خانلرمیرزا

معرف

ملقب به احتشام‌الدوله، از حاکمان دوره قاجار و پسر عباس‌میرزا نایب‌السلطنه
متن
خانلرمیرزا، ملقب به احتشام‌الدوله، از حاکمان دوره قاجار و پسر عباس‌میرزا نایب‌السلطنه. از تاریخ تولد و آغاز زندگی او اطلاع چندانی در دست نیست. او به دستور محمدشاه حاکم یزد شد (خاوری شیرازی، ج 2، ص 1069ـ 1070) و تا 1255 در آنجا بود. در این سال، حاکم کرمان و برخی نواحی سیستان شد (سپهر، ج 2، ص 742). در 1256، به‌سبب خشونتش در شهر کرمان، مردم بر وی شوریدند (هدایت، ج10، ص 249؛ خورموجی، ص 28؛ احمدی کرمانی، ص 77) و او در ارک حکومتی محصور شد. شاه او را خلع کرد و به پایتخت فراخواند (سپهر، ج 2، ص750). خانلرمیرزا در 1257 حاکم همدان شد (هدایت، ج10، ص 255، 263ـ 264؛ سپهر، ج 2، ص 764) و در شعبان 1264 به حکومت مازندران منصوب گردید (رجوع کنید به احتشام‌الدوله، ص 215؛ سپهر، ج 3، ص 997).هنگامی‌که ناصرالدین‌شاه برای تاج‌گذاری از تبریز راهی تهران بود، وی درصدد برآمد به تهران برود. او در سیاه‌دهن قزوین (تاکستان امروزی) به اردوی ناصرالدین‌شاه رسید و تا کرج شاه را همراهی کرد. در این شهر، شاه جدید حکومت بروجرد و سیلاخور را به او تفویض کرد (احتشام‌الدوله، ص 216؛ سپهر، ج 3، ص 998ـ999؛ خورموجی، ص 54ـ55؛ صدیق‌الممالک، ص100). ورود او به بروجرد با فتنه و آشوب طوایف بیرانوند در سیلاخور سفلا و جماعت سرلک بختیاری در جاپَلَق و کَمَره هم‌زمان شد. خانلرمیرزا با سپاه اندکی که داشت آنان را سرکوب کرد. آشوب دیگری هم در همان سال در بروجرد اتفاق افتاد که خانلرمیرزا آن را نیز سرکوب و قلعه ده‌کرد را فتح نمود (رجوع کنید به احتشام‌الدوله، ص 217ـ219؛ سپهر، ج 3، ص 999ـ1000).او سپس درصدد ایجاد نظم در سیلاخور بختیاری برآمد. در آن منطقه، افراسیاب‌خان باجلان قدرت گرفته بود. وی در عاشورآباد قلعه‌ای بسیار مستحکم ساخته و به نام خود سکه ضرب کرده بود (خورموجی، ص 55). خانلرمیرزا چون نمی‌خواست آسیبی به مردم وارد شود، درگیری را به مصلحت ندانست و حکومت باجلان را به افراسیاب‌خان واگذار کرد (احتشام‌الدوله، ص220ـ221).خانلرمیرزا در 1265 امرای یاغی بختیاری و باجلان و سیلاخور را دستگیر کرد و به تهران فرستاد (همان، ص 221ـ222، 224ـ226؛ سپهر، ج 3، ص 1087؛ خورموجی، ص 79ـ80). پس از آن، در دو نوبت، به تأدیب خواجه‌خانجان خان موگویی از لرهای چهارلنگ بختیاری رفت که در قلعه فَهره خودسری می‌کرد. هرچند که خانلرمیرزا قلعه را محاصره و برخی را نیز دستگیر کرد، اما خانجان‌خان موفق به فرار شد. خانلرمیرزا پس از فتح قلعه، دستور داد آن را با خاک یکسان کنند (احتشام‌الدوله، ص 228ـ229؛ سپهر، ج 3، ص 1087ـ1088؛ خورموجی، ص80). بدین‌ترتیب خانلرمیرزا توانست در میان طوایف بروجرد و مناطق اطراف آن نظم و امنیت برقرار کند که رضایت خاطر مردم را در پی داشت (رجوع کنید به حسنعلی‌افشار، ص 78).خانلرمیرزا در عید قربان 1266، از سوی ناصرالدین شاه مأمور نظم بخشیدن به گلپایگان و خوانسار شد (احتشام‌الدوله، ص 232؛ سپهر، ج 3، ص 1116ـ1117). سپس در 1267، ناصرالدین‌شاه حکومت گلپایگان و خوانسار را به او واگذار کرد (احتشام‌الدوله، ص 233؛ اعتمادالسلطنه، ص 59؛ قس سپهر، ج 3، ص 1117). او سپس در نیزار ساوه و خلجستان به دیدار شاه رفت و در آنجا شاه انتظام امور فریدن را هم به او واگذار کرد (احتشام‌الدوله؛ سپهر، همانجاها). همچنین، خانلرمیرزا به دستور میرزاتقی‌خان امیرکبیر، فراریان فوج سربندی را تنبیه کرد (خوزستان و لرستان در عصر ناصری، ص 28).ناصرالدین‌شاه در همان سال (1267) حکومت لرستان و خوزستان را نیز، علاوه بر مناطق قبلی، به او واگذار کرد. خانلرمیرزا برادرش، ایلدرم‌میرزا، را از سوی خود مأمور حکومت لرستان کرد و خودش به خوزستان رفت و پس از رسیدگی به امور آنجا (از جمله تعمیر پل شوشتر و دستور ایجاد سدی در هویزه/ حویزه به نام سد ناصری)، به خرّم‌آباد رفت (روزنامه وقایع اتفاقیه، ش 11، ص 2؛ احتشام‌الدوله، ص234ـ236، 243، 247؛ سپهر، ج 3، ص 1171ـ 1172؛ خورموجی، ص 109؛ خوزستان و لرستان در عصر ناصری، ص 34). وی در خرّم‌آباد به آبرسانی شهر توجه کرد و در مدت دو ماه از تنگ رباط، که یک و نیم فرسخ با شهر فاصله داشت، نهری به خرّم‌آباد کشید که به نهر ناصری معروف شد. خانلرمیرزا پس از آن، در 23 ربیع‌الآخر وارد دزفول شد (احتشام‌الدوله، ص 235). او در خوزستان و لرستان نیز اشرار بختیاری را تنبیه کرد و احمدخان بختیاری، سرکرده آنان، را دستگیر نمود و از او التزام گرفت که دیگر به فتنه و جمع‌آوری سلاح و نیرو نپردازد. امیرکبیر از خانلرمیرزا خواست که برای از بین بردن مرکز شرارت بختیاریها، قلعه را ویران کند، اما او این خواسته را انجام نداد (خوزستان و لرستان در عصر ناصری، ص 28ـ29). در اواخر 1267، با انتشار اخبار برکناری میرزاتقی‌خان امیرکبیر، برخی طوایف سگوند، جودکی، دِلْفان و سلسله، متعرض کاروانهای راه دزفول و خوزستان شدند. خانلرمیرزا به سرکوبی آنان پرداخت و نصیرخان جودکی را دستگیر و زندانی کرد، اما پس از آنکه پسر نصیرخان جودکی حاکمانی را که او تعیین کرده بود کشت، خانلرمیرزا نیز نصیرخان جودکی را به قتل رساند (احتشام‌الدوله، ص 239؛ رجوع کنید به سپهر، ج 3، ص 1173ـ1175؛ خورموجی، ص 109ـ110).در صفر 1268، خانلرمیرزا لقب احتشام‌الدوله گرفت (روزنامه وقایع اتفاقیه، ش 44، ص 2). در این سال، وی از جانب میرزاآقاخان نوری مأموریتهایی یافت، از جمله همکاری با میرزاجعفرخان مشیرالدوله در تعیین سرحدات مرزی، همکاری با انگلیسیها در اکتشافات باستان‌شناسی و حفر چاه در شوش و جلوگیری از برقراری تماس بین طوایف پشتکوه و مأموران تعیین سرحدات (خوزستان و لرستان در عصر ناصری، ص40ـ41، 46ـ49). باتوجه به تنوع طوایف لر و عرب در خوزستان و لرستان و نیز هم‌مرز بودن این دو منطقه با کشور عثمانی، بخش دیگری از کارهای خانلرمیرزا مراقبت از تحریکات دولت عثمانی در مرزها و سرکوبی شرارتهای برخی طوایف بود (رجوع کنید به همان، ص 56، 89ـ90). خانلرمیرزا در شعبان 1270، شیخ‌جابرخان نصرالملک (پدر شیخ‌خزعل، حاکم خرمشهر) را که به فساد و اغتشاش متهم شده بود، دستگیر نمود و به‌جای او شیخ‌فارِس (شیخ‌المشایخ قبیله کعب) را حاکم خرمشهر کرد (همان، ص 103ـ104).در صفر 1273، ناصرالدین‌شاه از خانلرمیرزا خواست که به استحکام و تقویت مرز بپردازد (همان، ص 175). پس از چندی دولت مرکزی ایران از حرکت چند کشتی انگلیسی به سوی خلیج‌فارس و نیت دولت انگلیس به جنگ با دولت ایران آگاه شد، لذا میرزا آقاخان نوری در 17 صفر، در نامه‌ای به خانلرمیرزا، از وی خواست که با نیروهای خود به همراه فوج بهادران زرندی و کزازی به خرمشهر برود (همان، ص 176ـ177).در 17 ربیع‌الآخر 1273، دولت انگلستان به ایران اعلان جنگ کرد. نیروهای انگلیسی ابتدا وارد بوشهر شدند و سپس در هفتم جمادی‌الآخره به‌سوی برازجان حرکت کردند (همان، ص180ـ181)، اما در نبرد با سپاه ایران متحمل خسارات و ناچار به عقب‌نشینی به بوشهر شدند. هم‌زمان در فرانسه، نماینده انگلستان با وساطت ناپلئون، با فرخ‌خان امین‌الدوله، سفیر ایران، مشغول مذاکرات صلح درباره هرات و وقایع جنوب ایران بود. ازاین‌رو، انگلیسیها برای اینکه به هنگام صلح فاتح به حساب بیایند با کشتیهایشان به خرمشهر رفتند (پولاک، ج 2، ص 31ـ32). خانلرمیرزا که از مذاکرات صلح امین‌الدوله در پاریس مطّلع شد، با وجود هشدارهای صدراعظم درباره توان نظامی انگلیسیها، شیوه نظامی مناسبی اتخاذ نکرد (رجوع کنید به هدایت، ج10، ص 758ـ760؛ سپهر، ج 3، ص1420؛ پولاک، ج 2، ص 32). در آخر رجب 1273، نیروهای دریایی انگلستان با 44 کشتیِ مجهز به تعداد زیادی توپ در آبهای خرمشهر پهلو گرفت و اردوی خانلرمیرزا را گلوله‌باران کرد (هانت، ص 247؛ سپهر، ج 3، ص 1422). شدت خسارات به حدی بود که خانلرمیرزا متوجه بی‌نتیجه بودن جنگ شد و چاره‌ای جز عقب‌نشینی نداشت (خورموجی، ص 211). وی در دوم شعبان 1273 به اهواز عقب نشست و در ششم شعبان در شوشتر اقامت کرد و نیروهای انگلیسی هم تا اهواز بدون مقاومت پیشروی کردند (سپهر، ج 3، ص 1425ـ1426).خانلرمیرزا در 1274 مأمور محافظت از مرز ایران و عثمانی و سرکوب طغیان طایفه کاکاوند شد (خوزستان و لرستان در عصر ناصری، ص 197ـ198). وی در 1275 از حکومت لرستان، بروجرد و خوزستان برکنار و به حکومت اصفهان منصوب شد (روزنامه وقایع‌اتفاقیه، ش 441، ص 1؛ اعتمادالسلطنه، ص 53). امنیت راهها و مراقبت از مرزها، ساختن کاروان‌سرا، سرکوبی اشرار، کشت آزمایشی نیشکر، ایجاد تسهیلات برای دریافت مالیات از ایلات و طوایف و یکسان‌سازی اوزان از جمله کارهای او در دوران حکومتش در نواحی خوزستان، لرستان و بروجرد بود (رجوع کنید به روزنامه وقایع اتفاقیه، ش50، ص 4، ش 55، ص 3، ش 62، ص 3، ش 199، ص 2، ش 252، ص 4).شروع حکومت او در اصفهان با خشکسالی مصادف شد که قحطی و گرانی به همراه داشت. مردم اصفهان این خشکسالی را نتیجه سوءسلامت خانلرمیرزا می‌دانستند و به همین دلیل، این قحطی و گرانی به گرانی خانلرمیرزایی معروف شد (مهدوی، ج 1، ص 327). شاه در 1276 حکومت بروجرد را ضمیمه حکومت اصفهان نمود و به خانلرمیرزا واگذار کرد (رجوع کنید به روزنامه وقایع اتفاقیه، ش 467، ص 7).خانلرمیرزا به هنگام حکومت در اصفهان بیمار بود (پولاک، ج 2، ص 74). فرهادمیرزا معتمدالدوله هم در نامه‌ای که به فرخ‌خان امین‌الدوله نوشته به ناخوشی و بیماری وی اشاره کرده است (رجوع کنید به امین‌الدوله غفاری، قسمت 4، ص 69). خانلرمیرزا در اواسط شوال 1278 در تهران درگذشت (روزنامه دولت علیه ایران، ش520، ص 8؛ خورموجی، ص 289). وی همواره مدعی حکومت جاهای بزرگ بود. او را عاشق‌پیشه و بسیار خسیس توصیف کرده‌اند (رجوع کنید به حسنعلی افشار، ص 137؛ خاوری شیرازی، ج 2، ص1070).منابع: خانلرمیرزا احتشام‌الدوله، سرگذشت خانلرمیرزا احتشام‌الدوله قاجار، چاپ صفر امیری، در گنجینه بهارستان : مجموعه 9 رساله در تاریخ دوره قاجار، ج 2، به کوشش سعید میرمحمدصادق، تهران: کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، 1387ش؛ یحیی احمدی کرمانی، فرماندهان کرمان، چاپ محمدابراهیم باستانی پاریزی، تهران 1354ش؛ محمدحسن‌بن علی اعتمادالسلطنه، المآثر و الآثار، در چهل سال تاریخ ایران، چاپ ایرج افشار، ج 1، تهران: اساطیر، 1363ش؛ فرخ‌بن مهدی امین‌الدوله غفاری، مجموعه اسناد و مدارک فرخ خان امین‌الدوله، قسمت 4، چاپ کریم اصفهانیان، تهران 1354ش؛ حسنعلی افشار، سفرنامه لرستان و خوزستان (اراک، بروجرد، خرم‌آباد، دزفول و شوشتر): رویدادهای شاه‌مُرد (1264ه .ق)، چاپ حمیدرضا دالوند، تهران 1382ش؛ فضل‌اللّه‌بن عبدالنبی خاوری شیرازی، تاریخ ذوالقرنین، چاپ ناصر افشارفر، تهران 1380ش؛ محمدجعفربن محمدعلی خورموجی، حقایق‌الاخبار ناصری، چاپ حسین خدیوجم، تهران 1344ش؛ خوزستان و لرستان در عصر ناصری: به روایت فرمانهای ناصرالدین شاه، مکاتبات امیرکبیر و میرزا آقاخان نوری با احتشام‌الدوله، چاپ منوچهر احتشامی، با همکاری آزیتا لقایی و فاطمه معزی، تهران: مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، 1383ش؛ روزنامه دولت علیّه ایران، ش 520، 27 شوال 1278؛ روزنامه وقایع اتفاقیه، ش 11، 15 جمادی الآخره 1267، ش 44، 10 صفر 1268، ش 50، 23 ربیع‌الاول 1268، ش 55، 28 ربیع‌الآخر 1268، ش 62، 17 جمادی‌الآخره 1268، ش 199، 2 ربیع‌الاول 1271، ش 252، 18 ربیع‌الاول 1271، ش 441، 31 ذیحجه 1275، ش 467، غره ذیحجه 1276؛ محمدتقی‌بن محمدعلی سپهر، ناسخ‌التواریخ: تاریخ قاجاریه، چاپ جمشید کیان‌فر، تهران 1377ش؛ ابراهیم‌بن اسداللّه صدیق‌الممالک، منتخب‌التواریخ، تهران 1366ش؛ مصلح‌الدین مهدوی، بیان سُبُل الهدایة فی ذکر اعقاب صاحب الهدایة، یا، تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان در دو قرن اخیر، قم 1367ش؛ رضاقلی‌بن محمدهادی هدایت، ملحقات تاریخ روضة‌الصفای ناصری، در میرخواند، ج 8ـ10؛George Henry Hunt, Outram & Havelock's Persian compaign, to which is prefixed a summary of Persian history, an account of various differences between England and Persia, and an inquiry in to the origin of The late war, by George Townsend, London 1858; Jakob Eduard Polak, Persien: das land und seine Bewohner, Leipzig 1865.
نظر شما
مولفان
گروه
رده موضوعی
جلد 14
تاریخ 93
وضعیت چاپ
  • چاپ شده