دانشهای حدیثی ← علم الحدیث

معرف

دانشهای حدیثی ← علم‌الحدیث#
متن
دانشهای حدیثی ← علم‌الحدیثNNNNدانَق ← سکّهNNNNدانگ، واحدی در اندازه‌گیری وزن، سطح، زمان و آواهای موسیقی. واژة دانگ، در پهلوی dāng(فره‌وشی، ذیل واژه)، در گویش زردشتیان یزد dung (همان، ذیل «دونگ») و در گویشهای زردشتیان کرمان، لری، نائینی، بردسیری، بیرجندی و ملایری نیز dongبه‌کار رفته‌است (← سروشیان؛ ایزدپناه؛ ستوده؛ برومند سعید؛ رضائی، 1373ش؛ محمودی، ذیل «دنگ»). این واژه به‌صورت دانک (dānak) به‌معنای هر دانه کوچک، مانند جو و گندم، نیز به‌کار رفته‌است (← نفیسی، ذیل «دانک») که به‌نظر می‌رسد تغییر شکل‌یافتة dānak در زبان پهلوی باشد (← معین، ذیل «دانک»؛ مشکور، ج 1، ص 235). پورداود (ص 268) واژة دانک یا دانگ را معادل dānā در اوستا و dhánā در سنسکریت، به‌معنای دانه، دانسته و معتقد است در نوشته‌های پهلوی، به‌جای آن واژة آرامی madبه‌کار رفته‌است. دانگ در عربی به صورت دانِق/ دانَق (جمع: دوانق یا دوانیق) از ریشه «دنق» است.براساس الواح به‌دست آمده از تخت‌جمشید، به‌نظر می‌رسد نخستین‌بار واژه dānaka به‌عنوان واحد وزنی برابر یک هشتم شِکِل (حدود 05ر1 گرم) در دوره پادشاهی داریوش (ﺣک : 521ـ486 یا 485ق م) به‌کار رفته و بعدها استفاده از آن منسوخ شده، اما شکل یونانی آن، danake، در دورة هلنی و بعد از آن، برای نشان‌دادن قطعة نقره‌ای معادل یک ششم دراخم رواج داشته‌است (کامرون ، ص 132؛ بیوار ، ص 622).اگرچه دانق بیشتر به‌عنوان سکه‌ای معادل یک ششم درهم در دورة عرب جاهلی به‌کار می‌رفت (← جوهری؛ ابن‌سیده؛ ابن‌منظور، ذیل «دنق»؛ جوادعلی، ج 7، ص 503؛ نیز ← جاحظ، ص 106)، واحد وزن نیز بود (← ابن‌فَرّاء، ص 174؛ ابن‌اخوه، ص 141؛ مَقریزی، ص 97). دانگ در مفهوم حصه، بهره، سهم و قسمت نیز به‌کار رفته‌است (← نفیسی؛ شهریار نقوی، ذیل واژه؛ اقتداری، ذیل «دنگ»).دانگ به‌عنوان واحد اندازه‌گیری در مقیاس وزن، متفاوت به‌کار رفته‌است؛ چنان‌که در منابع معادل یک چهارم درم یا مثقال یا یک چهارم هر وزنه (← نفیسی، ذیل «دانک») و یک ششم درم، دینار یا مثقال (شاد، ذیل «دانگ»، «دانق»؛ هینتس ، ص 11) آمده‌است. به‌علاوه، نسبت به مقیاسهای وزنی کوچک‌تر، دانگ معادل چهار طَسوج* (خوارزمی، ص 163)، شش حبه (ادریسی، ص 341)، هشت حبه (مؤمن استرآبادی، ص 414) و ده حبه (مقدسی، ص 182؛ نیز ← ابن‌اخوه، ص 141) به‌کار رفته‌است.پیش از اسلام، هر دانگ در مکه برابر  8حبه (جو متوسط) و بعد از اسلام، معادل  3 قیراط (ده حبه (جو) یا چهل اَرُزَّه (برنج)) بوده‌است (د.اسلام، چاپ اول، ذیل "Dānak").در میان پزشکان و داروسازان دورة اسلامی نیز دانگ واحد اندازه‌گیری بوده‌است (برای نمونه ← رازی، گ 161ر ـ 162پ؛ هروی، ص 12، 19ـ20؛ ابوریحان بیرونی، ص 171).دانگ (یا دانق) به‌همراه مثقال و تَسو از واحدهای اندازه‌گیری نسبتهای وزنی فلزات نیز بوده‌است (← خازنی، ص 56ـ 64).به نظر می‌رسد اوایل دورة قاجار نیز دانگ معادل یک ششم هر چیز بوده‌است (← قائم‌مقامی، ص 162ـ163، 168). صالح هروی (قرن سیزدهم؛ ص 6) مقادیر متفاوت دانگ را چهار تسو، هشت جو، چهار قیراط، یک ششم مثقال، چهار نخود، و شش حبه ذکر کرده‌است.در اصطلاحات حقوقی و ثبتی، دانگ معادل سهم و به‌معنای یک ششم از مال غیرمنقول است (← داعی‌الاسلام، ذیل واژه؛ صدری طباطبائی نائینی، ص 61؛ اسکافی، ذیل واژه). براساس آیین‌نامة قانون ثبت املاک کشور (مصوب 1311ش)، مساحت املاک و اراضی در اظهارنامه درخواست ثبت باید به دانگ و سهم ذکر شود (ایران. قوانین و احکام،1311ش، ص 8). براساس مادّه 43 همین آیین‌نامه، هرگاه شش دانگ قنات یا چشمه متعلق به یک تن باشد، به‌منزلة یک ملک محسوب می‌شود (همان، ص 133). هنوز هم واحد دانگ در اندازه‌گیری املاک و اراضی در قوانین و مقررات ثبتی مورد استفاده است (← همو، 1383ش، ص 124).مشتقات دانگ و کاربرد آن عبارت است از: دانگ سنگ به‌معنای سنگ یا وزنه‌ای به وزن دانگ، دانگه به‌صورت پسوند در اسامی محل مانند دودانگه، چهاردانگه (← دهخدا، ذیل «دانگ‌سنگ» و «دانگه»)، و دانگانه به‌معنای سهمی که هرکس در مهمانی و غیره پرداخت کند (← برهان؛ شاد؛ نفیسی؛ دهخدا، ذیل «دانگانه»).دانگ را برای نشان دادن وقت محدود و معیّن نیز به‌کار برده‌اند (← دیانت، ج 1، ص 191)، چنان‌که یک قسمت از شش قسمت هر واحد از زمان (شب، روز، ساعت و غیره) دانگ نامیده می‌شد (دهخدا، ذیل واژه). برای مثال، در بیرجند شبانه‌روز یا سهم را به دوازده دانگ تقسیم می‌کردند و هر دو ساعت آب قنات معادل یک دانگ بود (رضائی، 1381ش، ص 308).دانگ، در نجوم دورة اسلامی، واحدی فرعی در اندازه‌گیری مقدار پوشیدگی قرص ماه و خورشید در خسوف و کسوف بوده‌است. در این مقیاس، هر دانگ برابر یک ششم از دوازده اصبع (= انگشت) و شش دانگ معادل تمام سطح ظاهری قرص ماه یا خورشید است (نصیرالدین طوسی، گ 30ر، 31ر؛ گنابادی، باب 15، ص ] 128[؛ نیز ← مصفّی، ذیل «دانگ»، «اصابع»).براساس آمارگیری از روستاهای نمونه، در دهة 1350ش، مقدار دانگ در واحد سطح متفاوت ذکر شده‌است؛ برای مثال در شهرستان قم، معادل 4 هکتار؛ در قزوین و همدان، معادل 06ر0 هکتار (← واحدهای محلی وزن و سطح در ایران، ص 194،200، 366ـ367) و در شهرستانهای مختلف استان خراسان نیز از 0273ر0 تا یک هکتار (همان، ص 313، 322، 327، 339). هنوز در برخی نقاط ایران دانگ برای تقسیم املاک، زمینها و حتی آب کشاورزی به‌کار می‌رود (برای نمونه ← رنجبر و همکاران، ص 18، 262؛ سلطانی، ج 2، بخش 2، ص 1047ـ 1049؛ افشار سیستانی، ج 1، ص 506).در موسیقی نیز دانگ معادل یک قسمت از شش قسمت صوت و آواز، از جهت ارتفاع یا ملایمت آن است. آواز دو، چهار یا شش دانگ، به‌ترتیب، مدارج آواز از ملایم به اوج است. صدای دو دانگ، به‌معنای نرم و آهسته‌خواندن و صدای شش‌دانگ به‌معنای صدای زیر و پردامنه است (حدادی، ذیل واژه؛ نیز برای آگاهی بیشتر دربارة دانگ در موسیقی ایران ← برکشلی، ص 7ـ8، 65؛ بینش، ص 67، 69؛ ستایشگر، ذیل واژه).منابع : ابن‌اخوه، کتاب معالم‌القربة فی احکام‌الحسبة، چاپ محمد محمود شعبان و صدیق احمد عیسی مطیعی، ]قاهره[ 1976؛ ابن‌سیده، المحکم و المحیط الاعظم، چاپ عبدالحمید هنداوی، بیروت 1421/2000؛ ابن‌فَرّاء، الاحکام‌السلطانیة، چاپ محمدحامد فقی، بیروت 1403/1983؛ ابن‌منظور؛ ابوریحان بیرونی، الصیدنة؛ محمدبن محمد ادریسی، الاکیال و الاوزان، چاپ ایرج افشار، در میراث اسلامی ایران، دفتر3، به‌کوشش رسول جعفریان، قم: کتابخانه آیت‌اللّه مرعشی‌نجفی، 1375ش؛ نادر اسکافی، فرهنگ ثبتی، ]تهران [1377ش؛ ایرج افشار سیستانی، مقدمه‌ای بر شناخت ایل‌ها، چادرنشینان و طوایف عشایری ایران، ]تهران[ 1366ش؛ احمد اقتداری، فرهنگ لارستانی، تهران 1334ش؛ ایران. قوانین و احکام، قوانین و مقررات ثبتی، تدوین جهانگیر منصور، تهران 1383ش؛ همو، مجموعه قوانین، آئین‌نامه‌ها، مقررات، تصویب‌نامه‌های مربوط به ثبت اسناد و املاک، تهران: ادارة کل ثبت اسناد و املاک، ]1311ش[؛ حمید ایزدپناه، فرهنگ لری، تهران 1363ش؛ مهدی برکشلی، مداومت در اصول موسیقی ایران: گامها و دستگاههای موسیقی ایرانی، تهران 1355ش؛ جواد برومندسعید، واژه‌نامه گویش بردسیر، کرمان 1370ش؛ محمدحسین‌بن خلف برهان، برهان قاطع، چاپ محمد معین، تهران 1342ش؛ تقی بینش، شناخت موسیقی ایران، تهران 1376ش؛ ابراهیم پورداود، هرمزدنامه، تهران 1331ش؛ عمروبن بحر جاحظ، البخلاء، چاپ طه حاجری، قاهره 1971؛ جوادعلی، المفصّل فی تاریخ العرب قبل‌الاسلام، ]بغداد[ 1413/1993؛ اسماعیل‌بن حماد جوهری، الصحاح فی‌اللغة و العلوم، چاپ ندیم مرعشلی و اسامة مرعشلی، بیروت 1974؛ نصرت‌اللّه حدادی، فرهنگنامه موسیقی ایران، تهران 1376ش؛ عبدالرحمان خازنی، کتاب میزان‌الحکمة، حیدرآباد، دکن 1359؛ محمدبن احمد خوارزمی، کتاب مفاتیح‌العلوم، چاپ فان فلوتن، لیدن 1895، چاپ افست 1968؛ محمدعلی داعی‌الاسلام، فرهنگ نظام، چاپ سنگی حیدرآباد، دکن 1305ـ 318 ش، چاپ افست تهران 1362ـ1364ش؛ دهخدا؛ ابوالحسن دیانت، فرهنگ تاریخی سنجش‌ها و ارزش‌ها، تبریز 1367ش؛ محمدبن زکریا رازی، کتاب الاقراباذین، نسخة خطی کتابخانة موزة ملک، ش 24/4573؛ جمال رضائی، بیرجندنامه: بیرجند در آغاز سده چهاردهم خورشیدی، به‌اهتمام محمود رفیعی، تهران 1381ش؛ همو، واژه‌نامه گویش بیرجند، به‌اهتمام محمود رفیعی، تهران 1373ش؛ حسین رنجبر، محمدرضا ایزدی، و ابوالقاسم امینی، سرزمین و فرهنگ مردم ایزدخواست، ]اهواز[: مؤسسة فرهنگی آیات، 1373ش؛ مهدی ستایشگر، واژه‌نامه موسیقی ایران‌زمین، ج 1، تهران 1374ش؛ منوچهر ستوده، فرهنگ نائینی، تهران 1365ش؛ جمشید سروش سروشیان، فرهنگ بهدینان، چاپ منوچهر ستوده، تهران1335ش؛ محمدعلی سلطانی، جغرافیای تاریخی و تاریخ مفصل کرمانشاهان، ج 2، تهران 1372ش؛ محمدپادشاه‌بن غلام محیی‌الدین شاد، آنندراج: فرهنگ جامع فارسی، چاپ محمد دبیرسیاقی، تهران 1363ش؛ سیدباحیدر شهریار نقوی، فرهنگ اردو ـ فارسی، لاهور 1993؛ محمدصالح‌بن محمد صالح‌هروی، کتاب قرابادین صالحی (تحفة‌الصالحین یا عمل صالح)، چاپ سنگی تهران 1283، چاپ افست تهران: مؤسسة مطالعات تاریخ پزشکی، طب اسلامی و مکمل، 1383ش؛ محمد صدری طباطبائی نائینی، فرهنگ اصطلاحات ثبتی، مشهد 1371ش؛ بهرام فره‌وشی، فرهنگ فارسی به پهلوی، تهران 1358ش؛ جهانگیر قائم‌مقامی، «اوزان و مقادیر قدیم ایران»، مجله بررسیهای تاریخی، سال 3، ش 2 (خرداد ـ تیر 1347)؛ مظفربن محمدقاسم گنابادی، شرح بیست باب ملامظفر (دربارة رساله بیست باب در معرفت تقویم اثر عبدالعلی‌بن محمد بیرجندی)، چاپ سنگی ]بی‌جا[ 1276؛ فریدون محمودی، لغات و اصطلاحات ملایری، ملایر 1379ش؛ محمدجواد مشکور، فرهنگ تطبیقی عربی با زبانهای سامی و ایرانی، تهران 1357ش؛ ابوالفضل مصفّی، فرهنگ اصطلاحات نجومی، تهران 1366ش؛ محمد معین، فرهنگ فارسی، تهران 1371ش؛ مقدسی؛ احمدبن علی مَقریزی، النقود الاسلامیة، المسمی بشذورالعقود فی ذکرالنقود، چاپ محمد بحرالعلوم، نجف 1387/1967؛ محمدمؤمن‌بن علی مؤمن استرآبادی، رساله مقداریه، چاپ تقی بینش، در فرهنگ ایران‌زمین، ج10 (1341ش)؛ محمدبن محمد نصیرالدین طوسی، زیج ایلخانی، نسخه خطی کتابخانة موزة بریتانیا، ش 7464Or.؛ علی‌اکبر نفیسی، فرهنگ نفیسی، تهران 1355ش؛ واحدهای محلی وزن و سطح در ایران، تهران: مرکز آمار ایران، 1353ش؛ هروی؛A. D. H. Bivar, "Achaemenid coins, weights and measures", in The Cambridge history of Iran, vol.2, ed. Ilya Gershevitch, Cambridge 1985; George Glenn Cameron, Persepolis treasury tablets, Chicago 1948; EI1, s.v. "Dānak" (by Cl. Huart); Walther Hinz, Islamische Masse und Gewichte, Leiden 1970.
نظر شما
مولفان
نسترن طباطبایی ,
گروه
رده موضوعی
جلد 17
تاریخ 93
وضعیت چاپ
  • چاپ شده