تقریب

معرف

تلاش‌ علمای‌ اسلامی‌ برای‌ نزدیک‌ کردن‌ پیروان‌ مذاهب‌ اسلامی‌
متن

تقریب ، تلاش علمای اسلامی برای نزدیک کردن پیروان مذاهب اسلامی. تقریب در مفهوم عام، جنبش نزدیکیادیان است ( رجوع کنیدبه گفتگوی ادیان * ) و در مفهوم خاص، حرکتی است که علمای مذاهب اسلامی آن را پایهگذاری کردهاند و هدف از آن نزدیک ساختن شیعیان و اهلسنّت به یکدیگرو رفع اختلاف، و گاه خنثی کردن دشمنی مسلمانان، بهمنظور متحد کردن آنان است. در تاریخ اسلام تلاشهایی که برای تحقق این امر صورت گرفته، غالباً جنبه فرهنگی یا سیاسی داشته است. تلاشهای حکام و سلاطین در این راه، چون آمیخته با اهداف و اغراض سیاسی بوده، راه به جایی نبرده است. برای نمونه، پیشنهاد منصور، خلیفة دوم عباسی (حک : ۱۳۶ـ ۱۵۸)، به مالکبن انس، پیشوای مذهب مالکی، برای اعلام کردن کتاب او به عنوان تنها منبع رسمی و مشروع در جامعه اسلامی، با مخالفت مالک روبرو شد (طبری، ص ۶۵۹ ـ۶۶۰).مأمون * (حک : ۱۹۸ـ ۲۱۸) برای رفع مناقشات مذهبی مجالس متعددی تشکیل میداد که در آن پیشوایان و عالمان هر مذهب در بارة مسائل مختلف بحث میکردند، ولی حمایت مأمون از معتزله این جلسات را بینتیجه کرد (صعیدی، ص ۳۷ـ ۳۸).نادرشاه افشار (حک : ۱۱۴۸ـ۱۱۶۰) در مجلسی که در ۱۱۴۸ با حضور نمایندگان تمام طبقات ایران در دشتمغان بر گزار شد، شرط پذیرفتن سلطنت را ترک سبّ سه خلیفة اول و احتساب مذهب شیعة جعفری، به عنوان مذهب پنجم در کنار مذاهب چهارگانة اهلسنّت، اعلام کرد و نمایندگانی به عثمانی فرستاد و همکاری آنان را در این امر خواستار شد. وی، بهرغم جنگهای ایران و عثمانی و تجاوز نیروهای عثمانی به مرزهای ایران، برای وحدت شیعه و سنّی تلاش نمود و در ۱۱۵۶ پیشنهاد کرد که علمای برجستة شیعه و شیخالاسلام عثمانی، عبداللّه سُوَیدی، مجلس بحث و گفتگویی در بغداد تشکیل دهند، اما با مخالفت علمای شیعه و کارشکنی و بدگمانی شیخالاسلام عثمانی این اقدام بینتیجه ماند (محیططباطبائی، ۱۳۷۰ ش، ص ۱۷۴؛ آتابای، ص ۷۱).سیدجمالالدین اسدآبادی * در اوایل سدة چهاردهم،موضوع اتحاد اسلام را در مقالاتش در مجلة عربیزبان عروةالوثقی * ، مطرح، و اندیشههای خود را با استفاده از حمایت مسئولان کشورهای اسلامی تشریح میکرد. با تعطیل عروةالوثقی ، این موضوع مدتی مسکوت ماند و با دعوت سلطانعبدالحمید دوم عثمانی (حک : ۱۲۹۳ـ۱۳۲۷/ ۱۸۷۶ـ ۱۹۰۹)، از سیدجمالالدین، برای فعالیت در راه تحقق اتحاد اسلام، دوباره مطرح شد. هر چند که به سبب بروز مخالفتها و مبهم بودن اغراض عبدالحمید این امر تحقق نیافت (محیططباطبائی، ۱۳۷۰ ش، ص ۱۸۲، ۱۸۵، ۱۸۷).نخستین جمعیت تقریب بین ادیان در ۱۳۰۳ تشکیل شد. پس از تعطیل عروةالوثقی ، محمد عبده * به بیروت رفت و با همکاری کسانی چون ابوتراب ساوجی (خادم سیدجمالالدین اسدآبادی) و میرزا محمدباقر بواناتی * (مترجم انگلیسی عروةالوثقی )، «جمعیة التقریب بین اهلالاسلام و اهلالکتاب» را تأسیس کرد که بعدها اشخاصی از ایران و عثمانی و انگلیس و هندوستان به آن پیوستند. مدت فعالیت این جمعیت کوتاه بود (همو، ۱۳۷۵ ش، ص ۱۷ـ ۱۸).در ۱۳۱۷ ش/ ۱۹۳۸، یک روحانی ایرانی به نام محمدتقی قمی * از ایران به مصر مهاجرت کرد و در قاهره «دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیة» را تشکیل داد که مهمترین اقدام در راه تقریب علمی بود. او خود به عنوان دبیر کل مادامالعمر این جمعیت بر گزیده شد (جماعةالتقریب بینالمذاهب الاسلامیة، ص ۱۲۴، ۱۲۷). جنگ جهانی دوم (۱۹۳۹ـ ۱۹۴۵) در روند کار جمعیت خلل ایجاد کرد و قمی از مصر خارج شد، ولی در ۱۳۲۵ ش/ ۱۹۴۶ به مصر بازگشت و کار خود را از سر گرفت (قمی، ۱۳۸۴، ص ۱۸۹ـ۱۹۰؛ واعظ، ص ۲۹۹ـ۳۰۰).دارالتقریب محل گردهمایی دانشمندان و روحانیان شیعه و سنّی شد. کسانی چون محمدعلی علوبهپاشا (دانشمندی که بعداً به ریاست جمعیت بر گزیده شد)، شیخ عبدالمجید سلیم * (رئیس هیئت فتوای دانشگاه الازهر)، حاجامینحسینی (مفتی اعظم فلسطین)، شیخ محمدعبداللطیف (مفتی وزارت اوقاف)، شیخمحمدعبدالفتاح عنانی (رئیس مذهب مالکی)، شیخمحمود شَلْتوت * (عضو هیئت کبارالعلماء حنفی)، حسنالبَنّا * (رهبر جمعیت اخوانالمسلمین)، قاضی محمدبن عبداللّه امری (نمایندة شیعة زیدیة یمن) و برخی دیگر، از اعضای این جمعیت بودند. بعدها شیخمحمدحسین کاشفالغطاء ( رجوع کنیدبه آلکاشفالغطاء * ) و سیدهبةالدین شهرستانی و سیدعبدالحسین شرفالدین، هر سه از علمای برجستة شیعه، نیز به این جمعیت پیوستند (جماعةالتقریب بینالمذاهبالاسلامیة، ص ۱۲۷ـ ۱۲۹، و ص ۱۲۹، پانویس ۱).آیتاللّه حاج آقا حسین بروجردی * ، مرجع تقلید شیعیان، از اهداف و مرام این جمعیت حمایت کرد و آنان را از حمایتهای مالی و معنوی خود بهرهمند ساخت (در مورد مواضع و اندیشة آیتاللّه بروجردی در بارة تقریب رجوع کنیدبه واعظزادة خراسانی، ۱۴۱۷، ص ۸ـ۱۲؛ هدی، ص ۵۷ ـ۶۰). مناسبات دوستانه و مکاتبات بروجردی و شلتوت، به صدور فتوای تاریخی معروف شلتوت مبنی بر به رسمیت شناختن مذهب شیعه انجامید (بیآزار شیرازی، ۱۳۷۹ ش، ص ۲۰۱ـ۲۰۳؛ برای آگاهی از متن این فتوا رجوع کنیدبه شلتوت، ۱۳۳۸ ش، ص ۲ـ۳). دارالتقریب گاه از حمایت رهبران سیاسی کشورهای اسلامی نیز برخوردار میشد (برای نمونه رجوع کنیدبه جودکی و تبرائیان، ص ۳۵۷ـ۳۵۹).مهمترین دستاورد دارالتقریب پیریزی راههای عملی اتحاد مسلمانان بود. در مجلة رسالةالاسلام ، که از ۱۳۲۸ تا ۱۳۵۱ ش/ ۱۹۴۹ـ۱۹۷۲ به تناوب فعالیت میکرد، دیدگاهها و راهحلهای علمای برجستة اسلامی در این باره بهچاپ میرسید. در این مقالات تحقیقی، نویسندگان شیعه و سنّی میکوشیدند با ارائة مشترکات شیعیان و اهلسنّت و تبیین جوهر اصلی دین، به هدف خود دست یابند ( رجوع کنیدبه مخلوف، ص ۱۴۱ـ۱۴۶؛ مغنیه، ۱۳۷۵، ص ۱۴۸ـ۱۵۱). بحث در بارة اجتهاد * و نقش آن در پیدایی مذاهب گوناگون اسلامی و تأثیر رهیافتهای مختلف تفسیری و حدیثی و غیره بر آن، در نهایت به پیدایی فقه مقارن (تطبیقی) انجامید (برای نمونه رجوع کنیدبه آلکاشفالغطاء، ص ۲۳۹ـ۲۴۳؛ مراغی، ص ۳۴۹ـ۳۵۳؛ در مورد فقه مقارن رجوع کنیدبه مدنی، ص ۳۹۴ـ۴۰۶؛ واعظزادة خراسانی، ۱۳۷۹ ش، ص ۱۵۵ـ ۱۶۸). صدور فتوای شلتوت در هفدهم ربیعالاول ۱۳۷۸، مبنی بر جواز پیروی از مذهب شیعة امامیه همانند چهار مذهب فقهی اهلسنّت، بزرگترین اقدام عملی در راه تقریب بهشمار میآید ( همبستگی مذاهب اسلامی ، ص ۳۴۵ـ۳۴۶). نشر مقالات و کتب متعدد، برای تنزیه شیعیان از برخی اتهامات ناروا و نشان دادن چهرهای صحیح از مذهب شیعه، از دیگر اقدامات دارالتقریب بود (ایرادات اهلسنّت به برخی اعتقادات شیعه، شامل عصمت، بداء، مقامات ائمة شیعه، شفاعت، علم غیب امام، یا نسبت دادن تحریف قرآن به شیعه و جز آن است؛ برای اطلاع بیشتر رجوع کنیدبه مغنیه، ۱۳۷۴، ص ۳۷۹ـ۳۸۱؛ علوی مدغری، ص ۳۶ـ ۴۵). کتابهای الحج علیالمذاهب ، المختصر النافع ، و تذکرةالفقهاء (از کتب فقهی شیعه)، وسائل الشیعه (کتابی حدیثی و از مهمترین مآخذ فقه شیعه)، و حدیث الثقلین به همین منظور چاپ شد. علاوه بر آن، با توجه به جایگاه تفسیر در علوم اسلامی، تفسیر مجمعالبیان * طبرسی از تفاسیر شیعه، و تفسیر شلتوت از تفاسیر اهلسنّت بهچاپ رسید (بیآزار شیرازی، ۱۳۷۷ ش، ص ۳۲۷ـ۳۳۲). تدریس فقه شیعه در دانشگاه الازهر در کنار سایر مذاهب فقهی و نیز تغییر برخی قوانین مصر طبق مذهب شیعه (از جمله قوانین طلاق و خانواده)، در زمان ریاست شلتوت در الازهر به عنوان مفتی اعظم اهلتسنن صورت گرفت (شلتوت، ۱۳۷۷ ش، ص ۴۱۱ـ ۴۱۴).وهابیون از این اقداماتِ دارالتقریب انتقاد کردند و آن را طرح مؤسسة شیعی دارالتقریب برای تغییر دادن مذهب تسنن به تشیع قلمداد نمودند ( د. اسلام ، چاپ دوم، ذیل واژه؛ نیز برای آگاهی از نقش وهابیون در تفرقه افکندن میان مسلمانان رجوع کنیدبه بیآزار شیرازی، ۱۳۷۰ ش، ص ۴۹ـ۵۱). موانع سیاسی، بویژه تفرقهافکنیهای آشکار و پنهان دولتهای استعماری غربی، و بدفهمی عمومی از اقدامات دارالتقریب و هدف آن، مانعی دیگر بر سر راه تقریب بود و با آنکه این جمعیت، اصول و مواضعش را اعلام کرده بود، عدهای همواره هدف آن را سنّی کردن شیعیان یا شیعه کردن سنّیان میدانستند. این موانع سبب شد که بتدریج از فعالیتهای دارالتقریب کاسته شود. سرانجام شیخمحمدتقی قمی مصر را به قصد پاریس ترک کرد و در ۱۳۶۹ ش در همانجا درگذشت ( د. اسلام ، همانجا).در دهة ۱۳۷۰ ش، برخی مؤسسات یا افراد علاقهمند به دارالتقریب و اصولاً اندیشة تقریب، مقالات مندرج در شصت شمارة رسالة الاسلام را منتشر کردند، از جمله بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی با همکاری مجمعالتقریب بین المذاهب الاسلامیة در ۱۳۷۰ ش دورة کامل آن را چاپ کرد. برخی نیز گزیدهای از مقالات آن را به صورت کتاب منتشر کردند، از جمله: محمد محمد مدنی ( دعوة التقریب من خلال رسالةالاسلام ، قاهره ۱۹۶۶)؛ عبدالکریم بیآزار شیرازی ( الوحدةالاسلامیة اوالتقریب بین المذاهب السبعة ، بیروت ۱۹۷۵ و آینة همبستگی ، تهران ۱۳۵۵ ش)؛ عبداللّه محمدتقی قمی ( دعوةالتقریب: تاریخ و وثائق ، قاهره ۱۹۹۱)؛ و شیخعبداللّه علایلی ( نحو مجتمع الاسلامی الموحَّد : مسئلة التقریب بین المذاهب الاسلامیة ، اُسَس و منطقیات ، بیروت ۱۹۹۴).در ۱۳۶۹ ش، به ابتکار آیتاللّه سیدعلی خامنهای «مجمع تقریب بین مذاهب اسلامی» بهوجود آمد. این مجمع عهدهدار تلاشهای تقریبی در جهان اسلام است و همه ساله با شرکت اندیشمندان اسلامی، در ایران یا دیگر کشورهای اسلامی همایشهای وحدت بر گزار میکند. مجلة رسالة التقریب (به زبان عربی، چاپ تهران)، ترجمان (ارگان) مجمع تقریب، از ۱۳۷۱ ش فعالیت خود را بهمنظور ایجاد روح وحدت اسلامی در میان ملل مسلمان آغاز و آثار اندیشمندان اسلامی را منتشر کرده است.جمهوری اسلامی ایران از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی (۲۲ بهمن ۱۳۵۷) تاکنون، به وحدت و تقریب مسلمانان، و پیشگیری از هر اقدام تفرقهانگیز، توجهی ویژه کرده است. جدالها و تعصبات از موانع مهم تقریب مذاهب بوده است. جمهوری اسلامی ایران برای رفع بدبینیها و تحریفها و تهمتها اقدامات گوناگونی کرده که از آن جمله است: اعلان ۱۲ تا ۱۷ ربیعالاول هر سال (ایام ولادت پیامبر اسلام) به عنوان هفته وحدت؛ اهتمام وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در جلوگیری از نشر کتابهای تفرقهآمیز (بیآزار شیرازی، ۱۳۷۰ ش، ص ۵۷؛ نیز برای نمونه اقدامات رجوع کنیدبه مشکینی، ص ۱۳) صدور فتوای امام خمینی مبنی بر لزوم نماز جماعت گزاردن شیعیان همراه با سایر مسلمانان در مراسم حج و تأسیس دانشگاه مذاهب اسلامی در تهران، که در آن فقه جعفری، زیدی، حنفی، مالکی، شافعی، حنبلی و اِباضی تدریس میشود (بوختا، ص ۳۳۴).در پی چند دهه فعالیت مستمر متفکران و علاقهمندان اندیشة تقریب و تلاش برای ایجاد «جهانبینی مشترک برای تمام امت اسلامی»، اندیشه وحدت اسلامی در میان بیشتر مسلمانان مطرح شده است و مؤسسات اسلامی برای تحقق آن تلاش میکنند (برای نمونه رجوع کنیدبه صدیقی، ص ۱۲۸، ۱۵۳). اطلاع از اندیشههای واقعی مذاهب دیگر، به دور از نسبتهای ناروایی که به هریک از آنها داده شده و پرهیز از مطلقنگری و آگاهی از علل تفرقه و اختلاف، هدفی است که میتوان با روش «تقریب علمی» بهآن دست یافت. در بهمن ۱۳۷۱/ فوریة ۱۹۹۳، بنیاد تحقیقات علمی اسلامی در استانبول محفلی علمی (سمپوزیوم) برگزار کرد که در آن محققان سنّی و شیعه شرکت داشتند و بهزعم اندیشمندان، این اقدام تأثیر گستردهای در شناساندن چهرة علمی و صحیح تشیع داشت. کتابهای استدلالی و احتجاجیِ عالمانی چون کاشفالغطاء، شرفالدین، سیدمحسن امین، علامه امینی و دیگران نیز تأثیر ارزندهای در راه رسیدن به اهداف مذکور داشته است. تألیف کتاب الفقه علی المذاهب الخمسة از محمدجواد مُغْنیه، و دروس فی الفقه المقارن از محمدابراهیم جناتی (هر دو در زمینة فقه تطبیقی) و المراجعات شرفالدین (در معرفی مواضع و مبانی اعتقاد شیعی) نیز از جمله اقدامات مؤثر بوده است.با توجه به زمینههای وحدت در اصول اعتقادی مسلمانان همچون اعتقاد به توحید، نبوت، معاد، نماز، روزه، دارا بودن قبله و کتاب واحد و بسیاری از اصول دیگر دینی و نیز سنّت پیامبر و روش ائمة شیعه در دعوت به اتحاد و سفارش به پرهیز از جدال و اختلاف با برادران دینی، و توجه و هشیاری علما و سیاستمداران کشورهای اسلامی به ضرورت این امر، میتوان امیدوار بود که این اندیشه به بار بنشیند و از تفرقه و اختلاف کشورهای اسلامی بکاهد. ترویج فرهنگ و اخلاق تقریب، محور قراردادن قرآن به عنوان متنی قطعی و مسلّم برای همة مسلمانان، جداکردن مواضع سیاسی و فکری از احکام فقهی و نیز جداکردن احکام فقهی از مواضع اعتقادی، گسترش و تعمیق مباحثات فقهی و کلامی و تفسیری و حدیثی، همراه با تضارب آرا و افکار در محیطی آرام و بهدور از تشنجات حاصل از دخالت مغرضان، در تحقق تقریب بین مذاهب اسلامی تأثیر بسیار دارد (حکیم، ص ۱۹۴ـ۱۹۹).

منابع: بدری آتابای، «تلاش نادرشاه افشار برای رفع اختلافات مذهبی»، میراث ایران ، ش ۲۲ (تابستان ۱۳۸۰)؛ محمدحسین آل کاشفالغطاء، «الاجتهاد فی الشریعة بین السنّة و الشّیعة»، رسالةالاسلام ، سال ۱، ش ۳ (رمضان ۱۳۶۸)؛ عبدالکریم بیآزار شیرازی، شیخمحمود شلتوت: طلایهدار تقریب ، تهران ۱۳۷۹ ش؛ همو، «فتاوی تفرقهانگیز وهابیان همسو با خشم آمریکا و اسرائیل از تقریب بین مسلمانان»، مشکوة ، ش ۳۳ (زمستان ۱۳۷۰)؛ همو، «معرفی شیعه و انتشارات دارالتقریب»، در همبستگی مذاهب اسلامی: بحثهای علمی و اصلاحی پیشوایان مذاهب اسلامی ، ترجمه و نگارش عبدالکریم بیآزار شیرازی، [ تهران ] : سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، ۱۳۷۷ ش؛ جماعةالتقریب بین المذاهب الاسلامیة، «اساسنامة جمعیت تقریب بین مذاهب اسلامی»، در همبستگی مذاهب اسلامی ، همان؛ حجتاللّه جودکی و صفاءالدین تبرائیان، «گزارشی از یک گفتوگوی منتشرنشده در ایران: جماعت تقریب و دکترمصدق»، تاریخ معاصر ایران ، سال ۱، ش ۴ (زمستان ۱۳۷۶)؛ محمدباقر حکیم، وحدت اسلامی از دیدگاه قرآن و سنّت ، ترجمة عبدالهادی فقهیزاده، تهران ۱۳۷۷ ش؛ محمدحسن زمانی، «علامه امینی پرچمدار نهضت تقریب علمی»، بصائر ، سال ۴، ش ۲۶ (مرداد و شهریور ۱۳۷۶)؛ محمود شلتوت، «شیعه و دانشگاه الازهر»، در همبستگی مذاهب اسلامی ؛ همو، «فتوای تاریخی شیخ شلتوت»، درسهائی از مکتب اسلام، سال ۲، ش ۳ (اسفند ۱۳۳۸)؛ کلیم صدیقی، نهضتهای اسلامی و انقلاب اسلامی ایران ، ترجمة هادی خسروشاهی، تهران ۱۳۷۵ ش؛ عبدالمتعال صعیدی، «سعی قدیم فی توحیدالمذاهب»، رسالةالاسلام ، سال ۷، ش ۱ (جمادیالا´خره ۱۳۷۴)؛ عبدالکبیر علوی مدغری، التقریب بینالفرق الاسلامیة ، ۴: «قضایا ینبغی الحسم فیها»، ۵: «خطا فیالمنهج»، مغرب ۱۹۹۲؛ محمدتقی قمی، «رجال صدقوا»، رسالةالاسلام ، سال ۱۴، ش ۵۵ ـ۵۶ (محرّم ۱۳۸۴)؛ محمدمحیط طباطبائی، سیدجمالالدین اسدآبادی و بیداری مشرق زمین ، بهکوشش هادی خسروشاهی، تهران ۱۳۷۰ ش؛ همو، «سیدجمالالدین و وحدت اسلامی»، تاریخ و فرهنگ معاصر ، سال ۵، ش ۳ـ۴ (پاییز و زمستان ۱۳۷۵)؛ محمدبن جریر طبری، «المنتخب من کتاب المذیل من تاریخ الصحابة و التابعین»، در دیول تاریخ الطبری ، ج ۱۱، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره [ ۱۹۷۷ ] ؛ حسنین محمد مخلوف، «من المغنیالاکبر»، رسالةالاسلام ، سال ۴، ش ۲ (رجب ۱۳۷۱)؛ محمد محمدمدنی، «فقه مقارن، یا، تحولی بزرگ در دانشگاه الازهر»، در همبستگی مذاهب اسلامی ، همان؛ محمدمصطفی مراغی، «الاجتهاد فی الشریعة»، رسالة الاسلام ، سال ۱، ش ۴ (ذیالحجّة ۱۳۶۸)؛ علی مشکینی، المصباح المنیر ، قم ۱۳۷۶ ش؛ محمدجواد مغنیه، «الاصول الثّلاثة و الاخوة فیالدّین»، رسالةالاسلام ، سال ۸ ، ش ۲ (رمضان ۱۳۷۵)؛ همو، «الغلاة فینظر الشیعة الامامیّة»، رسالةالاسلام ، سال ۶، ش ۴ (صفر ۱۳۷۴)؛ حسامالدین واعظ، «نقش وحدت و تقریب مذاهب اسلامی در روابط بینالملل»، پایاننامة کارشناسی علوم سیاسی، دانشکده روابط بینالمللی، وزارت امورخارجه، ۱۳۷۲ ش؛ محمد واعظزادة خراسانی، «السید البروجردی و التقریب»، رسالة التقریب ، سال ۳، ش ۱۲ (ربیعالثانی ـ جمادیالا´خره ۱۴۱۷)؛ همو، الواحدة الاسلامیة: عناصرها و موانعها ، چاپ سیرآقائی، تهران ۱۳۷۹ ش؛ س. هدی، «دو سند تاریخی در راه تقریب بین مذاهب اسلامی»، درسهائی از مکتب اسلام ، سال ۳، ش ۴ (خرداد ۱۳۴۰)؛ همبستگی مذاهب اسلامی: بحثهای علمی و اصلاحی پیشوایان مذاهب اسلامی ، ترجمه و نگارش عبدالکریم بیآزار شیرازی، [ تهران ] : سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، ۱۳۷۷ ش؛Wilfried Buchta, "Tehran&#۳۹;s Ecumenical Society (Majam` al-Taqr ¦ â b): a veritable ecumenical revivel or a Trojan Horse of Iran?", in The Twelver Shia in modern times: religious culture and political history , ed. by Rainer Brunner and Werner Ende, Leiden ۲۰۰۱; EI ۲ , s.v. "Tak ¤ r ¦ â b" (by W. Ende).

نظر شما
مولفان
محبوبه جودکی ,
گروه
اسلام معاصر ,
رده موضوعی
جلد 7
تاریخ 93
وضعیت چاپ
  • چاپ شده