خاندیش

معرف

ناحیه‌ای قدیمی در مغرب هندوستان
متن
خاندیش، ناحیه‌ای قدیمی در مغرب هندوستان. این ناحیه که در شمال‌غربی فلات دکن قرار داشت، امروزه شامل قسمتهایی از شمال‌غربی ایالت مهاراشترا و جنوب‌شرقی ایالت گجرات در مشرق خلیج خَمبایَت* است. این ناحیه به طول حدود 250 و عرض حداکثر 110 کیلومتر، تقریباً میان ْ73 تا ْ 76 طول شرقی و ْ20 تا ْ22 عرض شمالی واقع است و بر این مبنا، بخش عمده و مهم خاندیش در ایالت مهاراشترا قرار دارد. مرزهای شمالی ناحیه خاندیش به دامنه کوههای نه‌چندان مرتفع در جنوب‌غربی ایالت مادیاپرادش می‌رسد ()اطلس جامع جهان تایمز(، نقشه 28ـ29؛ شیام، نقشه پیوست).محیط طبیعی خاندیش کوهستانی با دشتهای محدودِ میان‌کوهی است و بخش اصلی آن در حوضه آبریز رود تاپتی/ تاپی قرار دارد که با جهت شرقی ـ غربی، از فلات دکن سرچشمه می‌گیرد و در شمال شهر سورَت* به خلیج خمبایت می‌ریزد (رجوع کنید به مهاجن، ص 2؛ )اطلس جامع جهان تایمز(، همانجا). ناهمواریهای ناحیه خاندیش مانند ست‌پوره با امتداد شرقی ـ غربی در شمال ناحیه و سات‌مالا در مرز ایالات مهاراشترا و مادیاپرادش ارتفاع زیادی ندارند و به‌طور کلی می‌توان گفت از مشرق به مغرب، از ارتفاع ناحیه کاسته می‌شود (رجوع کنید به )اطلس جامع جهان تایمز(، همانجا).نام خاندیش مرکّب از خان و دیش به معنای کشور خان و احتمالا مأخوذ از عنوان حاکمان فاروقی ناحیه است (مهاجن، ص 1) و در دوره‌های مختلف تاریخی، خاندیس (رجوع کنید به فرشته، ج 2، ص 287؛ نهاوندی، ج 2، ص 378) و داندش/ دَندش (علّامی، ج 2، ص 106؛ مهاجن، ص 1، 88) خوانده شده است. این ناحیه میان نواحی قدیمی مالوه در سراسر مرزهای شمالی، احمدنگر در جنوب و جنوب‌غربی و برار در جنوب و جنوب‌شرقی قرار داشت (رجوع کنید به شیام، همانجا؛ مهاجن، ص 2). تاریخ کهن ناحیه خاندیش چندان مشخص نیست. احتمالا راجپوتها به صورت پراکنده در این سرزمین ساکن بودند و از قرن پنجم بعد از میلاد، قبایل بومی شبه‌قاره در آنجا حکومتهای محلی تشکیل دادند (رجوع کنید به شیام، ص 2).نخستین اطلاع ما از دوره اسلامی در خاندیش به اواخر سده هفتم و اوایل سده بعد می‌رسد که علاءالدین خلجی (حک : 695ـ715) قلمرو خلجیان دهلی را تا ناحیه خاندیش گسترش داد و سپس در نیمه اول سده هشتم، محمدبن تغلق‌شاه (دومین حاکم سلسله تغلقیه*) تغلقیان را بر این ناحیه مسلط کرد (رجوع کنید به همانجا؛ نیز رجوع کنید به خلجیان*). با این‌حال، اعتبار ناحیه خاندیش از زمان به قدرت رسیدن فاروقیان* در آنجاست که از نیمه دوم سده هشتم تا اوایل سده یازدهم بر خاندیش حکومت کردند. معتبرترین گزارشها از وضع خاندیش در زمان حکام فاروقی را فرشته در تاریخ فرشته (مقاله ششم) و به‌ویژه نهاوندی در مآثر رحیمی (ج 2) ارائه کرده‌اند. نظام‌الدین احمد هروی (متوفی 1003) در طبقات اکبری (ج 3، ص199ـ235)، وضع خاندیش و برخی حکام فاروقی را در طبقه سلاطین گجرات بیان کرده است.به گفته نهاوندی (ج 2، ص 433ـ435) و فرشته (ج 2، ص 276)، راجا احمد فاروقی حکومت فاروقیان را در قلعه تالنیر در پَرگَنه خاندیش در 772 بنیان‌نهاد (قس مهاجن، ص 17). درباره اینکه راجا احمد فرزند خان‌جهان یا شخص دیگری به نام خواجه‌جهان بوده است، تردیدهایی وجود دارد (رجوع کنید به شیام، ص 8)، اما روشن است که وی نسبش را به خلیفه دوم عمر فاروق می‌رسانده و مرید شیخ‌زین‌الدین دولت‌آبادی بوده است. ملک‌احمد پس از وفات در شعبان 801، در تالنیر به خاک سپرده شد (نهاوندی، ج 2، ص 436ـ437). نصیرخان فاروقی، که به جای پدر نشسته بود، قلعه مستحکم اسیر (اسیرگره) را در خاندیش تصرف و بازسازی کرد. وی به‌سبب منزلتی که عرفا نزد وی داشتند، دو شهر برهانپور* و زین‌الدین را به احترام برهان‌الدین غریب* و شیخ‌زین‌الدین، کنار رود تاپتی ساخت و پس از آنکه برهانپور به سرعت رشد یافت، آنجا را دارالملک خود قرار داد (فرشته، ج 2، ص 277ـ278؛ نهاوندی، ج 2، ص 437ـ442، 472). نصیرخان که خطبه خاندیش را به نام خود خوانده بود، در تکریم علما، فضلا و شعرا تلاش بسیاری کرد و بر رونق علمی خاندیش افزود. در دوره وی خاندیش در میان نواحی پیرامون به آرامش نسبی و اعتبار سیاسی دست یافت. نصیر در 841 وفات یافت و در مقبره فاروقیه، کنار پدرش، دفن شد (فرشته، ج 2، ص280؛ نهاوندی، ج 2، ص 437، 445).پس از نصیرخان، فرزندش (میران عادل‌خان) به حکومت رسید، اما حکومتش بیش از سه سال دوام نیاورد (فرشته، ج 2، ص 283؛ نهاوندی، ج 2، ص 445ـ446). در سده نهم و اوایل سده دهم، تاریخ سیاسی خاندیش با تاریخ دکن درآمیخته است (رجوع کنید به بهمنیان دکن*). دست‌کم می‌توان گفت، قسمتی از ناحیه خاندیش در این دوره تابع دکن بود (رجوع کنید به نهاوندی، ج 2، ص380، 388، 429ـ430).حکام فاروقی خاندیش در سده دهم، به‌رغم رویدادهای گوناگون، در آبادانی و استقلال آن کوشیدند. از جمله در اوایل این قرن، عادل‌خان (متوفی 907) برای استحکام بیشتر قلعه اسیر، قلعه دیگری به نام مالیکر در کنار آن ساخت. هرچند خاندیش در این دوره گاهی به‌سبب درگیری با حکام گجرات و احمدنگر آسیب دید و غارت شد (رجوع کنید به همان، ج 2، ص 447ـ 448، 459ـ460). در 926، میران محمدشاه حاکم خاندیش شد و چون در اواخر عمرش به سلطنت گجرات رسید، عنوان شاه برای نخستین‌بار به او داده شد (رجوع کنید به فرشته، ج 2، ص 284؛ نهاوندی، ج 2، ص 453ـ454).در اواخر قرن دهم، در دوره راجا علیخان، خاندیش همانند بسیاری از بخشهای هند در تصرف اکبرشاه (سومین سلطان تیموری هند از 963 تا 1014) بود و علیخان از وی اطاعت می‌کرد. علیخان با علما و فضلای حنفی خاندیش مجالست می‌کرد و به عمران شهرهای ناحیه همت داشت (رجوع کنید به فرشته، ج 2، ص 288ـ289؛ نهاوندی، ج 2، ص 464ـ466، 469). بهادرخان، آخرین حاکم فاروقی، نیز در آبادانی شهرهای این ناحیه کوشید. او بهادرپور را در نزدیکی برهانپور احداث کرد (رجوع کنید به فرشته، ج 2، ص 289ـ291؛ نهاوندی، ج 2، ص 469ـ 470، 475؛ نیز رجوع کنید به فاروقیان*).پس از انقراض فاروقیان و گسترش حکومت اکبرشاه در خاندیش، سلطان دانیال، فرزند اکبر، صوبه خاندیش را اداره می‌کرد (رجوع کنید به علّامی، ج 2، ص 106؛ مهاجن، ص 1؛ جوشی، ص 516). در سده یازدهم، راه تجاری بندر سورت (در گجرات) به صوبه برار و اورنگ‌آباد از شهرهای خاندیش می‌رسید که به رونق این ناحیه انجامید. قلاع مهم آن مانند سلطان‌پور در شمال‌غربی، تالنیر در مرکز و در مسیر راه تجاری، و اسیر در مشرق، همچنان مراکز مهم نظامی به‌شمار می‌رفتند و صوبه خاندیش، چندین سرکار (واحد تقسیماتی کوچک‌تر از صوبه) مانند اسیر، نندوربار، بیجاگره، هندیا، مولر به مرکزیت برهانپور داشت (رجوع کنید به خافی‌خان نظام‌الملکی، ج 2، ص 167؛ مهاجن، ص 171ـ172). در این سده، چند درگیری سخت در مناطق مختلف صوبه خاندیش روی داد و به برخی از شهرها آسیب رسید (رجوع کنید به خافی‌خان نظام‌الملکی، ج 2، ص270).در همین سده، جهانگیر (حک : 1014ـ1037) شاه جهان را برای توسعه قلمرو بابریان در شمال و جنوب به خاندیش فرستاد (رجوع کنید به کنبو، ج 1، ص 95؛ مهاجن، ص 31). سپس، در نیمه دوم این سده، در دوره اورنگ‌زیب، مراتهه‌ها* بخشهایی از خاندیش را تصرف کردند (رجوع کنید به صمصام‌الدوله شاهنوازخان، ج 3، ص 23ـ24، 714ـ715، 745؛ مهاجن، ص 47ـ49).در سده دوازدهم، خاندیش با نواحی و صوبه‌های پیرامون، به‌ویژه دکن، منازعاتی داشت (رجوع کنید به خافی‌خان نظام‌الملکی، ج 2، ص 778ـ780، 796ـ797، 887ـ888). از اواخر سده دوازدهم/ هجدهم، انگلیسیها در خاندیش حضور یافتند. پس از مدتی، برهانپور و اسیرگره تابع بخش نمار در استان مرکزی هند شدند و از 1324/1906 خاندیش به دو بخش شرقی و غربی تقسیم شد (د. اسلام، چاپ دوم، ذیل مادّه). پس از استقلال هند در 1326ش/ 1947، خاندیش به بخشهای مختلف تقسیم شد و چندین استان در این ناحیه قرار گرفت (رجوع کنید به نهرو، ج 1، ص 456؛ حکمت، ص 392).در ناحیه خاندیش، امروزه بخشهای جل‌گاون، دولیا، نمار، ناسک و شهرهای سلطان‌پور، پرکاشا، اسیرگره، نواپور، برهانپور، سونگر، نیر و عادل‌آباد معروف‌ترند (رجوع کنید به مهاجن، ص 2؛ )اطلس جامع جهان تایمز(؛ د. اسلام، همانجاها).ادبیات مکتوب و مهم‌ترین منابع و اسناد درباره خاندیش به فارسی است (برای فهرست برخی از مهم‌ترین منابع رجوع کنید به مهاجن، ص 7ـ13). از این ناحیه علما، مشایخ و عرفای متعددی با عنوان برهانپوری* (مانند قطب‌الدین، محمدبیگ، برهان‌الدین و محمدهاشم کِشْمی) و شیوخ قادری شهرت دارند (رجوع کنید به شیام، ص 136؛ نیز رجوع کنید به همان، ص 136ـ144). بیشتر آثار قدیمی خاندیش از دوره فاروقیان است، از جمله جامع اسیرگره (رجوع کنید به همان، ص 148ـ149، 152ـ153).منابع: علی‌اصغر حکمت، سرزمین هند: بررسی تاریخی و اجتماعی و سیاسی و ادبی هندوستان از ادوار باستانی تا عصر حاضر، تهران 1337ش؛ محمدهاشم خافی‌خان نظام‌الملکی، منتخب‌اللباب، ج 2، چاپ کبیرالدین احمد، کلکته 1874؛ صمصام‌الدوله شاهنوازخان، مآثرالامرا، کلکته 1888ـ1891؛ ابوالفضل‌بن مبارک علّامی، آئین اکبری، چاپ سنگی لکهنو 1892ـ1893؛ محمدقاسم‌بن غلامعلی فرشته، تاریخ فرشته (گلشن ابراهیمی)، چاپ سنگی ]لکهنو[: مطبع منشی نولکشور، ]بی‌تا.[؛ محمدصالح کنبو، عمل صالح، الموسوم به شاه‌جهان‌نامه، ترتیب و تحشیه غلام یزدانی، چاپ وحید قریشی، لاهور 1967ـ1972؛ عبدالباقی نهاوندی، مآثر رحیمی، چاپ محمد هدایت حسین، کلکته ] 1924[ـ1931؛ جواهر لعل نهرو، کشف هند، ترجمه محمود تفضلی، تهران 1361ش؛ احمدبن محمد مقیم هروی، طبقات اکبری، چاپ بی. دی و محمد هدایت حسین، کلکته 1927ـ] 1935[؛EI2, s.v. "Khandesh" (by J. Burton - Page); P. M.sh Joshi, "Khandesh", in History of medieval Deccan (1295-1724), ed. H.K. Sherwani, vol.1, Andhra Pradesh: The Government of Andhra Pradesh, 1974; T.T. Mahajan, Khandesh under the Mughals, 1601-1707, New Delhi 1991; Radhey Shyam, The kingdom of Khandesh, Delhi 1981; The Times comprehensive atlas of the world, London: Times Books, 2005.
نظر شما
مولفان
وحید ریاحی ,
گروه
رده موضوعی
جلد 14
تاریخ 93
وضعیت چاپ
  • چاپ شده