حوزه علمیه ری

معرف

حوزه علمیه ری

متن

حوزه علمیه ری. الف) سیر تاریخی. شیعیان در دهههای پایانی حکومت امویان در ری حضور داشتهاند. گزارشهایی از همراهی شیعیان ری با قیام زیدبن علی در ۱۲۰ در دست است (رجوع کنید به ابوالفرج اصفهانی، ص ۱۳۲). پس از شکلگیری خلافت عباسی در ۱۳۲، ری یکی از پایگاههای مهم شیعیان شد. در میان اصحاب، یاران، وکلا و راویان احادیث ائمه علیهمالسلام از دوره امام باقر تا غیبت امام زمان عجلاللّهتعالی فرجه الشریف، نام بسیاری از شیعیان ری دیده میشود. در میان این افراد، اعین رازی از اصحاب امام باقر (رجوع کنید به طوسی، ۱۴۲۰، ص ۱۲۶)، عبدالرحیمبن سلیمان رازی و عیسیبنماهان و یحییبن علاء و فرزندش جعفر از اصحاب امام صادق (رجوع کنید به نجاشی، ص ۱۲۶، ۴۴۴؛ طوسی، ۱۴۲۰، ص ۲۳۷، ۲۵۸؛ شوشتری، ج ۱۱، ص ۶۹ـ۷۱)، بکربن صالح رازی از اصحاب امام رضا (رجوع کنید به ابنبابویه، ۱۴۰۴، ج۴، ص۴۹۹)، حسنبن عباس حریش رازی و عبداللّهبنمحمدرازی از اصحاب امامجواد (رجوع کنید به طوسی، ۱۴۲۰، ص۳۷۴، ۳۷۷)، یحییبن ابیبکر رازی و سهلبن زیاد رازی از اصحاب امامهادی (رجوع کنید به همان، ص۳۸۷، ۳۹۳) و صالح بن حماد و محمدبن یزداد رازی از اصحاب امام حسن عسکری (نجاشی، ص ۱۹۸؛ طوسی، ۱۴۲۰، ص ۴۰۲)، درخور ذکرند. همچنین گزارشهایی از مهاجرت علویان به ری در دوره ائمه در دست است. برخی از این مهاجران از عالمان و محدّثان بزرگ شیعی بودند (برای نمونه رجوع کنید به ابنطباطبا علویاصفهانی، ص۱۵۱ـ ۱۶۷). عبدالعظیم حسنی از نوادگان امام مجتبی و از اصحاب امامجواد علیهالسلام از مشهورترین این مهاجران بود که سهم مهمی در نشر تعالیم شیعه داشت (رجوع کنید به نجاشی، ص۲۴۷ـ ۲۴۸، که گزارش شناخته شدن مزار حمزةبن موسی از فرزندان امام کاظم علیهالسلام به دلالت او را نیز آورده است). هرچند این گروه از یاران ائمه و نیز مهاجران علوی، در ری به ارائه تعالیم شیعه و نیز روایت حدیث مشغول بودهاند، و در واقع نخستین نشانههای تکوین حوزه ری را باید در فعالیتهای این راویان جستجو کرد، لیکن آغاز گسترش فعالیتهای منسجم علمی شیعیان در ری و شکلگیری حوزه علمیه در این شهر، ظاهراً در نیمه دوم قرن سوم هجری بوده است. در ۲۷۵ احمدبن حسن ماردانی بر شهر ری مسلط شد. او پس از اظهار تشیع، شیعیان را اکرام کرد و مورد توجه قرار داد و شیعیان با حمایت وی به تألیف کتابهایی پرداختند، از جمله عبدالرحمانبن ابیحاتِم، کتابی در فضائل اهلالبیت نوشت (یاقوت حموی، ۱۹۶۵، ج ۲، ص ۹۰۱).در دورهحکمرانی سلسله شیعیمذهب آلبویه، ری بهمدت ۸۵ سال (۳۳۵ـ۴۲۰) مرکز حکومت یکی از مشهورترین شاخههای حکومتگر بویهی بود. به دلیل حمایتهای امیران آلبویه و برخی از وزرای شیعی مذهب آنها، در این دوره ری یکی از مراکز اصلی تجمع شیعیان و فعالیتهای علمی و آموزشی آنها شد. ایجاد فضای نسبتآ باز سیاسی و دفاع خردمندانه علمای شیعه از باورها و شعائر اهل بیت و رفتار همراه با تعامل شیعیان با پیروان ادیان و مذاهب دیگر، موجب شد که این شهر یکی از کانونهای مهم مباحثهها و مناظرههای علمی میان شیعیان و پیروان دیگر مذاهب شود. علاوه بر گرایش بسیاری از اهالی ری به مذهب تشیع و ظهور دانشمندان بزرگ از میان مردم ری، گروه کثیری از علما و محدّثان و فقهای شیعه نیز از شهرهای دیگر به ری هجرت کردند. یکی از مشهورترین این افراد شیخ صدوق محمدبن علیبن بابویه قمی (رجوع کنید به نجاشی، ص :۳۸۹ وجهالطائفة بخراسان) بود که از حدود ۳۴۷ به دعوت رکنالدوله (حک : ۳۳۵ـ۳۶۶) از قم به ری هجرت کرد و این شهر را موطن خویش قرار داد. حضور وی در ری باعث رونق حوزه علمیه این شهر شد. وی علاوهبر برپایی مجالس بحث و مناظره با پیروان ادیان و مذاهب مختلف که گاه در حضور رکنالدوله صورت میگرفت، به تشکیل مجالس درس و املای حدیث نیز همت گماشت (رجوع کنید به ابنبابویه، ۱۳۶۳ش، ج ۱، ص ۸۷ـ۸۸؛ نجاشی، ص ۳۹۲؛ برای زندگی و فعالیتهای علمی وی رجوع کنید به صدوق*، محمدبن علی). نه تنها شیعیان ری بلکه پیروان اهلبیت، از واسط و مصر و بصره و کوفه و مدائن و قزوین و دیگر شهرها، پرسشهای خود را برای او میفرستادند و صدوق پرسشهای آنها را پاسخ میداد (رجوع کنید به نجاشی، ص ۳۹۲). علاوه بر شیخ صدوق، افراد دیگری نیز از خاندان وی (فرزندان برادرش حسینبن علی) به ری مهاجرت کردند و به نشر تعالیم شیعی در آن شهر پرداختند (رجوع کنید به بابویه*، آل).ابومحمد جعفربن احمدبن علی (علیبن احمد) رازی از دیگر عالمان معاصر شیخ صدوق نیز در ری ساکن شد و ضمن تألیف آثار متعدد به آموزش و ترویج علوم شیعی پرداخت (درباره او رجوع کنید به آقابزرگ طهرانی، طبقات :نوابغ، ص۶۸ـ۶۹؛ نیز رجوع کنید به مجلسی، ج ۱، ص ۱۹، ۳۷ـ۳۸). دانشمندانی که از ری و بهویژه از میان خاندان کلینی برخاستند در کنار محدّثان و فقیهان خاندان بابویه، به حوزهعلمیه شیعه در این دوره رونق زیادی بخشیدند. محمدبن محمدبن عصام کلینی و محمدبن احمد سِنانی که در ری اقامت گزید، هر دو از راویان آثار کلینی برای صدوق (رجوع کنید به ابنبابویه، ۱۴۰۴، ج ۴، ص ۲۲۳ـ۵۳۴)، و ابوعلی قطّان رازی از مشایخ شیخ صدوق (رجوع کنید به آقابزرگ طهرانی، طبقات: نوابغ، ص ۲۳) از جمله این افراد هستند. برخی از وزرای دانشمند آلبویه نیز در رونق بخشیدن به حوزه علمیه شیعه، سهم بسزایی داشتند. صاحببن عبّاد، وزیر فخرالدوله دیلمی (حک : ۳۷۳ـ ۳۸۷)، در خانه خویش در ری مجلس درس تشکیل میداد. او به رسم دانشمندان طیلسان میپوشید و تحتالحنک میانداخت. در مجلس درس وی گروه بسیاری از مردم و دانشوران برجسته حضور مییافتند. قاضی عبدالجبار معتزلی از جمله دانشمندانی بود که در درس صاحب شرکت میکرد (رجوع کنید به صاحب بن عباد*). ابوسعد منصوربن حسین آبی (متوفی ۴۲۲)، وزیر مجدالدوله بویهی (حک : ۳۸۷ـ۴۲۰)، نیز از جمله وزرای دانشمند بود. وی در دانشهای مختلف به ویژه تاریخ و ادبیات تبحر داشت. او نزد شیخ طوسی درس خوانده بود و شیخ عبدالرحمان نیشابوری خزاعیاز عالمان نامور ری از او روایت کرده است (منتجبالدین رازی، ص ۳۲، ۱۰۵؛ برای شرح حال وی رجوع کنید به آبی*، ابوسعد).در حمله محمود غزنوی به ری در ۴۲۰ حوزه علمیه این شهر آسیب جدی دید و کتابخانهها و مراکز علمی و آموزشی شیعه ویران گردید و بسیاریاز عالمان شیعی به اتهام گرایش به باطنیه* و رابطه با قرمطیان* به قتل رسیدند (رجوع کنید به ابناثیر، ج ۹، ص ۳۷۲). بااینحال، در دوره سلجوقیان، نیک نفسی و تعادل عالمان شیعی و پرهیز از افراطگری و نیز تلاش مستمر آنها، موجب شد که برخی از سلاطین و وزرای سلجوقی، به شیعیان روی خوش نشان دهند (رجوع کنید به عبدالجلیل قزوینی، ص ۱۴۲ـ ۱۴۵). در نتیجه حوزه علمیه ری آرام آرام فعالیت علمی و تبلیغی خود را از سرگرفت. اسامی شمار زیادی از خاندانهای علمی شیعه و آثار و نوشتههای آنها و نیز تعداد کثیری از مدارس و مراکز علمی متعلق به نیمه قرن پنجم و سراسر قرن ششم، که در منابع بدان اشاره شده، نشان دهنده رونق فعالیتهای آموزشی و علمی در این دوره است.برخی از دانشمندان خاندان بابویه در دوره سلجوقیان نیز خوش درخشیدند. حسنبن حسینبن بابویه، معروف به حسکا، از این جمله است. وی که فقیهی بیبدیل بود در ری به کار تعلیم و تربیت اشتغال داشت. حسکا در ری مدرسهای داشت که در آن به کودکان قرآن میآموختند (منتجبالدین رازی، ص ۴۶ـ۴۷؛ عبدالجلیل قزوینی، ص۳۴ـ۳۵؛ نیز رجوع کنید به بابویه*،آل). فرزند حسکا به نام شیخ موفقالدین عبیداللّه، والد شیخ منتجبالدین مؤلف کتاب الفهرست، نیز از راویان و فقهای برجسته خاندان بابویه است که نزد پدرش درس خواند (منتجبالدین رازی، ص ۷۷؛ نیز رجوع کنید به بابویه*،آل). بابویهبن سعیدبن محمد از همین تیره، فقیهی پارسا و محدّثی برجسته بود که نزد شیخ حسکا درس خواند و کتاب الصراطالمستقیم را در موضوع عقاید و فقه تألیف کرد. منتجبالدین نیز این کتاب را نزد همین بابویهبن سعید خوانده بود (رجوع کنید به همان،ص۴۲ـ۴۳). بهگفته ابنحجر عسقلانی (ج۲،ص۲۶۱) خانه بابویهبن سعید در ری، سرای دانش و بزرگی بود. شیخ منتجبالدین رازی خود از مشهورترین علمای خاندان بابویه در ری بود. وی دانشپژوهی بود کاوشگر و از درس بیش از ۵۵ استاد از شهرهای گوناگون، استفاده کرد (رجوع کنید به منتجبالدین رازی*).فرزندان و نوادگان مطهربن علی زکی که نقابت شیعیان ری و گاه قم را برعهده داشتند از دیگر خاندانهای فعال در زمینه علوم مختلف شیعی در این دوره هستند. از جمله این افراد شرفالدین محمد، نقیبالنقبای ری و از ممدوحین قوامی رازی، بود (رجوع کنید به قوامی رازی، ص ۳۹ـ۴۲، ۷۳ـ۷۷). وی در ری مجلس درس داشت و شیخ منتجبالدین از جمله شاگردان او بود (رجوع کنید به منتجبالدین رازی، ص ۱۰۰؛ برای شرححال و فعالیتهای علمی برخی از افراد این خاندان رجوع کنید به قوامی رازی، حواشی محدث ارموی، ص ۱۹۳ـ۲۱۸). ابوالقاسم یحیی از دیگر نقبای ری و صاحب فضلوکمال بود. منتجبالدین در درس وی حاضر میشد و کتاب الفهرست را در پی گفتگو با او تألیف کرد (رجوع کنید به منتجبالدین رازی، ص ۲۹ـ۳۱). از خاندان دوریستی نیز دانشمندان برجستهای در این دوره به ظهور رسیدند. ابوعبداللّه جعفربن محمد دوریستی کتابهای زیادی چون الکفایة و الاعتقاد تألیف کرد (همان، ص ۴۵). عبدالجلیل قزوینی رازی (ص ۱۴۵) بهنام برخی از افراد این خاندان و سهمی که در گسترش دانشهای شیعی داشتهاند، اشاره کرده است. به گفته وی (همانجا) خواجه حسن دوریستی فرزند ابوعبداللّه جعفر، با خواجه نظامالملک طوسی «حق خدمت و صحبت» داشت (رجوع کنید به دوریستی*).خاندان رازی خزاعی، در گرم نگهداشتن حوزه علمیه ری و تبلیغ دین و نشر دانشهای شیعی، کوششهای زیادی کردند. شیخ ابوبکر احمدبن حسین نیشابوری خزاعی رازی از بزرگان علمای شیعه و صاحب تألیفات گوناگون چون الامالی در حدیث در چهار جلد، عیونالاحادیث و الروضه در فقه، از این خاندان بود که به تعلیموپژوهش اشتغال داشت. وی شاگرد سیدرضی، سیدمرتضی و شیخطوسی بوده است (منتجبالدین رازی، ص ۳۲). پسر وی شیخِ حافظ عبدالرحمان نیشابوری (متوفی ۴۸۵) نیز از اساتید برجسته در این دوره است. وی که عموی پدر ابوالفتوح رازی بود در ری کرسی تدریس داشت و شمار زیادی طالب علم و محدّث در درس او حاضر میشدند (رجوع کنید به همان، ص ۷۵؛ ابنحجر عسقلانی، ج۵، ص۸۵). ابوالفتوح رازی دانشمند و مفسر شهیر شیعی نیز از این خاندان است. او در ری به فعالیتهای علمی و آموزشی اشتغال داشت و شاگردان بسیاری چون منتجبالدین (رجوع کنید به منتجبالدین رازی، ص ۴۸)، ابنشهر آشوب، ابوطالب طوسی و صفیالدین حیروی تربیت کرد (رجوع کنید به ابوالفتوح رازی*).سدیدالدین حمّصی*، عبدالکریم رافعی* مؤلف التدوین فی اخبار قزوین، عمادالدین طبری* مؤلف بشارة المصطفی لشیعة المرتضی، محمد بن ابی مسلم ابیالفوارس رازی، رشیدالدین رازی، قطبالدین راوندی*، عبدالجبار بن عبداللّه رازی از شاگردان شیخطوسی و استاد قاطبه علما و طالبان علوم در زمان خودش، و سید تاج الدین موسوی از دیگر دانشمندان معروف حوزه علمیه ری در این دوره هستند. ظهور این تعداد فقیه، محدّث و عالم در ری در دوره سلجوقی به خوبی نشاندهنده رواج و گسترش حوزه علمیه شیعی در این دوره است. به علاوه، در منابع به نام مدارس، مساجد، خانقاهها و مراکز علمی دیگر متعلق به ری در سدههای پنجم و ششم اشاره شده که بیانگر پویایی و سرزندگی آموزشهای شیعی در این شهر است (رجوع کنید به ادامه مقاله).در جریان یورش مغولان در اوایل سده هفتم، شهر ری چندینبار مورد حمله قرار گرفت و ویرانیهای زیادی در این شهر پدید آمد. در نتیجه حوزه علمیه ری بهرغم ظهور دانشمندانی چون احمدبن حسن ناوندی/ نهاوندی، قطبالدین رازی و تاجالدین محمود رازی (رجوع کنید به مجلسی، ج ۱۰۴، ص ۱۴۲؛ خوانساری، ج ۶، ص ۳۸ـ۴۸؛ آقابزرگ طهرانی، طبقات: الانوار، ص ۴، ۳۳) هرگز رونق پیشین خود را بازنیافت.ب) ویژگیهای حوزه علمیه ری. از ویژگیهای برجسته حوزه علمیه ری به ویژه در آغاز شکلگیری، ارتباط پیوسته محدّثان و علمای آن دیار، تا پیش از وقوع غیبت، با امامان معصوم بوده است. علاوه بر آنکه در میان یاران و راویان احادیث ائمه نام گروهی از دانشمندان ری دیده میشود (رجوع کنید به سطور پیشین)، برخی دیگر از علمای ری نیز از طریق مکاتبه یا حضوری با ائمه در ارتباط بودهاند (برای نمونه رجوع کنید به طوسی، ۱۴۱۱، ص۴۱۵؛ تفرشی، ج ۳، ص ۲۹۱؛ آقابزرگ طهرانی، طبقات: نوابغ، ص ۶۱).ارتباط با مراکز علمی مختلف در جهان اسلام، ویژگی دیگر حوزه علمیه ری است. گزارشهای زیادی در دست است که نشان میدهد از آغاز شکلگیری حوزه علمیه ری، بسیاری از محدّثان، فقها و دانشمندانی که در این حوزه به تعلیم و تعلم اشتغال داشتهاند، برای بهرهمندی از درس اساتید دیگر حوزههای علمیه در شهرهایی چون قم، بغداد، کوفه و نجف به این شهرها مسافرت کردهاند (برای نمونه رجوع کنید به ابنبابویه، ۱۳۵۷ش، ص ۶۸؛ نجاشی، ص ۴۱۳؛ خطیب بغدادی، ج ۵، ص ۴۵۷ـ۴۵۸؛ منتجبالدین رازی، ص ۴۶؛ علامه حلّی، ص ۲۶۸). به علاوه دانشمندان زیادی از شهرها و حوزههای علمیه دیگر، برای استفاده از درس و دانش علمای ری، در این شهر ساکن میشدهاند (برای نمونه رجوع کنید به خطیببغدادی، ج۱۲، ص۲۰، ج۱۳، ص۲۱۰؛ منتجبالدین رازی، ص۴۶، ۵۳؛ قزوینی، ص۲۸۲؛ امین، ج ۲، ص ۳۲۹، ج ۳، ص ۲۹، ج ۴، ص ۸۲). شیخ صدوق به دلیل سفرهای متعدد به شهرها و مراکز علمی در نقاط مختلف جهان اسلام، سهم بسزایی در ایجاد ارتباط علمی میان حوزه ری و سایر حوزههای علمیه در قرن چهارم داشت. پاسخهایی که وی به سؤالات فرستاده شده از جانب مردم شهرهای مختلف چون قزوین، بصره، کوفه، مدائن، نیشابور و بغداد داده است، بیانگر جایگاه و مرجعیت و نیز گستردگی روابط وی است (رجوع کنید به نجاشی، ص ۳۹۲). او کتاب من لایحضرهالفقیه را در پاسخ به درخواست ابوعبداللّه محمدبن حسنبن اسحاق معروف به نعمه از نوادگان امام موسیالکاظم علیهالسلام که در ایلاق ماوراءالنهر ساکن بود، نوشت (ابنبابویه، ۱۴۰۴، ج ۱، ص ۲).در شهر ری از حدود سده سوم تا نهم هجری، پیروان فرق و مذاهب و حتی ادیان مختلف زندگی میکردند. این امر موجب شده بود که عالمان این فرق و مذاهب در حوزههای علمیه این شهر به مناظره و تبادل نظر با یکدیگر بپردازند و گاه در مجالس درس یکدیگر شرکت کنند. حیص بیص* (متوفی ۵۷۴) از فقها و ادبای هوادار اهلبیت از مجلس درس محمدبن عبدالکریم وزان شافعی، قاضی ری استفاده میکرد (امین، ج ۷، ص ۲۲۸) و عبدالکریم رافعی مؤلف التدوین در درس شیخ منتجبالدین حضور مییافت (رجوع کنید به رافعی قزوینی، ج ۳، ص ۳۷۷). عبدالجلیل قزوینی رازی (ص ۱۰۶) به حضور بسیاری از منقبت خوانان، عالمان و بازاریان و حنفیان و شافعیان در مجلس درس خویش در هر دوشنبه اشاره کرده است. این تعاملات علمی باعث میشد که هر یک از اربابان مذاهب، کتابها و رسالههایی در دفاع از مذهب و عقیده خویش و ردیههایی بر آرا و نظر مخالفان تألیف کنند (رجوع کنید به نجاشی، ص ۳۷۵؛ نیز رجوع کنید به ردّیه/ ردّیهنویسی*).ج) کانونهای آموزش. مساجد یکی از کانونهای اصلی درس و مناظره در ری بوده است. حمداللّه مستوفی (ص ۵۳) تعداد مساجد ری را در نیمه دوم سده دوم، سیهزار دانسته است. در سده ششم نیز مساجدی در ری وجود داشت که متعلق به پیروان مذاهب مختلف بود و در آن مجالس درس برپا میشد. برخی از این مساجد یادگار سدههای پیشین بود و مدتی طولانی فعالیتهای علمی و آموزشی در آنها ادامه داشت (رجوع کنید به عبدالجلیل قزوینی، ص ۳۵، ۷۴، ۳۷۲، ۵۵۱ـ۵۵۲؛ برای آموزش در مساجد رجوع کنید به مسجد*؛ جامع *، مسجد).مدارس از دیگر مراکز مهم علمی و آموزشی شیعیان در ری بودهاند. هر چند درباره مدارس شیعی در دوره آلبویه اطلاعی در دست نیست اما اشاره عبدالجلیل قزوینی رازی (ص ۳۴ـ۳۷) به کثرت «مدارس سادات» در شهرهای مختلف شیعهنشین، پیش از سده ششم، گواه فعالیت گسترده این مدارس است. وی همچنین بیش از ده مدرسه را برشمرده که در دوره سلجوقیان به ارائه تعالیم شیعی در ری مشهور بودهاند. مدرسه سید تاجالدین محمد کیسکی در زمان تألیف کتاب النقض در حدود ۵۶۰، نزدیک به نود سال سابقه فعالیت داشته و موضع مناظره دانشمندان و محل تجمع علما و سادات و فقهای مشهور بوده است (رجوع کنید به همان، ص ۳۴؛ نیز رجوع کنید به مدرسه*). در مدرسه شمسالاسلام حسکابن بابویه نیز علاوه بر مجالس وعظ و قرائت قرآن، به کودکان آموزشهای لازم ارائه میشد (همان، ص ۳۴ـ۳۵). همچنین مدرسهای به نام علی جاسبی در کوی اصفهانیان ری واقع بود (رجوع کنید به همان، ص ۳۵). تنها در یکی از مدارس دوره سلجوقی به نام خواجه عبدالجبار چهارصد فقیه و متکلم درس شریعت میآموختند (همانجا). عبدالجلیل قزوینی رازی خود در ری مدرسهای بزرگ داشت که هر جمعه در آن به ارائه درس میپرداخت (همان، ص ۱۳۷ـ۱۳۸). در مدرسه خواجه امام رشید رازی نیز بیش از دویست دانشمند، درس اصول دین و اصول فقه و علم شریعت میآموختند (همان، ص ۳۶). مدارس مذکور دارای کتابخانههای بزرگ و گاه تخصصی بودند که در آن کارهای علمی و آموزشی صورت میگرفت. برای نمونه مدرسه خواجه امام رشید رازی، کتابخانهای بزرگ و مجهز داشت (همانجا). کتابخانههای این مدارس و نیز سایر کتابخانههایی که در ری ساخته شده بود، مملو از کتب اصولی و فروعی بود به گونهای که عبدالجلیل قزوینی رازی (ص ۳۸) «تعدید و تحصیر» این کتب را هم مشکل شمرده و ذکر اسامی مصنفان و روات این کتابها را مستلزم تألیف کتابی جداگانه دانسته است.کتابخانهها در ری افزون بر مرکز مطالعه و پژوهش، کانون درس و گفتگوهای علمی بودند (برای آگاهی از نقش آموزشی کتابخانهها رجوع کنید به کتابخانه*). ابوالفضل ابنعمید، وزیر رکنالدوله بویهی، کتابخانهای بزرگ در ری داشت که رسالهها و کتب ارزشمندی در آن نگهداری میشد و مسکویه مدتی خازن و کتابدار آن بود (رجوع کنید به مسکویه، ج ۶، ص ۲۶۲ـ۲۶۳). یکی از مشهورترین کتابخانههای ری در دوره آلبویه متعلق به صاحببن عباد بود که بیش از چهارصد بار شتر کتاب در آن جمعآوری شده بود (ابناثیر، ج ۹، ص ۱۱۰) و مجموع کتابهای آن به ۰۰۰، ۲۱۷ جلد میرسید (صَفَدی، ج ۲۱، ص ۲۲). در دوره سلجوقیان نیز کتابخانههایی چون کتابخانه شرفالدین محمد، نقیبالنقبای ری، بهعنوان مراکز علمیوآموزشی شهره بودهاند (رجوع کنید به بیهقی، ص۱۷).در دوره سلجوقیان خانقاههایی نیز متعلق به شیعیان در ری وجود داشته که در آنها مجالس درس و بحث و آموزش علوم و احکامدینی رایج بودهاست (رجوع کنید به عبدالجلیل قزوینی، ص۳۵ـ۳۶).د) تأمین هزینهها. هزینه مراکز علمی شیعی اعم از مساجد، مدارس و کتابخانهها از راههای گوناگون تأمین میشد. اوقاف یکی از مهمترین منابع تأمین این هزینهها بود (رجوع کنید به همان، ص۳۴؛ نیز رجوع کنید به وقف*). بخشی از درآمدهای حاصل از دریافت وجوهات شرعی و صدقات نیز صرف مراکز علمی و زندگی دانشمندان میشد (رجوع کنید به همان، ص ۱۹۵ـ۱۹۶). عدهای از بزرگان و وزرا نیز بخشی از اموال شخصی خویش را صرف مراکز علمی میکردند (رجوع کنید به یاقوت حموی، ۱۹۹۳، ج ۵، ص ۱۹۳۸). با این حال اغلب علما و دانشمندان و نیز طالبان علم از راه کسب و کار مخارج زندگی خویش را تأمین میکردند. برای نمونه مسکویه خود خازن و کتابدار ابوالفضل ابنعمید بود (رجوع کنید به مسکویه، همانجا).ه ) موضوعات درسی. در حوزه ری علوم گوناگون از ادبیات گرفته تا دانش قرآن و حدیث و تاریخ و کلام و گاه برخی از علوم عقلیتدریسمیشد.در هریک از اینعلوم دانشمندان بنامی به ظهور رسیدند. مهمترین علوم موردتوجه در حوزه ری به قرار زیر است :ادبیات. ادبیات عرب از درسهای اصلی حوزه ری بوده است. ادیبان در این حوزه با تحقیق در دانش صرف و نحو و فصاحت و بلاغت و بدیع و نیز توغل در متون ادبی و نثر و شعر عربی، به مجالس درس خویش رونق میبخشیدند و بهویژه این کار را برای درک زیباییهای ادبی و بلاغی قرآن انجام میدادند. اِبنفارِس (متوفی ۳۹۵) مؤلف کتاب مجملاللغة و مقاییساللغة از جمله ادیبان مشهور حوزه ری بود. وی استاد مجدالدوله بویهی و صاحببن عباد در علوم ادبی به شمار میرفت. ابنبابویه (۱۳۶۳ش، ج ۲، ص ۴۵۳) ضمن نقل روایتی از احمدبن فارس او را ادیب و از اصحاب حدیث خوانده است (برای آگاهی از شرح حال و آثار وی رجوع کنید به ابنفارس*). ابنعمید و شاگردش صاحببن عباد از وزرای مشهور آلبویه در ری، از مشاهیر ادب عربی در دوره خویش بودند (رجوع کنید به ابنعمید*؛ صاحببن عباد*). مسکویه نیز از ادیبان حوزه ری بود. وی در ادب پارسی و عربی استاد بود و تألیفاتی در این زمینه دارد (رجوع کنید به ابوعلی مسکویه*). کمالالدین بنداربن ابینصر رازی (متوفی ۴۰۱) نیز از ادبا و شعرای شیعه در این دوره است. وی زبانهای عربی و فارسی را نیک میدانست و صاحببنعباد در تربیت او نقش مهمی داشت (رجوع کنید به بندار رازی*). پیش از این از ابوسعد منصوربن حسین آبی وزیر دانشمند آلبویه سخن رفت. کتاب نثرالدر، نشانه روشنی از بلاغت و فصاحت و اشراف وی بر ادب عربی است. ابوالحسین محمدبن عبداللّه نحوی رازی نیز ادیبی بود که در جامع ری تدریس میکرد (سمعانی، ج۵، ص۴۶۹). ظهور شاعران و ادیبان بزرگی چون ابوالفتوح رازی، شیخ عبدالجباربن عبداللّهبن علی رازی و ابوالحسن علیبن محمد رازی و بسیاری دیگر در دوره سلجوقیان، گواه رونق بازار شعر و ادب در شهر ری است (رجوع کنید به عبدالجلیل قزوینی، ص۲۳۱ـ ۲۳۲؛ منتجبالدین رازی، ص۷۵). شمسالدین ابوالمفاخر، معروف به ملکالفضلاء، دیگر ادیب و شاعر دوره سلجوقی در ری است. وی شعر معروفی به فارسی در مدح امامرضا سروده است (رجوع کنید به دولتشاه سمرقندی، ص۷۶ـ ۷۷). عبدالجلیل قزوینی رازی خود از ادبای بزرگ ری در سده ششم است که افزون بر ادبیات عرب در ادب فارسی نیز سرآمد بود.علوم قرآنی. قرآن و دانشهای مرتبط با آن از دیگر موضوعات مهم در برنامه آموزشی حوزهعلمیه ری بودهاست. محمدبن حسّان رازی از اصحاب امام هادی، کتابهایی به نام ثوابالقرآن و ثواب اناانزلناه داشته است (نجاشی، ص ۳۳۸). شیخ صدوق به قرآن توجه ویژه داشت. او در رساله الاعتقادات، موضوعات بنیادین اعتقادی را از منظر اهلبیت و بر محور قرآن بررسی کرده است (رجوع کنید به صدوق*، محمدبن علی). محمدبن احمدبن جنید اسکافی رازی از بزرگان فقها و علمای شیعه چندین رساله از جمله امثال القرآن تألیف کرد (آقابزرگ طهرانی، الذریعة، ج ۲، ص ۳۴۷). او رسالهای به نام ایضاح خطأمن شنّع علی الشیعة فی امرالقرآن داشته (نجاشی، ص ۳۸۸) که ظاهرآ موضوع آن پاسخگویی به اتهامات مخالفان شیعه است که آنها را به بیتوجهی به قرآن و باور به تحریف آن متهم میکردهاند (رجوع کنید به ابنجنید اسکافی*). ابوسعد منصوربن حسین آبی در کتاب نثرالدر برای نخستین بار فهرست موضوعی برای آیات قرآن فراهم ساخت و آیاتی را با عناوینی چون تقوا، ذکراللّه، تحمیدات، صلوة، شهادت، جهاد و صبر در یکجا گردآورد (رجوع کنید به آبی، ج۱، ص۲۹ـ۱۵۰). منتجبالدین رازی (ص ۳۷، ۴۵، ۴۸) و عبدالجلیل قزوینی رازی (ص ۵۲۶) نام برخی از مُقریان و مفسران شیعه در ری را ذکر کردهاند. تفسیر ابوالفتوح رازی به خوبی بیانگر رواج این دانش در حوزه علمیه ری در سده ششم است (رجوع کنید به تفسیر ابوالفتوح رازی*).حدیث. حوزه ری از آغاز شکلگیری از کانونهای مهم حدیثی شیعه به شمار میرفته است. محمدبن یعقوب کلینی* و شیخ صدوق که سهم بسزایی در گسترش دانش حدیث داشتند هر دو بخش عمده فعالیتهای علمی خویش را در ری به انجام رساندند. از آنجا که در میان اصحاب ائمه و راویان احادیث ایشان جمع زیادی از دانشمندان ری دیده میشوند (رجوع کنید به آغاز مقاله)، احادیث حوزه ری، به قلت واسطه با معصومین علیهمالسلام شهرت دارند. به علاوه تلاش محدّثان حوزه ری به نوآوریهایی در جنبههای مختلف دانش حدیث انجامید. تبویب احادیث و نظم و ترتیب دادن به آنها، یکی از این نوآوریهاست. کلینی و صدوق از پیشگامان این راه به شمار میروند و کتابهای حدیثی این دو از نظر تبویب و ترتیب و جمعآوری موضوعی احادیث، قابل توجه است. ابومحمد جعفربن احمدبن علی رازی، محدّث مشهور امامی در قرن چهارم، در گردآوری حدیث ابتکارهایی داشته است، مثلا الاعمال المانعة من دخولالجنة، شامل روایاتی درباره اعمالی که بازدارنده فرد از ورود به بهشت است، جامعالاحادیث مشتمل بر هزار حدیث نبوی به ترتیب الفبایی؛ الغایات مشتمل بر احادیثی که با افعل تفضیل آغاز شدهاند؛ المسلسلات یا الاخبارالمسلسلة که حاوی احادیث مسلسل است؛ و نوادر الأثر فی علی (ع) خیرالبشر در بردارنده هفتاد طریق برای حدیث نبوی «علیُّ خیرُالبشر» (رجوع کنید به رازی*، جعفربن احمد). منتجبالدین رازی (ص ۳۴، ۷۱، ۷۷، ۱۰۰) به اسامی تعدادی از محدّثان و حافظان شیعی ری اشاره کرده که نماینده رونق دانش حدیث در این شهر است.تاریخ. در میان دانشمندان حوزه علمیه ری، مورخان بزرگی نیز ظهور کردهاند که بعضاً تألیفات مهم و مفصّلی در تاریخ نگاشتهاند. مسکویه رازی صاحب کتاب تجارب الامم و تعاقب الهمم از جمله این افراد است. ابوسعد آبی نیز کتابی در تاریخ ری داشته است (رجوع کنید به یاقوت حموی، ۱۹۹۳، ج ۲، ص ۶۹۰). شیخ منتجبالدین همکتابیبهنام تاریخالری داشتهکهابنحجرعسقلانی در لسانالمیزان، بارها از آن استفاده کرده است (برای نمونه رجوع کنید به ج ۱، ص ۳۲۵ـ۳۳۵، ج ۳، ص ۷۴، ۸۳، ۸۵، ج ۵، ص ۲۹۴).کلام. حضور پیروان ادیان و مذاهب گوناگون در ری، موجب رواج دانش کلام در حوزه این شهر شده بود. معتزله، حنابله، شافعیان، شیعیان اسماعیلی و نیز یهودیان و مسیحیان گروههای دینی و مذهبی در این شهر بودند. هر یک از صاحبان این مذاهب آزادانه به ترویج باورهای خود میپرداختند. متکلمان مذاهب گوناگون در مساجد و مدارس در جمع مردم مینشستند و با یکدیگر مناظره میکردند. یهودیان و مسیحیان نیز برای اثبات عقاید خویش به مناظره با عالمان مسلمان مشغول بودند. در یکی از این مناظرهها عالمی یهودی به نام رأسالجالوت درباره اعجاز قرآن و تقلیدناپذیر بودن آن با صاحببن عباد مناظره کرد و مغلوب شد (رجوع کنید به یاقوتحموی، ۱۹۹۳، ج۲، ص۶۸۲). مناظرات ابوحاتِم رازی، داعیاسماعیلی در منطقه ری، با محمدبن زکریای رازی در بحث نبوت، در همین شهر روی داد؛ کتاب اَعلامالنبوة گزارشابوحاتم از همین مناظرات است (رجوع کنید به ابوحاتم رازی*، احمد بن حمدان). باورها و شعائر مکتب امامیه بهویژه موضوع غیبت امام دوازدهم، مورد اعتراض و مناقشه مشترک متکلمان معتزلی و زیدی قرار داشت و علمای شیعه نیز به تشریح و تبیین باورهای خویش در این زمینه و پاسخ بهشبهات میپرداختند. ابنقبه رازی (متوفی پیش از ۳۱۹) متکلمی که ابتدا معتزلی بود و سپس شیعه شد چند کتاب در همین مباحث نگاشت (درباره او رجوع کنید به مدرسی طباطبائی، ص ۲۱۵ـ۲۲۴). کمالالدین و تمام النعمة اثر شیخصدوق نیز از مهمترین کتابهای همین دوره است (رجوع کنید به ابنبابویه، ۱۳۶۳ش، ج ۱، ص ۶۱ـ۶۳، ۸۷ـ ۸۸). علیبن محمد رازی معروف به علّان کلینی کتابی به نام اخبارالقائم علیهالسلام تألیف کرد (نجاشی، ص ۲۶۰ـ۲۶۱) و محمدبن یعقوب کلینی نیز در رد قرامطه کتابی نوشت (طوسی، ۱۴۱۷، ص ۲۱۰). علیبن محمد خزاز قمی ساکن ری از فقیهان و متکلمان قرن چهارم، در دفاع از باورهای شیعه کتابهایی چون الایضاح فی الاعتقاد و الکفایة فیالنصوص (کفایة الاثر فی النص علی الائمة الاثنَیْ عَشَر) تألیف کرد (نجاشی، ص۲۶۸؛ ابنشهرآشوب، ص۷۱). حسینبنعلی برادر شیخ صدوق کتابی به نام التوحید و نفیالتشبیه نوشت (نجاشی، ص ۶۸؛ قس ابنحجر عسقلانی، ج ۳، ص ۱۹۹). در دوره سلجوقیان نیز متکلمان بزرگی در شهر ری ظهور کردند. سدیدالدین حمّصی از فقها و متکلمان مشهور سده ششم است. وی کتابهایی چون بدایة الهدایة، التبیین و التنقیح فی التحسین و التقبیح، المنقذ من التقلید و المرشد الی التوحید تألیف کرد. کتاب بعض مثالب النواصب فی نقض بعض فضائح الروافض (معروف به النقض) تألیف عبدالجلیل قزوینی رازی در نیمه دوم قرن ششم به روشنی حاکی از رواج مباحث کلامی در حوزه ری در این دوره است.فقه. دانش فقه نیز از دروس و تعالیم رایج حوزه ری بوده است. در منابع به نام بسیاری از فقهای حوزه ری و آثار و تألیفات فقهی آنها اشاره شده است. ابنجنید اسکافی (متوفی ۳۸۱) از فقهای نامور اهل ری، که البته عمده فعالیتهای علمی او در حوزه بغداد بروز کرده، بیش از پنجاه رساله در فقه و علوم قرآن تألیف کرد. تهذیبالشیعة لاحکامالشریعة و الاحمدی فیالفقه المحمدی از آثار اوست. وی مسائل فقهی را به صورت موضوعی با تقسیمبندی مناسب تدوین کرد. او پس از بیان آرای فقهای مذاهب، نظر علمای شیعه را نیز بیان کرده و سپس رأی مختار خود را توضیح داده است (رجوع کنید به ابن جنیداسکافی*). ابنقبه رازی نیز علاوه بر کلام، در فقه نیز صاحبنظر بود. دیدگاه او درباره خبر واحد که بیشتر در حوزه فقه کاربرد دارد، شهرت فراوان یافت و به شبهه ابنقبه معروف شد. ابوطیب رازی، شیخ موفقالدین معروف به خواجه آبی، حسنبن اسحاقبن عبید رازی، ابوالحسن علیبن عبداللّه رازی، سیدکمالالدین عبدالعظیم، تاجالدین محمودبن حسن ورامینی و فخرالدین محمدبن علی استرآبادی، برخی دیگر از فقهای حوزه ری بودهاند (رجوع کنید به طوسی، ۱۴۱۷، ص ۳۷۷؛ منتجبالدین رازی، ص ۴۹، ۵۳، ۸۳، ۹۴، ۱۲۱، ۱۲۴، و جاهای دیگر).

منابع: منصوربن حسین آبی، نثرالدّرّ، ج ۱، چاپ محمدعلی قرنه، ]قاهره، بیتا.[؛ محمدمحسن آقابزرگ طهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعة، چاپ علینقی منزوی و احمد منزوی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛ همو، طبقات اعلامالشیعة: الانوار الساطعة فی المائة السابعة، چاپ علینقی منزوی، بیروت ۱۳۹۲/۱۹۷۲؛ همان: نوابغالرواة فی رابعة المئات، چاپ علینقی منزوی، بیروت ۱۳۹۰/۱۹۷۱؛ ابناثیر؛ ابنبابویه، التوحید، چاپ هاشم حسینی طهرانی، قم ?] ۱۳۵۷ش[؛ همو، کتاب مَن لا یَحضُرُه الفقیه، چاپ علیاکبر غفاری، قم ۱۴۰۴؛ همو کمالالدین و تمام النعمة، چاپ علیاکبر غفاری، قم ۱۳۶۳ش؛ ابنحجر عسقلانی، لسانالمیزان، چاپ عبدالفتاح ابوغده، بیروت ۱۴۲۳/۲۰۰۲؛ ابنشهر آشوب، معالمالعلماء، نجف ۱۳۸۰/۱۹۶۱؛ ابنطباطبا علوی اصفهانی، منتقلة الطالبیة، چاپ محمدمهدی حسن خرسان، نجف ۱۳۸۸/۱۹۶۸؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، چاپ احمد صقر، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۷؛ امین؛ علیبن زید بیهقی، کتاب تتمة صوان الحکمة، چاپ محمد شفیع، لاهور ۱۳۵۱؛ مصطفیبن حسین تفرشی، نقدالرجال، قم ۱۴۱۸؛ حمداللّه مستوفی، نزهةالقلوب؛ خطیب بغدادی؛ خوانساری؛ دولتشاه سمرقندی، تذکرةالشعراء، چاپ ادوارد براون، لیدن ۱۳۱۹/۱۹۰۱، چاپ افست تهران ۱۳۸۲ش؛ عبدالکریمبن محمد رافعیقزوینی، التدوین فی اخبار قزوین، چاپ عزیزاللّه عطاردی، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۷؛ سمعانی؛ شوشتری؛ صفدی؛ محمدبن حسن طوسی، رجالالطوسی، چاپ جواد قیومی اصفهانی، قم ۱۴۲۰؛ همو، الفهرست، چاپ جواد قیومی اصفهانی، قم ۱۴۱۷؛ همو، کتابالغیبة، چاپ عباداللّه طهرانی و علی احمد ناصح، قم ۱۴۱۱؛ عبدالجلیل قزوینی، نقض، چاپ جلالالدین محدث ارموی، تهران ۱۳۵۸ش؛ حسنبن یوسف علامه حلّی، خلاصة الاقوال فی معرفة الرجال، چاپ جواد قیومی اصفهانی،] قم[ ۱۴۱۷؛ محمدبن حسن قزوینی، ضیافة الاخوان و هدیة الخلان، چاپ احمدحسینی، قم ۱۳۹۷؛ بدرالدین قوامی رازی، دیوان، چاپ جلالالدین محدث ارموی، ]تهران[ ۱۳۳۴ش؛ مجلسی؛حسین مدرسی طباطبائی، مکتب در فرایند تکامل: نظری بر تطور مبانی فکری تشیع در سه قرن نخستین، ترجمه هاشم ایزدپناه، تهران ۱۳۸۶ش؛ مسکویه؛ علیبن عبیداللّه منتجبالدین رازی، الفهرست، چاپ جلالالدین محدث ارموی، قم ۱۳۶۶ش؛ احمدبن علی نجاشی، فهرست اسماء مصنّفی الشعیة المشتهر ب رجال النجاشی، چاپ موسی شبیری زنجانی، قم ۱۴۰۷؛ یاقوت حموی، کتاب معجم البلدان، چاپ فردیناند ووستنفلد، لایپزیگ ۱۸۶۶ـ۱۸۷۳، چاپ افست تهران ۱۹۶۵؛ همو، معجمالادباء، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۹۹۳.

نظر شما
مولفان
سیدعباس رضوی ,
گروه
رده موضوعی
جلد 14
تاریخ 93
وضعیت چاپ
  • چاپ شده