الخلیل (حبرون)

معرف

الخلیل (حِبرون)،# استان و شهری در قلمرو دولت خودگران فلسطین در کرانه غربی رود اردن.
متن
الخلیل (حِبرون)، استان و شهری در قلمرو دولت خودگران فلسطین در کرانه غربی رود اردن.1) استان. این استان در قسمت کوهستانی فلسطین و در بخش جنوبی کوههای قدس واقع است. کوههای پیرامون آن، با نام جبال‌الخلیل، ارتفاع چندانی ندارند؛ ارتفاع برخی از این کوهها مانند خَلّة بَطْرَخ، صیرة‌البلّاعة، خِرْبة‌دُوَیر، رأس‌الطور و ضربة ابی‌خرز بین 1000 تا 1100 متر است. کوههای شرقی الخلیل که به «برّیة‌الخلیل» معروف‌اند، به دره‌های عمیقی در بحرالمیت ختم می‌شوند که در برخی مناطق عمق این دره‌ها به 375 متر پایین‌تر از سطح دریای آزاد می‌رسد (رجوع کنید به دبّاغ، 1986الف، ج 5، قسم 2، ص 19ـ20؛ )اطلس جامع جهان تایمز( ، نقشه 36). دره‌های متعدد این منطقه اغلب مسیرغربی ـ شرقی دارند و آب جاری در آنها روانه بحرالمیت می‌شود (دبّاغ، 1986الف، ج 5، قسم 2، ص 24ـ25؛ نیز رجوع کنید به موسوعة المدن الفلسطینیة، ص 252). مناطق شمالی و غربی استان الخلیل تحت تأثیر آب و هوای مدیترانه‌ای و میزان بارش سالیانه آنجا حدود 500 میلیمتر است (الموسوعة‌العربیة، ذیل مادّه؛ نیز رجوع کنید به محمد عبدالرحمان، ص 21). آب مورد نیاز منطقه الخلیل از باران و آبهای زیرزمینی تأمین می‌گردد. مهم‌ترین منابع آبهای زیرزمینی این استان حوض صحرای جنوب قدس و حوض سعیر در شمال‌شرقی الخلیل است (محمدعبدالرحمان، ص 36ـ37).کشاورزی از فعالیتهای مهم اقتصادی این استان محسوب می‌شود و گندم، جو، نخود، باقلا، عدس، کنجد و ذرت از محصولات مهم آنجاست (رجوع کنید به دبّاغ، 1986الف، ج 5، قسم 2، ص 28ـ32؛ محمد عبدالرحمان، ص70ـ73). از جمله فراورده‌های باغی الخلیل زیتون، بادام، انگور، انجیر، سیب، زردآلو و لیموست (محمد عبدالرحمان، ص 76ـ77).الخلیل صنایع متنوعی، از جمله شیشه‌سازی، چرم، کفش، نساجی و صنایع‌غذایی دارد (فائق حمدی طهبوب، ص 36؛ محمد عبدالرحمان، ص 81ـ83).به جز آثار شهر الخلیل (رجوع کنید به ادامه مقاله)، استان الخلیل آثار فرهنگی و تاریخی متعددی دارد که برخی از آنها عبارت‌اند از : بقعه ارم خلیل یا حرم رامة‌الخلیل، در شمال شهر الخلیل که به سبب اقامت حضرت ابراهیم علیه‌السلام و خانواده‌اش، شهرت دارد؛ خربة‌النصاری، نزدیک بقعه رام‌خلیل با عمارتهای ویران شده‌اش؛ سبته که دارای آثار کنده شده در صخره‌هاست؛ عین ساره با مناظر زیبا و قدیمی، صخره‌های کنده‌کاری شده و چشمه و قنات؛ خربة قُلْقِیس، در جنوب کوه سنداس که دارای حصارها و اماکنی کنده شده در صخره‌هاست؛ خربة کنعان با آثار و مقابر کنعانیان (رجوع کنید به دبّاغ، 1986الف، ج 5، قسم 2، ص 155ـ157؛ محمد عبدالرحمان، ص 59ـ60؛ نیز رجوع کنید به دبّاغ، 1986الف، ج 5، قسم 2، ص 311ـ318).2) شهر. مرکز استان الخلیل، در چهل کیلومتری جنوب بیت‌المقدس* در ارتفاع 927 متری، در دره الخلیل یا حبرون قرار دارد (سامی، ذیل «حبرون»؛ محمد محمدحسن شُرّاب، 1407، ص 345؛ نیز رجوع کنید به عفیفی، ذیل مادّه). شهر بر دامنه جبل الخلیل که جزو فلات جبل قَیس است بنا شده و کوه مَمرا نزدیک آنجاست (د.اسلام، چاپ دوم، ج4، ص955؛ تیودریش ،ص 115؛ لوبانی، ص 97). گستره شهر از مشرق به دشتی کم ارتفاع (کمتر از 200 متر) که در نهایت به بحرالمیت می‌رسد، محدود می‌شود و از شمال تا نواحی مرتفع (تا 1020 متر) پیش می‌رود (موسوعة المدن الفلسطینیة، ص 252). الخلیل دارای آب و هوای مناسب و منابع آبهای سطحی و زیرمینی کافی است. میانگین دمای سالیانه 8ر17 و میزان بارش سالیانه 559 میلیمتر است (همان، ص253ـ256؛ الموسوعة‌العربیة، همانجا). قلعه، شیخ، زاویه، حوشیه و اکراد مهم‌ترین محله‌های شهرند (محمد محمدحسن شرّاب، 2006، ص 99). تجارت، صنعت و زمینهای کشاورزی شهر الخلیل شهرت دارد (عفیفی، ص 215؛ موسوعة‌المدن الفلسطینیة، ص 261ـ274) که برخاسته از جایگاه تاریخی شهر است (رجوع کنید به ادامه مقاله). جمعیت فعلی شهر 000،150 تن برآورد شده است (عفیفی، همانجا).پیشینه. یکی از دلایل قدمت شهر، علاوه بر آثار تمدنی ـ تاریخی و کشفیات باستان‌شناسی، کثرت نامهای شهر در طول تاریخ است. بنابر تورات (صحیفه یوشع‌بن نون، :14 15) قدیم‌ترین نام شهر اَرْبَع (یا قِرْیَت اربع یا قریات اربع) است که برگرفته از نام فردی ساکن در آنجاست (نیز رجوع کنید به هاکس ، ذیل«حبرون»؛ موسوعة المدن الفلسطینیة، ص 256). احتمال می‌رود محل باستانی اربع، شمال الخلیل فعلی باشد (موسوعة المدن الفلسطینیة، همانجا). نام اربع در میان کنعانیان که پنج‌هزار سال قبل در آنجا ساکن بودند، متداول بود (رجوع کنید به محمد محمدحسن شرّاب، 1407؛ لوبانی، همانجاها). همچنین نام مَمْری نیز بر این شهر به عنوان سرزمین کنعانیان اطلاق شده است (سفر پیدایش، 19:23؛ نیز رجوع کنید به هاکس، همانجا). پس از آن، حِبرون ــبه معنای دوستی و برگرفته از نام فرزند کالِب‌بن یُفُنَه قنزی ــ نامیده شد که بارها در عهد قدیم از آن نام برده شده است (برای نمونه رجوع کنید به صحیفه یوشع‌بن نون، 13:14، 15؛ سفر پیدایش، 19:23؛ 27:35؛ 14:37). در تورات آمده که حبرون همان اربع و ممری است (سفر پیدایش، 27:35). این شهر حبرونِ زاهده و حبرونِ خلیل نیز نامیده شده است (رجوع کنید به هاکس، همانجا).مسلمانان، با توجه به آیه 125 سوره نساء («اِتَّخَذَاللّهُ ابراهیمَ خَلیلا») این شهر را خلیل نامیدند (رجوع کنید به محمد محمدحسن شرّاب، 2006، ص 11؛ همو، 1407، همانجا). در دوره اسلامی نیز نامهای متعددی به این شهر اطلاق می‌شده، مانند موضع مسجد ابراهیم (رجوع کنید به ابن‌فقیه، ص 101؛ ابن‌خرداذبه، ص 78ـ79؛ ابن‌حوقل، ص 172)، خلیل (ناصرخسرو، ص 57)، خلیل‌الرحمان (حاجی‌خلیفه، ص 691؛ سامی، همانجا)، الخلیل (یاقوت حموی، ذیل «حبرون»)، موضع مرقد ابراهیم (ابن‌اثیر، ج 11، ص 546)، ارض‌الانبیاء (علی احمد محمد سید، ص 61)، بلدالخلیل، بیت ابراهیم و خلیل‌اللّه (محمد محمدحسن شرّاب، 2006، ص 9؛ همو، 1407، همانجا). نام حبری/ حبرون یا بیت حبرون نیز متداول بود (برای نمونه رجوع کنید به یاقوت حموی، همانجا؛ ابوالفداء، ص 241).این شهر پس از تصرف صلیبیها (رجوع کنید به ادامه مقاله) ابراهام/ قدیس ابراهام نامیده شد (علی احمد محمد سید، همانجا) اما پس از آنکه صلاح‌الدین ایوبی شهر را از سلطه صلیبیها خارج کرد، دوباره الخلیل نام گرفت که تاکنون باقی مانده است (موسوعة‌المدن الفلسطینیة، ص 261؛ لوبانی، ص 95؛ نیز رجوع کنید به محمد محمدحسن شرّاب، 2006، ص 9ـ11، 65ـ75؛ علی احمد محمد سید، ص 59ـ60).الخلیل شهر انبیا و نخستین مکان اشاعه توحید در فلسطین و از قدیم‌ترین شهرهای دنیاست که در ناحیه باستانی مشرق مدیترانه شکل گرفته است (هاکس، ص310؛ لوبانی، ص 97؛ علی‌احمد محمد سید، ص 59). همچنین دومین شهر مقدس در فلسطین پس از بیت‌المقدس محسوب می‌شود (تماری، ص 7؛ محمودابراهیم، ص104، 120). آثار کشف شده در غار ابوسیف در مشرق الخلیل از دوران سنگی قدیم، مجسمه گوزن کشف شده در غار زویتینه در برّیة‌الخلیل که بر دوران میان‌سنگی دلالت دارد و آثار دوران نوسنگی مانند شهرک لاکیش/ لخیش بر روی تلّ دُوَیْر در نزدیک روستای قُبَیْبه، نشانه‌های تمدن کهن در الخلیل و پیرامون آن است (رجوع کنید به دبّاغ، 1986الف، ج5، قسم2، ص38؛ همو، 1986ب، ص32ـ33؛ محمد محمدحسن شرّاب،2006، ص13).بنابر آنچه در تورات آمده است، این سرزمین کشتزاری بوده که حضرت ابراهیم و همسرش سارا، حضرت اسحاق و همسرش رِبقاه در آنجا مدفون شده‌اند (سفر پیدایش، 13:49؛ 13:50؛ نیز رجوع کنید به ابن‌فقیه، ص 101؛ ابن‌بطوطه، ج 1، ص 73ـ 74). حضرت یعقوب و همسرش لعیا و حضرت یوسف نیز در الخلیل مدفون‌اند (اصطخری، ص 57؛ یاقوت حموی، همانجا). این شهر مدتی نیز محل اقامت داوود نبی بوده است (تیودریش، ص 115؛ بیان نویهض حوت، ص 28).قبل از اسلام قبایلی مانند جُذام*، عنزه* و تمیم* به الخلیل مهاجرت کردند (دبّاغ، 1986ب، ص 182؛ بیان نویهض حوت، ص 71). در سده چهارم میلادی که امپراتوری روم شرقی بر فلسطین مسلط بود، الخلیل تابع قیساریه (قیصریه*) شد (بیان نویهض حوت، ص 62). پیش از ورود اسلام، ایرانیان در 614 میلادی به آنجا حمله کردند (محمد محمدحسن شرّاب، 1407، ص 345؛ دبّاغ، 1986الف، ج 5، قسم 2، ص 50).بنابر گزارشهای تاریخی پیامبر اکرم صلی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم، قریه الخلیل را به صورت اقطاع به تمیم‌الدّاری* و خویشاوندانش واگذار کرد (رجوع کنید به یاقوت حموی، همانجا؛ محمد محمدحسن شرّاب، 2006، ص 77ـ 81). در تقسیمات اداری ـ جغرافیایی شام در دوره اسلامی، الخلیل جزو شهرهای جند/ کوره فلسطین شمرده می‌شد (ابن‌خرداذبه، ص 78ـ79؛ اصطخری، ص 57).در 492 صلیبیان بر شهر مسلط شدند و آنجا را مقرّ اسقف ساختند (محمد محمدحسن شرّاب، 2006، ص 41، 147؛ علی احمد محمد سید، ص 101ـ 102)، اما در 583 صلاح‌الدین ایوبی به سلطه آنان پایان داد (ابن‌اثیر، ج 11، ص 546). سپس در نیمه سده هفتم و پس از جنگ عین‌جالوت*، حکام ممالیک بر الخلیل تسلط یافتند (موسوعة المدن‌الفلسطینیة، ص 258). ممالیک، به‌ویژه ملک ظاهر بَیْبَرس (حک : 658ـ676)، در آبادانی شهر کوشیدند و جامع آنجا را مرمت کردند و آبراهه‌ای برای انتقال آب احداث کردند که به برکه سلطان معروف شد (محمد محمدحسن شرّاب، 2006، ص44). در اواخر قرن هفتم، سلطان قَلاوون الفی بیمارستان منصوری را در شهر بنیان و عمارت حرم ابراهیمی را بازسازی کرد (موسوعة المدن الفلسطینیة؛ محمد محمدحسن شرّاب، 2006، همانجاها). مدتی بعد، در نیمه نخست قرن هشتم عَلَم‌الدین سنجربن عبداللّه جاوُلی (متوفی 745) را ناصربن قلاوون نایب شهرهای قدس و الخلیل کرد و او بر آبادانی الخلیل افزود (رجوع کنید به عبدالجلیل حسن عبدالمهدی، ج 2، ص 19؛ عسلی، ص 222). در دوره ممالیک، الخلیل تابع بیت‌المقدس بود، اگرچه قاضیِ حنفی مستقلی داشت (رشاد امام، ص 94ـ96، 103).الخلیل با گسترش نفوذ عثمانیها در شهر که حدود 400 سال به طول انجامید، دوباره شکوفا شد. پس از تصرف شهر در 922، عثمانیها الخلیل را به مرکز بزرگ ناحیه‌ای در لواء/ استان قدس مبدل ساختند. شهر که کانون دینی و تجاری برجسته‌ای بود، از نظر کشاورزی نیز به جایگاه ممتازی رسید (عادل منّاع، 2008، ص 77، 242؛ همو، 1999، ص 176). صنایع شهر تقویت شد و صابون‌سازی آنجا شهرت یافت (موسوعة المدن الفلسطینیة، ص259). از نظر فرهنگی نیز الخلیل در دوره عثمانی اعتبار بسیاری یافت؛ قبور انبیا مرمت شد (سامی، همانجا)، مدارس، زوایا و مساجد متعددی مانند مدرسه قیمریه، رباط منصوری، مسجد ابن‌عثمان و زوایای قواسمه و شیخ‌علی بکا در آن احداث گردید (محمد محمدحسن شرّاب، 2006، ص47ـ48). جمعیت شهر نیز افزایش یافت و از پنج الی شش هزار تن، به یازده هزار تن رسید، با اکثریت مسلمان و تعدادی مسیحی (رجوع کنید به سامی، همانجا؛ عادل منّاع، 2008، ص 19). پیش از دوره جدید، الخلیل در سده‌های دوازدهم و سیزدهم تابع نابلس گردید که مرکز تجاری و فرهنگی مهمی در فلسطین شده‌بود (رجوع کنید به دومانی، ص9).در دوره معاصر، الخلیل با تحولات گوناگونی روبه‌رو شد. نخست، با باز کردن آبراهه سوئز در 1286/ 1869 بر جمعیت شهر افزوده شد (رجوع کنید به د.اسلام، ج 4، ص 961). رشد و توسعه عمرانی و اقتصادی الخلیل در دهه‌های اولیه قرن بیستم، افزایش جمعیت شهر را در پی داشت، به طوری که شمار ساکنان شهر که در سال 1301ش/ 1922 بالغ بر 677،16تن می‌شد در سال 1324ش/1945 به 560،24تن رسید؛ توسعه شهر تا 1346ش/ 1967 و سلطه اشغالگران اسرائیلی بر آنجا ادامه یافت (دانشنامه فلسطین، ج 4، ص 196). در 1329ش/ 1950 الخلیل به صورت رسمی تابع اردن و مرکز مُحافظه الخلیل گردید (الموسوعة العربیة العالمیة، ذیل مادّه؛ موسوعة المدن الفلسطینیة، ص260، 279). از آن پس تا 1346ش/ 1967 بسیاری از ساکنان شهر به عمّان (پایتخت اردن) کوچ کردند (محمد محمدحسن شرّاب، 2006، ص 62). از 1346ش/ 1967 با تسلط نظامیان اسرائیلی بر شهر، الخلیل به یکی از کانونهای اصلی شهرک‌سازی یهودیان تبدیل شد (موسوعة المدن الفلسطینیة، ص 279ـ281؛ د.اسلام، همانجا). از رویدادهای اخیر شهر، کشتار مسلمانان در روز جمعه 15 رمضان 1414/1372ش (معروف به یوم‌الشهداء) است که در آن روز، باروخ گلدشتاین ، پزشک یهودی افراطی، نمازگزاران راقتل‌عام کرد (الموسوعة العربیة العالمیة؛ عفیفی، همانجاها؛ محمد محمدحسن شرّاب، 2006، ص 154ـ156).الخلیل آثار تاریخی و فرهنگی بسیاری دارد. حرم حضرت ابراهیم* و قبور انبیا مهم‌ترین مرکز مذهبی و فرهنگی شهر است. دیوار دور حرم بنا از آثار سلسله هرودس است که زمان تولد حضرت عیسی در فلسطین حکمرانی می‌کردند. در زمان تسلط رومیان بر الخلیل در سده ششم، کلیسایی نزدیک حرم ابراهیمی بنا شد که در 614 میلادی ایرانیان آن را ویران ساختند (دبّاغ، 1986الف، ج 5، قسم 2، ص50؛ محمد محمدحسن شرّاب، 2006، ص 34ـ35؛ محمد عبدالرحمان، ص 9). در زمان حکومت امویان، سقف کنونی حرم و گنبد مرقد حضرت ابراهیم و یعقوب و همسرانشان بنا گردید. در زمان عباسیان، خلیفه مهدی (حک : 158ـ169) دو دروازه در قسمت شرقی حصار شهر احداث و رواقهای زیبایی در قسمت شمالی و جنوبی و گنبد مرقد حضرت یوسف بنا کرد که در زمان حکومت فاطمیان با فرش و قالیچه تزیین شد. در 568/1172، صلیبیان کلیسایی در حرم ابراهیمی و قلعه‌ای در مغرب آن احداث کرده‌اند، اما وقتی مسلمانان شهر را پس گرفتند، صلاح‌الدین ایوبی کلیسا را به جامع تبدیل ساخت و منبر عسقلان را که در 484 به دستور مستنصرباللّه (خلیفه فاطمی در 427ـ487) ساخته شده بود به آنجا منتقل ساخت (موسوعة المدن الفلسطینیة، ص 257ـ 258؛ بیان نویهض حوت، ص 108؛ محمد عبدالرحمان، ص 9ـ11). پس از جنگ 1346ش/ 1967، صهیونیستها درصدد برآمدند تا حرم ابراهیمی را به معبد یهودیان تبدیل سازند و تلاشهایی برای تغییر کتیبه‌های اسلامی در حرم و نصب کتیبه‌هایی به زبان عبری برای زائران انجام دادند (رجوع کنید به دبّاغ، 1986الف، ج 5، قسم 2، ص 338).الخلیل تکایا و مساجد متعددی دارد. مهم‌ترین تکایای شهر که محل تعلیم علوم دینی نیز به شمار می‌رود، عبارت‌اند از شیخ عمرالمجرد، شیخ عبدالرحمان ارزرومی، جعابره، ادهمیه، صلادقه، مغاربه، الاشراف و ابوالریش. در این شهر بالغ بر پنجاه مسجد قدیمی و جدید وجود دارد که جامع نبی‌یونس در مجاورت قبر یونس‌نبی، جامع جاولی منسوب به سنجربن عبداللّه جاولی، قزّازین کوچک و بزرگ، برکه، اقطاب و صلاح‌الدین از مهم‌ترین آنهاست (موسوعة المدن الفلسطینیة، ص 258؛ محمدعبدالرحمان، ص 58؛ محمد محمدحسن شرّاب، 2006، ص 92ـ 93).برهان‌الدین جَعبَری* از دانشمندان متقدم شهیری است که چهل سال در الخلیل فعالیت علمی کرد. حسن علی خلیل، ادیب و شاعر سده سیزدهم، از بزرگان معاصر منسوب به آنجاست (محمد عمر حماده، ج2، ص158ـ159؛ نیز رجوع کنید به محمد محمدحسن شرّاب، 2006، ص 131ـ144). سیاحان و مؤلفان بسیاری درباره شهر به مطالعه پرداخته‌اند؛ مهم‌ترین منبع قدیمی درباره الخلیل کتاب الانس الجلیل اثر عُلَیمی حنبلی (متوفی 928) است که اطلاعات سودمندی از شهر عرضه کرده است (برای نمونه رجوع کنید به ج 2، ص 315ـ316؛ نیز رجوع کنید به القدس و الخلیل فی الرحلات المغربیة). «سماط خلیلی» طعام منسوب به حضرت ابراهیم که برای مهمانان حرم تهیه می‌شد و ناصرخسرو (ص 60) به آن اشاره کرده، همچنان در این شهر متداول است (محمد محمدحسن شرّاب، 2006، ص 83).منابع : علاوه بر کتاب مقدس. عهد عتیق؛ ابن‌اثیر؛ ابن‌بطوطه، رحلة ابن‌بطوطة، چاپ محمد عبدالمنعم عریان، بیروت 1407/1987؛ ابن‌حوقل؛ ابن‌خرداذبه؛ ابن‌فقیه؛ اسماعیل‌بن علی ابوالفداء، کتاب تقویم‌البلدان، چاپ رنو و سلان، پاریس 1840؛ اصطخری؛ بیاض نویهض حوت، فلسطین، القضیّه، الشعب، الحضارة: التاریخ السیاسی من عهد الکنعانیین حتی اقرن العشرین ( 1917)، بیروت 1991؛سلیم تماری، القدس :1948 الاحیاء العربیة و مصیرها فی حرب 1948، ترجمة احمد خلیفه، و سام عبداللّه، و خلیل نصّار، بیروت 2002؛ تیودریش، وصف الاماکن المقدسة فی فلسطین، ترجمة و تعلیق سعید عبداللّه بیشاوی و ریاض مصطفی شاهین، عَمّان 2003؛ مصطفی‌بن عبداللّه حاجی‌خلیفه، جهان‌نما، چاپ ابراهیم متفرقه، استانبول 1145/ 1732؛ دانشنامه فلسطین، گردآورنده، مؤلف و سرپرست علمی: مجید صفا تاج، ج 4، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1383ش؛ مصطفی مراد دبّاغ، بلادنا فلسطین، ج 5، قسم 2، خلیل 1986الف؛ همو، القبائل‌العربیة و سلائلها فی بلادنا فلسطین، ]بیروت[ 1986ب؛ بشارة دومانی، اعادة اکتشاف فلسطین: اهالی جبل نابلس 1700ـ 1900، ترجمة حسنی زینه، بیروت 1998؛ رشاد امام، مدینة القدس فی العصر الوسیط : 1253ـ 1516م، تونس 1396/1976؛ شمس‌الدین‌بن خالد سامی، قاموس‌الاعلام، چاپ مهران، استانبول 1306ـ1316/ 1889ـ1898؛ عادل منّاع، تاریخ فلسطین فی اواخر العهد العثمانی: 1700ـ 1918، بیروت 1999؛ همو، لواءالقدس فی اواسط العهد العثمانی: الادارة و المجتمع، منذ اواسط القرن الثامن عشر حتی حملة محمدعلی باشا سنة 1831، بیروت 2008؛ عبدالجلیل حسن عبدالمهدی، المدارس فی بیت‌المقدس فی العصرین الایوبی و المملوکی، عَمّان 1401/1981؛ کامل جمیل عسلی، معاهدالعلم فی بیت المقدس، عمّان 1981؛ عبدالحکیم عفیفی، موسوعة 0001 مدینة اسلامیة، بیروت 1421/2000؛ علی‌احمد محمد سید، الخلیل و الحرم الابراهیمی فی عصر الحروب الصلیبیة : 1099ـ1187م/ 492ـ583ه ، قاهره 1418/1998؛ مجیرالدین عبدالرحمان‌بن محمد عُلَیمی حنبلی، الأُنس الجلیل بتاریخ القدس و الخلیل، نجف 1386/1966، چاپ افست قم 1368ش؛ فائق حمدی طهبوب، الحرکة العمالیة و النقابیة فی فلسطین: 1920ـ 1948، کویت 1982؛ القدس و الخلیل فی الرحلات المغربیة، چاپ عبدالهادی تازی، رباط: المنظمة الاسلامیة للتربیة و العلوم و الثقافة، 1426/ 2005؛ حسین لوبانی، معجم اسماءالمدن و القری الفلسطینیة و تفسیر معانیها، ]بیروت ? 2002[؛ محمد عبدالرحمان، قصة مدینة الخلیل، ]فلسطین[: دائرة الثقافة بمنظمة التحریر الفلسطینیة، ]بی‌تا.[؛ محمدعمر حماده، موسوعة اعلام فلسطین، دمشق 1421/ 2000؛ محمد محمدحسن شُرّاب، الخلیل: مدینة عربیة فلسطینیة، عَمّان 2006؛ همو، معجم‌البلدان فلسطین، دمشق 1407/ 1987؛ محمود ابراهیم، فضائل بیت‌المقدس فی مخطوطات عربیة قدیمة، کویت 1406/ 1985؛ الموسوعة العربیة، دمشق: هیئة الموسوعة العربیة، 1998ـ؛ ذیل «الخلیل» (از بسام حمیده)؛ الموسوعة العربیة العالمیة، ریاض: مؤسسة اعمال الموسوعة للنشر و التوزیع، 1419/ 1999؛ موسوعة المدن الفلسطینیة، دمشق: المنظمة العربیة للتربیة و الثقافة و العلوم، دائرة الثقافة، منظمة التحریر الفلسطینیة، 1990، ذیل «الخلیل» (از محمد عبدالرحمان)؛ ناصرخسرو، سفرنامه حکیم ناصرخسرو قبادیانی مروزی، چاپ محمد دبیرسیاقی، تهران 1363ش؛ جیمز هاکس، قاموس کتاب مقدس، بیروت 1928، چاپ افست تهران 1349ش؛ یاقوت حموی؛EI2alKh, s.v. "Al-((l" (by M. Sharon); The Times comprehensive atlas of the world, London: Times Books, 2005.
نظر شما
مولفان
بهزاد لاهوتی ,
گروه
رده موضوعی
جلد 16
تاریخ 93
وضعیت چاپ
  • چاپ شده