سازمان ملی مالاییهای متحد

معرف

بزرگ‌ترين حزب سياسى مالزى، تأسيس‌شده در ۱۳۲۵ش/ ۱۹۴۶.
متن


سازمان ملى مالاييهاى متحد (آمنو)[۱] ، بزرگترين حزب سياسى مالزى، تأسيسشده در ۱۳۲۵ش/ ۱۹۴۶. هدف اين حزب از ابتدا، حمايت از ملىگرايى، فرهنگ، نژاد، دين و سرزمين مالزى و دفاع از گسترش اسلام اعلام شدهاست (آمنو، ۲۰۱۴؛ مينز[۲] ، ص ۲۱). اين سازمان براثر تحولات بعد از جنگ جهانى دوم (۱۳۱۸ـ۱۳۲۴ش/ ۱۹۳۹ـ ۱۹۴۵) و تكاپوهاى سياسى مالاييها براى حفظ منافعشان در مقابل نفوذ و پيشرفت هنديها و چينيها در عرصههاى اقتصادى و صنعتى و سياسى بهوجود آمد (استوكول[۳] ، ص ۲۵ـ۲۶؛ اندايا[۴] ، ص ۲۵۵ـ۲۵۶). پس از جنگ جهانى دوم، دولت انگلستان در مقابل تقاضاهاى مالاييها، براى تأمين منافع بلندمدت خود، درصدد ايجاد اتحاديه مالايا[۵] برآمده بود. اين اتحاديه با هدف ايجاد تغييرات عمده چون انتقال قدرت فرمانروايان محلى به بريتانيا، ادغام دولتهاى محلى در اتحاديه و اعطاى امتيازات و موقعيت مالاييها به اقوام ديگر تشكيل شد (نوئر[۶] ، ص ۱۹۹؛ ليو[۷] ، ص ۸۹؛ ويليامز[۸] ، ص ۲۲۲). بنابر طرح دولت بريتانيا در دى ۱۳۲۴/ ژانويه ۱۹۴۶، سرزمين مالزى به دو بخش متمايز مستعمره سنگاپور و اتحاديه مالايا (شامل نُه سلطاننشين) تقسيم مىشد كه در رأس آن كميسر عالى بريتانيا[۹] قرار داشت (پارمر[۱۰] ، ص ۲۵۱؛ هوانگ[۱۱] ، ص ۳۷)؛ اما اين طرح با نارضايى سلطانهاى مالايى، عموم مالاييها و حتى چينيها، كه امتيازهايى براى آنها درنظر گرفته بود، روبهرو شد (مينز، ص ۵۳ـ۵۴؛ پارمر، ص ۲۵۱ـ۲۵۲؛ ويليامز، ص ۲۲۲ـ۲۲۳). همزمان، سازمانهاى مالايى متعددى در مخالفت با اين طرح پديد آمدند. از مهمترين مخالفان اتحاديه مالايى، داتو عون جعفر[۱۲] بود. مدتى بعد، تقريبآ همه اين سازمانها در هم ادغام شدند و در ۲۲ فروردين ۱۳۲۵/۱۲ مه ۱۹۴۶، سازمان ملى مالاييهاى متحد (آمنو) را به رياست داتو عون جعفر پىريزى كردند (مينز، ص ۹۹ـ۱۰۰؛ هك[۱۳] ، ص ۴۶؛ استوكول، ص ۲۶؛ ليو، ص۹۰). با گسترش نارضاييها، دولت بريتانيا از اجراى طرح اتحاديه مالايى خوددارى كرد و در تير ۱۳۲۵/ ژوئيه ۱۹۴۶، كارگروهى شامل نمايندگان آمنو و سلاطين مالايا تشكيل شد تا پيشنهادهاى جايگزين خود را مطرح كند. در آذر/ دسامبر همان سال، كارگروهى ديگر از غيرمالاييها براى طرحكردن پيشنهادهاى آنها تشكيل شد. سرانجام، فدراسيون مالايى[۱۴] با درنظرگرفتن پيشنهادهاى اين دو كارگروه، در بهمن ۱۳۲۶/ فوريه ۱۹۴۸، زير نظر كميسر عالى بريتانيا ايجاد شد. در اين فدراسيون، قدرت ميان دولت فدرال (مركزى) و سلطانها تقسيم شده بود (مينز، ص ۵۶ـ۵۹؛ پارمر، ص ۲۵۲ـ۲۵۳؛ هوانگ، ص ۳۹؛ اندايا، ص ۲۵۶) و كموبيش رضايت مالاييها را تأمين مىكرد، اما چينيها همچنان از آن ناراضى بودند. ازسوى ديگر، مالاييها نيز بهتدريج در انديشه كسب خودمختارى و استقلال از بريتانيا افتاده بودند. باوجوداين، آمنو بهويژه براى مقابله با كمونيستهاى چينى، به همكارى خود با بريتانياييها، ادامه داد. دولت بريتانيا براى ايجاد يك حكومت يكپارچه و وابسته به خود از ميان جوامع و قوميتهاى گوناگون، درصدد بود از نفوذ احزاب در ميان مردم بهره گيرد. در اين هنگام، فقط دو سازمان سياسى آمنو و انجمن چينيهاى مالزى[۱۵] بهطور رسمى فعاليت مىكردند (مينز، ص ۱۰۱ـ۱۰۳؛ لاپيدوس[۱۶] ، ص ۷۷۹؛ فردوس عبداللّه[۱۷] ، ص۴۴). داتو عون جعفر همسو با برنامه دولت بريتانيا براى ايجاد يكپارچگى، خواستار پذيرفتن عضويت غيرمالاييها در آمنو شد، اما آمنو با نظر وى همراهى نكرد. درنتيجه، او از رياست اين سازمان كنار رفت و تونكو عبدالرحمان* در ۳ شهريور ۱۳۳۰/ ۲۶ اوت ۱۹۵۱ به رياست آمنو برگزيده شد (مينز، ص ۱۲۴ـ ۱۲۷؛ نوئر، ص۲۰۰؛ هوانگ، ص ۵۷ـ۵۸؛ هك، ص ۱۳۳). در اسفند ۱۳۲۸/ فوريه ۱۹۵۰ و مرداد ۱۳۳۱/ ژوئيه ۱۹۵۱، به همت آمنو دو اجلاس دينى با حضور علما تشكيل شد كه براى ايجاد تشكيلات و اجراى احكام دينى در مالزى پيشنهادهايى كردند؛ اما با گذشت زمان، روش آمنو با آنچه اين دو اجلاس درنظر داشت، سازگارى نيافت. در اجلاس دوم در كوالالامپور، انجمنى از علما به رهبرى حاجىاحمد فؤاد به نام حزب اسلامى اتحاد مالزى[۱۸] تشكيل شد كه بخشى از آمنو بود. در ۱۳۳۱ش/۱۹۵۲، با افزايش اختلافها، احمد فؤاد از آمنو كنارهگيرى كرد و سرانجام حزب اسلامى اتحاد مالزى در ۱۳۳۴ش/ ۱۹۵۵ بهعنوان حزبى سياسى بهثبت رسيد (مينز، ص ۲۲۶ـ۲۲۷؛ نوئر، ص ۲۰۰ـ۲۰۱؛ اَباظه[۱۹] ، ص ۶۵). در ۱۳۳۱ش/۱۹۵۲، در انتخابات شوراى شهر كوالالامپور، آمنو براى مقابله با ديگر احزاب، با جمعيت چينيهاى مالزى متحد شد (نوئر، ص ۲۰۲؛ مينز، ص ۱۳۲ـ۱۳۳؛ هوانگ، ص ۵۷؛ ويليامز، ص ۲۲۶). از ۱۳۳۲ش/۱۹۵۳، از اتحاد اين دو، حزب ائتلاف[۲۰] تشكيل شد و مرامنامه آن شامل تحقق استقلال تا ۱۳۳۸ش/۱۹۵۹، برقرارى آموزش همگانى، حفظ قدرت سلطانهاى مالايى بهعنوان حاكمان قانونى، پاياندادن به فعاليت و آشوب كمونيستها و انجامدادن اصلاحات ادارى با بهكارگيرى بيشتر مالاييها به تصويب رسيد (مينز، ص ۱۳۳ـ۱۳۴؛ پارمر، ص ۲۵۸؛ هوانگ، ص۶۰؛ ويليامز، ص ۲۲۶ـ۲۲۷). ائتلاف و اهداف آن براى سلاطين مالايى، كه بهوجودآمدن نظام انتخابات آنها را به حاشيه عرصه سياست مىراند، ناخوشايند بود. آنها براى كُندكردن اين حركت تلاشهايى كردند، ازجمله نمايندگان آنها اجلاسى از سازمانهاى سياسى مالايى تشكيل دادند تا راههاى دستيابى به استقلال را بررسى كند. در عوض، حزب ائتلاف بر برگزارى انتخابات مجلس فدرال در ۱۳۳۳ش/۱۹۵۴ بهعنوان نخستين مرحله از استقلال مالزى پاى فشرد. سرانجام با پافشاريهاى ائتلاف، انتخابات مجلس فدرال[۲۱] در ۱۳۳۴ش/ ۱۹۵۵ برگزار شد و در اين انتخابات، ائتلاف پيروزى بزرگى كسب كرد (مينز، ص ۱۴۳ـ۱۴۵، ۱۵۳ـ۱۵۶، ۱۶۶ـ۱۶۷؛ هوانگ، ص ۶۴). در ۱۳۳۵ش/۱۹۵۶، هيئتى شامل نمايندگان ائتلاف و سلاطين به رهبرى تونكو عبدالرحمان، براى مذاكره با دولت بريتانيا درباره استقلال مالايى به لندن رفت. طبق توافق، در ۹ شهريور ۱۳۳۶/۳۱ اوت ۱۹۵۷ مالايى در چهارچوب دولتهاى مشتركالمنافع استقلال يافت (مينز، ص ۱۷۰ـ۱۷۲، ۱۸۹؛ نوئر، ص ۱۹۹؛ هوانگ، همانجا). در انتخابات ايالتى و فدرال ۱۳۴۸ش/۱۹۶۹، حزب ائتلاف تحت رهبرى تونكو عبدالرحمان كرسيهاى بسيارى را در مجلس از دست داد. سهم جمعيت چينيهاى مالايى از اين ناكامى بيشتر بود (نوئر، ص ۲۰۲؛ مينز، ص ۳۹۳ـ۳۹۵؛ هوانگ، ص ۷۱). اين امر بههمراه مسائلى چون تبعيضهاى قانونى به سود مالاييها، همراه با سهم كمتر چينيها در اقتصاد مالزى، موجب آشوبها و درگيريهاى قومى شد، كه اوج آن برخوردهاى خونين ۲۳ ارديبهشت ۱۳۴۸/۱۳ مه ۱۹۶۹ بود. در اين اوضاع، سلطان مالزى با اعلام وضع فوقالعاده و انحلال مجلس، شوراى اقدامات ملى[۲۲] را به رياست تون عبدالرزاق (قائممقام نخستوزير) مسئول وظايف دولت كرد. عبدالرزاق در ۱۳۵۰ش/۱۹۷۱ قانون سياست جديد اقتصادى[۲۳] را اعلام كرد كه بر مبناى آن، سهم مالاييها در اقتصاد مالزى مىبايست تا ۱۳۶۹ش/۱۹۹۰ افزايش مىيافت (نوئر، ص ۲۰۲ـ۲۰۳؛ مينز، ص ۳۹۶ـ۳۹۹، ۴۰۷ـ۴۱۱؛ هوانگ، ص۷۱ـ۷۲؛ اندايا، ص۲۸۰). درنتيجه، تونكو عبدالرحمان در ۳۱ شهريور ۱۳۴۹/۲۲ سپتامبر ۱۹۷۰ استعفا كرد و تون عبدالرزاق به مقام رياست آمنو و نخستوزيرى مالزى رسيد. به دنبال آن، ماهاتير محمد بهسبب مخالفت شديد با تونكو عبدالرحمان و ايجاد شكاف در حزب، از آمنو اخراج شد (فلاحزاده، ص ۴۷؛ ليو، ص ۹۳). تون عبدالرزاق سياست تقويت بيش از پيش نقش رهبرى آمنو در ائتلاف را درپيش گرفت. پيش از آن، تونكو عبدالرحمان در تعيين و تصويب سياستهاى دولت با ديگر رهبران ائتلاف رايزنى مىكرد؛ اما در دوره تون عبدالرزاق، آمنو به ستون اصلى ائتلاف و حكومت بدل شد و مناصب اصلى به رهبران مالايى ائتلاف اختصاص يافت (مينز، ص ۴۰۵ـ۴۰۷؛ هوانگ، ص ۱۱۴ـ۱۱۵). عبدالرزاق همچنين براى نيرومندتركردن ائتلاف و حزب آمنو، تلاش كرد شمارى از احزاب مخالف پيشين را نيز به درون ائتلاف جلب كند. بهاينترتيب، جبههاى تشكيل شد شامل احزابى كه مهمترين آنها آمنو بود و جبهه ملى (باريسان ناسيونال)[۲۴] نام گرفت. جبهه ملى در ۱۳۵۳ش/۱۹۷۴ بهعنوان يك سازمان رسمى ثبت شد. در اين دوره، حسين عون فرزند داتو عون جعفر نيز مقامى مهم در اين حزب بهدست آورد. او در ۱۳۵۲ش/۱۹۷۳ قائممقام نخستوزير شد و پس از مرگ عبدالرزاق در ۱۳۵۵ش/۱۹۷۶، به نخستوزيرى مالزى رسيد (هوانگ، ص ۱۱۶ـ۱۱۷؛ اندايا، ص ۲۹۲ـ۲۹۴؛ ليو، ص ۹۴). در ۱۳۵۵ش/۱۹۷۶، ماهاتير محمد قائممقام نخستوزير، و در ۱۳۶۰ش/۱۹۸۱ رئيس آمنو و سپس، نخستوزير مالزى شد (توكلى، ص ۴۴؛ هوانگ، ص ۱۲۸). دوره نخستوزيرى ماهاتير هم براى آمنو خالى از چالش نبود. در ۱۳۶۶ش/۱۹۸۷، آمنو بهسبب مخالفت گروهى از اعضاى حزب با سياستهاى ماهاتير محمد، به دو گروه منتقد و هوادار ماهاتير محمد تقسيم شد. تونكو رَزاليق حمزه و تون موسى حتام[۲۵] در رأس گروه منتقدان قرار داشتند (هوانگ، ص ۱۲۸ـ۱۳۱؛ ميلن[۲۶] و ماوزى[۲۷] ، ص ۴۱ـ۴۴). اين گروه كمتر از ماهاتير گرايشهاى اسلامى داشتند و به باور آنها، سياست اقتصادى جديد ماهاتير براى اقشار فقير و فرودست مالزى سودمند نبود. آنها همچنين به شيوه رهبرى ماهاتير، ازجمله در شركتندادن رهبران آمنو و جبهه ملى در اداره كشور خرده مىگرفتند. با عميقترشدن شكافها، دادگاه عالى مالزى در اسفند ۱۳۶۶/ فوريه ۱۹۸۸ آمنو را بنا بر قانون اجتماعات[۲۸] ، غيرقانونى اعلام كرد. طبق اين قانون كه در ۱۳۴۵ش/۱۹۶۶ تصويب شده بود، تمام شاخههاى آمنو نيز مىبايست بهطور جداگانه ثبت مىشدند (مرزوقى محمد[۲۹] ، ص ۳۴؛ هوانگ، ص ۱۴۶ـ۱۴۸، ۱۵۸ـ۱۵۹). در پى اعلام غيرقانونىشدن آمنو، تونكو عبدالرحمان و حسين عون حزب تازهاى به نام آمنوى مالزى[۳۰] ايجاد كردند كه مدعى بودند جانشين آمنوى قديم است. بيشتر منتقدان ماهاتير محمد از اين حزب حمايت مىكردند. بااينحال، از وى هم دعوت شد تا در رهبرى آن مشاركت داشته باشد؛ اما هنگامى كه از ثبت قانونى اين حزب خوددارى شد، فروپاشيد. ماهاتير محمد بيشتر مايل بود كه خود حزب تازهاى تأسيس كند. ازاينرو، حزب سازمان ملى مالاييهاى متحد جديد[۳۱] يا آمنوى جديد را در اسفند ۱۳۶۶/ فوريه ۱۹۸۸ و فقط يك هفته پس از آنكه درخواست ثبت آمنوى مالزى رد شد، پايهگذارى كرد (مرزوقى محمد، همانجا؛ هوانگ، ص ۱۶۱ـ۱۶۲؛ يونگ[۳۲] ، ص ۱۳۰؛ ميلن و ماوزى، ص ۴۵). بيشتر رهبران آمنوى جديد از گروه هواداران ماهاتير محمد در آمنوى قديم برگزيده شدند (هوانگ، ص ۱۸۲، ۱۹۵). ماهاتير محمد در ۱۳۷۲ش/۱۹۹۳ انور ابراهيم، از اسلامگرايان و منتقدان سياستهاى آمنو، را به قائممقامى خود برگزيد (همان، ص ۲۱۶). با اين كار، توجه به اسلام در دولت مالزى و همچنين آمنو جاى خود را باز كرد و تا ۱۳۷۷ش/۱۹۹۸، اين دو رهبر آمنو تأثيرى بسزا در شناخت مالزياييها از ارتباط اسلام با مردمسالارى و مدرنيته داشتند (نورانى عثمان[۳۳] ، ص ۱۲۴ـ۱۲۵؛ هوانگ، ص ۲۱۷؛ نصر[۳۴] ، ص ۳۶؛ ليو، ص ۹۴). بركنارى انور ابراهيم در ۱۳۷۷ش/ ۱۹۹۸ همچون انتصاب وى شگفتى فراوان برانگيخت. در پى آن، آمنو در انتخابات ۱۳۷۸ش/۱۹۹۹ با كاهش آرا، در مقايسه با انتخابات ۱۳۷۴ش/ ۱۹۹۵، روبهرو شد (مرزوقى محمد، ص ۴۱ـ۴۲؛ هوانگ، ص ۲۷۸، ۲۸۵؛ عثمان بكر[۳۵] ، ص ۹۹). ماهاتير محمد پس از حدود ۲۲ سال، در اول تير ۱۳۸۱/ ۲۲ ژوئن ۲۰۰۲ خبر كنارهگيرى خود را اعلام كرد؛ اما اندكى بعد پذيرفت كه براى انتقال آرام قدرت تا مهر ۱۳۸۲/ اكتبر ۲۰۰۳ بر سر كار باقى بماند (توكلى، ص ۱۲۰ـ۱۲۱). در طول دوره رياست ماهاتير محمد بر حزب آمنو و نخستوزيرى وى، بهرغم تلاشهاى او براى سازش ميان اسلام و سياستهاى حكومت مالزى، عملكرد غيراسلامى وى همواره با انتقاد برخى از علما و جريانها و احزاب اسلامى مانند نهضت دارالاَرقَم مواجه مىشد ( نور[۳۶] ، ص ۲۰۲ـ۲۰۳؛ دارالارقم*). با كنارهگيرى ماهاتير محمد، عبداللّه حمد بَداوى جانشين وى شد و تا ارديبهشت ۱۳۸۸/ آوريل ۲۰۰۹ در اين مقام باقى ماند. او نجيب تون رَزّاق، فرزند تون عبدالرزاق، را به قائممقامى خود برگزيد. بداوى در برداشتى خاصّ و نو از اسلام، اين دين را با افزايش ثروت و رشد فنى سازگار مىدانست. محبوبيت عمومى اين نگرش به اسلام در كنار موضع ضدفساد بداوى، در پيروزى آمنو در انتخابات ۱۳۸۳ش/۲۰۰۴ در برابر حزب اسلامگراى پاس* نمايان شد (عثمان بكر، ص ۹۴ـ۹۶؛ مرزوقى محمد، ص ۴۳). بداوى در دوره دوم نخستوزيرىاش كه پس از پيروزى ضعيف در انتخابات ۱۳۸۷ش/ ۲۰۰۸ آغاز شد، حمايت بسيارى از هواداران حزب آمنو را از دست داد و رقيبان آمنو و جبهه ملى كه با نام جبهه مردم ائتلاف كرده بودند، كرسيهاى فراوانى در مجلس بهدست آوردند. پيگيرى سياستهاى تبعيضآميز به سود مالاييها از علل اصلى كاهش محبوبيت آمنو و افزايش نارضايى هندىتبارها و چينىتبارها بود؛ چنانكه احزاب مخالف پس از انتخابات ۱۳۸۷ش/۲۰۰۸ اعلام كردند كه با سياستهاى تبعيضآميز دولت مخالفت خواهند كرد (آمنو، ۲۰۱۴؛ اكونوميست[۳۷] ، ۲۰۰۹؛ بنياد رهبرى پردانا[۳۸] (مالزى)، ۲۰۱۴). ماهاتير محمد نيز اين امر را پيامد سياستهاى نادرست بداوى دانست و در ارديبهشت/ مه همان سال، در اعتراض به اين سياستها، از عضويت آمنو كناره گرفت. او اعلام كرد كه فقط پس از استعفاى بداوى از رياست آمنو و نخستوزيرى مالزى، به آمنو بازمىگردد. در برابر فشارهاى روزافزونى كه از درون و بيرون به آمنو وارد مىشد، سرانجام در ۲۰ تير ۱۳۸۷/۱۰ ژوئيه ۲۰۰۸، بداوى اعلام كرد كه در خرداد ۱۳۸۸/ ژوئن ۲۰۰۹ از رياست آمنو و نخستوزيرى كنار مىرود و جاى خود را به نجيب رزاق خواهد سپرد. در ۱۲ فروردين ۱۳۸۸/۱ آوريل ۲۰۰۹، نجيب رزاق در انتخابات آمنو، به رياست آن برگزيده شد و دو روز بعد در ۱۴ فروردينآوريل، نخستوزير مالزى شد. او در واكنش به افزايش نارضاييها، اعلام كرد كه براى ايجاد برابرى قومى در زمينههاى آموزشى و اجتماعى اصلاحاتى خواهد كرد. در دوره نخستوزيرى وى، آمنو بهگونهاى فزاينده بر كاهش تنشهاى نژادى و حفظ حقوق اقليتها تأكيد داشتهاست. بااينحال، بهنظر مىرسد رفتارهاى اين حزب زمينهساز انتشار و گسترش شكافهاى نژادى شدهاست (آمنو، ۲۰۱۴؛ اكونوميست، ۲۰۰۹؛ بنياد رهبرى پردانا (مالزى)، ۲۰۱۴؛ مالزى امروز[۳۹] ، ۲۰۱۲). منابع : محمدكاظم توكلى، ماهاتير محمد: معمار مالزى نوين، تهران ۱۳۸۵ش؛ محمدهادى فلاحزاده، مالزى، تهران: مؤسسه فرهنگى مطالعات و تحقيقات بينالمللى ابرار معاصر تهران، ۱۳۸۳ش؛


Mona Abaza, Debates on Islam and knowledge in Malaysia and Egypt: shifting worlds, London ۲۰۰۲; Barbara Watson Andaya and Leonard Y. Andaya, A history of Malaysia, London ۱۹۸۶; The Economist, ۲۰۰۹. Retrieved Mar. ۳۰, ۲۰۱۵, from http://www.economist. com/ node/ ۱۳۱۴۵۸۴۱; Firdaus Abdullah, Radical Malay politics: its origins and early development, Petaling Jaya, Malaysia ۱۹۸۵; Karl Hack, Defence and decolonisation in Southeast A sia: Britain, Malaya and Singapore ۱۹۴۱-۱۹۶۸, Richmond, Surrey ۲۰۰۱; In-Won Hwang, Personalized Politics: the Malaysian state under Mahathir, Singapore ۲۰۰۳; Ira M. Lapidus, A history of Islamic societies, Cambridge ۱۹۹۱; Leong H. Liew, "Ethnicity and class in Malaysia", in Ethnicity in A sia, ed. Colin Mackerras, London: Routledge Curzon, ۲۰۰۳; Malaysia Today, ۲۰۱۲. Retrieved Mar.۳۰, ۲۰۱۵, from http://www.malaysiatoday. net/umno-leaders-should- not-glorify-themselves-topursue- political-agenda- says-salleh; Marzuki Mohamad, "Legalcoercion,legal meanings and UMNO’s legitimacy", in Politics in Malaysia: the Malay dimension, ed. Edmund Terence Gomez, London: Routledge, ۲۰۰۷; Gordon Paul Means, Malaysian politics, London ۱۹۷۶; R. S. Milne and Diane K. Mauzy, Malaysian politics under Mahathir, London ۱۹۹۹;ValiRezaNasr,"Pakistan after Islamization: mainstream and militant Islamism in a changing state", in A sian Islam in the ۲۱st century, ed. John L. Esposito, John O. Voll, and Osman Bakar, Oxford: Oxford University Press, ۲۰۰۸; Deliar Noer, "Contemporary political dimensions of Islam", in Islam in South-East A sia, ed. M. B. Hooker, Leiden: Brill, ۱۹۸۳; Farish A. Noor, "The localization of Islamist discourse in the Tafsir of Tuan Guru Nik Aziz Nik Mat, Murshid’ul Am of PAS", in Malaysia: Islam, society and politics, ed. Virginia Hooker and Norani Othman, Singapore: Institute of Southeast Asian Studies, ۲۰۰۳; Norani Othman, "Islamization and democratization in Malaysia in regional and global contexts", in Challenging authoritarianism in Southeast A sia: comparing Indonesia and Malaysia, ed. ArielHeryanto and Sumit K. Mandal, London: Routledge Curzon, ۲۰۰۳; Osman Bakar, "Malaysian Islam in the twenty-first century: the promise of a democratic transformation?", in A sian Islam in the ۲۱st century, ibid; J. Norman Parmer, "Malaya and Singapore", in Governments and politics of Southeast A sia, ed. George McTurnan Kahin, Ithaca, N. Y.: Cornell University Press, ۱۹۶۱; Perdana Leadership Foundation, ۲۰۱۴. Retrieved Mar.۳۰, ۲۰۱۵, from http://www.perdana. org.my/pms-of-malaysia/tun- abdullah-ahmad-badawi; A. J. Stockwell, "Southeast Asia in war and peace: the end of European colonial empires", in The Cambridge history of Southeast A sia, ed. Nicholas Tarling, vol. ۴, Cambridge: Cambridge University Press, ۱۹۹۹; UMNO Online Merentasi Masa, ۲۰۱۴. Retrieved Mar.۳۰, ۲۰۱۵, from http://www.umno- online.my/wp-content/uploads/ ۲۰۱۴/۰۴/perlembagaan- umno.pdf; Lea E. Williams, Southeast A sia: a history, New York ۱۹۷۶; Mun Cheong Yong, "The political structures of the independent states", in The Cambridge history of Southeast A sia, ibid.


 / محمد احمدىمنش /


۱. United Malays National Organisation (UMNO) ۲. Means ۳. Stockwell ۴. Andaya ۵. Malayan Union ۶. Noer ۷. Liew ۸. Williams ۹. British High Commissioner ۱۰. Parmer ۱۱. Hwang ۱۲. Dató Onn Jaafar ۱۳. Hack ۱۴. Federation of Malayan ۱۵. Malaysian Chinese Association (MCA) ۱۶. Lapidus ۱۷. Firdaus Abdullah ۱۸. Pan-Malaysian Islamic Party (PMIP) ۱۹. Abaza ۲۰. The Alliance ۲۱. Federal Parliament ۲۲. National Operations Council (NOC) ۲۳. New Economic Policy (NEP) ۲۴. Barisan Nasional ۲۵. Tun Musa Hitam ۲۶. Milne ۲۷. Mauzy ۲۸. Societies Act ۲۹. Marzuki Mohamad ۳۰. UMNO Malaysia ۳۱. New United Malays National Organization (New UMNO) ۳۲. Yong ۳۳. Norani Othman ۳۴. Nasr ۳۵. Osman Bakar ۳۶. Noor ۳۷. The Economist ۳۸. Perdana Leadership Foundation ۳۹. Malaysia Today


 


 

نظر شما
مولفان
محمد احمدی منش ,
گروه
شبه قاره هند و جنوب شرق آسیا ,
رده موضوعی
جلد 22
تاریخ 96
وضعیت چاپ
  • چاپ شده