ساچا قلی زاده

معرف

عالم حنفى ترك قرن دوازدهم.
متن


 



ساچاقلىزاده، محمدافندى، عالم حنفى ترك قرن دوازدهم. نام اصلى وى محمدبن ابىبكر مرعشى بود و به ساچاقلىزاده شهرت داشت كه كنايه از كسى است كه دانش گسترده دارد (بروسهلى، ج ۱، ص ۳۲۵؛ چتينتاش[۱] ، ص۳۰). لقب او در منابع مختلف بهصورت سچاقلىزاده، ساچقلىزاده و ساجقلىزاده نيز ضبط شدهاست ( ساچاقلىزاده، ۱۴۰۸، ص ۷۹؛ حاجىخليفه، ج ۲، ستون ۱۱۴۷؛ بغدادى، ج ۲، ستون ۳۲۲). محل تولد او را مرعش (جنوبشرقى تركيه) و تاريخ تولدش را ربع سوم يا چهارم قرن يازدهم ذكر كردهاند ( ثريا، ج ۴، ص ۲۳۴؛ اوزجان[۲] ، ص ۵۳؛ ساچاقلىزاده، ۱۴۲۹، مقدمه سالم قدورى الحمد، ص ۱۴ـ۱۵). درباره خانواده وى اطلاعات چندانى در دست نيست. پدرش ابوبكرافندى از روحانيان مرعش بود (اوزجان، همانجا). منابع از برادر او، عثمانافندى، كه به كار ارشاد و وعظ در يكى از روستاهاى مرعش اشتغال داشت، و فرزند ساچاقلىزاده، ابراهيم، نيز نام بردهاند ( گونآيدين[۳] ، ص ۶۲ـ۶۳؛ ثريا، همانجا). ساچاقلىزاده تحصيلات مقدماتى را در مرعش بهپايان رساند. او تفسير را از محمدافندى عَينتابى، مؤلف تفسير تبيان، در مرعش و فقه را نيز از حمزهافندى دارِندهلى در مَلَطيه[۴] فراگرفت. پس از بازگشت از ملطيه و اقامت در مرعش براى شاگردى نزد عبدالغنى نابُلسى* (متوفى ۱۱۴۳) به دمشق رفت و از طريق او وارد طريقت شد و با كسب اجازه از او به مرعش بازگشت. ساچاقلىزاده در مرعش مقام و منصب رسمى نداشت، اما امامت جماعت مسجدى در آنجا را بهعهده گرفت و در مدرسه دينىِ كنار همان مسجد به تدريس و تأليف پرداخت (ساچاقلىزاده، ۱۴۲۹، همان مقدمه، ص ۱۶ـ۱۷؛ عادل نويهض، ج ۲، ص ۵۰۵؛ اوزجان، ص ۵۳ـ۵۴). از مهمترين شاگردان وى حسينبن حيدر بِرتِزى مرعشى، عبدالرحمانبن على عينتابى و محمدبن عمر دارندى بودهاند (اوزجان، ص ۵۵؛ ساچاقلىزاده، ۱۴۲۹، همان مقدمه، ص ۲۱). تاريخ وفات ساچاقلىزاده را منابع مختلف از ۱۱۵۰ تا ۱۱۵۵ ثبت كردهاند (براى نمونه حاجىخليفه، همانجا؛ جرجىزيدان، ج ۳، ص ۳۵۱؛ بغدادى؛ ثريا، همانجاها). به گزارش برخى، مزار وى در مرعش (مزار شيخعادل) است ( بروسهلى، ج ۱، ص۳۲۶؛ نيز عادل نويهض، همانجا)، اما ثريا (همانجا) مزارش را در اُسكدار[۵] / اشقودره و گوزلبى[۶] (ص ۱۰۸) در غازى عينتاب[۷] دانستهاند. مشرب فكرى ساچاقلىزاده به غزالى شباهت دارد و همانند او از فلسفه روىگردان و به تصوف علاقهمند است. از نظر او تصوف بخشى از علم اخلاق است و چون كاملترين نوع اخلاق فاضله را بيان مىكند، جايگاه ويژهاى دارد. در مقابل، او فلسفه را بسيار تقبيح مىكند و اشتغال به آن را حرام مىداند. كلامِ آميخته با فلسفه نيز از نظر او چنين است و بايد به پيروى از غزالى كنار نهاده شود. او خود از اشتغال به مباحث كلامى تبرى مىجست تا حدّى كه پس از نگارش نشرالطوالع در علم كلام اظهار ندامت كرد و آرزوى جمعآورى و ازبينبردن آن را داشت. اما كلامِ نياميخته با فلسفه را از علوم نافع مىشمرد ( ساچاقلىزاده، ۱۴۰۸، ص ۱۴۳، ۱۵۳، ۱۶۹، ۲۱۴؛ نيز اوزجان، ص ۵۹). ساچاقلىزاده آثار بسيارى در علوم مختلف و به زبان عربى داشتهاست، شمار آنها را ۳۰ تا ۶۵ اثر ذكر كردهاند ( بروسهلى، ج ۱، ص ۳۲۶ـ۳۲۷؛ ساچاقلىزاده، ۱۴۲۹، همان مقدمه، ص ۲۴ـ۳۸). مهمترين آنها بهترتيب موضوعى عبارتانداز: الف) علوم قرآن و تفسير: ۱. جُهدالمُقِل در تجويد كه در ۱۳۸۰ش/ ۲۰۰۱ بهكوشش سالم قَدورى الحمد در عمّان چاپ شد. ۲. رسالة فى كيفية اداء الضاد كه در ربيعالآخر ۱۴۱۶، به تصحيح حاتم صالح ضامن در مجله مجمع اللغة العربية بدمشق (ج۷۰، ش ۴، ص۶۴۰ـ۶۵۷) چاپ شد. ۳. تهذيب القرّاء. ۴. رسالة فى الآيات المتشابهات. ۵. حاشية تفسير الكشاف على سورة البقرة. ۶. عينالحياة فى بيان المناسبات فى سورة الفاتحة. ۷. غاية البرهان فى بيان اعظم آية فى القرآن در تفسير آيةالكرسى (بروسهلى، ج ۱، ص ۳۲۶؛ عادل نويهض، همانجا). ۸. تفسير سورة الكهف (اوزجان، ص ۵۷). ب) كلام: ۱. نشرالطوالع كه حاشيهاى بر طوالعالانوار عبداللّهبن عمر بيضاوى* است و در ۲۰۱۱ (۱۳۹۰ش) بهكوشش محمد يوسف ادريس در عَمّان چاپ شد. ۲. حاشية على شرح السعد للعقائد النسفية كه شرحى است بر شرحِ سعدالدين تفتازانى* بر العقائد النسفية (بغدادى، همانجا). ۳. رسالة الإرادة الجزئية (ساچاقلىزاده، ۱۴۲۹، همان مقدمه، ص ۲۹). ۴. رسالة الفرح و السرور يا رسالة فيما يَتعلَّقُ بوالدىِ النبى كه درباره اعتقاد دينى پدر و مادر پيامبر صلىاللّهعليهوآلهوسلم و مسئوليت آنها در آخرت است و ادعاى اهل نجات نبودن آنها را رد مىكند (همان مقدمه، ص۳۰ـ۳۱؛ د.ا.د.ترك، ذيل مادّه؛ نيز بولوت[۸] ، ص ۶۹ـ۷۱). رسالة فى تحقيق الايمان، رسالة فى تجديد الايمان، رسالة فى عذاب القبر و رسالة الغيب نيز از ديگر آثار او در مسائل كلامى است (د.ا.د.ترك، همانجا). ج) طبقهبندى علوم و منطق: ۱. ترتيبالعلوم كه مهمترين اثر ساچاقلىزاده است. او در اين كتاب از منظر دينى به طبقهبندى علوم پرداخته و در يك دستهبندى، علوم را به نافع، همانند عقايد و علوم مرتبط با قرآن، و مضر، همانند فلسفه و سِحر، و در دستهبندى ديگر به شرعى (مبتنى بر شريعت يا ضرورى براى فهم شريعت) و غير شرعى تقسيم كردهاست. يادگيرى هر علمى نيز، به همين نسبت، واجب، حرام يا مكروه است و آموزش هر علم، متناسب با متون آموزشى آن، در سه سطحِ اقتصار (موجز)، اقتصاد (مختصر) و استقصاء (مفصّل) صورت مىپذيرد ( ساچاقلىزاده، ۱۴۰۸، ص ۸۴ـ۱۰۵). گروهى اين اثر ساچاقلىزاده را انتقاد از جمود نظامِ حاكم بر مدارس دينى و اعتراض بر كيفيت تدريس در اين مدارس دانستهاند ( اولكن[۹] ، ص۳۴۰؛ اوزونچارشيلى[۱۰] ، ص ۲۳۷). ترتيبالعلوم بهكوشش محمداسماعيل سيداحمد در ۱۴۰۸ در بيروت منتشر شد. ۲. تقرير القوانين فى المنطق و المناظرة (د.ا.د.ترك، همانجا) كه ساچاقلىزاده در ترتيبالعلوم (ص ۱۴۱) از آن با نام تقرير قوانين المناظرة نام برده و بعد بهاختصار آن را ولدية ناميدهاست. ۳. حاشية على شرح رسالةالآدابِ طاشكوپرىزاده (بروسهلى، ج ۱، ص ۳۲۶). ۴) جامعالكنوز (بغدادى، ج ۲، ستون ۳۲۲). ۵. العرائس فى المنطق (بروسهلى، همانجا؛ ساچاقلىزاده، ۱۴۰۸، مقدمه محمداسماعيل سيداحمد، ص ۵۳). ۶. عندليب المناظرة (بغدادى، ج ۲، ستون ۳۲۳). ۷. شرح الرسالة السمرقندية اثر شمسالدين سمرقندى* (اوزجان، ص ۶۳). د) فقه: ۱.تسهيلالفرائض، رسالهاى درباره احكام ارث كه خود او شرحى با عنوان الاسهل بر آن نگاشتهاست (بغدادى، ج ۲، ستون ۳۲۲؛ اوزجان، همانجا). ۲. رسالة فى اتلاف الكِلاب المضرة. ۳. رسالة فى الفتاوى. ۴. حاشيه بر شرح ديباچه الطريقة المحمدية، حاشيهاى است نقدگونه بر شروحى كه بر كتاب الطريقهالمحمدية تقىالدين محمدبن پيرعلى بِرگِوى* نوشته شدهاست (بروسهلى، ج ۱، ص ۳۲۶ـ۳۲۷).



منابع : محمدطاهر بروسهلى، عثمانلى مؤلفلرى، استانبول ۱۳۳۳ـ۱۳۴۲؛ اسماعيل بغدادى، هديةالعارفين، ج ۲، در حاجىخليفه، ج ۶؛ محمد ثريا، سجل عثمانى، استانبول ۱۳۰۸ـ۱۳۱۵/ ۱۸۹۰ـ۱۸۹۷، چاپ افست انگلستان ۱۹۷۱؛ جرجىزيدان، تاريخ آداباللغة العربية، ج ۳، چاپ شوقىضيف، ]قاهره، بىتا.[؛ حاجىخليفه؛ محمدافندى ساچاقلىزاده، ترتيب العلوم، چاپ محمداسماعيل سيداحمد، بيروت ۱۴۰۸/ ۱۹۸۸؛ همو، جُهدالمُقِل، چاپ سالم قدورى الحمد، عَمّان ۱۴۲۹/ ۲۰۰۸؛ عادل نويهض، معجم المفسرين من صدر الاسلام حتى العصر الحاضر، بيروت ۱۴۰۹/ ۱۹۸۸؛



 



Halil Iè brahim Bulut, "Osmanlâ müelliflerinden Maraílâ Saçaklâzâde ve ebeveyn-i Resul konusundaki görüíleri", in ۱. Kahramanmaraí Sempozyumu: ۶-۸ Mayis ۲۰۰۴, vol. ۱, Iè stanbul: Organizasyon Maraíder-Kahramanmaraí Belediyesi, ۲۰۰۵; Iè brahim Çetintaí, "Saçaklâzâde ve ilimleri sânâflandârmasâ", doktora tezi, Ankara Üniversitesi, Sosyal Bilimler Enstitüsü, ۲۰۰۶; Mehmet Günaydân, "Saçaklâzâde ìeyh Osman Efendi", Dört mevsim maraí, vol.۱, no.۲ (bahar ۲۰۰۴); Cemil Cahit Güzelbey, Gaziantep evliyalari, Gaziantep ۱۹۶۴; Tahsin Özcan, "Maraílâ bir Osmanlâ alimi: Saçaklâzâde Mehmed Efendi ve eserleri", in ۱. Kahramanmaraí Sempozyumu, ibid; TDVIè A , s.v. "Saçaklâzâde Mehmed Efendi" (by Tahsin Özcan); Hilmi Ziya Ülken, Uyanií devirlerinde tercümenin rolü, Iè stanbul ۱۹۳۵; Iè smail Hakkâ Uzunçaríâlâ, Osmanli devletinin ilmiye teíkilâti, Ankara ۱۹۸۸ .



/ ناصر پورابراهيم /



 



۱. Çetintaí ۲. Özcan ۳. Günaydân ۴. Malatya ۵. Üsküdar ۶. Güzelbey ۷. Gaziantep ۸. Bulut ۹. Ülken ۱۰. Uzunçaríâlâ



 


نظر شما
مولفان
ناصر پور ابراهیم ,
گروه
قرآن و حدیث ,
رده موضوعی
جلد 22
تاریخ 96
وضعیت چاپ
  • چاپ شده