درغن (دارگین)

معرف

از اقوام مسلمان جمهوری خودمختار داغستان
متن
دَرْغِن (دارگین)، از اقوام مسلمان جمهوری خودمختار داغستان. درغنها که متشکل از طوایف مختلفی چون دارگین، کوباچی و قیتاق هستند، از قبایل لزگی به‌شمار می‌آیند، اما در منابع از همة آنها با نام عمومی قیتاق یاد شده‌است. موطن درغنها مرکز داغستان و شمال دربند است و بیشتر آنها در نواحی سرگوقلعه، آقوشه و داخادایف و کوباچی ساکن‌اند (برای نمونه ← د.ا.د.ترک، ذیل"Dargınlar"؛ تالستوا ، ج 2، ص 467؛ )فرهنگ قوم تاریخی امپراتوریهای روسیه و اتحاد جماهیر شوروی(، ذیل مادّه؛ آیدین ، ص 23). گروههایی نیز در بعضی مناطق هم‌جوار از جمله جمهوریهای خودمختار چچن و قلموق (کالمیک) ساکن هستند (← آکینر، ص 144؛ منفرد و بیات، ص 164).به‌گفتة ملامحمدرفیع‌بن عبدالرحیم شیروانی (اوایل سدة هشتم؛ گ 14پ) در آغاز قرن سوم شمار زیادی از اعقاب عباس‌بن عبدالمطلب (عموی حضرت محمد، متوفی 32) از شام به ولایت چَرکَس و سپس به قیتاق آمدند و اسلام را به آنان عرضه کردند. باوجود این، روند مسلمان‌شدن درغنها از قرن پنجم آغاز شد و تا قرن نهم هنوز عده‌ای از آنها مسلمان نشده‌بودند (د. اسلام، چاپ دوم، ذیل مادّه) که با فعالیتهای خانهای غازان در سده‌های نهم و دهم، همة درغنها مسلمان شدند ()فرهنگ قوم تاریخی امپراتوریهای روسیه و اتحاد جماهیر شوروی(، همانجا).در قرن چهارم، قیتاقها حکومتی به‌نام اوسمی تشکیل دادند که تابع شمخالهای حاکم بر غازی‌قموق بودند (د. ا. د. ترک، همانجا). اوسمیها در لشکرکشی تیمور گورکان (ﺣک : 771ـ807) به انقیاد او درآمدند (شرف‌الدین علی‌یزدی، ج 1، ص 833 ؛ عبدالرزاق سمرقندی، ج 2، دفتر2، ص 721)، اما تا سده‌های بعد نیز حاکم آنجا بودند، چنان‌که در سده‌های دهم و یازدهم، قدرت آنها به اوج خود رسید. در دوران صفویان (ﺣک : 906ـ1135)، اوسمیها از خراج‌گزاران آنها و در مراحل اولیه لشکرکشی نادرشاه (ﺣک: 1148 ـ1160) بر ضد لزگیها همراه او بودند (← اسناد آرشیو دولتی تاریخی گرجستان، مخزن 1452، ش 59، 60، 65، 74). سایر درغنها در حدود سدة دهم اتحادیه‌ای نسبتاً مستقل به نام جماعت تشکیل دادند (تالستوا، ج 2، ص 469). چهار قبیلة مهم این اتحادیه آقوشه، اوسلاتابون ، ماخالاتابون ، خورکیلی‌تابون و رهبری این اتحادیه با غازی آقوشه بود (د. اسلام، همانجا).علی‌رغم سیطرة روسها بر دشتهای داغستان در 1272ـ 1276/ 1856ـ1860، درغنها توانستند با همراهی سایر قبایل تا 1294/1877 مقاومت کنند (میناهان ، ص 213؛ )گروههای قومی اروپا( ، ذیل مادّه). بعد از آن نیز درغنها از هر فرصتی برای رهایی از سلطة روسها استفاده می‌کردند. ازاین‌رو در جنگ جهانی اول (1332ـ1337/ 1914ـ1918) از نیروهای عثمانی حمایت کردند (میناهان، همانجا).با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی (1370ش/ 1991)، فضای مناسبی برای درغنها پدید آمد تا ضمن کنارزدن حاکمیت محلی لَکها و لزگیها، که نظام شوروی از طریق آنها اعمال حاکمیت می‌کرد، مانع جاه‌طلبیهای گروههای قومی دیگر شوند و برای دست‌یافتن به این هدف، جنبش تسادش (اتحاد) را تأسیس کردند. درغنها به کمک این جنبش توانستند نخستین انتخابات غیرکمونیستی را سازماندهی کنند و به حاکمیت لکها و لزگیها پایان دهند (وایر و کیسریف ، ص 116؛ اوزدن ، ص 551). بخشهایی از این جنبش هنوز هم در پی تأسیس جمهوری خودمختاری به‌نام دارگنستان در چهارچوب فدراسیون روسیه هستند (میناهان، ص 214). امروزه درغنها به همراه آوارها* در مدیریت سیاسی جمهوری خودمختار داغستان تأثیر بسیار دارند و مناصب مهمی را در این جمهوری به‌دست آورده‌اند (← آلبوگاچیوا، ص 613).معیشت و اقتصاد درغنها برپایة کشاورزی و دامپروری است. گندم، ذرت، جو و محصولات باغی عمده‌ترین تولیدات کشاورزی و پرورش حیوانات اهلی مانند گاو، گوسفند و اسب اساس دامپروری درغنها را تشکیل می‌دهد. در بین درغنها به‌ویژه در کوباچی زرگری و ساخت ادوات فلزی رواج دارد و کوباچی که در گذشته یکی از مراکز ساخت ادوات فلزی بوده‌است، زره‌گران نامیده می‌شد که بعدها واژة ترکی کوباچی (به معنای زره‌ساز) جای آن را گرفت (تالستوا، ج 2، ص 469ـ 471؛ د. اسلام، همانجا). براساس سرشماری 1389ش/ 2010، جمعیت درغنها 384،490 تن بوده‌است (← فدراسیون روسیه. خدمات آماری دولت فدرال ، 2011). غیر از ساکنان دو روستای کروش و مسکنجی که شیعه هستند، مذهب تقریباً همة درغنها سنّی (شافعی) است (د. اسلام، همانجا؛ میناهان، ص 212).درغنها به زبان دارگینی سخن می‌گویند که خود آن را دارگوا می‌نامند. این زبان به گروه لک ــ درغنی از شاخة نخ ــ داغستانی خانواده زبانهای قفقازی تعلق دارد و به سه شاخة تقسیم می‌شود: 1)اوراخی (خورکیلی) که در مناطق کوهستانی رواج دارد، 2)تزوداخار که در دشتها و مناطق کم‌ارتفاع و عمدتاً میان پیشه‌وران و تجار رایج است، 3)آقوشه‌ای که زبان بیشتر درغنها بهویژه مردم کوباچی و قیتاق و به نوعی زبان معیار و ادبی درغنها است. شمار زیادی واژه‌های فارسی، عربی، ترکی و روسی وارد زبان دارگینی شده‌است (کاست ، ص 156؛ د. اسلام؛ د. ا. د. ترک، همانجاها).منابع:شرف‌الدین علی‌یزدی، ظفرنامه، چاپ سعید میرمحمدصادق و عبدالحسین نوایی، تهران 1387ش؛ محمدرفیع‌بن عبدالرحیم شیروانی، احوالات اهالی داغستان، نسخه خطی مرکز ملی نسخ خطی گرجستان، ش PK64/101 ؛ عبدالرزاق سمرقندی، مطلع سعدین و مجمع بحرین، چاپ عبدالحسین نوایی، تهران 1372ـ1383ش؛ افسانه منفرد و کاوه بیات، چچنها در گذر تاریخ، تهران 1374ش؛Shirin Akiner, Islamic peoples of Soviet Union, London 1983; M.C. Albogachieva, Islam v Roccia: sbornik mezhdunarodni nauchnii konferantsi (in Cyrillic), Saint Petersburg 2011; Mustafa Aydın, ç büyük gücün çatşma alan: Kafkaslar, İstanbul 2005; R. N. Cust, "The languages of the Caucasus", JRAS, vol.17, no.2 (Apr. 1885); EI2, s.v. "Darghin" (by Ch. Quelquejay); Ethnic groups of Europe: an encyclopedia, ed. Jeffrey E. Cole, Santa Barbara, Calf.: ABC-CLIO, 2011, s.v. "Dargins" (by Michael A. Reynolds); An ethnohistorical dictionary of the Russian and Soviet empires, ed. James S. Olson, Westport: Greenwood, 1994; James B. Minahan, One Europe, many nations: a historical dictionary of European national groups, Westport 2000; Kemal Özden, "Dağıstan'da millî hareketler ve Türkler", in Türkler, ed. Hasan Celâl Güzel, Kemal Çiçek, and Salim Koca, vol.20, Ankara: Yeni Türkiye Yayınları, 2002; Russian Federation. Federal State Statistics Service, 2011. Retrieved Nov.5, 2012, from http://www.gks.ru/free-doc/ new-site/population/demo/per-itog/tab7; C. P. Talstova, Narodi mira: ethnograficheskie ocherki (in Cyrillic), vol.2, Moscow 1960; TDVİA, s.v. "Dargınlar" (by Rıza Kurtuluş); Robert Bruce Ware and Enver Kisriev, "Ethnic parity and democratic pluralism in Dagestan: a consociational approach", Europe-Asia studies, vol. 53, no.1 (2001).
نظر شما
مولفان
گودرز رشتیانی ,
گروه
رده موضوعی
جلد 17
تاریخ 93
وضعیت چاپ
  • چاپ شده