دارالارقم(۲)

معرف

از جنبشهای اسلامی و صوفی‌گرای غیردولتی مالزی و یکی از دهها جنبش نهضت سراسری اسلامی «دعوة» (با هدف بازگشت به جامعه صدر اسلام)
متن
دارالارقم(2)، از جنبشهای اسلامی و صوفی‌گرای غیردولتی مالزی و یکی از دهها جنبش نهضت سراسری اسلامی «دعوة» (با هدف بازگشت به جامعه صدر اسلام). این جنبش را در 1347ش/1968 اشعری محمد تمیمی ملقب به استاد و دوازده نفر از رهبران مسلمان مالزی (به یاد و احترام دوازده نفر از یاران نخستین پیامبر اسلام) در کوالالامپور تأسیس کردند، که به یاد خانه ابوعبداللّه ارقم‌بن ابی‌الارقم، صحابی پیامبر، دارالارقم نامیده شد. اشعری محمد پیش از تأسیس دارالارقم، در ایالت سلانگور معلم تعلیمات دینی بود و درحزب اسلامی پاس* (مهم‌ترین حزب اسلام‌گرای مالزی) عضویت و فعالیت داشت (بارتون ، ص 105؛ میلن و ماوزی ، 1999، ص 83؛ )دایرة‌المعارف جهان اسلام آکسفورد( ، ذیل مادّه).هدف اصلی و بنیادین این جنبش احیای اعتقادات و ارزشهای اسلامی و عمل به آنها در زندگی روزمره مسلمانان بود. اعضای اولیه دارالارقم ده نفر از مردم کم‌درآمد کوالالامپور بودند که تحت تعالیم اشعری محمد مبانی قرآن و اصول عقاید اسلامی را می‌آموختند. اشعری می‌کوشید آنها را به ضرورت بازنگری و اصلاح هویت فردی‌شان، براساس ارزشها و میراث دینی و فرهنگی‌شان، آگاه کند و از این طریق، به مقابله با نفوذ سیاسی و فرهنگی جهان غرب در میان مسلمانان مالزی بپردازد ()دایرة‌المعارف جهان اسلام آکسفورد(، همانجا).جنبش دارالارقم طی دو سال نخست فعالیتش، نمودی اندک داشت و فعالیتهایش محدود به یک گروه مطالعاتی و تبلیغی کوچک تحت رهبری اشعری محمد بود، اما از ابتدای دهه 1350ش/1970، بر میزان فعالیتهای تبلیغاتی‌اش افزوده شد و چون بنابر اصول عقاید آن، تشکیل جامعه اسلامی نمونه مقدّم بر تشکیل دولت اسلامی بود، در 1351ش/1972 مرکز فعالیتش به روستای سونگای پنچالا ، در حومه کوالالامپور، منتقل شد و به ایجاد جامعه مستقل و خودکفای اسلامی اقدام کرد. اعضای جنبش در این ناحیه منازل مسکونی، مسجد، مدرسه، مزرعه، درمانگاه و بیمارستان و چندین مغازه و شرکت تجاری تأسیس کردند که در طول سالیان بعد، بر تعداد و گستره فعالیتهای آنها افزوده شد. شمار پیروان جنبش دارالارقم نیز از این زمان رو به فزونی گذاشت و به بیش از چند هزار تن رسید. همچون سایر نهضتهای اسلامی دعوة، جنبش دارالارقم نیز به دنبال ارائه الگو و شیوه زندگی زمان پیامبر و صدر اسلام برای اعضای خود و تشویق آنها به تبعیت از آن بود و به همین لحاظ، پیروان آن با ترک زندگی عادی رایج در مالزی، تا حد امکان، می‌کوشیدند همچون مسلمانان زمان پیامبر رفتار و زندگی کنند و اجتماعی مطابق با تصوری که از جامعه مسلمانان دوران پیامبر داشتند، به وجود بیاورند. آنان حتی پوشش ویژه‌ای را برای خود برگزیدند (عبای بلند سبز برای مردان و لباس بلند مشکی برای زنان). همچنین برای تأمین خودکفایی و استقلال هرچه بیشتر از نظام حکومتی مالزی، یکی از نخستین اقدامات تجاری دارالارقم تأسیس شرکتهای تولید غذا و داروی حلال و دیگر نیازمندیهای مسلمانان و به‌خصوص اعضایش بود (بارتون؛ میلن و ماوزی، همانجاها؛ صالحه حسن ، 2002، ص 206).در طول دهه 1350ش/1970، جنبش دارالارقم گسترش بسیار یافت و به‌ویژه به دلیل رشد اسلام‌گرایی در مالزی، بر تعداد اعضای آن افزوده شد و بسیاری از جوانان مالزی و به‌خصوص دانش‌آموزان و دانشجویانِ روی‌گردان از زندگی مادی‌گرایانه و خواهان فراگیری تعالیم اسلامی به آن پیوستند و بر گستره فعالیتهای گوناگون دینی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی این جنبش افزوده شد به علاوه، از آنجا که این جنبش خواهان اسلامی شدن نظام آموزشی مالزی بود، نظام آموزشی اسلامی مستقلی به وجود آورد و بر تعداد مدارس اجتماع خود افزود (بارتون، ص 105ـ106؛ لو ، ص 32).به دنبال گسترش کمّی و کیفی فعالیتهای دینی، فرهنگی و اقتصادی مستقل دارالارقم، به‌تدریج شعبات این جنبش با مؤسسات آموزشی، شرکتهای تجاری، مراکز کشاورزی و شبکه‌های حمل و نقل آن در سراسر مالزی گسترش یافت و از 1358ش/1979، هیئتهای تبلیغی دارالارقم به کشورهای دیگر، اعم از اسلامی و غیراسلامی، فرستاده شدند. از 1367ش/ 1988، اشعری محمد شخصآ مسئولیت برنامه ارسال هیئتهای تبلیغی برون‌مرزی را برعهده گرفت و با کشورهای دیگر تماسهای سیاسی برقرار کرد. متعاقب آن، شعبه‌های دارالارقم در اندونزی، سنگاپور، تایلند، فیلیپین، برونئی، استرالیا، زلاندنو، پاکستان، اردن، مصر، ازبکستان، چین، انگلستان، فرانسه، آلمان و امریکا تأسیس شد. به این ترتیب، از نیمه دهه 1360ش/ 1980 بر دامنه فعالیتهای دارالارقم و تعداد پیروان آن بیش از پیش افزوده شد و این جنبش به صورت یک جنبش اسلامی منطقه‌ای و تقریبآ بین‌المللی درآمد. همچنین، هیئتهای تبلیغی برون‌مرزی دارالارقم با برقراری مناسبات کاری با نهضتها و طریقتهای اسلامی و صوفی برخی کشورها (مانند طریقت نقشبندیه* در ازبکستان) بر گستره تبلیغ اصول عقاید خود افزودند (نور ، ص 201؛ )دایرة‌المعارف جهان اسلام آکسفورد(، همانجا).دارالارقم تا اواخر دهه 1360ش/1980، به صورت دولتی مستقل و دارای رؤسای متعدد و سلسله‌مراتب سازمان‌یافته درآمد، و صاحب تشکیلاتی دولتی همچون سازمان امور خارجه، سازمان آموزش، رسانه‌های عمومی متعدد (مانند روزنامه و نشریه) و سازمان انتشارات شد. طی این دوران، اشعری محمد محبوبیت درخور توجهی یافت و در برنامه‌های متعدد رادیویی و تلویزیونی، عقاید اسلامی دارالارقم را تبیین و تشریح کرد، اما رهبران حکومت مالزی، به‌ویژه ماهاتیر محمد و انور ابراهیم، تعالیم و باورهای او را درباره چگونگی و ویژگیهای حکومت اسلامی نپذیرفتند. پس از حمله دولت عراق به کویت و شروع جنگ خلیج و در پی آن، حمله نیروهای بین‌المللی تحت رهبری دولت امریکا به نیروهای صدام‌حسین در 1369 و 1370ش/1990 و 1991، اشعری محمد کتابی به نام )جنگ خلیج: اسلام پیروزمندانه دوباره ظهور خواهد کرد( نوشت و در آن، ضمن محکوم کردن همکاری برخی رهبران کشورهای مسلمان با نیروهای غربی، اعلام کرد که جنگ مزبور در نهایت به پیروزی اسلامی منجر خواهد شد و غربیها شکست خواهند خورد. اشعری محمد عملکرد دولت مالزی را غیراسلامی می‌دانست و معتقد بود که نظام حکومتی غیرمذهبی این کشور تحت تأثیر اندیشه‌های یهودی و مسیحی و بر مبنای ساختارهای سیاسی و اقتصادی غربی بنا شده است. به‌تدریج فعالیتها و عقاید اشعری محمد موجب نگرانی دولت مالزی شد. به‌خصوص که از اواخر دهه 1360ش/ 1980 و اوایل دهه 1370ش/1990، دارالارقم آشکارا خواهان کسب قدرت سیاسی در حکومت و اسلامی کردن نظام حکومتی و نیز نظامهای قضائی، آموزشی، اقتصادی و اجتماعی مالزی، براساس الگوی دولت اسلامی خود، شده و دولت ماهاتیر محمد را به چالش کشیده بود. دولت ماهاتیر محمد در ابتدا برای مقابله با دارالارقم، افکار اشعری محمد را کفرآمیز اعلام کرد و برخی از فعالیتهای انتشاراتی دارالارقم را محدود کرد. این در حالی بود که سازمانهای اسلامی دیگر که مورد تأیید نیز بودند، در مقابل محبوبیت دارالارقم موفقیت چندانی به دست نیاوردند و عموم مسلمانان مالزی آنها را سازمانهایی دولتی قلمداد کردند (نور، ص 200ـ202؛ بارتون، ص 107ـ108؛ هوانگ ، ص 243؛ صالحه حسن، 2003، ص 107ـ108).سرانجام، شورای ملی فتوای مالزی، تحت فشار ماهاتیر محمد، در 4 مرداد 1373/15 اوت 1994، بعضی از عقاید صوفیانه اشعری محمد و اعضای جنبش، مانند اعتقاد به بازگشت سیدمحمدبن عبداللّه سوهایمی (از شیوخ و عرفای مسلمان اندونزیایی‌تبار مالزی، متوفی 1304ش/1925) به‌عنوان مهدی و اعتقاد به گفتگوی سوهایمی با پیامبر در مکه، را بدعتی کفرآمیز و انحراف از اصول عقاید صحیح اسلام دانست و جنبش دارالارقم را رسمآ منحل کرد. به علاوه، طبق فتوای این شورا، اعضای دارالارقم از هر نوع تبلیغ یا اشاعه عقاید نهضت منع شدند. دولت مالزی نیز اعضای این جنبش را به فراگیری آموزش نظامی در تایلند و تلاش برای مبارزه مسلحانه با حکومت مالزی متهم کرد و فعالیت دارالارقم را تهدیدی برای نظم و امنیت داخلی کشور معرفی و آن را غیرقانونی خواند و به دستگیری اشعری محمد و دیگر رهبران و اعضای اصلی جنبش و سرکوب پیروان آن و انحلال شُعب دارالارقم در سراسر مالزی دست زد. همچنین به طور جدّی از کشورهای عضو آسه‌آن (مجمع ملل آسیای جنوب‌شرقی) ، مانند سنگاپور، تایلند، فیلیپین و اندونزی، درخواست کرد تا فعالیت شعبات دارالارقم را ممنوع کنند، که این درخواست در برخی از این کشورها همچون اندونزی با محکومیت علما و سازمانهای اسلامی مواجه شد (نور، ص 202ـ203؛ بارتون، ص 108ـ110؛ میلن و ماوزی، 1999، ص 87).اشعری محمد و دیگر رهبران اصلی دارالارقم مدتی بعد از دستگیری، وادار به حضور در تلویزیون و اعتراف به انحرافی‌بودن عقایدشان از اصول اعتقادی اصیل اسلامی شدند. اشعری محمد تقریبآ دو ماه پس از دستگیری آزاد شد، اما در منزلش تحت‌نظر بود. از اواخر 1373ش/1994، جنبش دارالارقم به صورت زیرزمینی و مخفی ادامه یافت. از سوی دیگر، فشار دولت مالزی بر رهبران و اعضای اصلی دارالارقم و نظارت بر آنها و دستگیری برخی از آنان به اتهام تلاش برای تأسیس و احیای دوباره این نهضت تا اوایل دهه 1380ش/2000 ادامه داشت. جنبش دارالارقم نفوذ وسیعی در میان مردم طبقات متوسط شهری و روستایی داشت و مسلمانان مالزی را به انتقاد از حکومت این کشور تشویق می‌کرد. این عوامل و افزون بر آنها، پیشبرد برنامه‌های اقتصادی و کشاورزی دارالارقم، این جنبش را به تهدیدی برای حاکمیت بدل کرده بود. به‌ویژه آنکه در اوایل دهه 1370ش/1990، دولت ماهاتیر محمد موفق شده بود غالب جریانهای سیاسی مهم مالزی را به حاشیه براند و دارالارقم مهم‌ترین و قدرتمندترین نیروی سیاسی رقیب برای دولت وی به شمار می‌رفت. به علاوه، از اوایل دهه مذکور، شایعه ظهور حزب سیاسی جدیدی به رهبری دارالارقم در مالزی رواج یافته بود و احتمال داشت در انتخابات عمومی اواخر 1373ش/1994 به پیروزی دست بیابد (هوانگ، ص243ـ244، 272؛ صالحه حسن، 2003، ص108؛ نور، ص 203؛ بارتون، ص 110؛ میلن و ماوزی، همانجا؛ وایس ، ص 33).دارالارقم در دوران فعالیت خود مهم‌ترین و تأثیرگذارترین جنبش اسلامی در مالزی و کشورهای شرق و جنوب شرقی آسیا به شمار می‌رفت. این جنبش تأثیر چشمگیری بر زندگی سیاسی، دینی، اجتماعی و اقتصادی مسلمانان این کشورها بر جای گذاشت. این جنبش که از دو ویژگی بارز استقلال و پایبندی به اسلام برخوردار بود، به دیگر سازمانها و نهضتهای اسلامی عمدتآ نگرش انتقادی داشت و اغلب مواضع این سازمانها و احزاب را به علت قوم‌گرایی، ملی‌گرایی و سکولاریسم نقد می‌کرد. دارالارقم از پیروزی انقلاب اسلامی 1357ش ایران استقبال کرد و از مواضع ضداستعماری و ضدغربی آن و بسیاری از تعالیم و آداب فرهنگ اسلامی شیعی ایران ستایش و حمایت کرد. دارالارقم در عین حال، سنّتی‌ترین نهضت اسلامی مالزی محسوب می‌شد و خواهان برپایی یک حکومت اسلامی به شکل جهان‌شمول و مطابق با حکومت زمان پیامبر بود. پیروان اشعری محمد او را ابویا (پدر) می‌نامیدند. به‌رغم وجود اختلافاتی میان دارالارقم با دیگر جنبشها و سازمانهای اسلامی مالزی در مورد قرائت صحیح و اصیل از اسلام و قرآن، همه آنها نحوه برخورد دولت ماهاتیر با اشعری محمد و دارالارقم را محکوم کردند و آن را با مبانی مردم‌سالاری ناسازگار خواندند (بارتون، ص 106ـ110؛ صالحه حسن، 2002، ص 206؛ هوانگ، ص 243).جنبش دارالارقم در نگاه محققان غربی، همچون دیگر نهضتهای اسلامیِ دعوة، عمدتآ به صورت نمودی از بنیادگرایی اسلامی ارزیابی شده است. با این حال، برخی رجال حکومتی مالزی نیز در دوران فعالیت رسمی این جنبش از آن حمایت کردند (← میلن و ماوزی، 1986، ص 74؛ نور، ص 203).اشعری محمد پس از انحلال دارالارقم، بیشتر سالهای پایانی عمر خود را تا زمان کنار رفتن ماهاتیر محمد از قدرت در 1382ش/ 2003، تحت نظارت دولت وی سپری کرد. او در 23 اردیبهشت 1389/13 مه 2010 در کوالالامپور بر اثر کهولت و بیماری درگذشت (← برناما ، 2010).منابع :Greg Barton, "Islam, society, politics and change in Malaysia", in Islam in Asia: changing political realities, ed. Jason F. Isaacson and Colin Rubenstein, New Brunswick: Transaction Publishers, 2002; Bernama, 2010. Retrieved Oct. 10, 2011, from http://www. bernama.com/bernama/v5/newsgeneral. php?id =498339; In- Won Hwang, Personalized politics: the Malaysian state under Mahathir, Singapore 2003; Francis Kok Wah Loh, "Developmentalism and the limits of democratic discourse", in Democracy in Malaysia: discourses and practices, ed. Francis Kok Wah Loh and Khoo Boo Teik, Richmond, Surrey: Curzon, 2002; R. S. Milne and Diane K. Mauzy, Malaysian politics under Mahathir, London 1999; idem, Malaysian: tradition, modernity, and Islam, Boulder 1986; Farish A. Noor, "The localization of Islamist discourse in the Tafsir of Tuan Guru Nik Aziz Nik Mat, Murshid'ul Am of PAS", in Malaysia: Islam, society and politics, ed. Virginia Hooker and Norani Othman, Singapore: Institute of Southeast Asian Studies, 2003; The Oxford encyclopedia of the modern Islamic world, ed. John L. Esposito, New York 1995, s. v. "Dar ul Arqam" (by Muhammad Syukri Salleh); Saliha Hassan, "Islamic non-governmental organisations", in Social movements in Malaysia: from moral communities to NGOs, ed. Meredith L. Weiss and Saliha Hassan, London: Routledge Curzon, 2003; idem, "Political non- governmental organizations: ideals and realities", in Democracy in Malaysia, ibid; Meredith L. Weiss, "Malaysian NGOs: history, legal framework and characteristics", in Social movements in Malaysia, ibid.
نظر شما
مولفان
منصور لیمبا ,
گروه
رده موضوعی
جلد 16
تاریخ 93
وضعیت چاپ
  • چاپ شده