهای بیشتری در جریان است.


   رؤیت هلال، افزونبر تنظیم تقویم قمری، تأثیر علمی و فرهنگی بسیاری در جوامع اسلامی داشتهاست. اطلاعات طبقات جامعه در این کشورها دربارة ابعاد نجومی رؤیت هلال و حتی موضوعات سادهتری چون تغییر ظاهری شکل ماه و زمان طلوع و غروب آن اندک است. طبق پژوهشی در ۱۳۸۹ش/ ۲۰۱۰ در اردن، پاسخ درست طبقات جامعه (از جمله دانشجویان) به پرسشنامهای دربارة مشخصههای نجومی ماه از قبیل طول سال قمری، امکان رؤیت ماه در روز، تغییر شکل ظاهری ماه، چگونگی رخدادن خسوف و کسوف، چگونگی رؤیت هلال و مکث ماه، در مواردی کمتر از ۱۰% بودهاست. هرچند پژوهش دیگری در این باره انجام نشدهاست، بهنظر میرسد این وضع کمابیش به دیگر جوامع کشورهای اسلامی نیز تعمیم یابد. ناآگاهی عمومی دربارة مبانی علمی رؤیت هلال و تقویم قمری، اقدامات آموزشی در این زمینه را ایجاب میکند (← سناء مصطفیعبده، ص ۱۶۳ـ۱۷۳).


منابع : محمد باقری، محمدرضا صیاد، و حسن طارمیراد، گزارش جامع طرح سراسری رؤیت هلال ماههای قمری برای ایران، ]تهران[ ۱۳۷۸ش؛ امیر حسنزاده، محمد احمدی، و یوسف شعبانی، ماه نو: مبانی علمی رؤیت هلال، مشهد ۱۳۸۷ش؛ علیرضا حکیمی و سعید ستایشی، «معیار جدید (اولین معیار هوشمند) رؤیت هلال»، تحقیقات اسلامی، سال ۲۰، ش ۱ (تابستان ۱۳۸۷)؛ قاسم رستمی، «الگوی مثلثی ایران در پیشبینی رؤیت هلال در روز»، در همان؛ همو، «پیشبینی حداقل قدرت ابزار نوری موردنیاز برای رؤیت هلال با استفاده از ضابطه الگوی مثلثی»، پژوهشنامه فرهنگ و تمدن اسلامی، سال ۲۱، ش ۱ و ۲ (تابستان ۱۳۹۲)؛ سناءمصطفی عبده، «دراسة استقصائیة لقیاس درجةالوعی حول القمر و الشهر الجدید و الهلال بین الناس من مختلف القطاعات فی الاردن»، در علمالفلک للمجتمع الاسلامی: اعمال مؤتمر الامارات الفلکی الثانی حول رؤیةالهلال و التقویم الهجری و مواقیت الصلاة، ۱۸-۱۶ جمادیالآخرة ۱۴۳۱، تحریر م. محمد عوده و ا. د. نضال قسّوم، ابوظبی: المرکز الوطنی للوثائق و البحوث، ۲۰۱۰؛ محسن قاضی میرسعید، «معیاری جدید برای پیشبینی رؤیت هلال ماه»، پژوهشنامه فرهنگ و تمدن اسلامی، سال ۲۱، ش ۱ و ۲ (تابستان ۱۳۹۲)؛ حمیدرضا گیاهی یزدی، «طراحی ضابطههای ترکیبی جدید در رؤیتهای هلال ماه: مزایا و مشکلات پیشرو»، در مجموعه مقالات سومین همایش رؤیت هلال و تقویم، تهران ۱۳۸۶ش


Retrieved June ۱, ۲۰۱۵, from http://www. civilica.com/ Paper_HELAL_۰۳-HELAL ۰۳-۰۱۷.html;مرکز تقویم، ۱۳۹۴ش


Retrieved May ۲, ۲۰۱۵, from http://calendar.ut.ac.ir/fa/; Johan A. R. Caldwell and C. David Laney, "First visibility of the lunar crescent", African skies, no.۵ (Jan. ۲۰۰۱); Islamic Crescents&#۳۹; Observation Project, ۲۰۱۵. Retrieved ۲, May ۲۰۱۵, from http://www.icoproject.org/ icop.html; Mohmmad Ilyas, "Age as a criterion of moon&#۳۹;s earliest visibility", The observatory, vol.۱۰۳ (Feb. ۱۹۸۳a); idem, "The danjon limit of lunar visibility: a re-examination", Journal of the Royal Astronomical Society of Canada, vol.۷۷, no.۴ (۱۹۸۳b); idem, "Limiting altitude separation in the new moon&#۳۹;s first visibility criterion", Astrnomy and astrophysiscs, no. ۲۰۶ (Apr. ۱۹۸۸); idem, "Lunar crescent visibility criterion and Islamic calendar", The Quarterly journal of the Royal Astromical Soceity, ۳۵ (۱۹۹۴); Mohammad Shaukat Odeh, "New criterion for lunar crescent visibility", Experimental astronomy, ۱۸ (۲۰۰۴); Abdurrahman Özlem, "A simplified crescet visibility criterion". Retrieved May ۳۱, ۲۰۱۵, from http:// www.icoproject. org/pdf/ozlem_۲۰۱۴.pdf; Bradley E. Schaefer, "Visibility of the lunar crescent", The Quarterly journal of the Royal Astronomical Society, ۲۹ (۱۹۸۸); Roger W. Sinnott, "Breaking the danjon limit", in ibid, vol.۱۱۳, no.۲ (Feb. ۲۰۰۷); idem, "Seeking thin crescent moons", in ibid, vol.۱۰۷, no.۲ (Feb. ۲۰۰۴); A. H. Sultan, "Best time for the first visibility of the lunar crescent", The observatory, no.۱۱۹۱ (Apr. ۲۰۰۶); Bernard Douglas Yallop, "A method for predicting the first sighting of the new crescent moon", in NAO Technical note, no.۶۹, [Taunton, UK]: H M Nautical Almanac Office, ۱۹۹۷.


                                                                                                  / مهدی سهرابی /


   ۵) مباحث فقهی. اهمیت رؤیت هلال در شریعت اسلام ازآنروست که بسیاری از وظایف و عبادات فردی و اجتماعی مسلمانان براساس ماههای قمری مقرر شده و راه تشخیص آغاز و انجام ماه قمری هم رؤیت هلال است. بر این اساس، در موضوعاتی چون بلوغ شرعی، عدّه طلاق و وفات، روزه ماه رمضان، مناسک حج و نیز هنگام پرداختن به آداب و احکام روزهای خاص مانند مبعث، غدیر، عاشورا، عرفه، عید قربان و عیدفطر رؤیت هلال سهمی اساسی دارد. گذشته از جنبههای فردی، اختلافنظر میان مسلمانان دربارة آغاز ماههای قمری، که در پارهای مقاطع تاریخی بسیار مشکلآفرین بوده (← ادامة مقاله)، از جنبة اجتماعی گاهی پیامدهایی ناگوار و ناخوشایند داشته و موجب نگرانی بسیاری از عالمان دلسوز جهان اسلام شدهاست. از جمله گاهشماریهای رایج در شبهجزیرة عربستان پیش از اسلام، گاهشماری قمری بوده و آغاز هر ماه با رؤیت هلال مشخص میشدهاست. عرب جاهلی رؤیت ماه را برای هر شخص از وقایع تأثیرگذار بر زندگی او میدانسته و بر آن بودهاست که هرکس که هلال را میبیند، برای جلب خیر و دفع نحوست باید به مناظر زیبا بنگرد (← مسعودی، ج ۲، ص ۳۳۴؛ ابوریحان بیرونی، ص ۶۰؛ جواد علی، ج ۸، ص ۴۴۴ـ۴۴۶؛ نیز ← تقویم*، بخش ۳). برپایه گزارش منابع، عرب عصر جاهلی با پدیدارشدنِ هلال ذیقعده، بازار عکاظ و با رؤیت هلال ذیحجه بازار ذوالمجاز را برپا میداشتند که تا چند روز ادامه داشت. همچنین نقل کردهاند که هاشمبن عبد مناف، جدّ پیامبر اکرم صلیاللّهعلیهوآلهوسلم، پس از رؤیت هلال ذیحجه بهسوی کعبه میرفت و با خواندن خطبهای مردم را به پذیرایی مناسب از مهمانان خانه خدا فرامیخواند (برای نمونه ← بکری، ج ۳، ص ۹۵۹؛ ابنحجر عسقلانی، ج ۳، ص ۴۷۳؛ حلبی، ج ۱، ص ۹؛ بغدادی، ج ۴، ص ۴۷۳ـ۴۷۴، ج ۶، ص ۱۵). در قرآن، واژة هلال نیامده، ولی جمع آن (اَهِلَّة) یکبار بهکار رفتهاست (بقره: ۱۸۹). برطبق این آیه، پیامبر اکرم در پاسخ به مردم، که از او دربارة هلال میپرسیدند، مأمور شد به آنها بگوید که هلالها زماننمایِ مردم در مواضعی مانند حجاند (← زمخشری؛ فضلبن حسن طبرِسی، ذیل آیه). افزونبر این آیه، چند آیه مرتبط با موضوع رؤیت هلال و گاهشماریِ قمری در قرآن میتوان یافت که مفسران نکاتی از آنها استخراج کردهاند (← رؤیت هلال، ج ۱، ص ۵ـ۱۲۵). تعبیر رؤیت هلال در احادیث متعدد بهکار رفته و بیشتر جوامع حدیثی ابوابی دربارة آن گشودهاند (برای نمونه ← ابنماجه، ج ۱، ص ۵۲۹؛ تِرمِذی، ج ۵، ص ۱۶۷؛ کلینی، ج ۴، ص ۷۶ـ۷۸، ۱۶۹، ج ۷، ص ۳۹۱؛ ابنبابویه، ۱۴۰۴، ج ۲، ص ۱۰۱، ۱۲۳ـ۱۲۴). این احادیث و احادیثی دیگر مهمترین مستندات فقهیِ احکام مربوط به رؤیت هلال بهشمار میروند (برای تمامی احادیث شیعی و عمده احادیث منابع اهلسنّت، دراینباره ← رؤیت هلال، ج ۵، ص ۳۶۱۷ بهبعد). از برخی احادیث میتوان دریافت که موفقنشدن به رؤیت هلال و ادای روزه و اعمال عید فطر و قربان، از پیامدهای شهادت امامحسین علیهالسلام به مثابه عقوبت الهی است (← کلینی، ج ۴، ص ۱۶۹ـ۱۷۰؛ ابنطاووس، ج ۱، ص ۳۶). در منابع جامع فقهی، بهسبب اهمیت موضوع رؤیت هلال برای ثبوت آغاز و انجام ماه مبارک رمضان، این موضوع عمدتاً در مبحث «روزه» (صوم) مطرح شدهاست. البته فقها پارهای از احکام آن را در مبحث «شهادات» و شماری دیگر را در مبحث «حج» (بهویژه در قرون متأخر) مطرح کردهاند. همچنین نگارش رسالههای موضوعی و مقالات دربارة ابعاد گوناگون رؤیت هلال (ازجمله: فقهی، نجومی و تاریخی) در میان عالمان شیعه و اهلسنّت از دیرباز متداول بوده و بهویژه شمار رسالههای مرتبط با موضوعات جنجالی و بحثبرانگیز بسیار است (برای فهرستی کامل از این قبیل آثار ← رؤیت هلال، ج ۵، ص ۳۵۱۵ـ۳۶۱۵).


   به نظر فقهای امامی و اهلسنّت، رؤیت هلال، حلول ماه رمضان (و هر ماه قمری دیگر) را ثابت و روزه را بر رؤیتکننده واجب میکند. مستند این دیدگاه، آیة ۱۸۹ سورة بقره و احادیث فراوان از پیامبر اکرم و امامان شیعه است، ازجمله این حدیث مشهور که «صوموا لِرؤیته و اَفطِروا لِرؤیته» (با دیدن هلال روزه بگیرید و با دیدن آن دست از روزه بکشید؛ برای احادیث ← احمدبن حنبل، ج ۱، ص ۲۲۶، ۲۵۸، ج ۲، ص ۴۳۰، ۴۳۸، ۴۵۶؛ بیهقی، ج ۴، ص۲۴۷؛ حرّ عاملی، ج ۱۰، ص ۲۵۲ـ۲۶۰؛ برای منابع فقهی ← جَصّاص، ج۱، ص۲۴۴ـ ۲۴۵؛ طوسی، الخلاف، ج۲، ص۱۶۹ـ ۱۷۰؛ نَوَوی، ج ۶، ص ۲۶۹؛ حَطّاب، ج ۳، ص ۲۷۷، ۲۸۳؛ نراقی، ج ۱۰، ص ۳۹۳ـ۳۹۴). درواقع، ملاک اصلی حلول ماه قمری رسیدن ماه است در مدار خود، پس از مقارنه، به حدی که مقارن غروب خورشید رؤیتپذیر باشد. حال به هر دلیلی یقین یا اطمینان به «رؤیتپذیری» هلال حاصل شود، اول ماه ثابت میشود و در این میان بهترین و سهلترین راه آن رؤیت هلال است (← رؤیت هلال، ج ۵، مقدمة مختاری، ص هفتادویک). فقها در کنار رؤیت شخص مکلف که بهترین راه ثبوت اول ماه بهشمار میرود، بهاستناد احادیث، راههای دیگری نیز برای آن ذکر کردهاند، که هریک نشانه و دلیلی بر رؤیتپذیری هلال است، ازجمله شِیاع علمآور (رؤیت گروهی از مردم که امکان تبانی و همدستی آنان بر ادعای دروغ نباشد)، بینّه (گواهی دو شاهد عادل)، گذشتن سی روز از ماه پیشین که درستی آغاز آن مسلّم است و حکم حاکم در نظر بسیاری از آنان (برای نمونه ← ابنزهره، ص ۱۳۱، ۱۳۵؛ رافعی قزوینی، ج ۶، ص ۲۴۹ـ۲۵۰؛ خطیب شربینی، ج ۱، ص ۲۱۶؛ نراقی، ج ۱۰، ص ۳۹۳ـ۳۹۷). البته دربارة شروط و جزئیات این نشانهها اختلافنظر بسیار هست. بیشتر فقهای امامی و اهلسنّت دو شیوة نخست را راه مستقلی برای ثبوت اول ماه ندانسته و آنها را ذیل رؤیتِ شخصیِ هلال یا در طول آن مطرح کردهاند. بهتعبیر برخی فقها، رؤیت یا «مُسْتفیض» است که با رؤیت خود شخص یا گروهی از مردم حاصل میشود یا «غیر مستفیض» است که باگواهی شاهدان تحقق مییابد (← طوسی، النهایة، ص ۱۵۰؛ ابنبَرّاج، ج ۱، ص ۱۸۹؛ کاسانی، ج ۲، ص ۸۰؛ حطّاب، ج ۳، ص ۲۷۷، ۲۷۹، ۲۸۳ـ۲۸۴). دربارة چگونگی حجیت بیّنه در رؤیت هلال و شروط و قلمرو آن در فقه اسلامی آرای گوناگونی مطرح شدهاست. بسیاری از فقهای امامی گواهی دو مرد عادل را بر دیدن ماه، درصورتیکه علم یا اطمینان به اشتباه آنان نباشد، موجب ثبوتِ هلال دانستهاند. البته برخی فقها شرط کردهاند که گواهان دربارة اوصاف هلال اختلافنظر نداشته باشند و شماری دیگر، اعتبار شهادت دو شاهد را تنها در هوای ابری و برخی شهادت دو شاهد را فقط برای رؤیت در بیرون شهر معتبر شمردهاند (← طوسی، الخلاف، ج ۲، ص ۱۷۲ـ۱۷۳؛ نجفی، ج ۱۶، ص ۳۵۴ـ ۳۵۸؛ طباطبائی یزدی، ج ۳، ص ۶۲۸ـ۶۲۹). سلّار دیلمی (ص ۲۳۴) تنها در هلال ماه رمضان گواهی یک شاهد را کافی شمردهاست. برخی امامیان گواهی دو شاهد را بهگونه مطلق یا درصورت صافبودن آسمان کافی ندانسته و لزوم گواهی حدود پنجاه تن را مطرح کردهاند، زیرا در این فرض احتمال اشتباه شاهدان زیاد است. در میان فقهای امامی کمتر کسی میتوان یافت که بیّنه (دو شاهد عادل) را بهگونه مطلق و بدون قید و شرط حجّت بداند (← ابنبابویه، ۱۴۱۵، ص ۱۸۳؛ ابوالصلاح حلبی، ص ۱۸۱؛ ابنزهره، ص ۱۳۵؛ رؤیت هلال، ج ۱، مقدمة مختاری، ص شصتودو ـ هفتادویک). حنفیان در صورت صافبودن آسمان، رؤیتِ گروهی درخور توجه از مردم را برای اثبات آغاز ماه لازم میدانند. ولی به نظر آنان در آسمان ابری شهادت یک شاهد عادل کافی است، همچنانکه فقهای شافعی و حنبلی بهطور مطلق یک شاهد را کافی شمردهاند. به نظر مالکیان برای ثبوت رؤیت هلال ماه رمضان گواهیِ حداقل دو شاهد عادل ضروری است (برای این اقوال و اقوال دیگر ← سحنون، ج ۱، جزء۱، ص ۱۹۴؛ کاسانی، ج ۲، ص ۸۰، ۸۲؛ ابنقدامه، ج ۳، ص ۹۲ـ۹۴؛ رافعی قزوینی، ج ۶، ص ۲۵۰؛ زُحَیلی، ج ۲، ص ۵۹۸ـ۶۰۴).


   از جمله مسائل مورد بحث در مبحث رؤیت هلال آن است که آیا آغاز ماه قمری با حکم حاکم شرعی نیز ثابت میشود یا نه. بیشتر فقهای امامی، به استناد ادله دالّ بر مرجعیت فقها در عصر غیبت، حکم حاکم را نیز از راههای معتبر ثابتشدن آغاز ماه دانستهاند، مشروط برآنکه علم به خطای او یا نادرستیِ مستندِ او نباشد. مخالفان این نظرها در دلالت ادله یادشده مناقشه کرده و آن را نپذیرفتهاند و برخی رسالة مستقل در این موضوع نوشتهاند (← شهید اول، ج ۱، ص ۲۸۶؛ نراقی، ج ۱۰، ص ۴۱۸ـ۴۲۰؛ موسوی خوانساری، ص ۲۴۹۸ـ۲۵۰۲؛ امام خمینی، ج ۱، ص ۲۹۶؛ سبزواری، ص ۲۷۷۶ـ۲۷۷۹). برپایة مذاهب اهلسنّت، حکم حاکم در رؤیت هلال معتبر است، حتی اگر دربارة مستندات آن تردید وجود داشته باشد. هرچند فقهای اهلسنّت صریحاً حکم حاکم را در شمار راههای ثبوت اول ماه ذکر نکردهاند، ذیل موضوع بینه، در این باب و ابواب دیگر، حکم حاکم را دربارة اعلام آغاز ماه قمری لازمالاجرا و معتبر شمردهاند. حتی نقل شده که شافعیان وجوب روزه را منوط بدان دانستهاند (← نووی، ج ۲، ص ۲۹۶؛ دسوقی، ج ۱، ص ۵۱۱؛ جزیری، ج ۱، ص ۵۰۱؛ منتظری، ج ۲، ص ۵۹۶). بیشتر فقهای امامی اتکا بر نظر منجمان را دربارة ثبوت هلال نپذیرفته و بر آناند که نمیتوان به استناد نظر دانشمندان هَیوَی، اول ماهبودن را ثابت کرد. فقهای همة مذاهب اهلسنّت نیز، بدین استناد که آرای منجمان غیرمنضبط و مختلف و ازاینرو غیرقابلاطمینان بهشمار میرود، آن را از راههای ثبوت اول ماه ندانستهاند (← علامه حلّی، ۱۴۲۰ـ۱۴۲۲، ج ۱، ص ۴۹۳؛ حطّاب، ج ۳، ص ۲۸۹ـ۲۹۰؛ طباطبائی یزدی، ج ۳، ص ۶۲۹؛ جزیری، ج ۱، ص ۵۰۰ـ۵۰۱). باوجوداین، شماری از فقهای متأخر امامی و اهلسنّت، درصورتیکه از گفتة منجمان یقین حاصل شود، نظر آنان را قابل استناد دانستهاند. ظاهراً مخالفت فقهای پیشین با کاربرد دادههای علم هیئت مبتنی بر آن بوده که قواعد مزبور آمیخته با ظن و شک است و یقینآور نیست. ازاینرو، شماری از فقیهان معاصر، بهرهگیری از علم نجوم جدید را، که مبتنی بر قواعد ریاضیِ دقیق و اطمینانآور است، در مواردی که رؤیت هلال بهسبب موانعی چون ابر و گردوغبار ممکن نباشد، پذیرفتهاند. بهنظر آنها، آنچه در ثبوت ماه قمری مهم است، رؤیتپذیری است نه رؤیت بالفعل. پس هر دلیلی که بتواند این قابلیت یا فقدان آن را ثابت کند، معتبر است، بهویژه در مواردی که علم نجوم بتواند قاطعانه بگوید که هلال دیده میشود یا نمیشود (← عینی، ج ۱۰، ص ۲۷۲؛ محمدجواد مغنیه، ج ۲، ص ۴۷ـ۴۹؛ آملی، ج ۲، ص ۲۲۴؛ رؤیت هلال، ج ۱، همان مقدمه، ص هفتادوسه ـ نودوچهار).


   در تقویم پارهای از کشورهای اسلامی، ماه قمری اِقْتِرانی (ابتدای ماه براساس لحظه قِران خورشید و ماه) معیار قرار گرفتهاست نه ماه قمریِ هلالی، که با دیدگاه مشهور فقهی سازگاری ندارد (برای مستندات این نظر ← رؤیت هلال ، ج ۵، ص ۳۲۱۹ـ۳۲۲۲). به نظر معدودی از فقهای امامی، مُطَوَّقبودن ماه و نیز غروب ماه پس از شفق (سرخی افق پس از غروب خورشید)، به استناد برخی احادیث، دالّ بر آن است که شبِ قبل، اول ماه بودهاست. ولی به نظر مشهور، احادیث مزبور چنین دلالتی ندارند و هیچیک از این دو ویژگی، اول ماه بودنِ شب قبل را ثابت نمیکند (← ابنبابویه، ۱۴۱۵، ص ۱۸۳ـ۱۸۴؛ شهید اول، ج ۱، ص ۲۸۴؛ نراقی، ج ۱۰، ص ۴۱۶ـ۴۱۸).  از مباحث مناقشهبرانگیز که دربارة رؤیت هلال در سدههای چهارم و پنجم در فقه امامی مطرح بوده، آن است که آیا ماه مبارک رمضان همیشه کامل و سیروزه است یا آنکه در برخی سالها ۲۹ روزه است و عید فطر با رؤیت هلال شوال ثابت میشود. در این دو قرن، نظریة نخست پیروانی یافت که به «اصحاب العَدَد» مشهور شدند. در مقابل، پیروان نظر دوم «اصحاب الرُؤْیه» خوانده شدند. شیخ صدوق (متوفی ۳۸۱) ــ حداقل در بخشی از حیات علمیاش ــ از اصحاب عدد بوده و در برخی آثار خود، ازجمله الخصال و کتاب مَنْ لایَحْضُرُه الفقیه با استناد به احادیث از این نظر دفاع کردهاست، هرچند بهاحتمال قوی بعدها از آن عدول کردهاست، زیرا در آثاری چون المقنع و الامالی صرفاً رؤیت را نشانه حلول ماه دانستهاست. شیخ مفید (متوفی ۴۱۳) نیز در جوانی از اصحاب عدد بوده و رسالهای در دفاع از آن نگاشته، اما بعدها به نظر دوم گرایش یافته و در دفاع از آن کتابی نوشتهاست. این دو اثر امروزه در دسترس نیست، ولی بخشهایی از آنها در آثار متأخر نقل شده و رسالهای دیگر از او در رد اصحاب عدد در دسترس است (← مفید، ص ۱۳۶ـ۱۴۸). ابوالفتح کراجکی (متوفی ۴۴۹) شاگرد مفید نیز همانند او ابتدا قائل به عدد بوده و رسالهای در دفاع از آن نگاشته و سپس کتابی در نقد آن تألیف کردهاست. سیدمرتضی علمالهدی (متوفی ۴۳۶) هم رسالهای در رد نظر اصحاب عدد نوشته که چاپ شدهاست (← رؤیت هلال، ج ۱، ص ۱۵۵ـ۱۹۰). مستند نظریه عدد، چند روایت است که شمار روزهای ماه رمضان را همواره سی روز دانستهاند. ولی سند و دلالت این روایات مخدوش و ناسازگار با قوانین علم نجوم، قلمداد شدهاست. ازاینرو، آنها را شاذّ و غیرقابل استناد شمردهاند (← مفید، همانجا؛ علمالهدی، ۱۳۸۸ش، ص ۱۵۵ـ۱۹۰؛ بروجردی، ج ۲، ص ۱۰۶ـ۱۰۸؛ رؤیت هلال، ج ۱، همان مقدمه، ص چهلونه ـ پنجاهوسه).


   حکم تکلیفی رؤیت هلال در منابع فقهی کمتر مطرح شده که شاید بتوان از آن جواز رؤیت (به معنای اعم از استحباب) را استنباط کرد. البته پارهای منابع فقهی ترائی یا استهلال (اقدام به رؤیت هلال) را در ابتدای هر ماه قمری مستحب شمرده و برخی منابع به واجبنبودن آن تصریح کردهاند. در برابر، برخی فقها نوعی وجوب مقدّمی برای آن قائل شده و رؤیت هلال را واجبی کفایی دانستهاند، بهویژه در ماههای رمضان، شوال و ذیحجه (← علامه حلّی،۱۴۲۰ـ۱۴۲۲، ج ۱، ص ۴۹۳؛ جزایری، ص ۱۶۷؛ کاشفالغطاء، ج ۲، ص ۳۱۶؛ جزیری، ج ۱، ص ۵۰۱؛ خامنهای، ج ۱، ص ۲۶۰). برپایة منابع حدیثی و فقهیِ شیعه و اهلسنّت، خواندن دعاهایی مخصوص هنگام رؤیت هلال مستحب است (برای این ادعیه و مستحبات دیگر ← ترمذی، ج ۵، ص ۱۶۷؛ ابنبابویه، ۱۴۰۴، ج ۲، ص ۱۰۰ـ۱۰۲؛ حسنبن فضل طبرِسی، ص ۳۴۲؛ ابنقدامه، ج ۳، ص ۵ـ۶؛ ابنطاووس، ج ۳، ص ۱۷۳). شهید اول (ج ۱، ص ۲۸۵) قول به وجوب دعا کردن را هنگام رؤیت هلال به ابنابیعقیل عمانی نسبت دادهاست.  ازجمله موضوعاتی که در منابع فقهی، بهتبع احادیث، دربارة رؤیت هلال مطرح شده، چگونگی حکم رؤیت هلال پیش از زوال است. این موضوع در فقه امامی از ابتدا محل گفتگو بوده و سیدمرتضی علمالهدی در آثار خود بدان پرداختهاست (برای نمونه ← ۱۴۱۷، ص ۲۹۱)، ولی در عصر صفویه توجه خاصی بدان شده و آثاری دربارة آن تألیف شدهاست. پرسش اساسی آن است که اگر در روز سیام ماه، هلال پیش از زوال خورشید (ظهر شرعی) دیده شود، آیا آن روز از ماه جدید محسوب میشود و مانند این است که هلال شب قبل دیده شده باشد یا آنکه آن روز از ماه قبل حساب میشود و مانند این است که هلال پس از زوال و هنگام غروب خورشید رؤیت شود؟ به نظر مشهور فقیهان امامی بهاستناد احادیثدرصورت رؤیت هلال پیش از زوال، آن روز آخرین روز ماه قبل است، همچنانکه بیشتر فقیهان اهلسنّت بر این نظرند. ولی برخی فقیهان دیگر، چه از امامیان و چه از اهلسنّت، با استناد به احادیثی دیگر، هلال را متعلق به شب قبل دانسته، آن روز را اول ماه شمردهاند (← طوسی، تهذیب، ج ۴، ص ۲۳۸ـ ۲۳۹؛ همو، الخلاف، ج۲، ص۱۷۱ـ۱۷۲؛ نووی، ج ۶، ص۲۷۲ـ ۲۷۳؛ مرداوی، ج ۳، ص ۲۷۲؛ نراقی، ج ۱۰، ص ۴۲۶ـ ۴۳۰).


   از مهمترین مباحث رؤیت هلال، که امروزه به بحثانگیزترین موضوع در این زمینه بدل شده، شرط «اتحاد افق»، یا «اتّحاد مَطالِع» به تعبیر فقهای اهلسنّت (← عبدالکریم زیدان، ص ۳۴۲۶ـ۳۴۲۸)، برای اثبات رؤیت هلال است. به نظر مشهور فقهای امامی و برخی فقیهان اهل سنّت، ازجمله شافعیان و اِباضیان (در صورت دورنبودن نقاط از هم)، با رؤیت هلال در یک نقطه، اول ماه قمری صرفاً برای نقاطی از کره زمین ثابت میشود که با آن نقطه در افق متحدند. اتحاد افقِ دو نقطه به نزدیکی آن دو به یکدیگر و اختلاف اندکِ طول و عرض جغرافیایی آنها با هم بستگی دارد، بهگونهای که مختصات ناظر نسبت به ماه در آن دو نقطه چندان متفاوت نباشد. این گروه از فقها بر این واقعیت نجومی و طبیعی تأکید میکنند که شرایط و زمان طلوع ماه (شکلگیری هلال در افق غربیِ ناظر) در هر منطقه از کره زمین، بهسبب شکل کرویِ آن و عوامل دیگر با مناطقی که هم افق با آن نیستند، متفاوت است و این «اختلافِ مَطالع» به اختلاف در حکم شرعی میانجامد. همچنین از جهات گوناگون به احادیث وارده در این موضوع استناد شدهاست، ازجمله آنکه احادیث دالّ بر استفاده از شاهدان خارج از یک شهر درصورت وجود موانعی چون ابر در افق آنجا، بر این دلالت دارند که رؤیت هلال در افقِ متحد با افق مکان موردنظر شرط است (← نووی، ج۶، ص۲۷۳ـ۲۷۴؛ علامه حلّی، ۱۴۱۳ـ ۱۴۱۹، ج ۱، ص ۳۸۷؛ ثمینی، ج ۳، ص ۳۱۹؛ زحیلی، ج ۲، ص ۶۰۵ـ۶۰۸). در مقابل، شماری از فقهای امامی و بیشتر فقهای اهلسنّت بر آناند که در رؤیت هلال اتحاد افق شرط نیست، بلکه با تحقق رؤیت هلال برای هر منطقة کرة زمین، اول ماه برای آن نقطه و سایر نقاط ثابت میشود. شماری از این گروه، ازجمله آیتاللّه سیدابوالقاسم خوئی* (متوفی ۱۳۷۱ش)، شاخصترین فقیه امامیِ مدافع این دیدگاه در عصر حاضر، میگویند با دیدهشدن هلال در یک منطقه، اول ماه برای مناطقی از زمین که با نقطه ناظر در پاسی از شب مشترکاند، ثابت میشود. به نظر خوئی، درواقع آغاز ماه قمری را باید خروج ماه از حالت مُحاق (به تعبیر اهل هیئت: تحتَالشعاع) دانست که واقعیتی خارجی است و به ناظر خاص بستگی ندارد و برای همه آفاق یکسان است. حال آنچه از وقوع این واقعیت خبر میدهد، رؤیت هلال در یک منطقة زمین است که شارع آن را آغاز ماه قمری قرار دادهاست. به تعبیر شاگرد خوئی، شهید سیدمحمدباقر صدر*، «ماه قمری طبیعی» با خروج ماه از محاق آغاز میشود، ولی نقطه آغاز «ماه قمریِ شرعی» نخستین لحظة امکان رؤیت است. مدافعان این نظر به پارهای تعابیر احادیث (مانند: «جمیع اهلالصلاة»، «یقضی اهلالامصار») که یکسانبودن ماه قمری را برای همگان افاده میکند، هم استناد جسته و شواهد دیگری نیز بیان داشتهاند. در نقد و تأیید این نظر فقهی رسالهها و مقالات متعددی انتشار یافتهاست. گفتنی است بهنظر همه فقها، با رؤیت هلال در هر منطقه، افزونبر آن نقطه، اول ماه در همه مناطق غربی آن، با رعایت پارهای قیود، هم ثابت میشود (← نراقی، ج ۱۰، ص ۴۲۰ـ۴۲۶؛ صدر، ج ۱، ص۵۰۴ـ ۵۰۸؛ بروجردی، ج ۲، ص ۱۱۵ـ۱۲۲؛ زحیلی، ج ۲، ص ۶۰۵ـ ۶۰۶، ۶۰۸ـ۶۱۰؛ رؤیت هلال، ج ۱، همان مقدمه، ص پنجاهو هفت ـ شصتودو). باتوجه به تأثیر مهم موضوع رؤیت هلال در مناسک حج، اثبات آغاز ماه قمری در این اجتماع بزرگ عبادی همواره مورد توجه گزارشگران حج بوده و سفرنامهنویسان غالباً بدان پرداختهاند. گاهی از اختلافنظر میان حجگزاران در ثبوت اول ماه و گاه از نبودن اختلاف گزارش دادهاند. اختلاف دربارة رؤیت هلال ذیحجه بهویژه میان شیعیان و اهلسنّت در چند سدة اخیر بروز و ظهور بیشتری یافته و گاه به درگیریهای شدید و مصائب تلخ انجامیدهاست، بهگونهای که گاهی حاجیان ناچار شدهاند بیش از یک روز به وقوف در عرفات و مشعر بپردازند. منشأ اصلی این حوادث، گذشته از پارهای اختلافنظرها درباره شاخصهای اثبات هلال، تردیدهایی بوده که نسبتبه سازوکارهای پذیرش گزارشهای رؤیت هلال نزد قاضیان رسمی مکه وجود داشتهاست. حتی گاهی برخی ابهامات پیش میآمدهاست، مثل اهتمام برخی مقامات رسمی به همزمانی روز عرفه با جمعه که حج در چنین سالی را حج اکبر مینامیدند. درهرصورت، اقدامات متعددی برای رفع این قبیل مشکلات از جانب عالمان شیعه در دو قرن اخیر صورت گرفت، ولی نتایج چندانی دربرنداشت. ازاینرو، در منابع متأخر فقهی امامی این موضوع مطرح شد که حجّی که برطبق اعلام رؤیت هلال از جانب قاضیان رسمی مکه انجام شود، از منظر فقهی چه حکمی دارد. ظاهراً در این اعصار صاحب جواهر (متوفی ۱۲۶۶) نخستین فقیهی است که مسئله را بررسی کرده و از صحت چنین حجی سخن گفتهاست. شماری از فقیهان متأخرتر درصورت یقیننداشتن به نادرستی اعلام اول ماه، چنین متابعتی را صحیح شمردهاند. برخی دیگر از فقهای امامی این نوع حج را مصداق تقیه دانسته و درصورت وجود شرایط تقیه بر آن صحه گذاشتهاند. امامخمینی و برخی فقیهان معاصر حتی با علم به مخالفت اعلام رؤیت با واقع، عمل به تقیه را لازم و مخالفت با مقتضای آن را غیر مشروع دانستهاند. آنچه از محتوای روایات حاکی از سیرة امامان معصوم علیهمالسلام نیز برمیآید، همراهی آنان با عامة مردم و گزارشنشدن حتی یک مورد مخالفت است. حتی در پارهای احادیث، مؤمنان به متابعت از حاکمان در این قبیل امور مأمور شدهاند (← نجفی، ج ۱۹، ص ۳۲؛ حکیم، ج ۲، ص ۴۰۷؛ آملی، ج ۳، ص ۳۲۵؛ امام خمینی، ج ۱، ص ۴۴۱؛ رؤیت هلال، ج ۱، همان مقدمه، ص یکصدودوازده ـ یکصدوپنجاهویک).


   از موضوعات جدید دربارة رؤیت هلال، که امروزه همچنان مورد بحث و گفتگوست، حکم رؤیت با چشم مسلح یعنی با وسایلی چون دوربین دوچشمی و تلسکوپ است که به نظر غالب فقیهان معاصر امامی معتبر بهشمار نمیرود. به نظر این فقیهان آنچه موضوع حکم شارع است، رؤیت با چشم طبیعی یعنی چشم غیرمسلح است. درواقع، شارع اثبات اول ماه را منوط به رؤیت هلال کرده که تلقی مخاطبان از آن همان رؤیت طبیعی بودهاست (← ادامة مقاله). البته به تصریح فقها، تعیین محل دقیق طلوع ماه با ابزار نجومی که مقدمه رؤیت با چشم غیرمسلح باشد، ممنوع نیست. به تعبیر دیگر، ملاک حلول ماه قمری از نگاه این فقیهان، رؤیتپذیریِ هلال یعنی رسیدن ماه در مدار خود به نقطهای خاص است که در آن نقطه امکان رؤیتِ طبیعی باشد و بدیهی است که نقطهای که در آن ماه با چشم مسلح قابل دیدن باشد، با نقطة پیشین متفاوت است و هر دو نمیتوانند موضوع حکم شارع باشند. بهعلاوه، محال است که شارع تکلیفی را اراده و بیان کند که قرنها برای هیچیک از مکلّفان قابل عمل نبودهاست. بنابراین اطلاق رؤیت در ادّله رؤیت هلال ثبوتاً محال خواهد بود. مهمترین ادلة قائلان به اعتبار رؤیت با چشم مسلح اینهاست: اطلاق ادلة دربردارندة عنوان رؤیت و نبودنِ قرینه بر انصراف آن به رؤیت عادی، استناد حقیقی «رؤیت» به دیدن به کمک ابزار و شمول اطلاق لفظ «اهلّه» بر هلالی که با ابزار قابل رؤیت است (← صدر، ج ۱، ص ۵۰۴؛ امامخمینی، ج ۲، ص ۶۳۸؛ بروجردی، ج ۲، ص ۱۲۴؛ نیز ← رؤیت هلال، ج ۱، همان مقدمه، ص نودوپنج ـ یکصدویازده، ج ۵، همان مقدمه، ص سیوپنج ـ هفتادویک). موضوع رؤیت هلال همواره مورد توجه و اهتمام مسلمانان بودهاست. وجود اختلافنظر علمی و عملی دربارة رؤیت هلال، که امروزه افزایش یافته، در تاریخ بیسابقه نیست. مثلاً سیدمرتضی علمالهدی در اجوبة المسائلالرملیّة به پرسشی دربارة اختلافات راجع به رؤیت هلال پاسخ داده و وجود اختلاف در تکالیف افراد را موجب تباهی ندانستهاست (← ص ۱۴۹۸ـ۱۴۹۹). بااینهمه، امروزه بهسبب توسعة وسایل ارتباط جمعی و تسهیل در مراودات میان ملتها، برخی تعارضات، ازجمله اختلافات موجود دربارة مسئلة رؤیت هلال، بازتاب مثبتی در میان ملل غیرمسلمان و حتی مسلمانان ندارد. پارهای از این تنگناها به اختلافات فقهی و علمی بازمیگردد و شماری دیگر به شیوهها و راهبردهای اجرایی. برخی از عالمان دینی برای رفع این تعارضات به اقدامات فردی و گروهی بسیار دست زدهاند، ازجمله با نگاشتن کتاب و رساله دربارة یکسانسازی (توحید) اهلّه در جهان اسلام، نامهنگاری و ارتباط با مقامات دولتی و اداریِ کشورهای دیگر و حتی برپایی همایشهایی مانند «کنگرة تعیین آغاز ماههای قمری» که در ۱۳۵۷ش (۱۳۹۸)/ ۱۹۷۸ در استانبول برگزار شد. باوجوداین، ازآنرو که برخی کشورهای تأثیرگذار همراهی مطلوب با این اقدامات نداشتهاند، تلاشها تاکنون ثمر چندانی نداشتهاست. مثلاً در نشست مجمع فقه اسلامی وابسته به سازمان کنفرانس اسلامی در ۱۳۶۵ش (صفر ۱۴۰۷)/ ۱۹۸۶ در اردن، مقرّر شد که با ثبوت رؤیت هلال در یک سرزمین، التزام به آن برای همة مسلمانان واجب است و اختلاف در عرض و طول جغرافیایی تأثیری در آن ندارد، ولی مجمع فقهیِ اسلامی وابسته به «رابطةالعالَم الاسلامی» در یکی از بیانیههای خود (قرار شماره ۷) تأثیر اختلاف مطالع را در رؤیت پذیرفت و یکسانسازی اهلّه و اعیاد را در جهان اسلام ضروری ندانست. از اقدامات ثمربخش و مفید در سالهای اخیر دربارة رؤیت هلال، که آثار علمی و عملی غیرقابلانکاری در برداشته، تلاش وسیع و روشمند شماری از پژوهشگران عرصة نجوم و فقه در ایران برای ساماندهیِ وضع نابهنجار رؤیت هلال بهویژه در مناسبتهای مهم دینی، مانند ماه رمضان و شوال است (← مجلة مجمع الفقهالاسلامی، ش۲، ج۲ ( ۱۴۰۷)، ص۱۰۳۳، ش ۳، ج ۲ ( ۱۴۰۸)، ص ۱۰۸۵؛ رابطة العالم الاسلامی، ص ۸۲ ـ ۸۴؛ رؤیت هلال، ج ۱، همانمقدمه، ص بیستونه ـ سیوچهار، یکصدوپنجاهودو ـ یکصدوهفتادوهشت؛ برای مقالاتی دربارة یکسانسازیِ اَهِلّه ← تسخیری،  ۱۴۰۷الف، ص ۸۴۱ ـ ۸۴۷؛ همو،  ۱۴۰۷ب، ص ۸۴۹ ـ ۸۵۶؛ فخرالدین کرای، ص ۸۸۹ ـ ۹۱۹؛ هارون خلیل جیلی، ص ۹۰۷ـ ۹۲۶؛ برای گزارشهایی دقیق و علمی از رؤیت هلال در ایران ← بخش ۴: در ایران و کشورهای اسلامی، در دورة معاصر).


منابع : علاوه بر قرآن؛ محمدتقی آملی، مصباح الهدی فی شرحالعروة الوثقی، تهران ۱۳۸۰؛ ابنبابویه، کتاب مَن لایَحضُرُهالفقیه، چاپ علیاکبر غفاری، قم ۱۴۰۴؛ همو، المقنع، قم ۱۴۱۵؛ ابنبَرّاج، المُهَذّب، قم ۱۴۰۶؛ ابنحجر عسقلانی، فتحالباری: شرح صحیحالبخاری، بولاق ۱۳۰۰ـ۱۳۰۱، چاپ افست بیروت ]بیتا.[؛ ابنزهره، غنیة النزوع الی علمی الاصول و الفروع، چاپ ابراهیم بهادری، قم ۱۴۱۷؛ ابنطاووس، اقبالالاعمال، چاپ جواد قیومی اصفهانی، قم ۱۴۱۴ـ۱۴۱۶؛ ابنقدامه، المغنی، بیروت: عالم الکتب، ]بیتا.[؛ ابنماجه، سنن ابنماجة، چاپ محمدفؤاد عبدالباقی، ]قاهره ۱۳۷۳/ ۱۹۵۴[، چاپ افست ]بیروت، بیتا.[؛ ابوالصلاح حلبی، الکافی فیالفقه، چاپ رضا استادی، اصفهان ?]۱۳۶۲ش[؛ ابوریحان بیرونی؛ احمدبن حنبل، مسند الامام احمدبن حنبل، بیروت: دارصادر، ]بیتا.[؛ امام خمینی، تحریرالوسیلة، نجف ۱۳۹۰؛ مرتضی بروجردی، مستند العروةالوثقی: کتابالصوم، تقریرات درس آیتاللّهخویی، قم ۱۳۶۴ش؛ عبدالقادربن عمر بغدادی، خزانة الادب و لب لباب لسانالعرب، چاپ عبدالسلام محمد هارون، ]قاهره[، ج ۴، ۱۴۰۲/۱۹۸۱، ج ۶، ۱۳۹۷/۱۹۷۷؛ عبداللّهبن عبدالعزیز بکری، معجم ما استعجم من اسماء البلاد و المواضع، چاپ مصطفی سقّا، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛ احمدبن حسین بیهقی، السننالکبری، بیروت : دارالفکر، ]بیتا.[؛ محمدبن عیسی تِرمِذی، سننالترمذی و هوالجامع الصحیح، ج ۵، چاپ عبدالرحمان محمد عثمان، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛ محمدعلی تسخیری، «بدایة الشهور العربیة»، مجلة مجمع الفقه الاسلامی، ش ۲، ج ۲ ( ۱۴۰۷الف)؛ همو، «نظرة اکثر تفصیلا عن بدایات الشهور العربیة»، در همان،  ۱۴۰۷ب؛ عبدالعزیزبن ابراهیم ثمینی، کتابالنیل و شفاءالعلیل، و شرح کتابالنیل و شفاءالعلیل، تألیف محمدبن یوسف اَطَّفَیِّش، جده ۱۴۰۵/۱۹۸۵؛ عبداللّهبن نورالدین جزایری، التحفة السنیة فی شرح نخبة المحسنیة، نسخة خطی کتابخانة آستان قدس رضوی، ش ۲۲۶۹؛ عبدالرحمان جزیری، کتابالفقه علی المذاهب الاربعة، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰؛ احمدبن علی جَصّاص، احکام القرآن، چاپ عبدالسلام محمدعلی شاهین، بیروت ۱۴۱۵/۱۹۹۴؛ جواد علی، المفصل فی تاریخالعرب قبلالاسلام، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳؛ حرّ عاملی؛ محمدبن محمد حَطّاب، مواهب الجلیل لشرح مختصر خلیل، چاپ زکریا عمیرات، بیروت ۱۴۱۶/ ۱۹۹۵؛ محسن حکیم، مستمسک العروة الوثقی، چاپ افست قم ۱۴۰۴؛ علیبن ابراهیم حلبی، السیرةالحلبیة فی سیرة الامین المامون انسانالعیون، بیروت : دارالمعرفة، ]بیتا.[؛ علی خامنهای، اجوبة الاستفتاءات، ج ۱، کویت ۱۴۱۵/۱۹۹۵؛ محمدبن احمد خطیب شربینی، الاقناع فی حل الفاظ ابیشجاع، ]بیروت[: دارالمعرفة للطباعة و النشر، ]بیتا.[؛ محمدبن احمد دسوقی، حاشیة الدسوقی علی الشرحالکبیر، ]قاهره[: داراحیاء الکتب العربیة، ]بیتا.[؛ رابطةالعالم الاسلامی. المجمع الفقهی الاسلامی، قرارات المجمع الفقهی الاسلامی بمکة المکرمة، الدورات: من الاولی الی السابعة عشرة، القرارات: من الاول الی الثانی بعد المائة (۱۳۹۸ـ ۱۴۲۴ﻫ / ۱۹۷۷ـ ۲۰۰۴م)، مکه ]بیتا.[؛ عبدالکریمبن محمد رافعی قزوینی، فتحالعزیز: شرحالوجیز، ]بیروت[: دارالفکر، ]بیتا.[؛ رؤیت هلال، ج ۱، به کوشش رضا مختاری و محسن صادقی، قم: بوستان کتاب، ۱۳۸۸ش، ج ۵، به کوشش رضا مختاری و محسن نوروزی، قم: بوستان کتاب، ۱۳۸۶ش؛ وهبه مصطفی زُحَیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹؛ زمخشری؛ عبدالاعلی سبزواری، مهذّب الاحکام، در رؤیت هلال، ج ۴، به کوشش رضا مختاری و محسن نوروزی، قم : بوستان کتاب، ۱۳۸۵ش؛ عبدالسلامبن سعید سحنون، المُدَوَّنة الکبری، التی رواها سحنونبن سعید تنوخی عن عبدالرحمانبن قاسم عتقی عن مالکبن انس، قاهره ۱۳۲۳، چاپ افست بیروت ]بیتا.[؛ حمزةبن عبدالعزیز سلّار دیلمی، المراسم العلویة فی الاحکام النبویة، چاپ محسن حسینیامینی، قم ۱۴۱۴؛ محمدبن مکی شهید اول، الدروس الشرعیة فی فقه الامامیة، قم ۱۴۱۲ـ۱۴۱۴؛ محمدباقر صدر، الفتاوی الواضحة، ج ۱، نجف ۱۳۹۶؛ محمدکاظمبن عبدالعظیم طباطبائی یزدی، العروة الوثقی، قم ۱۴۱۷ـ۱۴۲۳؛ حسنبن فضل طبرِسی، مکارم الاخلاق، چاپ محمدحسین اعلمی، بیروت ۱۳۹۲/۱۹۷۲؛ فضلبن حسن طبرِسی؛ محمدبن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، چاپ علیاکبر غفاری، تهران ۱۳۷۶ش؛ همو، کتابالخلاف، چاپ محمدمهدی نجف، جواد شهرستانی، و علی خراسانی کاظمی، قم ۱۴۰۷ـ۱۴۱۷؛ همو، النهایة فی مجرد الفقه و الفتاوی، قم: قدس محمدی، ]بیتا.[؛ عبدالکریم زیدان، المفصّل فی احکام المراة و البیت المسلم، در رؤیت هلال، ج ۵، همان؛ حسنبن یوسف علامه حلّی، تحریر الاحکام الشرعیة علی مذهب الامامیة، چاپ ابراهیم بهادری، قم ۱۴۲۰ـ۱۴۲۲؛ همو، قواعد الاحکام، قم ۱۴۱۳ـ۱۴۱۹؛ علیبن حسین علمالهدی، اجوبة المسائل الرملیّة، در رؤیت هلال، ج ۳، به کوشش رضا مختاری و محمدرضا نعمتی، قم: بوستان کتاب، ۱۳۸۵ش؛ همو، الردّ علی اصحاب العدد، در همان، ج ۱، همان، ۱۳۸۸ش؛ همو، مسائل الناصریات، تهران ۱۴۱۷/۱۹۹۷؛ محمودبن احمد عینی، عمدة القاری: شرح صحیح البخاری، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ]بیتا.[؛ فخرالدین کرای، «توحید بدایات الشهور القمریة (الشمس و القمر بحسبان)»، مجلة مجمع الفقه الاسلامی، ش ۳، ج ۲ (۱۴۰۸)؛ ابوبکربن مسعود کاسانی، کتاب بدائعالصنائع فی ترتیب الشرائع، کویته ۱۴۰۹/۱۹۸۹؛ جعفربن خضر کاشفالغطاء، کشفالغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، اصفهان : انتشارات مهدوی، ]بیتا.[؛ کلینی (بیروت)؛ محمدجواد مغنیه، فقهالامام جعفرالصادق: عرض و استدلال، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴؛ علیبن سلیمان مرداوی، الانصاف فی معرفة الراجح من الخلاف علی مذهب الامام المبجّل احمدبن حنبل، چاپ محمدحامد فقی، قاهره ۱۳۷۴ـ ۱۳۷۸، چاپ افست بیروت ]بیتا.[؛ مسعودی؛ محمدبن محمد مفید، جوابات اهل الموصل فی العدد و الرؤیة، المعروف ﺑ الرسالة العددیة، در رؤیت هلال، ج ۱، همان؛ حسینعلی منتظری، دراسات فی ولایةالفقیه و فقه الدولةالاسلامیة، ج ۲، قم ۱۴۰۸؛ ابوتراب عبدعلیبن ابوالقاسم موسوی خوانساری، سبل الرشاد: شرح نجاةالعباد، در رؤیت هلال، ج ۴، همان؛ نجفی؛ احمدبن محمدمهدی نراقی، مستندالشیعة فی احکامالشریعة، ج ۱۰، قم ۱۴۱۷؛ یحییبن شرف نَوَوی، المجموع: شرح المُهَذّب، بیروت: دارالفکر، ]بیتا.[؛ هارون خلیل جیلی، «بدایات الشهور العربیة الاسلامیة»، مجلة مجمع الفقه الاسلامی، ش ۲، ج ۲ (۱۴۰۷).


                                                                                                      / رضا مختاری /

نظر شما
مولفان
فرید قاسملو؛ حمیدرضا گیاهی یزدی؛ ابراهیم موسی پور بشلی؛ مهدی سهرابی؛ رضا مختاری ,
گروه
رده موضوعی
جلد 20
تاریخ 1394
وضعیت چاپ
  • چاپ شده