دایرة المعارف فارسی

معرف

نخستین دایرة ‌المعارف عمومی فارسی مبتنی‌بر روش و موازین علمی، به سرپرستی غلامحسین مصاحب (1289ـ 1358ش)
متن

دایرةالمعارف فارسی، نخستین دایرةالمعارف عمومی فارسی مبتنیبر روش و موازین علمی، به سرپرستی غلامحسین مصاحب (1289ـ 1358ش).تاریخچه. در پی ضرورتیافتن تدوین و تألیف دایرةالمعارفی عمومی به مفهوم امروزی آن در ایران، مؤسسة انتشارات فرانکلین تهران (دربارة معرفی اجمالی آن ← ترجمه*، بخش 4، قسمت ب)، طرح ترجمه )دایرةالمعارف کوچک کلمبیا ـ وایکینگ( را در برنامة فعالیتهای خود قرار داد (دولتآبادی، ص 101؛ دریابندری، ص 72)، و در 1335ش مدیران ایرانی مؤسسه، غلامحسین مصاحب را که ریاضیدان و در علوم معقول و منقول متبحر بود، به سرپرستی این طرح برگزیدند (دایرةالمعارف فارسی، ج 1، دیباچة غلامحسین مصاحب، ص 2؛ نیز ← مصاحب*، غلامحسین).

باتوجه به آنکه ترجمة صِرف )دایرةالمعارف کوچک کلمبیاـ وایکینگ( پاسخگوی نیازهای خوانندگان ایرانی نبود، قرار شد پس از ترجمه آن، به جای بعضی از مقالات غیرضرور، مقالاتی در زمینههای مورد نیاز خوانندگان فارسیزبان درج شود.

پس از بررسی های مقدماتی روشن شد که این تصمیم نیز چاره مناسب کار نخواهد بود و حتی با تخصیص قریب ده هزار مقاله باز هم نیاز آنان به داشتن مرجعی جامع برطرف نخواهد شد. ازاینرو، امر تدوین دایرةالمعارف از ترجمة صرف خارج شد و در بسیاری موارد جنبة تألیف و تحقیق یافت (← دایرةالمعارف فارسی، ج 1، همان دیباچه، ص 3ـ4).

مصاحب برای آشنایی با روش کار ناشران کتابهای مرجع غربی و ایجاد زیرساختهای لازم و وضع ضوابط دقیق، برای تدوین دایرةالمعارف از مؤسسات اروپایی و امریکایی دیدار کرد (← همان دیباچه، ص 2ـ4).

او سپس گروهی از محققان و نویسندگان را به همکاری فراخواند، که در ضمن مقدمة جلد اول (ص6ـ7) افزون بر نام شش تن از اعضای هیئت تحریریه، اسامی 43 تن از نویسندگان و مؤلفان و مترجمان (شامل نامهای آشنایی چون ایرج افشار، مهدی بیانی، مهدی حائری، خسرو خسروی، عباس زریاب، عبدالحسین زرینکوب، غلامحسین صدیقی، مهدی محقق، محمد معین و احسان یارشاطر) همراه با حوزه های موضوعی هر یک آمده است.

همچنین در مقدمة بخش اول مجلد دوم (ص ] 3[) نام پنج تن از نویسندگان جدید از جمله محمدرضا شفیعی کدکنی در شمار اصحاب دایرةالمعارف ذکر شده است.مشکلات مختلف، سبب کندی کار شده بود و قرار شد نیمی از اثر که آماده بود، انتشار یابد، و متعاقباً مؤسسة انتشارات فرانکلین جلد اول کتاب را مشتمل بر مقالات حروف ا ـ س در 1345ش منتشر کرد (← همان، ج 1، دیباچة مصاحب، ص 5).

چاپ این مجلد در قطع رحلی با کاغذ چهل گرمی مخصوص در 81 صفحه مقدمه و 1425 صفحه متن، هر صفحه دارای سه ستون، با حروفچینی و صفحه آرایی چشمنواز و صحافی مناسب در شرکت سهامی افست صورت گرفت.در 1350ش، به دنبال تغییرات مدیریتی در مؤسسة فرانکلین، مصاحب ناگزیر از سرپرستی کار کنار رفت و سرپرستی امور چاپ جلد دوم ــ که مقالات آن تا اواخر حرف «غ» مهر تأیید مصاحب را داشت (← همان، ج 2، بخش 1، دیباچة رضا اقصی، ص ] 1[؛ مرادی، ص 191) ــ به رضا اقصی که از آغاز کار از همکاران مصاحب بود، سپرده شد (← دایرةالمعارف فارسی، ج 1، مقدمه، ص 6، ج 2، بخش 1، همان دیباچه، ص ] 1[؛ مرادی، ص 193).

در 1356ش، مؤسسة انتشارات امیرکبیر امتیاز دایرةالمعارف فارسی را از مؤسسة فرانکلین خرید (جعفری، ج 2، ص 872) و در همان سال، شرکت سهامی کتاب های جیبی وابسته به مؤسسة انتشارات امیرکبیر، با همکاری مؤسسة انتشارات فرانکلین، بخش اول جلد دوم (از صفحه 1426 تا 2558 شامل حروف ش ـ ل) را با همان حروف و کاغذ و در همان قطع جلد پیشین زیرنظر رضا اقصی منتشر کرد.

پس از انقلاب اسلامی در بهمن 1357، با مصادرة مؤسسة انتشارات امیرکبیر و تعلق یافتن آن به سازمان تبلیغات اسلامی در 1362ش، در انتشار بخشهای دیگر این دایرةالمعارف وقفه افتاد (← مرادی، همانجا). مؤسسه امیرکبیر با حذف و اصلاحاتی، سرانجام بخش دوم جلد دوم (از صفحة 2559 تا 3571 شامل حروف م تا ی، و نیز فرهنگ لغات و اصطلاحات فارسی به انگلیسی و انگلیسی به فارسی) را، با همان ویژگی های ظاهری مجلدات پیشین، در 1374ش منتشر کرد. همین ناشر چاپِ دومِ جلدِ اول و بخشِ اولِ جلدِ دوم را نیز با اصلاحاتی در 1380ش منتشر کرد.

ساختار مقالات. مقاله ها عموماً سه جزء دارد: مدخل که در مقدمه کتاب از آن به مَطْلع یاد شده است؛ معرف؛ و شرح و توضیحات مربوط به مطلع. گاه در موارد نادر، مطلع و تعریف در هم تلفیق و هر دو با یک جمله واحد بیان شده است، و گاهی نیز برخی مقالات، به اقتضای طبیعت آنها یا بهدلیل تنگی جا، فقط به معرف منحصر شده است (برای برخی نمونهها ← دایرةالمعارف فارسی، ج 1، مقدمه، ص 50).مطلع همان عنوان دایرةالمعارفی موضوعهاست که براساس حروف الفبا تنظیم شده و متجاوز از چهلهزار عنوان است (← همان، ج 1، دیباچة مصاحب، ص 4).

در انتخاب و تنظیم الفبایی مطلعها، و در صورت لزوم در ارائه تلفظ، مترادفها و ضبطهای مطلع، درج معادل اصطلاحات بیگانه به فارسی و نیز معادل لاتینی مطلع یا نام علمی آن، از ضوابط ارزشمندی پیروی شده است (← همان، ج 1، مقدمه، ص 30ـ41).در گزینش عناوین، تأکید بر مسائل بومی است، یعنی تاریخ و فرهنگ ایران و نیز سرزمینهای همجوار با آن یا تأثیرگذار بر آن (← همان مقدمه، ص 10، 51ـ54).

بااینهمه، جنبههای عمومی اثر مغفول نمانده و در زمینة تاریخ و فرهنگ و تمدن کشورهای مختلف و اقوام گوناگون بیش از بیست هزار مقاله درج شده است (همان، ص 10).جزء دوم مقاله، یعنی معرف، در حکمِ تعریف موضوع مقاله است. این جزء که عبارتی حتیالامکان کوتاه و دقیق و معمولاً بدون فعل و درعینحال شامل اطلاعات لازم است، عنوان را سریعاً به جوینده آن میشناساند.

کوشش بر آن بوده که معرف های مقالات در هر زمینة موضوعی تا آنجا که امکانپذیر است، یکدست شود (← همان، ص 49ـ50). مثلاً در زندگینامهها، معرف متضمن هویت شخص و عموماً مشتمل است بر سال های تولد و وفات، ملیت، و در برخی موارد شغل یا مقام شخص موردنظر؛ یا در مورد شهرها، آمار جمعیت و موقعیت شهر دو اطلاع اصلی است که در معرف ذکر میشود.جزء سوم مقاله، شرح و تفصیل و توضیحات دربارة مطلع آن مقاله است.

در تدوین مقالات با پرهیز از عبارتپردازی و پیروی از اصل ایجاز، زبده مباحث مرتبط با هر مطلع در کوتاهترین عبارت آمدهاست. با تمهید مقدماتی از قبیل وضع اصطلاحات علمی و فنی، کاربرد علامتهای اختصاری و تنظیم ارجاعات، اطلاعات درخور توجهی حتی در مقالات کوتاه فراهم شده است (← همان، ص 45). برخی عناوین مستلزم شرح و تفصیل بیشتری بوده و لاجرم مقالات بلندی به آنها اختصاص یافته است.

از جمله مقالات بلند و پرمحتوایی چون «خلیج فارس»، «ساسانی، تمدن»، «شیعه»، «صوت»، «فلسطین»، «فلسفه»، «قرآن»، «قرون وسطی»، «کانت» و حضرت «محمد» صلیاللّهعلیهوآلهوسلم.نثرِ متن روان و شیوه نگارش عموماً یکدست است. برای تسهیل در فهم برخی مطالب، از تصاویر و جدولهایی استفاده شده است (برای نمونه ← تصاویر مربوط به مقالات «چادر» و «زورخانه»؛ برای فهرست برخی از جدولهای مهم ← ج 1، مقدمه، ص 58ـ59).

در فراهمآوردن مقالات با استفاده از مآخذ دست اول و نیز تحقیقات جدیدِ محققان شرق و غرب، کوشش شده است که هر نقلی با محک مطمئنی سنجیده شود. بیش از دو سوم مقالات از مآخذ غربی ترجمه یا براساس آنها تألیف شده (← همان مقدمه، ص 11) و در بعضی زمینهها، بهویژه در مسائل مربوط به ایران، مطالب مقالات جنبة تحقیق داشتهاست (همان، ص 46).

در تدوین مقالات از بیش از هزار کتاب، رساله، دایرةالمعارف و مراجع غربی و شرقی استفاده شده است. بهرغم این اهتمام در بهرهگیری از منابع معتبر، بهسبب ضیق جا، از درج آنها در پایان هر مقاله پرهیز شده است (← همان، ص 50).ویژگی ها. ویژگی ها و نوآوری های بسیاری در دایرةالمعارف فارسی مشاهده میشود که بارزترین آنها عبارت است از : مقدمهای ابتکاری با عنوان مدخل که نظامنامه ای روشمند،متضمن ترتیبات و موازین لازم در تدوین یک دایرةالمعارف است (برای متن مقدمه ← ج 1، ص ] 9[ـ 81).

امکان روانخواندن کلمهها و سطرها بهویژه در متون پرمطلب و متراکم، که با کاربرد تمهیداتی از جمله رسمالخط یکسان، طراحی حروف خاص، رعایت دقیق فاصلهبندی کلمهها، کوتاهکردن سرکشهای حروف ک و گ و خم دادن به ستون آنها، همچنین با پیروی از ضوابطی خاص در کاربرد نشانهای سجاوندی، فراهم شده است (← همان، ص 12، 63ـ72؛ نیز ← آشوری، ص 63).

نوآوری مهم دیگر در این اثر، ارائة قواعدی دقیق برای روشمندساختن ضبط اسامی خاص و اصطلاحات و عناوین نامأنوس است. مصاحب برای پرهیز از تشتت در ضبط های گوناگون، با وضع الفبای صوتی (فونتیک)، امکان ضبط صحیح اسامی را فراهم ساخت. از جمله در این اثر ضبطِ قریب پانزدههزار اسم اشخاص در زبانهای غربی به فارسی نقل شده است (← دایرةالمعارف فارسی، ج1، مقدمه، ص 25ـ26، 30).همچنین برای صرفهجویی در حجم مجلدات دایرةالمعارف، با استفاده از حرف یا حروف نیمهتمام متصل به هم نشانه های اختصاری منضبطی وضع شده است (← همان مقدمه، ص 14ـ17).

شبکة ارجاعی ابتکاری اثر که به شیوه ای دقیق و سنجیده شکل گرفته، پیوند میان موضوعات مرتبط را که در اثر نظم الفبایی مطلعها در سرتاسر کتاب پراکنده شده، برقرار کرده است. با کمک ارجاعات گوناگون از جمله ارجاع به مطلعهای ضمنی، ارجاعات در ضمن مقالات، ارجاع به مقالات دارای مطلع واحد، و ارجاعات پایان مقالات، خواننده به موضوع یا موضوعات مرتبط هدایت میشود (← برای نمونه انواع ارجاعات ← همان، ص 41ـ45).

نوآوری دیگر مصاحب تمایز قائلشدن بین رقم صفر و نقطه است. صفر بهصورت علامت دایره ای بسیار کوچک نمایش داده شده است تا به اینترتیب از علامت نقطه متمایز شود. به گفتة ایرج افشار (ص 696) وی در کاربرد این شکل از صفر، از آنچه مرسوم قدما در متون نسخ خطی بوده تأثیر پذیرفته است. این ابداع موجب شد مجتبی مینوی (ص 7) وی را به کاربرد صفر فرنگی به جای صفر فارسی متهم کند؛ اتهامی که با پاسخ تند مصاحب مواجه شد (← ص 9).

یکی دیگر از ابتکارات مصاحب، ابداع حروف کج برای خط فارسی بهعنوان معادلی برای حروف ایتالیک در خط لاتین بود (← افشار، همانجا).کاستیها. پیبردن به نارساییهای موجود در این دایرةالمعارف در پرتو استفادة گسترده از آن چندان دشوار نبوده است. خردهگیریهای ناقدان طیف وسیعی دارد از انتقاد به کهنگی مطالب (← مینوی، ص 6؛ مرادی، ص 195)، تا نامتوازنبودن مقالات از نظر تفصیل و کیفیت و اعتنای بیشتر به مقالات علمی (دریابندری، ص 73)؛ ناهماهنگی مقالات علمی و توجه بیشتر به مقالات حوزه های فیزیک، ریاضی و نجوم در برابر مقالات شیمی، جانورشناسی و گیاهشناسی و بهویژه پزشکی (رضا صادقی، ص 13)؛ انتقاد به وضع مصدرهای جعلی چون «اکسیدن» و «یونیدن» (← علیاشرف صادقی، ص 28ـ29)؛ فراوانی مدخلهای خارجی و بهویژه سرگذشتنامههای نهچندان ضرور خارجیان (د. ایرانیکا، ذیل مادّه)؛ جای خالی شماری از مدخلهای رجال ایرانی (از جمله به دلایل سیاسی ← مرادی، ص 195)؛ نبودِ کمال نسبی جلدهای پیشین در بخش دوم جلد دوم («مرحوم دکتر غلامحسین مصاحب»، ص 7، به نقل از احمد آرام)؛

برخی ناهماهنگیها در ضبط اسامی جغرافیایی در همان بخش با توجه به ضبط آنها در مجلدات پیشین (← «دانشنامهنویسی در ایران»، ص 68، به نقل از حسن انوشه)؛ مشکلات موجود در تنظیم الفبایی برخی مطلعها و اشتباهات ویرایشی و تایپی (← محرابی، ص 73)؛ و عدم درج پیوستهایی که وعدة درج آنها در دیباچة جلد اول (ص 5) داده شده بود.اکنون میتوان گفت که بسیاری از انتقادهای یاد شده، وارد است.

مصاحب خود به علت بروز شماری از این نارساییها در مقدمة جلد اول (ص 47ـ48، 76ـ77) اشاره کرده است. اما کمبودی که عامدانه و بهسبب ضیق جا در اثر عارض شده (← همان مقدمه، ص 50)، فقدان مآخذ و مستندات آن است.قابلیتها و تأثیرات. بهرغم کاستیهای یادشده، چیزی از ارزش اثر مرجعی با این حجم از اطلاعات متراکم که راه تازهای را پیمودهاست، کم نمیشود.

اظهارنظرهای صاحبنظران بهویژه در زمان انتشار نخستین بخش این اثر مؤید این معناست : محمدعلی جمالزاده در پی انتشار جلد اول، آن را بینظیر و تأثیر این کار بزرگ را در ادب و فرهنگ ایران دورانساز خواند که تحولات شگرفی در تاریخ و ادب و هنر وعلوم و فنون به دنبال خواهد داشت (← ص 146ـ147). مجلة سخن (دورة 16، ش 11، ص 1193)،

در یادداشتی باعنوان «دایرةالمعارف فارسی به سرپرستی غلامحسین مصاحب»، از همین جلد با عبارت «مهمترین کتابی که در این دوران منتشر شده» و در حکم یک «واقعة مهم علمی و ادبی» و «مقدمة یک جنبش علمی و فکری در زبان فارسی»، یاد کرد (برای نظرهای تحسینآمیز دیگر دراینباره ← راسخ، ص 29ـ30؛ محقق، ص 34ـ35؛ فانی، ص 66ـ67؛ آذرنگ، ص 68ـ71؛ آشوری، ص 62ـ65).

پربسامدبودن استنادها به این دایرةالمعارف نیز دلیل اطمینان خاطر استنادکنندگان از صحت علمی مطالب آن قلمداد شده است؛ مثلاً بنا بر پژوهشی دربارة استنادهای مقالات دایرةالمعارف کتابداری و اطلاعرسانی ایران، در این دانشنامة تخصصی هم که قاعدتاً منابع حوزه مرتبط باید بیش از هر اثر دیگری طرف رجوع باشد، دایرةالمعارف فارسی با 55 استناد پربسامدترین منبع مورد استفاده بوده است (← رضایی شریفآبادی و همکاران، ص 90).

منابع : عبدالحسین آذرنگ، «مصاحبِ دانشنامهنگار»، نگاه نو، ش 82 (تابستان 1388)؛ داریوش آشوری، «غلامحسین مصاحب: آموزگار روشمندی»، در همان؛ ایرج افشار، «وفات غلامحسین مصاحب»، آینده، سال 5، ش 7ـ9 (مهر ـ آذر 1358)؛ عبدالرحیم جعفری، در جستجوی صبح: خاطرات عبدالرحیم جعفری، بنیادگذار مؤسسه انتشارات امیرکبیر، تهران 1383ش؛ محمدعلی جمالزاده، «]دربارة [ دایرةالمعارف فارسی»، راهنمای کتاب، سال 10، ش 2 (تیر 1346)؛ «دانشنامهنویسی در ایران: لزوم بحث های نظری»، کتاب ماه کلیات، سال 7، ش 1 و 2 (دی و بهمن 1382)؛ دایرةالمعارف فارسی، به سرپرستی غلامحسین مصاحب، تهران : فرانکلین، 1345ـ1374ش؛ «دایرةالمعارف فارسی به سرپرستی غلامحسین مصاحب»، سخن، دورة 16، ش 11 (دی 1345)؛ نجف دریابندری، «یادی از دکتر غلامحسین مصاحب»، کتاب جمعه، ش 13 (آبان 1358)؛ هوشنگ دولتآبادی، «دکتر غلامحسین مصاحب»، در زندگینامه و خدمات علمی و فرهنگی شادروان غلامحسین مصاحب، تهران : انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1388ش؛ شاپور راسخ، «دو کتاب : دایرةالمعارف فارسی، و فرهنگ فارسی»، راهنمای کتاب، سال 10، ش 1 (اردیبهشت 1346)؛ سعید رضاییشریفآبادی، حسن کیانیخوزستانی و اعظم موسیچمنی، «مطالعه استنادی مقالات دایرةالمعارف کتابداری و اطلاعرسانی ایران»، اطلاعشناسی، ش 25 (پاییز 1388)؛ رضا صادقی، «گفتاری دیگر دربارة دایرةالمعارف فارسی»، نشر دانش، سال 5، ش 2 (بهمن و اسفند 1363)؛ علیاشرف صادقی، «زبان فارسی و فرهنگستان»، ضمیمة راهنمای کتاب، سال 16، ش 10ـ12 (دی ـ اسفند 1352)؛ کامران فانی، «مصاحب: بنیانگذار دایرةالمعارفنویسی در ایران»، نگاه نو، ش 82 (تابستان 1388)؛ معینالدین محرابی، «نگاهی به دایرةالمعارف فارسی مصاحب»، کتاب ماه کلیات، سال 10، ش 4 و 5 (فروردین و اردیبهشت 1386)؛ مهدی محقق، طرح تدوین دایرةالمعارف تشیع، تهران 1362ش؛ نوراللّه مرادی، «دکتر غلامحسین مصاحب و دایرةالمعارف فارسی»، در زندگینامه و خدمات علمی و فرهنگی شادروان دکتر غلامحسین مصاحب، همان؛ «مرحوم دکتر غلامحسین مصاحب: تداوم تلاش برای انتقال علم» (گفتگو)، کیهان فرهنگی، سال 6، ش 7 (مهر 1368)؛ غلامحسین مصاحب، «مجتبی مینوی و جلد اول دایرةالمعارف فارسی»، نگین، ش 106 (اسفند 1352)؛ مجتبی مینوی، «مجتبی مینوی: پژوهشگر ستیهنده» (گفتگو)، کتاب امروز (پاییز 1352)؛EIr. s.v. "Dāyerat al- ma`ā ref- e Fārsī" (by Dāryūš; Āš;ūrī).

نظر شما
مولفان
محمود حقیقی ,
گروه
رده موضوعی
جلد 17
تاریخ 93
وضعیت چاپ
  • چاپ شده