برهانالدّین، حیدر بن محمّدبن ابراهیم شیرازی رومی مشهور به صدرِ هروی، متکلّم، مفسّر، ادیب و فقیه حنفی قرن هشتم و نهم. احتمالاً در شیراز زاده شد اما تاریخ ولادتش معلوم نیست. در جوانی به بلاد شرق از جمله هرات و خواف سفر کرد و ازینرو برخی منابع لقب هروی و خوافی را برای او ذکر کردهاند (ابنحجر عسقلانی، ج2، ص202؛ سخاوی، ج3، ص168). وی از شاگردان ارشد ملاّ سعدالدین تفتازانی بود و پس از تحصیل علوم به تدریس و تألیف پرداخت. سخاوی (ج 3، ص 169) او را مدرّس مدرسة قزاریة شیراز خوانده است. برهانالدین، پس از مدتی راهی روم شرقی شد و در آنجا اقامت گزید. سبب و زمان این مهاجرت بدرستی معلوم نیست ولی با توجّه به شرایط و اوضاع ایران در آن دوران شاید این مهاجرت پس از سقوط شیراز و شهرهای دیگر به دست تیمور و به دنبال کشتارهای بیامان او در سراسر ایران صورت گرفته باشد. برهانالدّین هروی در روم نیز به تدریس و تألیف ادامه داد و شاگردانی مانند محمّدبن سلیمان کافیجی (کافیهجی)، مِنْلاخسرو (مُلاّ خسرو رجوع کنید به دهخدا، ذیل واژه)، و ابنعربشاه تربیت کرد (ثریا، ج 2، ص 15؛ سیوطی، ج 1، ص 549؛ ابنتغری بردی، ج 2، ص 143 مجدی افندی، ص 83). بهنوشتة طاشکبریزاده، ( الشّقائقالنّعمانیة ، ص 37) برهانالدّین در زمان حکومت محمّدبن بایزید، سلطان عثمانی (ح 805ـ824)، از علمای بانفوذ عثمانی بود تا آنجا که بهگفتة محمّد ثریّا (همانجا) به قتل بدرالدینبن قاضی سماونه، فتوا داد.برهانالدین هروی آثار متعددی داشته است از جمله: شرح کتاب الایضاح قزوینی در معانی و بیان؛ حاشیهای بر حاشیة تفتازانی بر تفسیرِ کشّاف زمخشری (که در آن اشکالات میرسید شریف جرجانی را بر حاشیة تفتازانی پاسخ گفته است)؛ شرح المواقف ایجی در کلام؛ و شرح فرائض سجاوندی (یا الفرائضالسّراجیة ) در فقه (سیوطی، همانجا؛ حاجیخلیفه، ج 1، ستون 211، ج 2، ستون 1247، 1479، 1894؛ کحاله، همانجا؛ طاش کبریزاده، الشّقائقالنّعمانیة ، همانجا؛ همو، مفتاح السّعادة ، ج 1، ص 195؛ مجدی افندی، همانجا).برهانالدین در 830 یا بین 820 و 830 درگذشت ( رجوع کنید به همان منابع؛ مدرس تبریزی، ج 1، ص 256). ابنحجر (ج 2، ص 202)، وفاتِ او را در 793 دانسته که احتمالاً صحیح نیست.تشابه اسمیِ برهانالدّین با حیدربن احمدبن ابراهیم رفاعی شیرازی، و قرب زمانی آنان موجب شده که برخی نویسندگان (لکنوی، ص 169؛ بغدادی، ج 1، ستون 341) به اشتباه آن دو را یکی بدانند و برخی دیگر مانند سخاوی (ج 3، ص 168) و تمیمی (ج 3، ص 192) بخشهایی از زندگینامة آن دو را با هم درآمیزند.منابع: ابنتغری بردی، المنهلالصافی ، ج 2، چاپ محمد محمدامین، قاهره 1984؛ ابنحجر عسقلانی، الدرالکامنة فی اعیانالمائةالثامنة ، ج 2، حیدرآباد دکن 1393/1973؛ اسماعیل بغدادی، هدیةالعارفین ، ج 1، در حاجیخلیفه، کشفالظنون ، ج 5، بیروت 1410/1990؛ تقیالدین بن عبدالقادر تمیمی، الطبقاتالسنیّة فی تراجمالحنفیّة ، ج 3، چاپ عبدالفتاح محمد حلو، ریاض 1403/1983؛ محمد ثریا، سجل عثمانی ، استانبول 1308ـ1315؛ مصطفیبن عبدالله حاجیخلیفه، کشف الظنون عن اسامیالکتب والفنون ، بیروت 1410/1990؛ علیاکبر دهخدا، لغتنامه ، زیر نظر محمد معین، تهران 1325ـ1359 ش؛ محمدبن عبدالرحمن سخاوی، الضوءاللامع لاهلالقرن التاسع ، قاهره ] بیتا. [ ؛ عبدالرحمنبن ابیبکر سیوطی، بغیةالوعاة فی طبقاتاللغویین و النحاة ، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره 1384؛ احمدبن مصطفی طاش کبریزاده، الشقائقالنعمانیّة ، چاپ احمد صبحی فرات، استانبول 1405؛ همو، مفتاحالسعادة و مصباحالسیادة ، بیروت 1405؛ عمررضا کحاله، معجمالمؤلفین ، بیروت ] تاریخ مقدمه 1376 [ ؛ عبدالحیبن عبدالحلیم لکنوی، الفوائدالبهیّة فی تراجمالحنفیّة ، کراچی 1393؛ محمد مجدی افندی، حدائقالشقائق (ترجمة شقائق)، استانبول 1989؛ محمدعلی مدرس تبریزی، ریحانةالادب ، تهران 1369 ش.