خبزارزی

معرف

لقب ابوالقاسم نصربن احمدبن نصربن مأمون، شاعر نامبردار بصری در سده چهارم
متن
خُبْزاَرُزّی، لقب ابوالقاسم نصربن احمدبن نصربن مأمون، شاعر نامبردار بصری در سده چهارم. از تاریخ ولادت او اطلاعی در دست نیست. وی در بصره زاده شد و همانجا پرورش یافت و چون در منطقه مِرْبَدِ بصره نان برنجی می‌پخت، ملقب به خبزارزّی شد. این واژه را به شکل خُبْزَرُزّی و صورتهای دیگر نیز ضبط کرده‌اند (رجوع کنید به ابن‌اثیر، اللباب، ج 1،ص 419؛ ابن‌خلّکان، ج 5، ص 382). وی اُمّی بود (خواندن و نوشتن نمی‌دانست)، ولی قریحه شاعری و شیرینی و روانی سروده‌هایش به حدی بود که مردم، به‌ویژه جوانان، برای شنیدن غزلیات وی بر در دکانش ازدحام می‌کردند و بر یکدیگر پیشی می‌جستند و از شنیدن سروده‌هایش شگفت زده می‌شدند (ثعالبی، 1403، ج 2، ص 428؛ یاقوت حموی، ج6، ص2745؛ ابن‌خلّکان، ج 5، ص 376). شاعران نیز با او معاشرت داشتند، از جمله مُفَجَّع بصری (امینی، ج 3، ص 362) و ابن‌لَنْکَک، شاعر نامی بصره، که برای نخستین بار سروده‌های خبزارزّی را گرد آورد (ثعالبی؛ یاقوت حموی؛ ابن‌خلّکان، همانجاها). خبزارزّی به بغداد رفت و مدتها در منطقه باب خراسان بغداد اقامت نمود (خطیب بغدادی، ج 15، ص 404؛ عمر فرّوخ، ج 2، ص 430). ادیبان و جوانان، که اشعار نغز او را شنیده بودند، استقبال شایسته‌ای از وی کردند (شوقی ضیف، ص 509). عالمان و ادیبان بغداد نیز دیوان خبزارزّی را نزد خود او خوانده و قطعاتی از سروده‌های او را نیز روایت کرده بودند، از جمله آنان مُعافیبن زکریا جریری، احمدبن منصور نوشری، ابن‌جندی و احمدبن محمد اخباری بودند (رجوع کنید به خطیب بغدادی، ج 15، ص 404ـ405؛ ابن‌اثیر، همانجا). به نوشته ابن‌خلّکان (ج 5، ص 382)، اخبار و نوادر و حکایتهای خبزارزّی فراوان است، ولی جز چند حکایت کوتاه (رجوع کنید به خطیب بغدادی، ج 15، ص 407ـ408؛ ابن‌بسّام، ج 1، قسم 4، ص 123ـ124؛ ابن‌جوزی، ج 14، ص 24ـ25) درباره زندگانی او، مطلب دیگری ذکر نکرده‌اند.دانسته نیست که محل درگذشت خبرارزّی، بغداد بوده است یا زادگاهش بصره. درباره مرگ وی دو روایت آورده‌اند: یکی آنکه چون احمدبن محمد بَریدیِ وزیر را هجو کرد، بریدی دستور داد او را غرق کنند. دوم آنکه، شاعر از خشم وزیر به منطقه هَجَر و بحرین گریخت و به امیر آنجا، ابوطاهر جنّابی، پناهنده شد (مسعودی، ج 5، ص 242؛ سزگین، ج 2، جزء4، ص 76) و همانجا درگذشت (شوقی ضیف، ص 512). تاریخ درگذشت او را 317 (ابن‌خلّکان، همانجا؛ ابن‌عماد، ج2، ص276)، 327 (یاقوت حموی، ج 6، ص 2747؛ بروکلمان، ج 2، ص 62)، و 330 (ابن‌جوزی، ج 14، ص 25؛ ابن‌تغری بردی، ج 3، ص 276) ذکر کرده‌اند. سال 317 به احتمال بسیار درست نیست، زیرا خطیب بغدادی (ج 15، ص 405) نوشته که نوشری در 325 در منطقه باب خراسانِ بغداد اشعار خبزارزّی را از او شنیده است.سروده‌های خبزارزّی در زمان حیاتش دهان به دهان جرجی می‌گشت ( فرّوخ،رجوع کنید به زیدان، ج 1، جزء2، ص 472؛ عمر همانجا). وی را از ادیبانی شمرده‌اند که با داشتن حرفه‌ای پَست، به جایگاهی بلند دست یافت (شریشی، ج 4، ص 221) و سروده‌هایی شکوهمند از خود برجای گذارد (ابن‌تغری بردی؛ ابن‌عماد، همانجاها)؛ اما ثعالبی (1403، ج 2، ص 428) سروده‌های او را نااستوار دانسته و ابتدا قصد داشته ذکری از وی در کتابش نیاورد ولی بعد ــبه سبب فاصله زمانی اندک با وی و اینکه ابن‌لنکک سروده‌های او را گردآورده و برخی اشعار خبزارزّی در حافظه ثعالبی بوده ــ از او یاد کرده و قطعاتی چند از سروده‌هایش را نیز آورده است (رجوع کنید به همان، ج 2، ص 429ـ 432). مسعودی (ج 5، ص 241ـ242) نیز خبزارزّی را از شاعران خوش‌قریحه و بدیهه‌سرا دانسته‌اند که سروده‌هایش در مضامین تغزل و غیره بسیار است و خوانندگان و مغنّیان، اشعار او را بیش از دیگران با آواز خوانده‌اند. ابن‌بسّام (ج 1، قسم 4، ص 198، 209) خبزارزّی را هم‌ردیفِ شاعران و ادیبان بزرگ عرب دانسته و شیوه شعری او را ستوده است. ابن‌رَشیق (ج 1، ص100) او را از برخی شاعران عصر عباسی مشهورتر دانسته و ابن‌جوزی (همانجا) او را فصیح و ادیب خوانده است.اشعار خبزارزّی را لطیف و روان و گاه ضعیف دانسته‌اند (رجوع کنید به ابن‌ندیم، ص 195؛ عمر فرّوخ، همانجا). ویژگی بارز سروده‌های او، مردمی و عامیانه بودن آنهاست. او هیچگاه سروده‌های خود را به امیران و وزیران تقدیم نکرد تا صله بگیرد، بلکه اشعارش را برای مردم می‌خواند؛ از این‌رو، پایگاهی مردمی داشت (رجوع کنید به شوقی ضیف، ص 509، 512). تصویرآفرینیهای زیبا، استفاده از آرایه‌های ادبی، تخیل، مبالغه،شوخ‌طبعی و فکاهه‌گویی از ویژگیهای سروده‌های اوست (رجوع کنید به همان، ص510ـ 511؛نیز رجوع کنید به حسنی صنعانی، ج 3، ص 270). بروکلمان (همانجا) از رقابت خبزارزّی با ابن‌حجّاج خبر داده، ولی در دیگر منابع به این مطلب اشاره‌ای نشده است.خبزارزّی را در زمره شاعران شیعی آورده‌اند. وی در بیتی به لقب «وصی» که ویژه حضرت علی علیه‌السلام است، و کنیه آن حضرت، ابوتراب، اشاره کرده است (رجوع کنید به ثعالبی، 1403، ج 2، ص 429؛ خطیب بغدادی، ج 15، ص 408؛ یاقوت حموی، ج 6، ص 2746؛ نیز رجوع کنید به حسنی صنعانی، ج 3، ص270ـ272) در منابع متأخر نیز بر تشیع وی تصریح شده است (رجوع کنید به امین، ج10، ص 209؛ آقابزرگ طهرانی، ج 9، قسم 1، ص 289؛ صدر، ص 220؛ معجم‌الشعراء العباسیین، ص 151). مضامین برخی احادیث نیز در سروده‌های او به چشم می‌خورد (رجوع کنید به قمی، ج 2، ص 183).خبزارزّی با هدایایی که برای بزرگان می‌فرستاد، سرودهایی همراه می‌کرد (رجوع کنید به خالدیان، ص 22ـ24) یا در قبال هدایایی که برایش می‌فرستادند، شعر ارسال می‌کرد (رجوع کنید به همان، ص 66ـ67). به سروده‌های وی بسیار استشهاد کرده‌اند. راغب اصفهانی بیش از پنجاه‌بار از سروده‌های او شاهد آورده است (رجوع کنید به ج 5، بخش فهرستها، ص370). در برخی منابع، سروده‌های او شگفت شمرده شده‌اند (رجوع کنید به عسکری، ج 1، ص 297ـ 298؛ ثعالبی، 1405، ص 446ـ447). در منابع کلامی (رجوع کنید به علم‌الهدی، قسم 1، ص 575؛ ابن‌شهر آشوب، ج 1، ص 231) و جُنگهای ادبی (رجوع کنید به زوزنی، ج 1، ص 305ـ306، ج 2، ص 22ـ23؛ ابن‌عبدالبرّ، قسم 1، ج 1، ص 86، 415، ج 2، ص 441، 728، 729؛ زمخشری، ج 3، ص 581ـ582؛ ابن‌اثیر، کفایة‌الطالب، ص 202؛ مدنی، ج 4، ص 98ـ99) نیز بسیاری از سروده‌های وی آمده است. منوچهری (ص 138) نام او را در شعر خود آورده است. علاوه بر ابن‌لنکک (رجوع کنید به حاجی‌خلیفه، ج 1، ستون 787)، گردآوری اشعار خبزارزّی را در سیصد ورق، به صولی نیز منسوب کرده‌اند (رجوع کنید به ابن‌ندیم، همانجا؛ سزگین، ج 2، جزء4، ص 77).محمدحسن آل‌یاسین نسخه خطی اشعار خبزارزّی را، که متعلق به یکی از کتابخانه‌های حضرموت در یمن جنوبی بوده، تصحیح کرده و در چهار شماره مجلة المجمع العلمی العراقی (ج40، ش 1، 1409، ص 104ـ136، ش 2، 1410، ص 163ـ 208، ش 3 و 4، 1410، ص 129ـ175، ج 41، ش 1، 1410، ص 183ـ226، ش 2، 1411، ص 145ـ164) به چاپ رسانده است. اشعار این نسخه مشتمل بر 289 قطعه و مجموعآ 2321 بیت است. در شماره دیگری از همین مجله (ج 41، ش 3، 1413، ص 118ـ147)، 225 بیت از سروده‌های خبزارزّی را، که در نسخه خطی یمن نبوده، به صورت استدراک آمده است. ابراهیم نجّار نیز از دانشکده ادبیات دانشگاه تونس نوزده قطعه از اشعار خبزارزّی را در 1367ش/ 1988 به‌چاپ رسانده است (خبزارزّی، مقدمه محمدقاسم مصطفی و سناء طاهرمحمد، ص 78). نسخه خطی دیگری از سروده‌های خبزارزّی را، با تاریخ کتابت 1190 (رجوع کنید به همان مقدمه، ص 76)، محمدقاسم مصطفی و سناءطاهر محمد تصحیح کرده و به همراه اشعاری دیگر از شاعر، که در نسخه نبوده است، در مجله معهد المخطوطات العربیة (ج 39، ش 2، شعبان 1416، ص 84ـ 162) چاپ کرده‌اند. مصطفی عنایت نیز درباره زندگی و اشعار خبزارزّی، کتابی تألیف کرده است (رجوع کنید به حسنی صنعانی، ج 3، ص 268، پانویس).منابع : آقابزرگ طهرانی؛ ابن‌اثیر (علی‌بن محمد)، اللباب فی تهذیب‌الانساب، بیروت 1414/1994؛ ابن‌اثیر (نصراللّه‌بن محمد)، کفایة‌الطالب فی نقد کلام‌الشاعر و الکاتب، چاپ نوری حمودی ؛ قیسی، حاتم صالح ضامن، و هلال ناجی، موصل الذخیرة] 1982[ابن‌بَسّام، فی محاسن اهل‌الجزیرة، چاپ احسان عباس، بیروت 1398ـ1399/ 1978ـ1979؛ ابن‌تغری بردی، النجوم الزاهرة فی ملوک مصر و القاهرة، قاهره 1426ـ1427/ 2005ـ2006؛ ابن‌جوزی، المنتظم فی تاریخ الملوک و الامم، چاپ محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت 1412/1992؛ ابن‌خلّکان؛ ابن‌رشیق، العمدة فی محاسن‌الشعر و آدابه و نقده، چاپ محمد محیی‌الدین عبدالحمید، بیروت 1401/1981؛ ابن‌شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، چاپ یوسف بقاعی، قم 1385ش؛ ابن شحذ الذاهن و?] 1981[عبدالبرّ، بهجة‌المجالس، و انس المجالس و ؛ الهاجس، چاپ محمد مرسی خولی، بیروت ابن‌عماد؛ ابن‌ندیم (تهران)؛ امین؛ عبدالحسین امینی، الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب، ج 3، العربی، ج 2، ] 1974[بیروت 1387/1967؛ کارل بروکلمان، تاریخ الادب ؛ نقله الی العربیة عبدالحلیم نجار، قاهره عبدالملک‌بن محمد ثعالبی، خاص‌الخاص، چاپ صادق نقوی، حیدرآباد، دکن 1405/1984؛ همو، یتیمة‌الدهر، چاپ مفید محمد قمیحه، بیروت 1403/1983؛ جرجی زیدان، تاریخ آداب اللغة العربیة، بیروت 1983؛ حاجی خلیفه؛ یوسف‌بن یحیی حسنی صنعانی، نَسمَة‌السَّحَر بذکر مَن تشیع و شعر، چاپ کامل سلمان جبّوری، بیروت 1420/ 1999؛ خالدیان، کتاب‌التحف و الهدایا، چاپ سامی دهان، قاهره 1956؛ نصربن احمد خُبزاَرُزّی، شعرالخبزأرزی فی المظانّ، چاپ محمدقاسم مصطفی و سناء طاهر محمد، در مجلة معهد المخطوطات العربیة، ج 39، ش 2 (شعبان 1416)؛ خطیب بغدادی؛ حسین‌بن محمد راغب اصفهانی، محاضرات الادباء و محاورات الشعراء و البلغاء، چاپ ریاض عبدالحمید مراد، بیروت 1425/2004؛ محمودبن ربیع‌الابرار و نصوص الاخبار، چاپ سلیم ]بی‌تا.[عمر زمخشری، ، چاپ نعیمی، بغداد افست قم 1410؛ عبداللّه‌بن محمد زوزنی، حماسة الظرفاء من اشعار المحدثین و القدماء، چاپ محمد بهی‌الدین محمد سالم، قاهره 1420/ 1999؛ فؤاد سزگین، تاریخ‌التراث‌العربی، ج 2، جزء4، نقله الی العربیة عرفه مصطفی، ریاض 1403/1983، چاپ افست قم 1412؛ احمدبن عبدالمؤمن شریشی، شرح مقامات الحریری البصری، چاپ عبدالمنعم خفاجی، قاهره 1372/1952، چاپ افست بیروت ]بی‌تا.[محمد ؛ شوقی ضیف، العصر العباسی‌الثانی، قاهره ، چاپ ] 1975[؛ حسن صدر، تأسیس الشیعة لعلوم الاسلام، ؛ حسن‌بن ]بغداد 1370[افست تهران ]بی‌تا.[عبداللّه عسکری، دیوان‌المعانی، قاهره 1352، چاپ افست بغداد ]بی‌تا.[؛ علی‌بن حسین علم‌الهدی، امالی المرتضی : غررالفوائد و درر القلائد، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره 1373/1954؛ عمر فرّوخ، تاریخ الادب‌العربی، ج 2، بیروت 1985؛ عباس قمی، کتاب‌الکنی و الالقاب، صیدا 1357ـ1358، چاپ افست قم ؛ ]بی‌تا.[علی‌خان‌بن احمد مدنی، انوارالربیع فی انواع‌البدیع، چاپ شاکر هادی شکر، نجف 1388ـ1389/ 1968ـ1969؛ مسعودی، مروج (بیروت)؛ معجم الشعراء العباسیین، اعداد عفیف عبدالرحمان، بیروت: دارصادر، 2000؛ احمدبن قوص منوچهری، دیوان، چاپ محمد دبیرسیاقی، تهران 1347ش؛ یاقوت حموی، معجم‌الادباء، چاپ احسان عباس، بیروت 1993.
نظر شما
مولفان
باقر قربانی زرّین/ ,
گروه
رده موضوعی
جلد 15
تاریخ 93
وضعیت چاپ
  • چاپ شده