تَنْکِزیّه ، نام چند بنای مذهبی و علمی در دمشق و بیتالمقدّس که به فرمان سیفالدین تنکز * ، نایبالسلطنة دمشق ساخته شد.1) دارالحدیث و دارالقرآن تنکزیّه. این مدرسه در دمشق، بر ویرانة حمامی به نام سوید، ساخته شد (ابنکثیر، ج7، جزء14، ص138؛ نعیمیدمشقی، ج1، ص123). نمای سنگی و محراب زیبا و مقرنسهای سردرِ این ساختمان، آن را از بناهای مشابه ممتاز کرده است. بر کتیبة سردر، علاوه بر نام سازنده، نوشته شده که این مدرسه وقف طلاب علوم قرآن و حدیث است (دُهمان، ص172؛ ابنمبرد، ذیل طَلَس، ص 215). بنا بر گزارش نعیمیدمشقی (متوفی927) از وقفنامة تنکزیّه، موقوفات این مدرسه، 37 دکان و خراج بوستانِ معروف به «بندر» در زَبَدانی دمشق بوده است. در این وقفنامه نام مشیخة قرائت و مشایخ حدیث و پیشنماز، به همراه میزان دستمزد آنان، ثبت شده است. از این اطلاعات بر میآید که برای آموزشهای قرآنی بیش از حدیث هزینه میشده است. همچنین میزان دستمزد متصدیان دیگر مشاغل، بدون ذکر نام آنان، آمده است. ذکر مناصب و مشاغل افرادی چون رئیس دیوان، عامل، مهندس ناظر، بنّا، معمار، ناظر وقف، جانشین ناظر، مأمور حضور و غیاب، مؤذن، دربان و خدمتگزار در این وقفنامه، از گستردگی تشکیلات اداری تنکزیّه حکایت دارد ( رجوع کنید به نعیمی دمشقی، ج1، ص126ـ127). نیز نُعَیْمی، علاوه بر سه تن از مشایخ قرائت و حدیث که نامشان در وقفنامه آمده، از یک تن از استادان و مشایخ تنکزیّه، به نام صدرالدین سلیمانبنعبدالحکم مالکی باردی، یاد کرده است ( رجوع کنید به همانجا). ابنکثیر (متوفی 774) نیز در البدایة و النهایة (ج 7، جزء 14، ص138ـ 139) در ذکر حوادث 728، ضمن اشاره به تنکزیّه، گفته است که در ادامة کتاب، شرح موقوفات و راتبههای مشایخ و طلاب آن را بتفصیل خواهد آورد اما چنین نکرده و فقط در ذکر حوادث 739 از تکمیل دارالحدیث سَکّریه و وقفنامة آن گزارش داده است (ابنکثیر، ج 7، جزء 14، ص 195). شاید سکّریه تصحیف تنکزیّه بوده باشد، زیرا ابنکثیر واقف سکّریه را تنکز دانسته است، در حالی که سکّریه در 682 و پیش از به قدرت رسیدن تنکز دایر بوده و ابنکثیر خود در جای دیگر به این نکته اشاره کرده است، بیآنکه از واقف سکّریه نام ببرد ( رجوع کنید به ج 7، جزء 13، ص 320). نعیمی نیز تصریح کرده است که واقف سکّریه شناخته نیست (ج 1، ص 74). همچنین ابنکثیر، که در این گزارش (ج 7، جزء 14، ص 195) سال تکمیل سکّریه را 739 ضبط کرده، در جای دیگر سال ساخت تنکزیّه را 728 نوشته است (ج 7، جزء 14، ص 138). از سوی دیگر، بر کتیبة سر درِ تنکزیّه تاریخ بنا 739 نوشته شده است ( رجوع کنید به دهمان، همانجا). بنابراین، احتمالاً تاریخ بنای اولیة تنکزیّه 728 و تاریخ تکمیل و تعمیر آن 739 بوده است. محل بنای سکّریه نیز در این گزارش و در وقفنامة آن با تنکزیّه شباهت بسیار دارد (قس نعیمی دمشقی، ج 1، ص 123، 126ـ127). نعیمی در بارة سکّریه از گزارش ابنکثیر استفاده نکرده اما گزارش وی را در بارة بنای تنکزیّه در 728، بتفصیل آورده که نشان میدهد نعیمی در درستی و دقت این گزارش تردید داشته است. با اینهمه، نمیتوان کلمة سکّریه را با اطمینان تصحیف تنکزیّه دانست، زیرا ابنکثیر در ادامة گزارش خود، شمسالدین ذهبی را مدرّس این دارالحدیث ذکر کرده، در حالی که ذهبی مدرّس سکّریه بوده است نه تنکزیّه ( رجوع کنید به همان، ج1، ص78ـ79). وقفنامهای که ابنکثیر در بارة آن گزارش داده، در ضمنِ شباهت با وقفنامة تنکزیّه مذکور در کتاب نعیمی، با آن تفاوتهای بسیار دارد؛ بنابراین، احتمالاً ابنکثیر در این گزارش اشتباهاتی کرده و نعیمی نیز با اطلاع از این امر، به گزارش او در بارة دارالحدیث سکّریه و وقفنامة آن اعتنانکرده است.محمداسعد طَلَس، در ذیلی که در 1361 بر ثمارالمقاصد فیذکرالمساجد نوشته، تنکزیّه را در شمار مساجد دمشق آورده و گفته که در زمان او مدرسهای آباد بوده است (ابنمبرد، ذیل طلس، ص 215). محمداحمد دُهمان در ولاة دمشق فی عهد الممالیک (همانجا) تصریح کرده که تنکزیّه به مدرسة کاملیه مشهور است، اما کردعلی در خططالشام (چاپ 1391) نوشته که دارالحدیث تنکزیّه به دبستانی با نام الهاشمیه تبدیل شده است (ج 6، ص 74).2) جامعتنکز یا مسجد تنکزیّه. یکی از هشت جامع بزرگ دمشق است. ساخت این مسجد در 717 آغاز شد و در 718 به پایان رسید. در 10 شعبان 718، نخستین نماز جمعه در این مسجد، به امامت شیخنجمالدین علیبنداوود حنفی و با حضور تنکز و بزرگان شهر، برگزار شد (ابنکثیر، ج7، جزء14، ص 83، 90؛ دهمان، ص 168). در 744، جسد تنکز را در کنار جامع، که بعدها «تربت تنکز» نام گرفت، به خاک سپردند (ابنکثیر، ج 7، جزء 14، ص 198، 222؛ ابنوردی، ج2، ص 483؛ نعیمی دمشقی، ج 2، ص 238ـ 239). جامع تنکز بعدها نیز اهمیت خود را حفظ کرد؛ چنانکه در 889 در آنجا بر جنازة محبالدین بُصرَوی، فقیه شافعی، نماز گزاردند (بصرویشافعی، ص94ـ 95) و در 906 در آن نماز جمعه برگزار شد (ابنطولون، ص 134، 140). از برخی اشاراتِ منابع بر میآید که مسجد تنکزیّه و تربت تنکز یک مجموعه به شمار میآمده و ناظرِ وقف آنها یک تن بوده است (همان، ص 192). در دورة خدیوان مصر، ابراهیم پاشا (1203ـ1264/ 1789ـ 1848) تنکزیّه را مدرسة نظامی کرد ( د. اسلام ، چاپ دوم، ذیل «دمشق»، ص 288). در پی آن، تالارهای بزرگی برای درس و خوابگاه دانشجویان ساخته شد. پس از بیرون رفتن عثمانیها از سوریه در 1336/ 1918، در دورة ملک فیصل اول (1300ـ 1352/ 1883ـ1933)، نیز مدرسة نظامی دیگری در کنار آن ساختند. در دورة حضور فرانسویها در سوریه هم این مکان مدرسة نظامی بود. این مجموعه، از 1356 مدرسة طلاب علوم دینی شد. چندی بعد تالارهای قدیمیِ مجموعه تخریب و به جای آنها بناهای جدید ساخته شد. در 1324 ش/ 1945، مسجد بر اثر اصابت بمب آسیب دید و در پی آن، ادارة اوقاف اسلامی آنجا را به فروشگاه و تجارتخانه تبدیل کرد (دهمان، ص 169ـ171).جامع تنکز تا پیش از 1371 یک نمای سنگی طویل وچهار در داشت که دو در به شبستان و دو در دیگر به صحن مسجد گشوده میشد. بین دو تا از این درها، که به خیابان جمالپاشا (قصر کنونی) راه داشت، ساعت آفتابی مرمرینی تعبیه شده بود.امروزه در سمت راست یکی از ورودیهای مسجد، ضریح تنکز با گنبدی بالای آن واقع است. در مقابلِ درِ گنبد ضریح، دری به شبستان باز میشود. شبستان فضایی است وسیع با ده طاق که بر ستونهایی محکم استوار شده و سقفی چوبین دارد. تنها قسمت تزئین شدة شبستان، محراب سنگی آن است. بالای محراب نیز با کاشی معرّق تزئین شده است (ابنمبرد، ذیل طَلَس، ص 202، 215؛ دهمان، ص 171). منبر مسجد از سنگ ساخته شده و بر بالای جایگاه خطیب، گنبد کوچکی از سنگهای زیبا، و در دو سوی این گنبد دوستون مرمرین سیاه معرّق قرار دارد. از شبستان، هشت در بزرگ به صحن گشوده میشود. در این صحن حوض بزرگی وجود دارد. در جانب شرقی و غربی صحن، اتاقهایی در دو طبقه ساختهاند. در شمالِ صحن، مأذنة (منارة) بلندی به چشم میخورد که تزئیناتش در عین سادگی، بسیار زیبا و بدیع است. در داخل این مناره ــ که از قدیمترین منارههای عهد ممالیک است ــ دو ردیف پله ساختهاند. ادارة اوقاف سوریه این مأذنه را در 1361 بازسازی کرده است (همانجاها).3) مدرسة تنکزیّة قدس، بهترین نمونة مدارسِ صلیبیشکل یا چهار ایوانه در بیتالمقدّس. این بنا در 729 ساخته شده است. ضلع شمالی آن بر میدان کوچکی در بابالسلسله (از ابواب حرم)، ضلعشرقی آن بر رواق حرم، ضلعجنوبی بر «حائطالبراق» و ضلعغربی آن بر ساختمانهای مجاور اشراف دارد (حنبلی، ج 2، ص 35؛ عسلی، ص 119). تنکزیّة قدس از آغاز، مجموعهای از ساختمانهای مرتبط به یکدیگر بوده است. این مدرسه علاوه بر اهمیت علمی، به لحاظ معماری و هنری نیز کممانند است (حنبلی، همانجا؛ عسلی، ص 119، 126ـ127). درِ بزرگ مدرسه، که در شمال بنا واقع است، ابتدا به درگاه گشوده میشد. این درِ دو لنگهای، از چوب گردوست و روکشی برنجین دارد. تزئینات و مقرنسهای سردرِ مدرسه و سنگهای رنگارنگ و کندهکاری شدة آن، عناصر هنر معماری ممالیک را بخوبی نشان میدهد. درگاه از جانب مشرق با پله به طبقة بالا راه دارد. طبقة بالا، خانقاه صوفیان و رباط زنان بوده است. پس از درگاه، دالان کوچکی از طریق ایوان شمالی به صحن میپیوندد. در وسط صحن، حوضی مرمرین و هشت ضلعی هست که در گذشته آب آن از قنات عَرّوب (عینالعَرّوب/ ماءالعرّوب) تأمین میشده است. طاق ایوانها با گچ و سنگ ساخته شده است. از ایوان شرقی دو پنجرة منبّتکاری شده به رواق حرم اشراف دارد. به نوشتة ابنفضلاللّه عُمَری، جغرافیدان قرن هشتم، جنس این پنجرهها از آبنوس و عاج بوده است (سفر اول، ص 120). درِ شرقی مدرسه به رواق حرم باز میشود. در وسط ایوان جنوبی، محراب واقع شده است. محل درس طلاب در مغرب این ایوان قرار داشته و در مشرق ایوان تالاری است که مدتی از آن به عنوان محکمه یا دادگاه شرعی استفاده میشده است. طبق وقفنامة موجود در آنجا، این مدرسه طهارتخانهای مشتمل بر پنج اتاق داشته که یکی از آنها حمام بوده و در هریک از آنها سنگابی وجود داشته که آب قنات عرّوب در آن جاری بوده است. دیوارها و کف مدرسه پوشیده از مرمر رنگین است (عسلی، ص 119ـ124).تنکز علاوه بر حمامها و دکانهای بسیار، همة زمینها واملاک و مزارع و باغهای قریة عینقنیه را که از توابع قدس است و از شرق تا راماللّه امتداد دارد، وقف این مدرسهکرد (همان، ص125). تولیت و نظارت موقوفهها را تنکز بر عهده داشت و پس از خود آن را به وارثانش وا گذارد. وی در وقفنامه، وظایف ناظر وقف را بتفصیل بر شمرده که از آن جمله است: تعمیر تنکزیّه، تهیة فرش و تأمین روشنایی آن، خرید گوشت در عید قربان و توزیع آن، پرداخت حقوق، توزیع خوراک، تعیین تحصیلدار مالیات و تعیین کاتب (همان، ص 126، 128).نظام آموزشی و اداری تنکزیّة قدس کمابیش بر اساسوقفنامة آن بوده است. بر پایة وقفنامه، تنکزیّه وقف طلابفقه حنفی و محدّثان و صوفیان بوده است. از شرایط مدرّس فقه، حفظ قرآن و تبحر در فقه حنفی بود. وی ماهانه شصت درهم نقره و روزانه مقداری نان مقرری میگرفت و وظیفة امامت نمازهای پنجگانه و نماز تراویح شبهای ماه رمضان را برعهده داشت. مُعید نیز از راتبهبگیران مدرسه بود و به مدرّس کمک میکرد. شمار طلاب، بر اساس وقفنامه پانزده تن بود که به سه سطح مبتدی و متوسط و عالی تقسیم میشدند. مدت تحصیل، چهار سال به طور شبانهروزی بود. وظیفة حضور و غیاب طلاب را نمایندة ناظر وقف بر عهده داشت (همان، ص 127، 130).تنکزیّة قدس، دارالحدیث نیز بود و محدّثان جایگاه ویژهای در آن داشتند. شیخ محدّثان میبایست «عالیالروایة» و دارای مرجعیت علمی و اهل خیر و دینداری و درستی باشد. از شرایط طلاب حدیث، دقت در قرائت و حفظ حدیث بود. کتاب درسی آنان صحیح بخاری و صحیح مسلم بود. آنان وظیفه داشتند روزانه یک حدیث از احادیث قطعی و مسلّم را از حفظ کنند و بر شیخ عرضه نمایند. علاوه بر طلاب حدیث، قاریان حدیث که بیست تن بودند، وظیفه داشتند هر روز پس از نماز ظهر در ایوان شرقی مدرسه فراهم آیند و ختم قرآن کنند. هر یک از آنان ماهانه بیست درهم نقره و روزانه مقداری نان راتبه داشتند (همان، ص 127ـ 128، 131).صوفیان مدرسه پانزده تن بودند که شیخی ریاست آنان را بر عهده داشت. یکی خدمتگزاری و فرد دیگری آشپزی میکرد. اینان که شبانهروز مقیم مدرسه بودند، وظیفه داشتند هر بامداد پیش از طلوع خورشید در مسجد طبقة دوم تنکزیّه گردهم آیند و به تلاوت قرآن و خواندن دعا و خواندن رسالة قشیریه بپردازند (همان، ص 128).بر اساس وقفنامه، از میان زنان مسلمان و دیندار و درستکار، دوازده پیرزن فقیر و بیهمسر در رباطالنساء اقامت داشتند که یکی شیخه (سرپرست) و دیگران خدمتکار و نگهبان بودند. وظیفة شیخه، امامت نماز و وظیفة بقیه، فرش کردن و نظافت رباط بود. اینان همچنین هر روز میبایست پیشاز نماز صبح سورة اخلاص و فاتحه را قرائت میکردند (همانجا). بعدها مدرسة ایتام نیز بر مجموعة تنکزیّه افزوده شد و یتیمان در آنجا قرآن میآموختند (همانجا؛ عبدالمهدی، ج2، ص 33، 179).از مدرسة تنکزیّة قدس گاه برای اهداف غیردرسی هم استفاده میشد. به نظر ماکس فان برخم ، این مدرسه پس از مرگ تنکز به ساختمانی عمومی تبدیل شد (به نقل عسلی، ص 129). در 815، سلطان فرجبن بَرقوق هنگام زیارت بیتالمقدّس در این مدرسه اقامت کرد. در اواخر قرن نهم، در دورة حکومت قایِتْبای، سلطان مملوکی، این مجموعه به دیوان قضا تبدیل شد و در عین حال، فعالیت درسیو آموزشی در مدرسه همچنان ادامه داشت (همانجا). آخرین مدرّسی که نام او به ما رسیده، شیخمحمد غانممقدسی (متوفی 1089) است و این نشان میدهد که تدریس در تنکزیّه دستکم تا اواخر قرن یازدهم ادامه داشته است. سپس ترکان عثمانی آن را به دادگاه شرعی تبدیل کردند و تا حدود 1336/1917 این مجموعه به «محکمة شرعیه» شهرت داشت (همان، ص 129ـ130).در دورة معاصر، تنکزیّه مسکونی شد و در زمان قیمومت انگلیس، مفتی قدس و رئیس مجلس اعلای اسلامی (حاجمحمدامین حسینی) در آنجا اقامت گزید. تنکزیّه با تشکیل مؤسسة علمی اسلامی در آنجا، بار دیگر به مدرسة دینی تبدیل شد. این مؤسسه تا 1348ش/1969 که به اشغال اسرائیلیها در آمد، به فعالیتهای علمی و آموزشی ادامه داد و پس از آن به علت حفاری و کاوش اسرائیلیها در زیر ساختمان مجموعه و بناهای مجاور، تنکزیّه در معرض ویرانی قرار گرفت (عسلی، ص 130؛ ناصری طاهری، ص 140ـ142).به اعتقاد برخی محققان نقش تنکزیّه در جنبش فکریِ مسلمانان در میان مدارس قدس منحصر به فرد و دیرپا بوده است، بویژه از آن جهت که در این مدرسه پیوسته علمای بزرگی تدریس میکردهاند. تنکز خود چندبار در حلقههای درس این مدرسه حاضر شده بود (عبدالمهدی، ج2، ص34).برخی از مدرّسان و مشایخ تنکزیّه این اشخاص بودهاند: علاءالدین علیبنایوب مقدسی (متوفی 748)، صلاحالدین ابوسعید خلیل علائی (خلیلبن کَیْکَلْدی، متوفی 761؛ حنبلی، ج 2، ص 35ـ 36)، شهابالدین محمود اسدی(نعیمی دمشقی، ج1، ص 63)، شیخجمالالدین احمدبنهلال قدسی (متوفی 765) صاحب مُثیرالغَرام الی زیارةالقدس و الشام از منابع اصلی تاریخ قدس (حنبلی، ج 2، ص 157)، شیخ زینالدین عبدالرحیمبن نقیب حنفی (متوفی 853) و پسرش شمسالدین محمد مشهور به عجمی (متوفی 877؛ همان، ج2، ص231؛ عسلی، ص132ـ 133)، شیخمحمود بناحمد دیری (متوفی قرن دهم) و شیخ محمدبن غانممقدسی (عسلی، ص133).منابع: ابنطولون، اعلام الوری بمن ولی نائباً من الاتراک بدمشق الشامالکبری ، چاپ محمداحمد دهمان، دمشق 1404/ 1984؛ابنفضلاللّه عمری، مسالکالابصارفی ممالکالامصار ، چاپ فؤاد سزگین، فرانکفورت 1408ـ1409/ 1988ـ 1989؛ ابنکثیر، البدایة و النهایة ، ج7، چاپ احمدابوملحم و دیگران، بیروت 1407/1987؛ ابنمبرد، ثمارالمقاصد فی ذکرالمساجد ، [ همراه با ] الذیل ، از محمداسعد طلس، بیروت 1975؛ ابنوردی، تاریخ ابنالوردی ، نجف 1389/ 1969؛ علیبنیوسف بُصروی شافعی، تاریخالبُصرویّ: صفحات مجهولة من تاریخ دمشق فیعصرالممالیک ، چاپ اکرم حسن عُلَبی، دمشق 1408/ 1988؛ مجیرالدین عبدالرحمانبنمحمد حنبلی، الانس الجلیل بتاریخالقدس و الخلیل ، نجف 1386/1966، چاپ افست قم 1368ش؛ محمداحمد دهمان، ولاة دمشق فی عهد الممالیک ، دمشق 1404/1984؛ عبدالجلیل حسن عبدالمهدی، المدارس فی بیتالمقدس فیالعصرین الایّوبی والمملوکی ، عمان 1401/ 1981؛ کامل جمیل عسلی، معاهدالعلم فیبیتالمقدس ، عمان 1981؛ محمدکردعلی، خططالشام ، بیروت 1390ـ1392/1970ـ1972؛ عبداللّه ناصری طاهری، بیتالمقدس شهر پیامبران ، تهران 1367ش؛ عبدالقادربنمحمد نعیمی دمشقی، الدّارس فی تاریخ المدارس ، چاپ جعفر حسنی، [ قاهره ] 1988؛EI 2 , s.v. "Dimas ¢h ¢k ¤" (by N. Elissإeff).