تعاون ، واژه ای دینی بر پایه قرآن و حدیث با مضمون اخلاقی . تعاون در لغت به معنای یکدیگر را یاری کردن و همیاری نمودن است (ابن منظور؛ فَیّومی ؛ فیروزآبادی ، ذیل «عون »؛ دهخدا، ذیل واژه ). مفهوم این واژه در متون اسلامی و منابع اخلاقی با معنای لغوی آن تفاوت چندانی ندارد ( رجوع کنید به راغب اصفهانی ؛ طریحی ؛ شَعْرانی ، ذیل «عون »).در آثار فلسفی ، بر این نکته تأکید شده است که ، انسانها برای تأمین سعادت خود در زندگی و وصول به کمال نیازهایی دارند که به تنهایی نمی توانند آنها را بر آورده سازند، ازینرو باید جامعه تشکیل دهند و به یکدیگر یاری کنند؛ بنابراین ، اساس اجتماع مدنی تعاون و همکاری و مبادله منافع است . حتی گفته اند که تشکیل دادن جامعه و تعاون برای انسانها جنبه فطری دارد ( رجوع کنید بهفارابی ، ص ۱۱۷ـ ۱۱۸؛ مسکویه ، ص ۳۷؛ طباطبائی ، ذیل بقره : ۲۱۳،۲۵۱؛ انبیاء:۱۸ـ۱۹). تفاوتهای افراد جامعه از نظر تواناییهای جسمی ، اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و جز اینها نیز اقتضا دارد که در ابعاد گوناگون زندگی یاور یکدیگر باشند (عیسی ، ص ۲۷).در قرآن کریم ، فقط در آیة دوم سورة مائده ، فعل امر «تَعاوَنوا» و صورت نهی آن به کار رفته است . در این آیه به مؤمنان امر شده که در کارهای نیک و تقوا یاور یکدیگر باشند و از تعاون در گناه و تعدی بپرهیزند. برخی مفسران ، با ارائه مفهومی وسیع برای تعابیر «برّ» و «تقوی ۳۹;» و «اِثْم » و «عُدْوان »، مراد از این آیه را همکاری برای هموارساختن راه خیر و نیکی ، و بستن راه شرارت و دشمنی دانسته اند ( رجوع کنید به زمخشری ؛ طبرسی ؛ آلوسی ؛ طباطبائی ، ذیل آیه ؛ ابن اخوه ، ص ۶۲؛ نیز رجوع کنید به بِرّ * ). در برخی منابع ، مراد از تعاون در عدوان ، همکاری در تعدی به حقوق مردم و سلب امنیت از جان و مال و حیثیت آنان ذکر شده است (شعرانی ؛ طباطبائی ، همانجاها). به تعبیر برخی مؤلفان ، این آیه نوعی مسئولیت مشترک اجتماعی و تضامن جمعی را بر عهده تمامی مؤمنان نهاده است ؛ ازینرو، مثلاً عالمان و توانگران و قدرتمندان در برابر جاهلان و فقیران و ضعیفان مسئولیت دارند ( رجوع کنید به قرطبی ؛ مُغْنیه ، ذیل آیه ؛ حکیمی و دیگران ، ج ۶، ص ۹۳). مفهوم تعاون ، چه در راه حق چه در راه باطل ، در برخی آیات دیگر نیز آمده است (برای نمونه رجوع کنید به طبرسی ، ذیل نور: ۶۲؛ تحریم : ۴؛ طباطبائی ، ذیل تحریم : ۴).بنا بر بعضی احادیث ، تعاونِ مؤمنان در طاعات الاهی از پایه های برادریِ دینی است ( رجوع کنید به آمِدی ، ص ۴۲۲؛ مجلسی ، ج ۷۵، ص ۲۳۶ـ۲۳۷) و پیشوایان دین بر ضرورت آن تأکید کرده اند ( رجوع کنید به کلینی ، ج ۸، ص ۳۵۴؛ مجلسی ، ج ۳۴، ص ۱۸۴، ج ۷۴، ص ۳۵۸). به تعبیر احادیث ، تعاون در بر پا داشتن حق از حقوق واجب خداوند بر بندگان است ( رجوع کنید به کلینی ، همانجا؛ نهج البلاغة ، خطبة ۲۱۶؛ مجلسی ، ج ۲۷، ص ۲۵۲، ج ۳۴، ص ۱۸۴ـ ۱۸۵، ج ۴۱، ص ۱۵۳، ج ۷۴، ص ۳۵۸). در احادیث ، بر استحباب معاونت در بِرّ ( رجوع کنید به حرّ عاملی ، ج ۱۶، ص ۳۷۷؛ نوری ، ج ۱۲، ص ۴۲۱)، از جمله تعاون در بنای مسجد ( رجوع کنید به بخاری جعفی ، ج ۱، ص ۸۹)، تأکید و ثواب اخروی آن ذکر شده ( رجوع کنید به ابن بابویه ، ص ۱۸۶) و در برابر، تعاون در ارتکاب معاصی و کارهای باطل مذموم شمرده شده است ( رجوع کنید به ابن شعبه ، ص ۲۱۷؛ آمدی ، ص ۴۶۰؛ مجلسی ، ج ۷۵، ص ۵۶). بنا بر احادیث ، اثر مهم تعاون در کارهای نیک ، رسیدن خیر به امت اسلامی است و از جمله آثارِ عدم تعاون ، سلطه جویی برخی بر برخی دیگر و از میان رفتن برکات است ( رجوع کنید به حرّ عاملی ، ج ۱۶، ص ۱۲۳؛ نوری ، ج ۱۲، ص ۱۸۱ـ۱۸۲).پیشوایان دین ضمن توصیه مسلمانان به ایجاد پیوندهای عاطفی و روانی با یکدیگر و بر آوردن نیازهای هم ، آنان را به معاونت و یاری کردن یکدیگر در امور شخصی فرا خوانده اند ( رجوع کنید به بخاری جُعْفی ، ج ۴، ص ۵۵؛ کلینی ، ج ۲، ص ۱۷۴ـ ۱۷۵، ج ۴، ص ۵۰؛ مجلسی ، ج ۷۱، ص ۲۵۶ـ۲۵۷؛ حکیمی و دیگران ، ج ۶، ص ۹۳ـ۹۴). در احادیث و کتب اخلاقی ، کمک کردن فرد مؤمن به مؤمنان دیگر از حقوقِ برادریِ دینی به شمار رفته ( رجوع کنید به کلینی ، همانجاها؛ وَرّام ، ج ۲، ص ۲۴۹؛ مجلسی ، ج ۷۵، ص ۲۳۶ـ۲۳۷) و بویژه مؤمنی که از دیگران درخواست یاری و کمک نماید، واجد حقی بر عهدة آنان است ( رجوع کنید بهمجلسی ، ج ۷۱، ص ۲۰، ج ۷۸، ص ۲۶۰؛ نوری ، ج ۱۱، ص ۱۶۷). حتی به تصریح برخی منابع ، نیازهای هر مؤمنی که نیازمند کمک است ، باید پیش از درخواست او بر آورده شود ( رجوع کنید به غزالی ، ج ۲، ص ۱۹۰ـ۱۹۱؛ در بارة آثار دنیوی و اخروی بر آوردن نیازهای مؤمن رجوع کنید به مهدی نراقی ، ج ۲، ص ۲۲۹ـ۲۳۲). بنا بر حدیثی ، یکی از حقوق همسایه آن است که اگر درخواست کمک کرد، به یاری اش شتافته شود ( رجوع کنید به غزالی ، ج ۲، ص ۲۳۳).به نوشتة مجلسی (ج ۷۱، ص ۲۷۲)، از برخی احادیث بر می آید که ایمان مؤمنان اقتضا دارد که آنان با خدمت کردن به یکدیگر، با هم تعاون داشته باشند. همچنین احادیثی که مؤمنان و امت اسلامی را به مثابه یک بدن یا یک دست دانسته ، به تعاون اشاره دارد (همان ، ج ۵۸، ص ۱۵۰). برطبق شماری از احادیث ، کمک کردن انسان به کسی که وی را یاری داده ، از نشانه های ایمان است ( رجوع کنید به همان ، ج ۶۴، ص ۲۷۲، ۲۷۵). در سیره پیامبراکرم و امامان معصوم علیهم السلام نیز موارد متعددی از یاری کردن به افراد نیازمند و بر آوردن نیازهای آنان و نیز همیاری با مردم در انجام دادن کارهای نیک دیده می شود ( رجوع کنید بهحکیمی و دیگران ، ج ۲، ص ۲۱۷ـ۲۲۱؛ عیسی ، ص ۲۸ـ۳۰).
در احادیث و منابع اخلاقی ، اهتمام نداشتن به امور دیگران و یاری نکردن مؤمنان از رذایل اخلاقی و از نشانه های ضعف ایمان شمرده شده و آثار ناخوشایند دنیوی و اخروی آن بیان گردیده است ( رجوع کنید به مجلسی ، ج ۷۵، ص ۱۷۳ـ۱۸۳؛ مهدی نراقی ، ج ۲، ص ۲۲۸ـ۲۲۹). بنا بر حدیثی معروف از پیامبر اکرم کسی که نسبت به امور مسلمانان اهتمام ندارد، مسلمان نیست ( رجوع کنید بهکلینی ، ج ۲، ص ۱۶۳ـ۱۶۴).به نوشته شهیدثانی (۱۳۸۰ ش ، ص ۸۱)،تأکید بر ایجاد الفت و پیوند دوستی میان مؤمنان در احادیث ، ناشی از این واقعیت است که تدبیر امور زندگی موقوف بر تشکیل جامعه و تعاون و همکاری افراد است . همچنین به نظر او (همان ، ص ۳۵) تعاون و همکاریِ افراد جامعه هنگامی پدید می آید که در آنان کینه و حسد و عداوت وجود نداشته باشد و ازرذایلی مانند غیبت به دور باشند. این نکته بیانگر تأثیر متقابل تعاون بر تثبیت بسیاری از فضائل اخلاقی در جامعه و تأثیر نامطلوب رذایل اخلاقی بر پیوند همکاری و تعاون است .به نظر برخی مؤلفان (قطب راوندی ، ج ۲، ص ۴۱۲؛ ابوزهره ، ص ۴۴ـ۴۷، ۱۴۶؛ عبدالعزیز خیاط ، ص ۲۵۰ـ۲۵۴)، حکمت بسیاری از احکام فقهیِ واجب یا مستحب ، گسترش روح تعاون و همبستگی در جامعه است ؛ برای مثال می توان به مقرر شدن دیه در قتل ناشی از خطا بر عهده عاقله (خویشاوندان پدری ) و نیز حمایت از اشخاص ضعیف ، فقیر، بدهکار و مانند اینها از راه تشریع احکام الزامی یا غیرالزامی (مانند پرداخت نفقة خویشاوندی ، زکات ، خمس ، صدقه ، وصیت و وقف ) اشاره کرد. فقها در برخی فروع فقهی ، برای اثبات حکم وجوب یا جواز، به آیه تعاون استناد کرده و آنها را مصداق تعاون در نیکی (بِرّ) دانسته اند (از جمله رجوع کنید بهابن حزم ، ج ۸، ص ۲۷۳، ۳۳۰؛ طوسی ، ج ۳، ص ۳۰۳، ۳۳۶؛ علامه حلّی ، ج ۹، ص ۴۴۰).همچنین مستند حکم حرمت در بسیاری از موارد، «تعاون در گناه (اِثم )» ذکر شده و حتی برای حکم وضعی (مانند ضَمان ) نیز به آن استناد گردیده است ؛ مانند فروش اسلحه یا کالاهای دیگر به کفار حربی ، معامله ربوی ، معامله کردن با کسی که مال را در راه حرام به کار می برد، انعقاد بیع با کسی که نماز جمعه بر او واجب است (در زمان برگزاری نماز جمعه )، اجاره کردن چیزی برای انتقال دادن شراب و معاونت با مُحرِم درشکار کردن غیرمجاز (برای این موارد و نمونه های دیگر رجوع کنید به ابن حزم ، ج ۷، ص ۳۴۹ـ۳۵۰، ج ۹، ص ۳۰، ۶۵، ۱۵۳، ۳۲۷، ۳۴۳، ج ۱۰، ص ۱۰۰، ۳۲۳، ۳۳۱؛ شمس الائمه سرخسی ، ج ۱۴، ص ۸؛ کاسانی ، ج ۲، ص ۲۰۳، ۲۰۸، ج ۴، ص ۱۹۰، ج ۷، ص ۱۰۲؛ علامه حلّی ، ج ۴، ص ۱۰۹؛ شهید ثانی ، ۱۴۱۳ـ۱۴۱۹، ج ۱، ص ۲۴۵، ج ۲، ص ۴۵۸؛ انصاری ، ج ۱، ص ۱۳۲).برخی فقها برای صدق تعاون بر گناه ، وجود قصد معاونت وشماری دیگر تحقق یافتن موضوع مورد تعاون و بعضی هر دو را شرط کرده اند؛ ازینرو مثلاً برخی فقها صرف فروختن انگور را به کسی که از آن شراب می سازد، از باب تعاون در گناه نمی دانند. این دیدگاه نیز مطرح شده که در تعاون ، بر خلاف اِعانه ، باید همکاری دو یا چند جانبه باشد و کار یک شخص را نمی توان تعاون دانست ( رجوع کنید به احمد نراقی ، ص ۷۵ـ۷۹؛ انصاری ، ج ۱، ص ۱۳۲ـ۱۳۵؛ توحیدی ، ج ۱، ص ۱۸۰).
منابع : علاوه بر قرآن ؛ محمودبن عبداللّه آلوسی ، روح المعانی ، بیروت : داراحیاء التراث العربی ، [ بی تا. ] ؛ عبدالواحدبن محمد آمدی ، تصنیف غررالحکم و دررالکلم ، قم ۱۳۶۶ ش ؛ ابن اخوه ، کتاب معالم القربة فی احکام الحسبة ، چاپ محمد محمود شعبان و صدیق احمدعیسی مطیعی ، مصر ۱۹۷۶؛ ابن بابویه ، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال ، نجف ۱۹۷۲، چاپ افست قم ۱۳۶۴ ش ؛ ابن حزم ، المحلّی ۳۹; ، چاپ احمد محمدشاکر، بیروت : دارالجیل ، [ بی تا. ] ؛ ابن شعبه ، تحف العقول عن آل الرسول ، چاپ علی اکبر غفاری ، قم ۱۳۶۳ ش ؛ ابن منظور؛ محمد ابوزهره ، تنظیم الاسلام للمجتمع ، قاهره : مکتبة الانجلو المصریه ، [ بی تا. ] ؛ مرتضی انصاری ، کتاب المکاسب ، ج ۱، قم ۱۴۱۵؛ محمدبن اسماعیل بخاری جعفی ، صحیح البخاری ، بیروت : دارالمعرفه ، [ بی تا. ] ؛ محمدعلی توحیدی ، مصباح الفقاهة فی المعاملات ، تقریرات درس آیة اللّه خوئی ، قم ۱۳۷۱ ش ؛ حرّ عاملی ؛ محمدرضا حکیمی ، محمد حکیمی ، و علی حکیمی ، الحیاة ، ج ۲، قم ۱۳۶۰ ش ، ج ۶، تهران ۱۳۶۸ ش ؛ دهخدا؛ حسین بن محمد راغب اصفهانی ، المفردات فی غریب القرآن ، چاپ محمد سیدکیلانی ، بیروت [ بی تا. ] ؛ زمخشری ؛ ابوالحسن شعرانی ، نثر طوبی ، یا، دائرة المعارف لغات قرآن مجید ، تهران ۱۳۹۸؛ محمدبن احمد شمس الائمه سرخسی ، کتاب المبسوط ، بیروت ۱۴۱۴/ ۱۹۹۳؛ زین الدین بن علی شهیدثانی ، مسالک الافهام الی تنقیح شرائع الاسلام ، قم ۱۴۱۳ـ۱۴۱۹؛ همو، المصنفات الاربعة ، ۱: کشف الریبة ، قم ۱۳۸۰ ش ؛ طباطبائی ؛ طبرسی ؛ فخرالدین بن محمد طریحی ، مجمع البحرین ، چاپ احمد حسینی ، تهران ۱۳۶۲ ش ؛ محمدبن حسن طوسی ، المبسوط فی فقه الامامیة ، ج ۳، چاپ محمدباقر بهبودی ، تهران [ ۱۳۸۸ ] ؛ عبدالعزیز خیاط ، المجتمع المتکافل فی الاسلام ، قاهره ۱۴۰۶/ ۱۹۸۶؛ حسن بن یوسف علامه حلّی ، تذکرة الفقهاء ، قم ۱۴۱۴ـ ؛ علی بن ابی طالب (ع )، امام اول ، نهج البلاغة ، چاپ صبحی صالح ، بیروت ?[ ۱۳۸۷ ] ، چاپ افست قم [ بی تا. ] ؛ عبد غالب احمد عیسی ، آداب المعاملة فی الاسلام ، بیروت : دارابن زیدون ، [ بی تا. ] ؛ محمدبن محمد غزالی ، احیاء علوم الدین ، بیروت ۱۴۰۶/ ۱۹۸۶؛ محمدبن محمد فارابی ، کتاب آراء اهل المدینة الفاضلة ، چاپ ألبیرنصری نادر، بیروت ۱۹۸۲؛ محمدبن یعقوب فیروزآبادی ، القاموس المحیط ، بیروت ۱۴۰۷/ ۱۹۸۷؛ احمدبن محمد فیّومی ، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی ، بیروت : دارالفکر، [ بی تا. ] ؛ محمدبن احمد قرطبی ، الجامع لاحکام القرآن ، ج ۳، جزء ۶، بیروت ۱۹۶۵، چاپ افست تهران ۱۳۶۴ ش ؛ سعیدبن هبة اللّه قطب راوندی ، فقه القرآن ، چاپ احمد حسینی ، قم ۱۴۰۵؛ ابوبکربن مسعود کاسانی ، کتاب بدائع الصنائع فی ترتیب الشرائع ، قاهره ۱۳۲۸، چاپ افست بیروت ، [ بی تا. ] ؛ کلینی ؛ مجلسی ؛ احمدبن محمد مسکویه ، تهذیب الاخلاق و تطهیرالاعراق ، چاپ حسن تمیم ، بیروت ?[ ۱۳۹۸ ] ، چاپ افست قم ۱۴۱۰؛ محمدجواد مغنیه ، التفسیر المبین ، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛ احمدبن محمد مهدی نراقی ، عوائدالایام ، قم ۱۳۷۵ ش ؛ مهدی بن ابی ذر نراقی ، جامع السعادات ، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸؛ حسین بن محمدتقی نوری ، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل ، قم ۱۴۰۷ـ ۱۴۰۸؛ مسعودبن عیسی ورّام ، تنبیه الخواطر و نزهة النواظر المعروف بمجموعة ورّام ، [ چاپ علی اصغر حامد ] ، تهران ?[ ۱۳۷۶ ] .